کاتبان وحی
کاتبان وحی به گروهی از صحابه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفته میشود که آیات قرآن را در زمان نزول، با املای پیامبر (صلی الله علیه و آله) مینوشتند. در منابع کهن، این عنوان بیشتر به ثبت آیات اختصاص داشت و کسانی که نامهها، پیمانها و اسناد مالی را مینوشتند، «کاتبان» یا «منشیان» خوانده میشدند.[۱] شمار کاتبان وحی در منابع یکسان نیست و از چند تن تا بیش از چهل تن گزارش شده است.[۲] امام علی (علیهالسلام)، ابی بن کعب و زید بن ثابت شناختهشدهترین آناناند.[۳] کتابت وحی، در کنار حفظ، از مهمترین عوامل صیانت قرآن از تحریف و انتقال آن به نسلهای بعد شمرده میشود.[۴]
محتویات
مفهوم و جایگاه
واژهٔ «کاتبان وحی» در منابع کهن بهصورت «کُتّاب الوحی» و «کاتب الوحی» به کار رفته است. مقصود، صحابهای است که در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به املای ایشان، آیات نازلشده را بر مواد نوشتاری ثبت میکردند. منابع کهن میان «کتابت وحی» و «کتابت رسائل» تفکیک کردهاند؛ برای نمونه، ابن ابیالحدید مینویسد که کاتبان وحی سه تن بودند و کسانی مانند حنظلة بن ربیع و معاویه، نامهها و اسناد مالی را مینوشتند.[۵]
قرآن، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را «امّی» خوانده است: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ...»؛ «همان کسانی که از فرستادهٔ خدا، پیامبر امّی، پیروی میکنند...» (اعراف: ۱۵۷).[۶] نیز میفرماید: «وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ»؛ «و تو پیش از این هیچ کتابی نمیخواندی و با دست خود چیزی نمینوشتی، وگرنه باطلاندیشان به شک میافتادند.» (عنکبوت: ۴۸)[۷]
برخی مفسران شیعه، از جمله شیخ طوسی و علامه طباطبایی، این آیه را ناظر به «ننوشتن» و «نخواندن» عادی پیامبر دانستهاند، نه ناتوانی ذاتی او؛ زیرا به نظر آنان، امّی بودن به معنای نداشتن عادت به کتابت است و با کمال نبوی منافات ندارد. با این حال، دیدگاه مشهور آن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در طول رسالت خود چیزی نمینوشت و وحی را بر کاتبان املا میکرد.[۸]
ضرورت و پیشینهٔ کتابت
در جامعهٔ عرب صدر اسلام، خواندن و نوشتن اندک بود؛ شمار باسوادان قریش در آغاز اسلام را هفده تن نوشتهاند.[۹] با این حال، قرآن از آغاز بر قلم و نوشتن تأکید کرد: «الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»؛ «همان که با قلم آموخت؛ به انسان آنچه نمیدانست آموخت.» (علق: ۴-۵) و «ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ»؛ «ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» (قلم: ۱)[۱۰]
پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود بر کتابت وحی تأکید داشت. بنابر گزارشها، نخستین کاتب وحی در مکه امام علی (علیهالسلام) بود و تا پایان حیات پیامبر این کار را ادامه داد. در مدینه، نخستین کاتب وحی ابی بن کعب انصاری بود که پیش از اسلام نوشتن میدانست. زید بن ثابت نیز از کاتبان رسمی بود و به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) خط و زبان عبری را آموخت تا نامههای یهود را بخواند و پاسخ دهد.[۱۱]
کاتبان نامدار
امام علی (علیهالسلام)
امام علی (علیهالسلام) در منابع شیعی و بسیاری از منابع کهن، نخستین کاتب وحی در مکه و از برجستهترین کاتبان است. به گزارش سلیم بن قیس، آن حضرت فرمود: «به خدا سوگند آیهای نازل نشد، مگر آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را بر من خواند و تفسیر و تأویلش را به من آموخت.» همچنین فرمود: هرگاه آیهای در غیاب من نازل میشد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را بر من میخواند و تأویلش را تعلیم میداد.[۱۲]
پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی (علیهالسلام) بر پایهٔ گزارشهای شیعی، سوگند یاد کرد که ردای خود را بر دوش نگیرد تا قرآن را گرد آورد و در زمانی کوتاه آن را به ترتیب نزول و با یادداشتهای تفسیری تدوین کرد. مدت این کار را در منابع مختلف، از سه روز تا شش ماه نوشتهاند.[۱۳]
زید بن ثابت
زید بن ثابت انصاری از قبیلهٔ خزرج و تیرهٔ بنینجار بود. او در مدینه همسایهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و نوشتن میدانست. در آغاز، هرگاه ابی بن کعب حاضر نبود، پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را برای کتابت فرا میخواند؛ سپس کتابت او رسمیت یافت و بیش از دیگر اصحاب ملازم کتابت بود.[۱۴]
زید به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) عبری آموخت. بخاری از او نقل کرده است که پیامبر (ص) به او فرمان داد خط یهود را بیاموزد و او در نیم ماه آن را فرا گرفت.[۱۵]
بر پایهٔ گزارش بخاری، زید بعدها مأمور جمع قرآن در زمان ابوبکر شد. در گزارش بخاری، او میگوید: «قرآن را از رقاع، اکتاف، عسب و سینههای مردان جستوجو کردم و گرد آوردم.»[۱۶] او همچنین سرپرستی کمیتهٔ یکسانسازی مصاحف در زمان عثمان را بر عهده داشت.[۱۷]
ابی بن کعب
ابی بن کعب انصاری از قبیلهٔ خزرج و تیرهٔ بنینجار بود و در جاهلیت نوشتن آموخته بود. به گزارش ابن عبدالبر، او نخستین کسی است که در مدینه برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) کتابت کرد و نخستین کسی بود که در پایان نامهها «کتبه فلان» نوشت.[۱۸]
پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرآن را بهطور کامل بر او عرضه کرد و او در شمار کسانی بود که در عرضهٔ اخیر قرآن حضور داشت. او از قاریان و مفسران برجستهٔ صحابه بود.[۱۹]
زید بن ارقم و دیگران
ابن ابیالحدید، از عالمان معتزلی سدهٔ هفتم، نوشته است که محققان و سیرهنویسان، کاتبان وحی را علی (علیهالسلام)، زید بن ثابت و زید بن ارقم دانستهاند و کسانی مانند حنظلة بن ربیع و معاویة بن ابیسفیان، نامهها و اسناد مالی را مینوشتند.[۲۰]
ابن اثیر فهرستی بلندتر آورده و کسانی چون خلفای سهگانه، زبیر بن عوام، خالد بن ولید، عبدالله بن رواحه، مغیرة بن شعبه، عمرو بن عاص، معاویة بن ابیسفیان و شرحبیل بن حسنه را در شمار کاتبانِ گاهبهگاه پیامبر آورده است.[۲۱]
بلاذری نیز از واقدی نقل کرده که در آغاز اسلام، هفده تن از قریش نوشتن میدانستند و در مدینه نیز گروهی از انصار، از جمله ابی بن کعب و زید بن ثابت، باسواد بودند.[۲۲]
این فهرستها نشان میدهد که «کاتبان وحی» یک نهاد ثابت و بسته نبود؛ گروهی بهطور مستمر و گروهی در مواقع نیاز کتابت میکردند. ازاینرو، شمار و نامهای آنان در منابع مختلف متفاوت است.[۲۳]
شیوهٔ کتابت و مواد نوشتاری
شیوهٔ کار چنین بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آیات را بر کاتب املا میکرد و کاتب آنها را بر هرچه در دسترس بود مینوشت. زید بن ثابت در گزارش جمع قرآن، مواد نوشتاری را «رقاع، اکتاف، عسب» و «سینههای مردان» (= حافظان) میشمارد.[۲۴] معرفت این مواد را چنین توضیح میدهد: «عُسُب» شاخههای خرما که در قسمت پهن آن مینوشتند؛ «لِخاف» سنگهای نازک سفید؛ «رِقاع» تکههای پوست، برگ یا کاغذ؛ و «اَدُم» پوست آمادهشده برای نوشتن.[۲۵]
آیات پس از کتابت، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) و در خانهٔ او نگهداری میشد. برخی صحابه از نوشتهها نسخه برمیداشتند و آنها را در محفظههای پارچهای نگه میداشتند. آیات هر سوره به گونهای منظم در همان سوره ثبت میشد و آغاز هر سوره با نزول «بسم الله» و پایان آن با نزول «بسم الله» سورهٔ بعد اعلام میگردید.[۲۶]
کتابت بهتنهایی برای انتقال دقیق قرآن کافی نبود و حفظ و قرائت شفاهی در کنار نوشته، نقش اصلی را داشت. به همین دلیل، منابع، قرآن را هم در «سطور» و هم در «صدور» محفوظ میدانند.[۲۷]
کتابت، حفظ و صیانت قرآن
کتابت وحی را نباید جایگزین حفظ دانست؛ در صدر اسلام، حافظه و قرائت شفاهی نقش اصلی داشت و کتابت آن را تقویت میکرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) هر سال قرآن را با جبرئیل مقابله میکرد و در سال آخر دو بار.[۲۸]
بر پایهٔ گزارشها، هنگام رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) همهٔ قرآن به صورت نوشته وجود داشت؛ هرچند گردآوری آن در یک مصحف واحد، موضوعی است که دیدگاهها دربارهٔ زمان و کیفیت آن متفاوت است.[۲۹]
دربارهٔ گردآوری قرآن در یک مصحف واحد، دیدگاهها متفاوت است: گروهی آن را در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و گروهی پس از رحلت میدانند. در منابع شیعی، تدوین قرآن به دست امام علی (علیهالسلام) نخستین گردآوری کامل پس از رحلت شمرده میشود.[۳۰]
اختلاف دیدگاهها
دربارهٔ شمار و نام کاتبان وحی اختلاف هست. برخی منابع تا بیش از چهل تن را نام بردهاند و برخی تنها سه تن را کاتبان رسمی دانستهاند. نیز در اینکه نخستین کاتب در مکه و مدینه چه کسی بود، دیدگاهها یکسان نیست.[۳۱]
دربارهٔ نوشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بحث شده است. ظاهر آیهٔ ۴۸ سورهٔ عنکبوت، نفی خواندن و نوشتن پیش از نزول قرآن است و برخی مفسران آن را نفی عادت، نه ناتوانی، دانستهاند. در برابر، دیدگاه مشهور مسلمانان آن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در طول رسالت، وحی را بر کاتبان املا میکرد و خود نمینوشت.[۳۲]
«کاتب وحی» عنوانی وظیفهای است، نه نشانهٔ عصمت؛ هرچند در فرهنگ اسلامی، خدمت به وحی جایگاه والایی دارد. در فهرستهای کهن، کسانی دیده میشوند که بعدها در رویدادهای سیاسی نقشهای متفاوت ایفا کردند. ازاینرو، ارزیابی شخصیت آنان را باید به منابع تراجم و داوری تاریخی سپرد.[۳۳]
جستارهای وابسته
- وحی
- نزول قرآن
- جمع قرآن
- تاریخ قرآن
- علوم قرآنی
- امام علی علیه السلام
- ابی بن کعب
- مصحف امام علی (علیهالسلام)
پانویس
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۴-۳۸؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۷؛ زنجانی، تاریخ القرآن، ص۲۰-۲۱.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶-۳۷.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۴-۳۸؛ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۸؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۷.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۷.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۸.
- ↑ طوسی، التبیان، ج۸، ص۱۹۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۴۵؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۵.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۵۷-۴۶۰.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ علق، آیات ۴-۵؛ سورهٔ قلم، آیهٔ ۱.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶-۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۶۸؛ بخاری، صحیح، کتاب الأحکام، ح۷۱۹۵؛ ترمذی، سنن، کتاب العلم، ح۲۷۱۵.
- ↑ سلیم بن قیس، کتاب، ج۲، ص۸۰۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۰، ص۱۸۶؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۹، ص۵۳؛ ابن ندیم، الفهرست، ص۳۰؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۶۱-۶۴.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶-۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۵۳۷.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب الأحکام، ح۷۱۹۵؛ ترمذی، سنن، کتاب العلم، ح۲۷۱۵.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۶۵-۶۷.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۶۸؛ ابن حجر، الاصابة، ج۱، ص۱۸۱؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶؛ معرفت، التمهید، ج۱، ص۳۴۰-۳۴۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۶۸.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۱، ص۵۰.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۵۷-۴۶۰.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۷؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۷-۳۸؛ معرفت، التمهید، ج۱، ص۲۸۸.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۸.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۸؛ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن.
- ↑ بخاری، صحیح، کتاب فضائل القرآن، باب كان جبريل يعارض النبي صلى الله عليه وسلم القرآن؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۶۱-۶۲.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۸، ۶۱-۶۷.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۸، ۶۱-۶۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۹، ص۵۳؛ سلیم بن قیس، کتاب، ج۲، ص۸۰۲.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۶-۳۷؛ زنجانی، تاریخ القرآن، ص۲۰-۲۱؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ طوسی، التبیان، ج۸، ص۱۹۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۴۵؛ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۵.
- ↑ معرفت، آموزش علوم قرآن، ص۳۷؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۱، ص۵۰؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۸.
منابع
- ابن ابیالحدید، عبدالحمید؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ ج۱.
- ابن اثیر، علی؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ ج۱.
- ابن حجر، احمد؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق؛ ج۱.
- ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۲ق؛ ج۱ و ۲.
- ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق؛ ج۲ و ۳.
- ابن ندیم، محمد؛ الفهرست، بیروت: دار المعرفة، بیتا؛ ص۳۰.
- بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، بیروت: دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق؛ کتاب فضائل القرآن و کتاب الأحکام.
- بلاذری، احمد؛ فتوح البلدان، بیروت: دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م؛ ص۴۵۷-۴۶۰.
- ترمذی، محمد؛ سنن الترمذی، تحقیق بشار عواد معروف، بیروت: دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۸م؛ کتاب العلم، ح۲۷۱۵.
- زنجانی، ابوعبدالله؛ تاریخ القرآن، تهران: اعلام اسلامی، ۱۴۰۴ق؛ ص۲۰-۲۱.
- سلیم بن قیس؛ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، تحقیق محمد انصاری زنجانی خوئینی، قم: الهادی، ۱۴۰۵ق؛ ج۲.
- طوسی، محمد؛ التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمد قصیر العاملی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بیتا؛ ج۸.
- طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم: انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق؛ ج۱۶.
- مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ ج۴۰ و ۸۹.
- معرفت، محمدهادی؛ آموزش علوم قرآن، قم: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۱ش؛ ص۳۴-۳۸، ۶۱-۶۷.
- معرفت، محمدهادی؛ التمهید فی علوم القرآن، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق؛ ج۱.




