حجر
نسخهٔ تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکتها)
«حِجر» در اصل به معنى «منع» است[۱] و در قرآن کریم به چند معنی آمده است:
- اول به معنی حرام: «وَقَالُوا هَٰذِهِ أَنْعَامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ...»[۲]؛ مشرکان بعض حیوانات و محصولات زراعت را خاص بتان خویش می کردند و تصرف در آن نمی کردند و چون بیدلیل چیزی را حرام کردن، بر خلاف حکم الهی است، خداوند آنها را مذمت فرمود و از اینجا توان دانست اصل بر اباحت است.
- مشهور دوم به معنی عقل: «هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ»[۳]؛ آیا این سوگندها برای خردمند کافی است؟ چون عقل از کار زشت منع می کند آن را حِجر گفتند.
- سوم به معنی حاجب و مانع: «... وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَ حِجْرًا مَحْجُورًا»[۴]؛ و میان آن دو مانع و حایلی نفوذناپذیر و استوار قرار داد.
- چهارم به معنی کنار و دامن و جمع آن «حُجور» در قرآن آمده است: «... وَ رَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ...»[۵]؛ دختر زنهای شما که در دامن شما و کنار شما هستند (بر شما حرامند). این علت است که غالباً دختر زن همراه مادر خود در خانه شوهر مادر می باشد و از این جهت محرم است تا از پوشیدن خود بر او حرج نباشد.
- پنجم به معنی نام بلاد ثمود است: «وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ»[۶]؛ و به این مناسبت یک سوره قرآن به نام سوره حجر موسوم شده است.[۷] و يا علّت اين تسميه آن است كه ديارشان محصور از سنگها بوده است.[۸]
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۷، ص۲۹۹.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۳۸.
- ↑ سوره فجر، آیه ۵.
- ↑ سوره فرقان، آیه ۵۳.
- ↑ سوره نساء، آیه ۲۳.
- ↑ سوره حجر، آیه ۸۰.
- ↑ نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۱.
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی.
منابع
- نثر طوبی (دائرةالمعارف لغات قرآن کریم)، علامه شعرانی، ج۱، واژه "حجر".
- تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۷.




