انطاکیه
«اَنطاکیه» شهرى باستانی در روم شرقی، که اکنون جزو قلمرو کشور ترکیه است و در سال ۱۷ هجرى به تصرف مسلمانان درآمد. نام «انطاکیه» در قرآن کریم نیامده، اما برخی مفسران در شأن نزول آیاتى، از این شهر و صفات مردم آن یاد کردهاند.
تاریخچه انطاکیه
اَنطاکیه که با تاى منقوط نیز خوانده شده،[۱] شهرى در روم باستان[۲] بوده که به دست یونانیان[۳] در سال ۳۰۰ قبل از میلاد[۴] بنا شده و هماکنون جزو قلمرو کشور ترکیه است.[۵] سازنده آن را انطیقس یا انطیوخوس (معرّب انطیوکوس) سومین پادشاه پس از اسکندر گفتهاند؛[۶] ولى برخى فرزند وى سلوکوس نیکاتور را سازنده آن دانستهاند. وى این شهر را انطاکیه نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.[۷]
برخى نیز بر آناند که پدر بناى آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛[۸] اما دستهاى از مورخان بناى آن را توسط انطاکیة دختر روم بن یقن بن سام بن حضرت نوح علیهالسلام دانستهاند.[۹]
این شهر زمانى یکى از سه شهر بزرگ سرزمین روم به شمار مىآمد و داراى موقعیتى سرسبز، نهرهاى آب خوشگوار و مرکز تجارت آسیاى غربى و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود.[۱۰]
نصارا نیز از شهر انطاکیه با وصف شهر خدا، شهر شاهى و مادر شهرها یاد مىکردند زیرا نخستین شهرى بود که اهل آن همگى به حضرت مسیح علیهالسلام و به دین نصارا گرویدند.[۱۱] با آمدن مسیحیان، این شهر به صورت مرکزی دینی درآمد.[۱۲] پولس و برنابا از حواریان حضرت عیسى علیهالسلام در آنجا به تبلیغ اشتغال داشتند.[۱۳] «انطاکیه» براى مسیحیان، دومین شهر مذهبى محسوب مى شد، و شهر اولشان «بیت المقدس» بود که حضرت مسیح علیه السلام دعوت خود را از آنجا آغاز کرد.
قبر «مؤمن آلیاسین» که نامش را «حبیب نجار» گفتهاند در انطاکیه زیارتگاه مردم است.[۱۴] قبر یحیى بن زکریا علیهماالسلام نیز در این شهر قرار دارد.[۱۵]
شهر انطاکیه پیش از اسلام، محل کشمکش و درگیرى بین اقوام و پیروان ادیان یهود، نصارا و بتپرستان بوده است. پس از تشکیل دولت ساسانی در ۲۲۶ میلادی و آغاز رقابت میان ایران و روم، انطاکیه صحنۀ شدیدترین برخوردها میان دو دولت گردید. این شهر یکبار به دست شاپور اول در سال ۲۶۰[۱۶] و بار دیگر توسط کسرا انوشیروان در سال ۵۳۸ میلادى فتح شد.[۱۷]
همچنین، مسلمانان در سال ۶۳۸ میلادى مطابق با سال ۱۷ هجرى، در زمان خلیفه دوم انطاکیه را به تصرف خود درآوردند.[۱۸] مردم آن که مسیحى بودند پرداخت جزیه را پذیرفتند، و بر آئین خود باقى ماندند.[۱۹] پس از این نیز، ناحیۀ انطاکیه صحنۀ برخورد دائمی میان بیزانس و دولتهای اسلامی گردید. در زمان تسلط مغولان بر منطقه، شهر انطاکیه از تعرض آنان مصون ماند، چنانکه عدهای نیز از ترس مغولان در آنجا پناهنده شدند که این امر موجب افزایش جمعیت گردید.
از آثار تاریخی این شهر، قلعه و باروها، کلیسا و صومعۀ پیر مقدس، مسجد حبیب نجار ـ که در آغاز، کلیسا بوده و پس از دورۀ اسلامی به مسجد تبدیل شده است ـ پلهای ترایانوس و دیوکلتیانوس و دروازۀ آهنین، را میتوان نام برد.
انطاکیه در قرآن
در قرآن کریم نام انطاکیه نیامده، لیکن مفسران در شأن نزول آیاتى، از انطاکیه و شهروندان آن یاد کردهاند. این آیات دو دسته است: آیاتى که به نظر جمعى از مفسران درباره انطاکیه و اهل آن است[۲۰] و آن آیه ۱۳ سوره یس: «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْیةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ» و آیات پس از آن است که به داستان اصحاب القریه پرداخته است و بیشتر مفسران مقصود از قریه را انطاکیه دانستهاند؛ لیکن در چگونگى داستان و نام فرستادگانى که به آنجا گسیل شدهاند و این که از جانب خداوند یا حضرت عیسى علیهالسلام اعزام شدهاند و چگونگى برخورد آنها با مردم و برخورد حاکم و مردم با آنان، نیز کشتن مردى که به این سه رسول گرایید و سرانجامِ کافران و پادشاه در نگاه مفسران و مورخان اختلاف است.[۲۱]
از شواهد تاریخى و برخى روایات و گفته مفسران ذیل آیه ۱۴ سوره صف،[۲۲] برمىآید که اهل انطاکیه و پادشاه آن همگى یا دستهاى از آنان ایمان آوردند؛[۲۳] اما از سویى، روایات و شواهد تاریخى دیگر و ظاهر آیات پیشگفته سوره یس، بیانگر کفر و سرانجام عذاب همه آنان از جمله پادشاه است.[۲۴] از این رو برخى درباره قول مشهور تردید کرده[۲۵] و برخى آن را رد کرده و گفتهاند: پیوند داستان طرح شده در سوره یس با انطاکیه بسیار ضعیف است،[۲۶] جز این که بگوییم در انطاکیه در دو برهه زمانى دو رویداد اتفاق افتاده است: یکى فرستادن رسولان از سوى خداوند و تکذیب آنان از سوى اهل انطاکیه در حالى که تنها یک نفر (مؤمن آل یاسین) ایمان آورد و بدست آنان کشته شد و خداوند اهل آن شهر را با عذاب فراگیر نابود کرد؛ و دیگرى آن که پس از آبادانى مجدد شهر انطاکیه، حضرت عیسى علیهالسلام فرستادگانى به آنجا گسیل داشته و این بار مردم انطاکیه به آنها ایمان آوردند[۲۷] و این موضوع در آیه ۱۴ سوره صف گزارش شده است: «...فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ...».[۲۸]
این احتمال نیز دور از حقیقت نیست که داستانهاى متفاوت ممکن است مربوط به دو انطاکیه باشد؛[۲۹] زیرا در گذشته شهرهاى زیادى به نام انطاکیه وجود داشته است.[۳۰]
آیات مورد اختلاف که برخى آن را درباره شهر انطاکیه دانستهاند عبارتند از:
- الف. در آیه ۱۴ سوره صف خداوند به ایمان دستهاى از بنىاسرائیل به حضرت عیسى علیهالسلام اشاره دارد: «فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ وَکفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَیّدْنَا الَّذِینَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِینَ» برخى بر آناند که مقصود از بنىاسرائیل در این آیه اهل انطاکیهاند.[۳۱]
- ب. برخى اصحاب رسّ در دو آیه ذیل را اهل انطاکیه دانستهاند: «وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَینَ ذَلِک کثِیرًا» (سوره فرقان/۲۵، ۳۸) و «کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ» (سوره ق/۵۰، ۱۲). گفتهاند: رسّ چاهى بود در انطاکیه که بتپرستان مؤمن آل یاسین را در آن افکنده و کشتند[۳۲] و از این رو به اصحاب رسّ مشهور شدند.
- ج. «فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَیا أَهْلَ قَرْیةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن یضَیفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یرِیدُ أَنْ ینقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیهِ أَجْرًا». (سوره کهف/۱۸، ۷۷) این آیه و آیات پیش از آن، همراهى حضرت موسى و حضرت خضر علیهماالسلام را گزارش مىکند؛ آن دو در سفر به قریهاى رسیدند و از اهل آن طعام خواستند؛ اما اهل قریه از اطعام آنان خوددارى کردند. برخى مفسران مراد از قریه در این آیه را انطاکیه دانستهاند.[۳۳]
- د. برخى نیز مقصود از قریه در آیه ۱۶۳ سوره اعراف را انطاکیه دانستهاند.[۳۴] در این آیه به تجاوز اصحاب سبت از حدود الهى اشاره شده است: «واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیةِ الَّتِی کانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَیوْمَ لاَ یسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ کذَلِک نَبْلُوهُم بِمَا کانُوا یفْسُقُونَ».
پانویس
- پرش به بالا ↑ التعریف والاعلام، ص ۱۱۱؛ تفسیر قرطبى، ج ۱۵، ص ۱۱.
- پرش به بالا ↑ جامعالبیان، ج ۲۲، ص ۱۸۶؛ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۵؛ نمونه، ج ۱۸، ص ۳۴۰ـ۳۵۹.
- پرش به بالا ↑ دائرةالمعارف بستانى، ج ۴، ص ۵۰۸.
- پرش به بالا ↑ دائرةالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص ۶۲؛ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۵.
- پرش به بالا ↑ نمونه، ج ۱۸، ص ۳۴۰.
- پرش به بالا ↑ معجم البلدان، ج ۱، ص ۲۶۶.
- پرش به بالا ↑ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۶.
- پرش به بالا ↑ معجم البلدان، ج ۱، ص ۲۶۶.
- پرش به بالا ↑ معجمالبلدان، ج ۱، ص ۲۶۶؛ آثار البلاد، ص ۱۵۰.
- پرش به بالا ↑ دائرةالمعارف بستانى، ج ۴، ص ۵۰۶؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۲۶۶ـ۲۶۷؛ نمونه، ج ۱۸، ص ۳۵۹.
- پرش به بالا ↑ التنبیه والاشراف، ص ۱۱۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۵۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۱، ص ۲۰۷.
- پرش به بالا ↑ یعقوبی، ۱/ ۱۵۳؛ مسعودی، ۲/ ۱۸۲.
- پرش به بالا ↑ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۵.
- پرش به بالا ↑ الموسوعة الذهبیه، ج ۶، ص ۱۸۰؛ آثار البلاد، ص ۱۵۱؛ الکشاف، ج ۴، ص ۱۰.
- پرش به بالا ↑ آثارالبلاد، ص ۱۵۱.
- پرش به بالا ↑ دائرةالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص ۶۲.
- پرش به بالا ↑ تاریخ یعقوبى، ج ۱، ص ۱۶۵؛ مروج الذهب، ج ۱، ص ۲۹۱؛ المسالک، ج ۱، ص ۲۸۸.
- پرش به بالا ↑ دائرةالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص ۶۳؛ دائرةالمعارف بستانى، ج ۴، ص ۵۱۱.
- پرش به بالا ↑ فرهنگ قصص قرآن، ماده «انطاکیه»، ص ۳۲۰.
- پرش به بالا ↑ تفسیر قرطبى، ج ۱۵، ص ۱۱؛ المنیر، ج ۲۲، ص ۳۰۰، ۳۰۲؛ التحریر والتنویر؛ ج ۲۲، ص ۳۵۸.
- پرش به بالا ↑ تاریخ طبرى، ج ۱، ص ۳۷۹.
- پرش به بالا ↑ البدایة والنهایه، ج ۲، ص ۶۷؛ التحریر والتنویر، ج ۲۲، ص ۳۵۹.
- پرش به بالا ↑ تفسیر قمى، ج ۲، ص ۱۸۷ـ۱۸۹؛ قصص الانبیاء، راوندى، ص ۲۷۴.
- پرش به بالا ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۵۷۶.
- پرش به بالا ↑ همان، ص ۵۷۴.
- پرش به بالا ↑ البدایة والنهایه، ج ۱، ص ۲۰۷.
- پرش به بالا ↑ همان، ص ۲۰۷ـ۲۰۸.
- پرش به بالا ↑ همان، ج۲، ص۶۷.
- پرش به بالا ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۵۷۷.
- پرش به بالا ↑ قاموس کتاب مقدس، ص ۱۱۶.
- پرش به بالا ↑ البدایه والنهایه، ج۲، ص۶۷.
- پرش به بالا ↑ روض الجنان، ج ۱۴، ص ۲۲۲.
- پرش به بالا ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص ۷۵۱؛ الجوهرالثمین، ج ۴، ص ۹۳.
- پرش به بالا ↑ التعریف والاعلام، ص ۱۱۱.
منابع
- دائرةالمعارف قرآن کریم، محمدمهدى خراسانى، ج ۴، ص ۵۳۵-۵۳۸.
- "انطاکیه" دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- "ماجراى رسولان انطاکیه چه بود؟"، آیین رحمت - دفتر آیتالله مکارم شیرازی.