آیه 37 سوره احزاب

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا

مشاهده آیه در سوره


<<36 آیه 37 سوره احزاب 38>>
سوره : سوره احزاب (33)
جزء : 22
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و (یاد کن) وقتی که با آن کس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی (یعنی زید بن حارثه، به نصیحت) می‌گفتی برو زن خود را نگه دار و از خدا بترس (و طلاقش مده)، و آنچه در دل پنهان می‌داشتی (که زینب را بگیری و حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را که در جاهلیّت بود منسوخ کنی) خدا می‌خواست آشکار سازد و تو از (مخالفت و سرزنش) خلق می‌ترسیدی و از خدا سزاوارتر بود بترسی. پس (بدین غرض) چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد) او را ما به نکاح تو در آوردیم تا مؤمنان در نکاح زنان پسرخوانده خود که از آنها کامیاب شدند (و طلاق دادند) بر خویش حرج و گناهی نپندارند، و فرمان خدا انجام شدنی است.

و [یاد کن] زمانی را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود، و تو هم [با آزاد کردنش از طوق بردگی] به او احسان کرده بودی، می گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او] پنهان می داشتی که خدا آشکار کننده آن بود [تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسر خوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد] و [برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده] از مردم می ترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [و او را طلاق داد] وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختی و حرجی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.

و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى، مى‌گفتى: «همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار» و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود، در دل خود نهان مى‌كردى و از مردم مى‌ترسيدى، با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى. پس چون زيد از آن [زن‌] كام برگرفت [و او را ترك گفت‌] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده‌] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد، و فرمان خدا صورت اجرا پذيرد.

و تو، به آن مرد كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودى، گفتى: زنت را براى خود نگه‌دار و از خداى بترس. در حالى كه در دل خود آنچه را خدا آشكار ساخت مخفى داشته بودى و از مردم مى‌ترسيدى، حال آنكه خدا از هر كس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسى. پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد، به همسرى تواش درآورديم تا مؤمنان را در زناشويى با زنان فرزند خواندگان خود، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند، منعى نباشد. و حكم خداوند شدنى است.

(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خوانده‌ات «زید»] می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنّت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When you said to him whom Allah had blessed, and whom you [too] had blessed, ‘Retain your wife for yourself, and be wary of Allah,’ and you had hidden in your heart what Allah was to divulge, and you feared the people though Allah is worthier that you should fear Him, so when Zayd had got through with her, We wedded her to you, so that there may be no blame on the faithful in respect of the wives of their adopted sons, when the latter have got through with them, and Allah’s command is bound to be fulfilled.

And when you said to him to whom Allah had shown favor and to whom you had shown a favor: Keep your wife to yourself and be careful of (your duty to) Allah; and you concealed in your soul what Allah would bring to light, and you feared men, and Allah had a greater right that you should fear Him. But when Zaid had accomplished his want of her, We gave her to you as a wife, so that there should be no difficulty for the believers in respect of the wives of their adopted sons, when they have accomplished their want of them; and Allah's command shall be performed.

And when thou saidst unto him on whom Allah hath conferred favour and thou hast conferred favour: Keep thy wife to thyself, and fear Allah. And thou didst hide in thy mind that which Allah was to bring to light, and thou didst fear mankind whereas Allah hath a better right that thou shouldst fear Him. So when Zeyd had performed that necessary formality (of divorce) from her, We gave her unto thee in marriage, so that (henceforth) there may be no sin for believers in respect of wives of their adopted sons, when the latter have performed the necessary formality (of release) from them. The commandment of Allah must be fulfilled.

Behold! Thou didst say to one who had received the grace of Allah and thy favour: "Retain thou (in wedlock) thy wife, and fear Allah." But thou didst hide in thy heart that which Allah was about to make manifest: thou didst fear the people, but it is more fitting that thou shouldst fear Allah. Then when Zaid had dissolved (his marriage) with her, with the necessary (formality), We joined her in marriage to thee: in order that (in future) there may be no difficulty to the Believers in (the matter of) marriage with the wives of their adopted sons, when the latter have dissolved with the necessary (formality) (their marriage) with them. And Allah's command must be fulfilled.

معانی کلمات آیه

  • زيد: او زيد بن حارثه، غلام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است كه آزادش كرد.
  • حرج: تنگى. راغب گويد: اصل آن محل جمع شدن شى‏ء است كه از آن تنگى به نظر آمده، لذا به تنگى و گناه حرج گفته‌‏اند.
  • وطر: حاجت. راغب حاجت مهم گفته، جمع آن اوطار است.[۱]

نزول

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى‌ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا «37»

و (به ياد آر) زمانى كه به (زيد بن حارثه،) كسى كه خداوند بر او نعمت (اسلام و ايمان) داده بود و تو (نيز) به او نعمت (آزادى) داده بودى مى‌گفتى: همسرت را نگاه دار (و او را طلاق نده) و از خدا پروا كن و در دلت چيزى را پنهان مى‌داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‌كند و از مردم مى‌ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى. پس چون دوران كاميابى زيد از همسرش پايان يافت (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو در آورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسر خوانده‌هايشان هنگامى كه طلاق گيرند مشكلى نباشد، و فرمان خداوند انجام شدنى است.

نکته ها

«ادعياء» جمع «دعى» به معناى پسر خوانده است. «وطر» به معناى نياز و حاجت است.

به گفته‌ى اكثر مفسّران و مورّخان، اين آيه مربوط به زيد بن حارثه است. او برده‌اى بود كه خديجه به پيامبر اسلام بخشيد و حضرت آزادش نمود. قبيله‌ى زيد او را از خود راندند و پيامبر زيد را فرزند خوانده‌ى خود قرار داد. بعد از ظهور اسلام، زيد به آيين محمد صلى الله عليه و آله گرويد و از مسلمانان ممتاز و فرمانده لشكر در جنگ موته شد و در همان جنگ به شهادت رسيد.

پيامبر از دختر عمّه‌اش زينب- كه زنى سرشناس و از نوه‌هاى عبدالمطّلب بود- براى زيد خواستگارى كرد. در آغاز، زينب خيال كرد حضرت او را براى خودش خواستگارى مى‌كند.

امّا بعد كه فهميد براى زيد است ناراحت شد، زيرا تا آن زمان هيچ زن آزادى (تا چه رسد به‌

جلد 7 - صفحه 370

زنان سرشناس) همسر برده نمى‌شد. (گرچه برده‌اى آزاد و پسر خوانده‌ى پيامبر و از مسلمانان ممتاز باشد.)

پس از ازدواج، ناسازگارى بين آنان آغاز شد و زيد تصميم گرفت زينب را طلاق دهد. بارها نزد پيامبر رفت ولى آن حضرت به او مى‌فرمود: همسرت را نگاه دار و طلاق نده، «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ». به هر حال زيد او را طلاق داد و دو ضربه‌ى روحى و اجتماعى بر زينب وارد شد، يكى همسر زيد شدن كه جامعه‌ى آن روز اين كار را نمى‌پسنديد، دوم طلاق گرفتن.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به امر خداوند مأمور شد تا دو سنّت جاهلى را بشكند.

الف: گرفتن همسر پسر خوانده كه در جاهليّت مانند گرفتن همسرِ فرزند ناروا بود.

ب: گرفتن همسر برده‌ى خود كه اين هم در آن زمان، زشت و ناروا بود.

پيامبر اكرم زينب را به ازدواج خود در آورد و به مردم اطعامى داد كه براى هيچ يك از همسران ديگرش نداد. چون در اين آيه جمله‌ى‌ «زَوَّجْناكَها» آمده، يعنى ما زينب را به ازدواج تو در آورديم تا عادات و رسوم جاهلى را با عمل تو بشكنيم؛ زينب نيز بر ساير همسران پيامبر مباهات مى‌كرد كه ازدواج شما به خواست پيامبر اكرم بوده ولى ازدواج من به فرمان خداوند متعال بوده است.

سؤال: مراد از جمله‌ى‌ «تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ» كه خداوند به پيامبر اكرم مى‌فرمايد:

تو در دل، مسأله‌اى را پنهان داشتى كه خدا آن را آشكار مى‌كند؛ چيست؟

پاسخ: امام رضا عليه السلام در پاسخ سؤالات مأمون پيرامون عصمت انبيا فرمود: خداوند نام همسران پيامبر را به آن حضرت آموخته بود و در ميان آنان نام زينب دختر جحش نيز بود؛ حضرت ديد او همسر زيد است و چگونه زن زيد همسر او خواهد شد؟ اين معنا در دل حضرت بود كه با حكم خداوند به ازدواج پيامبر با زينب، حكمت آن آشكار شد. «1» بنابراين پيامبر هرگز كارى خلاف عصمت و مقام نبوّت انجام نداده و از قبل علاقه‌اى به هيچ زنى نداشت تا چه رسد به همسر زيد، پسرخوانده خود! نعوذ باللّه.

«1». تفاسير الميزان و نورالثقلين؛ عيون الاخبار، ج 1، ص 281.

جلد 7 - صفحه 371

اوامر دو گونه است: مولوى، كه بايد عمل نمود و ارشادى كه عمل كردنش به سود انسان است. در اين جا امر پيامبر اكرم، كه به زيد فرمود: «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ» همسرت را نگاه‌دار، ارشادى بود وگرنه كسى كه خداوند با جمله‌ى‌ «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ» از او ستايش كرد، خلاف فرمان حضرت عمل نمى‌كرد. در آيه‌ى قبل نيز خوانديم: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تصميم و رغبتى براى ازدواج با زينب نداشت، لذا سفارش او به زيد، حفظ همسرش بوده نه طلاق او. أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ‌ ... زَوَّجْناكَها

با توجّه به دو آيه‌ى بعد كه مى‌فرمايد: مبلّغان واقعى از هيچ كس جز خدا نمى‌ترسند، «وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ» مراد از ترس پيامبر در اين آيه‌ «وَ تَخْشَى النَّاسَ»، ترس از جوسازى‌هايى بود كه به اهداف حضرت ضربه مى‌زد زيرا ممكن بود مردم بگويند: پيامبر با همسر يك برده يا با همسر فرزند خوانده‌اش ازدواج كرده است.

پیام ها

1- انبيا، مرجع رسيدگى به مسايل مردم بودند. (زيد بن حارثه بارها طلاق همسرش را به حضرت اعلام كرد ولى پيامبر همواره مى‌فرمود: صبر كن.) «وَ إِذْ تَقُولُ»

2- خدا و رسول، ولىّ نعمت ما هستند. «أَنْعَمَ اللَّهُ‌- أَنْعَمْتَ»

3- در بيان نعمت‌ها، ابتدا نعمت‌هاى معنوى و الهى را نام ببريد، سپس نعمت‌هاى مادّى و دنيوى، «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ»؛ كه مراد هدايت زيد و اسلام آوردن اوست، «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ»؛ كه مراد آزاد كردن زيد از بردگى است.

4- اسلام و آزادى دو نعمت بزرگ است. «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ»؛ (توفيق مسلمان شدن.

«أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ»؛ (آزاد كردن برده)

5- اگر خواستيد به جاى نام، صفتى از كسى ذكر كنيد، بهترين صفاتش را نام ببريد. «لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ»

6- هرگاه همسرى نزد شما شكايت كرد فوراً پيشنهاد جدايى ندهيد. «أَمْسِكْ عَلَيْكَ‌

جلد 7 - صفحه 372

زَوْجَكَ» (اسلام طرفدار تحكيم بنياد خانواده است.)

7- در امر به معروف از اهرم عاطفه و تقوا استفاده كنيد. «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ»

8- تقوا سبب تحكيم پيوند خانوادگى است. «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ»

9- ولىّ نعمت بودن، ايجاد حقّ امر و نهى مى‌كند. «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ»

10- لازمه‌ى قاطعيّت و صلابت آن است كه با افكار فاسد و منحرف، گرچه افكار عمومى باشد مبارزه كنيم. «وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ»

11- در شكستن عادت‌هاى غلط اجتماعى، از هياهوى مردم نترسيد. «تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ»

12- در اجراى فرمان خدا منتظر تأييد مجامع بين المللى نباشيد. «تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ»

13- همه‌ى طلاق‌ها و جدايى‌ها دليل سركشى و ناشزه بودن زن نيست. (بى علاقگى زن به شوهر نبايد دليل عدم تمكين او باشد.) «قَضى‌ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً»

14- زناشويى از نيازهاى مهم انسان است. «وَطَراً» يعنى نياز مهم واساسى.

15- مسائل زناشويى را با كنايه بگوييد. «قَضى‌ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً»

16- رهبران دينى جامعه بايد در شكستن سنّت‌هاى باطل پيشقدم باشند. «لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ» (هموار كردن راه حقّ براى ديگران يك ارزش است)

17- زنان بيوه محترم هستند و ازدواج با آنان كسر شأن نيست. «زَوَّجْناكَها» خداوند مى‌فرمايد: اين ازدواج را ما مقرّر كرديم.

18- پاى بندى به آداب و رسوم غير الهى، زندگى را فلج مى‌كند. «لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ»

19- ازدواج با همسر فرزند خوانده بعد از طلاق او جايز است. «إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً» (فرزند خواندگى در اسلام بوده است.)

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 373



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی ، ج‏8، ص: 361

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه