جبل: تفاوت بین نسخهها
(افزودن الگوی قرآن) |
|||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
== جبل در قرآن == | == جبل در قرآن == | ||
| − | کلمه «جَبَل» به معنی کوه، در [[قرآن مجید]] به صورت مفرد و جمع (جِبال) ۳۹ بار ذکر شده است: {{متن قرآن|«وَالْجِبَالَ | + | کلمه «جَبَل» به معنی کوه، در [[قرآن مجید]] به صورت مفرد و جمع (جِبال) ۳۹ بار ذکر شده است: {{متن قرآن|«وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا}}<ref>[[آیه 32 سوره نازعات|سوره نازعات،آیه ۳۲.]]</ref>؛ و کوهها را برافراشت». |
| − | در برخی آیات [[قرآن]]، اموری مانند [[سجده]] و [[تسبیح]] نیز به کوهها نسبت داده شده که این سجده و تسبیح جمادات به زبان تکوین است. خداوند فرمود: {{متن قرآن|«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ | + | در برخی آیات [[قرآن]]، اموری مانند [[سجده]] و [[تسبیح]] نیز به کوهها نسبت داده شده که این سجده و تسبیح جمادات به زبان تکوین است. خداوند فرمود:{{متن قرآن|«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ...}}<ref>[[آیه 21 سوره حشر|سوره حشر،آیه ۲۱.]]</ref>؛اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، میدیدی که در برابر آن خاشع میشود و از خوف خدا میشکافد...». |
| − | و نیز می فرماید | + | و نیز می فرماید:{{متن قرآن|«وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یسَبِّحْنَ...}}<ref>[[آیه 79 سوره انبیاء|سوره انبیاء،آیه ۷۹.]]</ref>؛ کوهها تسبیح خدای می کنند...».{{متن قرآن|«...يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ...}}<ref>[[آیه 10 سوره سبأ|سوره سبأ،آیه ۱۰.]]</ref>. و می بینی سجده خدا می کنند{{متن قرآن|«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ...»}}<ref>[[آیه 18 سوره حج|سوره حج،آیه ۱۸.]]</ref>. |
| − | و جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ | + | و جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ...}}<ref>[[آیه 72 سوره احزاب|سوره احزاب،آیه ٧٢.]]</ref>؛ ما امانت را بر زمین و آسمان و کوهها عرضه داشتیم نپذیرفتند اما انسان پذیرفت». |
'''کوهها در قیامت:''' | '''کوهها در قیامت:''' | ||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
در [[قیامت]] که همه چیز دیگرگون می شود، کوه که در صلابت و ثبات مثل است، سست و پراکنده و از هم پاشیده می شود و به جای ثبات به راه می افتد و می جنبد. | در [[قیامت]] که همه چیز دیگرگون می شود، کوه که در صلابت و ثبات مثل است، سست و پراکنده و از هم پاشیده می شود و به جای ثبات به راه می افتد و می جنبد. | ||
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ}}<ref>[[آیه 9 سوره معارج|سوره معارج،آیه ۹.]]</ref>؛ کوهها مانند پشم زده می شوند». یا {{متن قرآن|«...وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلًاا}}<ref>[[آیه 14 سوره مزمل| سوره مزمل،آیه ۱۴.]]</ref>؛... و کوهها تل ریگ نرم می شوند و{{متن قرآن|«وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}}<ref>[[آیه 47 سوره کهف|سوره کهف،آیه ۴۷.]]</ref>؛ روزی که کوهها را برانیم و براه اندازیم و تو زمین را بینی از زیر کوهها بیرون آمده». |
| − | {{متن قرآن|«وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً | + | {{متن قرآن|«وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ...}}<ref>[[آیه 88 سوره نمل|سوره نمل،آیه ۸۸.]]</ref>؛ کوهها را بینی پنداری بر یک جا استوارند با این که مانند ابر می گذرند...». ظاهر آیه راجع به قیامت است که چون در صور دمند و همه موجودات نزد خداوند خاشع گردند کوهها را پا بر جای بینی با آنکه روان است مانند ابر و بعضی مردم عصر ما گویند آیه اشاره به قیامت نیست بلکه در همین زمان ما است و مقصود حرکت زمین است و بعضی گویند حرکت جوهری مقصود است در کوه، والله العالم. |
==حکمت آفرینش کوهها== | ==حکمت آفرینش کوهها== | ||
| سطر ۲۳: | سطر ۲۳: | ||
دیگر آنکه کوهها از جنس طبقات عمیق درون زمین است سطح روی زمین که ما در آن زندگی می کنیم آماده کشت و زرع و بناء و معیشت انسان و حیوان می باشد و معادن و اجسام دیگر که ما نیازمند آنهائیم و مانع کشت است مانند آهن و گوگرد و زاج و نمک و مس و نقره و طلا و غیر آن هزاران متر از سطح زمین پائین ترند. کوهها مثل آنکه از باطن زمین برجسته اند آن معادن را با خود بالا آورده و مردم در رگه های کوه حوائج خویش را می یابند. | دیگر آنکه کوهها از جنس طبقات عمیق درون زمین است سطح روی زمین که ما در آن زندگی می کنیم آماده کشت و زرع و بناء و معیشت انسان و حیوان می باشد و معادن و اجسام دیگر که ما نیازمند آنهائیم و مانع کشت است مانند آهن و گوگرد و زاج و نمک و مس و نقره و طلا و غیر آن هزاران متر از سطح زمین پائین ترند. کوهها مثل آنکه از باطن زمین برجسته اند آن معادن را با خود بالا آورده و مردم در رگه های کوه حوائج خویش را می یابند. | ||
| − | سیم آنکه باطن زمین از فرط حرارت گداخته است و هر چه در آنجا است مایع و اگر اجسام سخت مانند کوه و ریشه های آن که در زیر خاک در هم تنیده نبودند، پیوسته زمین در زیر پای مردم می لغزید و قسمتی از آن در ماده گداخته درونی فرومی رفت و قسمت دیگر برمی جست. این [[زلزلة|زلزله]] که گاه گاه در اندک مساحتی مشاهد می کنیم اگر صلابت کوهها نبود همیشه در همه جا اتفاق می افتاد، بسیار سخت تر؛ از این روی [[الله|خداوند]] کوهها را تشبیه به میخ کرد؛ {{متن قرآن|«أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»}} | + | سیم آنکه باطن زمین از فرط حرارت گداخته است و هر چه در آنجا است مایع و اگر اجسام سخت مانند کوه و ریشه های آن که در زیر خاک در هم تنیده نبودند، پیوسته زمین در زیر پای مردم می لغزید و قسمتی از آن در ماده گداخته درونی فرومی رفت و قسمت دیگر برمی جست. این [[زلزلة|زلزله]] که گاه گاه در اندک مساحتی مشاهد می کنیم اگر صلابت کوهها نبود همیشه در همه جا اتفاق می افتاد، بسیار سخت تر؛ از این روی [[الله|خداوند]] کوهها را تشبیه به میخ کرد؛ {{متن قرآن|«أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»}}<ref>[[آیه 7 سوره نبأ|سوره نبأ،آیات ۶و۷.]]</ref>؛آیا قرار ندادیم زمین را جای آرامش * و کوهها را میخهای آن». |
==منابع== | ==منابع== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۶
«جَبَل» و جمع آن «جِبال» به معنی کوه، در آیات متعددی از قرآن کریم استعمال شده و حتی اموری مانند سجده و تسبیح نیز به آن نسبت داده شده است.
جبل در قرآن
کلمه «جَبَل» به معنی کوه، در قرآن مجید به صورت مفرد و جمع (جِبال) ۳۹ بار ذکر شده است: «وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا[۱]؛ و کوهها را برافراشت».
در برخی آیات قرآن، اموری مانند سجده و تسبیح نیز به کوهها نسبت داده شده که این سجده و تسبیح جمادات به زبان تکوین است. خداوند فرمود:«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ...[۲]؛اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، میدیدی که در برابر آن خاشع میشود و از خوف خدا میشکافد...».
و نیز می فرماید:«وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یسَبِّحْنَ...[۳]؛ کوهها تسبیح خدای می کنند...».«...يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ...[۴]. و می بینی سجده خدا می کنند«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ...»[۵].
و جای دیگر فرمود: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ...[۶]؛ ما امانت را بر زمین و آسمان و کوهها عرضه داشتیم نپذیرفتند اما انسان پذیرفت».
کوهها در قیامت:
در قیامت که همه چیز دیگرگون می شود، کوه که در صلابت و ثبات مثل است، سست و پراکنده و از هم پاشیده می شود و به جای ثبات به راه می افتد و می جنبد.
«وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ[۷]؛ کوهها مانند پشم زده می شوند». یا «...وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلًاا[۸]؛... و کوهها تل ریگ نرم می شوند و«وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا[۹]؛ روزی که کوهها را برانیم و براه اندازیم و تو زمین را بینی از زیر کوهها بیرون آمده».
«وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ...[۱۰]؛ کوهها را بینی پنداری بر یک جا استوارند با این که مانند ابر می گذرند...». ظاهر آیه راجع به قیامت است که چون در صور دمند و همه موجودات نزد خداوند خاشع گردند کوهها را پا بر جای بینی با آنکه روان است مانند ابر و بعضی مردم عصر ما گویند آیه اشاره به قیامت نیست بلکه در همین زمان ما است و مقصود حرکت زمین است و بعضی گویند حرکت جوهری مقصود است در کوه، والله العالم.
حکمت آفرینش کوهها
در آفرینش کوه مصلحت بسیار است از جمله آنکه در جایهای بلند زمین هوا سردتر است و یخ و برف دیری می ماند و به تدریج آب می شود و رودها و چشمه های آب هنگام گرما و تابستان روان می گردد. اگر کوه نبود و برف را نگاه نمی داشت در فصل تابستان آب نبود و مردم از تشنگی هلاک می شدند.
دیگر آنکه کوهها از جنس طبقات عمیق درون زمین است سطح روی زمین که ما در آن زندگی می کنیم آماده کشت و زرع و بناء و معیشت انسان و حیوان می باشد و معادن و اجسام دیگر که ما نیازمند آنهائیم و مانع کشت است مانند آهن و گوگرد و زاج و نمک و مس و نقره و طلا و غیر آن هزاران متر از سطح زمین پائین ترند. کوهها مثل آنکه از باطن زمین برجسته اند آن معادن را با خود بالا آورده و مردم در رگه های کوه حوائج خویش را می یابند.
سیم آنکه باطن زمین از فرط حرارت گداخته است و هر چه در آنجا است مایع و اگر اجسام سخت مانند کوه و ریشه های آن که در زیر خاک در هم تنیده نبودند، پیوسته زمین در زیر پای مردم می لغزید و قسمتی از آن در ماده گداخته درونی فرومی رفت و قسمت دیگر برمی جست. این زلزله که گاه گاه در اندک مساحتی مشاهد می کنیم اگر صلابت کوهها نبود همیشه در همه جا اتفاق می افتاد، بسیار سخت تر؛ از این روی خداوند کوهها را تشبیه به میخ کرد؛ «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»[۱۱]؛آیا قرار ندادیم زمین را جای آرامش * و کوهها را میخهای آن».
منابع
- نثر طوبی: دائره المعارف لغات قرآن کریم، علامه شعرانی و محمد قریب، واژه "جبل"، ج۱، ص۱۲۴.




