عيسى بن عبدالله قمى: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
سطر ۱: سطر ۱:
'''عیسى بن عبدالله قمى''' روایتگر اخبار و معارف [[اهل بیت]] علیهم‌السلام از خاندان معروف اشعرى بود و بنابر آنچه از شواهد مختلف بدست مى آید، وى در نیمه اول از قرن دوم در [[قم]] چشم به جهان گشود. از اخبار زیادى استفاده مى شود که محل زندگى او در قم بود، اما هر چند گاه، براى فراگیرى معارف و [[احکام]] دین، به [[مدینه]] مسافرت مى کرد و به حضور [[امام صادق]] علیه‌السلام مى رسید. بعضى علمای [[علم رجال|رجال]] به صراحت گفته اند که او مورد اعتماد و اطمینان است، بلکه بالاتر از وثاقت را که «[[عدالت]]» است، براى او ثابت کرده اند.<ref> تنقیح الرجال، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>
+
'''«عیسى بن عبدالله اشعرى قمى»''' از علما و راویان موثق [[شیعه]] در قرن دوم و سوم هجری و از اصحاب [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]]، [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام کاظم]] و [[امام رضا]] علیهم‌السلام است. او نزد حضرت صادق علیه‌السلام از احترام و منزلت خاصى برخوردار بود. کتابی با عنوان «مسائل عن الرضا علیه‌السلام» برای او ذکر شده است.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = عیسى بن عبدالله اشعرى قمى
 +
||تصویر=
 +
||زادروز =
 +
|زادگاه = [[قم]]
 +
|وفات =  قرن سوم قمری
 +
|مدفن =
 +
|اساتید =  [[ابان بن عثمان|ابان ابن عثمان]]، [[احمد بن محمد بن خالد برقى]]، [[حريز بن عبدالله سجستانى]]،...
 +
|شاگردان = 
 +
|آثار = مسائل عن الرضا علیه‌السلام،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
 +
عیسى بن عبدالله اشعری قمى، با توجه به شواهدى در نیمه اول از قرن دوم هجری در [[قم]] چشم به جهان گشود.  
  
==شأن و مقام عیسی بن عبدالله==
+
عیسى بن عبدالله از یاران [[امام صادق علیه السلام|امام جعفرصادق]] علیه‌السلام و [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى]] علیه‌السلام بود و گاهی، براى فراگیرى معارف و [[احکام]] [[دین]]، از قم به [[مدینه]] مسافرت مى کرد و به حضور امام صادق علیه‌السلام مى رسید.
  
این [[محدث]] بزرگوار، از چهره هاى دانشمندان [[شیعه|شیعى]] بود و در این باره بین اصحاب تراجم اختلافى به چشم نمى خورد و تمام علماء بزرگوارى که در شرح حال راویان اخبار، قلم زده اند، نام عیسى را نیز ذکر کرده اند؛ اما ستایش یا انتقادى خاص درباره او ملاحظه نشده است و همین اندازه که یک محدث، معروف باشد اما درباره او سخنى به خوبى یا بدى حاکى از ستایش یا مذمت نیامده باشد، به نظر بعضى از بزرگان، نشانه خوبى و صداقت آن شخص است.<ref>خلاصة الاقوال، ص ۱۲۳.</ref>
+
تنها فرزند ایشان که در منابع از او یاد شده، «محمد» نام دارد که پدر بزرگوار [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى قمى]] است. همین فرزند است که گویا از پدر بزرگوارش، عیسى، [[حدیث]] نقل مى کند.<ref> فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶.</ref> درباره محمد بن عیسى گفته اند: وى بزرگ قمى ها و رئیس طایفه اشعرى بود، نزد پادشاه زمان عظمت خاصى داشت؛ او با [[امام رضا]] علیه‌السلام ملاقات کرد و از ایشان کسب [[حدیث]] نمود و از اصحاب [[امام جواد]] علیه‌السلام نیز بشمار می آمد.<ref> رجال نجاشى، ص ۶۰.</ref>
  
عیسى از یاران [[امام صادق علیه السلام|امام جعفرصادق]] علیه‌السلام و [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى]] علیه‌السلام بود. [[علامه حلى]] از یکى از دانشمندان علم تراجم نقل مى کند که او مى نویسد: «عیسى بن عبدالله مانند پدرش است و عیسى در نزد امام صادق علیه‌السلام از احترام و منزلت خاصى برخوردار بود».<ref> همان.
+
همچنین عیسى بن عبدالله، برادرى داشت به نام «[[عمران بن عبدالله اشعری قمی|عمران بن عبدالله قمى]]» که از بزرگان [[شیعه]] و ارادتمندان خاندان [[عصمت]] بود و اخبارى در شأن او وارد شده است. نقل شده روزى عمران نزد [[امام صادق]] علیه‌السلام آمد. امام از او به گرمى استقبال کرد. «حماد» مى گوید: وقتى عمران بلند شد و رفت، از امام پرسیدم: آن شخص چه کسى بود که این همه با او لطف کردید؟ فرمود: او از خاندان نجیب و بزرگى است.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۳.</ref>
</ref>  
 
  
[[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] مى نویسد: «عیسى بن عبدالله از امام ابى عبدالله و ابى الحسن روایت مى کند».<ref> رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref> [[شیخ طوسى]] او را در شمار اصحاب امام صادق علیه‌السلام به حساب آورده است.<ref>رجال شیخ، ص ۲۵۹.</ref> و جمعى دیگر این موضوع را در کتاب‌هاى خود یادآورى کرده اند.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۱؛ امالى مفید، چاپ جامعه مدرسین، ص ۱۴۰؛ تنقیح الرجال، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>
+
به دلیل این که عیسى بن عبدالله قمى، [[امام رضا]] علیه‌السلام را درک کرده است، به نظر مى رسد که او در اواخر قرن دوم یا اوائل قرن سوم هجرى از دنیا رفته است، ولى مدفن وى مشخص نیست.
  
مطمئن ترین راه براى شناخت و پى بردن به شخصیت و بزرگى یک راوى، نظر و عنایت امام [[معصوم]] علیه‌السلام است. در رابطه با عیسى باید دید آیا امام سلام الله علیه تعریفى از وى داشته است؟ براى این کار باید به روایات و اخبار مراجعه کرد.
+
==شأن و مقام عیسی بن عبدالله==
 
 
دو نفر از بزرگترین عالمان [[شیعه|شیعه]] از «[[یونس بن یعقوب|یونس بن یعقوب]]» که وکیل [[امام کاظم]] علیه‌السلام و از یاران خاص حضرت صادق علیه‌السلام بود، نقل مى کنند که یونس گفت: من در [[مدینه]] بودم که دیدم حضرت صادق علیه‌السلام از سمت روبروى من مى آید. در یکى از کوچه ها با امام برخورد کردم. به من فرمود: «اى یونس! به خانه ما برو، زیرا یکى از مردانى که از ما «[[اهل البیت|اهل بیت]]» است، در خانه منتظر است، به خانه امام آمدم. دیدم مردى در نزدیکى درب منزل امام نشسته است، پرسیدم: تو کیستى؟ پاسخ داد: مردى از اهل [[قم]] هستم. همچنان گرم صحبت با او بودم که حضرت با سرعت هر چه تمام با همان مرکبى که سوار بودند، آمد و داخل خانه شد و از ما دو نفر خواست داخل شویم. آن‌گاه به من رو کرد و فرمود: «اى یونس! فکر مى کنم باور کردن آنچه درباره عیسى بن عبدالله گفتم، بر تو مشکل بود. عرض کردم: بلى، به خدا قسم، جانم فدایت، عیسى مردى از قم است! حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: «اى یونس! عیسى بن عبدالله از ما اهل بیت است چه زنده باشد و چه از دنیا برود».<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴؛ امالى مفید، ص ۱۴۰؛ سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۹۲؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref>
 
 
 
این تعبیرات بسیار رسا، زیبا و صریح است و نشانه نهایت اعتماد امام به این محدث و عالم بزرگوار قمی است. مرحوم [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویى]]، با تمام دقت نظرى که در احوالات روایتگران [[شیعه]] دارد، بعد از ذکر این حدیث مى نویسد: «این روایت براى اثبات بزرگى و منزلت رفیع او کفایت مى کند».<ref> معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref>
 
  
این سخن امام علیه‌السلام مانند سخنى است که [[امام باقر]] علیه‌السلام درباره [[سلمان فارسی|سلمان]] فرمود، آنگاه که فردى نزد امام علیه‌السلام وقتى خواست نام سلمان را بر زبان جارى کند، گفت: سلمان فارسى. حضرت به او فرمود: نگویید سلمان فارسى، بلکه بگویید سلمان محمدى، او مردى از ما اهل البیت است.<ref>رجال کشى، ج ۱، ص ۴۶.</ref>
+
این [[محدث]] بزرگوار، از دانشمندان برجسته [[شیعه|شیعى]] بود و تمام علمای بزرگوارى که در شرح حال راویان اخبار، قلم زده اند، نام عیسى را نیز ذکر کرده اند؛ اما ستایش یا انتقاد خاصى درباره او ملاحظه نشده است و همین اندازه که یک محدث، معروف باشد اما درباره او سخنى به خوبى یا بدى حاکى از ستایش یا مذمت نیامده باشد، به نظر بعضى از بزرگان، نشانه خوبى و صداقت آن شخص است.<ref>خلاصة الاقوال، علامه حلی، ص ۱۲۳.</ref>
  
در روایت دیگر آمده: یونس بن یعقوب مى گوید: «عیسى بن عبدالله قمى نزد امام جعفرصادق علیه‌السلام آمد. امام او را به چند امر مهم سفارش کرد آنگاه با او خداحافظى نمود، عیسى از خانه بیرون رفت، حضرت به خادم فرمود: او را بخوان. عیسى دوباره به خدمت امام آمد و باز امام سفارش‌هایى به او کرد، بار دیگر با امام خداحافظى کرد و رفت این بار هم امام فرمود تا دوباره برگردد، تا این که به او فرمود: «اى عیسى! خداوند متعال به رسولش مى فرماید: «اهل بیت خود را به خواندن [[نماز]] امر کن.<ref> [[سوره طه]]، آیه ۱۳۲.</ref> تو از ما اهل بیت هستى». بار آخر که امام با او خداحافظى کرد، بین دو چشم عیسى را بوسید».<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۵.</ref>
+
[[علامه حلى]] از یکى از دانشمندان علم تراجم نقل مى کند که او مى نویسد: «عیسى بن عبدالله مانند پدرش است و عیسى در نزد [[امام صادق]] علیه‌السلام از احترام و منزلت خاصى برخوردار بود».<ref> همان.</ref>  
  
مرحوم [[شیخ کلینی|کلینى]] نیز روایتى در این باره از ابوزید نقل مى کند که او گفت: نزد حضرت صادق علیه‌السلام بودم، که عیسى بن عبدالله قمى وارد شد. امام به او خوش آمد گفت و در کنار خود جاى داد و فرمود: «اى عیسى! شیعه اى که در شهرى زندگى کند که صد هزار نفر یا بیشتر جمعیت داشته باشد و در آن شهر با [[تقوا]] تر از او پیدا شود، از ما نیست و نزد ما گرامى نخواهد بود».<ref>اصول کافى، ج ۲، ص ۷۸.</ref>
+
[[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] مى نویسد: «عیسى بن عبدالله از امام ابى عبدالله و ابى الحسن روایت مى کند».<ref> رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref> [[شیخ طوسى]] او را در شمار اصحاب امام صادق علیه‌السلام به حساب آورده است.<ref>رجال شیخ طوسی، ص ۲۵۹.</ref> و جمعى دیگر این موضوع را در کتاب‌هاى خود یادآورى کرده اند.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۱؛ امالى مفید، چاپ جامعه مدرسین، ص ۱۴۰؛ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>
  
عیسى گرچه در حوزه [[حدیث]] و روایت شأن والایى داشت، در اعتقاد به مقام رفیع معصومان هم به درجات بالایى رسیده بود، و با همان تعبیر زیباى امام که فرمود: «هُوَ رَجُلٌ مِنّا اَهْل الْبَیت؛ او از ما اهل بیت علیه‌السلام است»، این سخن اثبات مى شود.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴.</ref>
+
از «[[یونس بن یعقوب|یونس بن یعقوب]]» که وکیل [[امام کاظم]] علیه‌السلام و از یاران خاص امام صادق علیه‌السلام بود، نقل شده: من در [[مدینه]] بودم که در یکى از کوچه ها با حضرت صادق علیه‌السلام برخورد کردم. امام به من فرمود: «اى یونس! به خانه ما برو، زیرا یکى از مردانى که از ما «[[اهل البیت|اهل بیت]]» است، در خانه منتظر است. به خانه امام آمدم، دیدم مردى در نزدیکى درب منزل امام نشسته است، پرسیدم: تو کیستى؟ پاسخ داد: مردى از اهل [[قم]] هستم. همچنان گرم صحبت با او بودم که حضرت با سرعت آمد و از ما دو نفر خواست داخل خانه شویم. آن‌گاه به من رو کرد و فرمود: «اى یونس! فکر مى کنم باور کردن آنچه درباره عیسى بن عبدالله گفتم، بر تو مشکل بود. عرض کردم: بلى به خدا قسم، جانم فدایت، عیسى مردى از قم است! حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: «اى یونس! عیسى بن عبدالله از ما اهل بیت است چه زنده باشد و چه از دنیا برود».<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴؛ امالى مفید، ص ۱۴۰؛ سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۹۲؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref>  
  
با تأمل و اندیشه در این روایات که بزرگان مذهب در کتاب‌هاى خود نقل کرده اند، انسان به شخصیت ولایى و شیعى این راوى و محدث کبیر پى  مى برد.
+
این تعبیرات نشانه نهایت اعتماد امام صادق به این محدث و عالم بزرگوار قمی است. مرحوم [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویى]]، بعد از ذکر روایت فوق مى نویسد: «این روایت براى اثبات بزرگى و منزلت رفیع او کفایت مى کند».<ref> معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref>
  
==فرزند و برادر عیسى بن عبدالله==
+
این سخن امام صادق علیه‌السلام مانند سخنى است که [[امام باقر]] علیه‌السلام درباره [[سلمان فارسی|سلمان]] فرمود، آنگاه که فردى نزد امام علیه‌السلام وقتى خواست نام سلمان را بر زبان جارى کند، گفت: سلمان فارسى. حضرت به او فرمود: نگویید سلمان فارسى، بلکه بگویید سلمان محمدى، او مردى از ما اهل البیت است.<ref>رجال کشى، ج ۱، ص ۴۶.</ref>
  
تنها فرزند ایشان که در منابع از او یاد شده است «محمد» نام دارد که پدر بزرگوار [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى قمى]] است. همین فرزند است که گویا از پدر بزرگوارش، عیسى، حدیث نقل مى کند.<ref> فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶.</ref> درباره اش گفته اند: وى بزرگ قمى ها و رئیس طایفه اشعرى بود، نزد پادشاه زمان عظمت خاصى داشت او با حضرت رضا علیه‌السلام ملاقات کرد و از ایشان کسب [[حدیث]] نمود و از اصحاب و یاران [[امام جواد]] علیه‌السلام بشمار آمد.<ref> رجال نجاشى، ص ۶۰.</ref>
+
در روایت دیگری آمده: یونس بن یعقوب مى گوید: «عیسى بن عبدالله قمى نزد امام جعفرصادق علیه‌السلام آمد. امام او را به چند امر مهم سفارش کرد، آنگاه با او خداحافظى نمود. عیسى از خانه بیرون رفت، حضرت به خادم فرمود: او را بخوان. عیسى دوباره به خدمت امام آمد و باز امام سفارش‌هایى به او کرد، بار دیگر با امام خداحافظى کرد و رفت این بار هم امام فرمود تا دوباره برگردد، تا این که به او فرمود: «اى عیسى! خداوند متعال به رسولش مى فرماید: «اهل بیت خود را به خواندن [[نماز]] امر کن.<ref> [[سوره طه]]، آیه ۱۳۲.</ref> تو از ما اهل بیت هستى». بار آخر که امام با او خداحافظى کرد، بین دو چشم عیسى را بوسید».<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۵.</ref>
  
همچنین عیسى بن عبدالله برادرى داشت که از بزرگان شیعه و ارادتمندان خاندان [[عصمت]] بود. اخبارى که در شأن او وارد شده است، بسیار پندآموز است. «[[ابوعمرو کشی|کشى]]» به نقل یکى از راویان مى گوید: «من در صحراى [[عرفات]]، (منى)، بودم که دیدم «[[عمران بن عبدالله اشعری قمی|عمران بن عبدالله قمى]]» به طرف ما آمد خیمه هایى را که همراه داشت، کنار خیمه‌گاه [[امام صادق]] علیه‌السلام نصب کرد. در این هنگام امام صادق علیه‌السلام نزدیک آمد و پرسید: این خیمه ها مال کیست؟ گفتند: خیمه هایى است که عمران بن عبدالله براى شما نصب کرده است. در همان لحظه، عمران به امام عرض کرد: این ها خیمه هایى است که شما دستور دادید، درست کنم. امام پرسید: هزینه اش چه مقدار شد؟ گفت: این‌ها را خودم ساخته ام و دوست دارم، به عنوان هدیه، قبول کنید. و اینجا بود که حضرت دست او را گرفت و فرمود: از خداوند مى خواهم که بر محمد و آل محمد درود و سلام بفرستد و تو و خانواده ات را، در روز قیامت، مورد عنایت و لطف خود قرار دهد».
+
[[شیخ کلینی]] نیز روایتى در این باره از ابوزید نقل مى کند که او گفت: نزد حضرت صادق علیه‌السلام بودم، که عیسى بن عبدالله قمى وارد شد. امام به او خوش آمد گفت و در کنار خود جاى داد و فرمود: «اى عیسى! شیعه اى که در شهرى زندگى کند که صد هزار نفر یا بیشتر جمعیت داشته باشد و در آن شهر با [[تقوا]] تر از او پیدا شود، از ما نیست و نزد ما گرامى نخواهد بود».<ref>اصول کافى، ج ۲، ص ۷۸.</ref>
  
روزى نیز عمران نزد [[امام صادق]] علیه‌السلام آمد. امام از او به گرمى استقبال کرد. «حماد» مى گوید: وقتى عمران بلند شد و رفت، از امام پرسیدم: آن شخص چه کسى بود که این همه با او لطف کردید؟ فرمود: او از خاندان نجیب و بزرگى است.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۳.</ref>
+
عیسى بن عبدالله علاوه بر اینکه در حوزه [[حدیث]] و روایت شأن والایى داشت، در اعتقاد به مقام رفیع معصومان هم به درجات بالایى رسیده بود، و با همان تعبیر زیباى امام که فرمود: «هُوَ رَجُلٌ مِنّا اَهْل الْبَیت؛ او از ما اهل بیت علیه‌السلام است»، این سخن اثبات مى شود.<ref>رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴.</ref>
  
 
==استادان حدیثی==
 
==استادان حدیثی==
  
تعدادى از استادان [[حدیث|حدیث]] عیسى بن عبدالله عبارتند از:
+
تعدادى از استادان و [[مشایخ]] روایی عیسى بن عبدالله عبارتند از:
  
*۱- [[ابان بن عثمان|ابان ابن عثمان]] یکى از روایتگران مشهور [[امامیه]] است و بعضى او را از [[اصحاب اجماع]] شمرده اند.<ref>رجال شیخ طوسى، ص ۲۵۹؛ معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>
+
* [[ابان بن عثمان|ابان ابن عثمان]]؛ یکى از روایتگران مشهور [[امامیه]] است و بعضى او را از [[اصحاب اجماع]] شمرده اند.<ref>رجال شیخ طوسى، ص ۲۵۹؛ معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>
  
*۲- محمد الحسن بن ابى خالد.<ref> رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref>
+
* محمد الحسن بن ابى خالد.<ref> رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref>
  
*۳- [[احمد بن محمد بن خالد برقى]].<ref>جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲ و معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۶.
+
* [[احمد بن محمد بن خالد برقى]].<ref>جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲؛ معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۶.
 
</ref>
 
</ref>
  
*۴- [[حريز بن عبدالله سجستانى]]: از یاران [[امام صادق علیه السلام|حضرت صادق]] و [[امام کاظم]] علیهما‌السلام. وى اهل سیستان و مورد اطمینان عالمان و از قیام‌کنندگان بر علیه [[خوارج]] بود.<ref>جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲.</ref><ref> رجال نجاشى، ص ۱۰۵.</ref>
+
* [[حريز بن عبدالله سجستانى]]؛ از یاران [[امام صادق]] و [[امام کاظم]] علیهما‌السلام. وى اهل سیستان و مورد اطمینان عالمان و از قیام‌کنندگان بر علیه [[خوارج]] بود.<ref>جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲.</ref><ref> رجال نجاشى، ص ۱۰۵.</ref>
  
به حسب تحقیقى که انجام شد، در نزدیک به تمام روایات، این محدث فرزانه بدون واسطه، از خود امام علیه‌السلام نقل مى کند؛ البته ممکن است محققى با تحقیق بیشتر روایات با واسطه اى را بیابد.
+
به حسب تحقیقى که انجام شد، این محدث فرزانه در بیشتر روایات خود، بدون واسطه از امام علیه‌السلام نقل مى کند.
  
 
==آثار و روایات ==
 
==آثار و روایات ==
  
تألیفات قابل توجهى از این مرد فرزانه به یادگار نماند و تنها دو نفر از بزرگان مذهب [[شیعه|شیعه]] گفته اند که؛ «له مسایل» یا «مسایل عن الرضا علیه‌السلام».<ref>فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶؛ رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref> از متن عبارت چنین استفاده مى شود که عیسى بن عبدالله، محضر شریف [[امام رضا علیه السلام|حضرت رضا]] علیه‌السلام را درک کرده و از یاران ایشان نیز به شمار مى رفت.
+
تألیفات قابل توجهى از عیسى بن عبدالله قمی به یادگار نمانده و [[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] و [[شیخ طوسى]] تنها گفته اند که: «له مسائل» یا «مسائل عن الرضا علیه‌السلام».<ref>فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶؛ رجال نجاشى، ص ۲۱۰.</ref> از متن عبارت چنین استفاده مى شود که عیسى بن عبدالله، محضر شریف [[امام رضا علیه السلام|حضرت رضا]] علیه‌السلام را درک کرده و از یاران ایشان نیز به شمار مى رفت.
  
 
برخی از روایات نقل شده از طریق عیسى بن عبدالله در اینجا ذکر می شود:
 
برخی از روایات نقل شده از طریق عیسى بن عبدالله در اینجا ذکر می شود:
  
'''<I>عبادت:</I>'''
+
'''معنای عبادت:'''
 
 
«عبدالرحمن جعفى» مى گوید: در خدمت [[امام صادق]] علیه‌السلام بودم که عیسى بن عبدالله قمى از امام پرسید: [[عبادت]] چیست؟ امام فرمود: عبادت یعنى نیت خالص، همراه با اطاعت و پرستش خداوند از همان راه که خود خداى متعال تعیین فرموده است.<ref> بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸؛ محاسن برقى، ص ۲۶۱.</ref>
 
 
 
'''<I>استجابت دعا:</I>'''
 
  
عیسى مى گوید: از حضرت صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: دعاى سه طایفه مورد پذیرش خداوند قرار مى گیرد: ۱- حاجى که [[حج]] واجب خود را انجام مى دهد و یا کسى که [[عمره]] مستحبى، انجام مى دهد. ۲- رزمنده در راه خدا. ۳- انسانى که مریض است. درباره این سه طایفه رفتار انسانى و اسلامى داشته باشید.<ref>بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۲۵.</ref>
+
«عبدالرحمن جعفى» مى گوید: در خدمت [[امام صادق]] علیه‌السلام بودم که عیسى بن عبدالله قمى از امام پرسید: [[عبادت]] چیست؟ امام فرمود: عبادت یعنى [[نیت]] خالص، همراه با اطاعت و پرستش [[خداوند]] از همان راه که خود خداى متعال تعیین فرموده است.<ref> بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸؛ محاسن برقى، ص ۲۶۱.</ref>
  
'''روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:'''  
+
'''استجابت دعا:'''
  
از حضرت صادق علیه‌السلام نقل مى کند که امام فرمود: [[پیامبر اسلام|رسول الله]] صلی الله علیه و آله در نمازهاى صبح به جاى [[سوره اخلاص]]، سوره «عمّ یتسائلون»، «هل اتاک حدیث الغاشیه» و «لا اقسم بیوم القیامه» را قرائت مى کرد.<ref>وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۸۱، چاپ مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام.</ref>
+
عیسى مى گوید: از حضرت صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: [[دعا|دعاى]] سه طایفه مورد پذیرش خداوند قرار مى گیرد: ۱- حاجى که [[حج]] واجب خود را انجام مى دهد و یا کسى که [[عمره]] مستحبى انجام مى دهد. ۲- رزمنده در راه خدا. ۳- انسانى که مریض است. درباره این سه طایفه رفتار انسانى و اسلامى داشته باشید.<ref>بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۲۵.</ref>
  
==وفات ==
+
'''روش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله:'''
  
به شهادت این که عیسى بن عبدالله قمى حضرت [[امام رضا]] علیه‌السلام را درک کرده است، به نظر مى رسد در اوائل نیمه قرن سوم هجرى از دنیا رفته است، ولى مدفن وى مشخص نیست.
+
او همچنین از حضرت صادق علیه‌السلام نقل مى کند که فرمود: [[پیامبر اسلام|رسول الله]] صلی الله علیه وآله در [[نماز صبح]] به جاى [[سوره اخلاص]]، {{متن قرآن|«عمّ یتسائلون»}} ([[سوره نبأ]])، {{متن قرآن|«هل أتاک حدیث الغاشیه»}} ([[سوره غاشیه]]) و {{متن قرآن|«لا أقسم بِیوم القیامه»}} ([[سوره قیامت]]) را قرائت مى کرد.<ref>وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۸۱، چاپ مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام.</ref>
  
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
سطر ۷۶: سطر ۸۰:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
* ابوالحسن ربانى صالح‌آبادى، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۶.
+
* [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، ابوالحسن ربانى صالح‌آبادى، جلد ۶.
  
[[رده: علمای قرن سوم]]
+
[[رده: علمای قرن سوم]][[رده: علماء شیعه]][[رده: راویان حدیث]][[رده: اصحاب امام صادق علیه السلام]][[رده: اصحاب امام کاظم علیه السلام]][[رده: اصحاب امام رضا علیه السلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۵۴

«عیسى بن عبدالله اشعرى قمى» از علما و راویان موثق شیعه در قرن دوم و سوم هجری و از اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم‌السلام است. او نزد حضرت صادق علیه‌السلام از احترام و منزلت خاصى برخوردار بود. کتابی با عنوان «مسائل عن الرضا علیه‌السلام» برای او ذکر شده است.

نام کامل عیسى بن عبدالله اشعرى قمى
زادگاه قم
وفات قرن سوم قمری

Line.png

اساتید

ابان ابن عثمان، احمد بن محمد بن خالد برقى، حريز بن عبدالله سجستانى،...


آثار

مسائل عن الرضا علیه‌السلام،...

زندگی‌نامه

عیسى بن عبدالله اشعری قمى، با توجه به شواهدى در نیمه اول از قرن دوم هجری در قم چشم به جهان گشود.

عیسى بن عبدالله از یاران امام جعفرصادق علیه‌السلام و امام موسى علیه‌السلام بود و گاهی، براى فراگیرى معارف و احکام دین، از قم به مدینه مسافرت مى کرد و به حضور امام صادق علیه‌السلام مى رسید.

تنها فرزند ایشان که در منابع از او یاد شده، «محمد» نام دارد که پدر بزرگوار احمد بن محمد بن عیسى قمى است. همین فرزند است که گویا از پدر بزرگوارش، عیسى، حدیث نقل مى کند.[۱] درباره محمد بن عیسى گفته اند: وى بزرگ قمى ها و رئیس طایفه اشعرى بود، نزد پادشاه زمان عظمت خاصى داشت؛ او با امام رضا علیه‌السلام ملاقات کرد و از ایشان کسب حدیث نمود و از اصحاب امام جواد علیه‌السلام نیز بشمار می آمد.[۲]

همچنین عیسى بن عبدالله، برادرى داشت به نام «عمران بن عبدالله قمى» که از بزرگان شیعه و ارادتمندان خاندان عصمت بود و اخبارى در شأن او وارد شده است. نقل شده روزى عمران نزد امام صادق علیه‌السلام آمد. امام از او به گرمى استقبال کرد. «حماد» مى گوید: وقتى عمران بلند شد و رفت، از امام پرسیدم: آن شخص چه کسى بود که این همه با او لطف کردید؟ فرمود: او از خاندان نجیب و بزرگى است.[۳]

به دلیل این که عیسى بن عبدالله قمى، امام رضا علیه‌السلام را درک کرده است، به نظر مى رسد که او در اواخر قرن دوم یا اوائل قرن سوم هجرى از دنیا رفته است، ولى مدفن وى مشخص نیست.

شأن و مقام عیسی بن عبدالله

این محدث بزرگوار، از دانشمندان برجسته شیعى بود و تمام علمای بزرگوارى که در شرح حال راویان اخبار، قلم زده اند، نام عیسى را نیز ذکر کرده اند؛ اما ستایش یا انتقاد خاصى درباره او ملاحظه نشده است و همین اندازه که یک محدث، معروف باشد اما درباره او سخنى به خوبى یا بدى حاکى از ستایش یا مذمت نیامده باشد، به نظر بعضى از بزرگان، نشانه خوبى و صداقت آن شخص است.[۴]

علامه حلى از یکى از دانشمندان علم تراجم نقل مى کند که او مى نویسد: «عیسى بن عبدالله مانند پدرش است و عیسى در نزد امام صادق علیه‌السلام از احترام و منزلت خاصى برخوردار بود».[۵]

نجاشى مى نویسد: «عیسى بن عبدالله از امام ابى عبدالله و ابى الحسن روایت مى کند».[۶] شیخ طوسى او را در شمار اصحاب امام صادق علیه‌السلام به حساب آورده است.[۷] و جمعى دیگر این موضوع را در کتاب‌هاى خود یادآورى کرده اند.[۸]

از «یونس بن یعقوب» که وکیل امام کاظم علیه‌السلام و از یاران خاص امام صادق علیه‌السلام بود، نقل شده: من در مدینه بودم که در یکى از کوچه ها با حضرت صادق علیه‌السلام برخورد کردم. امام به من فرمود: «اى یونس! به خانه ما برو، زیرا یکى از مردانى که از ما «اهل بیت» است، در خانه منتظر است. به خانه امام آمدم، دیدم مردى در نزدیکى درب منزل امام نشسته است، پرسیدم: تو کیستى؟ پاسخ داد: مردى از اهل قم هستم. همچنان گرم صحبت با او بودم که حضرت با سرعت آمد و از ما دو نفر خواست داخل خانه شویم. آن‌گاه به من رو کرد و فرمود: «اى یونس! فکر مى کنم باور کردن آنچه درباره عیسى بن عبدالله گفتم، بر تو مشکل بود. عرض کردم: بلى به خدا قسم، جانم فدایت، عیسى مردى از قم است! حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: «اى یونس! عیسى بن عبدالله از ما اهل بیت است چه زنده باشد و چه از دنیا برود».[۹]

این تعبیرات نشانه نهایت اعتماد امام صادق به این محدث و عالم بزرگوار قمی است. مرحوم آیت الله خویى، بعد از ذکر روایت فوق مى نویسد: «این روایت براى اثبات بزرگى و منزلت رفیع او کفایت مى کند».[۱۰]

این سخن امام صادق علیه‌السلام مانند سخنى است که امام باقر علیه‌السلام درباره سلمان فرمود، آنگاه که فردى نزد امام علیه‌السلام وقتى خواست نام سلمان را بر زبان جارى کند، گفت: سلمان فارسى. حضرت به او فرمود: نگویید سلمان فارسى، بلکه بگویید سلمان محمدى، او مردى از ما اهل البیت است.[۱۱]

در روایت دیگری آمده: یونس بن یعقوب مى گوید: «عیسى بن عبدالله قمى نزد امام جعفرصادق علیه‌السلام آمد. امام او را به چند امر مهم سفارش کرد، آنگاه با او خداحافظى نمود. عیسى از خانه بیرون رفت، حضرت به خادم فرمود: او را بخوان. عیسى دوباره به خدمت امام آمد و باز امام سفارش‌هایى به او کرد، بار دیگر با امام خداحافظى کرد و رفت این بار هم امام فرمود تا دوباره برگردد، تا این که به او فرمود: «اى عیسى! خداوند متعال به رسولش مى فرماید: «اهل بیت خود را به خواندن نماز امر کن.[۱۲] تو از ما اهل بیت هستى». بار آخر که امام با او خداحافظى کرد، بین دو چشم عیسى را بوسید».[۱۳]

شیخ کلینی نیز روایتى در این باره از ابوزید نقل مى کند که او گفت: نزد حضرت صادق علیه‌السلام بودم، که عیسى بن عبدالله قمى وارد شد. امام به او خوش آمد گفت و در کنار خود جاى داد و فرمود: «اى عیسى! شیعه اى که در شهرى زندگى کند که صد هزار نفر یا بیشتر جمعیت داشته باشد و در آن شهر با تقوا تر از او پیدا شود، از ما نیست و نزد ما گرامى نخواهد بود».[۱۴]

عیسى بن عبدالله علاوه بر اینکه در حوزه حدیث و روایت شأن والایى داشت، در اعتقاد به مقام رفیع معصومان هم به درجات بالایى رسیده بود، و با همان تعبیر زیباى امام که فرمود: «هُوَ رَجُلٌ مِنّا اَهْل الْبَیت؛ او از ما اهل بیت علیه‌السلام است»، این سخن اثبات مى شود.[۱۵]

استادان حدیثی

تعدادى از استادان و مشایخ روایی عیسى بن عبدالله عبارتند از:

  • محمد الحسن بن ابى خالد.[۱۷]

به حسب تحقیقى که انجام شد، این محدث فرزانه در بیشتر روایات خود، بدون واسطه از امام علیه‌السلام نقل مى کند.

آثار و روایات

تألیفات قابل توجهى از عیسى بن عبدالله قمی به یادگار نمانده و نجاشى و شیخ طوسى تنها گفته اند که: «له مسائل» یا «مسائل عن الرضا علیه‌السلام».[۲۱] از متن عبارت چنین استفاده مى شود که عیسى بن عبدالله، محضر شریف حضرت رضا علیه‌السلام را درک کرده و از یاران ایشان نیز به شمار مى رفت.

برخی از روایات نقل شده از طریق عیسى بن عبدالله در اینجا ذکر می شود:

معنای عبادت:

«عبدالرحمن جعفى» مى گوید: در خدمت امام صادق علیه‌السلام بودم که عیسى بن عبدالله قمى از امام پرسید: عبادت چیست؟ امام فرمود: عبادت یعنى نیت خالص، همراه با اطاعت و پرستش خداوند از همان راه که خود خداى متعال تعیین فرموده است.[۲۲]

استجابت دعا:

عیسى مى گوید: از حضرت صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: دعاى سه طایفه مورد پذیرش خداوند قرار مى گیرد: ۱- حاجى که حج واجب خود را انجام مى دهد و یا کسى که عمره مستحبى انجام مى دهد. ۲- رزمنده در راه خدا. ۳- انسانى که مریض است. درباره این سه طایفه رفتار انسانى و اسلامى داشته باشید.[۲۳]

روش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله:

او همچنین از حضرت صادق علیه‌السلام نقل مى کند که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وآله در نماز صبح به جاى سوره اخلاص، «عمّ یتسائلون» (سوره نبأ«هل أتاک حدیث الغاشیه» (سوره غاشیه) و «لا أقسم بِیوم القیامه» (سوره قیامت) را قرائت مى کرد.[۲۴]

پانویس

  1. فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶.
  2. رجال نجاشى، ص ۶۰.
  3. رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۳.
  4. خلاصة الاقوال، علامه حلی، ص ۱۲۳.
  5. همان.
  6. رجال نجاشى، ص ۲۱۰.
  7. رجال شیخ طوسی، ص ۲۵۹.
  8. رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۱؛ امالى مفید، چاپ جامعه مدرسین، ص ۱۴۰؛ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۶۱.
  9. رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴؛ امالى مفید، ص ۱۴۰؛ سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۹۲؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.
  10. معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص ۱۹۴.
  11. رجال کشى، ج ۱، ص ۴۶.
  12. سوره طه، آیه ۱۳۲.
  13. رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۵.
  14. اصول کافى، ج ۲، ص ۷۸.
  15. رجال کشى، ج ۲، ص ۶۲۴.
  16. رجال شیخ طوسى، ص ۲۵۹؛ معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۵.
  17. رجال نجاشى، ص ۲۱۰.
  18. جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲؛ معجم الرجال، ج ۱۳، ص ۱۹۶.
  19. جامع الروات، ج ۲، ص ۶۵۲.
  20. رجال نجاشى، ص ۱۰۵.
  21. فهرست شیخ طوسى، ص ۱۱۶؛ رجال نجاشى، ص ۲۱۰.
  22. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸؛ محاسن برقى، ص ۲۶۱.
  23. بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۲۵.
  24. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۸۱، چاپ مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه