آیه 110 سوره نحل
| <<109 | آیه 110 سوره نحل | 111>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آنگاه محققا خدا بر مؤمنانی که از شهر و دیار خود چون به شر و فتنه کفار مبتلا شدند ناگزیر هجرت کردند و در راه دین جهاد و صبر بسیار نمودند، آری خدا از این پس بر آنها بسیار آمرزنده و مهربان خواهد بود.
آن گاه یقیناً پروردگارت نسبت به کسانی که پس از آزار دیدنِ [از مشرکان، سرزمین شرک را رها کرده] هجرت نمودند، سپس جهاد کردند، و [برای حفظ دینشان] شکیبایی ورزیدند، آری، پروردگارت [نسبت به آنان] پس از این [همه بلا] بسیار آمرزنده و مهربان است.
با اين حال، پروردگار تو نسبت به كسانى كه پس از [آن همه] زجر كشيدن، هجرت كرده و سپس جهاد نمودند و صبر پيشه ساختند، پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصايب] قطعاً آمرزنده و مهربان است.
سپس پروردگار تو براى كسانى كه پس از آن رنجها كه ديدند، مهاجرت كردند و به جهاد رفتند و پاى فشردند، آمرزنده و مهربان است.
امّا پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از فریبخوردن، (به ایمان بازگشتند و) هجرت کردند؛ سپس جهاد کردند و در راه خدا استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام این کارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود میسازد).
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
فتنوا: فتن: امتحان . آن در اصل ، گذاشتن طلا در آتش است براى امتحان . مراد از «فتنوا» در آيه ، معذب شدن و گرفتار شدن است.[۱]
نزول
«شیخ طوسى» گوید: این آیه درباره عمار و بلال و صهیب که از مستضعفین و شکنجهدیدگان بودند، نازل گردیده و کفار شایع نموده بودند که اینان از دین برگشته اند، ولى آنان تقیه انجام داده بودند و عمار پس از این حالت به مهاجرت پرداخته بود[۲].[۳]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ «110»
پس قطعاً پروردگار تو براى كسانى كه پس سختىها (يى كه از كفّار ديدند براى حفظ آيين يا توبه) هجرت كرده وبه جهاد برخاسته وپايدارى نمودند، همانا پروردگارت از آن پس قطعاً آمرزنده مهربان است.
جلد 4 - صفحه 588
نکته ها
با نگاه به آيات گذشته مىفهميم كه مسلمانان به چند گروه تقسيم مىشدند:
1. گروهى كه زير شكنجه كفّار جان دادند و كلمهاى كفرآميز به زبان نياوردند. مثل پدر و مادر عمّار ياسر.
2. گروهى كه ايمان قلبى داشتند، ولى براى نجات جان خود تقيّه كردند. مثل عمار.
3. گروهى كه بعد از ايمان، كافر و به اصطلاح مرتّد شدند.
4. گروهى كه بعد از گرفتار فتنه و انحراف شدن، با هجرت و جهاد و صبر به ايمان برگشته و توبه كردند و دين خود را حفظ كردند.
مرتد دو گونه است:
1. مرتد فطرى كسى است كه از پدر و مادر مسلمان تولد يافته و بعد از قبول اسلام به كفر برگشته است، كيفر او (بخاطر ضربهاى كه از طريق ارتدادش به جامعه اسلامى و تزلزل عقايد مردم وارد مىشود) قتل و اموالش مصادره و توبهاش پذيرفته نيست.
2. مرتد ملّى، به كسى گويند كه پدر و مادرش به هنگام انعقاد نطفهاش مسلمان نبودهاند، ولى او مسلمان شده و بعد كافر گشته است، توبه اينگونه مرتد پذيرفته مىشود.
پیام ها
1- هجرتى ارزش دارد كه همراه با جهاد و صبر و مقاومت باشد وگرنه نوعى فرار است. «هاجَرُوا- جاهَدُوا- صَبَرُوا»
2- شرط دريافت مغفرت ورحمت الهى، جهاد ومقاومت است. هاجَرُوا ... جاهَدُوا ... صَبَرُوا ... مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
3- اسلام بنبست ندارد و هرگونه انحراف و فتنه را مىتوان جبران كرد. (مرتد نيز مىتواند ايمان آورده و توبه كند) «إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»
تفسير نور(10جلدى)، ج4، ص: 589
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ ابن سعد در کتاب طبقات از عمر بن الحکم روایت کند که عمار یاسر و صهیب و ابوفکیهة و بلال و عامر بن فهیرة و عده دیگر از مسلمین عذاب و شکنجه از دست کفار مى دیدند و نمى دانستند چه مى گویند تا این که این آیه درباره آنها نازل شد.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص490.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




