آیه 17 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أَفَمَنْ كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً ۚ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ ۚ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ ۚ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<16 آیه 17 سوره هود 18>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

آیا پیغمبری که از جانب خدا دلیلی روشن (مانند قرآن) دارد و گواهی صادق (مانند علی علیه السّلام) در پی اوست و به علاوه کتاب تورات موسی هم که پیشوا و رحمت حق بر خلق بود پیش از او بوده و اینان (از اهل کتاب) به آن ایمان دارند (به آمدن آن پیامبر بشارت داده، چنین پیامبری مانند آن کس است که این امتیازات را ندارد)؟ و هر کس از طوایف بشر به او کافر شود وعده گاهش البته آتش دوزخ است، پس در آن هیچ شک مدار که این حق و درست از سوی پروردگار توست و لیکن اکثر مردم (به آن) ایمان نمی‌آورند.

آیا کسانی که از سوی پروردگارشان بر دلیلی روشن [از بصیرت و بینش] متکی هستند و شاهدی از سوی او [چون قرآن برای تأیید آن دلیل روشن] از پی درآید و پیش از قرآن [هم] کتاب موسی در حالی که [برای مؤمنان] پیشوا و رحمت بود [بر حقّانیّت قرآن گواهی داده مانند کسانی می باشند که چنین نیستند] اینان [که متکی بر دلیل روشن اند] به قرآن ایمان می آورند، و هر کس از گروه ها [چه یهود، چه نصاری و چه مشرکان] به آن کفر ورزد، وعده گاهش آتش است؛ پس [ای انسان!] درباره قرآن در تردید مباش که آن از سوی پروردگارت حق است، ولی بیشتر مردم [به خاطر کبر باطنی، لجاجت و جهل] ایمان [به آن] نمی آورند.

آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خويشان‌] او، پيرو آن است، و پيش از وى [نيز] كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است [دروغ مى‌بافد]؟ آنان [كه در جستجوى حقيقت‌اند] به آن مى‌گروند، و هر كس از گروه‌هاى [مخالف‌] به آن كفر ورزد آتش وعده‌گاه اوست. پس در آن ترديد مكن كه آن حقّ است [و] از جانب پروردگارت [آمده است‌] ولى بيشتر مردم باور نمى‌كنند.

آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد و زبانش بدان گوياست و پيش از اين كتاب موسى كه خود پيشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن كس كه دليلى ندارد برابر است؟ ايشان به آن كتاب روشن ايمان مى‌آورند. و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمى‌آورند.

آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و بدنبال آن، شاهدی از سوی او می‌باشد، و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (گواهی بر آن می‌دهد، همچون کسی است که چنین نباشد)؟! آنها [= حق‌طلبان و حقیقت‌جویان‌] به او (که دارای این ویژگیهاست،) ایمان می‌آورند! و هر کس از گروه‌های مختلف به او کافر شود، آتش وعده‌گاه اوست! پس، تردیدی در آن نداشته باش که آن حق است از پروردگارت! ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Is he who stands on a manifest proof from his Lord, and whom a witness of his own [family] follows? And before him there was the Book of Moses, a guide and mercy. It is they who have faith in it, and whoever defies him from among the factions, the Fire is their tryst. So do not be in doubt about it; it is the truth from your Lord, but most people do not have faith.

Is he then who has with him clear proof from his Lord, and a witness from Him recites it and before it (is) the Book of Musa, a guide and a mercy? These believe in it; and whoever of the (different) parties disbelieves in it, surely it is the truth from your Lord, but most men do not believe.

Is he (to be counted equal with them) who relieth on a clear proof from his Lord, and a witness from Him reciteth it, and before it was the Book of Moses, an example and a mercy? Such believe therein, and whoso disbelieveth therein of the clans, the Fire is his appointed place. So be not thou in doubt concerning it. Lo! it is the Truth from thy Lord; but most of mankind believe not.

Can they be (like) those who accept a Clear (Sign) from their Lord, and whom a witness from Himself doth teach, as did the Book of Moses before it,- a guide and a mercy? They believe therein; but those of the Sects that reject it,- the Fire will be their promised meeting-place. Be not then in doubt thereon: for it is the truth from thy Lord: yet many among men do not believe!

معانی کلمات آیه

مريه: شك. راغب آن را تردد معنى كرده و از شك اخص مى ‏داند.[۱]

نزول

محمد بن حسن الصفار بعد از دو واسطه از ابوالجارود و او از اصبغ بن نباته روایت کند که گفت: امیرالمومنین على علیه‌السلام مى فرمود: اگر بین اهل تورات باشم به تورات آن‌ها قضاوت نمایم و اگر بین اهل انجیل باشم به انجیل آن‌ها داورى کنم و بین اهل قرآن باشم به قرآن حکم نمایم و به خدا قسم هر آیه اى از آیات قرآن چه در روز نازل شده باشد و چه در شب من به علم آن واقف هستم که درباره چه کسى نازل شده و یا درباره چه موضوعى نزول یافته است. سپس مردى از جا برخاست و گفت یا على آیا در قرآن آیه اى در شأن تو نازل گردیده است؟ فرمود: اى مرد مگر آیه «أَفَمَنْ کانَ عَلى بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ» را در سوره هود نخوانده اى.[۲]

در یکى از روزهاى جمعه امیرالمؤمنین على علیه‌السلام روى منبر خطبه اى خواند و در ضمن آن فرمود: قسم به خدائى که دانه را در جوف زمین مى رویاند از براى هر مردى از قریش در کتاب خدا آیه اى نازل گردیده است و من آن آیات را می‌دانم. سپس مردى از جا برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین آیه اى که در قرآن درباره خودت نازل شده است کدام است؟ فرمود: مگر سوره هود را نخوانده اى؟ گفت: بلى خوانده ام. فرمود: به این آیه توجه نکردى که فرماید: «أَفَمَنْ کانَ عَلى بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» باید بدانى کسى که از جانب خداوند بینه قرار گرفته است، محمد است و شاهد او نیز من هستم.[۳]

جابر بن عبدالله بن یحیى و عباد بن عبدالله الاسدى گویند: از على علیه‌السلام شنیدیم که می‌فرمود براى هر مردى از قریش در کتاب آسمانى یک آیه یا دو آیه نازل شده است. مردى از وى پرسید یا على آیا براى شما هم آیه اى نازل شده است؟ در جواب فرمود: آیا آیه اى که در سوره هود است، قرائت کرده اى؟ که می‌فرماید «أَفَمَنْ کانَ عَلى بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» در این آیه مراد از بینة محمد است و من هم شاهدم.[۴]

از مجاهد و عبدالله بن شداد روایت شده و نیز کلبى از ابوصالح او از ابن عباس روایت نموده که مراد از «بینة من ربی» در این آیه، رسول خدا صلی الله علیه و آله است و مقصود از «یتلوه شاهد منه» على علیه‌السلام است[۵].[۶]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَ فَمَنْ كانَ عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‌ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ «17»

آيا آن كس كه (همچون پيامبر اسلام) دليل روشنى (مثل قرآن) از طرف پروردگارش دارد و بدنبال او شاهدى از اوست، و پيش از او (نيز) كتاب موسى‌ (كه) رهبر و رحمت بوده است (بر آمدن او بشارت داده، مانند كسى است كه اين خصوصيات را نداشته باشد؟)، آنان (كسانى كه حق‌جو هستند) به او ايمان مى‌آورند، و هر كس از احزاب (و گروه‌هاى مختلف) كه به او كافر شود، وعدگاهش آتش است. پس، از آن در ترديد مباش (كه) قطعاً آن (وحى، كلامِ) حقّى است (كه) ازپروردگارت (نازل شده)، اگر چه اكثر مردم ايمان نياورند.

نکته ها

روايات بسيارى از ائمه معصومين عليهم السلام رسيده است كه مراد از «شاهِدٌ» در اين آيه على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام است. «3» چنانكه خود حضرت على عليه السلام نيز در خطبه‌اى فرمود: مُراد از «شاهد» من هستم.


«3». كافى، ج 1، ص 190.

جلد 4 - صفحه 36

طبق اين آيه، شاهد و گواه پيامبر صلى الله عليه و آله از اوست، نه جداى از او. و طبق روايات شيعه و سنّى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: من از علىّ هستم و علىّ از من است. «1»

در آخرين آيه‌ى سوره‌ى رعد آمده است كه وقتى كفّار به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: «لَسْتَ مُرْسَلًا» پيامبر صلى الله عليه و آله به امر خداوند پاسخ مى‌دهد: «كَفى‌ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» يعنى براى گواهى ميان من و شما، خداوند و كسى كه علم كتاب نزد اوست كافى است. در آنجا نيز طبق روايات شيعه و سنّى مُراد از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام است كه شهيد و گواه پيامبر صلى الله عليه و آله است. در آنجا شهيد و در اينجا شاهد است.

پیام ها

1- در تبليغ، با شيوه‌ى سؤال، وجدان‌هاى سالم را به قضاوت بطلبيم. «أَ فَمَنْ كانَ»

2- قرآن، حجّت خداوند بر مردم است. «بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ»

3- كسى كه در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله همراه و دنباله‌رو اوست، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله هم جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله است. «يَتْلُوهُ»

4- وجود پيروان راستين، وارسته و فداكار، يكى از راههاى شناخت و حقّانيّت پيامبران است. بَيِّنَةٍ ... شاهِدٌ مِنْهُ‌

5- خداوند حجّت را بر مردم تمام كرده است، هم خود قرآن معجزه است و هم گواهى چون على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام دارد و هم تورات از قبل بشارت آن را داده‌است. بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ‌ ... شاهِدٌ مِنْهُ‌ ... وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‌

6- كتب آسمانى، مؤيّد يكديگرند. «مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‌»

7- در تبليغ، شناخت مخاطب يك اصل است، چون در حجاز يهوديان بيش از مسيحيان بوده‌اند، خطاب قرآن با آنان است، گرچه در انجيل هم بشارات‌بسيارى آمده است. «مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‌»


«1». صحيح بخارى، كتاب صلح، باب «كيف نكتب»؛ مسند احمد حنبل، ج 5، ص 356.

جلد 4 - صفحه 37

8- كتب آسمانى و قوانين الهى، راه هدايت و وسيله‌ى رحمت براى مردم هستند. «إِماماً وَ رَحْمَةً»

9- مردم بايد كتاب آسمانى را امام وپيشواى خود قرار دهند. «كِتابُ مُوسى‌ إِماماً»

10- امامت و رحمت بايد در كنار هم باشند. «إِماماً وَ رَحْمَةً»

11- ملاك و محور، حقّ باشد نه حزب. بجاى توجّه به حزب و نژاد و منطقه، بدنبال پيروى از حقّ باشيم. «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ»

12- همه‌ى مردم از هر گروه و طايفه و حزب بايد به قرآن رو آورند وگرنه گرفتار قهر الهى هستند. «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ»

13- كفر برخى از مردم سبب دلسردى و تزلزل مؤمنان نشود. وَ مَنْ يَكْفُرْ ... فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ‌

14- اكثريّت، نشانه‌ى حقانيّت نيست. الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ‌ ... أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ‌



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. کتاب امالى از شیخ طوسى.
  4. تفسیر عیاشى و کتاب کشف الغمه.
  5. ثعلبى و فلکى از مفسرین عامه و نیز موفق بن احمد و ابن المغازلى شافعى از علماى عامه.
  6. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص456.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه