اوامر (اصول فقه)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

معنای امر

«اوامر» جمع «امر» است و منظور از «ماده امر»، خود واژه «امر» است که دو معنای اصلی دارد؛ یکی به معنای دستور و طلب که جمع آن «اوامر» است، و دیگری به معنای کار و شأن، که جمع آن «امور» است. تنها قسم اول این معنا است که مورد بحث و توجه در علم اصول است. در قرآن و روایات و مواد قانونی هم، این حروف به کار رفته اند، مانند: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ» (سوره توبه، ۷۱). همچنین در ماده ۳۳۶ قانون مدنی آمده: هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد، عامل، مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این که معلوم شود که قصد تبرّع داشته است‌.

در اصول، علاوه بر «ماده امر»، «صیغه امر» یا «هیأت امر» نیز مطرح می شود و منظور از «صیغه امر»، همان مواردی است که در علم صرف مورد گفت‌وگو قرار می‌گیرد؛ یعنی فعل یا شبه فعلی است که با آن انجام چیزی طلب می شود. مانند صیغه اول غایب در ثلاثی مجرد که بر وزن «لیفعل» آمده و صیغه اول مخاطب که بر وزن «افعل» می‌آید. در علم اصول بیان می‌شود که صیغه فعل امر برای چه منظوری وضع شده و افاده چه معنایی می‌کند. مثلا آیه: «یا یَحیی خُذ الکتابَ بِقوّة»؛ (سوره مریم، ۱۲)؛ در اینجا خداوند از حضرت یحیی انجام چیزی را طلب می کند. یا تعابیر «اقیموا الصلوة» و «اوفوا بالعقود».

دلالت امر بر وجوب

سوالی که مطرح است اینکه آیا صیغه امر بر وجوب دلالت دارد؟

در این مورد نظرات متعدی است:

عده ای معتقدند که صیغه امر، برای دلالت بر وجوب وضع شده است.

عده ای معتقدند که صیغه امر برای دلالت بر وجوب و استحباب وضع شده است.

عده ای معتقدند که خود لفظ امر، مشترک لفظی است بین وجوب و استحباب.

علامه محمدرضا مظفر در این مسئله می گوید: دلالت امر بر این موارد (مانند وجوب و ...)، به حکم عقل است و نه وضع و قرارداد، و این عقل است که می گوید وقتی آمر به مأمور چیزی را امر کرد، انجامش بر مأمور واجب است (پس دلالت امر بر وجوب است، آن هم به حکم عقل و نه دلالت وضعی).

قبل از توضیح این بحث به این مطلب دقت کنید: اگر آمر، مأمور را از کاری منع کند و سپس او را به همان کار امر نماید (امر بعد از منع)، آیا در اینجا این امر به معنای وجوب است یا استحباب یا به معنای رخصت دادن است و یا ...؟

جواب:

الف: اگر امری که بعد از نهی می آید دلالت بر وجوب داشته باشد، انجام امر واجب است و ترک آن موجب مجازات است.

ب: اگر امری که بعد از نهی می آید دلالت بر استحباب داشته باشد، انجام امر مستحب است و ثواب دارد، ولی ترک آن موجب مجازات نمی شود.

ج: اگر امری که بعد از نهی می آید دلالت بر ترخیص داشته باشد، این امر نه بر وجوب دلالت دارد و نه بر استحباب، بلکه برای برداشتن منع قبلی (دادن رخصت و اجازه) است.

به نظر اکثر اصولیون، امر بعد از نهی به معنای ترخیص و اجازه دادن است. به عبارتی دیگر، این امر آمده تا منع قبلی را بردارد، فلذا نه بر وجوب دلالت دارد و نه بر استحباب، بلکه به معنای ترخیص است (مثلا هرگاه پزشک به بیماری گفته باشد آب نخور و از مایعات استفاده نکن و همان پزشک بعد از یک هفته بگوید آب بخور، در اینجا امر بعد از منع، برای رخصت است و آمده منع قبلی را بردارد).خداوند در سوره مائده صید در حال احرام و انجام مراسم حج را برای حجاج حرام نموده است (یعنی خداوند حجاج را از صید کردن در حال احرام منع کرده)، سپس خداوند به حجاج می فرماید: هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صیدکردن برای شما مانعی ندارد. پس امر به شکار پس از احرام، دلالت بر برداشتن منع قبلی دارد (یعنی آنجا که خداوند حجاج را از صید کردن در حال احرام منع کرده بود).

منابع

فقه/اصول فقه
اصول فقه مبحث الفاظ: مشتق، اوامر، نواهی، مفاهیم، عام و خاص ، مطلق و مقید ، مجمل و مبین منابع اصول فقه
ملازمات عقلیه: مستقلات عقلیه و غیر مستقلات عقلیه
مباحث حجت: کتاب، سنت، اجماع، حجیت ظواهر، شهرت، سیره ، قیاس، تعادل و تراجیح
مباحث اصول عملیه :اصل برائت، اصل احتیاط، اصل تخییر، اصل استصحاب
پیوندهای مرتبط: رده:اصول فقه | رده:اصولیون | رده:منابع اصول فقه | رده:اصطلاحات اصول فقه قواعد فقهی | احکام