سید هاشم میردامادی نجف آبادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''آیت الله میردامادی نجف‌آبادی''' (۱۳۰۳ - ۱۳۸۰ ق)، عالم ربانی، فقیه و مفسر [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] و [[سید احمد کربلایی]] بود. ایشان علاوه بر مقام علمی و [[عرفان|عرفانی]]، در تحولات سیاسی و اجتماعی [[مشهد]]، از جمله در قیام [[مسجد گوهرشاد]]، حضوری فعال داشت. «[[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]» از مهمترین آثار اوست.
+
'''«آیت‌الله سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی»''' (۱۳۰۳-۱۳۸۰ ق)، فقیه، مفسر و عارف بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] و [[سید احمد کربلایی]] بود. این عالم ربانی، علاوه بر مقام علمی و [[عرفان|عرفانی]]، در تحولات سیاسی و اجتماعی [[مشهد]]، از جمله در قیام [[مسجد گوهرشاد]]، حضوری فعال داشت. «[[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]» از مهمترین آثار اوست.
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
 
|نام کامل = سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی
 
|نام کامل = سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی
سطر ۸: سطر ۸:
 
|مدفن =  [[مشهد]]، [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا علیه‌السلام]]
 
|مدفن =  [[مشهد]]، [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا علیه‌السلام]]
 
|اساتید =  [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[سید احمد کربلایی]]، [[آخوند خراسانی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نایینی]]، [[سید مرتضی کشمیری]]،...
 
|اساتید =  [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[سید احمد کربلایی]]، [[آخوند خراسانی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نایینی]]، [[سید مرتضی کشمیری]]،...
|شاگردان =
+
|شاگردان = سید حسین نورایی،...
 
|آثار = [[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]، حاشیه بر [[العروة الوثقی]]، رساله در رجعت، رساله در علم اخلاق و عرفان،...  
 
|آثار = [[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]، حاشیه بر [[العروة الوثقی]]، رساله در رجعت، رساله در علم اخلاق و عرفان،...  
 
}}
 
}}
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
سید هاشم میردامادی معروف به نجف‌آبادی یا نجفی، در سال ۱۳۰۳ قمری در [[نجف]] اشرف متولد شد. او در سن دو سالگی پدر خویش را از دست داد و تحت حمایت پر مهر مادری فاضل و پاک سیرت، دوران کودکی را سپری کرد.  
 
سید هاشم میردامادی معروف به نجف‌آبادی یا نجفی، در سال ۱۳۰۳ قمری در [[نجف]] اشرف متولد شد. او در سن دو سالگی پدر خویش را از دست داد و تحت حمایت پر مهر مادری فاضل و پاک سیرت، دوران کودکی را سپری کرد.  
  
نسب آیت الله سید هاشم میردامادی با ۳۰ واسطه به [[محمد دیباج]] فرزند [[امام صادق]] علیه السلام، می رسد. همچنین نسب او با ۸ واسطه به میرداماد منتهی می شود و میرداماد سر سلسله خاندان بزرگ میردامادی است. بیش تر نیاکان سید هاشم، اهل فضل و دانش بوده اند و نوابغ و رجال بزرگی در میان ایشان قرار داشته است.
+
نسب سید هاشم میردامادی با ۳۰ واسطه به [[محمد دیباج]] فرزند [[امام صادق]] علیه السلام، می رسد. همچنین نسب او با ۸ واسطه به [[میرداماد]] منتهی می شود و میرداماد سر سلسله خاندان بزرگ میردامادی است. بیشتر نیاکان سید هاشم، اهل فضل و دانش بوده اند و نوابغ و رجال بزرگی در میان ایشان قرار داشته است.
  
آیت الله [[سید جواد خامنه ای|سید جواد خامنه‌ای]] (پدر [[سید علی حسینی خامنه ای|مقام معظم رهبری]]) و آیت الله [[محمد واعظ زاده خراسانى|شیخ محمد واعظ‌زاده خراسانی]]، از دامادهای مرحوم سید هاشم میردامادی هستند.  
+
آیت الله [[سید جواد خامنه ای|سید جواد خامنه‌ای]] (پدر [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی حسینی خامنه‌ای]] رهبر شهید انقلاب) و آیت الله [[محمد واعظ زاده خراسانى|شیخ محمد واعظ‌زاده خراسانی]]، از دامادهای مرحوم سید هاشم میردامادی هستند.  
  
 
==تحصیل و اساتید==
 
==تحصیل و اساتید==
سید هاشم از همان اوان رشد، همت به تحصیل و فراگیری گماشت. در میان اقران به هوش و ذکاوت و استعداد خوب معروف شد و به سرعت پلکان ترقی را پیمود. از خود آن مرحوم نقل است که فرموده بود: «من از سنین قبل از بلوغ، علاقه ی سرشاری به مجالس علما و رجال علمی داشتم و بیش تر وقت من، در محضر شخصیت های بزرگ و مراجع آن وقت می گذشت. آمادگی فوق العاده ای برای کسب فضائل و پذیرش هر گونه استفاده علمی داشتم و تنها آرزوی من، رسیدن به مقامات عالی علم و عمل بود. از طرفی مادرم به جهت سختی در امر معاش، اصرار داشت که در پی کسب و کار بروم تا آن که از یکی از استادان خویش خواستم تا نزد مادرم بیاید و وی را راضی به ادامه ی تحصیل کند. در نتیجه، این مشکل از پیش پایم برداشته شد».
+
سید هاشم از همان اوان رشد، همت به تحصیل و فراگیری گماشت. در میان اقران به هوش و ذکاوت و استعداد خوب معروف شد و به سرعت پلکان ترقی را پیمود. از خود آن مرحوم نقل است که فرموده بود: «من از سنین قبل از بلوغ، علاقه ی سرشاری به مجالس علما و رجال علمی داشتم و بیشتر وقت من، در محضر شخصیت های بزرگ و مراجع آن وقت می گذشت. آمادگی فوق العاده ای برای کسب فضائل و پذیرش هر گونه استفاده علمی داشتم و تنها آرزوی من، رسیدن به مقامات عالی علم و عمل بود. از طرفی مادرم به جهت سختی در امر معاش، اصرار داشت که در پی کسب و کار بروم تا آن که از یکی از استادان خویش خواستم تا نزد مادرم بیاید و وی را راضی به ادامه ی تحصیل کند. در نتیجه، این مشکل از پیش پایم برداشته شد».
  
سید هاشم میردامادی، مقدمات و سطح را با جدیت کامل نزد مدرسان معروف گذراند. سپس در حوزه ی بزرگ [[نجف]] از محضر آیات عظام [[آخوند خراسانی|آخوند محمد کاظم خراسانی]] (صاحب [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]) و [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نایینی]] کسب فیض کرد و به درجه ی رفیع [[اجتهاد]] نائل آمد.  
+
سید هاشم میردامادی، مقدمات و [[سطوح حوزه|سطح]] را با جدیت کامل نزد مدرسان معروف گذراند. سپس در حوزه ی بزرگ [[نجف]] از محضر آیات عظام [[آخوند خراسانی|آخوند محمدکاظم خراسانی]] (صاحب [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]) و [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نایینی]] کسب فیض کرد و به درجه رفیع [[اجتهاد]] نائل آمد.  
  
آن چه آن مرحوم را بعدها در میان اقران خود ممتاز و شاخص کرد، جنبه ی [[عرفان|عرفانی]] و سلوک او بود. ایشان از استادان اخلاق و عرفان آن دوره مانند [[سید احمد کربلایی]]، [[سید مرتضی کشمیری]]، [[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|میرزا جواد آقا ملکی]] بهره های بسیار برد. در این میان با مرحوم سید احمد کربلایی بسیار مأنوس بود و شاگرد خاص آن جناب گردیده بود.
+
آن چه آن مرحوم را بعدها در میان اقران خود ممتاز و شاخص کرد، جنبه [[عرفان|عرفانی]] و سلوک او بود. ایشان از استادان [[اخلاق]] و عرفان آن دوره مانند [[سید احمد کربلایی]]، [[سید مرتضی کشمیری]]، [[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|میرزا جواد آقا ملکی]] بهره های بسیار برد. در این میان با مرحوم سید احمد کربلایی بسیار مأنوس بود و شاگرد خاص آن جناب گردیده بود.
 
 
آیت الله میردامادی از دو استاد خود، یعنی میرزا محمدتقی شیرازی و حاج سید احمد کربلایی بسیار یاد می کرد و از یاد آنان لذت می برد و از سجایای اخلاقی آن دو داستان هایی نقل می فرمود. او مکرر می فرمود: «بعد از میرزا محمدتقی شیرازی، دیگر کسی به آن مهذّبی و پاکی ندیدم». درباره مرحوم سید احمد کربلایی می فرمود: «این مرد، همواره حال [[انقطاع الی الله|انقطاع]] و توجه به خدا داشت و گاهی که با شاگردان مشغول صحبت بود و می خندیدند، در اثناء توجهی به خدا می کرد و از گوشه های چشمش اشک جاری می گشت و در آن حال به احدی توجه نداشت». باز از مرحوم سید احمد کربلایی نقل می فرمود که «کاملاً بر نفس خود مسلط بود و مانند او کسی را ندیدم».
 
  
 +
آیت الله میردامادی از دو استاد خود، یعنی میرزا محمدتقی شیرازی و حاج سید احمد کربلایی بسیار یاد می کرد و از یاد آنان لذت می برد و از سجایای اخلاقی آن دو داستان هایی نقل می فرمود. او مکرر می فرمود: «بعد از میرزا محمدتقی شیرازی، دیگر کسی به آن مهذّبی و پاکی ندیدم». درباره مرحوم سید احمد کربلایی می فرمود: «این مرد، همواره حال [[انقطاع الی الله|انقطاع]] و توجه به [[خدا]] داشت و گاهی که با شاگردان مشغول صحبت بود و می خندیدند، در اثناء توجهی به خدا می کرد و از گوشه های چشمش اشک جاری می گشت و در آن حال به احدی توجه نداشت». باز از مرحوم سید احمد کربلایی نقل می فرمود که «کاملاً بر نفس خود مسلط بود و مانند او کسی را ندیدم».
 
==آثار و تألیفات==
 
==آثار و تألیفات==
برخی از تألیفات آیت الله سید هاشم نجف آبادی عبارت است از:
+
[[پرونده:سیدهاشم (3).jpg|thumb|left|220px|خلاصةالبیان فی تفسیرالقرآن؛ از آثار سید هاشم میردامادی]]
 +
برخی از تألیفات آیت الله سید هاشم نجف‌آبادی عبارت است از:
  
* [[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]؛ دوره کامل تفسیر قرآن کریم به فارسی روان که توسط سید هاشم نجف آبادی املا گردیده و یکی از شاگردان آن مرحوم به نام سید حسین نوایی آن را نوشته است.  
+
*[[خلاصة البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|خلاصة البیان فی تفسیر القرآن]]؛ دوره کامل [[تفسیر قرآن|تفسیر قرآن کریم]] به فارسی روان که توسط سید هاشم نجف آبادی املا گردیده و یکی از شاگردان آن مرحوم به نام سید حسین نورایی آن را نوشته است.
* حاشیه بر [[العروة الوثقی]] که به صورت دست نوشته موجود است.
+
*[[حاشیه]] بر [[العروة الوثقی]] که به صورت دست نوشته موجود است.
* مباحث الفاظ مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نایینی]] که هنوز به زیور طبع آراسته نگشته است.
+
*مباحث الفاظ مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نایینی]]، که هنوز به زیور طبع آراسته نگشته است.
* قسمتی از آخرین دوره فقه [[آخوند خراسانی]] در مبحث بیع که به صورت دست نوشته موجود است.
+
*قسمتی از آخرین دوره فقه [[آخوند خراسانی]] در مبحث بیع، که به صورت دست نوشته موجود است.
* رساله ای در رجعت، که ترجمه کتاب «سیف الامة و برهان الملة» [[ملا احمد نراقی]] است. در آن زمان هنوز کتاب سیف الامة ترجمه نشده بود و نیز بعضی مباحثات آن مرحوم با علمای [[اهل سنت|سنی]] [[عراق]] و [[حجاز]] و نیز علاقه ای که آن جناب به مرحوم نراقی و آثار او داشت، وی را بر آن داشت تا مسئله [[رجعت]] و دیگر معتقدات [[امامیه]] را با شرح و تفصیل مورد ملاحظه قرار دهد.
+
*رساله ای در [[رجعت]]، که ترجمه کتاب «سیف الامة و برهان الملة» [[ملا احمد نراقی]] است. در آن زمان هنوز کتاب «سیف الامة» ترجمه نشده بود و نیز بعضی مباحثات آن مرحوم با علمای [[اهل سنت|سنّی]] [[عراق]] و [[حجاز]] و نیز علاقه ای که آن جناب به مرحوم نراقی و آثار او داشت، وی را بر آن داشت تا مسئله [[رجعت]] و دیگر معتقدات [[امامیه]] را با شرح و تفصیل مورد ملاحظه قرار دهد.
* رساله ای در علم اخلاق و عرفان؛ شرح حال علمای بزرگی است که به حضور [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت حجت]] عجل الله تعالی فرجه رسیده اند. آیت الله [[سید موسی شبیری زنجانی]] از آن به عظمت نام می برد و آن را اثری ارزشمند می داند.  
+
*رساله ای در علم [[اخلاق]] و [[عرفان]]؛ شرح حال علمای بزرگی است که به حضور [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت حجت]] عجل الله تعالی فرجه رسیده اند. آیت الله [[سید موسی شبیری زنجانی]] از آن به عظمت نام می برد و آن را اثری ارزشمند می داند.
  
==فعالیت‌های سیاسی==
+
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==
در دوره رضاخانی که فضای خفقان و وحشت بر [[ایران]] سایه افکنده بود، آیت الله میردامادی در دفاع از [[اسلام]] سخت و بی پروا بود. به حق، نمونه کاملی از یک عالم آگاه و شجاع و حق طلب بود. در حادثه دهشت بار حمله به حرم رضوی و کشتار مردم در [[مسجد گوهرشاد]]، به سال ۱۳۱۴ شمسی، ایشان و دیگر علمای طراز اول [[مشهد]] در منزل آیت الله سید یونس اردبیلی جلسه ای تشکیل دادند و با صدور اعلامیه ای تند، از عملکرد ددمنشانه حکومت وقت و شخص رضاخان اعلام انزجار کردند، در آن دوران سیاه و خفقان، حکومت، از اقدام علما مطلع گشت و هر یک از اعضای جلسه به منطقه ای تبعید شدند.
+
در دوره رضاخانی که فضای خفقان و وحشت بر [[ایران]] سایه افکنده بود، آیت الله میردامادی در دفاع از [[اسلام]] سخت و بی پروا بود. او به حق، نمونه کاملی از یک عالم آگاه و شجاع و حق طلب بود. در حادثه دهشت بار حمله به [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم مطهر رضوی]] و کشتار مردم در [[مسجد گوهرشاد]] در سال ۱۳۱۴ شمسی، ایشان و دیگر علمای طراز اول [[مشهد]] در منزل آیت الله [[سید یونس موسوی اردبیلی|سید یونس اردبیلی]] جلسه ای تشکیل دادند و با صدور اعلامیه ای تند، از عملکرد ددمنشانه حکومت وقت و شخص رضاخان اعلام انزجار کردند. در آن دوران سیاه و خفقان، حکومت از اقدام علما مطلع گشت و هر یک از اعضای جلسه به منطقه ای تبعید شدند.
  
آن مرحوم به سمنان تبعید شد و مدتی دیگر را در حبس و تبعید سپری کرد. دوران تبعید آن مرحوم بیش از ۷ سال به طول انجامیده است. آن مرحوم بعد از دوران تبعید، مدتی را به شهر ری می رود و مورد توجه مردم آن سامان قرار می گیرد و در حرم [[حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام|حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیه السلام، بزرگ ترین [[نماز جماعت]] شهر را تشکیل می دهد.
+
آیت الله میردامادی به سمنان تبعید شد و مدتی دیگر را در حبس و تبعید سپری کرد. دوران تبعید ایشان بیش از ۷ سال به طول انجامیده است. آن مرحوم بعد از دوران تبعید، مدتی را به شهر ری می رود و مورد توجه مردم آن سامان قرار می گیرد و در حرم [[حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام|حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیه السلام، بزرگ ترین [[نماز جماعت]] شهر را تشکیل می دهد.
  
مرحوم آقای حاج شیخ احمد مجتهد تهرانی مدیر مدرسه میرزا جعفر در تهران نقل می کنند که بعد از دوران تبعید ایشان در سمنان، با حضور مرحوم سید هاشم در شهر ری و اقامه نماز جماعت در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، همه جماعات تحت الشعاع قرار گرفت و بعد از اندک زمانی به اول عالم و شخصیت شهر ری معروف گشت.  
+
مرحوم شیخ احمد مجتهد تهرانی مدیر مدرسه میرزا جعفر در تهران نقل می کند که بعد از دوران تبعید ایشان در سمنان، با حضور مرحوم سید هاشم در شهر ری و اقامه نماز جماعت در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، همه جماعات تحت الشعاع قرار گرفت و بعد از اندک زمانی به اول عالم و شخصیت شهر ری معروف گشت.  
  
 
==ویژگی‌های اخلاقی==
 
==ویژگی‌های اخلاقی==
 
'''زهد و تقوا:'''
 
'''زهد و تقوا:'''
  
موفقیت آیت الله سید هاشم نجف آبادی در [[زهد]] و بی رغبتی به دنیا و [[تقوا|تقوای]] کم نظیر بود که مورد غبطه دیگران قرار می گرفت. اصالت و نجابت خانوادگی و تقید مادر وی به عبادات و سنن و ادعیه، شوق کامل از عنفوان جوانی به تکمیل نفس و تهذیب و طهارت روح، مراوده با مردان حق و ریاضت های مشروع، همگی دست به دست هم داد و از او وجودی ساخت که جز رضای الهی، چیزی در نظرش جلوه نمی کرد. حبّ و بغض او، روی محور خدا بود و در مدت عمر، ذره ای آلودگی پیدا نکرد. از بعضی افراد که می خواستند از رفاقت سوء استفاده کنند، برای خدا قطع رابطه کرد و از مشتبهات جداً گریزان بود. از مال های شبهه ناک شدیداً بر حذر بود و پایه ی زندگی را بر [[قناعت]] گذارده بود و زندگی بسیار ساده ای داشت. مازاد را در راه خدا [[انفاق]] می کرد و با تجملات و زیاده روی، سخت مخالف بود و [[توکل|توکلی]] فوق العاده داشت و نافله های شب او طولانی و از خوف خدا بسیار می گریست. تمام نمازهای طول عمر خود را دوباره گذارد و به ادعیه بسیار توجه داشت. ذکر یونسیّه او در سجده معروف بود. بسیار در اثنای حضور در [[نجف]] اشرف به [[مسجد سهله]] می رفت و عبادت می کرد. از شهرت گریزان بود و دیگران را نیز بر حذر می داشت.
+
موفقیت آیت الله سید هاشم نجف آبادی، در [[زهد]] و بی رغبتی به [[دنیا]] و [[تقوا|تقوای]] کم نظیر بود که مورد [[غبطه]] دیگران قرار می گرفت. اصالت و نجابت خانوادگی و تقید مادر وی به عبادات و سنن و ادعیه، شوق کامل از عنفوان جوانی به [[تهذیب نفس]] و طهارت روح، مراوده با مردان حق و ریاضت های مشروع، همگی دست به دست هم داد و از او وجودی ساخت که جز رضای الهی، چیزی در نظرش جلوه نمی کرد. زیّ طلبگی را تا آخر عمر حفظ کرد. حبّ و بغض او، روی محور خدا بود و در مدت عمر، ذره ای آلودگی پیدا نکرد. از بعضی افراد که می خواستند از رفاقت سوء استفاده کنند، برای خدا قطع رابطه کرد و از مشتبهات جداً گریزان بود. از مال های شبهه ناک شدیداً بر حذر بود و پایه ی زندگی را بر [[قناعت]] گذارده بود و زندگی بسیار ساده ای داشت. مازاد را در راه خدا [[انفاق]] می کرد و با تجملات و زیاده روی، سخت مخالف بود و [[توکل|توکلی]] فوق العاده داشت. از شهرت گریزان بود و دیگران را نیز از آن بر حذر می داشت.
  
آن جناب اهل ذوق و [[عرفان]] بود. به تصریح [[سید علی حسینی خامنه ای|مقام معظم رهبری]]، بین پدر (آیت الله [[سید جواد خامنه ای]]) و آیت الله سید هاشم نجف آبادی (پدربزرگ)، این زهد و عرفان وجهی مشترک بود.
+
'''تهجد و عبادت:'''
  
همچنین اهل [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|ذکر]] بود و در همه حال، ذاکر بود. زمانی هم که دیگران به اشتغالات دنیایی مشغول بودند، گاه اتفاق می افتاد او در عالمی دیگر سیر می کند. بعضی از نوافل را در مسیر مسجد در راه می خواند. در همه حال [[نافله های شبانه روز|نوافل]] شبانه و یومیه اش ترک نمی شد. سید حسین میردامادی فرزند آن مرحوم، از [[علامه طباطبائی]] نقل می کرد که ایشان فرموده بود: «آقای سید هاشم میردامادی اَعبَد طلاب نجف بود».
+
آن جناب اهل ذوق و [[عرفان]] بود. به تصریح آیت الله شهید [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی حسینی خامنه‌ای]]، بین پدر (آیت الله [[سید جواد خامنه ای|سید جواد خامنه‌ای]]) و آیت الله سید هاشم نجف‌آبادی (پدربزرگ)، این زهد و عرفان وجهی مشترک بود. همچنین اهل [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|ذکر]] بود و در همه حال، ذاکر بود. زمانی هم که دیگران به اشتغالات دنیایی مشغول بودند، گاه اتفاق می افتاد او در عالمی دیگر سیر می کند. بعضی از نوافل را در مسیر [[مسجد]] در راه می خواند. در همه حال [[نافله های شبانه روز|نوافل]] شبانه و یومیه اش ترک نمی شد. سید حسین میردامادی فرزند آن مرحوم، از [[علامه طباطبائی]] نقل می کرد که ایشان فرموده بود: «آقای سید هاشم میردامادی اَعبَد طلاب نجف بود».
 +
 
 +
[[نافله های شبانه روز|نافله]] های شب او طولانی و از خوف خدا بسیار می گریست. تمام [[نماز|نمازهای]] طول عمر خود را دوباره گزارد و به ادعیه بسیار توجه داشت. [[ذکر یونسیه]] (لا الهَ الّا انت سبحانک انّی کنتُ من الظالمین) او در [[سجده]] معروف بود. بسیار در اثنای حضور در [[نجف]] اشرف به [[مسجد سهله]] می رفت و [[عبادت]] می کرد.  
  
 
'''اخلاق و عادات:'''
 
'''اخلاق و عادات:'''
  
افرادی که با آن مرحوم آشنایی داشتند دل باخته او گردیده بودند، زیبا سخن می گفت و شیوایی بیان او همه را جلب می کرد. سرسوزنی [[کبر]] و غرور در وجود شریفش نبود. بسیار [[متواضع]] و فروتن و بی ادعا بود. [[اخلاق]] و رفتارش در همه مدت عمر، به یک میزان بود و مقامات ظاهری اشخاص، در روحیه وی اثری نمی گذاشت. زیّ طلبگی را تا آخر عمر حفظ کرد. کسانی را که علماً و نسباً از وی پایین تر بودند، بدون هیچ گونه ناراحتی بر خود مقدم می داشت. دارای صفای باطن و روشنی ضمیر بود و به گفته ها و درد دل های مردم توجه و عنایت کامل داشت و واقعاً متأثر می شد و اظهار همدردی می کرد و با تمام وجود در رفع حوائج دیگران تلاش می کرد.
+
افرادی که با آن مرحوم آشنایی داشتند دل باخته او گردیده بودند، زیبا سخن می گفت و شیوایی بیان او همه را جلب می کرد. ذره ای [[کبر]] و [[غرور]] در وجود شریفش نبود. بسیار [[متواضع]] و فروتن و بی ادعا بود. [[اخلاق]] و رفتارش در همه مدت عمر، به یک میزان بود و مقامات ظاهری اشخاص، در روحیه وی اثری نمی گذاشت. کسانی را که علماً و نسباً از وی پایین تر بودند، بدون هیچ گونه ناراحتی بر خود مقدم می داشت. دارای صفای باطن و روشنی ضمیر بود و به گفته ها و درد دل های مردم توجه و عنایت کامل داشت و واقعاً متأثر می شد و اظهار همدردی می کرد و با تمام وجود در رفع حوائج دیگران تلاش می کرد.
  
از یاد و خاطره ی اهل [[مشهد]] هنوز نرفته است که شبی آن مرحوم در [[مسجد گوهرشاد|جامع گوهرشاد]] در شبستان معروف به خودش، آیات عذاب را برای مردمان توضیح و تفسیر می کرد. یکی از اراذل و لات های معروف مشهد از آن جا عبور می کند. وقتی بیان شیوای آن مرحوم به گوشش می خورد، مانند صاعقه ای او را فرا می گیرد و همان جا روی کفش ها می نشیند. موعظه و برنامه تفسیر آن مرحوم تمام می شود. جلو می آید و با اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته خود عرضه می دارد: «آیا من هم بخشیده خواهم شد؟ وای بر من که چگونه می توانم عذاب الهی را تحمل کنم»؟! آن مرحوم او را آرام می کند. دست بر سینه اش می گذارد. او را امیدوار می کند و به [[توبه]] و احقاق حقوق از دست رفته ی مردم راهنمایی می کند.  
+
از یاد و خاطره ی اهل [[مشهد]] هنوز نرفته است که شبی آن مرحوم در [[مسجد گوهرشاد|جامع گوهرشاد]] در شبستان معروف به خودش، [[آیه|آیات]] [[عذاب]] را برای مردمان توضیح و [[تفسیر]] می کرد. یکی از اراذل و لات های معروف مشهد از آن جا عبور می کند. وقتی بیان شیوای آن مرحوم به گوشش می خورد، مانند صاعقه ای او را فرا می گیرد و همان جا روی کفش ها می نشیند. موعظه و برنامه تفسیر آن مرحوم تمام می شود. جلو می آید و با اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته خود عرضه می دارد: «آیا من هم بخشیده خواهم شد؟ وای بر من که چگونه می توانم عذاب الهی را تحمل کنم»؟! آن مرحوم او را آرام می کند. دست بر سینه اش می گذارد. او را امیدوار می کند و به [[توبه]] و احقاق حقوق از دست رفته ی مردم راهنمایی می کند.  
  
آن مرحوم میزان را [[عقل]] و [[شرع]] قرار داده بود. می فرمود که «نباید تابع مردم بود». با سر و صدا و هیاهو و جنجال در محیط های [[عبادت]]، سخت مخالف بود.  
+
آن مرحوم میزان را [[عقل]] و [[شرع]] قرار داده بود؛ می فرمود که «نباید تابع مردم بود». با سر و صدا و هیاهو و جنجال در محیط های [[عبادت]]، سخت مخالف بود.  
  
 
==وفات==
 
==وفات==
مرحوم سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی، سرانجام بعد از عمری مجاهدت و خدمت و با کوله باری از عمل صالح، در شامگاه ۲۳ [[ماه جمادی الثانی|جمادی الثانی]] ۱۳۸۰ (شهریور ۱۳۳۹ ش) بدرود حیات گفت و پیکر آن مرحوم در دارالسلام [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم رضوی]] علیه السلام مدفون گردید.
+
مرحوم سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی، سرانجام بعد از عمری مجاهدت و خدمت و با کوله باری از [[عمل صالح]]، در شامگاه ۲۳ [[ماه جمادی الثانی|جمادی الثانی]] ۱۳۸۰ (شهریور ۱۳۳۹ ش) بدرود حیات گفت. پیکر آن عالم ربانی در دارالسلام [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا]] علیه السلام مدفون گردید.
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
 
*"سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی"، [http://nbo.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__a-469.aspx سایت فرهیختگان تمدن شیعه].
 
*"سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی"، [http://nbo.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__a-469.aspx سایت فرهیختگان تمدن شیعه].
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
 
 +
==آرشیو عکس و تصویر==
 +
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:یونس (2).jpg|ایستاده از راست: سید زین‌العابدین حسینی سیستانی، [[سید علی اکبر خویی|سید علی‌اکبر موسوی خویی]]، [[آيت الله سيد یونس اردبيلی|سید یونس موسوی اردبیلی]]، [[سید هاشم میردامادی نجف آبادی]] و سید محمد حسینی سیستانی - نشسته از راست: سید عبدالحسین مدرس خاتون آبادی ملقب به سید العراقین، محمدعلی اشرفی شاهرودی، هاشم قزوینی و سید عنایت
 +
پرونده:سیدهاشم (1).jpg|سید هاشم میردامادی نجف آبادی
 +
پرونده:سیدهاشم (4).jpg|قبر سید هاشم میردامادی نجف آبادی در [[حرم امام رضا علیه السلام]]
 +
</gallery>
 +
[[رده:علمای قرن چهاردهم|میردامادی نجف آبادی،سید هاشم]]
 +
[[رده:علماء شیعه]]
 
[[رده:مفسرین قرآن]]
 
[[رده:مفسرین قرآن]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:عارفان]][[رده:علمای اخلاق]]
 +
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]
 
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]
 
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۵۷

«آیت‌الله سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی» (۱۳۰۳-۱۳۸۰ ق)، فقیه، مفسر و عارف بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان میرزا محمدتقی شیرازی و سید احمد کربلایی بود. این عالم ربانی، علاوه بر مقام علمی و عرفانی، در تحولات سیاسی و اجتماعی مشهد، از جمله در قیام مسجد گوهرشاد، حضوری فعال داشت. «خلاصة البیان فی تفسیر القرآن» از مهمترین آثار اوست.

۲۰۰px
نام کامل سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی
زادروز ۱۳۰۳ هجری
زادگاه نجف
وفات ۱۳۸۰ هجری
مدفن مشهد، حرم امام رضا علیه‌السلام

Line.png

اساتید

میرزا محمدتقی شیرازی، سید احمد کربلایی، آخوند خراسانی، میرزای نایینی، سید مرتضی کشمیری،...

شاگردان

سید حسین نورایی،...

آثار

خلاصة البیان فی تفسیر القرآن، حاشیه بر العروة الوثقی، رساله در رجعت، رساله در علم اخلاق و عرفان،...

ولادت و خاندان

سید هاشم میردامادی معروف به نجف‌آبادی یا نجفی، در سال ۱۳۰۳ قمری در نجف اشرف متولد شد. او در سن دو سالگی پدر خویش را از دست داد و تحت حمایت پر مهر مادری فاضل و پاک سیرت، دوران کودکی را سپری کرد.

نسب سید هاشم میردامادی با ۳۰ واسطه به محمد دیباج فرزند امام صادق علیه السلام، می رسد. همچنین نسب او با ۸ واسطه به میرداماد منتهی می شود و میرداماد سر سلسله خاندان بزرگ میردامادی است. بیشتر نیاکان سید هاشم، اهل فضل و دانش بوده اند و نوابغ و رجال بزرگی در میان ایشان قرار داشته است.

آیت الله سید جواد خامنه‌ای (پدر سید علی حسینی خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب) و آیت الله شیخ محمد واعظ‌زاده خراسانی، از دامادهای مرحوم سید هاشم میردامادی هستند.

تحصیل و اساتید

سید هاشم از همان اوان رشد، همت به تحصیل و فراگیری گماشت. در میان اقران به هوش و ذکاوت و استعداد خوب معروف شد و به سرعت پلکان ترقی را پیمود. از خود آن مرحوم نقل است که فرموده بود: «من از سنین قبل از بلوغ، علاقه ی سرشاری به مجالس علما و رجال علمی داشتم و بیشتر وقت من، در محضر شخصیت های بزرگ و مراجع آن وقت می گذشت. آمادگی فوق العاده ای برای کسب فضائل و پذیرش هر گونه استفاده علمی داشتم و تنها آرزوی من، رسیدن به مقامات عالی علم و عمل بود. از طرفی مادرم به جهت سختی در امر معاش، اصرار داشت که در پی کسب و کار بروم تا آن که از یکی از استادان خویش خواستم تا نزد مادرم بیاید و وی را راضی به ادامه ی تحصیل کند. در نتیجه، این مشکل از پیش پایم برداشته شد».

سید هاشم میردامادی، مقدمات و سطح را با جدیت کامل نزد مدرسان معروف گذراند. سپس در حوزه ی بزرگ نجف از محضر آیات عظام آخوند محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و میرزا محمدتقی شیرازی و میرزا حسین نایینی کسب فیض کرد و به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد.

آن چه آن مرحوم را بعدها در میان اقران خود ممتاز و شاخص کرد، جنبه عرفانی و سلوک او بود. ایشان از استادان اخلاق و عرفان آن دوره مانند سید احمد کربلایی، سید مرتضی کشمیری، میرزا جواد آقا ملکی بهره های بسیار برد. در این میان با مرحوم سید احمد کربلایی بسیار مأنوس بود و شاگرد خاص آن جناب گردیده بود.

آیت الله میردامادی از دو استاد خود، یعنی میرزا محمدتقی شیرازی و حاج سید احمد کربلایی بسیار یاد می کرد و از یاد آنان لذت می برد و از سجایای اخلاقی آن دو داستان هایی نقل می فرمود. او مکرر می فرمود: «بعد از میرزا محمدتقی شیرازی، دیگر کسی به آن مهذّبی و پاکی ندیدم». درباره مرحوم سید احمد کربلایی می فرمود: «این مرد، همواره حال انقطاع و توجه به خدا داشت و گاهی که با شاگردان مشغول صحبت بود و می خندیدند، در اثناء توجهی به خدا می کرد و از گوشه های چشمش اشک جاری می گشت و در آن حال به احدی توجه نداشت». باز از مرحوم سید احمد کربلایی نقل می فرمود که «کاملاً بر نفس خود مسلط بود و مانند او کسی را ندیدم».

آثار و تألیفات

خلاصةالبیان فی تفسیرالقرآن؛ از آثار سید هاشم میردامادی

برخی از تألیفات آیت الله سید هاشم نجف‌آبادی عبارت است از:

  • خلاصة البیان فی تفسیر القرآن؛ دوره کامل تفسیر قرآن کریم به فارسی روان که توسط سید هاشم نجف آبادی املا گردیده و یکی از شاگردان آن مرحوم به نام سید حسین نورایی آن را نوشته است.
  • حاشیه بر العروة الوثقی که به صورت دست نوشته موجود است.
  • مباحث الفاظ مرحوم میرزای نایینی، که هنوز به زیور طبع آراسته نگشته است.
  • قسمتی از آخرین دوره فقه آخوند خراسانی در مبحث بیع، که به صورت دست نوشته موجود است.
  • رساله ای در رجعت، که ترجمه کتاب «سیف الامة و برهان الملة» ملا احمد نراقی است. در آن زمان هنوز کتاب «سیف الامة» ترجمه نشده بود و نیز بعضی مباحثات آن مرحوم با علمای سنّی عراق و حجاز و نیز علاقه ای که آن جناب به مرحوم نراقی و آثار او داشت، وی را بر آن داشت تا مسئله رجعت و دیگر معتقدات امامیه را با شرح و تفصیل مورد ملاحظه قرار دهد.
  • رساله ای در علم اخلاق و عرفان؛ شرح حال علمای بزرگی است که به حضور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه رسیده اند. آیت الله سید موسی شبیری زنجانی از آن به عظمت نام می برد و آن را اثری ارزشمند می داند.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

در دوره رضاخانی که فضای خفقان و وحشت بر ایران سایه افکنده بود، آیت الله میردامادی در دفاع از اسلام سخت و بی پروا بود. او به حق، نمونه کاملی از یک عالم آگاه و شجاع و حق طلب بود. در حادثه دهشت بار حمله به حرم مطهر رضوی و کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴ شمسی، ایشان و دیگر علمای طراز اول مشهد در منزل آیت الله سید یونس اردبیلی جلسه ای تشکیل دادند و با صدور اعلامیه ای تند، از عملکرد ددمنشانه حکومت وقت و شخص رضاخان اعلام انزجار کردند. در آن دوران سیاه و خفقان، حکومت از اقدام علما مطلع گشت و هر یک از اعضای جلسه به منطقه ای تبعید شدند.

آیت الله میردامادی به سمنان تبعید شد و مدتی دیگر را در حبس و تبعید سپری کرد. دوران تبعید ایشان بیش از ۷ سال به طول انجامیده است. آن مرحوم بعد از دوران تبعید، مدتی را به شهر ری می رود و مورد توجه مردم آن سامان قرار می گیرد و در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام، بزرگ ترین نماز جماعت شهر را تشکیل می دهد.

مرحوم شیخ احمد مجتهد تهرانی مدیر مدرسه میرزا جعفر در تهران نقل می کند که بعد از دوران تبعید ایشان در سمنان، با حضور مرحوم سید هاشم در شهر ری و اقامه نماز جماعت در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، همه جماعات تحت الشعاع قرار گرفت و بعد از اندک زمانی به اول عالم و شخصیت شهر ری معروف گشت.

ویژگی‌های اخلاقی

زهد و تقوا:

موفقیت آیت الله سید هاشم نجف آبادی، در زهد و بی رغبتی به دنیا و تقوای کم نظیر بود که مورد غبطه دیگران قرار می گرفت. اصالت و نجابت خانوادگی و تقید مادر وی به عبادات و سنن و ادعیه، شوق کامل از عنفوان جوانی به تهذیب نفس و طهارت روح، مراوده با مردان حق و ریاضت های مشروع، همگی دست به دست هم داد و از او وجودی ساخت که جز رضای الهی، چیزی در نظرش جلوه نمی کرد. زیّ طلبگی را تا آخر عمر حفظ کرد. حبّ و بغض او، روی محور خدا بود و در مدت عمر، ذره ای آلودگی پیدا نکرد. از بعضی افراد که می خواستند از رفاقت سوء استفاده کنند، برای خدا قطع رابطه کرد و از مشتبهات جداً گریزان بود. از مال های شبهه ناک شدیداً بر حذر بود و پایه ی زندگی را بر قناعت گذارده بود و زندگی بسیار ساده ای داشت. مازاد را در راه خدا انفاق می کرد و با تجملات و زیاده روی، سخت مخالف بود و توکلی فوق العاده داشت. از شهرت گریزان بود و دیگران را نیز از آن بر حذر می داشت.

تهجد و عبادت:

آن جناب اهل ذوق و عرفان بود. به تصریح آیت الله شهید سید علی حسینی خامنه‌ای، بین پدر (آیت الله سید جواد خامنه‌ای) و آیت الله سید هاشم نجف‌آبادی (پدربزرگ)، این زهد و عرفان وجهی مشترک بود. همچنین اهل ذکر بود و در همه حال، ذاکر بود. زمانی هم که دیگران به اشتغالات دنیایی مشغول بودند، گاه اتفاق می افتاد او در عالمی دیگر سیر می کند. بعضی از نوافل را در مسیر مسجد در راه می خواند. در همه حال نوافل شبانه و یومیه اش ترک نمی شد. سید حسین میردامادی فرزند آن مرحوم، از علامه طباطبائی نقل می کرد که ایشان فرموده بود: «آقای سید هاشم میردامادی اَعبَد طلاب نجف بود».

نافله های شب او طولانی و از خوف خدا بسیار می گریست. تمام نمازهای طول عمر خود را دوباره گزارد و به ادعیه بسیار توجه داشت. ذکر یونسیه (لا الهَ الّا انت سبحانک انّی کنتُ من الظالمین) او در سجده معروف بود. بسیار در اثنای حضور در نجف اشرف به مسجد سهله می رفت و عبادت می کرد.

اخلاق و عادات:

افرادی که با آن مرحوم آشنایی داشتند دل باخته او گردیده بودند، زیبا سخن می گفت و شیوایی بیان او همه را جلب می کرد. ذره ای کبر و غرور در وجود شریفش نبود. بسیار متواضع و فروتن و بی ادعا بود. اخلاق و رفتارش در همه مدت عمر، به یک میزان بود و مقامات ظاهری اشخاص، در روحیه وی اثری نمی گذاشت. کسانی را که علماً و نسباً از وی پایین تر بودند، بدون هیچ گونه ناراحتی بر خود مقدم می داشت. دارای صفای باطن و روشنی ضمیر بود و به گفته ها و درد دل های مردم توجه و عنایت کامل داشت و واقعاً متأثر می شد و اظهار همدردی می کرد و با تمام وجود در رفع حوائج دیگران تلاش می کرد.

از یاد و خاطره ی اهل مشهد هنوز نرفته است که شبی آن مرحوم در جامع گوهرشاد در شبستان معروف به خودش، آیات عذاب را برای مردمان توضیح و تفسیر می کرد. یکی از اراذل و لات های معروف مشهد از آن جا عبور می کند. وقتی بیان شیوای آن مرحوم به گوشش می خورد، مانند صاعقه ای او را فرا می گیرد و همان جا روی کفش ها می نشیند. موعظه و برنامه تفسیر آن مرحوم تمام می شود. جلو می آید و با اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته خود عرضه می دارد: «آیا من هم بخشیده خواهم شد؟ وای بر من که چگونه می توانم عذاب الهی را تحمل کنم»؟! آن مرحوم او را آرام می کند. دست بر سینه اش می گذارد. او را امیدوار می کند و به توبه و احقاق حقوق از دست رفته ی مردم راهنمایی می کند.

آن مرحوم میزان را عقل و شرع قرار داده بود؛ می فرمود که «نباید تابع مردم بود». با سر و صدا و هیاهو و جنجال در محیط های عبادت، سخت مخالف بود.

وفات

مرحوم سید هاشم میردامادی نجف‌آبادی، سرانجام بعد از عمری مجاهدت و خدمت و با کوله باری از عمل صالح، در شامگاه ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۸۰ (شهریور ۱۳۳۹ ش) بدرود حیات گفت. پیکر آن عالم ربانی در دارالسلام حرم امام رضا علیه السلام مدفون گردید.

منابع

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه