حکمت عملی یا اخلاق مرتضوی (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Ketab238.jpg
نویسنده میرزا مهدی الهی قمشه ای
موضوع شرح و ترجمه حدیث
زبان فارسی
تعداد جلد ۱
مقدمه و تعليق حسن حسن‌زاده آملی

حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى

كتاب «حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى» مشتمل بر صد كلام از كلمات قصار امام على (علیه‌السلام) است، که با شرح و ترجمه فارسى ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى و مقدمه و تعليقات علامه حسن‌زاده آملى، در سال ۱۳۸۵ به چاپ رسيده است.

مؤلف

میرزا مهدى الهى قمشه‌اى (۱۳۹۳-۱۳۱۹ ق) عالم ربانی، فقیه، ادیب، فیلسوف و عارف نامدار شیعه معاصر است.

وی از شاگردان شهید مدرس، میرزا محمدطاهر تنکابنى و آقا حسین قمی بود و خود از اساتید عالمان بزرگانی چون علامه حسن‌زاده آملى و علامه جوادى آملى گردید.

«ترجمه قرآن الهى قمشه‌اى» از مهمترین و مشهورترین ترجمه های قرآن کریم به شمار می رود. ترجمه صحیفه سجادیه و ترجمه مفاتیح الجنان از دیگر آثار ماندگار اوست.

محتوای کتاب

نام كامل اين كتاب عبارت است از: «حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى: صد كلام از كلمات قصار سيد الموحدين و سرّ العارفين، اميرالمؤمنين امام على(ع)».

کتاب حاضر سخنان امام على(علیه السلام) را در زمینه خداشناسی، اخلاق و تهذیب نفس، با استفاده از آیات قرآن و احادیث شرح می دهد. نویسنده به روش توصیفی و از دیدگاه فلسفی و عرفانی، به شیوه های سلوک معنوی از منظر اميرالمؤمنين(ع) اشاره می کند.

کتاب از دو نامه و ده مقاله مشتمل بر حكمت‌هايى از امام على(علیه السلام) و يك خاتمه تشكيل يافته است. در ابتداى كتاب، دو نامه از علامه حسن حسن‌زاده آملى ذكر شده كه به‌مناسبت رحلت استاد ايشان، ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى نوشته و در آن، شرح حال مختصرى از زندگانى او را بيان كرده است.

متن اصلى كتاب، متشكل از ده مقاله به قلم آیت الله الهى قمشه‌اى، به اين شرح است:

  1. شناخت خدا، بالاترين شناخت‌هاست: اينكه هركس خدا را شناخت، به يكتايى و يگانگى او معترف مى‌شود و موحد حقيقى مى‌گردد و موحد حقيقى تمام توجه و شوق و عشق او به خداست و هر حاجتى را نيز تنها از خدا مى‌خواهد، بلكه حاجتى جز خدا ندارد و دلش از خدا هراسان و به او اميدوار است و تنها از خدا مى‌ترسد و به خدا توكل مى‌كند و هركس توكلش بر خدا بيشتر باشد، خداشناس‌تر است و در كارها اعتماد به غير خدا ندارد و در كليه امور توجهش به خدا مى‌شود. چنين شناختى از خدا، بر گفتار و رفتار و كردار او اثر خواهد گذاشت و نتيجه آن، سنجيده سخن گفتن و ترحم و مهربانى و عذرپذيرى نسبت به نيك و بد و درخواست حاجت تنها از خداوند خواهد بود.
  2. توحيد خدا و اخلاص به حق تعالى: به اين معنا كه او را از حد وصف عقل و ادراک فراتر بداند؛ به‌گونه‌اى كه دريابد كه هيچ‌يک از موجودات، توانايى درک او را نخواهند داشت و منقطع از همه خلق گردد تا به خالق راه يابد. نویسنده در شرح اخلاص در عبادت، آن را بلندترين مقام ايمان مى‌داند و معتقد است: اينكه هيچ شائبه‌ى شرک و ريا در او نباشد و در او هواى نفس هيچ مداخله‌اى نكند و جز رضا و خشنودى حق در آن عمل هيچ منظورى نداشته باشد.
  3. ايمان به خدا و آثار ايمان كه عمل صالح و كار خير است براى زاد سفر به جهان آخرت: اينكه ايمان به خدا تنها لفظ و حرف بر زبان نيست، بلكه حقيقت ايمان، اول، معرفت و شناسايى خداست به قلب و به باطن ذات و مطابق قلب بر زبان نيز جارى سازد تا خلق را هم به ايمان دعوت كند، كه چون زبان با قلب مطابق شد، سخن مؤثر خواهد بود.
  4. اوصاف و نشانه‌هاى اهل ايمان كه محبت به خدا و شوق به عالم مافوق‌الطبيعه است و مراتب يقين و اوصاف پاكان. نویسنده، صفات اهل يقين را توكل و تسليم و رضا و انس و محبت و عشق و حيرت در جمال و جلال خدا مى‌داند. ايشان نشانه ايمان شخص را وفاى به عهد مى‌داند و اينكه عشق و محبت به طاعت او داشته و از اطاعت شياطين انس و جن متنفر باشد و نيز وفا به خلق در تمام قول و عقود زواج و شركت و معاملات.
  5. تربيت و تهذيب نفس ناطقه: نویسنده بر اين باور است كه هركس در باطن و در عالم صغير، موسى و فرعونى است و اگر بخواهد مقام كمال موسوى را دريابد، با فرعون نفس خودبين مخالفت كند، وگرنه چون فرعون غرق درياى هلاك شود و اگر اطاعت موساى عقل و ايمان كند، مانند موسى به تحيت حضرت حق سرافراز گردد و در آسمان‌هاى عوالم عقلى با موسى هم‌پرواز شود.
  6. اخلاق فاضله و وفا و صفا و حفظ قول و عهد بين خدا و خلق: مؤلف، نتيجه حسن خلق را ملكه حكمت و سخاوت و عدالت و شجاعت و علوّ همت مى‌داند و معتقد است: اين مسئله، دليل شرافت ذاتى و عظمت روحى او و بودن وى از خاندان اصالت و نجابت است و به‌عكس، آن كس كه اخلاقش زشت است، دليل بدگوهرى و بى‌اصالتى است و اغلب از خاندانى پست‌همت و حقيرالنفس و بى‌شرافت و نجابت است.
  7. حقيقت دنيا و فراغ نفوس قدسى از شواغل و موانع جسمانى عالم طبيعت: نویسنده، شرط وصول انسان به نعمت‌هاى ابدى و لذات حقيقى عالم آخرت را گذشتن از سر شهوات حرام دنيا مى‌داند.
  8. سعادت حقيقى و لذات روحانى و حب و ذكر و اشتياق به خدا: نویسنده، كسى را عاقل مى‌داند كه در طلب علم و ايمان و معرفت خداست در مقام عقل نظرى، و به كار تزكيه و تربيت و تهذيب نفس است در عقل عملى؛ يعنى كسى كه در تكميل قوه دانش و كنش خود تا آنجا كه بتواند سعى كند.
  9. احسان به خلق، به مال و جاه و قدرت و زبان و غيره.
  10. امور اجتماعى: سزاوار است عاقل از مستى ثروت و مال و مستى قدرت و جاه و مستى علم و دانش و مستى مدح و ثناى مردم و مستى و غرور جوانى دورى كند، كه تمام اينها را بوى ناخوش و عفنى است كه عقل انسان را زائل مى‌كند و ادب و وقار انسانيت را سبک و خفيف مى‌سازد.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه