مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شکر

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از شكر الهى)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«شُکر» به معنای قدردانی از نعمت‌های خداوند با قلب و زبان و عمل است. در آموزه‌های اسلامی، شکر از بزرگترین عبادات به شمار می‌آید و آثار مثبت فراوانی در زندگی مادی و معنوی انسان به همراه دارد از جمله: فزونی نعمت‌ها، بهره‌مندی از هدایت ویژه و نجات از بلایا.

معنای شکر

«شُکر» در لغت به معناى شناختن احسان و نشر آن و ستایش کردن صاحب آن است. [۱] راغب اصفهانی لفظ شکر را مقلوب «کشر» به معنای «کشف» دانسته است. [۲] با توجه به این تعاریف می توان گفت شکر نعمت، آشکار کردن و نمایان کردن آن در زبان و قلب و عمل است و ضدّ آن «کفر»، به معناى فراموش کردن نعمت و پوشاندن آن است.

شکر در اصطلاح به معنای قدردانی از نعمتهای خداوند با قلب و زبان و عمل است. [۳] به بیان دقیقتر، شکر، یک حالت نفسانی در وجود انسان است که آثار این حالت نفسانی به سه صورت در انسان جلوه گر می شود. ظهور آن در قلب به صورت خضوع، خشوع، محبت، خشیت و مانند آن‌ است و در زبان به شکل ثنا، مدح و حمد و در افعال و اعمال ظاهرى به شکل اطاعت و به کارگیرى جوارح در راه رضاى خدا است.[۴]

اهمیت شکرگزاری

خداوند در جای جای قرآن کریم عموم بندگان[۵] و به طور خاص پیامبران الهی[۶] و مقربان درگاهش[۷] را به ادای شکر الهی امر فرموده است. بلکه آن را لازمه ی ایمان و توحید بندگان دانسته و می فرماید: «... وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛[۸] و خدا را سپاس گزاريد، اگر فقط او را می پرستيد».

همچنین خداوند شکرگزاری را از ویژگی های بارز بندگان شایسته خود دانسته و نام آنان را قرین اوصاف دیگر خود چون «شکور» و «شاکر» گردانیده است.[۹]

در حدیثی از امام زین العابدین علیه السلام آمده است: «إنَّ اللهَ یُحبُّ كُلَّ عَبدٍ شَكور؛ خداوند بندگان شكور و سپاسگزار خود را دوست می‌دارد». که نشان دهنده تاثیر شکرگزاری در جلب رضایت و محبت پروردگار است.

در بیان عظمت شکرگزاری همین بس که به بیان قرآن کریم، حق شکر پروردگار را جز اندکی از بندگان نمی توانند به جا آورند: «... وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ».[۱۰] در تبیین این آیه شریفه، امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر نزد خداوند عبادتى بهتر از شكرگزارى در همه حال بود كه بندگان مخلَصش با آن عبادتش كنند، هر آينه آن كلمه را درباره همه خلقش به كار مى برد، اما چون عبادتى بهتر از آن نبود، از ميان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ويژه گردانيد و فرمود: «و اندكى از بندگان من سپاسگزارند».[۱۱]

جلوه‌های شکرگزاری

در آیات قرآن و روایات به مصادیق مختلف شکرگزاری قلبی، زبانی و عملی اشاره شده است، از جمله:

شناخت نعمت

از جلوه های شکرگزاری آن است که بنده به نعمت را بشناسد و آن از سوی پروردگار بداند. امام صادق علیه اسلام می فرمایند: « مَن أنعَمَ اللّهُ علَيهِ بنِعمَةٍ فَعَرَفَها بقَلبِهِ، فقد أدّى شُكرَها؛[۱۲] كسى كه خداوند نعمتى به وى ارزانى دارد و در دل آن را [به عنوان نعمت خدادادى ]بشناسد، شكر آن نعمت را گزارده است». همچنین می فرمایند: «ما مِن عَبدٍ أنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ نِعمَةً فَعَرَفَ أنَّها مِن عِندِ اللّه إلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ؛[۱۳] هيچ بنده اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن را از جانب خدا بداند، مگر آن كه پيش از سپاسگويى او، خداوند بيامرزدش».

اطاعت از خداوند و دوری از گناه

از جلوه های شکر عملی نسبت به نعمتهای خداوند آن است که آن را در مسیر اطاعت از خداوند به کار گیرد. از این رو اجتناب از معاصی و دل سپردن به اطاعت از خداوند، مصداقی از شکرگزاری دانسته شده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: «شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّه؛‏[۱۴] شكر هر نعمتی در این است كه انسان آنچه خدا بر او حرام كرده از آن دوری نماید».

حمد و ثنای خداوند

حمد و ثنای خداوند به قلب و زبان، نشان دهنده شناخت و تواضع انسان نسبت به مُنعم حقیقی است و جلوۀ دیگری از شکرگزاری به درگاه خداست. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ما اَنعَمَ اللهُ علی عَبدٍ بِنعمَةٍ صَغُرَتْ اَو كَبُرَتْ فَقالَ «الحمدُّلله» اِلاّ اَدّی شُكرَها؛[۱۵] هرگاه خدا نعمتی به بنده‌اش عطا كند -خُرد باشد یا كلان- و به پاس آن بگوید «الحمدُلله»، شكر آن نعمت را به جا آورده است». بلکه این حمد و ثناگویی خود عبادتی بزرگ است که توفیق یافتن بر آن خود نعمتی بزرگ از سوی خداوند است و ثمراتش در زندگی انسان برتر از آن نعمت است.[۱۶]

امام رضا علیه السلام می فرمایند: «مَن حَمِداللهَ عَلی النِّعمةِ فَقد شَكَرهُ وَ كانَ الحمدُ اَفضَل مِن تِلكَ النِعمةِ؛[۱۷] كسی كه بر نعمتی حمد خدا را كند و الحمدلله بگوید او را شكرگزاری كرده است و این حمد او از آن نعمتی كه به او داده أفضل و بالاتر است».

و امام هادی علیه السلام می فرمایند: «الشاكِرُ أسعَدُ بالشُّكرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ التي أوجَبَتِ الشُّكرَ؛ لأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُّكرَ نِعَمٌ و عُقبى؛[۱۸] سعادتی که شكرگزارى براى شاكر به همراه دارد، بيشتر از خوشبختى او به نعمتى است كه موجب شكر شده است، زيرا نعمت متاعى [فانى] است اما شكر، نعمت و عاقبت است».

بازگو کردن نعمت

یکی دیگر از مصادیق شکرگزاری، بازگو کردن نعمت ها است. خداوند در قرآن کریم چنین امر می فرماید: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث‏؛[۱۹] و نعمت هاى پروردگارت را بازگو كن». همچنین‏ امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: «اَلتَّحدُّثُ بِالنِّعَمِ شُكرٌ؛[۲۰] نعمت‌های خدا را بازگو كردن، خود شكر و سپاسگزاری است».

از همین گونه شکرگزاری است اینکه انسان چشم به داشته های خود بدوزد و ببیند که غرق در نعمتهای الهی است و خود را با وجود آن همه نعمت توانگر ببیند، نه اینکه تمام توجه او به کاستی ها باشد و اظهار فقر کند. امام علی علیه السلام می فرمایند: «إظهار الغِنى مِن الشّكر؛[۲۱] بیان توانگری نوعی شکر است».

شاکرانه زیستن

رفتارهای انسان حکایت از نگاه او به زندگی، افکار و دلبستگی های او دارد. تشکر زبانی از خداوند اگرچه در جای خود اهمیت فراوان دارد؛ اما زمانی حقیقت و خلوص آن آشکار می شود که در اعمال و رفتار انسان بروز یابد. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «شُكْرُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِهِ و شُكْرُ الْمُنَافِقِ لَا يَتَجَاوَزُ لِسَانَهُ؛[۲۲] سپاسگزارى مؤمن در كردارش آشكار مى ‏شود، [امّا] سپاسگزارى منافق از زبانش فراتر نمى ‏رود».

از جمله این رفتارهای شاکرانه این است که انسان به رزق و روزی اندک خود از سوی خداوند راضی باشد و آن را فراوان بداند و طاعات فراوان خود را اندک شمارد. در حدیثی آمده است: «تَخَلَّصْ اِلی عظیمِ الشُّكرِ بِإستِكثارِ قَلیلِ الرِّزقِ و اسْتقلالِ كَبْرِ الطّاعةِ؛[۲۳] شكر بسیار و خالصانه در آن است كه روزی كم را زیاد بدانی و اطاعت بسیار را كم شماری».

دیگر اینکه از توان خود در یاری رساندن به بندگان خدا استفاده نماید؛ امام رضا علیه السلام می فرمایند: «اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَا تَشْكُرُونَ اللَّهَ تَعَالَى بِشَيْ‏ءٍ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ وَ بَعْدَ الِاعْتِرَافِ بِحُقُوقِ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ مُعَاوَنَتِكُمْ لِإِخْوَانِكُمُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى دُنْيَاهُمُ؛[۲۴] بدانيد كه بعد از ايمان به خدا و بعد از اعتراف به حقوق اولياء اللّه از آل پيامبر خدا، هيچ شكرى نزد خدا خوشايندتر از اين نيست كه برادران مؤمن خود را در امور دنيايشان يارى رسانيد».

یا اینکه اگر از عالمان باشد، شکر این توفیق را با عمل له آن علم و نشر آن به جا آورد. چنانکه از امام علی علیه السلام نقل شده است: «شُكرُ العالِمِ على عِلمِهِ، عَمَلُهُ بهِ و بَذلُهُ لِمُستَحِقِّهِ؛[۲۵] شكرگزارىِ عالِم بر علمش عبارت است از: عمل كردنش به آن علم و گذاشتن آن در اختيار اهلش».

آثار شکرگزاری

شکرگزاری آثار فراوان مادی و معنوی در پی دارد که در آیات و روایات به آن اشاره شده است از جمله:

ادراک آیات الهى

گرچه قرآن براى همه مايۀ هدايت است، امّا تنها شاكران بهره مى گيرند؛[۲۶] زیرا آیات هدایت بخش الهی زمانی برای انسان مفید است که قدرشناس آن باشد و در بهره مندی و عمل به آن کوشا باشد. از این رو قرآن کریم می فرماید: «كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُون؛[۲۷] اين گونه نشانه‏ ها را براى گروهى كه سپاس گزارند [به صورت‏هاى گوناگون‏] بيان مى‏ كنيم‏‏».

افزایش نعمت و پاداش اخروی

از آثار شکرگزاری، فزونى نعمت است؛ قرآن کریم می فرماید: «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ...[۲۸]؛ و پروردگارتان اعلام كرد كه اگر مرا سپاس گوييد، بر نعمت شما مى‏ افزايم‏». روایات در این باره فراوان است؛ از جمله امام علی علیه اسلام می فرمایند: «شكرُ الإله يدرّ النّعَم؛[۲۹] شكر خداوند نعمت ها را سرازير كند». و نیز درباره دوام نعمت با شکر می فرمایند: «النّعمُ تدومُ بالشّكر؛[۳۰] نعمت ها با شكر پايدار شوند».

نجات از فتنه و بلا

شکرگزاری در برابر نعمتهای الهی موجب جلب رضای پروردگار و دورشدن بلایا و نجات انسان از گرفتاری هاست. قرآن کریم نجات آل لوط از عذاب الهی را پاداش شکرگزاری آنان دانسته است: «إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ ۖ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ * نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنَا كَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ؛[۳۱] ما بر آنها بادى ريگ‏بار فرستاديم، مگر بر خاندان لوط كه آنها را سحرگاه رهانيديم. نعمتى بود از جانب ما و آنان را كه سپاس گويند چنين پاداش دهيم‏».

امام علی علیه السلام می فرمایند: «الشُّكرُ عِصمَةٌ مِن الفِتنَةِ؛[۳۲] شکرگزارى، مايه مصون ماندن از فتنه است». در روایاتی دیگر، شکرگزاری مایه مصون ماندن انسان از فقر دانسته شده است: «اَلشُّكرُ زیادةٌ فی‌النِّعمِ و اَمانٌ مِنَ الفَقرِ».[۳۳]

برگزیده شدن و هدایت ویژه

قرآن در وصف حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: «شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏؛[۳۴] این آیه دلالت بر این حقیقت دارد که چون ابراهیم علیه‌السلام شاکر نعمت‌هاى پروردگار بود، خدا او را برگزید و به راه راست هدایت کرد».

شکرگزارى مردم از یکدیگر

در آموزه های دین اسلام در کنار شکر از نعمتهای خداوند، به تشکر و قدردانی از دیگر انسانها نیز سفارش شده است؛ تا آنجا که در روایات آمده است که هر کس مخلوق نعمت دهنده را شکر نکند، خداى عزوجل را شکرگزارى نکرده است. امام رضا علیه السلام می فرمایند: «مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقينَ لَم يَشكُرِ اللّهَ عَزَّ و جلَّ؛[۳۵] هركه در قبال خوبى مردم تشكر نكند، از خداوند عزّ و جلّ هم تشكّر نكرده است».

از جمله والدین، که تشکر از آنان بسیار مورد سفارش قرار گرفته است؛ قرآن کریم می فرماید: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى‏ وَهْنٍ وَ فِصالُهُ في‏ عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لي‏ وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصير؛[۳۶] و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏ يابد؛ (آرى به او توصيه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت (همه شما) به سوى من است». ‏

فلسفه شكرگزارى‏

ممكن است انسان‏ها در برابر نعمت‏هايى كه به ديگرى مى‏ بخشند، انتظار شكرگزارى داشته باشند و يا حتّى در بعضى از شرايط به آن نيازمند باشند، خواه نياز روحى باشد و يا نياز به خاطر موقعيت‏هاى اجتماعى. ولى بى ‏شک، خداوندى كه از همگان بى‏ نياز است و اگر تمام جهانيان کفران نعمت كنند، يا كافر شوند، گردى بر دامان كبريائيش نمى ‏نشيند و نيازى به شكرگزارى بندگان ندارد، بنابراين اينکه تأكيد در مسئله شكرگزارى كرده است- همانند ساير عبادات-، نتيجه ‏اش به خود انسان‏ها بازگشت مى‏ كند و اگر كمى دقّت كنيم فلسفه آن روشن مى‏ شود.

كسى كه از نعمت‏هاى پروردگار قدردانى مى‏ كند، خواه در دل باشد يا با زبان يا عمل، نشان مى ‏دهد كه لايق نعمت است، خداوند حكيم نيز كارش همه جا از روى حكمت است؛ نه بدون دليل نعمتى را از كسى مى‏ گيرد، نه بى ‏دليل نعمتى را به كسى مى‏ بخشد، بنابراين هنگامى كه انسان در برابر نعمت‏هاى او شكرگزارى مى ‏كند، به زبان حال مى ‏گويد من لايق شكر بيشترم و حكمت پروردگار ايجاب مى‏ كند نه تنها آن نعمت را بر او پايدار كند، بلكه افزون نمايد. ولى فرد ناسپاس با زبان حال، بى ‏لياقتى خود را عرضه مى ‏دارد و حكمت پروردگار ايجاب مى ‏كند كه نعمت را از او بگيرد.[۳۷]

شكرگزارى از خالق، راهى به‏ سوى معرفت او مى‏ گشايد و پيوند انسان را با آفريدگار محكم‏تر مى‏ كند. شكرگزارى علاوه بر اين كه معرفت بخشنده نعمت‏ها را به دنبال دارد، معرفت نعمت را نيز همراه خواهد داشت، چرا كه هر قدر نعمت از نظر كيفيّت و كميّت بالاتر و بيشتر باشد، شكرى افزونتر مى‏ طلبد و براى اداى حق شكر مُنعم، معرفت نعمت ضرورى است، و همين معرفت نعمت روز به روز پيوند بندگان را با خدا محكم‏تر مى‏ سازد و آتش عشقش را در دل‏ها شعله ‏ورتر مى ‏كند، و اى‏ بسا اين مواهب مادّى آن‏چنان مواهب معنوى به دنبال داشته باشد كه از آن به مراتب برتر و والاتر باشد.[۳۸]

اضافه بر اين، هنگامى كه روح شكرگزارى در انسان پرورش يابد، از شكر خالق به شكر مخلوق مى‏ رسد، و تشكر و سپاسگزارى در برابر خدمات و زحمات مخلوق، انگيزه مؤثّرى مى ‏شود براى حركت بيشتر در جامعه انسانى و شكوفا شدن استعدادهاى خلّاق و ظرفيت‏هاى وجودى اشخاص، و در نتيجه جامعه به پيش حركت مى‏ كند.

پانویس

  1. كتاب العين، فراهیدی، ج‏۵، ص۲۹۳.
  2. نك: مفردات، ص۴۶۱.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۷۹
  4. ر.ک: چهل حديث، ص۳۴۳.
  5. سوره بقره، آیه ۱۵۲
  6. سوره زمر، آیه ۶۶
  7. سوره لقمان، آیه ۱۲
  8. سوره بقره، آیه ۱۷۲.
  9. سوره نحل، آیه ۱۲۱؛ سوره سبأ، آیه ۱۳؛ سوره اسراء، آیه ۳.
  10. سوره سبأ، آیه ۱۳.
  11. مصباح الشریعه، ص۲۴
  12. الكافی، ج ‏۲، ص ۹۷.
  13. همان، ص ۴۲۸.
  14. بحارالأنوار، ج ‏۶۷، ص ۳۰۸.
  15. الكافی، ج‏ ۲، ص ۹۷.
  16. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج ‏۸، ص ۱۵۷.
  17. الكافی، ج ‏۲، ص ۹۷.
  18. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص ۴۸۴.
  19. سوره ضحی، آیه ۱۱.
  20. وسائل الشيعة، ج‏ ۷، ص ۴۱.
  21. غرر الحكم و درر الكلم، ص ۶۲.
  22. همان، ص ۴۰۷.
  23. تحف العقول، النص، ص ۲۸۷.
  24. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ‏۲، ص ۱۷۰.
  25. غرر الحكم و درر الكلم، ص ۴۰۸.
  26. تفسير نور، ج‏۳، ص: ۸۷
  27. سوره اعراف، آیه ۵۸.
  28. سوره ابراهیم، آیه ۷.
  29. غرر الحكم و درر الكلم، ص ۴۰۷.
  30. همان، ص ۵۹.
  31. سوره قمر، آیات ۳۵-۳۴.
  32. تحف العقول، النص، ص ۲۱۵.
  33. همان، ص ۳۶۰.
  34. سوره نحل، آیه ۱۲۱.
  35. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ‏۲، ص ۲۵.
  36. سوره لقمان، آیه ۱۴.
  37. اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۸۴.
  38. همان، ص ۸۵.

منابع

  • عيون أخبار الرضا عليه‌السلام، محمد ابن بابويه، نشر جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
  • مصباح الشريعة، منسوب به جعفر بن محمد عليه‌السلام، اعلمى، بيروت، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.
  • الكافی، محمد بن يعقوب كلينى، دارالكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
  • تحف العقول، ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • غررالحكم و دررالكلم، عبدالواحد تميمى آمدى، دارالكتاب الإسلامي، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • تفصيل وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، مؤسسة آل البيت عليهم‌السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • بحارالأنوار، محمدباقر مجلسى، دار إحياء التراث العربی، بيروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • اخلاق در قرآن، ناصر مکارم شیرازی، مدرسة الإمام علی بن أبی‌طالب علیه‌السلام، قم، ایران، ۱۳۸۵ش.
قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه