بلال: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
'''بِلالِ بْنِ رِياح''' مؤذن حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم، و از سابقين در [[اسلام]] است. او برده ای سیاه از دیار [[حبشه]] بود که به [[مکه]] آورده شد و به بردگی امیه بن خلف درآمد. بعد از آنکه پیامبر به رسالت مبعوث شد، بلال از نخستین کسانی بود که [[اسلام]] را پذیرفت و در این راه شکنجه‌های فراوانی از کفار مکه، به ویژه اُمَیه بن خَلَف که مالک او بود دید، ولی از دین خود دست برنداشت. پس از چندی پیامبر بلال را خریداری و آزاد نمود. او پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و نخستین مؤذّن اسلام گشت. بِلال چند سال پس از رحلت پیامبر(ص) نیز زنده بود؛ اما در این مدت، جز در چند مورد اذان نگفت. بلال به دلیل عدم بیعت با ابوبکر به اجبار به [[دمشق]] هجرت نمود و در همانجا در سال 18 یا 20 قمری در سن 60 یا 70 سالگی وفات یافت. بلال نزد امامان [[شیعه]] و اصحاب آنها از جایگاهی بلند برخوردار است.
+
'''«بِلال بن رَباح [[حبشه|حبشی]]»'''، [[صحابی]] و مؤذن [[رسول خدا]] صلى الله علیه وآله بود. او از نخستین کسانی است که [[اسلام]] را پذیرفت و در این راه شکنجه‌های فراوانی از کفار [[مکه]] متحمل شد، ولی از [[دین]] خود دست برنداشت. بلال پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت پیامبر اکرم]]، جز در چند مورد، برای‌ کسی‌ [[اذان|اذان‌]] نگفت‌، و مدتی بعد به [[دمشق]] هجرت نمود و در همانجا در سال ۱۸ یا ۲۰ قمری وفات یافت. بلال حبشی نزد امامان [[شیعه]] از جایگاهی بلند برخوردار است.
  
==پایداری بلال در راه اسلام==
+
==پایداری در راه اسلام==
امیه، مولای بلال که از دشمنان سرسخت پیامبر خدا بود، روزها بلال را بر ریگ‌های داغ مکه می‌خواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینه‌ی او به او دستور می‌داد از آیین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست بردارد و لات و عزی را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی می‌نمود و از آیین اسلام دست نمی‌کشید.
+
گویند بلال حبشی یکی از هفت نفر اولی بود که [[اسلام]] خود را ظاهر کردند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۷۹.</ref> امیة بن خَلَف، مولای بلال که از دشمنان سرسخت [[پیامبر خدا]] بود، روزها بلال را بر ریگ‌های داغ [[مکه]] می‌خواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینه‌ی او به او دستور می‌داد از آیین [[پیامبر اسلام|محمد]] صلی الله علیه و آله دست بردارد و بت [[لات]] و [[عزّی]] را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی می‌نمود و از آیین [[اسلام]] دست نمی‌کشید. [[عمار یاسر|عمّار یاسر]] در ابیاتی‌ بلال‌ را مدح‌ گفته‌ و زحماتش‌ را ستوده‌ است‌.<ref>سیره ابن‌ اسحاق‌، ص‌۱۹۰ـ ۱۹۱.</ref>
  
پایداری بلال به گونه‌ای بود که ورقه بن نوفل مسیحی، زبان به تحسین وی گشود و گفت: «به خدا سوگند، اگر این غلام در این راه کشته شود، من نخستین کسی هستم که برای تبرک،‌ قبر او را زیارت کنم!».
+
بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به [[مدینه]] با [[مهاجران]] همراه شد. بلال خزانه‌دار [[بیت المال|بیت‌المال‌]] پیامبر هم‌ بود.<ref>ابن‌اثیر، ج‌۱، ص‌۲۴۳.</ref> او همچنین در تمامی [[غزوات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله|غزوات]] پیامبر چون [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]] و [[غزوه احزاب|خندق]] شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با [[قریش]] جنگید. در جنگ بدر، امیة بن خلف را که روزگاری شکنجه‌اش می‌کرد دید و به اشاره او، مسلمانان امیه را با شمشیر از پای درآوردند یا به نقلی خودش او را کشت.<ref>سیره ابن‌هشام‌، ج‌۱، ص‌۵۳۱؛ استیعاب، ابن‌عبدالبرّ، ج‌۱، ص‌۱۸.</ref>
 +
==مؤذن پیامبر اسلام==
 +
موقعیت و شهرت بلال میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله به مقام مؤذنی مفتخر شد. بلال در روز [[فتح مکه]] بر بالای بام [[کعبه]] رفت و [[اذان]] گفت. نقل شده که بلال حرف «ش» را «س» مى‌گفت و در روایت نبوی است که «سین» بلال نزد حق تعالى «شین» است.<ref>شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، به نقل از نفس الرحمان، محدث نورى، ص۳۷۸.</ref>
  
بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله و سلم خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به [[مدینه]] با مهاجران همراه شد. در پیمان برادری که میان مهاجران و انصار بسته شد، بلال با ابوریحه انصاری صیغه‌ی برادری خواند. او در تمامی غزوات پیامبر چون بدر، احد و خندق شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با قریش جنگید. در جنگ بدر، امیه بن خلف را که روزگاری شکنجه‌اش می‌کرد دید و به اشاره او مسلمانان، امیه را با شمشیر از پای درآوردند.
+
بلال پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت رسول خدا]] صلی الله علیه و آله، دیگر [[اذان]] نگفت، جز در مواردی که یکبار به درخواست [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها بود، ولی چون آن حضرت به یاد مصائب پس از فوت پدر افتاد و از شدت ناراحتی تاب نیاورد به ناچار بلال اذان را ناتمام رها کرد.<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۹۷ – ۲۹۸.</ref> دیگر بار زمانی بود که او برای زیارت قبر پیامبر در [[مدینه]] بود، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] علیهما السلام از او درخواست کردند که اذان بگوید، او نیز پذیرفت و این حادثه به شدت مدینه را تحت تاثیر قرار داد.<ref>اسد الغابة، ج ‏۱، ص ۲۴۴ – ۲۴۵.</ref> و آخرین مرتبه وقتی بود که [[عمر بن خطاب|خلیفه دوم]] از مدینه به [[شام]] رفت و در منطقه «جابیه» به درخواست مسلمانان، از بلال خواست تا اذان گفت و همه به یاد دوران رسول خدا سخت گریستند.<ref>اسد الغابة، ج ‏۱، ص ۲۴۴.</ref>
  
موقعیت و شهرت بلال میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا صلی الله به مقام موذنی مفتخر شد. بلال در روز فتح [[مکه]] بر بالای بام کعبه رفت و اذان گفت.
+
در روایتی از [[امام باقر علیه السلام|امام باقر]] علیه السلام آمده است که می‌فرماید: بلال عبد صالحی بود، او گفت: بعد از رسول الله(ص) برای کسی اذان نمی‌گویم و در همین هنگام بود که «حیّ علی خیر العمل» از اذان حذف شد.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۸۳.</ref>
  
نقل شده كه (شين) را (سين) مى‌گفت و در روايت است كه (سين) بلال نزد حق تعالى (شين) است.<ref>شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قسمت اول، باب اول، در تاريخ حضرت خاتم الانبياء ، به نقل از نفس الرحمان، [[محدث نورى]]، ص378.</ref>
+
==بلال و روایت حدیث==
پس از رحلت [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله و سلم، بلال به نشانه اعتراض به غضب خلافت، دیگر اذان نگفت، مگر دو بار: یک بار به درخواست حضرت فاطمه سلام الله علیها و بار دیگر به تقاضای حسین علیه السلام. هر دو بار، اذان او مدینه را متحول کرد و مردم را به شیون و گریه واداشت.
 
  
بلال به دلیل عدم بیعت با ابوبکر به اجبار به [[دمشق]] هجرت نمود و در همانجا در سال 18 یا 20 قمری در سن 60 یا 70 سالگی وفات یافت. مدفن او در باب الصغیر دمشق زیاتگاه صاحبدلان است.
+
بلال حبشی [[احادیث]] زیادی از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله نقل کرده و جماعتی از [[صحابه]] و [[تابعان]] در [[مدینه]] و [[شام]] و [[کوفه]] از او حدیث نقل کرده اند. از مهمترین کسانی که از او روایت کرده اند، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[ابوبکر]]، [[عمر بن خطاب|عمر]]، [[براء بن عازب]]، [[ابن ابی لیلی|عبدالرحمان بن ابی لیلی]] و عبدالله بن رواحه هستند.
 
 
==بلال و روایت حدیث==
 
  
وی احادیث زیادی از حضرت رسول اکرم نقل کرده و جماعتی از صحابه و تابعان در [[مدینه]] و [[شام]] و [[کوفه]] از او حدیث نقل کرده اند. از مهمترین کسانی که از او روایت کرده اند، جابر بن عبدالله انصاری، ابوبکر، عمر، براء بن عازب، عبدالرحمان بن ابی لیل، عبدالله بن رواحه هستند. در منابع شیعی نیز احادیث فراوانی از او آمده و کسانی چون هشام بن حکم با اسناد از "عبدالله بن علی" از بلال روایت کرده است. جمع احادیثی که از او نقل شده 44 حدیث که در هر شش کتاب اهل سنت (صحاح سته) ذکر شده است. اشعاری نیز از بلال نقل کرده اند.  
+
در منابع [[شیعه|شیعی]] نیز احادیث فراوانی از او آمده و کسانی چون [[هشام بن حکم]] با اسناد از "عبدالله بن علی" از بلال روایت کرده است. جمع احادیثی که از او نقل شده ۴۴ حدیث که در هر شش کتاب [[اهل سنت]] ([[صحاح سته]]) ذکر شده است. اشعاری نیز از بلال نقل کرده اند.  
  
==بلال از منظر ائمه معصومین و بزرگان==
+
بلال در مورد فضیلت [[امام علی]] علیه السلام جملاتی را بیان نموده که نشان از علاقه و محبت وی نسبت به امام(ع) است: «[[ابوبکر]] و علی(ع) برابر نیستند چرا که علی(ع) نفس و جان پیامبر(ص) است که بهترین خلق خدا است. علی(ع) بهترین مردم در نزد خدا بعد از پیامبر(ص) است، او محبوب‌ترین افراد نزد خدا است و وقتی پیامبر(ص) از خدا خواست تا بهترین فرد نزد خودش را در خوردن «[[حدیث طیر مشوی|طیر مشوی]]» با رسولش همنشین نماید، بر پیامبر(ص) وارد شد و به همراه پیامبر(ص) از آن غذا میل نمود. او شبیه‌ترین افراد به رسول خدا(ص) است، او علی(ع) را برادر خود در دین خدا قرار داد. بلال گاهی نیز به دلیل همین علاقه مورد نکوهش مردم قرار می‌گرفت.<ref>التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (ع)، ص ۶۲۱ – ۶۲۲.</ref>
  
*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: سه تن از سیاهان از سادات بهشت هستند. لقمان حکیم، نجاشی، بلال. همچنین فرمود: او از جمله برگزیدگان اصحاب پیامبر است.
+
==جایگاه بلال حبشی==
 +
بلال نزد [[اهل بیت]] علیهم السلام و اصحاب آنها از جایگاهی بلند برخوردار است. به نقل مفسران در [[شأن نزول|شأن]] بلال و امثال او، چندین [[آیه]] نازل شده است، از جمله: [[آیه 69 سوره نساء|آیه ۶۹ سوره نساء]]، [[آیه 52 سوره انعام|آیه ۵۲ سوره انعام]]، [[آیه 107 سوره نحل|آیه ۱۰۷ سوره نحل]] و [[آیه 28 سوره کهف|آیه ۲۸ سوره کهف]].  
  
*امام علی علیه السلام: او از سابقان در اسلام است و اخلاص و [[تهذیب نفس]] او را ستوده است.
+
*[[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله فرمود: سه تن از سیاهان از سادات [[بهشت]] هستند. [[لقمان|لقمان حکیم]]، نجاشی (پادشاه [[حبشه]])، بلال. همچنین فرمود: او از جمله برگزیدگان اصحاب من است.
  
*امام صادق علیه السلام: بلال را عبدصالح و دوستدار اهل بیت نامیده است.
+
*[[امام علی]] علیه السلام، بلال را از سابقان در [[اسلام]] دانسته و [[اخلاص]] و [[تهذیب نفس]] او را ستوده است. همچنین می فرماید: «پیشگامان پنج نفرند؛ من پیشگام عرب هستم، [[سلمان فارسی|سلمان]] پیشگام پارسیان، صهیب پیشگام رومیان، بلال پیشگام حبشیان و خباب پیشگام نبطیان».<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۳۱۲.</ref>
 +
*[[امام‌ سجاد]] علیه‌السلام‌ در مدح‌ بلال‌ و نقل‌ احتجاج‌ او با مخالفان‌ درباره فضائل‌ [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین‌]] علیه‌السلام‌، مطالبی‌ بیان‌ داشته‌ است‌.<ref>رجوع کنید به تفسیر امام‌ حسن‌ عسکری‌ علیه‌السلام‌، ص‌۶۲۱ـ۶۲۳.</ref>
  
وی نزد امامان [[شیعه]] و اصحاب آنها از پایگاهی بلند برخوردار است. به نقل مفسران در شأن بلال و یاران او چندین آیه نازل شده است از جمله: آیه 69 [[سوره نساء]]، آیه 52 [[سوره انعام]]، آیه 107 [[سوره نحل]]، آیه 28 [[سوره کهف]]. او بعد از رحلت پیغمبر به رغم اصرار ابوبکر، هیچ اذان نگفت جز مواردی که یکبار به درخواست [[حضرت فاطمه]] زهرا سلام اله علیها بود ولی چون آن حضرت به یاد مصائب پس از فوت پدر افتاد و از شدت ناراحتی تاب نیاورد به ناچار بلال اذان را ناتمام رها کرد. دیگر بار زمانی بود که او برای زیارت قبر پیامبر در مدینه بود، حسنین از او درخواست کردند که اذان بگوید او نیز پذیرفت و این حادثه به شدت [[مدینه]] را تحت تاثیر قرار داد و آخرین مرتبه وقتی بود که خلیفه دوم از مدینه به شام رفت و در منطقه «جابیه» به درخواست مسلمانان، از بلال خواست تا اذان گفت و همه به یاد دوران رسول خدا سخت گریستند.
+
*[[امام صادق]] علیه السلام نیز فرمود: خدا بلال را مورد رحمت خود قرار دهد. او ما اهل‌بیت را دوست می‌داشت.<ref>شیخ مفید، الاختصاص، ص ۷۳.</ref>
  
 +
==وفات==
 +
بلال مدتی پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت رسول خد]]<nowiki/>ا (صلی الله علیه و آله)، مدینه را ترک نمود و به شام رفت. برخی منابع نقل کرده‌اند که بلال پس از رحلت پیامبر اکرم حاضر نشد که با [[ابوبکر|خلیفه اول]] بیعت کند و به همین دلیل به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[مدینه]] را ترک کرد و به شام رفت.<ref>شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۹.</ref> بلال سرانجام در [[دمشق]] در سال ۱۸ یا ۲۰ قمری در حدود ۶۰ یا ۷۰ سالگی وفات یافت و در قبرستان «[[قبرستان باب الصغیر|باب الصغیر]]» مدفون شد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۸؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ج ‏۱، ص ۱۷۹.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
*شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قسمت اول، باب اول، در تاریخ حضرت خاتم الانبیاء.
*حاج شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قسمت اول، باب اول، در تاريخ حضرت خاتم الانبياء.
+
*[https://rch.ac.ir/article/Details/7117 "بلال بن رباح"، دانشنامه جهان اسلام].
*[http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84+%D8%AD%D8%A8%D8%B4%DB%8C&SSOReturnPage=Check&Rand=0 دانشنامه رشد].
+
*"زندگی‌نامه بلال حبشی"، [https://www.islamquest.net/fa/archive/fa1233# پایگاه اسلام کوئست].
*[http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=9469 دايرة المعارف طهور]، بازیابی: 16 بهمن 1392.
+
*[http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=9469 دایرةالمعارف طهور]، بازیابی: ۱۶ بهمن ۱۳۹۲.
*بلال، ویکی شیعه
 
 
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 
+
[[Category:اصحاب پیامبر]]
 
[[Category:اصحاب اهل البیت علیهم السلام]]
 
[[Category:اصحاب اهل البیت علیهم السلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۷:۴۷

«بِلال بن رَباح حبشی»، صحابی و مؤذن رسول خدا صلى الله علیه وآله بود. او از نخستین کسانی است که اسلام را پذیرفت و در این راه شکنجه‌های فراوانی از کفار مکه متحمل شد، ولی از دین خود دست برنداشت. بلال پس از رحلت پیامبر اکرم، جز در چند مورد، برای‌ کسی‌ اذان‌ نگفت‌، و مدتی بعد به دمشق هجرت نمود و در همانجا در سال ۱۸ یا ۲۰ قمری وفات یافت. بلال حبشی نزد امامان شیعه از جایگاهی بلند برخوردار است.

پایداری در راه اسلام

گویند بلال حبشی یکی از هفت نفر اولی بود که اسلام خود را ظاهر کردند.[۱] امیة بن خَلَف، مولای بلال که از دشمنان سرسخت پیامبر خدا بود، روزها بلال را بر ریگ‌های داغ مکه می‌خواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینه‌ی او به او دستور می‌داد از آیین محمد صلی الله علیه و آله دست بردارد و بت لات و عزّی را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی می‌نمود و از آیین اسلام دست نمی‌کشید. عمّار یاسر در ابیاتی‌ بلال‌ را مدح‌ گفته‌ و زحماتش‌ را ستوده‌ است‌.[۲]

بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به مدینه با مهاجران همراه شد. بلال خزانه‌دار بیت‌المال‌ پیامبر هم‌ بود.[۳] او همچنین در تمامی غزوات پیامبر چون بدر، احد و خندق شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با قریش جنگید. در جنگ بدر، امیة بن خلف را که روزگاری شکنجه‌اش می‌کرد دید و به اشاره او، مسلمانان امیه را با شمشیر از پای درآوردند یا به نقلی خودش او را کشت.[۴]

مؤذن پیامبر اسلام

موقعیت و شهرت بلال میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله به مقام مؤذنی مفتخر شد. بلال در روز فتح مکه بر بالای بام کعبه رفت و اذان گفت. نقل شده که بلال حرف «ش» را «س» مى‌گفت و در روایت نبوی است که «سین» بلال نزد حق تعالى «شین» است.[۵]

بلال پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله، دیگر اذان نگفت، جز در مواردی که یکبار به درخواست حضرت فاطمه سلام الله علیها بود، ولی چون آن حضرت به یاد مصائب پس از فوت پدر افتاد و از شدت ناراحتی تاب نیاورد به ناچار بلال اذان را ناتمام رها کرد.[۶] دیگر بار زمانی بود که او برای زیارت قبر پیامبر در مدینه بود، امام حسن و امام حسین علیهما السلام از او درخواست کردند که اذان بگوید، او نیز پذیرفت و این حادثه به شدت مدینه را تحت تاثیر قرار داد.[۷] و آخرین مرتبه وقتی بود که خلیفه دوم از مدینه به شام رفت و در منطقه «جابیه» به درخواست مسلمانان، از بلال خواست تا اذان گفت و همه به یاد دوران رسول خدا سخت گریستند.[۸]

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که می‌فرماید: بلال عبد صالحی بود، او گفت: بعد از رسول الله(ص) برای کسی اذان نمی‌گویم و در همین هنگام بود که «حیّ علی خیر العمل» از اذان حذف شد.[۹]

بلال و روایت حدیث

بلال حبشی احادیث زیادی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده و جماعتی از صحابه و تابعان در مدینه و شام و کوفه از او حدیث نقل کرده اند. از مهمترین کسانی که از او روایت کرده اند، جابر بن عبدالله انصاری، ابوبکر، عمر، براء بن عازب، عبدالرحمان بن ابی لیلی و عبدالله بن رواحه هستند.

در منابع شیعی نیز احادیث فراوانی از او آمده و کسانی چون هشام بن حکم با اسناد از "عبدالله بن علی" از بلال روایت کرده است. جمع احادیثی که از او نقل شده ۴۴ حدیث که در هر شش کتاب اهل سنت (صحاح سته) ذکر شده است. اشعاری نیز از بلال نقل کرده اند.

بلال در مورد فضیلت امام علی علیه السلام جملاتی را بیان نموده که نشان از علاقه و محبت وی نسبت به امام(ع) است: «ابوبکر و علی(ع) برابر نیستند چرا که علی(ع) نفس و جان پیامبر(ص) است که بهترین خلق خدا است. علی(ع) بهترین مردم در نزد خدا بعد از پیامبر(ص) است، او محبوب‌ترین افراد نزد خدا است و وقتی پیامبر(ص) از خدا خواست تا بهترین فرد نزد خودش را در خوردن «طیر مشوی» با رسولش همنشین نماید، بر پیامبر(ص) وارد شد و به همراه پیامبر(ص) از آن غذا میل نمود. او شبیه‌ترین افراد به رسول خدا(ص) است، او علی(ع) را برادر خود در دین خدا قرار داد. بلال گاهی نیز به دلیل همین علاقه مورد نکوهش مردم قرار می‌گرفت.[۱۰]

جایگاه بلال حبشی

بلال نزد اهل بیت علیهم السلام و اصحاب آنها از جایگاهی بلند برخوردار است. به نقل مفسران در شأن بلال و امثال او، چندین آیه نازل شده است، از جمله: آیه ۶۹ سوره نساء، آیه ۵۲ سوره انعام، آیه ۱۰۷ سوره نحل و آیه ۲۸ سوره کهف.

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سه تن از سیاهان از سادات بهشت هستند. لقمان حکیم، نجاشی (پادشاه حبشه)، بلال. همچنین فرمود: او از جمله برگزیدگان اصحاب من است.
  • امام علی علیه السلام، بلال را از سابقان در اسلام دانسته و اخلاص و تهذیب نفس او را ستوده است. همچنین می فرماید: «پیشگامان پنج نفرند؛ من پیشگام عرب هستم، سلمان پیشگام پارسیان، صهیب پیشگام رومیان، بلال پیشگام حبشیان و خباب پیشگام نبطیان».[۱۱]
  • امام‌ سجاد علیه‌السلام‌ در مدح‌ بلال‌ و نقل‌ احتجاج‌ او با مخالفان‌ درباره فضائل‌ امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام‌، مطالبی‌ بیان‌ داشته‌ است‌.[۱۲]
  • امام صادق علیه السلام نیز فرمود: خدا بلال را مورد رحمت خود قرار دهد. او ما اهل‌بیت را دوست می‌داشت.[۱۳]

وفات

بلال مدتی پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، مدینه را ترک نمود و به شام رفت. برخی منابع نقل کرده‌اند که بلال پس از رحلت پیامبر اکرم حاضر نشد که با خلیفه اول بیعت کند و به همین دلیل به دستور عمر بن خطاب، مدینه را ترک کرد و به شام رفت.[۱۴] بلال سرانجام در دمشق در سال ۱۸ یا ۲۰ قمری در حدود ۶۰ یا ۷۰ سالگی وفات یافت و در قبرستان «باب الصغیر» مدفون شد.[۱۵]

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۷۹.
  2. سیره ابن‌ اسحاق‌، ص‌?۱۹۰ـ ۱۹۱.
  3. ابن‌اثیر، ج‌۱، ص‌۲۴۳.
  4. سیره ابن‌هشام‌، ج‌۱، ص‌۵۳۱؛ استیعاب، ابن‌عبدالبرّ، ج‌۱، ص‌?۱۸.
  5. شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، به نقل از نفس الرحمان، محدث نورى، ص۳۷۸.
  6. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۹۷ – ۲۹۸.
  7. اسد الغابة، ج ‏۱، ص ۲۴۴ – ۲۴۵.
  8. اسد الغابة، ج ‏۱، ص ۲۴۴.
  9. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۸۳.
  10. التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (ع)، ص ۶۲۱ – ۶۲۲.
  11. شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۳۱۲.
  12. رجوع کنید به تفسیر امام‌ حسن‌ عسکری‌ علیه‌السلام‌، ص‌۶۲۱ـ۶۲۳.
  13. شیخ مفید، الاختصاص، ص ۷۳.
  14. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۹.
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۸؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ج ‏۱، ص ۱۷۹.

منابع

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکهسفر پیامبر اکرم به شامازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعثمعراجولادت حضرت فاطمه سلام الله علیهارفتن به شعب ابی طالبعام الحزنسفر به طائفهجرت به مدینهازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)غزوه بدرغزوه احدغزوه احزابصلح حدیبیهغزوه خیبرسریه ذات السلاسل فتح مکهغزوه حنینغزوه تبوکغدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلبابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلبابولهبجعفر طیارآمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسیعمار بن یاسرابوذرمقدادابوسلمه مخزومیزيد بن حارثهعثمان بن مظعونمصعب بن عمیرابوبکرطلحهزبیرعثمان بن عفانعمر بن خطابسعد بن ابی وقاصعبدالله بن مسعوداسعد بن زرارهسعد بن معاذسعد بن عبادهعثمان بن حنیفسهل بن حنیفابو ایوب انصاری حذیفة بن یمانخالد بن سعيدخزیمة بن ثابتعبدالله بن رواحهاویس قرنیعبدالله بن مسعود بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکهمدینهغار حراکعبهشعب ابوطالبغدیر خمفدکبقیعغار ثورمسجد قبامسجد النبیمسجد الحرام