سبع مثانی
نسخهٔ تاریخ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکتها)
«سبع» (هفت) از اعداد[۱] و «مَثانى» جمع «مَثنى» به معناى دو بار، مکرر و عطف و اعاده است.[۲] «مثانى» در این آيه، جمع مَثنيه (به صيغه اسم مفعول) است، يعنى عطف شونده؛ آيات قرآن را مثانى گويند كه به همديگر عطف مى شوند و يكديگر را توضيح مى دهند.[۳]
به این تعبیر قرآنی در آیه ۸۷ سوره حجر اشاره شده است: «وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ».[۴] و به راستی که هفت آیه از مثانی [یعنی سوره حمد] و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.
در مورد این که مقصود از «سبع مثانى» چیست، نظرات متعدّدى بیان شده که برخى از آنها چنین است:
- منظور، فاتحة الکتاب (سوره حمد) است[۵] که در روایات متعددى که از طریق اهل بیت پیامبر صلى الله علیه وآله وارد شده، همین معنا بیان شده است.[۶] از اميرالمؤمنين عليه السّلام نقل شده که فرمود: «بسم اللّه آيهاى از فاتحة الكتاب، و آن هفت آيه و تمامى آن بسم اللّه الرّحمن الرحيم است. شنيدم از رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله که خداى تعالى فرمود: اى محمد، هر آينه بتحقيق داديم تو را سبع مثانى و قرآن عظيم، پس متفرد ساخته مرا به امتنان، به سبب فاتحة الكتاب و قرار داده آن را مقابل قرآن عظيم.[۷] دلایل گوناگونى نیز براى این نامگذارى گفته شده است؛ از جمله امام صادق علیه السلام علت آن را دو بار خواندن این سوره در نماز دانسته اند.[۸] در صورت مد نظر قرار دادن این احتمال، می توان به این نکات پی برد که «سبع مثانی» (سوره حمد) از عطایاى خداوند بر پیامبر اسلام است. و دیگر اینکه «سبع مثانی» داراى جایگاهى ویژه در میان سورههاى قرآن می باشد.
- مقصود، هفت سوره طولانى اوّل قرآن، از سوره بقره تا سوره توبه است و آن را «مثانى» نامیده اند، به دلیل این که داستان هاى عبرت آموز در آن، دو به دو آمده است.[۹]
- منظور کل قرآن است؛ و این در صورتی است که «مِن» در این آیه برای تبعیض باشد. اگر سبعالمثانی کل قرآن باشد، میتواند یکی از اسامی و اوصاف قرآن به شمار آید.
- برخی نیز گفتهاند: مراد هفت صحیفهای است که از آسمان بر پیامبران نازل شده است.
پانویس
- ↑ مفردات، ص ۳۹۴، «سبع».
- ↑ لغت نامه، ج۱۲، ص۱۷۸۸۲، "مثانى"؛ تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۹۱.
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علیاکبر قرشی.
- ↑ سوره حجر، آیه ۸۷.
- ↑ مجمع البیان، ج۵-۶، ص۵۳۰.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۱۹۱.
- ↑ مجمع البيان، ج۳، ص۳۴۴-۳۴۵.
- ↑ تفسیر عیاشى، ج۱، ص۱۹؛ تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۲۷، ح ۹۸؛ مجمع البیان، ج۵-۶، ص۵۳۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۵-۶، ص۵۳۰.
منابع
- ویکی علوم اسلامی (اصطلاحنامه علوم قرآنی، بخش اسامی و صفات قرآن).
- تفسیر احسن الحدیث، سید علیاکبر قرشی.
- فرهنگ قرآن، جلد ۱۵، صفحه ۵۲۶.




