هارون بن موسی تلعکبری: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{خوب}} ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلّعُکْبَری(د ۳۸۵ق/ ۹۹۵م)، از محدثان ام...» ایجاد کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلّعُکْبَری»''' (متوفای ۳۸۵ ق)، [[فقیه]] و [[محدثان|محدث]] نامدار [[شیعه]] در قرن چهارم هجری و از شاگردان [[شیخ کلینی]] و [[علی بن حسین بن بابویه قمی|علی بن بابویه قمی]] بود. کتاب «الجامع فى علوم الدین» از آثار علمی اوست و علمای بزرگی چون [[شیخ مفید]] و [[سید رضی]] از جمله شاگردان او هستند. | |
| − | + | == ولادت == | |
| + | هارون بن موسى تلعُکبرى چنانکه از نسبتش برمیآید، از «تلّ عُکبرا»، تلّی در کنار روستای عُکبرا در نزدیکی [[بغداد]]، برخاسته و نسب به قبیلۀ عرب بنیشیبان میرسانده است. | ||
| − | + | دربارۀ وقایع زندگی هارون بن موسى اطلاعات مستقیمی ثبت نشده است، ولی میتوان از طریق [[سماع (علم الحدیث)|سماعات]] حدیثی او، جریان زندگی وی را گمانه زد. چنین مینماید که او در نخستین دهه از سدۀ ۴ قمری و ظاهراً در همان تلّ عکبرا زاده شده باشد. | |
| − | + | == تحصیلات و استادان == | |
| + | هارون بن موسی تلعکبری یکی از پُرسماعترین شیوخ [[امامیه|امامی]] [[بغداد]] است. نخستین [[سماع (علم الحدیث)|سماع]] ثبتشدۀ او مربوط به سال ۳۲۲ق. در بغداد است. ظاهرا دانشاندوزی او در بغداد تا ۳۲۸ق. ادامه داشته است. درک استادانی چون [[شیخ کلینی]] (م، ۳۲۹ق) و [[علی بن حسین بن بابویه قمی|علی بن بابویه قمی]] (م، ۳۲۹ق) مربوط به همین دوره از تحصیل او بوده است. | ||
| − | + | از آن پس، وی درگیر سفرهای علمی درون [[عراق]] شده، و در این میان، در ۳۳۱ق در حدود نهروان، در ۳۳۳ق در [[کوفه]] و در ۳۳۵ق در بغداد سماع [[حدیث]] داشته است. بخش مهمی از دانشاندوزی تلعکبری نزد استادان برجستۀ بغداد چون [[محمد بن همام اسکافی]] (م، ۳۳۶ق) در همین اوان رخ داده است. دربارۀ سفر وی به [[خراسان]] و [[ماوراءالنهر]]، سند روشنی در دست نیست، ولی میدانیم که او از برخی بزرگان [[امامیه]] در آن سرزمینها، مانند [[ابوعمرو کشی|محمدبن عمر کشی]] و حیدر بن نعیم سمرقندی از شاگردان [[محمد بن مسعود عیاشی]]، دانش آموخته است. از آن میان میدانیم که استماع وی از علی بن احمد خراسانی در ۳۳۷ق. بوده است. | |
| − | + | با توجه به طبقۀ دیگر استادان شرقی، اگر سفری به آن منطقه رخ داده، باید مربوط به همین حدود زمانی باشد. وی بخشی از سال ۳۴۰ق. را هنوز در بغداد بود. ظاهراً به [[بصره]] سفری نداشته، و روایت او از برخی [[مشایخ]] بزرگ آن شهر چون عبدالعزیز بن یحیى جلودی به [[کتابت (علم الحدیث)|مکاتبه]] بوده است. در همان سال ۳۴۰ق، تلعکبری احتمالاً برای مناسک [[حج]] راه به غرب جست و در ادامۀ همین سفر به [[مصر]] درآمد. وی در ایام پایانی ۳۴۰ق. و نیز در ۳۴۱ق. در مصر سماعاتی داشته است. احتمالاً مسافرت وی به حلب نیز در خلال همین سفر بوده است. وی پیش از ۳۴۴ق. به عراق بازگشته، زیرا در ۳۴۴ق. باز در [[کوفه]] سماع داشته است. دانسته نیست استماع وی از [[شیخ (علم الحدیث)|شیخ]] بزرگ قمی، احمد بن [[محمد بن یحیی عطار قمی|محمد بن یحیى عطار]] در ۳۵۶ق، در کجا رخ داده است؛ شاید این استماع حاصل سفری به [[ایران]] بوده باشد. به هر حال او سالهای میانسالی را در عراق و بیشتر در بغداد ساکن بوده، و تا ۳۷۰ق، همچنان سماعاتی از وی در آن سرزمین به ثبت آمده است. در ۳۸۳ق. نیز محمد بن محمد مذاری در بغداد محضر او را درک کرده است. | |
| − | + | در شمار مشایخ دیگر او میتوان بزرگانی چون ابوالعباس ابن عقده، [[ابن جنيد اسکافی|ابن جنید اسکافی]]، [[ابن جحام|محمد بن عباس ابن جحام]]، حسین بن احمد بن شیبان قزوینی و ابوعلی احمد بن محمد صولی را نام برد. روایت وی از برخی شیوخ نامدار [[قم]]، مانند [[محمد بن حسن بن ولید|ابن ولید قمی]] نیز به مکاتبه بوده است. وی از مشایخ [[اهل سنت]] نیز بهره گرفته، و محفل بزرگانی چون ابوالقاسم بغوی و ابوبکر باغندی را درک کرده است. | |
| − | + | == شاگردان و راویان == | |
| + | از هارون بن موسی تلعکبری، علمای بسیاری دانش آموخته و [[حدیث]] شنیدهاند که از آن شمار میتوان کسانی چون [[شیخ مفید]]، حسین بن عبیدالله غضائری (پدر [[ابن غضائری|احمد ابن غضائری]])، [[سید رضی|شریف رضی]]، [[ابن شاذان قمی]]، علی بن حسن ابن منده، قاضی علی بن محمد قزوینی و دو فرزند هارون تلعکبری یعنی ابوالحسین محمد و ابوجعفر را یاد کرد. [[احمد بن علی نجاشی]] نیز در اواخر عمر وی، چندی در محافل او در خانهاش شرکت میجسته است. | ||
| − | + | == جایگاه علمی == | |
| + | تلعکبری از جمله [[محدث|محدثان]] برجستۀ [[امامیه|امامی]] است که نام او در سلسله [[سند حدیث|اسانید]] بسیاری از کتب و مصنفات پیشین دیده میشود. [[شیخ طوسی]] به وسعت روایت او و بینظیر بودنش در اینباره اشاره کرده، و یادآور شده که وی تمامی [[اصول اربعمائه|اصول]] و مصنفات کهن امامیه را در روایت داشته است. در دو کتاب [[فهرست شیخ طوسی (کتاب)|الفهرست طوسی]] و [[رجال نجاشی (کتاب)|الرجال نجاشی]] نیز نام او در طریق روایی کتب بسیاری ثبت شده است. او به واقع، یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان نویسندگان متقدم امامی و عالمان عصر شیخ طوسی است که به خصوص با بهرهجویی از محفل محدثان پرروایت [[عراق]] چون [[محمد بن همام اسکافی|ابن همام اسکافی]] و [[ابن عقده]]، در زنده نگاه داشتن سنت حدیثی عراق، آن هم در روزگاری که اهمیت اصحاب حدیث در آن سرزمین روی به کاهش مینهاد، نقش مؤثری ایفا نموده است. | ||
| − | + | از نظر [[علم رجال|رجالی]]، شیخ طوسی ضمن تأکید بر عظمت شأن او نزد امامیه، وی را ثقه شمرده است. [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] نیز در برآورد رجالی، وی را ثقه و عاری از طعن دانسته و درباره اش مى گوید: «هارون بن موسى در میان علماى ما چهره اى درخشان و دانشمندى موثق و مورد اعتماد بود و جاى گفتگو نداشت». و [[سید بن طاووس|ابن طاووس]] به وی لقب «شیخ صدوق» داده است. با اینهمه، در منابع رجالی [[اهل سنت]]، با تکیه بر [[رافضى|رافضی]] بودن وی، اشاره شده که او راوی «مناکیر» بوده است. | |
| − | وی از | + | افزون بر روایت [[حدیث]]، تلعکبری به نقل اقوال [[علم رجال|رجالی]] پیشینیان، بهویژه [[محمد بن همام اسکافی]] نیز اهتمام داشته است. شیخ مفید نیز وی را در شمار [[فقیه|فقیهان]] اصحاب حدیث در عصر خود شمرده، و از جمله قائلان به عدد در ایام [[ماه رمضان]] آورده است. |
| − | + | == آثار و تألیفات == | |
| + | [[شیخ طوسی]] نام او را در شمار مؤلفین [[امامیه]] نیاورده است، شاید از آن رو که آثار وی از شهرت محدود برخوردار بودهاند. اما [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] از یک اثر وی با عنوان «الجوامع فی علومالدین» یاد کرده که دارای عنوانی کمنظیر است و چنین مینماید که نوشتهای از نسخ جوامع محدثانه و فراگیر در زمینههای مختلف دانش [[دین]] بوده است. | ||
| − | از تلعکبری | + | افزون بر آن، [[ابن حجر عسقلانی|ابن حجر]] از یک اثر تلعکبری با عنوان «المشیخه» یاد کرده و از آن مطلبی نقل نموده است. همین اثر با یک نوشتۀ [[علم رجال|رجالی]] دیگر از تلعکبری، مبنای نقل طیف وسیعی از اطلاعات در «باب مَن لَم یَروِ عنهم(ع)» در [[رجال شیخ طوسی (کتاب)|رجال شیخ طوسی]] بوده است. |
| − | روایت | + | همچنین نسخه یا نسخههایی مشتمل بر [[دعا|ادعیه]] و [[نماز|نمازها]] منتسب به وی در اختیار [[سید بن طاووس]] بوده که در آثارش بسیار از آن نقل کرده است. کتابی نیز با عنوان «طبّ الأئمة الصادقين(ع)» حاوی [[احادیث]] [[طب|طبّی]]، به روایت هارون بن موسی تلعکبری از [[محمد بن همام اسکافی]] (م، ۳۳۶ ق) موجود است. |
| − | + | == منابع == | |
| − | + | * [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]]، احمد پاکتچی، تهران مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، سال چاپ ۱۳۷۸. | |
| − | + | [[رده:علمای قرن چهارم]] | |
| − | + | [[رده:علماء شیعه]] | |
| − | + | [[رده:فقیهان]] | |
| − | + | [[رده:محدثان]] | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | [[رده:علمای قرن چهارم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:محدثان]] | ||
نسخهٔ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۱
«ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلّعُکْبَری» (متوفای ۳۸۵ ق)، فقیه و محدث نامدار شیعه در قرن چهارم هجری و از شاگردان شیخ کلینی و علی بن بابویه قمی بود. کتاب «الجامع فى علوم الدین» از آثار علمی اوست و علمای بزرگی چون شیخ مفید و سید رضی از جمله شاگردان او هستند.
ولادت
هارون بن موسى تلعُکبرى چنانکه از نسبتش برمیآید، از «تلّ عُکبرا»، تلّی در کنار روستای عُکبرا در نزدیکی بغداد، برخاسته و نسب به قبیلۀ عرب بنیشیبان میرسانده است.
دربارۀ وقایع زندگی هارون بن موسى اطلاعات مستقیمی ثبت نشده است، ولی میتوان از طریق سماعات حدیثی او، جریان زندگی وی را گمانه زد. چنین مینماید که او در نخستین دهه از سدۀ ۴ قمری و ظاهراً در همان تلّ عکبرا زاده شده باشد.
تحصیلات و استادان
هارون بن موسی تلعکبری یکی از پُرسماعترین شیوخ امامی بغداد است. نخستین سماع ثبتشدۀ او مربوط به سال ۳۲۲ق. در بغداد است. ظاهرا دانشاندوزی او در بغداد تا ۳۲۸ق. ادامه داشته است. درک استادانی چون شیخ کلینی (م، ۳۲۹ق) و علی بن بابویه قمی (م، ۳۲۹ق) مربوط به همین دوره از تحصیل او بوده است.
از آن پس، وی درگیر سفرهای علمی درون عراق شده، و در این میان، در ۳۳۱ق در حدود نهروان، در ۳۳۳ق در کوفه و در ۳۳۵ق در بغداد سماع حدیث داشته است. بخش مهمی از دانشاندوزی تلعکبری نزد استادان برجستۀ بغداد چون محمد بن همام اسکافی (م، ۳۳۶ق) در همین اوان رخ داده است. دربارۀ سفر وی به خراسان و ماوراءالنهر، سند روشنی در دست نیست، ولی میدانیم که او از برخی بزرگان امامیه در آن سرزمینها، مانند محمدبن عمر کشی و حیدر بن نعیم سمرقندی از شاگردان محمد بن مسعود عیاشی، دانش آموخته است. از آن میان میدانیم که استماع وی از علی بن احمد خراسانی در ۳۳۷ق. بوده است.
با توجه به طبقۀ دیگر استادان شرقی، اگر سفری به آن منطقه رخ داده، باید مربوط به همین حدود زمانی باشد. وی بخشی از سال ۳۴۰ق. را هنوز در بغداد بود. ظاهراً به بصره سفری نداشته، و روایت او از برخی مشایخ بزرگ آن شهر چون عبدالعزیز بن یحیى جلودی به مکاتبه بوده است. در همان سال ۳۴۰ق، تلعکبری احتمالاً برای مناسک حج راه به غرب جست و در ادامۀ همین سفر به مصر درآمد. وی در ایام پایانی ۳۴۰ق. و نیز در ۳۴۱ق. در مصر سماعاتی داشته است. احتمالاً مسافرت وی به حلب نیز در خلال همین سفر بوده است. وی پیش از ۳۴۴ق. به عراق بازگشته، زیرا در ۳۴۴ق. باز در کوفه سماع داشته است. دانسته نیست استماع وی از شیخ بزرگ قمی، احمد بن محمد بن یحیى عطار در ۳۵۶ق، در کجا رخ داده است؛ شاید این استماع حاصل سفری به ایران بوده باشد. به هر حال او سالهای میانسالی را در عراق و بیشتر در بغداد ساکن بوده، و تا ۳۷۰ق، همچنان سماعاتی از وی در آن سرزمین به ثبت آمده است. در ۳۸۳ق. نیز محمد بن محمد مذاری در بغداد محضر او را درک کرده است.
در شمار مشایخ دیگر او میتوان بزرگانی چون ابوالعباس ابن عقده، ابن جنید اسکافی، محمد بن عباس ابن جحام، حسین بن احمد بن شیبان قزوینی و ابوعلی احمد بن محمد صولی را نام برد. روایت وی از برخی شیوخ نامدار قم، مانند ابن ولید قمی نیز به مکاتبه بوده است. وی از مشایخ اهل سنت نیز بهره گرفته، و محفل بزرگانی چون ابوالقاسم بغوی و ابوبکر باغندی را درک کرده است.
شاگردان و راویان
از هارون بن موسی تلعکبری، علمای بسیاری دانش آموخته و حدیث شنیدهاند که از آن شمار میتوان کسانی چون شیخ مفید، حسین بن عبیدالله غضائری (پدر احمد ابن غضائری)، شریف رضی، ابن شاذان قمی، علی بن حسن ابن منده، قاضی علی بن محمد قزوینی و دو فرزند هارون تلعکبری یعنی ابوالحسین محمد و ابوجعفر را یاد کرد. احمد بن علی نجاشی نیز در اواخر عمر وی، چندی در محافل او در خانهاش شرکت میجسته است.
جایگاه علمی
تلعکبری از جمله محدثان برجستۀ امامی است که نام او در سلسله اسانید بسیاری از کتب و مصنفات پیشین دیده میشود. شیخ طوسی به وسعت روایت او و بینظیر بودنش در اینباره اشاره کرده، و یادآور شده که وی تمامی اصول و مصنفات کهن امامیه را در روایت داشته است. در دو کتاب الفهرست طوسی و الرجال نجاشی نیز نام او در طریق روایی کتب بسیاری ثبت شده است. او به واقع، یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان نویسندگان متقدم امامی و عالمان عصر شیخ طوسی است که به خصوص با بهرهجویی از محفل محدثان پرروایت عراق چون ابن همام اسکافی و ابن عقده، در زنده نگاه داشتن سنت حدیثی عراق، آن هم در روزگاری که اهمیت اصحاب حدیث در آن سرزمین روی به کاهش مینهاد، نقش مؤثری ایفا نموده است.
از نظر رجالی، شیخ طوسی ضمن تأکید بر عظمت شأن او نزد امامیه، وی را ثقه شمرده است. نجاشی نیز در برآورد رجالی، وی را ثقه و عاری از طعن دانسته و درباره اش مى گوید: «هارون بن موسى در میان علماى ما چهره اى درخشان و دانشمندى موثق و مورد اعتماد بود و جاى گفتگو نداشت». و ابن طاووس به وی لقب «شیخ صدوق» داده است. با اینهمه، در منابع رجالی اهل سنت، با تکیه بر رافضی بودن وی، اشاره شده که او راوی «مناکیر» بوده است.
افزون بر روایت حدیث، تلعکبری به نقل اقوال رجالی پیشینیان، بهویژه محمد بن همام اسکافی نیز اهتمام داشته است. شیخ مفید نیز وی را در شمار فقیهان اصحاب حدیث در عصر خود شمرده، و از جمله قائلان به عدد در ایام ماه رمضان آورده است.
آثار و تألیفات
شیخ طوسی نام او را در شمار مؤلفین امامیه نیاورده است، شاید از آن رو که آثار وی از شهرت محدود برخوردار بودهاند. اما نجاشی از یک اثر وی با عنوان «الجوامع فی علومالدین» یاد کرده که دارای عنوانی کمنظیر است و چنین مینماید که نوشتهای از نسخ جوامع محدثانه و فراگیر در زمینههای مختلف دانش دین بوده است.
افزون بر آن، ابن حجر از یک اثر تلعکبری با عنوان «المشیخه» یاد کرده و از آن مطلبی نقل نموده است. همین اثر با یک نوشتۀ رجالی دیگر از تلعکبری، مبنای نقل طیف وسیعی از اطلاعات در «باب مَن لَم یَروِ عنهم(ع)» در رجال شیخ طوسی بوده است.
همچنین نسخه یا نسخههایی مشتمل بر ادعیه و نمازها منتسب به وی در اختیار سید بن طاووس بوده که در آثارش بسیار از آن نقل کرده است. کتابی نیز با عنوان «طبّ الأئمة الصادقين(ع)» حاوی احادیث طبّی، به روایت هارون بن موسی تلعکبری از محمد بن همام اسکافی (م، ۳۳۶ ق) موجود است.
منابع
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، احمد پاکتچی، تهران مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، سال چاپ ۱۳۷۸.




