رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مختصر نویسی متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ازدواج: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
ازدواج ایجاد پیوند زناشویی بین یک زن و مرد به وسیله [[صیغه عقد]] با رضایت دوطرف است. [[قرآن]] به مسلمانان توصیه می کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و ازدواج را آیت الهی و مایه آرامش و خداوند را الفت دهنده بین زن و مرد معرفی می نماید. در روایات نیز به ازدواج توصیه زیادی شده و ملاک هایی برای انتخاب همسر بیان گردیده است.
+
«ازدواج» ایجاد پیوند زناشویی بین زن و مرد به وسیله صیغه عقد با رضایت دو طرف است. [[قرآن]] به مسلمانان توصیه می‌کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و ازدواج را آیت الهی و مایه آرامش دانسته و خداوند را الفت دهنده بین زن و مرد معرفی می‌نماید. در روایات نیز به ازدواج توصیه زیادی شده و ملاک‌هایی برای انتخاب همسر بیان گردیده است.
 
==جایگاه ازدواج در اسلام==
 
==جایگاه ازدواج در اسلام==
از نظر اسلام ازدواج عامل تکامل انسان، راه صحیح ارضای غریزه جنسی و موجب بقای نسل است. قرآن نهاده شدن ازدواج در خلقت را از جمله آیات الهی می‌داند: «{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً...}}؛<ref> [[سوره روم]]، آیه ۲۱.</ref> و از نشانه هاى او، این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان، مودت و رحمت قرار داد».  
+
از نظر [[اسلام]]، ازدواج عامل تکامل [[انسان]]، راه صحیح ارضای [[غریزه]] جنسی و موجب بقای نسل است. [[قرآن کریم]] نهاده شدن ازدواج در خلقت را از جمله آیات الهی و مایه آرامش زن و مرد می‌داند: «{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً...}}؛<ref> [[سوره روم]]، آیه ۲۱.</ref> و از نشانه هاى او، این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان، مودت و رحمت قرار داد».  
  
قرآن به مسلمانان توصیه می‌کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و فقر را مانع ازدواج قرار ندهند که خداوند آنها را حمایت می کند: «{{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>[[آیه 32 سوره نور|سوره نور، آیه 32]]</ref>؛ [مردان و زنان] بی همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست اند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.»
+
قرآن به مسلمانان توصیه می‌کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و فقر را مانع ازدواج قرار ندهند که خداوند آنها را حمایت می کند: «{{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>[[سوره نور]]، آیه ۳۲.</ref>؛ [مردان و زنان] بی همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست اند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.»
  
[[حضرت محمد]] صلى الله علیه و آله ازدواج را بنیان محبوب الهی می داند: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبَّ الَى الَّلهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْویجِ؛<ref> [[وسائل الشیعه]]، ج ۲۰، ص ۱۴.</ref> در اسلام هیچ بنیادى پى ریزى نشده که مانند ازدواج، محبوب خداى بزرگ باشد».
+
[[حضرت محمد]] صلى الله علیه وآله ازدواج را بنیان محبوب الهی می داند: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبَّ الَى الَّلهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْویجِ؛<ref> وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۴.</ref> در اسلام هیچ بنیادى پى ریزى نشده که مانند ازدواج، محبوب خداى بزرگ باشد».
 +
 
 +
و در [[حدیث]] مشهوری از آن حضرت آمده است: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ فَلْيَّتَقِ اللّه‌َ فِی النِّصْفِ الباقی؛<ref>الکافی، ج۵، ص۳۲۸.</ref> هرکس ازدواج کند، نصف دين خود را حفظ کرده، پس با [[تقوا]] مراقب نصف ديگر باشد».
  
 
و [[امام صادق]] علیه  السلام، ازدواج را سبب افزونى ارزش [[عبادت]] دانسته، مى فرماید: «رَکعَتانِ یصَلّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکعَةً یصَلّیها غَیرُ مُتَزَوِّجٍ؛<ref> همان، ص ۲۰.</ref> دو رکعت نمازى که متأهل به  جاى مى آورد از هفتاد رکعت نمازى که مجرد به جاى مى آورد، برتر است».
 
و [[امام صادق]] علیه  السلام، ازدواج را سبب افزونى ارزش [[عبادت]] دانسته، مى فرماید: «رَکعَتانِ یصَلّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکعَةً یصَلّیها غَیرُ مُتَزَوِّجٍ؛<ref> همان، ص ۲۰.</ref> دو رکعت نمازى که متأهل به  جاى مى آورد از هفتاد رکعت نمازى که مجرد به جاى مى آورد، برتر است».
  
در متون اسلامى به  موازات تمجید و تشویق به ازدواج از تجرد، نهى و نکوهش شده است، از جمله [[پیامبر اسلام|رسول اکرم]] صلى الله علیه و آله مى فرماید: «اکثَرُ اهْلِ النَّارِ العُزَّابُ؛<ref> همان .</ref> بیشتر دوزخیان را مجردان تشکیل مى دهند».
+
در متون اسلامى به  موازات تمجید و تشویق به ازدواج، از تجرّد نهى و نکوهش شده است، از جمله [[پیامبر اسلام|رسول اکرم]] صلى الله علیه و آله مى فرماید: «اکثَرُ اهْلِ النَّارِ العُزَّابُ؛<ref> همان .</ref> بیشتر اهل [[دوزخ]] را مجردان تشکیل مى دهند».
==اقسام ازدواج==
+
==آداب و احکام ازدواج==
عقد ازدواج یا برای مدّتی معیّن منعقد می‌شود یا برای همیشه که از اوّلی به متعه یا [[ازدواج موقت]] و از دومی به ازدواج دائم تعبیر می‌شود.
+
ازدواج، براى زن یا مرد به  خودى خود از [[استحباب|مستحبات]] بسیار مؤکد است؛<ref> تحریرالوسیله، امام خمینی، ج ۲، ص ۲۳۶.</ref> اما گاه [[واجب]] مى شود. چنانکه کسى که به  واسطه نداشتن زن به [[حرام]] مى افتد، واجب است زن بگیرد.<ref> توضیح المسائل، م ۲۴۴۳.</ref>
 
 
==احکام مربوط به ازدواج==
 
ازدواج، براى زن یا مرد به  خودى خود از [[استحباب|مستحبات]] بسیار مؤکد است.<ref> [[تحرير الوسيلة|تحریرالوسیله]]، ج ۲، ص ۲۳۶.</ref> که گاه [[واجب]] مى شود؛ کسى که به  واسطه نداشتن زن به [[حرام]] مى افتد، واجب است زن بگیرد.<ref> توضیح المسائل، م ۲۴۴۳.</ref>
 
 
===خواستگارى و انتخاب همسر===  
 
===خواستگارى و انتخاب همسر===  
 
برخی از توصیه های روایات در مورد خواستگاری و انتخاب همسر عبارتند از:
 
برخی از توصیه های روایات در مورد خواستگاری و انتخاب همسر عبارتند از:
  
*۱- سزاوار است انسان در صفات همسر آینده خویش دقت کند و همسرى خوش نام و خوش اخلاق برگزیند و همان  گونه که مرد باید در صفات نامزد خویش توجه کند، سزاوار است زن و اولیاى او نیز در صفات خواستگار، نیک بنگرند.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷، مسأله ۱.</ref>
+
*سزاوار است انسان در صفات همسر آینده خویش دقت کند و همسرى خوش نام و خوش [[اخلاق]] برگزیند و همان  گونه که مرد باید در صفات نامزد خویش توجه کند، سزاوار است زن و اولیاى او نیز در صفات خواستگار، نیک بنگرند.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷، مسأله ۱.</ref>
 
 
*۲- در انتخاب همسر نباید به زیبایى و ثروت او بسنده کرد، بلکه باید همسرى را اختیار کند که از صفات نیکو برخوردار باشد. این صفات از نظر رسول اکرم صلى الله علیه و آله عبارتند از:
 
 
 
- وَلود و بسیارزا؛
 
 
 
- ودود و بامحبت؛
 
 
 
- [[عفت|عفیف]] و پاکدامن؛
 
 
 
- عزیز و محترم در میان خانواده خویش؛
 
 
 
- متواضع و مطیع در برابر شوهر؛
 
 
 
- خودآرایى براى همسر.<ref> همان، مسأله ۲.</ref>
 
 
 
*۳- صفات زنان ناشایست از منظر [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله این  گونه است:
 
 
 
- نسبت به شوهر عزیز (و پرتوقع) است.
 
 
 
- در میان خانواده خود، خوار و بى مقدار است.
 
 
 
- کینه توز و حسود است.
 
 
 
- در برابر [[گناه]]، ورع و [[تقوا]] ندارد.
 
 
 
- در غیاب شوهر براى دیگران آرایش مى کند، ولى در حضور شوهرش از چنین کارى دریغ مى ورزد.
 
 
 
- سخن شوهرش را نمى شنود و از او اطاعت نمى کند.
 
 
 
- چون اسب سرکش، از شوهرش تمکین نمى کند.
 
 
 
- هیچ عذرى را از شوهر نمى پذیرد و هیچ گونه گذشتى نسبت به او ندارد.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷-۲۳۸، مسأله ۲.</ref>
 
 
 
*۴- ازدواج با این  گونه زنان نیز مکروه است:
 
 
 
- ازدواج با زن زناکار و زنازاده؛
 
 
 
- ازدواج با زنى که هنگام تولد، قابله انسان بوده و دختر قابله.<ref> همان، ص ۲۳۸، مسأله ۳.</ref>
 
 
 
*۵- زنان نیز نباید مردانى را به همسرى برگزینند که صفات زشت زیر را دارند:
 
 
 
- بداخلاقى؛
 
 
 
- زن صفتى و نامردى؛
 
 
 
- [[فسق]] و فجور؛
 
 
 
- [[شراب خواری|شرابخورى]].<ref> همان، مسأله ۴.</ref>
 
 
 
مرد مى تواند هنگام خواستگارى با شرایطی به زن مورد نظر نگاه کند.<ref>رجوع کنید: تحریرالوسیله، ص ۲۴۵، مسأله ۲۸.</ref>
 
  
===احکام مراسم عقد===
+
*در انتخاب همسر نباید به زیبایى و ثروت او بسنده کرد، بلکه باید همسرى را اختیار کند که از صفات نیکو برخوردار باشد. این صفات از نظر [[پیامبر اسلام|رسول اکرم]] صلى الله علیه وآله عبارتند از: وَلود (بسیار بچه زا)؛ وَدود و با محبت؛ [[عفت|عفیف]] و پاکدامن؛ عزیز و محترم در میان خانواده خویش؛ متواضع و مطیع در برابر شوهر؛ خودآرایى براى همسر.<ref> همان، مسأله ۲.</ref>
  
ازدواج به دو شکل؛ دایم و موقت، انجام مى گیرد و هر یک از آن ها نیازمند صیغه عقدى است که مشتمل بر «ایجاب و قبول» است؛ یعنى گفتن دو جمله اى که دلالت بر انشا و رضایت به مفهوم خود داشته باشند؛ بنابراین، تنها رضایت قلبى دو طرف، یا به شکل معاطاتى (ازدواج عملى بدون عقد و صیغه) همین  طور صیغه عقد کتبى یا اشاره اى که دلالت بر ازدواج کند<ref> افرادى که لال هستند از این حکم استثنا مى شوند.</ref> کافى نیست.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶.</ref>
+
*صفات زنان ناشایست از منظر رسول خدا صلى الله علیه وآله این گونه است: نسبت به شوهر سرسخت و پرتوقع است؛ در میان خانواده خود، خوار و بى مقدار است؛ [[کینه|کینه توز]] و [[حسد|حسود]] است؛ در برابر [[گناه]]، ورع و [[تقوا]] ندارد؛ در غیاب شوهر براى دیگران آرایش مى کند، ولى در حضور شوهرش از چنین کارى دریغ مى ورزد؛ سخن شوهرش را نمى شنود و از او اطاعت نمى کند؛ چون اسب سرکش، از شوهرش تمکین نمى کند؛ هیچ عذرى را از شوهر نمى پذیرد و هیچ گونه گذشتى نسبت به او ندارد.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷-۲۳۸، مسأله ۲.</ref>
  
صیغه عقد بنابر احتیاط لازم باید به عربى خوانده شود و اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، با هر زبانى که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند، ولى باید جمله اى بگویند که معناى «زَوَّجْتُ وَ قَبِلْتُ» لغت عربى را بفهماند.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۰.</ref>
+
*ازدواج با این  گونه زنان نیز [[مکروه]] است: ازدواج با زن زناکار و زنازاده؛ ازدواج با زنى که هنگام تولد، قابله انسان بوده و دختر قابله.<ref> همان، ص ۲۳۸، مسأله ۳.</ref>
 +
*زنان نیز نباید مردانى را به همسرى برگزینند که این صفات زشت را دارند: بداخلاقى؛ زن صفتى و نامردى؛ [[فسق]] و فجور؛ [[شراب خواری|شرابخورى]].<ref> همان، مسأله ۴.</ref>
 +
*مرد مى تواند هنگام خواستگارى با شرایطی به زن مورد نظر نگاه کند.<ref>رجوع کنید: تحریرالوسیله، ص ۲۴۵، مسأله ۲۸.</ref>
  
صیغه عقد، چه توسط خود زوجین خوانده شود، چه توسط وکیل آن ها، باید بعد از بیان شرایط و توافق و تعیین [[مهریه|مهریه]]، اجرا شود و احتیاط واجب آن است که «ایجاب» از طرف زن و «قبول» از طرف مرد باشد.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶-۲۴۷، مسأله ۱ و ۴.</ref>
+
===احکام عقد===
  
'''احکام عقد'''
+
* ازدواج به دو شکل دایم و موقت ([[متعه|مُتعه]])، انجام مى گیرد و هر یک از آنها نیازمند صیغه عقدى است که مشتمل بر «ایجاب و قبول» است؛ یعنى گفتن دو جمله اى که دلالت بر رضایت به مفهوم خود داشته باشند؛ بنابراین، تنها رضایت قلبى دو طرف، یا به شکل معاطاتى (ازدواج عملى بدون عقد و صیغه)، یا صیغه عقد کتبى یا اشاره اى که دلالت بر ازدواج کند،<ref> افرادى که لال هستند از این حکم استثنا مى شوند.</ref> کافى نیست.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶.</ref>
 +
* صیغه عقد بنابر احتیاط لازم باید به عربى خوانده شود و اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، با هر زبانى که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند، ولى باید جمله اى بگویند که معناى «زَوَّجْتُ وَ قَبِلْتُ» لغت عربى را بفهماند.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۰.</ref>
 +
* صیغه عقد، چه توسط خود زوجین خوانده شود، چه توسط وکیل آنها، باید بعد از بیان شرایط و توافق و تعیین [[مهریه|مهریه]]، اجرا شود و احتیاط واجب آن است که «ایجاب» از طرف زن و «قبول» از طرف مرد باشد.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶-۲۴۷، مسأله ۱ و ۴.</ref>
  
*۱- کسى که صیغه عقد را جارى مى کند - خواه براى خود یا براى دیگرى -، باید بالغ و عاقل باشد، همچنین باید صیغه را صحیح و با قصد جدى پیوند ازدواج، جارى کند. <ref> همان، ص ۲۴۹، مسأله ۱۱.</ref>
+
*کسى که صیغه عقد را جارى مى کند - خواه براى خود یا براى دیگرى -، باید بالغ و عاقل باشد، همچنین باید صیغه را صحیح و با قصد جدى پیوند ازدواج، جارى کند.<ref> همان، ص ۲۴۹، مسأله ۱۱.</ref>
  
*۲- اگر در عقد، یک حرف غلط خوانده شود که معناى آن را عوض کند، عقد باطل است.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۱.</ref>
+
*اگر در عقد، یک حرف غلط خوانده شود که معناى آن را عوض کند، عقد باطل است.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۱.</ref>
  
*۳- زن و مرد تا یقین نکنند وکیل آن ها صیغه را خوانده است، نمى توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند.<ref> همان، مسأله ۲۳۶۵.</ref>
+
*زن و مرد تا یقین نکنند وکیل آن ها صیغه را خوانده است، نمى توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند.<ref> همان، مسأله ۲۳۶۵.</ref>
  
*۴- رضایت کامل زن و مرد در صحت عقد، شرط است؛ بنابراین اگر زن یا مرد را مجبور به ازدواج کنند، عقد صحیح نیست مگر بعد از اجراى صیغه، ازدواج را بپذیرد و راضى شود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۵۴، مسأله ۲۵.</ref>
+
*رضایت کامل زن و مرد در صحت عقد، شرط است؛ بنابراین اگر زن یا مرد را مجبور به ازدواج کنند، عقد صحیح نیست، مگر بعد از اجراى صیغه، ازدواج را بپذیرد و راضى شود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۵۴، مسأله ۲۵.</ref>
  
*۵- دخترى که به حد بلوغ رسیده و رشیده است یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد باید از پدر یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۶.</ref>
+
*دخترى که به حد [[بلوغ‌|بلوغ]] رسیده و رشیده است یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد باید از پدر یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۶.</ref>
  
*۶- اگر مرد پس از عقد و پیش از عروسى، زنش را [[طلاق]] بدهد، باید نصف مهریه را به او بپردازد. همین  طور اگر زن یا مرد در این اثنا بمیرند، زن یا وارثان او نصف مهریه را دریافت مى کنند.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۳۰۰، مسأله ۱۳ و ۱۴.</ref>
+
*اگر مرد پس از عقد و پیش از عروسى (رابطه زناشویی)، زنش را [[طلاق]] بدهد، باید نصف [[مهریه]] را به او بپردازد. همین  طور اگر زن یا مرد در این اثنا بمیرند، زن یا وارثان او نصف مهریه را دریافت مى کنند.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۳۰۰، مسأله ۱۳ و ۱۴.</ref>
  
*۷- وجود برخى عیب ها در زن یا مرد، سبب باطل شدن عقد مى شود.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۸۰-۲۳۸۱ و تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۹۲-۲۹۷.</ref>
+
*وجود برخى عیب ها در زن یا مرد، سبب باطل شدن عقد مى شود.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۳۸۰-۲۳۸۱ و تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۹۲-۲۹۷.</ref>
  
===احکام مراسم عروسى===
+
===احکام شب زفاف===
  
'''<I>الف) مستحبات:</I>'''
+
'''الف) مستحبات:'''
  
*۱- مستحب است عروسى در شب انجام گیرد و در شب یا روز عروسى، [[ولیمه|ولیمه]] داده شود که از سنت [[پیامبران]] است. ولیمه یکى دو روزه مستحب است نه بیشتر و خوب است که مؤمنان ثروتمند و فقیر را به ولیمه دعوت  کرد و براى آنان نیز مستحب است این دعوت را بپذیرند، گرچه روزه مستحبى گرفته باشند.
+
*[[مستحب]] است عروسى در شب انجام گیرد و در شب یا روز عروسى، [[ولیمه|ولیمه]] داده شود که از سنت [[پیامبران]] است. و خوب است که مؤمنان ثروتمند و فقیر را به ولیمه دعوت  کرد و براى آنان نیز مستحب است این دعوت را بپذیرند، گرچه [[روزه]] مستحبى گرفته باشند.
  
*۲- مستحب است داماد هنگام عروسى، دو رکعت [[نماز]] و دعاهایى را که از [[عصمت|معصومین]] علیهم السلام رسیده بخواند و عروس و داماد با [[وضو]] باشند و داماد از خدا بخواهد که فرزندش را مسلمان و سالم قرار دهد و او را از گزند وسوسه [[شیطان]] نگه دارد.
+
*مستحب است داماد هنگام عروسى، دو رکعت [[نماز]] و دعاهایى را که از [[عصمت|معصومین]] علیهم السلام رسیده بخواند و عروس و داماد با [[وضو]] باشند و داماد از خدا بخواهد که فرزندش را مسلمان و سالم قرار دهد و او را از گزند [[وسوسه]] [[شیطان]] نگه دارد.
  
*۳- بسم الله بگوید تا شیطان به آنان نزدیک نشود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۸-۲۳۹، مسأله ۶-۸.</ref>
+
*[[آیه تسمیه|بسم الله]] بگوید تا شیطان به آنان نزدیک نشود.<ref> تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۸-۲۳۹، مسأله ۶-۸.</ref>
  
'''<I>ب) مکروهات:</I>'''
+
'''ب) مکروهات:'''
  
*۱- در زمان هاى زیر، آمیزش [[مکروه]] است: شب و روزى که ماه و خورشید مى گیرند؛ روزى که باد سیاه یا زرد مى وزد یا زلزله رخ مى دهد، هنگام غروب خورشید، شب اول ماه (جز ماه [[رمضان]])، شب نیمه هر ماه، شب چهارشنبه، شب [[عید فطر]] و [[عید قربان]] و در مسافرت اگر آب براى [[غسل]] کردن یافت نمى شود.
+
*در زمان هاى زیر، آمیزش [[مکروه]] است: شب و روزى که ماه و خورشید مى گیرند؛ روزى که باد سیاه یا زرد مى وزد یا زلزله رخ مى دهد، هنگام غروب خورشید، شب اول ماه (جز ماه [[رمضان]])، شب نیمه هر ماه، شب چهارشنبه، شب [[عید فطر]] و [[عید قربان]] و در مسافرت اگر آب براى [[غسل]] کردن یافت نمى شود.
  
*۲- در این حالات نیز آمیزش کراهت دارد؛ رو به قبله و پشت به [[قبله]]، در کشتى، هنگام سیرى، ایستاده، زیر آسمان و درخت میوه.<ref> همان، ص ۲۳۹-۲۴۰، مسأله ۸.</ref>
+
*در این حالات نیز آمیزش کراهت دارد؛ رو به [[قبله]] و پشت به قبله، در کشتى، هنگام سیرى، ایستاده، زیر آسمان و زیر درخت میوه.<ref> همان، ص ۲۳۹-۲۴۰، مسأله ۸.</ref>
  
'''<I>ج) واجبات:</I>'''
+
'''ج) واجبات:'''
  
*۱- وقتى زن در اختیار همسرش قرار بگیرد و مطیع او شود بر شوهر واجب است مخارج او را اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم ضرورى  زندگى در حد متعارف تأمین کند، به  شرط آن  که زن، همسر دائمى مرد باشد و بدون اجازه او از منزل خارج نشود (جز براى [[حج]] واجب) و [[ارتداد|مرتد]] نگردد.<ref> همان، ص ۳۱۳-۳۱۵، مسأله ۱، ۳، ۵ و ۸.</ref>
+
*وقتى زن در اختیار همسرش قرار بگیرد و مطیع او شود، بر شوهر واجب است [[نفقه]] یعنی مخارج او را اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم ضرورى  زندگى در حد متعارف تأمین کند، به  شرط آن  که زن، همسر دائمى مرد باشد و بدون اجازه او از منزل خارج نشود (جز براى [[حج]] واجب) و [[ارتداد|مرتد]] نگردد.<ref> همان، ص ۳۱۳-۳۱۵، مسأله ۱، ۳، ۵ و ۸.</ref>
  
*۲- پس از عروسى، بر مرد واجب است همه مهریه زن را به او بپردازد و زن حق دارد آن را پیش از عروسى نیز طلب کند.<ref> همان، ص ۲۹۹-۳۰۰، مسأله ۱۱ و ۱۷.</ref>
+
*پس از عروسى، بر مرد واجب است همه [[مهریه]] زن را به او بپردازد و زن حق دارد آن را پیش از عروسى نیز طلب کند.<ref> همان، ص ۲۹۹-۳۰۰، مسأله ۱۱ و ۱۷.</ref>
  
*۳- بر زن، واجب است در مورد کامجویى هاى [[حلال]]، از شوهر خویش [[تمكين‌‌‌‌|تمکین]] کند.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۴۱۲.</ref><ref> فقه خانواده، على‌اصغر الهامى نیا، ص ۱۳.</ref>
+
*بر زن واجب است در مورد کامجویى هاى [[حلال]]، از شوهر خویش [[تمکین]] کند.<ref> توضیح المسائل، مسأله ۲۴۱۲.</ref><ref> فقه خانواده، على‌اصغر الهامى نیا، ص ۱۳.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۱۳۸: سطر ۹۱:
 
[[رده:احکام خانواده]]
 
[[رده:احکام خانواده]]
 
[[رده:احکام ازدواج]]
 
[[رده:احکام ازدواج]]
[[رده:سنت های پیامبر اکرم]]
+
[[رده:سنت های پیامبر اکرم]][[رده:آداب و سنن]]
 
[[رده: مقاله های مهم]]
 
[[رده: مقاله های مهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۶:۵۵

«ازدواج» ایجاد پیوند زناشویی بین زن و مرد به وسیله صیغه عقد با رضایت دو طرف است. قرآن به مسلمانان توصیه می‌کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و ازدواج را آیت الهی و مایه آرامش دانسته و خداوند را الفت دهنده بین زن و مرد معرفی می‌نماید. در روایات نیز به ازدواج توصیه زیادی شده و ملاک‌هایی برای انتخاب همسر بیان گردیده است.

جایگاه ازدواج در اسلام

از نظر اسلام، ازدواج عامل تکامل انسان، راه صحیح ارضای غریزه جنسی و موجب بقای نسل است. قرآن کریم نهاده شدن ازدواج در خلقت را از جمله آیات الهی و مایه آرامش زن و مرد می‌داند: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً...؛[۱] و از نشانه هاى او، این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان، مودت و رحمت قرار داد».

قرآن به مسلمانان توصیه می‌کند که مردان و زنان بی‌همسر را همسر دهند و فقر را مانع ازدواج قرار ندهند که خداوند آنها را حمایت می کند: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۲]؛ [مردان و زنان] بی همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست اند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.»

حضرت محمد صلى الله علیه وآله ازدواج را بنیان محبوب الهی می داند: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبَّ الَى الَّلهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْویجِ؛[۳] در اسلام هیچ بنیادى پى ریزى نشده که مانند ازدواج، محبوب خداى بزرگ باشد».

و در حدیث مشهوری از آن حضرت آمده است: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ فَلْيَّتَقِ اللّه‌َ فِی النِّصْفِ الباقی؛[۴] هرکس ازدواج کند، نصف دين خود را حفظ کرده، پس با تقوا مراقب نصف ديگر باشد».

و امام صادق علیه السلام، ازدواج را سبب افزونى ارزش عبادت دانسته، مى فرماید: «رَکعَتانِ یصَلّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکعَةً یصَلّیها غَیرُ مُتَزَوِّجٍ؛[۵] دو رکعت نمازى که متأهل به جاى مى آورد از هفتاد رکعت نمازى که مجرد به جاى مى آورد، برتر است».

در متون اسلامى به موازات تمجید و تشویق به ازدواج، از تجرّد نهى و نکوهش شده است، از جمله رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: «اکثَرُ اهْلِ النَّارِ العُزَّابُ؛[۶] بیشتر اهل دوزخ را مجردان تشکیل مى دهند».

آداب و احکام ازدواج

ازدواج، براى زن یا مرد به خودى خود از مستحبات بسیار مؤکد است؛[۷] اما گاه واجب مى شود. چنانکه کسى که به واسطه نداشتن زن به حرام مى افتد، واجب است زن بگیرد.[۸]

خواستگارى و انتخاب همسر

برخی از توصیه های روایات در مورد خواستگاری و انتخاب همسر عبارتند از:

  • سزاوار است انسان در صفات همسر آینده خویش دقت کند و همسرى خوش نام و خوش اخلاق برگزیند و همان گونه که مرد باید در صفات نامزد خویش توجه کند، سزاوار است زن و اولیاى او نیز در صفات خواستگار، نیک بنگرند.[۹]
  • در انتخاب همسر نباید به زیبایى و ثروت او بسنده کرد، بلکه باید همسرى را اختیار کند که از صفات نیکو برخوردار باشد. این صفات از نظر رسول اکرم صلى الله علیه وآله عبارتند از: وَلود (بسیار بچه زا)؛ وَدود و با محبت؛ عفیف و پاکدامن؛ عزیز و محترم در میان خانواده خویش؛ متواضع و مطیع در برابر شوهر؛ خودآرایى براى همسر.[۱۰]
  • صفات زنان ناشایست از منظر رسول خدا صلى الله علیه وآله این گونه است: نسبت به شوهر سرسخت و پرتوقع است؛ در میان خانواده خود، خوار و بى مقدار است؛ کینه توز و حسود است؛ در برابر گناه، ورع و تقوا ندارد؛ در غیاب شوهر براى دیگران آرایش مى کند، ولى در حضور شوهرش از چنین کارى دریغ مى ورزد؛ سخن شوهرش را نمى شنود و از او اطاعت نمى کند؛ چون اسب سرکش، از شوهرش تمکین نمى کند؛ هیچ عذرى را از شوهر نمى پذیرد و هیچ گونه گذشتى نسبت به او ندارد.[۱۱]
  • ازدواج با این گونه زنان نیز مکروه است: ازدواج با زن زناکار و زنازاده؛ ازدواج با زنى که هنگام تولد، قابله انسان بوده و دختر قابله.[۱۲]
  • زنان نیز نباید مردانى را به همسرى برگزینند که این صفات زشت را دارند: بداخلاقى؛ زن صفتى و نامردى؛ فسق و فجور؛ شرابخورى.[۱۳]
  • مرد مى تواند هنگام خواستگارى با شرایطی به زن مورد نظر نگاه کند.[۱۴]

احکام عقد

  • ازدواج به دو شکل دایم و موقت (مُتعه)، انجام مى گیرد و هر یک از آنها نیازمند صیغه عقدى است که مشتمل بر «ایجاب و قبول» است؛ یعنى گفتن دو جمله اى که دلالت بر رضایت به مفهوم خود داشته باشند؛ بنابراین، تنها رضایت قلبى دو طرف، یا به شکل معاطاتى (ازدواج عملى بدون عقد و صیغه)، یا صیغه عقد کتبى یا اشاره اى که دلالت بر ازدواج کند،[۱۵] کافى نیست.[۱۶]
  • صیغه عقد بنابر احتیاط لازم باید به عربى خوانده شود و اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، با هر زبانى که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند، ولى باید جمله اى بگویند که معناى «زَوَّجْتُ وَ قَبِلْتُ» لغت عربى را بفهماند.[۱۷]
  • صیغه عقد، چه توسط خود زوجین خوانده شود، چه توسط وکیل آنها، باید بعد از بیان شرایط و توافق و تعیین مهریه، اجرا شود و احتیاط واجب آن است که «ایجاب» از طرف زن و «قبول» از طرف مرد باشد.[۱۸]
  • کسى که صیغه عقد را جارى مى کند - خواه براى خود یا براى دیگرى -، باید بالغ و عاقل باشد، همچنین باید صیغه را صحیح و با قصد جدى پیوند ازدواج، جارى کند.[۱۹]
  • اگر در عقد، یک حرف غلط خوانده شود که معناى آن را عوض کند، عقد باطل است.[۲۰]
  • زن و مرد تا یقین نکنند وکیل آن ها صیغه را خوانده است، نمى توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند.[۲۱]
  • رضایت کامل زن و مرد در صحت عقد، شرط است؛ بنابراین اگر زن یا مرد را مجبور به ازدواج کنند، عقد صحیح نیست، مگر بعد از اجراى صیغه، ازدواج را بپذیرد و راضى شود.[۲۲]
  • دخترى که به حد بلوغ رسیده و رشیده است یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد باید از پدر یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.[۲۳]
  • اگر مرد پس از عقد و پیش از عروسى (رابطه زناشویی)، زنش را طلاق بدهد، باید نصف مهریه را به او بپردازد. همین طور اگر زن یا مرد در این اثنا بمیرند، زن یا وارثان او نصف مهریه را دریافت مى کنند.[۲۴]
  • وجود برخى عیب ها در زن یا مرد، سبب باطل شدن عقد مى شود.[۲۵]

احکام شب زفاف

الف) مستحبات:

  • مستحب است عروسى در شب انجام گیرد و در شب یا روز عروسى، ولیمه داده شود که از سنت پیامبران است. و خوب است که مؤمنان ثروتمند و فقیر را به ولیمه دعوت کرد و براى آنان نیز مستحب است این دعوت را بپذیرند، گرچه روزه مستحبى گرفته باشند.
  • مستحب است داماد هنگام عروسى، دو رکعت نماز و دعاهایى را که از معصومین علیهم السلام رسیده بخواند و عروس و داماد با وضو باشند و داماد از خدا بخواهد که فرزندش را مسلمان و سالم قرار دهد و او را از گزند وسوسه شیطان نگه دارد.

ب) مکروهات:

  • در زمان هاى زیر، آمیزش مکروه است: شب و روزى که ماه و خورشید مى گیرند؛ روزى که باد سیاه یا زرد مى وزد یا زلزله رخ مى دهد، هنگام غروب خورشید، شب اول ماه (جز ماه رمضان)، شب نیمه هر ماه، شب چهارشنبه، شب عید فطر و عید قربان و در مسافرت اگر آب براى غسل کردن یافت نمى شود.
  • در این حالات نیز آمیزش کراهت دارد؛ رو به قبله و پشت به قبله، در کشتى، هنگام سیرى، ایستاده، زیر آسمان و زیر درخت میوه.[۲۷]

ج) واجبات:

  • وقتى زن در اختیار همسرش قرار بگیرد و مطیع او شود، بر شوهر واجب است نفقه یعنی مخارج او را اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم ضرورى زندگى در حد متعارف تأمین کند، به شرط آن که زن، همسر دائمى مرد باشد و بدون اجازه او از منزل خارج نشود (جز براى حج واجب) و مرتد نگردد.[۲۸]
  • پس از عروسى، بر مرد واجب است همه مهریه زن را به او بپردازد و زن حق دارد آن را پیش از عروسى نیز طلب کند.[۲۹]

پانویس

  1. سوره روم، آیه ۲۱.
  2. سوره نور، آیه ۳۲.
  3. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۴.
  4. الکافی، ج۵، ص۳۲۸.
  5. همان، ص ۲۰.
  6. همان .
  7. تحریرالوسیله، امام خمینی، ج ۲، ص ۲۳۶.
  8. توضیح المسائل، م ۲۴۴۳.
  9. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷، مسأله ۱.
  10. همان، مسأله ۲.
  11. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۷-۲۳۸، مسأله ۲.
  12. همان، ص ۲۳۸، مسأله ۳.
  13. همان، مسأله ۴.
  14. رجوع کنید: تحریرالوسیله، ص ۲۴۵، مسأله ۲۸.
  15. افرادى که لال هستند از این حکم استثنا مى شوند.
  16. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶.
  17. توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۰.
  18. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۴۶-۲۴۷، مسأله ۱ و ۴.
  19. همان، ص ۲۴۹، مسأله ۱۱.
  20. توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۱.
  21. همان، مسأله ۲۳۶۵.
  22. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۵۴، مسأله ۲۵.
  23. توضیح المسائل، مسأله ۲۳۷۶.
  24. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۳۰۰، مسأله ۱۳ و ۱۴.
  25. توضیح المسائل، مسأله ۲۳۸۰-۲۳۸۱ و تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۹۲-۲۹۷.
  26. تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۳۸-۲۳۹، مسأله ۶-۸.
  27. همان، ص ۲۳۹-۲۴۰، مسأله ۸.
  28. همان، ص ۳۱۳-۳۱۵، مسأله ۱، ۳، ۵ و ۸.
  29. همان، ص ۲۹۹-۳۰۰، مسأله ۱۱ و ۱۷.
  30. توضیح المسائل، مسأله ۲۴۱۲.
  31. فقه خانواده، على‌اصغر الهامى نیا، ص ۱۳.
فقه/احکام
عبادات: تقلید، طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، حج

اموال: خرید و فروش، شرکت، صلح، اجاره، مزارعه، مساقات، وکالت، قرض، حواله، رهن، ضامن شدن، کفالت، امانت، عاریه، ارث، غصب

آداب و رفتار: ازدواج، طلاق، خوردن و آشامیدن، نذر و عهد، قسم، امر به معروف و نهی از منکر، صید ، ذبح، وصیت، مال پیدا شده، وقف، دفاع، مسائل مستحدثه

رده ها: احکام | احکام عبادی | احکام اقتصادی | احکام خانواده | احکام روابط اجتماعی |اصطلاحات احکام|مراجع تقلید