شیخ محمدهادی تهرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(منابع)
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''آیت الله محمدهادی تهرانی''' (۱۳۲۱-۱۲۵۳ ق) [[فقیه]] و اصولی قرن سیزدهم قمری است. او نزد عالمانی چون [[شیخ مرتضی انصاری]] و [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازی]] تحصیل علم نمود و آثار چندی در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[تفسیر]]، و... از خود به یادگار گذارد. برخی از عالمان معاصر شیخ هادی، ایشان را بخاطر سخنان تند در نقد علمای [[امامیه]] و طرح برخی آرای شاذّ، [[تکفیر]] کرده اند، هرچند برخی علمای دیگر از شخصیت وی دفاع کردند.
+
'''«شیخ محمدهادی تهرانی»''' (۱۳۲۱-۱۲۵۳ ق)، [[فقیه]] اصولی، مفسر و متکلم نامدار [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان [[شیخ انصاری]] و [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] بود. او آثار متعددی در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و... از خود به یادگار گذاشت. برخی از علمای معاصر شیخ هادی، او را بخاطر سخنان تند در نقد علمای [[امامیه]] و طرح برخی آرای شاذّ، [[تکفیر]] کرده‌اند، هرچند برخی علمای دیگر، از شخصیت وی دفاع نمودند.
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
||نام کامل = شیخ محمدهادی تهرانی
+
||نام کامل = محمدهادی تهرانی
 
||تصویر= [[پرونده:Hadi tehrani.jpg]]
 
||تصویر= [[پرونده:Hadi tehrani.jpg]]
 
||زادروز = ۱۲۵۳ قمری  
 
||زادروز = ۱۲۵۳ قمری  
 
|زادگاه = [[تهران]]
 
|زادگاه = [[تهران]]
 
|وفات =  ۱۳۲۱ قمری
 
|وفات =  ۱۳۲۱ قمری
|مدفن = [[نجف]] - [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امیرالمؤمنین]] (علیه السلام)
+
|مدفن = [[نجف]]، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام]]
|اساتید =  [[شیخ مرتضی انصاری]]، [[میرزا محمدحسن شیرازی]]، [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانساری]]، ...
+
|اساتید =  [[شیخ مرتضی انصاری]]، [[میرزا محمدحسن شیرازی]]، [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانساری]]، [[شیخ عبدالحسین تهرانی]]،...
|شاگردان = میرزا صادق مجتهد تبریزی، [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]]، شیخ علی اصغر خطایی، ...
+
|شاگردان = [[میرزا صادق آقا تبریزی|میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی]]، [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]]، شیخ علی‌اصغر خطایی، شیخ شریف جواهری،...
|آثار = رسالة فی المواسعه والمضایقه، الرضوان فی الصلح، کتاب البیع، کتاب الاجتهاد و التقلید، ...
+
|آثار = الحق اليقين فی معرفة اصول‌الدين، تحقيق الماهية و الوجود، کتاب الاجتهاد و التقلید، مَحجّة العلماء، تفسیر آیة النور، ذخائر النبوة، رسالة الحق و الحکم،...
 
}}
 
}}
 
==ولادت و نسب==
 
==ولادت و نسب==
محمدهادی در بیستم [[ماه رمضان|رمضان]] ۱۲۵۳ قمری در خانواده ای روحانی در [[تهران]] به دنیا آمد. پدرش، محمدامین، مشهور به «واعظ» بود.<ref>صفری فروشانی، ص ۱۳۹</ref> او در تألیفات خود، از جمله در مَحجّة العلماء، چندین بار [[مجلسی اول]] را جدّ خود، [[ملا محمدباقر مجلسى|مجلسی دوم]] را دایی و [[وحید بهبهانی|وحید بهبهانی]] را عموی خود معرفی کرده است.<ref>دوانی، ص ۲۸۱ </ref> برخی، برای توجیه چگونگی این انتسابها سخنانی گفته اند.<ref>تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص د ـ و؛ دوانی، ص ۲۸۱ـ۲۸۴.</ref>
+
محمدهادی تهرانی در بیستم [[ماه رمضان|رمضان]] ۱۲۵۳ قمری در خانواده ای روحانی در [[تهران]] به دنیا آمد. پدرش محمدامین، مشهور به «واعظ» بود.<ref>صفری فروشانی، ص ۱۳۹</ref>  
 +
 
 +
محمدهادی در تألیفات خود، از جمله «مَحجّة العلماء»، چندین بار [[مجلسی اول]] را جدّ خود، [[ملا محمدباقر مجلسى|مجلسی دوم]] را دایی و [[وحید بهبهانی|وحید بهبهانی]] را عموی خود معرفی کرده است.<ref>دوانی، ص ۲۸۱ </ref> برخی، برای توجیه چگونگی این انتسابها سخنانی گفته اند.<ref>تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص د ـ و؛ دوانی، ص ۲۸۱ـ۲۸۴.</ref>
 +
 
 
==تحصیلات و استادان==
 
==تحصیلات و استادان==
شیخ هادی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در [[تهران]]، به حوزه علمیه [[اصفهان]] ـ که در آن زمان بزرگترین [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] در [[ایران]] بود ـ رفت و نزد [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانساری]] صاحب [[روضات الجنات]] و [[سید محمدهاشم چهارسوقی|سید محمدهاشم خوانساری]] صاحب مبانی الاصول، [[شهید سید حسن مدرس|سید حسن مدرس]]، [[ملا علی نوری اصفهانی|ملا علی نوری]] و [[سید محمد شهشهانی]] به فراگیری علوم منقول و معقول پرداخت.  
+
شیخ محمدهادی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در [[تهران]]، به حوزه علمیه [[اصفهان]] ـ که در آن زمان بزرگترین [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] در [[ایران]] بود ـ رفت و نزد [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانساری]] صاحب «[[روضات الجنات]]» و [[سید محمدهاشم چهارسوقی|سید محمدهاشم خوانساری]] صاحب «مبانی الاصول»، [[میر سید حسن مدرس اصفهانی|سید حسن مدرس]]، [[ملا علی نوری اصفهانی|ملا علی نوری]] و [[سید محمد شهشهانی]] به فراگیری علوم منقول و معقول پرداخت.  
  
وی سپس به تهران بازگشت و پس از مدتی راهی [[عراق]] شد و در دهه سوم عمر خود در [[نجف]] محضر [[شیخ مرتضی انصاری]] (متوفی ۱۲۸۱) را درک کرد و پس از وفات وی به [[کربلا]] رفت و از درس شیخ عبدالحسین طهرانی (معروف به [[شیخ العراقین]]) که گفته می شود دایی او بوده است، استفاده کرد.  
+
وی سپس به تهران بازگشت و پس از مدتی راهی [[عراق]] شد و در دهه سوم عمر خود در [[نجف]] محضر [[شیخ مرتضی انصاری]] (متوفی ۱۲۸۱) را درک کرد و پس از وفات وی به [[کربلا]] رفت و از درس [[شیخ عبدالحسین تهرانی]] (معروف به شیخ العراقین) -که گفته می شود دایی او بوده است- استفاده کرد.  
  
شیخ هادی پس از وفات شیخ العراقین در ۱۲۸۶، به نجف بازگشت و مدتی نزد [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازی]] درس خواند، سپس خود حوزه درس مستقلی تشکیل داد.
+
شیخ هادی پس از وفات شیخ العراقین در ۱۲۸۶ ق، به نجف بازگشت و مدتی نزد [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازی]] درس خواند.
 
==تدریس و شاگردان==
 
==تدریس و شاگردان==
شیوایی بیان، عمق تحقیق، تیزبینی و خوش سبکی شیخ هادی، شاگردان فراوانی را به حوزه اش جذب کرد.<ref>حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۵ـ۲۲۶؛ موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۶؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص و ـ ز، ی ـ بج ؛ دوانی، ص ۹۳</ref> برخی از شاگردان وی عبارت بوده اند از:
+
شیخ محمدهادی خود حوزه درس مستقلی تشکیل داد. شیوایی بیان، عمق تحقیق، تیزبینی و خوش سبکی شیخ، شاگردان فراوانی را به حوزه اش جذب کرد.<ref>حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۵ـ۲۲۶؛ موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۶؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص و ـ ز، ی ـ بج ؛ دوانی، ص ۹۳</ref> برخی از شاگردان وی عبارت بوده اند از:
  
*شیخ شریف (شریف جواهری؛ متوفی ۱۳۱۴)، نواده [[صاحب جواهر]]
+
*شیخ شریف جواهری (متوفی ۱۳۱۴)، نواده [[صاحب جواهر]]
*آقامیرزا صادق آقا مجتهد تبریزی (متوفی ۱۳۵۱)، از مراجع تقلید [[تبریز]] و مروج افکار و آثار استادش
+
*[[میرزا صادق آقا تبریزی|میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی]] (متوفی ۱۳۵۱)، از مراجع تقلید [[تبریز]] و مروج افکار و آثار استادش
*شیخ [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]]، مؤسس [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]]
+
*[[حائری یزدی، عبدالکریم|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]، مؤسس [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]]
*آقاشیخ علی اصغر خطایی
+
*شیخ علی اصغر خطایی
*آقاشیخ فیاض الدین سرخه ای زنجانی (فیاض زنجانی)، صاحب ذخائر الامامه فی الخمس
+
*شیخ فیاض الدین سرخه‌ای زنجانی (فیاض زنجانی)، صاحب «ذخائر الامامه فی الخمس»
 
*شیخ محسن کوه کمری
 
*شیخ محسن کوه کمری
*میرسید علی نجف آبادی
+
*میر سید علی نجف آبادی
 
*آقامیرزا یوسف آقا مجتهد (متوفی ۱۳۳۷)
 
*آقامیرزا یوسف آقا مجتهد (متوفی ۱۳۳۷)
*شیخ علی بن شیخ محمدرضا (کاشف الغطاء؛ متوفی ۱۳۵۰)، از نوادگان [[شیخ جعفر کاشف الغطاء]]<ref>صفری فروشانی، ص ۱۴۵ـ ۱۴۶</ref>
+
*شیخ علی بن شیخ محمدرضا کاشف الغطاء (متوفی ۱۳۵۰)، از نوادگان [[شیخ جعفر کاشف الغطاء]]<ref>صفری فروشانی، ص ۱۴۵ـ۱۴۶</ref>
  
 
==آثار و تألیفات==
 
==آثار و تألیفات==
شیخ هادی در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[فلسفه]] تألیفاتی داشته است. تعداد آثار او را ۵۶ عنوان و گاه بیشتر ذکر کرده اند، زیرا در بعضی موارد از یک اثر با چند عنوان یاد شده است. بسیاری از آثار شیخ هادی به همت شاگردان وی چاپ شده است. برخی از مشهورترین آثار وی اینهاست:
+
[[پرونده:تهرانی.jpg|thumb|left|200px|تفسیر آیة النور، از آثار شیخ هادی تهرانی]]
 +
شیخ هادی تهرانی در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[فلسفه]] تألیفاتی داشته است. تعداد آثار او را ۵۶ عنوان و گاه بیشتر ذکر کرده اند، زیرا در بعضی موارد از یک اثر با چند عنوان یاد شده است. بسیاری از آثار شیخ هادی به همت شاگردان وی چاپ شده است. برخی از مشهورترین آثار وی اینهاست:
  
*تفسیر [[آیه نور|آیة النور]] که در ۱۲۹۹ در تهران چاپ شده و در ۱۳۷۱/ ۱۳۲۸ ش نیز با عنوان اشعه نور در تهران ترجمه و چاپ شده است.
+
*تفسیر [[آیه نور|آیة النور]] (رسالة النوريّة)، که در ۱۲۹۹ در تهران چاپ شده و در ۱۳۷۱ق/ ۱۳۲۸ش نیز با عنوان «اشعه نور» در تهران ترجمه و چاپ شده است.
*ذخائر النبوه فی احکام الخیار
+
*رسالة فی المواسعة والمضایقة
*رسالة فی المواسعه والمضایقه
+
*کتاب البیع
*الرضوان فی الصلح
+
*مَحجّة العلماء، در علم اصول
*کتاب البیع[[پرونده:Zakhayer.jpg|thumb|left|ذخائر النبوه - یکی از آثار آیت الله تهرانی]]
+
*وسیلة النجاة، که [[رساله]] فارسی عملیه اوست و در ۱۳۰۱ چاپ شده است.
*وسیلة النجاه، که رساله فارسی عملیه اوست و در ۱۳۰۱ چاپ شده است.
 
 
*کتاب الاجتهاد و التقلید
 
*کتاب الاجتهاد و التقلید
*رسالة الحق و الحکم، که اولین رساله مستقل در بیان تفاوت بین حق و حکم است و در ۱۳۲۱ تألیف و در ۱۳۳۰ چاپ شده است.
+
*ذخائر النبوة فی احکام الخیار
*رسالاتی در موضوعات متفاوت فقهی و اصولی و جز اینها<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، مقدمه مصطفوی، ص ید ـ کج ؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۶ـ۱۵۱، ۱۵۸؛ نیزرجوع کنید به موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۷؛ منزوی، ج ۳، ص ۲۶۰۲ـ۲۶۰۳.</ref>
+
[[پرونده:Zakhayer.jpg|thumb|left|200px|ذخائر النبوة، از آثار شیخ هادی تهرانی]]
 +
*رسالة الحق و الحکم، که اولین رساله مستقل در بیان تفاوت بین حق و حکم است و در ۱۳۲۱ ق. تألیف و در ۱۳۳۰ ق. چاپ شده است.
 +
*تحقيق الماهية و الوجود
 +
*الحق اليقين فی معرفة أصول‌الدين
 +
*رسالة فی إبطال التنجيم
 +
*رسالة فی التعادل و التراجيح
 +
*رسالة فی حكم المسافر فی القصر و الإتمام
 +
*رسالة فی ردّ [[شیخیه|الشيخية]]
 +
*رسالة فی علم الرجال<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، مقدمه مصطفوی، ص ید ـ کج؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۶ـ۱۵۱، ۱۵۸؛ نیز رجوع کنید به موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۷؛ منزوی، ج ۳، ص ۲۶۰۲ـ۲۶۰۳.</ref>
  
شیخ محمدهادی بعضی مطالب علمی را نیز به نظم در می آورده است؛ از جمله آثار منظوم اوست:
+
شیخ محمدهادی بعضی مطالب علمی را نیز به نظم در می آورده است؛ از جمله آثار منظوم او عبارتند از:
  
 
*منظومة فی الغناء<ref>مختاری و صادقی، ج ۲، ص ۱۰۵۵ـ۱۰۶۲</ref>
 
*منظومة فی الغناء<ref>مختاری و صادقی، ج ۲، ص ۱۰۵۵ـ۱۰۶۲</ref>
 
*اُرجوزة فی الصلح
 
*اُرجوزة فی الصلح
 
*ارجوزة فی النحو (منظومه الفیه)
 
*ارجوزة فی النحو (منظومه الفیه)
*منظومة فی الکلام<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص یح، کج</ref>
+
*منظومة فی الکلام.<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص یح، کج</ref>
  
 
==آراء علمی شیخ هادی==
 
==آراء علمی شیخ هادی==
استقلال رأی و بیم نداشتن از کثرت و عظمت مخالفان یکی از مهمترین ویژگیهای علمی شیخ هادی بود؛ برای نمونه او در محجة العلماء، آرای استادش [[شیخ مرتضی انصاری]] را با صراحت و گاه تعبیرات تند (مثلاً زَعَمَ، توهَّمَ) نقد کرد که در محیط علمی آن روز نجف تنش هایی به وجود آورد.<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۰.</ref>
+
استقلال رأی و بیم نداشتن از کثرت و عظمت مخالفان، یکی از مهمترین ویژگیهای علمی شیخ هادی تهرانی بود؛ برای نمونه او در «محجة العلماء»، آرای استادش [[شیخ مرتضی انصاری]] را با صراحت و گاه تعبیرات تند (مثلاً زَعَمَ، توهَّمَ) نقد کرد، که در محیط علمی آن روز نجف تنش هایی به وجود آورد.<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۰.</ref>
  
شیخ هادی گاهی در [[فقه]]، [[اصول فقه]] و [[فلسفه]] آرایی خلاف آرای مشهور ابراز می کرد که بعضی از آنها از آرای منحصر به فرد اوست. او همانند [[اخباریان|اخباریها]] و بر خلاف اصولیها، روایات [[کتب اربعه]] [[شیعه]] را معلوم الصدور و حجیت آنها را قطعی می داند.  
+
شیخ هادی گاهی در [[فقه]]، [[اصول فقه]] و [[فلسفه]] آرایی خلاف آرای مشهور ابراز می کرد که بعضی از آنها از آرای منحصر به فرد اوست. او همانند [[اخباریان|اخباریها]] و بر خلاف اصولیها، روایات «[[کتب اربعه]]» [[شیعه]] را معلوم الصدور و حجیت آنها را قطعی می دانست.  
  
از نظر وی [[اجماع]] حجت به شمار نمی آید، و به طور کلی اتفاق آراء کاشف از رأی [[امام]] نیست؛ باب علم علاوه بر باب علمی (ظنون خاصی که علم به حجیت آنها داریم، مانند [[خبر واحد]])، در هر زمان مفتوح است.<ref>تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص کد</ref>  
+
از نظر وی، [[اجماع]] حجت به شمار نمی آید، و به طور کلی اتفاق آراء، کاشف از رأی [[امام]] نیست؛ باب علم -علاوه بر باب علمی (ظنون خاصی که علم به حجیت آنها داریم، مانند [[خبر واحد]])-، در هر زمان مفتوح است.<ref>تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص کد</ref>  
  
شیخ هادی در دو رساله خود الحق الیقین و تحقیق الماهیة و الوجود، وجود ذهنی را انکار می کند و در مسئله اصالت وجود یا ماهیت، بر خلاف مشائیان و اشراقیان، قائل به اصالت و اتحاد هر دو است.<ref>صفری فروشانی، ص ۱۴۷؛ تارا، ص ۲ـ۴۰.</ref>
+
شیخ هادی در دو رساله خود «الحق الیقین» و «تحقیق الماهیة و الوجود»، وجود ذهنی را انکار می کند و در مسئله اصالت وجود یا ماهیت، بر خلاف [[حکمت مشاء|مشائیان]] و [[حکمت اشراق|اشراقیان]]، قائل به اصالت و اتحاد هر دو است.<ref>صفری فروشانی، ص ۱۴۷؛ تارا، ص ۲ـ۴۰.</ref>
  
 
==تکفیر شیخ هادی==
 
==تکفیر شیخ هادی==
از مهمترین حوادث زندگی شیخ هادی، ماجرای [[تکفیر]] اوست، از این رو گاهی از او با عنوان «شیخ هادی مُکفَّر» یاد کرده اند؛ زمینه اصلی این تکفیر، سخنان تند و گاه جسارت آمیز وی در نقد آرای عالمان [[امامیه]] و برخی آرای شاذ بوده است.<ref>برای نمونه رجوع کنید به تهرانی، ۱۳۲۱، ص ۱۷، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۱۶۷، ۱۷۶، ۱۹۳، ۲۱۵؛ دوانی، ص ۲۸۵</ref> در عین حال، ماجرای مذکور به صورت رسمی صورت نگرفت. به گزارش موسوی اصفهانی<ref>ج ۱، ص ۱۶۷ـ ۱۶۸</ref> در مجلس ترحیم یکی از علمای [[نجف]]، یکی از اطرافیان [[میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفی ۱۳۱۲)، فقیه و شارح بزرگ آرای [[شیخ انصاری]]، در حضور او، تعبیری به کاربرد که به منزله تکفیر شیخ هادی بود. میرزا حبیب اللّه سکوت کرد و اینطور تلقی شد که وی این مواجهه را قبول دارد. در همان حال [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]] (متوفی ۱۳۰۸)، مؤلف هدایة الانام و از همشاگردی های شیخ هادی، این تکفیر را نفی کرد که مانع خدشه دار شدن شخصیت شیخ هادی شد.<ref>نیزرجوع کنید به امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ برای اطلاع بیشتررجوع کنید به صفری فروشانی، ص ۱۴۰ـ۱۴۴.</ref>
+
از مهمترین حوادث زندگی شیخ هادی، ماجرای [[تکفیر]] اوست، از این رو گاهی از او با عنوان «شیخ هادی مُکفَّر» یاد کرده اند. زمینه اصلی این تکفیر، سخنان تند و گاه جسارت آمیز وی در نقد آرای عالمان [[امامیه]] و برخی آرای شاذ بوده است.<ref>برای نمونه رجوع کنید به تهرانی، ۱۳۲۱، ص ۱۷، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۱۶۷، ۱۷۶، ۱۹۳، ۲۱۵؛ دوانی، ص ۲۸۵</ref> در عین حال، ماجرای مذکور به صورت رسمی صورت نگرفت. به گزارش موسوی اصفهانی<ref>ج ۱، ص ۱۶۷ـ۱۶۸</ref> در مجلس [[ترحیم]] یکی از علمای [[نجف]]، یکی از اطرافیان [[میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفی ۱۳۱۲) -فقیه و شارح بزرگ آرای [[شیخ انصاری]]-، در حضور شیخ هادی، تعبیری به کاربرد که به منزله تکفیر او بود. میرزا حبیب اللّه سکوت کرد و اینطور تلقی شد که وی این مواجهه را قبول دارد. در همان حال [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]] (متوفی ۱۳۰۸) از هم‌شاگردی های شیخ هادی، این تکفیر را نفی کرد، که مانع خدشه دار شدن شخصیت شیخ هادی شد.<ref>نیز رجوع کنید به امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صفری فروشانی، ص ۱۴۰ـ۱۴۴.</ref>
  
با اینهمه، تبلیغات شدید مخالفان شیخ هادی، مؤثر افتاد، به گونه ای که فقط چند تن از فقها، همچون شیخ محمدحسین کاظمی و ملا محمد ایروانی ([[فاضل ایروانی]]؛ متوفی ۱۳۰۶)، از وی دفاع کردند، حتی فقیه بزرگی همچون [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] که در آن زمان زعامت و [[مرجعیت]] عامه [[شیعه|شیعیان]] را برعهده داشت و در [[سامرا]] به سر می برد، چاره ای جز سکوت ندید. شاگردان شیخ نیز از دور او پراکنده شدند و فقط حدود پانزده تن مخفیانه در درس او حاضر می شدند. در هجوم دوباره به شیخ هادی، فقط تعداد اندکی از فقها، همچون شیخ [[آقا رضا همدانی]] (متوفی ۱۳۲۲) و شیخ [[محمد طه نجف]] (متوفی ۱۳۲۳)، مشارکت نداشتند<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳</ref>، اما فوت پدر شیخ هادی و شرکت تعدادی از بزرگان نجف در مراسم نماز وی، به بازسازی وجهه شیخ در میان مردم کمک فراوان کرد.<ref>حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۶.</ref>
+
با این همه، تبلیغات شدید مخالفان شیخ هادی، مؤثر افتاد، به گونه ای که فقط چند تن از فقها، همچون شیخ محمدحسین کاظمی و [[فاضل ایروانی]] (متوفی ۱۳۰۶)، از وی دفاع کردند، حتی [[فقیه]] بزرگی همچون [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] که در آن زمان زعامت و [[مرجعیت]] عامه [[شیعه|شیعیان]] را برعهده داشت و در [[سامرا]] به سر می برد، چاره ای جز سکوت ندید. شاگردان شیخ نیز از دور او پراکنده شدند و فقط حدود پانزده تن مخفیانه در درس او حاضر می شدند. در هجوم دوباره به شیخ هادی، فقط تعداد اندکی از فقها، همچون [[آقا رضا همدانی]] (متوفی ۱۳۲۲) و [[شیخ محمدطه نجف]] (متوفی ۱۳۲۳)، مشارکت نداشتند؛<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳</ref> اما فوت پدر شیخ هادی و شرکت تعدادی از بزرگان نجف در مراسم [[نماز میت|نماز]] وی، به بازسازی وجهه شیخ در میان مردم کمک فراوانی کرد.<ref>حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۶.</ref>
==در نگاه دانشمندان==
+
==در نگاه عالمان==
  
*[[سید محسن امین]]: «استاد محقق، نویسنده آثار مشهور و مطالب مأثور از بنیان گزاران فنون و علوم شرعى بویژه دانش [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] بود. بعد از مهاجرت استادش [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]] به [[سامرا]]، در [[نجف]] حوزه درسى تشکیل داد. طلاب زیادى به وى روى آوردند و از سبک تدریس، چگونگى القا و املاى مفاهیم و نیز دقت هاى تحقیقى و حُسن بیانش شگفت زده شدند و ذکر خلاقیت ها و ابتکاراتش در دنیاى [[اسلام]] در حالى انتشار یافت که فضلش بر بسیارى از بزرگان علماى معاصر و حتى برخى قدما برترى یافت. برخى مردم در بیان علم و فضل این فقیه راه غلو را مى پیماند، ولى بنابر آن چه که به نقل از برخى شاگردانش شنیدم، او راه افراط را نپیموده است و درباره اش مردم بین افراط و تفریط قرار گرفته اند.»<ref>اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۳۳.</ref>
+
*[[سید محسن امین]] درباره شیخ محمدهادی تهرانی می گوید: «استاد محقق، نویسنده آثار مشهور و مطالب مأثور از بنیانگذاران فنون و علوم شرعى بویژه دانش [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] بود. بعد از مهاجرت استادش [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]] به [[سامرا]]، در [[نجف]] حوزه درسى تشکیل داد. طلاب زیادى به وى روى آوردند و از سبک تدریس، چگونگى القا و املاى مفاهیم و نیز دقت هاى تحقیقى و حُسن بیانش شگفت زده شدند و ذکر خلاقیت ها و ابتکاراتش در دنیاى [[اسلام]] در حالى انتشار یافت که فضلش بر بسیارى از بزرگان علماى معاصر و حتى برخى قدما برترى یافت. برخى مردم در بیان علم و فضل این فقیه، راه [[غلو]] را مى پیماند، ولى بنابر آن چه که به نقل از برخى شاگردانش شنیدم، او راه افراط را نپیموده است و درباره اش مردم بین افراط و تفریط قرار گرفته اند.»<ref>اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۳۳.</ref>
 
*[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]] در هنگام معرفى آثارش از او به عنوان علامه کبیر و فقیه اصولى<ref>الذریعه، ج ۱، ص ۴۴۹ و ج ۴، ص ۲۰۴، چ ۱۵.</ref> نام مى برد و ذیل شرح حال شاگردان میرزاى شیرازى در وصفش مى نویسد: «او از علماى بزرگ و از محقّقین جامع معقول و منقول و داناى به فروع و اصول و مرجع تقلید و اهل تأسیس و تنقید بود.»<ref>میرزاى شیرازى، ص ۲۰۵.</ref>
 
*[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]] در هنگام معرفى آثارش از او به عنوان علامه کبیر و فقیه اصولى<ref>الذریعه، ج ۱، ص ۴۴۹ و ج ۴، ص ۲۰۴، چ ۱۵.</ref> نام مى برد و ذیل شرح حال شاگردان میرزاى شیرازى در وصفش مى نویسد: «او از علماى بزرگ و از محقّقین جامع معقول و منقول و داناى به فروع و اصول و مرجع تقلید و اهل تأسیس و تنقید بود.»<ref>میرزاى شیرازى، ص ۲۰۵.</ref>
 
*شیخ آقا بزرگ تهرانى: «شیخ علامه، فقیه اصولى، ناقد بصیر و آگاه و از بزرگان دانشمندان و محققان در علوم عقلى و نقلى و در هوش و دقت هاى علمى او شگفتى هایى دیده مى شود.»<ref>نقباء البشر، ص ۱۳۷.</ref>
 
*شیخ آقا بزرگ تهرانى: «شیخ علامه، فقیه اصولى، ناقد بصیر و آگاه و از بزرگان دانشمندان و محققان در علوم عقلى و نقلى و در هوش و دقت هاى علمى او شگفتى هایى دیده مى شود.»<ref>نقباء البشر، ص ۱۳۷.</ref>
*شیخ محمد حرز الدین که از معاصرانش بود، او را چنین معرفى مى کند: «دانشمندى با کیاست و چهره اى از مشاهیر علما، رکنى از ارکان فقها، اصولى متکلم، مورد وثوق، پرهیزگار و زاهد.»<ref>معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۲۵.</ref>
+
*شیخ محمد حرزالدین که از معاصرانش بود، او را چنین معرفى مى کند: «دانشمندى با کیاست و چهره اى از مشاهیر علما، رکنى از ارکان فقها، اصولى متکلم، مورد وثوق، پرهیزگار و زاهد.»<ref>معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۲۵.</ref>
 
*محمدمهدى موسوى اصفهانى کاظمى: «دانشمند ژرف اندیش، فاضل آگاه، فقیه مطلع، پژوهشگر باوجاهت و داراى تحقیقات دقیق و حاوى ابتکارات.»<ref>احسن الودیعة، ج ۱، ص ۱۹۶.</ref>
 
*محمدمهدى موسوى اصفهانى کاظمى: «دانشمند ژرف اندیش، فاضل آگاه، فقیه مطلع، پژوهشگر باوجاهت و داراى تحقیقات دقیق و حاوى ابتکارات.»<ref>احسن الودیعة، ج ۱، ص ۱۹۶.</ref>
 
*شیخ جعفر فرزند شیخ باقر آل محبوبه، از او به عنوان دانشمند ماهر، زیرک و خردمند و اهل دقت و ژرف اندیش یاد مى نماید.<ref>ماضى النجف و حاضرها، ج ۳، ص ۲۹۷ و ص ۲۲۵.</ref>
 
*شیخ جعفر فرزند شیخ باقر آل محبوبه، از او به عنوان دانشمند ماهر، زیرک و خردمند و اهل دقت و ژرف اندیش یاد مى نماید.<ref>ماضى النجف و حاضرها، ج ۳، ص ۲۹۷ و ص ۲۲۵.</ref>
*[[محمدعلی مدرس تبریزی|مدرس تبریزى]]: «از بزرگان علماى طراز اوّل سده ى حاضر (چهاردهم هجرى) مى باشد که حاوى فروع و اصول، جامع معقول و منقول، محقق، مدقق و مبتکر مطالب عمیق مى باشد. سپس به دانش اندوزى وى نزد مشاهیرى چون شیخ انصارى و میرزاى شیرازى اشاره دارد و مى افزاید تا آن که گوى سبقت از دیگر معاصرین خود ربود و تألیفاتش برهانى استوار بر درجات علمى او هست.»<ref>ریحانة الادب، میرزا محمد على مدرس تبریزى، ج اول، ص ۳۵۸.</ref>
+
*[[محمدعلی مدرس تبریزی]]: «از بزرگان علماى طراز اوّل سده حاضر (چهاردهم هجرى) مى باشد که حاوى فروع و اصول، جامع معقول و منقول، محقق، مدقق و مبتکر مطالب عمیق مى باشد.» سپس به دانش اندوزى وى نزد مشاهیرى چون [[شیخ انصارى]] و [[میرزاى شیرازى]] اشاره دارد و مى افزاید «تا آن که گوى سبقت از دیگر معاصرین خود ربود و تألیفاتش برهانى استوار بر درجات علمى اوست.»<ref>ریحانة الادب، میرزا محمد على مدرس تبریزى، ج اول، ص ۳۵۸.</ref>
 
 
 
==وفات==
 
==وفات==
مرحوم شیخ محمدهادی تهرانی در دهم [[ماه شوال|شوال]] ۱۳۲۱ قمری در ۶۸ سالگی درگذشت و در حجره جنوب غربی صحن مقدس [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] (علیه السلام)، در کنار قبر [[سید محمدجواد عاملی|سید جواد عاملی]] (متوفی ۱۲۲۶) صاحب [[مفتاح الکرامه (کتاب)|مفتاح الکرامه]]، دفن شد.<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۸</ref>
+
مرحوم شیخ محمدهادی تهرانی در دهم [[ماه شوال|شوال]] ۱۳۲۱ قمری (یا ۱۳۲۳ ق) در ۶۸ سالگی درگذشت و در حجره جنوب غربی صحن مقدس [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] (علیه السلام)، در کنار قبر [[سید محمدجواد عاملی|سید جواد عاملی]] (متوفی ۱۲۲۶) (صاحب [[مفتاح الکرامه (کتاب)|مفتاح الکرامه]])، دفن شد.<ref>امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۸</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
*رسالة الحق و الحكم و شرح حال شيخ محمدهادى تهرانى، نعمت‌الله صفرى، مجله نامه مفيد، زمستان ۱۳۷۴،‌ شماره ۴.
*ویکی فقه
+
*[http://portal.anhar.ir/contentview3.php?export=print&ID=20789 "شیخ محمدهادی تهرانی"، سایت انهار].
*[http://portal.anhar.ir/contentview3.php?export=print&ID=20789 سایت انهار]
+
*"شیخ محمدهادی تهرانی"، دانشنامه پژوهه.
*دانشنامه پژوهه
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|تهرانی نجفی،محمدهادی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:اصولیون]][[رده:فقیهان]][[رده:متکلمان]][[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]
<references />
 
 
 
==آرشیو عکس و تصویر==
 
<gallery mode="packed" heights="170">
 
پرونده:تهرانی.jpg|یکی از آثار محمدهادی تهرانی نجفی
 
</gallery>
 
 
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم|تهرانی نجفی،محمدهادی]]
 
[[رده:علمای قرن چهاردهم|تهرانی نجفی،محمدهادی]]
 
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۷

«شیخ محمدهادی تهرانی» (۱۳۲۱-۱۲۵۳ ق)، فقیه اصولی، مفسر و متکلم نامدار شیعه در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان شیخ انصاری و میرزای شیرازی بود. او آثار متعددی در فقه، اصول، تفسیر، کلام و... از خود به یادگار گذاشت. برخی از علمای معاصر شیخ هادی، او را بخاطر سخنان تند در نقد علمای امامیه و طرح برخی آرای شاذّ، تکفیر کرده‌اند، هرچند برخی علمای دیگر، از شخصیت وی دفاع نمودند.

Hadi tehrani.jpg
نام کامل محمدهادی تهرانی
زادروز ۱۲۵۳ قمری
زادگاه تهران
وفات ۱۳۲۱ قمری
مدفن نجف، حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام

Line.png

اساتید

شیخ مرتضی انصاری، میرزا محمدحسن شیرازی، سید محمدباقر خوانساری، شیخ عبدالحسین تهرانی،...

شاگردان

میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی، عبدالکریم حائری یزدی، شیخ علی‌اصغر خطایی، شیخ شریف جواهری،...

آثار

الحق اليقين فی معرفة اصول‌الدين، تحقيق الماهية و الوجود، کتاب الاجتهاد و التقلید، مَحجّة العلماء، تفسیر آیة النور، ذخائر النبوة، رسالة الحق و الحکم،...

ولادت و نسب

محمدهادی تهرانی در بیستم رمضان ۱۲۵۳ قمری در خانواده ای روحانی در تهران به دنیا آمد. پدرش محمدامین، مشهور به «واعظ» بود.[۱]

محمدهادی در تألیفات خود، از جمله «مَحجّة العلماء»، چندین بار مجلسی اول را جدّ خود، مجلسی دوم را دایی و وحید بهبهانی را عموی خود معرفی کرده است.[۲] برخی، برای توجیه چگونگی این انتسابها سخنانی گفته اند.[۳]

تحصیلات و استادان

شیخ محمدهادی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در تهران، به حوزه علمیه اصفهان ـ که در آن زمان بزرگترین حوزه علمیه در ایران بود ـ رفت و نزد سید محمدباقر خوانساری صاحب «روضات الجنات» و سید محمدهاشم خوانساری صاحب «مبانی الاصول»، سید حسن مدرس، ملا علی نوری و سید محمد شهشهانی به فراگیری علوم منقول و معقول پرداخت.

وی سپس به تهران بازگشت و پس از مدتی راهی عراق شد و در دهه سوم عمر خود در نجف محضر شیخ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱) را درک کرد و پس از وفات وی به کربلا رفت و از درس شیخ عبدالحسین تهرانی (معروف به شیخ العراقین) -که گفته می شود دایی او بوده است- استفاده کرد.

شیخ هادی پس از وفات شیخ العراقین در ۱۲۸۶ ق، به نجف بازگشت و مدتی نزد میرزا محمدحسن شیرازی درس خواند.

تدریس و شاگردان

شیخ محمدهادی خود حوزه درس مستقلی تشکیل داد. شیوایی بیان، عمق تحقیق، تیزبینی و خوش سبکی شیخ، شاگردان فراوانی را به حوزه اش جذب کرد.[۴] برخی از شاگردان وی عبارت بوده اند از:

آثار و تألیفات

تفسیر آیة النور، از آثار شیخ هادی تهرانی

شیخ هادی تهرانی در فقه، اصول، تفسیر، کلام و فلسفه تألیفاتی داشته است. تعداد آثار او را ۵۶ عنوان و گاه بیشتر ذکر کرده اند، زیرا در بعضی موارد از یک اثر با چند عنوان یاد شده است. بسیاری از آثار شیخ هادی به همت شاگردان وی چاپ شده است. برخی از مشهورترین آثار وی اینهاست:

  • تفسیر آیة النور (رسالة النوريّة)، که در ۱۲۹۹ در تهران چاپ شده و در ۱۳۷۱ق/ ۱۳۲۸ش نیز با عنوان «اشعه نور» در تهران ترجمه و چاپ شده است.
  • رسالة فی المواسعة والمضایقة
  • کتاب البیع
  • مَحجّة العلماء، در علم اصول
  • وسیلة النجاة، که رساله فارسی عملیه اوست و در ۱۳۰۱ چاپ شده است.
  • کتاب الاجتهاد و التقلید
  • ذخائر النبوة فی احکام الخیار
ذخائر النبوة، از آثار شیخ هادی تهرانی
  • رسالة الحق و الحکم، که اولین رساله مستقل در بیان تفاوت بین حق و حکم است و در ۱۳۲۱ ق. تألیف و در ۱۳۳۰ ق. چاپ شده است.
  • تحقيق الماهية و الوجود
  • الحق اليقين فی معرفة أصول‌الدين
  • رسالة فی إبطال التنجيم
  • رسالة فی التعادل و التراجيح
  • رسالة فی حكم المسافر فی القصر و الإتمام
  • رسالة فی ردّ الشيخية
  • رسالة فی علم الرجال[۶]

شیخ محمدهادی بعضی مطالب علمی را نیز به نظم در می آورده است؛ از جمله آثار منظوم او عبارتند از:

  • منظومة فی الغناء[۷]
  • اُرجوزة فی الصلح
  • ارجوزة فی النحو (منظومه الفیه)
  • منظومة فی الکلام.[۸]

آراء علمی شیخ هادی

استقلال رأی و بیم نداشتن از کثرت و عظمت مخالفان، یکی از مهمترین ویژگیهای علمی شیخ هادی تهرانی بود؛ برای نمونه او در «محجة العلماء»، آرای استادش شیخ مرتضی انصاری را با صراحت و گاه تعبیرات تند (مثلاً زَعَمَ، توهَّمَ) نقد کرد، که در محیط علمی آن روز نجف تنش هایی به وجود آورد.[۹]

شیخ هادی گاهی در فقه، اصول فقه و فلسفه آرایی خلاف آرای مشهور ابراز می کرد که بعضی از آنها از آرای منحصر به فرد اوست. او همانند اخباریها و بر خلاف اصولیها، روایات «کتب اربعه» شیعه را معلوم الصدور و حجیت آنها را قطعی می دانست.

از نظر وی، اجماع حجت به شمار نمی آید، و به طور کلی اتفاق آراء، کاشف از رأی امام نیست؛ باب علم -علاوه بر باب علمی (ظنون خاصی که علم به حجیت آنها داریم، مانند خبر واحد)-، در هر زمان مفتوح است.[۱۰]

شیخ هادی در دو رساله خود «الحق الیقین» و «تحقیق الماهیة و الوجود»، وجود ذهنی را انکار می کند و در مسئله اصالت وجود یا ماهیت، بر خلاف مشائیان و اشراقیان، قائل به اصالت و اتحاد هر دو است.[۱۱]

تکفیر شیخ هادی

از مهمترین حوادث زندگی شیخ هادی، ماجرای تکفیر اوست، از این رو گاهی از او با عنوان «شیخ هادی مُکفَّر» یاد کرده اند. زمینه اصلی این تکفیر، سخنان تند و گاه جسارت آمیز وی در نقد آرای عالمان امامیه و برخی آرای شاذ بوده است.[۱۲] در عین حال، ماجرای مذکور به صورت رسمی صورت نگرفت. به گزارش موسوی اصفهانی[۱۳] در مجلس ترحیم یکی از علمای نجف، یکی از اطرافیان میرزا حبیب الله رشتی (متوفی ۱۳۱۲) -فقیه و شارح بزرگ آرای شیخ انصاری-، در حضور شیخ هادی، تعبیری به کاربرد که به منزله تکفیر او بود. میرزا حبیب اللّه سکوت کرد و اینطور تلقی شد که وی این مواجهه را قبول دارد. در همان حال شیخ محمدحسین کاظمی (متوفی ۱۳۰۸) از هم‌شاگردی های شیخ هادی، این تکفیر را نفی کرد، که مانع خدشه دار شدن شخصیت شیخ هادی شد.[۱۴]

با این همه، تبلیغات شدید مخالفان شیخ هادی، مؤثر افتاد، به گونه ای که فقط چند تن از فقها، همچون شیخ محمدحسین کاظمی و فاضل ایروانی (متوفی ۱۳۰۶)، از وی دفاع کردند، حتی فقیه بزرگی همچون میرزای شیرازی که در آن زمان زعامت و مرجعیت عامه شیعیان را برعهده داشت و در سامرا به سر می برد، چاره ای جز سکوت ندید. شاگردان شیخ نیز از دور او پراکنده شدند و فقط حدود پانزده تن مخفیانه در درس او حاضر می شدند. در هجوم دوباره به شیخ هادی، فقط تعداد اندکی از فقها، همچون آقا رضا همدانی (متوفی ۱۳۲۲) و شیخ محمدطه نجف (متوفی ۱۳۲۳)، مشارکت نداشتند؛[۱۵] اما فوت پدر شیخ هادی و شرکت تعدادی از بزرگان نجف در مراسم نماز وی، به بازسازی وجهه شیخ در میان مردم کمک فراوانی کرد.[۱۶]

در نگاه عالمان

  • سید محسن امین درباره شیخ محمدهادی تهرانی می گوید: «استاد محقق، نویسنده آثار مشهور و مطالب مأثور از بنیانگذاران فنون و علوم شرعى بویژه دانش اصول بود. بعد از مهاجرت استادش میرزاى شیرازى به سامرا، در نجف حوزه درسى تشکیل داد. طلاب زیادى به وى روى آوردند و از سبک تدریس، چگونگى القا و املاى مفاهیم و نیز دقت هاى تحقیقى و حُسن بیانش شگفت زده شدند و ذکر خلاقیت ها و ابتکاراتش در دنیاى اسلام در حالى انتشار یافت که فضلش بر بسیارى از بزرگان علماى معاصر و حتى برخى قدما برترى یافت. برخى مردم در بیان علم و فضل این فقیه، راه غلو را مى پیماند، ولى بنابر آن چه که به نقل از برخى شاگردانش شنیدم، او راه افراط را نپیموده است و درباره اش مردم بین افراط و تفریط قرار گرفته اند.»[۱۷]
  • شیخ آقا بزرگ تهرانى در هنگام معرفى آثارش از او به عنوان علامه کبیر و فقیه اصولى[۱۸] نام مى برد و ذیل شرح حال شاگردان میرزاى شیرازى در وصفش مى نویسد: «او از علماى بزرگ و از محقّقین جامع معقول و منقول و داناى به فروع و اصول و مرجع تقلید و اهل تأسیس و تنقید بود.»[۱۹]
  • شیخ آقا بزرگ تهرانى: «شیخ علامه، فقیه اصولى، ناقد بصیر و آگاه و از بزرگان دانشمندان و محققان در علوم عقلى و نقلى و در هوش و دقت هاى علمى او شگفتى هایى دیده مى شود.»[۲۰]
  • شیخ محمد حرزالدین که از معاصرانش بود، او را چنین معرفى مى کند: «دانشمندى با کیاست و چهره اى از مشاهیر علما، رکنى از ارکان فقها، اصولى متکلم، مورد وثوق، پرهیزگار و زاهد.»[۲۱]
  • محمدمهدى موسوى اصفهانى کاظمى: «دانشمند ژرف اندیش، فاضل آگاه، فقیه مطلع، پژوهشگر باوجاهت و داراى تحقیقات دقیق و حاوى ابتکارات.»[۲۲]
  • شیخ جعفر فرزند شیخ باقر آل محبوبه، از او به عنوان دانشمند ماهر، زیرک و خردمند و اهل دقت و ژرف اندیش یاد مى نماید.[۲۳]
  • محمدعلی مدرس تبریزی: «از بزرگان علماى طراز اوّل سده حاضر (چهاردهم هجرى) مى باشد که حاوى فروع و اصول، جامع معقول و منقول، محقق، مدقق و مبتکر مطالب عمیق مى باشد.» سپس به دانش اندوزى وى نزد مشاهیرى چون شیخ انصارى و میرزاى شیرازى اشاره دارد و مى افزاید «تا آن که گوى سبقت از دیگر معاصرین خود ربود و تألیفاتش برهانى استوار بر درجات علمى اوست.»[۲۴]

وفات

مرحوم شیخ محمدهادی تهرانی در دهم شوال ۱۳۲۱ قمری (یا ۱۳۲۳ ق) در ۶۸ سالگی درگذشت و در حجره جنوب غربی صحن مقدس حضرت علی (علیه السلام)، در کنار قبر سید جواد عاملی (متوفی ۱۲۲۶) (صاحب مفتاح الکرامه)، دفن شد.[۲۵]

پانویس

  1. صفری فروشانی، ص ۱۳۹
  2. دوانی، ص ۲۸۱
  3. تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص د ـ و؛ دوانی، ص ۲۸۱ـ۲۸۴.
  4. حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۵ـ۲۲۶؛ موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۶؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص و ـ ز، ی ـ بج ؛ دوانی، ص ۹۳
  5. صفری فروشانی، ص ۱۴۵ـ۱۴۶
  6. امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، مقدمه مصطفوی، ص ید ـ کج؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۶ـ۱۵۱، ۱۵۸؛ نیز رجوع کنید به موسوی اصفهانی، ج ۱، ص ۱۶۷؛ منزوی، ج ۳، ص ۲۶۰۲ـ۲۶۰۳.
  7. مختاری و صادقی، ج ۲، ص ۱۰۵۵ـ۱۰۶۲
  8. امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص یح، کج
  9. امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ صفری فروشانی، ص ۱۴۰.
  10. تهرانی، ۱۳۲۸ ش، مقدمه مصطفوی، ص کد
  11. صفری فروشانی، ص ۱۴۷؛ تارا، ص ۲ـ۴۰.
  12. برای نمونه رجوع کنید به تهرانی، ۱۳۲۱، ص ۱۷، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۱۶۷، ۱۷۶، ۱۹۳، ۲۱۵؛ دوانی، ص ۲۸۵
  13. ج ۱، ص ۱۶۷ـ۱۶۸
  14. نیز رجوع کنید به امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صفری فروشانی، ص ۱۴۰ـ۱۴۴.
  15. امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳
  16. حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۶.
  17. اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۳۳.
  18. الذریعه، ج ۱، ص ۴۴۹ و ج ۴، ص ۲۰۴، چ ۱۵.
  19. میرزاى شیرازى، ص ۲۰۵.
  20. نقباء البشر، ص ۱۳۷.
  21. معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۲۵.
  22. احسن الودیعة، ج ۱، ص ۱۹۶.
  23. ماضى النجف و حاضرها، ج ۳، ص ۲۹۷ و ص ۲۲۵.
  24. ریحانة الادب، میرزا محمد على مدرس تبریزى، ج اول، ص ۳۵۸.
  25. امین، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ حرزالدین، ج ۳، ص ۲۲۸

منابع

  • رسالة الحق و الحكم و شرح حال شيخ محمدهادى تهرانى، نعمت‌الله صفرى، مجله نامه مفيد، زمستان ۱۳۷۴،‌ شماره ۴.
  • "شیخ محمدهادی تهرانی"، سایت انهار.
  • "شیخ محمدهادی تهرانی"، دانشنامه پژوهه.
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه