مصطفی ملکی تهرانی
نام کامل | مصطفی ملکی تهرانی |
زادروز | ۱۳۱۰ شمسی |
زادگاه | تهران |
وفات | ۱۳۶۱ شمسی |
مدفن | قم |
اساتید |
آیت الله بروجردی، امام خمینی، شیخ علی اکبر نهاوندی، محمد فاضل لنكرانی، سید محمدرضا گلپایگانی،... |
| |
آثار |
نغمههای شورانگیز، نهضت حیاتبخش حسین علیهالسلام،... |
«حجةالاسلام مصطفی ملكی تهرانی» (۱۳۶۱-۱۳۱۰ ش)، عالم ربانی و روحانی مجاهد شیعه معاصر و از شاگردان امام خمینی بود. وی یکی از چهرههای فعال سیاسی انقلاب اسلامی ایران بشمار میآمد و در طول حیات خویش همواره در مبارزات سیاسی، در مقاطع گوناگون نقش داشت.
محتویات
ولادت کودکی
مصطفی ملكی فرزند میرزا ابوالقاسم، در سال ۱۳۱۰ ش. در تجریش تهران پای به عرصه وجود گذاشت.
دوستان و آشنایان وی بر این عقیده بودند که طرز برخورد و صفات نیک او متفاوت با هم سن و سالانش بوده است. رفتار، گفتار و حرکات مصطفی در همان دوران نوجوانی منحصر به فرد بود؛ به طوری که بزرگترها به وی احترام می گذاشتند. او به خوبی آداب خرید و فروش را فراگرفته بود و در غیاب پدر به خوبی از عهده اداره مغازه برمیآمد. عشق به علم آموزی باعث شد که مصطفی در ایام فراغت، در مغازه، مجلات کهنه و یا کتابهای پدر را بخواند و به علت هوش سرشارش مطالب برجسته آن را به ذهن بسپارد.
تحصیلات و استادان
حجة الاسلام ملکی بعد از آن که تحصیل در مدارس فرهنگ را تا مقطع سوم دبیرستان به صورت متفرقه و با موفقیت، پشت سرگذاشت، شوق وافری به فراگیری علوم اسلامی پیدا کرد، بنابراین تصمیم گرفت که به تحصیل علوم دینی بپردازد. این تصمیم او همزمان شد با ورود فقیه و عالم ربانی آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی (متوفای ۱۳۶۹ ق) به تهران. ملکی از این فرصت استفاده کرد و همراه دوستانش رهسپار محضر این عالم نورانی گردیدند و مشتاقانه در محضر درسی و اخلاقی وی تلمذ کردند. شاید دومین چهره تأثیرگذار در وجود آقای ملکی را بتوان مرحوم آیت الله نهاوندی دانست.
ملکی تهرانی تحت تأثیر جاذبه شدید شخصیت و تقوا و زهد مرحوم نهاوندی بود و هماره از او به عنوان یکی از بزرگترین عالمان شیعه یاد می نمود. مرحوم نهاوندی هم، چون آقای ملکی را جوانی روشن، آگاه و علاقمند به فراگیری علوم و معارف مشاهده می کرد، همواره وی را به فراگیری علم و در کنار آن تحلیل و بررسی اوضاع و مسائل زمان تشویق می نمود. همین تشویق های مکرر استاد، باعث گردید که حجة الاسلام ملکی بدون ترس و واهمه به دفاع از آیت الله کاشانی به مبارزه برخیزد. مرحوم ملکی در این ایام از فعالان سیاسی بشمار می رفت.[۱]
رژیم پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد، دستگیری آزادی خواهان و رهبران را سرلوحه کار خود قرار داد. حکومت کودتا در شمیران برای دستگیری مرحوم ملکی و دیگر دوستانش اقدام نمود و چندبار به خانه پدری او هجوم برد، اما نتوانستند او را دستگیر نمایند. ایشان که وضع را این چنین دید برای فرار از دست مأموران، به قم هجرت نمود و موقعیت مناسبی برای ادامه تحصیل در علوم اسلامی پیدا کرد.
استادان حجة الاسلام ملکی عبارتند از:
- آیت الله بروجردی (متوفای ۱۳۴۰ ش)، که ملکی به مدت چهار سال در درس فقه ایشان حاضر شدند.
- علامه سید محمدحسین طباطبایی که استاد تفسیر حجة الاسلام ملکی بودهاند.
- امام خمینی، استاد اصول حجة الاسلام ملکی به مدت ۸ سال.
- سید محمدرضا گلپایگانی بعد از تبعید حضرت امام به مدت دو سال استاد آقای ملکی بودهاند.
- آیت الله فاضل لنکرانی، استاد بخشی از «رسائل». ملکی مفتخر به دامادی آیت الله فاضل گردید.
- میرزا محمد مجاهدی تبریزی، استاد کفایة الاصول.
- شهید دکتر مفتح، آقای ملکی «منظومه» را نزد ایشان آموخت.
- امام موسی صدر، که ملکی «قوانین» میرزای قمی را نزد وی فراگرفته است.
- میرزا جواد تبریزی، استاد «لمعه».
- میرزا مصطفی صادقی، استاد «مکاسب».
- میرزا علی مشکینی، استاد «مکاسب» (بیع).
- حاج آقا حسین فاطمی که حجة الاسلام ملکی هر هفته شب های پنج شنبه و جمعه در درس اخلاق ایشان شرکت می کردند.[۲]
آثار علمی و ادبی
از مصطفی ملکی، نوشتهها و اشعاری بر جای مانده است که مربوط به دورههای مختلف زندگی او است. نوشتههای او به پنج دسته تقسیم میشوند:
- یادداشتهای روزانه؛ نوشتهها و یادداشتهای روزمره ایشان، از نظر تاریخی، در مقایسه با سایر نوشتهها، قدیمیترند و متعلق به دورهای هستند که او تحصیل در مدرسه را رها کرده، به کار در دکان قنادی پرداخت.
- نامهها؛ در طول دوران زندگی خود، نامههایی به بعضی شخصیتهای مذهبی و سیاسی عصر، نظیر دکتر مصدق و آیتالله کاشانی، نوشته است. نامهها مربوط به پس از دورانی است که او فعالیتهای سیاسی خود را، به طور جدی، آغاز کرد. این نامهها از نظر تاریخی و سیاسی، اسنادی با اهمیتاند.
- نوشتههای دینی؛ در این نوشتهها که گاه رنگی اجتماعی و انقلابی به خود میگیرند، نویسنده به توصیف و توضیح یک مسئلۀ اعتقادی میپردازد. اغلب این نوشتهها با قیام امام حسین (علیه السلام) و گاه مسئلۀ روزه داری و ماه رمضان ارتباط یافتهاند و نویسنده کوشیده است ضمن تبیین یک مسئلۀ اعتقادی، نکاتی اجتماعی را به خواننده گوشزد کند. مقالۀ مفصّل «نهضت حیاتبخش حسین (علیه السلام)» یکی از این نوشتهها است.
- نوشتههای علمی و درسی؛
- نوشتههای ذوقی؛ مصطفی ملکی در شعر، «شعله» تخلص میکرد. ظاهراً قبلاً تخلصهای دیگری هم داشته است. با اینکه بعضی شعرهای او به طور پراکنده در نشریات آن دوره چاپ شده است، وجه شاعری شخصیتش ناشناخته مانده است. کتاب «نغمههای شورانگیز: برگزیدۀ دیوان اشعار آیتالله مصطفی ملکی» در سال ۱۳۹۸ به چاپ رسید.
نوشتههای آیتالله ملکی گاه به صورت پراکنده در نشریات و کتابهایی به چاپ رسیدهاند. از جمله کتاب «زندگی و مبارزات حجتالاسلام و المسلمین مصطفی ملکی» نوشته محمود طاهر احمدی، که به همت انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۱۳۹۶ نشر یافته است.
فعالیتهای سیاسی
حجة الاسلام ملکی یکی از چهرههای فعال اسلامی و سیاسی انقلاب بشمار می آمد و در طول عمر بابرکت خویش همواره در مبارزات سیاسی، در مقاطع گوناگون نقش داشته است. فعالیت های سیاسی آن عالم مبارز در مقاطع گوناگون، بدین شرح است:
الف) سالهای ۲۸ تا ۱۳۳۰:
آقای ملکی از جوانان فعال در امور سیاسی در اوائل طلبگی بشمار می رفت و بزرگترین مشوق وی در این راه، آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی بود. او باعث آشنایی وی با دنیای سیاست شد. ملکی می گوید: هرگاه به محضر درس آقا شیخ علی اکبر نهاوندی می رفتم، ایشان از وضعیت سیاسی کشور و نیز از موقعیت قیام مردمی از من سؤال می کردند و همیشه مرا تحریص و تشویق و ترغیب به شرکت فعال در جرایانات سیاسی آن روزگار مینمودند. آقای ملکی در نهضت های آن زمان، همانند نهضت ملی شدن صنعت نفت و همکاری با دکتر مصدق و قیام ۳۰ تیر، فعالانه شرکت داشت. وی در همان عصر با آیت الله کاشانی آشنا و ارادتمند ایشان گردید و همواره با رهنمودهای ایشان در منطقه شمیران عمل می نمود؛ تا این که کودتای ننگین ۲۸ مرداد، به یک باره کلیه فعالیت ها و دستاوردهای چند ساله مردم را خنثی ساخت. رژیم، دستگیری آزادی خواهان، رهبران و جوانان فعال را در سرلوحه کار خود قرار داد و حکومت کودتا در شمیران برای دستگیری حجة الاسلام ملکی و دیگر دوستان فعال او، نیروهای خود را بسیج نمودند.
ب) خرداد ۱۳۴۲:
آقای ملکی از علاقمندان و ارادتمندان امام خمینی قدس سره بود. وی با توجه به همه مشکلات، با شور و اشتیاق در درس حضرت امام، حاضر می شد. بعد از رحلت آیت الله بروجردی و قیام علما و مراجع علیه لوایح و قوانین طاغوت و قیام توفنده حضرت امام، آقای ملکی همواره به عنوان شاگرد و مرید امام، همانند سایر طلاب و فضلای مبارز حوزه علمیه قم، فعالانه در صحنه انقلاب شرکت داشت و در آغاز نهضت مقدس اسلامی به رهبری امام راحل سهیم بود. آقای ملکی پس از قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲، در شب های جمعه و ماه مبارک رمضان و سایر مناسبت های مذهبی در مسجد همت تهران حضور یافت و با روحانیان مبارزی مانند آیت الله سید محمود طالقانی ارتباط بسیار نزدیکی برقرار ساخت و جلسات و فعالیت های گوناگون را آغاز نمود.
ج) سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۶ ش:
آقای ملکی بعد از کامل شدن تحصیلات، با کسب اجازه از امام خمینی و مراجع عالیقدر، حوزه علمیه قم را ترک و به شمیرانات بازگشت. وی در مسجد همت تجریش به صورت دائمی مستقر گردید. حضور ایشان در این کانون مذهبی موجب فعال شدن مبارزات جوانان مسلمان منطقه گردید. آقای ملکی در این مسجد با برنامه ریزی های مدون، فعالیت های خویش را شروع کرد. او در شبهای یکشنبه و چهارشنبه جلسه تفسیر قرآن برگزار می نمود و با دعوت از عالمان و بزرگان آگاه و انقلابی، چون آیت الله طالقانی، ربانی املشی، لاهوتی، هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، ربانی شیرازی، شهید مفتح، شهید مطهری و... در بیداری و آگاهی مردم در مسائل دینی و سیاسی نقش بسزایی ایفا نمود. جاذبه این مسجد در جذب جوانان و اقشار تحصیل کرده، اعجاب انگیز بود. ملکی در سال ۱۳۵۰ ش. همکاری خویش را با استاد شهید مطهری آغاز کرد. در طول سال های خفقان و سکوت، «مسجد همت» به همت والای این مرد بزرگ هیچ گاه بدون برنامه نبود و به مقتضای روز توسط این روحانی شجاع برنامههای متنوعی را عرضه می داشت.
د) مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی منطقه یک تهران:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی جهت حفاظت و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی و سرکوب ضدانقلاب و عوامل رژیم ستمشاهی، طبق فرمان امام خمینی، مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی شمیرانات از سوی آیت الله مهدوی کنی به عهده ایشان گذارده شد. روش ایشان در اداره این نهاد به صورت تصویب مسائل در شورای کمیته و به اجرا درآوردن به صورت سلسله مراتب بود. پرکاری و تلاش فوق العاده وی و اصالت عمیقی که به مسأله کمیته می داد بیانگر اعتقاد وی به انقلاب اسلامی بود. به قول دوست صمیمی و همرزمش آیةالله مهدوی کنی: «او مسأله انقلاب و اسلام را جدی می گرفت.»
ه) حضور در جنگ تحمیلی:
آقای ملکی در آغاز جنگ تحمیلی برای دفاع از کیان اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید. او شجاعانه در خطوط مقدم جبهه، از ارتفاعات بازی دراز تا عملیات بیت المقدس، در کنار دوستان رزمنده مشغول خدمت بود. وی به بهانه حفظ خویش، از خطوط مقدم نمی گریخت و در سنگری بهتر از دیگران استراحت نمی کرد؛ بلکه علاوه بر خدمات تبلیغی و فرهنگی در جبهه، چای و شربت درست می کرد و به دست رزمندگان می داد و به شستن ظرف ها و تمیزکردن سنگر مباهات می نمود. وی در راه بازگشت، نامه های رزمندگان را به مقصد می رسانید. او در راه دفاع از اسلام و نظام مقدس اسلامی یکی از فرزندان خویش یعنی علیرضا ملکی را تقدیم نمود.
ویژگیهای اخلاقی
تقوای عملی:
مرحوم آقای ملکی به اعتقاد دوستان و همرزمانش دارای تقوای عملی بود. رفتار و گفتار و پندار خویش را تحت کنترل داشت. حجة الاسلام شیخ قنبر مشفق، مدیر حوزه علمیه لاهیجان در این باره می گوید: آقای ملکی دارای با ارزشمندترین و نفیس ترین سرمایه معنوی یعنی تقوا بود. او تقوای عملی داشت. این جانب قریب به ۲۰ سال با ایشان هم بحث بودم. در این مدت طولانی کوچکترین رفتار و گفتار غیراخلاقی و غیرشرعی از ایشان مشاهده نکردم. وی خداترس بود، کلام لغو و دور از ادب اسلامی و حتی ادب عرفی از ایشان ندیدم. او مراقبت عملی داشت.[۳]
زهد و وارستگی:
آقای ملکی در منطقه مرفه نشین شمیران، هیچگاه زهد و ساده زیستی را از دست نداد. وی زندگی متعارف طلبگی را هیچگاه ترک نکرد و به رغم بر عهده گرفتن مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی شمیرانات و داشتن نفوذ اجتماعی در میان مردم و با توجه به این که وجوهات فراوانی به دستش می رسید، به زیّ طلبگی خویش مباهات می کرد. او هیچ وقت از حد اعتدال؛ نه تنها خارج نشد، بلکه همواره سطح زندگی ایشان از اقشار متوسط جامعه پایینتر بود، لذا هر کس به حضورش می رسید علاقه و ارادتش به او بیشتر می شد. او واقعاً نسبت به دنیا بی اعتنا بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وی در جواب کسانی که ایشان را به مال اندوزی تشویق می کردند گفت: اگر می خواستم پول جمع کنم در زمان محمدرضا شاه می توانستم یک کامیون پول جمع کنم».[۴] وی مردم را با عمل و اخلاق نیکوی خویش دعوت به خیر و صلاح می کرد.
کرامت و بزرگواری:
وی هیچگاه در دوران تحصیل از شهریه حوزه استفاده نکرد، با این که وابسته به بیت بزرگانی چون آیت الله محمد فاضل لنکرانی بود و بزرگان حوزه به وی عنایت داشتند، باز هم از دریافت وجوه خودداری می کرد و معتقد بود انسان می تواند با استفاده نکردن از سهم مبارک حق بندگی خدا را خوب انجام دهد.[۵]
حسن خلق:
آقای ملکی، انسانی خوش برخورد، خوش مجلس و شیرین سخن بود. آداب اجتماعی او با مردم چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب که ریاست کمیته انقلاب اسلامی شمیرانات را به عهده داشت، با اهمیت است. وی با مردم برخوردی در شأن آنان داشت و هیچ وقت به بهانه کمی وقت از مردم جدا نشد و با عالمان و بزرگان تهران برخوردی مناسب و رفتاری متین داشت و احترام خاصی برای آن ها در نظر می گرفت. هیچ وقت دانسته و یا ندانسته عظمت و شهرتش عامل تحقیر دیگران نمی شد. رفتار حجة الاسلام ملکی در سمت کمیته انقلاب اسلامی با مردم، خصوصاً در شمیرانات که اغلب پولداران و ثروتمندان جامعه و حتی بسیاری از طاغوتیان در آن جا سکونت دارند، باعث رأفت و توجه عمیق آنان به دین اسلام و مایه جذب و خوشبینی آنان به انقلاب اسلامی می شد. اهل کینه و انتقام نبود و از غرض ورزی به دور بود. خصوصاً با مردم مؤمن منطقه و جوانان برومند انقلابی برخوردی متواضعانه و با اهل منزل و خانواده رفتاری دوستانه و عاطفی داشت.
خدمت به مردم:
مرحوم ملکی اهل خدمت بود و خدمت به خلق را بزرگترین عبادت الهی می دانست. وی در راه خدمت به محرومان و نیازمندان جامعه، هیچ کوتاهی نداشت؛ با تمام توان خویش در رفع نیازهای نیازمندان اقدام می کرد. وجود این روحانی وارسته در منطقه شمیرانات پناهگاه محرومان بود. خدمات گوناگون تبلیغی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراوانی نیز از معظم له به یادگار مانده است.
شب زندهداری:
مرحوم ملکی ساعتی را در شب، به دور از هیاهوی مادی و مشکلات فراوان دنیوی با خدای خویش خلوت کرده و به راز و نیاز می پرداخت. شهید علیرضا ملکی فرزندش می نویسد: «نمازهای شب، توسل ها، دعاهای عارفانه و نذرهای بدون انقطاع وی، که همیشه گره گشای همه کارهای او بود، گرچه بر همگان روشن نبود؛ ولی خانواده آن مرحوم تا حدی شاهد عبودیت، زهد و پارسایی وی بودند».[۶]
وفات
مرحوم حجةالاسلام مصطفی ملکی پس از عمری تلاش و مجاهدت در راه اسلام و انقلاب اسلامی و خدمت به محرومان جامعه، سرانجام در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۱ ش. دار فانی را وداع گفت و روح ملکوتی وی در جوار رحمت الهی آرام گرفت. پیکر این عالم فرزانه در شمیران و باشکوه خاصی تشییع گردید و سپس به قم انتقال یافت و پس از اقامه نماز توسط آیت الله مرعشی نجفی، در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.
امام خمینی در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۶۲ ش. یک سال بعد از رحلت مرحوم ملکی ذیل عکس ایشان این جمله را نوشتند: بسمه تعالی؛ خداوند رحمت فرماید مرحوم حجةالاسلام آقای ملکی را که از اشخاص متعهد و خدمتگزار به اسلام بودند. ۱۹ شوال ۱۴۰۳، روح الله الموسوی الخمینی.[۷]
پانویس
- پرش به بالا ↑ شرح حال عالم مبارز مصطفی ملکی، نوشته عباس ملکی.
- پرش به بالا ↑ مصاحبه با حجة الاسلام شیخ قنبر مشفق، مدیر حوزه علمیه لاهیجان.
- پرش به بالا ↑ مصاحبه با حجة الاسلام شیخ قنبر مشفق مدیر حوزه علمیه لاهیجان.
- پرش به بالا ↑ مصاحبه با حجة الاسلام مسلم سلطان محمدی از فضلای حوزه علمیه قم.
- پرش به بالا ↑ حجة الاسلام سلطان محمدی.
- پرش به بالا ↑ مقاله شهید علیرضا ملکی.
- پرش به بالا ↑ صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۶.
منابع
- ستارگان حرم، محمدتقی ادهمنژاد لنگرودی، جلد ۱۸، صفحه ۱۳۳-۱۵۸.
آرشیو عکس و تصویر
از راست: ناشناس، سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی و مصطفی ملکی تهرانی