سید محمد علم الهدی نقوی کابلی
«آیتالله سید محمد علمالهدی نقوی کابلی» (۱۲۸۸-۱۳۶۸ ق)، فقیه و محدث بزرگ شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان سید مرتضی کشمیری و میرزا حسین نوری بود. آیتالله شیخ عبدالکریم حائری، او را به عنوان وکیل خود در شهر ملایر قرار داد. این عالم ربانی با وجود اینکه نابینا بود، با پشتکار و حافظه قوی، در علوم مختلف اسلامی از جمله فقه و اصول و حدیث تسلط یافت و آثاری از خود به جای گذاشت. ایشان از استادان و مشایخ روایی آیتالله مرعشی نجفی محسوب میشود.
| |
| نام کامل | سید محمد علمالهدی نقوی کابلی |
| زادروز | ۱۲۸۸ قمری |
| زادگاه | کابل، افغانستان |
| وفات | ۱۳۶۸ قمری |
| مدفن | قم، قبرستان نو |
| اساتید |
سید مرتضی کشمیری، حاج میرزا حسین نوری، میر حامد حسین هندی، شیخ الشریعه اصفهانی،... |
| شاگردان |
|
| آثار |
دستور العمل، تجوید القرآن الکریم، حقوق الإخوان، محاسبة النفس، تعلیقة علی الاقبال، تعلیقة علی منهج المقال، درایة الحدیث،... |
محتویات
ولادت و خاندان
سید محمد نقوی کابلی، معروف به «علمالهدی»[۱] در سال ۱۲۸۸ هـ.ق در شهر کابل افغانستان چشم به جهان گشود. پدرش سید «شمسالدین» فرزند «سید میراحمد نقوی کابلی»، مرد باصفا و دینداری بود که در زمان کودکی سید محمد وفات نمود.
مادر سید محمد علم الهدی که بانوی مؤمن و فهیم بود، سرپرستی و تربیت کودکش را به عهده گرفت. در همین ایام، مرض «آبله» تعدادی از مردم شهر را مبتلا ساخت، یکی از آنها سید محمد بود که در شش سالگی بر اثر آبله بینائیاش را از دست داد.
سید محمد نقوی در نامهای به آیت الله مرعشی نجفی، نسبت به جد مادریاش، مینویسد: «...قبر جد والدهام در میان شیعه آن سامان (کابل) معروف، مزار و مطاف شیعه بود. صاحب قبه و صندوق، از اطراف شیعیان (اظهار محبت) مینمودند برای بقعه شریف؛ و نقل کرامات و شفاء امراض به واسطه توسل به آن مرقد مبارک، معروف بود....».[۲]
خانواده سید محمد علمالهدی نقوی کابلی، یکی از خاندان سادات کابلی است. گرچه در نسب وی اندکی اختلاف وجود دارد؛ عدهای نسب او را به «جعفر زکی» فرزند امام هادی علیهالسلام میرسانند؛ اما خود وی با توجه به شجرهنامه خانوادگیاش، نسبش را به «حسین» فرزند امام هادی علیهالسلام مرتبط میدانست و معتقد بود که قبر جدش «حسین بن امام هادی علیهالسلام» در شهر همدان است.
تحصیلات و استادان
سید محمد ۱۲ ساله بود که مادرش قامت همت برافراشت و برای رشد و تربیت فرزندش، روش نیکو برگزید. وی که دغدغهای جز تعلیم و تربیت فرزندش نداشت، با چند نفر از ارحام و بستگانش جلای وطن کرد و خود را به عتبات عالیات رساند و در شهر مقدس سامرا رحل اقامت افکند. او میخواست فرزندش یکی از عالمان عامل و فرزانگان جهان اسلام شود. پس به نزد یکی از بزرگترین عالمان شهر یعنی آیت الله «میرزا محمدحسن شیرازی» رهبر «تحریم تنباکو» رفت. مادر سید محمد با اصرار زیاد از وی خواست تا برای فرزندش استادی معین کند و او را در تربیت دینی فرزندش یاری رساند. میرزای شیرازی نیز وقتی پافشاری آن زن دلسوز و آگاه را مشاهده کرد، از بین شاگردانش استادانی برای تربیت سید محمد برگزید. تحصیلات مقدماتی سید محمد از همان جا آغاز شد.
سید محمد علمالهدی نقوی کابلی در اندک زمانی، علوم مقدماتی را فراگرفت و در پی کسب مراتب بالای علم و عرفان آماده شد. او بعد از ۱۴ سال اقامت در آن شهر، در سال ۱۳۱۴ ق، خودش را به نجف اشرف رساند و به نزد عالمان نامداری چون «میرزا حسین نوری» در علم حدیث و جمال السالکین «سید مرتضی کشمیری» در اخلاق و عرفان شتافت و به بهرهگیری از علم و فضل آن دو پرداخت. روز به روز تقربش نزد آن دو زیاد میشد و در کمترین زمان از شاگردان خصوصی و ملازمان امین آن دو به حساب آمد.[۳]
دیگر استادان برجسته سید علمالهدی کابلی، عبارتند از:
- سید میرحامد حسین هندی لکهنوی: از برجستهترین آثار وی، کتاب مشهور و ارزشمند «عبقات الانوار» میباشد که در رد کتاب «تحفة اثنی عشریه» از عبدالعزیز دهلوی، نگاشته شده است.
- شیخ الشریعه اصفهانی: ایشان بعد از فوت آیت الله سید محمدکاظم یزدی در نجف اشرف به عنوان مرجع مطلق شیعه شناخته شد. از مهمترین آثار ماندگار وی موارد زیر میباشد: التفصیل فی الجلودین السباع؛ ارث الزوجة؛ قاعدة الطهارة.
- شیخ محمد طه نجف: نام برخی از آثار قلمی وی عبارتند از: الانصاف فی مسائل الخلاف (تعلیقه بر کتاب جواهرالکلام)؛ کتاب الزکاة (شرح زکاة الشرایع)؛ الدعائم فی الاصول و... .
- شیخ محمدرضا دزفولی: برخی از آثار وی عبارتند از: حاشیه بر مکاسب؛ جُهدُالمقل فی اجوبة المسائل؛ حاشیه بر رسائل و... .
- سید عدنان بحرانی: کتابهای ارزشمند «قبسة العجلان» و «أجوبة بعض المسائل» از مهمترین آثار ماندگار وی میباشد.
- سید محمدحسین مرعشی شهرستانی: وی در سال ۱۳۰۶ ق. به تهران هجرت کرد و در همان سال بعد از فوت «حاج ملا علی کنی» به جای وی زعامت مردم را به عهده گرفت. شهرستانی از ۱۲ سالگی به تألیف کتاب پرداخت. آثار به جا مانده از وی عبارت است از: آیات بینات؛ اصل الاصول (در تلخیص «فصول» شیخ محمدحسین اصفهانی)؛ تحقیق الادلة (در اصول فقه) و... .
- سید حسن صدر موسوی.[۴]
آثار و تألیفات
آیت الله سید محمد علمالهدی کابلی، عالم فاضلی بود و با این که از عدم بینایی رنج میبُرد، با حافظه قوی، اراده آهنین و پشتکار قابل تحسین، توانست قلل مرتفع علوم مختلف اسلامی را فتح کند. وی علاوه بر تخصص در علوم فقه و اصول، در علم حدیث نیز تسلط کامل داشت. لازم به یادآوری است ایشان از مشایخ روایی آیت الله مرعشی نجفی محسوب میشود. اجازه روایت وی به آیت الله مرعشی، موجود است.[۵]
آیت الله سید محمد کابلی در علوم غریبه نیز تبحر کامل داشت. تخصص او در علوم غریبه بیشتر مربوط به این موارد بود: تسخیر، جفر، رمل، اوفاق، مثلثات، مربعات، جدول.[۶]
سید محمد علمالهدی در عرصه نگارش نیز از تلاش و جدیت فروگذار نبود و چون به علت نابینایی خودش نمیتوانست کتابت نماید، از بعضی شاگردانش کمک میگرفت و آنچه را که در نظر داشت، املاء میکرد. به این شکل او توانست کتابهای زیادی تألیف و تصنیف کند. دقت در نامههایی که به آیت الله مرعشی نجفی فرستاده، این مطلب را به خوبی نشان میدهد زیرا هر یک از این نامهها، با دست خط جدید نوشته شده است.
از سید محمد علمالهدی یک کتابِ چاپ شده به نام «دستور العمل» - مربوط به مسائل زنان - به یادگار مانده است. مهمترین آثار چاپ نشده وی عبارتند از:
- ۱. تجوید القرآن الکریم؛
- ۲. تعلیقة علی الاقبال لابن طاووس؛
- ۳. تعلیقة علی منهج المقال للاسترآبادی؛
- ۴. تنبیه الغافلات، فی الاخبار الراجعة الی النّساء (در بیان خصال نیک و بد زنان)؛
- ۵. حقوق الإخوان؛
- ۶. درایة الحدیث؛
- ۷. الکشکول؛
- ۸. محاسبة النفس.[۷]
سید محمد کابلی، علاوه بر تألیف کتابهای فوق، کتاب ارزشمند «جمال الاسبوع» سید ابن طاووس را بعد از حاشیه و تعلیقه، در سال ۱۳۳۰ ق. منتشر کرده است. در حاشیه این کتاب در مورد سید محمد علمالهدی آمده است: «... سیدٌ سند و عالمٌ معتمد فخرالسادة و منبع السعادة آقای سید علمالهدی النقوی النجفی...».[۸]
لازم به یادآوری است که بر اساس وصیت آیت الله سید محمد علمالهدی کابلی، آثارش به کتابخانه مدرسه فیضیه قم، منتقل و وقف شده است.
فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
سید محمد علمالهدی کابلی بعد از طی مراحل علوم و شناخت طرق عرفان و سلوک، از نجف اشرف به ایران هجرت کرد. سال هجرت او روشن نیست؛ ولی شواهد بر این نکته تأکید دارند که بعد از رحلت استادش سید مرتضی کشمیری (۱۳۲۳ ق) اتفاق افتاده باشد. وی بعد از ورود به ایران، در دیار عراق عجم که به سلطان آباد (اراک) معروف بود، اقامت گزید. از آنجایی که از تزکیه نفس و روحیه قوی عرفانی و اخلاقی بهرهمند بود؛ در کمترین مدت در بین مردم شهرت یافت و با انجام وظایف دینی و تبلیغی، از محبوبیت خاصی برخوردار شد. رفتار و کردار شایستهاش جاذبهای در او به وجود آورد که همگان، عاشق سیمای جذاب و سیر و سلوکش شدند.
در آن روزگار که آیت الله سید محمد علمالهدی در اراک زندگی میکرد؛ مرجع عالیقدر جهان تشیع، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، نیز در آنجا بسر میبرد. سید محمد علمالهدی بارها به محضر آن عالم وارسته رسیده بود. آیت الله حائری یزدی نیز از فضل و کمال وی به خوبی اطلاع داشت؛ به همین جهت او را به عنوان وکیل خود در شهر «ملایر» فرستاد. وی در بدو ورود با استقبال پرشور مردم مواجه گردید. مردم ملایر او را چون نگینی دربر گرفتند. شخصیت ممتاز و تلاشهای خستگیناپذیر سید محمد علمالهدی، ملایر و مردمان آن را نیز سیراب ساخت و با سیر و سلوک زاهدانه، باعث جلب و جذب مردم شده بود.[۹]
سید محمد علمالهدی با سعی و پشتکار عجیبی که داشت، خدمات ارزندهای در عرصههای فرهنگ و اجتماع، به ثمر رساند. از مهمترین وظایف او، ارشاد و تبلیغ مردم بود. وی به مسائل شرعی مردم اهمیت زیاد قائل بود. نمازهای جماعتش همیشه برقرار بود. در حل اختلافات مردم، کوتاهی نمیکرد. در امور حِسبیه و عقود اسلامی، یار و راهنمای مردم بود. حلقههای درسی آن خدمتگزار دلسوز شگفت مینمود. وی به تعلیم و تربیت افراد، اهمیت زیاد قائل بود. عدهای از فضلا و مشتاقان علوم اهل بیت علیهمالسلام در درسهایش حاضر میشدند و از علم و دانشش بهرهها میگرفتند. با این که نابینا بود، مسائل مشکلِ علوم و فنون مختلف را به شاگردانش القاء میکرد و به این شکل، شاگردان برجستهای تحویل جامعه اسلامی داد.[۱۰]
ویژگیهای علمی و اخلاقی
۱. حافظه زیاد و دل بیدار:
خداوند بیهمتا، سرنوشت سید محمد را چنین رقم زده بود که در کودکی چشمان ظاهریاش را از او بگیرد و در عوض، چشمان دل و قلب او را بیدار سازد. سید محمد با چشم سر، چیزی را نمیدید اما با چشم دل به حقایق آگاه میشد و روز به روز رازهای ناگفته و اسرار ناشنیده برایش کشف میگردید. حافظهاش به حدی قوی و دقیق بود که با یک بار خواندن آیات و روایات، همه را ضبط میکرد. ذکاوتش عجیب و نمونه بود؛ استادانش درس را برایش ارائه میکردند و او به خوبی همه آنها را در همان بار اول، حفظ میکرد. به همین جهت از همسالانش پیشی گرفته بود و در زمان اندک، زبانزد خاص و عام شده بود. آیت الله مرعشی نجفی در وصف استاد خویش چنین آورده است: «این سید جلیل القدر، از نوابغ زمان و عجایب روزگار در حفظ و سرعت انتقال بود. در حفظ ضربالمثل بود. حافظ کل قرآن کریم، صحیفه کامله سجادیه، رجزها و قصیدههای زیاد بود. دهها هزار حدیث مُسند را حفظ داشت. به جانم قسم! وی از روشنترین مظاهر قدرت خداوند متعال بود. بارها در محضرش شرفیاب شدم و از انفاس قدسی و برکاتش استفاده کردم. او از کسانی بود که به من در خواندن دعای سیفی اجازه داد...».[۱۱]
۲. همت و پشتکار:
سید محمد علمالهدی از کودکی با انبوهی از مشکلات و گرفتاریهای مالی و جسمی روبرو بود. به همین جهت به حد کافی پخته و آبدیده شده بود. قدر عافیت را میدانست و به نحوی شایسته از استعدادش بهره میبرد. نابینایی، مانع اراده قوی و عزم راسخ او نشد. وی همچنان در جهت فتح قلل علم و دانش پیش رفت. احاطه کامل وی به علوم عقلی و نقلی، فراگیری علوم غریبه و نیز تألیف و تدوین چندین کتاب ارزشمند، گویای این تلاش چشمگیر و پشتکار خستگیناپذیر وی میباشد.
۳. محبت به خاندان عترت علیهمالسلام:
وی که خود از سلاله خاندان پیامبر صلی الله و علیه و آله بود؛ قدر و ارزش این نعمت الهی را میدانست و پیوسته در جهت مستدل ساختن شجرهنامه خویش و دیگران، میکوشید. از بارزترین تلاشهای وی در این مورد، مکاتبه چندین نامه با آیت الله مرعشی نجفی است. علاوه بر این، وی در ردیف ارادتمندان خاندان پیامبر صلی الله و علیه و آله قرار داشت. به اهل بیت و بازماندگان آنان - سادات - احترام زیاد قائل بود. از نشانههای این عشق سوزان، برخورد وی با آیت الله مرعشی نجفی است؛ با این که وی در ردیف شاگردانش جای داشت، احترام زیاد قائل بود.
۴. تعبد و عبادت:
آیت الله مرعشی نجفی در رابطه عبادت و تعبد استاد خود مینویسد: «... وی در بعضی از سفرهایش به منزل من میآمد و مهمان میشد. مشاهده میکردم که شبها بیدار و ساعتها مشغول توبه، تهجد و استغفار است. با چشمان خودم، کرامتها و عجایبی از او دیدم که مجال ذکر آنها نیست».[۱۲]
وفات
مرحوم آیت الله سید محمد علمالهدی کابلی، سرانجام در اوائل ماه محرم سال ۱۳۶۸ قمری (۱۳۲۷ ش) دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهرش به قم منتقل شد و در قبرستان نو دفن گردید. یار وفادار و شاگرد برجستهاش، آیت الله مرعشی نجفی، امورات کفن و دفن ایشان را به عهده گرفت.
پانویس
- ↑ آیت الله سید محمد نقوی کابلی به «عَلَم»، «نجفی» و «ملایری» نیز اشتهار داشته است.
- ↑ المسلسلات فی الاجازات، محمود مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۲۲۷.
- ↑ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۵؛ الاجازات الکبیره، ص ۹۷.
- ↑ همان، ج ۳، ص ۶۰۰-۶۰۸.
- ↑ المسلسلات، ج ۱، ص ۱۵۶، ج ۲، ص ۲۱۶.
- ↑ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۵.
- ↑ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۶؛ الاجازات الکبیره، ص ۹۶ و ۹۷.
- ↑ جماع الاسبوع، سید بن طاووس، منشورات الرضی، قم، ۱۳۳۰ ق. حاشیه ص ۶؛ الاجازات الکبیره، ص ۹۶.
- ↑ نقباءالبشر...، ص ۱۲۷۶؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۵.
- ↑ نقباءالبشر...، ص ۱۲۷۶؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۵.
- ↑ المسلسلات، ج ۲، ص ۲۱۵ و ۲۱۶؛ الاجازات الکبیره، ص ۹۷.
- ↑ همان، ص ۲۱۶؛ الاجازات الکبیره، آیت الله مرعشی نجفی، ص ۹۷.
منابع
- ستارگان حرم، سید علینقی میرحسینی، جلد ۱۶، صفحه ۸۵-۱۱۳.





