طهارت

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«طهارت» به معنای زدودن و پاک کردن ظاهر و باطن، از آلودگی‌ها و خبائث است؛[۱] و در دو حیطۀ فقهی و معنوی قابل بحث مى‌باشد. طهارت ظاهرى -که با انجام وضو، غسل یا تیمم بدست مى‌آید-، مقدمه طهارت روح و باطن انسان است. طهارت دارای مراتبی است: تطهیر بدن از نجاسات، تطهیر اعضا و جوارح از گناهان، تطهیر نفس از رذایل اخلاقی و تطهیر دل از غیر خدا.

طهارت در فقه

مراد از «طهارت»، خالى شدن و پاک گشتن از هر چیزى است که موجب ناپاکی‌ها و کثافات ظاهر و باطن آدمى گردد.[۲]

از لحاظ فقهی، طهارت شرط صحت نماز و برخى دیگر از عبادات است. طهارت به وسیله آب و در صورت فقدان یا عدم امکان استفاده از آب، به وسیله خاک انجام می‌شود. آب به کار رفته در طهارت باید آب مطلق، مباح و پاک باشد. بنابر این، طهارت با آب مضاف، غصبی و نجس صحیح نخواهد بود.[۳] همچنین خاک استفاده شده در تیمّم باید مباح و پاک باشد.[۴]

طهارت با آب، به دو گونه حاصل می‌شود: وضو و غسل. وضو به چهار موضع از بدن محدود می‌شود: سر و صورت و دست و پا. اما غسل همه بدن را دربر می‌گیرد. طهارت با خاک، تنها به گونه تیمّم حاصل می‌شود که به دو عضو بدن اختصاص می‌یابد: صورت و دست.[۵]

طهارت بر دو قسم مى باشد:

  • الف. طهارت از خبث و منظور از آن، پاکى لباس و بدن عبادت کننده از انواع نجاسات است و نجاسات ده چیز است؛ بول، غائط، منى، مردار، خون، سگ، خوک، کافر، شراب و فقاع. اسباب پاک شدن از نجاسات، مطهِّرات نام دارند و عبارتند از: آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، انقلاب، اسلام، تبعیت، برطرف شدن عین نجاست، استبراء حیوان نجاست خوار، غائب شدن مسلمان و خارج شدن خون متعارف از حیوان ذبح شده. صحت نماز و طواف، مشروط به این قسم از طهارت نیز مى باشد، هر چند در حصول آن، قصد قربت لازم نیست.
  • ب. طهارت از حدث -که با انجام وضو، غسل یا تیمّم بدست مى آید-، شرط صحت برخى عبادات است؛ و در انجام آن قصد قربت معتبر است. این طهارت حالتى روحانى و معنوى است که به سبب وضو، غسل و تیمم حاصل مى شود.[۶]

طهارت در قرآن و روایات

مسجد در اسلام، ارزنده ترین و مناسبترین جاى عبادت است. قرآن مجید مسجد روندگان را انسان‌هاى خوش طینتى دانسته که براى تطهیر و تزکیه خویش وارد مسجد مى شوند و مورد عنایت الهى هستند: «... فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ»[۷]؛ در آن (مسجد) مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه و طاهر باشند و خدا پاکیزگان را دوست دارد».

همچنین قرآن پس از دستورهاى لازم براى انجام غسل، وضو و تیمم مى فرماید: «... مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ...»[۸]؛ خداوند نمى خواهد دشوارى براى شما ایجاد کند، بلکه مى خواهد شما را پاکیزه سازد.

در شریعت مقدس اسلام، طهارت شرط صحت بعضى از عبادات است که بدون آن عمل باطل است و در برخى، شرط کمال است که نبود آن از ارزش عمل مى کاهد. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اهمیت طهارت و پاکیزگى چنین فرموده است: «بُنِىَ الدّینُ عَلَى النَّظافَةِ وَ قالَ: مِفْتاحُ الصَّلاةِ الطَّهُورُ»[۹]؛ دین بر نظافت و پاکى بنا شده و فرمود: کلید قبولى نماز طهارت است.

پیامبر اکرم در جاى دیگر فرمود: «الطَّهُورُ شَطْرُ الْایمانِ»[۱۰]؛ طهارت نیمى از ایمان است.

امام حسن علیه السلام نیز به عنوان یک رهنمود کلى می فرماید: «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکّى لَها»[۱۱]؛ هر کس خواهان عبادت است، خود را براى آن پاکیزه مى کند.

از نظر روایات معصومین علیهم السلام، پاکیزگى لباس و بدن و طهارت -که عبارت از وضو، غسل و تیمم است-، رابطه مستقیم با تزکیه نفس دارد، به طور مثال؛ امام کاظم علیه السلام مى فرماید: «مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ کانَ وُضُوءُهُ ذلِک کفَّارَةً لِما مَضى مِنْ ذُنُوبِه فى نَهارِهِ ما خَلَا الْکبائِرَ...»[۱۲]؛ کسى که براى نماز مغرب وضو مى گیرد، این وضو کفاره گناهانى است که در آن روز مرتکب شده، به جز گناهان کبیره.

امام صادق علیه السلام نیز مى فرماید: «غُسْلُ یوْمِ الْجُمُعَةِ طَهُورٌ وَ کفَّارَةٌ لِما بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ مِنَ الْجُمُعَةِ الَى الْجُمُعَةِ»[۱۳]؛ غسل جمعه، پاک کننده و کفاره گناهان است از جمعه‌اى تا جمعه دیگر.

بنابراین، طهارت ظاهرى، مقدمه طهارت روح و دستیابى به تقوا مى گردد که آن نیز مایه بالا رفتن اعمال و پذیرش آن در درگاه الهى است. امام رضا علیه السلام درباره علت طهارت و وضو گرفتن فرمود: «...امر به وضو بدان سبب است که بنده، هنگام ایستادن در برابر خداى بزرگ و مناجات با او پاکیزه باشد... از پلیدى و نجاست پاک باشد، همچنین در وضو، نابودى کسالت و دورى از خواب آلودگى است و دل براى ایستادن در پیشگاه خدا تزکیه مى گردد».[۱۴]

رسول اکرم صلى الله علیه و آله واژه «غسل» و «طهارت» را در مورد طهارت و پاکیزگى درونى استعمال کرده، در دعایی مى فرماید: «اللَّهُمَّ اغْسِلْنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ طَهِّرْنى فیهِ مِنَ الْعُیوبِ»[۱۵]؛ خدایا در این روز، مرا از گناهانم بشوى و از عیب‌ها پاکم کن.

مراتب طهارت

نجاسات نزد عموم متدیّنین، همین آلودگی‌های متعارف است و نزد خواصّ، آلودگی‌های معنویّ است و نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، همه عالم هرچه غیر خدا باشد است.[۱۶] بنابراین طهارت نیز دارای مراتبی است که برخی معتقدند چهار مرتبه دارد:

  • اول: پاک ساختن بدن، از نجاسات و فضولات (حدث و خبث).
  • دوم: پاک نمودن اعضا و جوارح، از معاصی و گناهان.
  • سوم: پاک نمودن قلب و نفس، از اخلاق ذمیمه و ملکات رذیله.
  • چهارم: پاک ساختن خانه دل از آنچه غیر از خدا است؛ یعنى عدم توجه به مخلوق در تمام شئون زندگى که این مرتبه آخر مخصوص انبیاء و صدّیقین است.[۱۷]

شیخ محمود شبستری در این رابطه می‌گوید:

موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانۀ دل نایدت نور

موانع چون در این عالم چهار است * طهارت کردن از وى هم چهار است

نخستین پاکى از احداث و انجاس * دویم از معصیت و از شرّ وسواس

سیم پاکى ز اخلاق ذمیمه است * که با وى آدمى همچون بهیمه است

چهارم پاکى سرّ است از غیر * که اینجا منتهى مى‌گرددت سِیر[۱۸]

امام خمینى در زمینه چگونگی تطهیر در هر یک از مراتب مذکور مى فرماید: طهارت مرتبه‌ اول در هر نجاستی به حسب آن است که در کتب فقهیه ذکر شده و معمولاً با آب است و گاهی با روش‌های دیگر چون تبخیر دو ثلث در شراب و... است و موضوع علم اخلاق نیست. طهارت در مرتبه‌ دوم با توبه نصوح و اطاعت از اوامر و نواهی و سنن الهی و دینی به دست می‌آید. طهارت مرتبه سوم، اهمّیّتش بیشتر و دشوارتر است؛ زیرا تا باطن انسان را آلودگی‌های معنوى احاطه نموده، لایق مقام قدس نمی‌شود، بلکه مبدأ گناهان ظاهری، ملکات فاسد باطنی است و این مرتبه با آراسته شدن به فضائل اخلاقی و برترین‌های ملکات حاصل می‌گردد. طهارت مرتبه‌ی چهارم، اساسی‌ترین مرتبه است؛ زیرا تا ریشه تعلّق قلب به غیر خدای متعال و توجه به خود و حبّ نفس و حبّ دنیا که بالاترین خطاها و مادر همه امراض است، در قلب سالک وجود دارد، سیر او به‌سوی نفس و شیطان است.[۱۹] تطهیر قلوب از قذرات معنویه و کثافات خلقیه، از مهمات است که انسان باید با هر عِدّه و عُدّه اى که شده، و به هر ریاضت و مجاهده اى است به آن قیام کند و خود را از ننگ و عار آن خلاص نماید.[۲۰]

باید همواره در نظر داشت که، تا آدمى از طهارت دل از اخلاق ناپسندیده و آراستن آن به صفات پسندیده فارغ نشود، به پاکى دل از غیر خدا نمى‌رسد و به آباد ساختن آن به معرفت خدا نائل نمى‌گردد و جلال و عظمت او برایش کشف و آشکار نمى‌شود. وصول به این مرتبه میسّر نیست مگر با طهارت اعضاء و جوارح از معاصى و آباد کردن آنها به طاعات و به این مرتبه نمى‌رسد مگر به زدودن پلیدى و نجاست از ظاهر و آباد ساختن آن به پاکى و پاکیزگى. پس طهارت ظاهر وسیله حصول طهارت باطن است و اگر اولى حاصل نشود، دومى حاصل نخواهد شد.[۲۱] بنابراین نباید به خیالات واهی بدون مراعات دستورات ظاهری شریعت دل در سراب طهارات روحی بست.

آثار طهارت

طهارت شرعى (غسل، وضو و تیمم) علاوه بر این که مقدمه طهارت و پاکیزگى روحى است، خود نیز به طور مستقیم آثار ارزنده اى دارد که به بعضى از آن‌ها اشاره مى شود:

الف) طول عمر:

یکى از آثار پاکیزگى و طهارت در دنیا، عمر طولانى است، که چون این گونه افراد مورد محبت خدا و فرشتگان قرار دارند سزاوار چنین پاداشى هستند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در نصایح خود به انس بن مالک فرمود: «یا أَنَسُ أَکثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یزیدُ اللَّهُ فى عُمْرِک...»[۲۲]؛ اى انس! بسیار طاهر و پاکیزه باش خداوند عمرت را طولانى مى کند.

ب) اجر شهید:

عاقبت نیکو و خوب مردن، آرزوى هر مسلمانى است. هر بنده اى دوست دارد در هنگام مرگ، خداوند از وى راضى و خوشنود باشد و طهارت و پاکیزگى یکى از عواملى است که سبب این توفیق مى شود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره فرمود: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَکونَ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ عَلى طَهارَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّک تَکونُ إِذا مِتَّ عَلى طَهارَةٍ شَهیداً...»[۲۳]؛ اگر مى توانى در طول شبانه‌روز با وضو و طاهر باشى، این کار را بکن؛ زیرا اگر با وضو بمیرى، شهید محسوب مى شوى».

ج) کفاره گناهان:

سومین اثر طهارت و پاکیزگى، آمرزش و پاک شدن از گناهان است. طهارت چون براى رضاى خدا و جداشدن از آلودگی‌هاى ظاهرى است، خداوند آلودگی‌هاى درونى و گناهان را نیز با آن شسته و پاک مى سازد.

د) پاداش بى‌حساب:

از دیگر آثار طهارت، پاداش و ثواب فراوانى است که نصیب پاکیزگان مى گردد. این پاداش به سبب محبوبیت آنان نزد خداوند است. به عنوان مثال، امام صادق علیه السلام در مورد غسل روز عید غدیر خم فرمود: «...وَ مَنْ صَلَّى فیهِ رَکعَتَینِ یغْتَسِلُ عَنْدَ زَوالِ الشَّمْسِ... عَدَلَتْ عِنْدَاللَّهِ مِأَةَ أَلْفِ حَجَّةٍ وَ مِأَةَ أَلْفِ عُمْرَةٍ...»[۲۴]؛ کسى که در این روز دو رکعت نماز بخواند و در وقت ظهر غسل کند،... این عمل نزد خداوند ابراست با ثواب صد هزار حج و صد هزار عمره...».

هـ) بلندى مقام:

برترى مقام و منزلت معنوى، یکى دیگر از آثار طهارت است که در دو جهان نصیب پاکیزگان مى گردد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «یحْشُرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أُمَّتى یوْمَ الْقِیامَةِ بَینَ الْأُمَمِ غُرّاً مُحَجَّلینَ مِنْ آثارِ الْوُضُوءِ»[۲۵]؛ خداوند امت مرا در قیامت در حالى محشور مى کند که بین امت‌هاى دیگر همچون نور مى درخشند و این از آثار وضو (و طهارت و پاکیزگى) آن‌هاست».[۲۶]

و) افزایش رزق:

طهارت ارواح و قلوب موجب زیاد شدن رزق معنوى است، همانطور که طهارت ظاهری، مستلزم فراوانی رزق مادی است.[۲۷]

پانویس

  1. فرهنگ سیاح، ج۲، ص۹۸۰.
  2. میرزا جوادآقا ملکى تبریزى، أسرار الصلاة، تهران، انتشارات پیام آزادى، ۱۳۷۸، چاپ هشتم، ص۱۰.
  3. العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸-۳۸۲ و ص۵۰۴.
  4. جواهر الکلام، ج۵، ص۱۳۵-۱۳۶.
  5. المبسوط فی فقه الامامیه، ج۱، ص۴.
  6. کلیات فقه اسلامى، علیرضا على‌نورى، ص۸۸.
  7. سوره توبه، آیه ۱۰۸.
  8. سوره مائده، آیه ۶.
  9. محجة البیضاء، ج ۱، ص ۲۸۱.
  10. میزان الحکمة، ج ۵، ص ۵۵۸.
  11. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۱۲.
  12. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۳۲.
  13. وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۴۵.
  14. عیون اخبارالرضا علیه السلام، مترجم، محمدباقر ساعدى، ج۲، ص۴۲۷، نشر اسلامیه.
  15. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، دعاى بیست و سوم ماه رمضان.
  16. امام خمینى؛ سرّ الصلاة، مؤسسه‌ تنظیم و نشر آثار موسوی خمینى؛ قم، چاپ ششم، ۱۳۷۸، ص ۵۴.
  17. سیدعبدالله شبر، الأخلاق، ترجمه‌ محمدرضا جباران، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۷۸، چاپ چهارم، ۵۲.
  18. شیخ محمود شبستری، گلشن راز، انتشارات زرّین، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص ۶۵-۶۶.
  19. امام خمینى؛ آداب الصلاة، قم، چاپ هفتم، ۱۳۷۸، ص ۶۱-۵۶.
  20. سرّ الصلوة، امام خمینى، ص ۳۷، مرکز نشر آثار امام خمینى.
  21. ملامحمدمهدی نراقی، علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ترجمه‌ سید جلال الدین مجتبوى، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ج ۳، ص ۳۹۱.
  22. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۶۹.
  23. امالى، شیخ مفید، ترجمه استادولى، ص ۷۴، آستان قدس.
  24. وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۶۱، بیروت.
  25. دعائم الاسلام، نعمان بن محمد، ج ۱، ص ۱۰۰، آل البیت.
  26. اخلاق عبادى، الهامى نیا/ طاهرزاده، ج ۱ ص ۶۷.
  27. حسن حسن‌زاده آملى، نور على نور، انتشارات تشیّع، چاپ ششم، ۱۳۷۶، ص ۱۵۲-۱۵۴.

منابع

فقه/احکام
عبادات: تقلید، طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، حج

اموال: خرید و فروش، شرکت، صلح، اجاره، مزارعه، مساقات، وکالت، قرض، حواله، رهن، ضامن شدن، کفالت، امانت، عاریه، ارث، غصب

آداب و رفتار: ازدواج، طلاق، خوردن و آشامیدن، نذر و عهد، قسم، امر به معروف و نهی از منکر، صید ، ذبح، وصیت، مال پیدا شده، وقف، دفاع، مسائل مستحدثه

رده ها: احکام | احکام عبادی | احکام اقتصادی | احکام خانواده | احکام روابط اجتماعی |اصطلاحات احکام|مراجع تقلید
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه