مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

مکر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۰ توسط Mohammadi (بحث | مشارکت‌ها) (←‏مکر در قرآن)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«مَکر» به معنای فریب و نیرنگ و تدبیر برای ضرر رساندن، هم در افعال شرّ و هم در افعال خیر بکار می‌رود؛ گرچه استعمال آن بیشتر در موارد مذموم است. در اصطلاح علم اخلاق نیز، «مکر» به معنای یافتن راه‌­های پنهان برای آزار دیگران آمده؛ از این رو رذیله‌ای اخلاقی به حساب می­‌آید.

واژه‌شناسی مکر

«مکر» در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن،[۱] یا حیله­‌گری در نهان آمده؛[۲] و یا منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله نیرنگ.[۳] معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرنگ و حیله است.[۴]

مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله ای از رذائل قوه­ عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت ­ترین رذائل به حساب می­ آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­ رود.[۵]

در علم لغت واژه­ مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­ کاری مشترک هستند؛[۶] اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:

  • کید: به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است.[۷] این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و ۳۵ مرتبه در قرآن بکار رفته؛[۸] و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است.[۹]
  • خدعه: از ماده­ "خدع" است به معنای واداركردن ديگرى به كارى که او در صدد آن کار نبوده و آشكار کردن كارى برخلاف آنچه كه پوشيده است.[۱۰] "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد،[۱۱] که در قرآن پنج بار به ­کار رفته،[۱۲] اما گستره­ معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می ­شود که از شأن آنها ظاهربودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته­ شده است.[۱۳]

مکر در قرآن

ماده­ "مکر" در قرآن کریم، ۴۳ بار بکار رفته که بیشتر موارد درباره­ خداوند مطرح شده؛[۱۴] از این رو برخی برای مکر در قرآن، معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده ­اند.[۱۵]

بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­ تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شرّ قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می ­تواند در افعال شرّ و هم در افعال خیر بکار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر.[۱۶] البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی؛[۱۷] لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شرّ و مذموم دانسته ­اند.[۱۸]

در قرآن کریم مسائلی درباره­ مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می ­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر بکار می ­رود: «...اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ»؛[۱۹] ...این ها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود؛ اما این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‌گیرد.

در این آیه و آیات مانند آن (سوره غافر/۴۵ و سوره نحل/۴۵)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می ­رساند كه مكر از منظر قرآنی می ­تواند ابزاری برای افعال شرّ باشد و در مقابل، مفهوم مخالفش این است که مکر می ­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.[۲۰]

همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه، مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ...»[۲۱] «و (یهود و دشمنان مسیح، براى نابودى او و آیینش،) نقشه كشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویى كرد... .

انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی­ زند، روشن می­ کند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی ­داند؛ بلکه مکر می ­تواند در دست کسانی با نیت­های پاک باشد و در افعال خیر بکار رود؛ همچنان­ که می­ تواند ابزاری در دست صاحبان نیت­های شوم باشد و در افعال شرّ نیز بکار رود.[۲۲]

مکر خداوند

مکر درباره­ خداوند در آیات بسیاری بکار رفته و کاربرد آن در قرآن کریم مباحث بسیاری را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می ­کنیم:

۱. معنا و مفهوم مکر خدا:

در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی، نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است: برخی قائلند که مکر درباره خدا به صورت حقیقی بکار نرفته و این که قرآن می ­فرماید: «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ...»،[۲۳] کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است:

  • اولاً: به ­کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می­ چشاند، نه این که معنای واقعی مکر اراده شده باشد.[۲۴]
  • ثانیاً: مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه­ ذیل که می ­فرماید: «... فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ»؛ ...و (به طور كلى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدى كنيد!.[۲۵] تعدّی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدّی کننده است؛[۲۶] به عبارتی تعدّی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است.[۲۷] پس "مکر" اگرچه قبیح است، اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن کلام بوده و مجازاتی است برای مکرکنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست، بلکه به عنوان مجاز بکار رفته است.[۲۸]

این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می­ پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در قرآن بکار رفته، ناحق می ­دانند.[۲۹]

پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکارشدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می­ پردازیم که به خدا نسبت داده شده ­و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی بکار رفته ­اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است:[۳۰]

  • مکر ابتدایی: در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و به طور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است: «أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ»؛ و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‌اند و (حال آن كه) جز گروه زیانكاران از ترفند خدا ایمن نمى‌باشند؟[۳۱] مكر ابتدايى یعنی بدون اين كه بنده­ ای مرتکب معصيت و مکری شود، صدورش از ناحیه خداوند ممتنع است؛ اما اين كه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست كه ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحیه­ خداى تعالى است كه دنبالش عذاب است و این که فرمود: «مردم ايمن از مكر خدا فقط زيانكارانند»، چون همان ايمنى‌شان نیز مكر خداست.[۳۲]
  • مکر ثانوی: در اکثر آیات، مکر خدا در مرتبه­ دوم بکار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند؛ در حالى ­كه او آنها را فریب مى‌دهد و هنگامى كه به نماز برمى‌خیزند، با كسالت برمى‌خیزند و در برابر مردم ریا مى‌كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‌نمایند!. [۳۳]

"مكر" در اصل به معنای غافل‌گير کردن شخصى و ضرر رساندن به اوست؛ اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد و از ناحیه ­ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتى را براى او تنظيم می­ كند كه وی با پاى خودش، در حالی­ که غافل از سرنوشت خود است، بسوى عذاب الهی برود.[۳۴]

بنابراین خدعه­ منافقان، همان ناتوانی، حیله­ گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه­ خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهانکاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می ­شوند.[۳۵]

۲. صفات مکر خدا:

در قرآن کریم مکر خدا سریع­ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکر کنندگان معرفی شده، که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می ­پردازیم:

  • «...وَاللَّهُ خَیرُ الْماكِرینَ»؛ ...و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.[۳۶] مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می­ توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری، به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن كامل‌تر است؛ هم از لحاظ عملی، به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس این که مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست.[۳۷]
  • در آیه دیگر می­ فرماید: «...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا»؛ ...خداوند سریع­تر از شما مكر (چاره‌جویى‌) مى‌كند.[۳۸] صفت دیگری که برای مکر خداوند در قرآن کریم بیان شده، سریع­تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع­ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده­ اند که خداوند از اعمال و اراده­ بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی ­توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت­های خود خیال می ­کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می­ توانند درباره­ دین خدا مکری بکار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می ­زنند. بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و این چنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می­ کند.[۳۹]

مکر غیرخداوند

در برابر مکر خداوند در قرآن کریم، خداوند از مکری یاد کرده که غالباً مذموم می ­باشد؛ این مکر به منافقان،[۴۰] کافران،[۴۱] زنان،[۴۲] شیطان،[۴۳] دنیا[۴۴] و... نسبت داده شده است.

مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده است: «وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا»: هنگامى كه به مردم پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‌كنند». [۴۵] و در قرآن مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات­ روانی انسان دارد.[۴۶]

مکرزدن به خدا از نگاه قرآنی:

مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟

جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی­ تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ در حالی ­که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی ­تواند به خدا ضرر برساند؛ لذا خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابیل توجیه است:[۴۷]

  • این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طورى است كه اگر كسى باطن قضیه و واقع را نداند، گول می­خورد؛ با این که در حقیقت احدی نمی­تواند خدا را گول بزند.[۴۸]
  • مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همان­طور كه اطاعت رسول خدا صلی الله علیه وآله اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست.[۴۹]

بی‌تأثیری مکر در دیدگاه قرآن:

مکّارانی که می ­خواهند مکر خود را در برابر حق بکار ببرند، از نظر بیانات و آموزه ­های قرآنی شکست خورده­ هستند، که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می­ پردازیم:

۱. بازگشت مکر به خود مکار:

در آیاتی از قرآن کریم خداوند مکر و خدعه مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است: «يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ»؛ با خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند، نيرنگ مى‌زنند. در حالى كه جز بر خودشان نيرنگ نمى‌زنند و (با درك حسّى) متوجه نمى‌شوند».[۵۰]

نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی­ دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد به خود اوست؛[۵۱] و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله­ مکاران را به خودشان می ­داند.[۵۲]

۲. شکست مکاران در مکرشان:

قرآن کریم از مکر و خدعه­ بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته، چنانکه در مورد مکر کافران می ­فرماید: «نقشه­ كافران جز در گمراهى نيست».[۵۳] و یا درباره­ مکر فرعون می ­فرماید: «توطئه­ فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‌ انجامد».[۵۴]

دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین کسی امکان ندارد: «وَ قَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِن كاَنَ مَكْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ»؛ و به يقين (با) فريب­كاريشان فريب­كارى كردند و فريب­كاريشان نزد خدا (آشكار) است و اگرچه فريبشان (چنان باشد كه) از آن كوه‌ها از جا كنده شود».[۵۵]

حیله­ گران هرچه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه ­هایشان نقش بر آب می ­شود؛ چون گرچه مکاران حیله­ هایشان را پنهان می ­دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست، بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است.[۵۶]

پانویس

  1. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‌، تهران‌، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، ۱۳۶۰ش‌، ج‌۱۱، ص۱۴۳.
  2. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم‌؛ لسان العرب‌، بیروت‌، دار صادر، ۱۴۱۴ ق‌، چاپ سوم، ج‌۵، ص۱۸۳.
  3. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، ۱۴۱۲ ق‌، چاپ اول، ص ۷۷۲.
  4. ↑ مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى-فارسى‌، ص۸۵۵؛ دهخدا، علی­ اکبر؛ لغت­نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بهار ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج۱۳، ص۱۸۸۹۱.
  5. ↑ نراقی، مولی مهدی؛ جامع السعادات، ترجمه سید جلال­ الدین مجتبوی، تهران، حکمت، ۱۳۷۰ ش، چاپ چهارم، ص۲۴۶.
  6. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‌۱۱، ص۱۴۳.
  7. ↑ طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرين، تحقیق سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ ش، چاپ سوم، ج‌۳، ص۱۳۹.
  8. ↑ سوره آل عمران/۱۲۰، سوره نساء/۷۶ و...
  9. ↑ عسکری، ابو­هلال؛ معجم الفروق اللغویه، قم، اسلامی، ۱۴۱۲ق. چاپ اول، ص۵۰۸.
  10. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، ص۲۷۶.
  11. ↑ لسان العرب، ج‌۸، ص۶۳.
  12. ↑ سوره بقره/۹، سوره نساء/۱۴۲ و سوره انفال/۶۲.
  13. ↑ فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، ۱۴۱۰ق،‌ چاپ دوم، ج‌۵، ص۳۷۰.
  14. ↑ سوره آل عمران/۵۴، سوره انفال/۳۰، سوره اعراف/۹۹، سوره یونس/۲۱ و...
  15. ↑ قرشى، سید على­ اكبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش‌، چاپ ششم‌، ج‌۶، ص۲۶۵.
  16. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ کرانه سعادت، ترجمه سید مهدی شمس­ الدین، قم، مترجم، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ص۲۱۳.
  17. ↑ مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش‌، چاپ اول، ج‌۲، ص۵۶۶.
  18. ↑ ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر والتنویر، ج‌۲۲، ص۱۸۵.
  19. ↑ سوره فاطر، آیه ۴۳.
  20. ↑ قاموس قرآن، ج‌۶، ص۲۶۵.
  21. ↑ سوره آل عمران، آیه ۵۴.
  22. ↑ فضل الله، سید محمدحسین‌؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاك، ۱۴۱۹ق‌، چاپ: دوم، ج‌۶، ص: ۴۶.
  23. ↑ سوره آل عمران/۵۴.
  24. ↑ دروزة، محمد عزت‌؛ التفسیر الحدیث‌، قاهره‌، دار إحیاء الكتب العربیة، ۱۳۸۳ق‌، ج‌۲، ص۴۳۵.
  25. ↑ سوره بقره/۱۹۴.
  26. ↑ طوسى، محمد بن حسن؛‌ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربى،‌ ج‌۲، ص۴۷۶.
  27. ↑ لسان العرب، ج‌۵، ص۱۸۳.
  28. ↑ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ ج‌۲، ص۴۷۶ و لسان العرب، ج‌۵، ص۱۸۳.
  29. ↑ کرانه سعادت، ص۲۱۴-۲۱۵.
  30. ↑ خدایاری، ناصر؛ و مرادی، صادق؛ نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، تبریز، سالار، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۲.
  31. ↑ سوره اعراف/۹۹.
  32. ↑ طباطبایى، سید محمدحسین؛‌ المیزان فى تفسیر القرآن، قم‌، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‌۱۴۱۷ق،‌ چاپ پنجم، ج‌۸، ص۲۰۲.
  33. ↑ سوره نساء/۱۴۲.
  34. ↑ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‌۸، ص۲۰۲.
  35. ↑ صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‌، قم، فرهنگ اسلامى‌، ۱۳۶۵ ش‌، چاپ دوم، ج۱، ص۱۹۱ و ۱۹۲.
  36. ↑ سوره آل عمران/۵۴ و سوه انفال/۳۰.
  37. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ج۱۴، ص۳۸۱.
  38. ↑ سوره یونس/۲۱.
  39. ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۳۶، تفسیر من وحى القرآن‌، ج‌۱۳، ص۱۲۷ و زحیلى، وهبة بن مصطفى؛ التفسیر المنیر فى العقیدة والشریعة والمنهج،‌ بیروت، دارالفكر المعاصر، ۱۴۱۸ق‌، چاپ دوم‌، ج‌۱۳، ص۱۹۳.
  40. ↑ سوره نساء/۱۴۲.
  41. ↑ سوره رعد/۳۳.
  42. ↑ سوره یوسف/۳۱.
  43. ↑ سوره نساء/۱۲۰.
  44. ↑ سوره لقمان/۳۳.
  45. ↑ سوره یونس/۲۱.
  46. ↑ اژه­ ای، جواد؛ انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره ۳و۴، ۱۳۸۵ش، ص۱۱.
  47. ↑ تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۵۳-۲۵۴.
  48. ↑ مجمع البیان فى تفسیر القرآن‌، ج‌۱، ص۱۳۴.
  49. ↑ تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۵۴.
  50. ↑ سوره بقره/۹.
  51. ↑ سوره اسراء/۷.
  52. ↑ تفسير تسنيم، ج۲، ص ۲۵۴.
  53. ↑ سوره غافر/۲۵.
  54. ↑ سوره غافر/۳۷.
  55. ↑ سوره ابراهیم/۴۶.
  56. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم (وحی و نبوت در قرآن)، قم، اسراء، ۱۳۸۱ ش، چاپ اول، ج۳، ص۱۳۶.

منابع


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه