مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

خبر واحد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ادله اصولیون در حجیت خبر واحد)
(ویرایش)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
خبر واحد حدیثی است که راویانش به حد تواتر نرسیده اند و مفید ظن است. اگر خبر واحد با قراینی همراه شود، حجت است. این قراین مختلف‌اند و گاهی موجب قطع به صدور حدیث می‌شوند. درباره حجیت خبر واحد به دلایلی از قرآن و سنت و عقل و اجماع تمسک می شود.   
+
«خبر واحد» [[حدیث|حدیثی]] است که راویانش به حد [[خبر متواتر|تواتر]] نرسیده اند و مفید ظنّ است. اگر خبر واحد با قراینی همراه شود، [[حجت]] است. این قراین مختلف‌اند و گاهی موجب قطع به صدور حدیث می‌شوند. درباره حجیت خبر واحد به دلایلی از [[قرآن]] و [[سنت]] و [[عقل]] و [[اجماع]] تمسک می شود.   
  
==تعاریف خبر واحد<ref>بحث‌های مقارن در علم الحدیث(3)، محمد رحمانی؛ اخبار تقریب ـ شماره 36، آذر 78.</ref>==
+
==تعاریف خبر واحد<ref>بحث‌های مقارن در علم الحدیث(۳)، محمد رحمانی؛ اخبار تقریب ـ شماره ۳۶، آذر ۷۸.</ref>==
  
* شهید ثانی: آحاد و هو ما لاینتهی الی المتواتر منه، ای عن الخبر، سواء کان الراوی واحدا ام اکثر؛<ref>الدرایة فی علم مصطلح الحدیث، نجف، مطبعة النعمان، ص15.</ref> خبر آحاد، عبارت است از خبری که به حد متواتر نمی‌رسد چه راوی آن یک نفر باشد و یا بیشتر.
+
*[[شهید ثانی]]: آحاد و هو ما لاینتهی الی المتواتر منه، ای عن الخبر، سواء کان الراوی واحدا ام اکثر؛<ref>الدرایة فی علم مصطلح الحدیث، نجف، مطبعة النعمان، ص۱۵.</ref> خبر آحاد، عبارت است از خبری که به حد [[خبر متواتر|متواتر]] نمی‌رسد چه راوی آن یک نفر باشد و یا بیشتر.
  
* صاحب معالم: خبرالواحد هو مالم یبلغ حد التواتر سواء کثرت رواته ام قلت و لیس شانه افاده العلم بنفسه؛<ref>معالم الاصول، ‌انتشارات اسلامیه، ص186.</ref> خبر واحد، خبری است که به حد تواتر نرسد چه راویانش زیاد باشند یا کم و شان آن به تنهایی حصول علم نباشد.
+
*[[صاحب معالم]]: خبرالواحد هو ما لم یبلغ حد التواتر سواء کثرت رواته ام قلت و لیس شأنه افادة العلم بنفسه؛<ref>معالم الاصول، ‌انتشارات اسلامیه، ص۱۸۶.</ref> خبر واحد، خبری است که به حد تواتر نرسد چه راویانش زیاد باشند یا کم و شأن آن به تنهایی حصول علم نباشد.
  
* علامه حلی: خبر الواحد هو ما یفید الظن و ان تعدد المخبر؛<ref>مبادی، الوصول، ص203.</ref> خبر واحد، خبری است که افاده ظن می‌کند، هر چند راویانش متعدد باشند.
+
*[[علامه حلی]]: خبر الواحد هو ما یفید الظن و ان تعدد المخبر؛<ref>مبادی، الوصول، ص۲۰۳.</ref> خبر واحد، خبری است که افاده ظن می‌کند، هر چند راویانش متعدد باشند.
 +
*[[شیخ طوسی]]: با توجه به مقدمه شیخ طوسی در [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]]، منظور ایشان از خبر واحد خبری است که [[خبر متواتر|متواتر]] نباشد یا با قرینه‌ای که موجب علم بدان می‌گردد، همراه نباشد و این قرائن عبارتند از:
  
==منظور شیخ طوسی از خبر واحد==
+
#مطابقت با ادله [[عقل]] و مقتضای آن
 
+
#مطابقت با ظاهر [[قرآن]]
با توجه به مقدمه [[شیخ طوسی]] در استبصار منظور ایشان از خبر واحد خبری است که متواتر نباشد یا با قرینه‌ای که موجب علم بدان می‌گردد، همراه نباشد و این قرائن عبارتند از:
+
#مطابقت با [[سنت]] قطعی
 
+
#مطابقت با [[اجماع]] مسلمین
# مطابقت با ادله عقل و مقتضای آن
+
#مطابقت با اجماع فرقه محقّه ([[امامیه]]).<ref>و ‌ما ‌لیس‌ به متواتر ‌علی‌ ضربین‌ فضرب‌ ‌منه‌ یوجب‌ العلم‌ ‌أیضا‌، و ‌هو‌ ‌کل‌ خبر تقترن‌ الیه‌ قرینة توجب‌ العلم‌، و ‌ما یجری‌ ‌هذا‌ المجری‌ ‌یجب‌ ایضا العمل‌ ‌به‌، و ‌هو‌ لاحق‌ بالقسم‌ ‌الأوّل‌، والقرائن‌ أشیاء کثیرة ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة لادلة العقل‌ و مقتضاه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة لظاهر القرآن‌: إما لظاهره‌ ‌أو‌ عمومه‌ او دلیل‌ خطابه‌ ‌أو‌ فحواه‌، فکل‌ّ ‌هذه‌ القرائن‌ توجب‌ العلم‌ و تخرج‌ الخبر ‌عن‌ حیز الآحاد و تدخله‌ ‌فی‌ باب‌ المعلوم‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقه‌ للسنة المقطوع‌ ‌بها‌ إما صریحا ‌أو‌ دلیلا ‌أو‌ فحوی‌ ‌أو‌ عموما، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمع‌ المسلمون‌ ‌علیه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمعت‌ ‌علیه‌ الفرقة المحقّة فان‌ جمیع‌ ‌هذه‌ القرائن‌ تخرج‌ الخبر ‌من‌ حیز الآحاد و تدخله‌ ‌فی‌ باب‌ المعلوم‌ و توجب‌ العمل‌ ‌به‌ و ‌أما‌ القسم‌ الآخر: فهو ‌کل‌ خبر ‌لا‌‌یکون‌ متواترا و یتعری‌ ‌من‌ واحد ‌من‌ ‌هذه‌ القرائن‌ فان‌ ‌ذلک‌ خبر واحد و ‌یجوز‌ العمل‌ ‌به‌ ‌علی‌ شروط.(الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ابى جعفر محمد بن الحسن طوسى، الجزء الأول، النجف ۱۳۷۵ ه‍، ص۳ و ۴)</ref>
# مطابقت با ظاهر قرآن
 
# مطابقت با سنت قطعی
 
# مطابقت با اجماع مسلمین
 
# مطابقت با اجماع فرقه محقه (شیعه اثنی عشری).<ref>و ‌ما ‌ليس‌ به متواتر ‌علي‌ ضربين‌ فضرب‌ ‌منه‌ يوجب‌ العلم‌ ‌أيضا‌، و ‌هو‌ ‌کل‌ خبر تقترن‌ اليه‌ قرينة توجب‌ العلم‌، و ‌ما يجري‌ ‌هذا‌ المجري‌ ‌يجب‌ ايضا العمل‌ ‌به‌، و ‌هو‌ لاحق‌ بالقسم‌ ‌الأوّل‌، والقرائن‌ أشياء كثيرة ‌منها‌ ‌إن‌ تكون‌ مطابقة لادلة العقل‌ و مقتضاه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تكون‌ مطابقة لظاهر القرآن‌: إما لظاهره‌ ‌أو‌ عمومه‌ او دليل‌ خطابه‌ ‌أو‌ فحواه‌، فكل‌ّ ‌هذه‌ القرائن‌ توجب‌ العلم‌ و تخرج‌ الخبر ‌عن‌ حيّز الآحاد و تدخله‌ ‌في‌ باب‌ المعلوم‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تكون‌ مطابقه‌ للسنة المقطوع‌ ‌بها‌ إما صريحا ‌أو‌ دليلا ‌أو‌ فحوي‌ ‌أو‌ عموما، و ‌منها‌ ‌إن‌ تكون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمع‌ المسلمون‌ ‌عليه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تكون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمعت‌ ‌عليه‌ الفرقة المحقّة فان‌ جميع‌ ‌هذه‌ القرائن‌ تخرج‌ الخبر ‌من‌ حيّز الآحاد و تدخله‌ ‌في‌ باب‌ المعلوم‌ و توجب‌ العمل‌ ‌به‌ و ‌أما‌ القسم‌ الآخر: فهو ‌کل‌ خبر ‌لا‌‌يکون‌ متواترا و يتعري‌ ‌من‌ واحد ‌من‌ ‌هذه‌ القرائن‌ فان‌ ‌ذلک‌ خبر واحد و ‌يجوز‌ العمل‌ ‌به‌ ‌علي‌ شروط.(الاستبصار فيما اختلف من الاخبار، ابى جعفر محمد بن الحسن طوسى، الجزء الأول، النجف 1375 ه‍، ص3 و 4)</ref>
 
  
 
==حکم خبر واحد==
 
==حکم خبر واحد==
  
مطابق با گفته فیض کاشانی دارا بودن هر یک از شرایط زیر به تنهایی قرینه‌ای است که اعتماد بر [[حدیث]] و وثوق به صدور آن را موجب می‌شود:
+
مطابق با گفته [[فیض کاشانی]]، دارا بودن هر یک از شرایط زیر به تنهایی قرینه‌ای است که اعتماد بر [[حدیث]] و وثوق به صدور آن را موجب می‌شود:
 
 
# وجود حدیث در چندین اصل از اصول أربعمأه
 
# وجود حدیث در یك اصل به طریق متعدد
 
# وجود حدیث در اصلی كه جامع آن از اصحاب اجماع است، مثل: زراره، محمد بن مسلم و...
 
# وجود حدیث در كتابی كه بر معصوم علیه‌السلام عرضه شده و امام بر آن ثنا نموده. مانند کتاب عبیدالله حلبی که بر [[امام صادق]] علیه‌السلام عرضه نمود و دو کتاب یونس بن عبدالرحمن و فضل بن شاذان که بر [[امام حسن عسکری]] علیه‌السلام عرضه شدند.
 
# وجود حدیث در كتاب‌های مورد اعتماد سلف شیعه.<ref>الوافی: 1/22، المقدّمه الثانیه، توقیف فی تنویع الحدیث المعتبر.</ref>
 
  
این‌ها به انضمام قرائنی که [[شیخ طوسی]] ذکر نمود موجب حجیت حدیث در عمل می‌گردد. اما در مورد حدیثی که این قرائن را ندارد اصولیون معتقدند که اگر راوی یا راویان عادل باشند و لااقل اگر اطمینانی به راستگوئی آنان باشد می‌توان روایات آن‌ها را مورد استناد قرار داد.
+
#وجود حدیث در چندین اصل از [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول أربعمائه]]
 +
#وجود حدیث در یک اصل به طریق متعدد
 +
#وجود حدیث در اصلی که جامع آن از [[اصحاب اجماع]] است، مثل: [[زرارة بن اعین|زراره]]، [[محمد بن مسلم]] و...
 +
#وجود حدیث در کتابی که بر [[معصوم]] علیه‌السلام عرضه شده و امام بر آن ثنا نموده. مانند کتاب عبیدالله حلبی که بر [[امام صادق]] علیه‌السلام عرضه نمود و دو کتاب [[یونس بن عبدالرحمن]] و [[فضل بن شاذان]] که بر [[امام حسن عسکری]] علیه‌السلام عرضه شدند.
 +
#وجود حدیث در کتاب‌های مورد اعتماد سلف [[شیعه]].<ref>الوافی: ۱/۲۲، المقدّمه الثانیه، توقیف فی تنویع الحدیث المعتبر.</ref>
  
==ادله اصولیون در حجیت خبر واحد==
+
این‌ها به انضمام قرائنی که [[شیخ طوسی]] ذکر نمود موجب حجیت حدیث در عمل می‌گردد. اما در مورد حدیثی که این قرائن را ندارد، اصولیون معتقدند که اگر راوی یا راویان آن عادل باشند و لااقل اگر اطمینانی به راستگوئی آنان باشد می‌توان روایات آن‌ها را مورد استناد قرار داد.
===ادله حجیت خبر واحد از قرآن===
 
  
مشهورترین دلیل قرآنی اصولیون در حجیت خبر واحد «[[آیه نبا]]» است که می‌فرماید: {{متن قرآن|«...إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا...»}}؛<ref>[[سوره حجرات]]/6.</ref> اگر [[فسق|فاسق]]ی خبری به شما داد، درباره خبر او تحقیق کنید و تحقیق نکرده به آن ترتیب اثر ندهید.
+
==ادله حجیت خبر واحد==
 +
===ادله قرآنی===
  
مفهوم آیه این است که اگر فرد عادل و مورد اعتمادی خبری به شما داد، ترتیب اثر بدهید. پس مفهوم این آیه دلیل بر حجیت خبر واحد است.<ref>آشنایی با علوم اسلامی، شهید مرتضی مطهری، ج3 (اصول فقه-فقه)، درس چهارم، خبر واحد.</ref>
+
مشهورترین دلیل [[قرآن|قرآنی]] اصولیون در حجیت خبر واحد «[[آيه نبأ]]» است که می‌فرماید: {{متن قرآن|«...إِنْ جَاءَکمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا...»}}؛<ref>[[سوره حجرات]]/۶.</ref> اگر [[فسق|فاسق]]ی خبری به شما داد، درباره خبر او تحقیق کنید و تحقیق نکرده به آن ترتیب اثر ندهید.
  
علاوه بر آیه نبا به چهار آیه دیگر استدلال شده كه عبارت ‌اند از:
+
مفهوم آیه این است که اگر فرد عادل و مورد اعتمادی خبری به شما داد، ترتیب اثر بدهید. پس مفهوم این آیه دلیل بر حجیت خبر واحد است.<ref>آشنایی با علوم اسلامی، شهید مرتضی مطهری، ج۳ (اصول فقه-فقه)، درس چهارم، خبر واحد.</ref>
  
# [[آیه نفر]]
+
علاوه بر آیه نبا به چهار آیه دیگر استدلال شده که عبارت ‌اند از: [[آیه نفر]]، [[آیه کتمان]]، [[آیه سؤال]] و [[آیه اذن|آیه اذن]].<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۲۰.</ref>
# [[آيه كتمان]]
 
# [[آيه سؤال]]
 
# [[آيه اذن]]<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌3، ص120.</ref>
 
  
===ادله حجیت خبر واحد از سنت===
+
===ادله از سنت===
  
دلیل دوم بر حجیت خبر واحد مجموع روایاتی است حداقل از آنها تواتر اجمالی حاصل می شود. تواتر اجمالى عبارت است از اين كه روايات مختلفه در موضوعات متفرقه ذكر گرديده كه هيچ‌كدام در لفظ اتفاق و تساوى ندارند و در معناى واحد هم شريك نيستند فقط چيزى كه هست آن است كه ما اجمالاً يقين داريم كه بعضى از اين‌ها حتما از معصومين عليهم السلام صادر شده؛ زيرا عادتا محال است كه تمام اين روايات كاذبه باشند.
+
دلیل دوم بر حجیت خبر واحد مجموع روایاتی است که حداقل از آنها [[خبر متواتر|تواتر]] اجمالی حاصل می شود. تواتر اجمالى عبارت است از این که روایات مختلفه در موضوعات متفرقه ذکر گردیده که هیچ‌کدام در لفظ اتفاق و تساوى ندارند و در معناى واحد هم شریک نیستند، فقط چیزى که هست آن است که ما اجمالاً یقین داریم که بعضى از این‌ها حتما از [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام صادر شده؛ زیرا عادتا محال است که تمام این روایات کاذب باشند.
  
[[شيخ انصارى]] پس از نقل روایاتی از این دست فرموده است: از مجموع روايات استفاده مى‌كنيم كه ائمه عليهم السّلام بر عمل به خبر واحد ولو گمان‌آور راضى بودند به دليل اين اخبار متواتره كه ذكر شد.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌3، ص141.</ref>
+
[[شیخ انصارى]] پس از نقل روایاتی از این دست فرموده است: از مجموع روایات استفاده مى‌کنیم که [[ائمه اطهار|ائمه]] علیهم السّلام بر عمل به خبر واحد ولو گمان‌آور راضى بودند، به دلیل این اخبار متواتره که ذکر شد.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۴۱.</ref>
  
===دليل حجيت خبر واحد از اجماع‌===
+
===دلیل اجماع‌===
  
شيخ انصارى در رسائل (ص98) فرموده است: انصاف آن است كه در هيچ مسأله‌اى از مسائل به اندازه مسئله حجيت خبر واحد ادعاى اجماع و شهرت عظيمه و امارات كثيره نشده و اگر كسى در اين مورد در تحقق اجماع شك كند، بايد گفت او نمى‌تواند در هيچ مسأله‌اى از مسائل اجماع را بپذيرد مگر در ضروريات مذهب كه آنجا هم نيازى به اجماع نيست.
+
شیخ انصارى در [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] فرموده است: انصاف آن است که در هیچ مسأله‌اى از مسائل به اندازه مسئله حجیت خبر واحد ادعاى [[اجماع]] و شهرت عظیمه و امارات کثیره نشده و اگر کسى در این مورد در تحقق اجماع شک کند، باید گفت او نمى‌تواند در هیچ مسأله‌اى از مسائل اجماع را بپذیرد مگر در ضروریات مذهب که آنجا هم نیازى به اجماع نیست.<ref>رسائل، ص ۹۸.</ref>
  
باز شيخ فرموده است: انصاف آن است كه قدر متيقن از اين قرائن و ادعاهاى‌ اجماع خصوص خبرهاى واحدى است كه مفيد اطمينان و ظن غالب و متاخم به علم باشند اما خبر واحدى كه مفيد ظن ضعيف و 60% باشد حجيت آن از اين قرائن اثبات نمى‌گردد پس مقدار دلالت اجماع با روايات يكى است.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌3، ص150.</ref>
+
باز شیخ فرموده است: انصاف آن است که قدر متیقن از این قرائن و ادعاهاى‌ اجماع خصوص خبرهاى واحدى است که مفید اطمینان و ظن غالب و متاخم به علم باشند، اما خبر واحدى که مفید ظن ضعیف و ۶۰% باشد حجیت آن از این قرائن اثبات نمى‌گردد، پس مقدار دلالت اجماع با روایات یکى است.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۵۰.</ref>
  
===دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا===
+
===بناى عقلا===
  
بناى قطعى عقلا و يا سيره قطعيه عقلاييه ‌چهارمين دليل از ادله ای است که برای حجيت خبر واحد ذکر شده است.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌3، ص151.</ref>
+
بناى قطعى عقلا و یا سیره قطعیه عقلا، ‌چهارمین و قوی‌ترین دلیل از ادله ای است که برای حجیت خبر واحد ذکر شده است.<ref>شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۵۱.</ref> شیخ انصاری در این مورد می گوید: همه مردم در امور عادی زندگی‌شان به خبر فرد مطمئن اعتماد می‌کنند. اگر شارع با این سیره مخالف بود، لزوماً از آن نهی می‌کرد؛ همان‌طور که در موارد دیگر که مخالف بوده، نهی کرده است. از آنجا که شارع از این کار نهی نکرده است، نتیجه می‌شود که این سیره را تأیید کرده است.<ref>شیخ انصاری، فرائدالاصول، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۴۵.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
{{اصطلاحات حدیثی}}
 
{{اصطلاحات حدیثی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۰۶:۴۵

«خبر واحد» حدیثی است که راویانش به حد تواتر نرسیده اند و مفید ظنّ است. اگر خبر واحد با قراینی همراه شود، حجت است. این قراین مختلف‌اند و گاهی موجب قطع به صدور حدیث می‌شوند. درباره حجیت خبر واحد به دلایلی از قرآن و سنت و عقل و اجماع تمسک می شود.

تعاریف خبر واحد[۱]

  • شهید ثانی: آحاد و هو ما لاینتهی الی المتواتر منه، ای عن الخبر، سواء کان الراوی واحدا ام اکثر؛[۲] خبر آحاد، عبارت است از خبری که به حد متواتر نمی‌رسد چه راوی آن یک نفر باشد و یا بیشتر.
  • صاحب معالم: خبرالواحد هو ما لم یبلغ حد التواتر سواء کثرت رواته ام قلت و لیس شأنه افادة العلم بنفسه؛[۳] خبر واحد، خبری است که به حد تواتر نرسد چه راویانش زیاد باشند یا کم و شأن آن به تنهایی حصول علم نباشد.
  • علامه حلی: خبر الواحد هو ما یفید الظن و ان تعدد المخبر؛[۴] خبر واحد، خبری است که افاده ظن می‌کند، هر چند راویانش متعدد باشند.
  • شیخ طوسی: با توجه به مقدمه شیخ طوسی در استبصار، منظور ایشان از خبر واحد خبری است که متواتر نباشد یا با قرینه‌ای که موجب علم بدان می‌گردد، همراه نباشد و این قرائن عبارتند از:
  1. مطابقت با ادله عقل و مقتضای آن
  2. مطابقت با ظاهر قرآن
  3. مطابقت با سنت قطعی
  4. مطابقت با اجماع مسلمین
  5. مطابقت با اجماع فرقه محقّه (امامیه).[۵]

حکم خبر واحد

مطابق با گفته فیض کاشانی، دارا بودن هر یک از شرایط زیر به تنهایی قرینه‌ای است که اعتماد بر حدیث و وثوق به صدور آن را موجب می‌شود:

  1. وجود حدیث در چندین اصل از اصول أربعمائه
  2. وجود حدیث در یک اصل به طریق متعدد
  3. وجود حدیث در اصلی که جامع آن از اصحاب اجماع است، مثل: زراره، محمد بن مسلم و...
  4. وجود حدیث در کتابی که بر معصوم علیه‌السلام عرضه شده و امام بر آن ثنا نموده. مانند کتاب عبیدالله حلبی که بر امام صادق علیه‌السلام عرضه نمود و دو کتاب یونس بن عبدالرحمن و فضل بن شاذان که بر امام حسن عسکری علیه‌السلام عرضه شدند.
  5. وجود حدیث در کتاب‌های مورد اعتماد سلف شیعه.[۶]

این‌ها به انضمام قرائنی که شیخ طوسی ذکر نمود موجب حجیت حدیث در عمل می‌گردد. اما در مورد حدیثی که این قرائن را ندارد، اصولیون معتقدند که اگر راوی یا راویان آن عادل باشند و لااقل اگر اطمینانی به راستگوئی آنان باشد می‌توان روایات آن‌ها را مورد استناد قرار داد.

ادله حجیت خبر واحد

ادله قرآنی

مشهورترین دلیل قرآنی اصولیون در حجیت خبر واحد «آيه نبأ» است که می‌فرماید: «...إِنْ جَاءَکمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا...»؛[۷] اگر فاسقی خبری به شما داد، درباره خبر او تحقیق کنید و تحقیق نکرده به آن ترتیب اثر ندهید.

مفهوم آیه این است که اگر فرد عادل و مورد اعتمادی خبری به شما داد، ترتیب اثر بدهید. پس مفهوم این آیه دلیل بر حجیت خبر واحد است.[۸]

علاوه بر آیه نبا به چهار آیه دیگر استدلال شده که عبارت ‌اند از: آیه نفر، آیه کتمان، آیه سؤال و آیه اذن.[۹]

ادله از سنت

دلیل دوم بر حجیت خبر واحد مجموع روایاتی است که حداقل از آنها تواتر اجمالی حاصل می شود. تواتر اجمالى عبارت است از این که روایات مختلفه در موضوعات متفرقه ذکر گردیده که هیچ‌کدام در لفظ اتفاق و تساوى ندارند و در معناى واحد هم شریک نیستند، فقط چیزى که هست آن است که ما اجمالاً یقین داریم که بعضى از این‌ها حتما از معصومین علیهم السلام صادر شده؛ زیرا عادتا محال است که تمام این روایات کاذب باشند.

شیخ انصارى پس از نقل روایاتی از این دست فرموده است: از مجموع روایات استفاده مى‌کنیم که ائمه علیهم السّلام بر عمل به خبر واحد ولو گمان‌آور راضى بودند، به دلیل این اخبار متواتره که ذکر شد.[۱۰]

دلیل اجماع‌

شیخ انصارى در رسائل فرموده است: انصاف آن است که در هیچ مسأله‌اى از مسائل به اندازه مسئله حجیت خبر واحد ادعاى اجماع و شهرت عظیمه و امارات کثیره نشده و اگر کسى در این مورد در تحقق اجماع شک کند، باید گفت او نمى‌تواند در هیچ مسأله‌اى از مسائل اجماع را بپذیرد مگر در ضروریات مذهب که آنجا هم نیازى به اجماع نیست.[۱۱]

باز شیخ فرموده است: انصاف آن است که قدر متیقن از این قرائن و ادعاهاى‌ اجماع خصوص خبرهاى واحدى است که مفید اطمینان و ظن غالب و متاخم به علم باشند، اما خبر واحدى که مفید ظن ضعیف و ۶۰% باشد حجیت آن از این قرائن اثبات نمى‌گردد، پس مقدار دلالت اجماع با روایات یکى است.[۱۲]

بناى عقلا

بناى قطعى عقلا و یا سیره قطعیه عقلا، ‌چهارمین و قوی‌ترین دلیل از ادله ای است که برای حجیت خبر واحد ذکر شده است.[۱۳] شیخ انصاری در این مورد می گوید: همه مردم در امور عادی زندگی‌شان به خبر فرد مطمئن اعتماد می‌کنند. اگر شارع با این سیره مخالف بود، لزوماً از آن نهی می‌کرد؛ همان‌طور که در موارد دیگر که مخالف بوده، نهی کرده است. از آنجا که شارع از این کار نهی نکرده است، نتیجه می‌شود که این سیره را تأیید کرده است.[۱۴]

پانویس

  1. بحث‌های مقارن در علم الحدیث(۳)، محمد رحمانی؛ اخبار تقریب ـ شماره ۳۶، آذر ۷۸.
  2. الدرایة فی علم مصطلح الحدیث، نجف، مطبعة النعمان، ص۱۵.
  3. معالم الاصول، ‌انتشارات اسلامیه، ص۱۸۶.
  4. مبادی، الوصول، ص۲۰۳.
  5. و ‌ما ‌لیس‌ به متواتر ‌علی‌ ضربین‌ فضرب‌ ‌منه‌ یوجب‌ العلم‌ ‌أیضا‌، و ‌هو‌ ‌کل‌ خبر تقترن‌ الیه‌ قرینة توجب‌ العلم‌، و ‌ما یجری‌ ‌هذا‌ المجری‌ ‌یجب‌ ایضا العمل‌ ‌به‌، و ‌هو‌ لاحق‌ بالقسم‌ ‌الأوّل‌، والقرائن‌ أشیاء کثیرة ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة لادلة العقل‌ و مقتضاه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة لظاهر القرآن‌: إما لظاهره‌ ‌أو‌ عمومه‌ او دلیل‌ خطابه‌ ‌أو‌ فحواه‌، فکل‌ّ ‌هذه‌ القرائن‌ توجب‌ العلم‌ و تخرج‌ الخبر ‌عن‌ حیز الآحاد و تدخله‌ ‌فی‌ باب‌ المعلوم‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقه‌ للسنة المقطوع‌ ‌بها‌ إما صریحا ‌أو‌ دلیلا ‌أو‌ فحوی‌ ‌أو‌ عموما، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمع‌ المسلمون‌ ‌علیه‌، و ‌منها‌ ‌إن‌ تکون‌ مطابقة ‌لما‌ اجمعت‌ ‌علیه‌ الفرقة المحقّة فان‌ جمیع‌ ‌هذه‌ القرائن‌ تخرج‌ الخبر ‌من‌ حیز الآحاد و تدخله‌ ‌فی‌ باب‌ المعلوم‌ و توجب‌ العمل‌ ‌به‌ و ‌أما‌ القسم‌ الآخر: فهو ‌کل‌ خبر ‌لا‌‌یکون‌ متواترا و یتعری‌ ‌من‌ واحد ‌من‌ ‌هذه‌ القرائن‌ فان‌ ‌ذلک‌ خبر واحد و ‌یجوز‌ العمل‌ ‌به‌ ‌علی‌ شروط.(الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ابى جعفر محمد بن الحسن طوسى، الجزء الأول، النجف ۱۳۷۵ ه‍، ص۳ و ۴)
  6. الوافی: ۱/۲۲، المقدّمه الثانیه، توقیف فی تنویع الحدیث المعتبر.
  7. سوره حجرات/۶.
  8. آشنایی با علوم اسلامی، شهید مرتضی مطهری، ج۳ (اصول فقه-فقه)، درس چهارم، خبر واحد.
  9. شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۲۰.
  10. شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۴۱.
  11. رسائل، ص ۹۸.
  12. شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۵۰.
  13. شرح اصول فقه مظفر، علی محمدی، ج‌۳، ص۱۵۱.
  14. شیخ انصاری، فرائدالاصول، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۴۵.