مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

نفاق

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نفاق به معنى دورويى و مخالف بودن ظاهر با باطن است. قرآن جایگاه منافقین را قعر جهنم دانسته و آنها را به عنوان دشمنان اسلام معرفی نموده به شدت نکوهش کرده است. روایات نیز به توصیف صفات ناشایست آنها پرداخته است.

ریشه لغوی

واژه‌‌ي نفاق از ریشه‌ی «نفق» است. نفق‏ الرجُلُ یعنی آن مرد داخل تونل شد و النَّافِقَاء يكى از سوراخهاى لانه موش صحرائی است كه آنرا براى روز فرار پنهان مى‏‌كند.[۱] به جهت همین شباهت کار منافق را نفاق نامیدند، چرا که منافق در لغت به کسی می گویند که «کفرش را مخفی می کند و اظهار ایمان می کند و در کل خلاف آنچه در دل دارد، اظهار می کند».[۲]

نفاق در قرآن

در قرآن‌کریم مردم از نظر ایمان به سه دسته تقسیم شده‌اند:‌ مؤمنان، کافران و منافقان. در این میان، تعبیرهایی که درباره‌ی اهل نفاق به‌کار برده شده است، شدّت بیشتری دارد.

قرآن اهتمام زیادی به امر منافقین داشته است و سخن از منافین به کرات در سوره‌‏هاى قرآن آمده است. سوره بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، عنكبوت، احزاب، فتح، حديد، حشر، منافقين و تحريم از جمله این سوره هاست. خدا منافقان را به شديدترين وجه تهديد نموده‌ است . در دنيا تهدید نموده به مهر زدن بر دلهايشان، و پرده افكندن بر گوش‌هاو چشمهایشان، و گرفتن نورشان و رها نمودن آنها در تاریکی‌ها، به طورى كه ديگر راه سعادت خود را نبينند، و در آخرت به اینکه در قعر جهنم (درك اسفل) جايشان ‏دهد. خداى تعالى به پيامبرش خطاب مى‌‏كند كه منافقان دشمن هستند از آنها بر حذر باش: «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ»[۳][۴]

برخی از اقدامات منافقین که قرآن به آن اشاره دارد عبارتند از:

  • كناره‌‏گيری از لشكر اسلام در جنگ احد
  • پيمان بستن با يهود، و تشويق آنان به‏ لشكركشى عليه مسلمين
  • ساختن مسجد ضرار
  • منتشر كردن داستان افك (تهمت به عايشه)،
  • فتنه به پا كردنشان در داستان سقايت و داستان عقبه[۵]

توصيف حال منافقین در آیات ابتدائی سوره منافقون چنین آمده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (3) وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (4) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (5) سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَىٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّىٰ يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ (7) يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ(8)»؛[۶]

هنگامی كه منافقان نزد تو می آيند می گويند ما شهادت می دهيم كه حتما تو رسول خدائی. خداوند می داند كه تو قطعا رسول او هستی ولی خداوند شهادت می دهد كه منافقان دروغگو هستند. آنها سوگندهايشان را سپر ساخته اند تا مردم را از راه خدا بازدارند، آنها كارهای بسيار بدی انجام می دهند. اين به خاطر آن است كه آنها نخست ايمان آوردند سپس كافر شدند، لذا بر دلهای آنها مهر نهاده شده، و حقيقت را درك نمی كنند. هنگامی كه آنها را می بينی جسم و قيافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد و اگر سخن بگويند به سخنانشان گوش فرامی دهی، اما گوئی چوب های خشكی هستند كه بر ديوار تكيه داده شده، هر فريادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می پندارند، آنها دشمنان واقعی تو هستند از آنان برحذر باش، خداوند آنها را بكشد چگونه از حق منحرف می شوند؟ هنگامی كه به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا برای شما استغفار كند سرهای خود را از روی استهزا و كبر و غرور تكان می دهند و آنها را می بينی كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر می ورزند. برای آنها تفاوت نمی كند خواه استغفار برايشان كنی يا نكنی، هرگز خداوند آنها را نمی بخشد، زيرا خداوند قوم فاسق را هدايت نمی كند. آنها كسانی هستند كه می گويند: به افرادی كه نزد رسول خدا هستند انفاق نكنيد تا پراكنده شوند غافل از اين كه خزائن آسمانها و زمين از آن خدا است ولی منافقان نمی فهمند. آنها می گويند: اگر به مدينه بازگرديم عزيزان ذليلان را بيرون می كنند، در حالی كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولی منافقان نمی‌دانند.

از مجموع آيات فوق، نشانه های متعددی برای منافقان استفاده می شود كه در يك جمع بندی می‌توان، آن را در ده نشانه، خلاصه كرد:

  1. دروغگوئی صريح و آشكار: «وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ».
  2. استفاده از سوگندهای دروغين برای گمراه ساختن مردم: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً».
  3. عدم درك واقعيات، بر اثر رهاكردن آئين حق، بعد از شناخت آن: «لايَفْقَهُون».
  4. داشتن ظاهری آراسته و زبانی چرب، علی رغم تهی بودن درون و باطن: «وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ...».
  5. بيهودگی در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون يك قطعه چوب خشك: «كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ».
  6. بدگمانی و ترس و وحشت از هر حادثه و هر چيز به خاطر خائن بودن: «يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِم...».
  7. حق را به باد سخريه و استهزاء گرفتن: « لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ».
  8. فسق و گناه: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ».
  9. خود را مالك همه چيز دانستن و ديگران را محتاج به خود پنداشتن: «هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَىٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّىٰ يَنْفَضُّوا».
  10. خود را عزيز و ديگران را ذليل، تصور كردن: «لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ».

اقسام نفاق

نویسنده تفسیر اطیب البیان در مورد اقسام نفاق می گوید:

نفاق بمعنى دو رويى و مخالف بودن ظاهر با باطن است و براى آن اقسامى است:
قسم اول: نفاق در عقيده: به اين گونه كه در باطن كافر و مشرك و مادی‌گرا و منحرف باشد ولى در ظاهر اظهار اسلام و ايمان كند. اين نوع از نفاق اعظم و اشدّ و اقبح اقسام كفر است زيرا علاوه بر كفر باطنى، شامل مكر و حيله و خدعه نسبت به مسلمانان نيز مي باشد.
قسم دوم: نفاق در اخلاق: يعنى باطنا متخلّق به اخلاق حميده نباشد ولى در ظاهر چنين نمايش دهد كه داراى اخلاق حميده است مثل اين كه در باطن زهد و خوف از خدا و محبت خدا و سخاوت و توكل و خشوع و امثال اين صفات را ندارد ولى در ظاهر خود را زاهد و خائف و محبّ خدا و سخى و متوكل و خاشع و نظائر اينها نشان مي دهد.
قسم سوم: نفاق در اعمال: يعنى خلوت او با ملأ او و پنهان او با آشكاراى او متفاوت باشد. در ظاهر خود را عابدترین و باتقوا ترین معرّفى كند ولى در حقيقت چنين نباشد.
و دليل بر اين كه نفاق شامل جميع اين اقسام است اخبارى است كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در تعريف نفاق و منافق وارد شده از امام چهارم زين العابدين عليه السّلام روايت شده كه فرمود: «بدرستى كه منافق نهى ميكند و نهى نمى‌پذيرد و امر مي كند به آنچه خود انجام نمي دهد و وقتى به نماز مى‌ايستد التفات و توجهش به غير خداست و هنگامى كه به ركوع ميرود چون چهارپايان فرود ميشود يعنى از ركوع چيزى درك نمي كند، شام مي كند و همّش خوراك است با اين كه روزه نبوده و صبح مي كند و همّش خواب است با اين كه شب بيدار نبوده اگر با تو سخن گويد، دروغ ميگويد و اگر به او امانت بسپارى، خيانت كند و اگر از او غايب شوى، غيبت تو را مينمايد و اگر با او وعده كنى، خلف وعده مي كند».
و از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود: «رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: فزونى خشوع اعضاء و جوارح برخلاف آنچه در قلب است، نزد ما نفاق مي باشد».
و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود: «رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: سه خصلت است كه در هر كس باشد، منافق است و اگرچه روزه بدارد و نماز بگزارد و گمان كند مسلمان است، كسى كه هر گاه امانت به او سپرده شود، خيانت كند و هرگاه تكلم كند، دروغ گويد و هرگاه وعده كند، وفا ننمايد».[۷]

روايات درباره نفاق

منشا نفاق

قالَ رَسوُلُ اللّهِ صلی الله عليه وآله: حُبُّ المالِ والشَّرَفِ يَنْبُتانِ النِّفاقَ فِی القَلْبِ كَما يَنْبُتُ الماءُ البَقْلَ؛ نبی اكرم صلی اللّه عليه و آله و سلم می فرمايد: حبّ مال و حب برتری، نفاق می رويانند همچنان كه آب گياه را می روياند.

نشانه های نفاق:

رسول خدا صلی اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ و َإِنْ صَامَ وَصَلَّی مَنْ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ و َإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَإِذَا ائْتُمِنَ خَان؛ سه خصلت است كه در هر كس باشد منافق است هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: در امانت خيانت كند. در سخن دروغ بگويد. در وعده تخلّف كند.

عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام أَنَّهُ رُوِيَ أَنَّ لِلْمُنَافِقِ أَرْبَعاً مِنْ عَلَامَاتِ النِّفَاقِ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ جُمُودَ الْعَيْنِ وَ الْإِصْرَارَ عَلَی الذَّنْبِ و َالْحِرْصَ عَلَی الدُّنْيَا؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: چهار چيز از نشانه های نفاق است:

  1. سنگدل بودن
  2. نَگريستن از ترس خدا
  3. گناه پی درپی بدون توبه واقعی
  4. طمع بر دنيا.[۸]

قَالَ عليه السلام: الْخِيَانَةُ رَأْسُ النِّفَاقِ؛ امام عليه السلام فرمودند: خيانت، اوج بی ايمانی و نفاق است.[۹]

زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ لَا تَقُمْ إِلَی الصَّلَاةِ مُتَكَاسِلًا وَ لَا مُتَنَاعِساً وَ لَا مُتَثَاقِلًا فَآن ها مِنْ خَلَلِ النِّفَاقِ فَإِنَّ اللَّهَ نَهَی الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَقُومُوا إِلَی الصَّلَاةِ و َهُمْ سُكَارَی يَعْنِي مِنَ النَّوْمِ؛ امام باقر عليه السلام فرمودند: با كسالت و خواب آلودگی و سنگينی و بی حالی نماز نخوانيد كه اين طور نماز خواندن از نفاق است و خداوند مؤمنين را از نماز خواندن در حال خواب آلودگی نهی كرده.[۱۰]

مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ كَتَبْتُ إِلَی أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَكَتَبَ إِلَي: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا*مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا»[۱۱] لَيْسُوا مِنَ الْكَافِرِينَ وَلَيْسُوا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و َلَيْسُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ يُظْهِرُونَ الْإِيمَانَ وَ يَصِيرُونَ إِلَی الْكُفْرِ وَالتَّكْذِيبِ لَعَنَهُمُ اللَّهُ؛ امام رضا عليه السلام، در جواب نامه محمد بن فضيل كه از حضرت، مسئله ای پرسيده بود، ضمن توصيف منافقين به وسيله آيات 142 و 143 سوره نساء كه می فرمايد: (منافقين به خداوند خدعه می كنند و خدا هم به آنان خدعه می كند و با كسالت نماز می گزارند و ريا می كنند و به ياد خدا نيستند مگر اندكی نه با مؤمنين اند نه با كفار و كسی كه از خدا و هدايت الهی جدا شد راهی برای نجات نمی يابد)، فرمودند: منافقين نه از كافرين اند و نه از مؤمنين و نه از مسلمين، اظهار ايمان می كنند ولی روش زندگیشان كفر و تكذيب خدا است، از رحمت خدا دور باشند.[۱۲]

بعضی از صفات منافقين:

أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عليه السلام قَالَ قَالَ: إِنَّ الْمُنَافِقَ يَنْهَی و َلَا يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ بِمَا لَا يَأْتِي و َإِذَا قَامَ إِلَی الصَّلَاةِ اعْتَرَضَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ و َمَا الِاعْتِرَاضُ قَالَ الِالْتِفَاتُ وَ إِذَا رَكَعَ رَبَضَ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الْعَشَاءُ و َهُوَ مُفْطِرٌ وَ يُصْبِحُ و َهَمُّهُ النَّوْمُ و َلَمْ يَسْهَرْ إِنْ حَدَّثَكَ كَذَبَكَ و َإِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَكَ و َإِنْ غِبْتَ اغْتَابَكَ وَ إِنْ وَعَدَكَ أَخْلَفَكَ؛ امام سجاد عليه السلام فرمودند: منافق عمل می كند به آن چه كه ديگران را از آن نهی می كند و امر می كند به آنچه كه خودش عمل نمی كند، نماز می خواند بدون توجه به خدا، ركوع می كند ولی چيزی از توجه به خدا و كرنش، در او نيست. روز را به شب و شب را به روز می رساند در حالی كه همه تلاشش خوردن و خوابيدن است، اگر حرف بزند دروغ می گويد و اگر به او اعتماد كنی خيانت می كند، پشت سرت غيبت می كند و اگر وعده دهد خلف وعده می كند.[۱۳]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله مَثَلُ الْمُنَافِقِ مَثَلُ جِذْعِ النَّخْلِ أَرَادَ صَاحِبُهُ أَنْ يَنْتَفِعَ بِهِ فِي بَعْضِ بِنَائِهِ فَلَمْ يَسْتَقِمْ لَهُ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي أَرَادَ فَحَوَّلَهُ فِي مَوْضِعٍ آخَرَ فَلَمْ يَسْتَقِمْ لَهُ فَكَانَ آخِرُ ذَلِكَ أَنْ أَحْرَقَهُ بِالنَّار؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: مثل منافق، مثل شاخه نخلی است كه وقتی صاحبش بخواهد در ساخت بنائش از او بهره بگيرد، به خاطر مستقيم نبودنش بكار نمی آيد و در نتيجه فقط به درد سوزاندن می خورد.[۱۴]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَی مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: اگر خشوع و كرنش و فروتنی كه كسی در ظاهر نسبت به خدا نشان می دهد، بيش از مقداری باشد كه در قلب و باطنش است، اين نفاق است.[۱۵]

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ النِّفَاقِ؛ امام باقر عليه السلام فرمودند: ما با ديدن هر كس، می فهميم كه مؤمن است يا منافق.[۱۶]

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: إِيَّاكُمْ و َالْمِرَاءَ و َالْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَی الْإِخْوَانِ و َيَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ؛ اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: باهم جدال و دشمنی نكنيد كه باعث بيماری دل و نفاق می شود.[۱۷]

موسيقی حرام، آشيانه نفاق:

امام صادق عليه السلام فرمودند:الْغِنَاءُ عُشُّ النِّفَاق؛ موسيقی حرام، آشيانه نفاق (نابود كننده ايمان) است.[۱۸]

نواختن آلات موسيقی حرام، موجب مرض نفاق:

امام صادق عليه السلام فرمودند: ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ؛ نواختن آلات موسيقی حرام، سبب مرض نفاق در قلب می شود، همان طور كه آب باعث رويش سبزه می شود.[۱۹]

حقوقی که منافق ادا نمی کند:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا يَجْهَلُ حَقَّهُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ مَعْرُوفُ النِّفَاقِ ذُو الشَّيْبَةِ فِي الْإِسْلَامِ وَحَامِلُ الْقُرْآنِ وَالْإِمَامُ الْعَادِلُ؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: حق سه نفر را زير پا نميگذارد مگر منافق معروف النفاق: پير شده در اسلام، حاملان قرآن و امام عادل.[۲۰]

جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عليه السلام أَنَّهُ نَهَی أَنْ يُخْفِيَ الْمَرْءُ زَكَاتَهُ عَنْ إِمَامِهِ وَقَالَ إِخْفَاءُ ذَلِكَ مِنَ النِّفَاق؛ اميرالمؤمنين عليه السلام نهی كردند مردم را از مخفی كردن و نپرداختن زكات به امام عادل و فرمودند: مخفی كردن آن از نفاق است.[۲۱]

ذكر خدا باعث دوری از نفاق:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً كُتِبَتْ لَهُ بَرَاءَتَانِ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ و َبَرَاءَةٌ مِنَ النِّفَاقِ؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: كسی كه زياد ذاكر و به ياد خداوند عزوجل باشد، خداوند او را دوست می دارد و از نفاق و آتش جهنم دور می شود.[۲۲]

لبيك گوئی در حال احرام، باعث برائت از نفاق:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله عليه و آله مَنْ لَبَّی فِي إِحْرَامِهِ سَبْعِينَ مَرَّةً إِيمَاناً وَاحْتِسَاباً أَشْهَدَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ مَلَكٍ بِبَرَاءَةٍ مِنَ النَّارِ وَبَرَاءَةٍ مِنَ النِّفَاقِ؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: كسی كه در حال احرام، از روی ايمان هفتاد بار لبيك گويد خداوند، هزاران هزار ملك را شاهد می گيرد كه او را از نفاق و آتش دوزخ دور كند. [۲۳]

دعاء برای دوری از نفاق:

قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عليه السلام إِذَا دَخَلْتَ الْحَمَّامَ فَقُلْ فِي الْوَقْتِ الَّذِي تَنْزِعُ فِيهِ ثِيَابَكَ اللَّهُمَّ انْزِعْ عَنِّي رِبْقَةَ النِّفَاقِ و َثَبِّتْنِي عَلَی الْإِيمَان؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتی در حمام لباست را از تن بيرون می آوری بگو: خدايا مرا از نفاق دور كن و بر ايمان، ثابت دار[۲۴]

سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله عليه و آله أَنَّهُ مَنْ صَلَّی فِي لَيْلَةِ الْأُولَی مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً بِالْحَمْدِ و َالْجَحْدِ ثَلَاثاً و َالتَّوْحِيدِ ثَلَاثاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَبَرَأَ مِنَ النِّفَاق؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: كسي كه شب اول رجب سی ركعت نماز بخواند در هر ركعت يك حمد و سه بار سوره كافرون و سه بار سوره توحيد بخواند، خداوند گناهانش را می آمرزد و از نفاق دور مي شود.[۲۵]

به مسلمان ظالم، نبايد نسبت شرك و نفاق داد:

أَنَّ عَلِيّاً عليه السلام لَمْ يَكُنْ يَنْسُبُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ حَرْبِهِ إِلَی الشِّرْكِ وَلَا إِلَی النِّفَاقِ وَلَكِنَّهُ كَانَ يَقُولُ هُمْ إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَيْنَا؛ حضرت علی عليه السلام به مسلمانانی كه با او می جنگيدند، نسبت شرك و نفاق نميداد (كه اين نشانگر بزرگی نفاق است) بلكه می فرمود: اينها برادران ما هستند كه بر ما ظلم می كنند و با ما می جنگند.[۲۶]

نفاق، مانع استجابت دعاء:

امام زين العابدين عليه السلام فرمودند: از گناهانی كه باعث مستجاب نشدن دعا می شود، نيت بد و باطن بد و خبيث داشتن و نفاق و دو رو بودن با برادران دينی است.[۲۷]

انس و ارتباط مستمر با قرآن، بهترين و مؤثرترين راه علاج و دوری از بيماری نفاق:

نَهْجُ الْبَلَاغَةِ، قَالَ عليه السلام اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ وَ الْهَادِي الَّذِي لَا يُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لَا يَكْذِبُ و َمَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًی وَ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًی و َاعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَلَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ و َاسْتَعِينُوا بِهِ عَلَی لَأْوَائِكُمْ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ و َهُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْعَمَی و َالضَّلَال...؛ اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: بدانيد، اين قرآن نصيحت كننده ای است كه فريب نمی دهد، هدايت كننده ای است كه گمراه نمی كند، گوينده ای است كه دروغ نمی گويد و كسی با آن همنشين نمی شود مگر اين كه به هدايتش ‍ افزوده و از نادانيش كم می شود و بدانيد، كسی كه به قرآن عالم باشد، هيچ كس نمی تواند به علم او بيفزايد و هيچ عالمی از قرآن بی نياز نيست، پس از قرآن شفا بگيريد و از آن كمك بگيريد كه شفای بزرگترين دردها كه كفر و نفاق و نادانی و گمراهی است، در آن است.[۲۸]

شركت مستمر در نماز جماعت، سبب دوری از نفاق و آتش دوزخ:

الشَّهِيدُ فِي الذِّكْرَی، عَنِ النَّبِي صلی الله عليه و آله مَنْ صَلَّی أَرْبَعِينَ يَوْماً فِي الْجَمَاعَةِ يُدْرِكُ التَّكْبِيرَةَ الْأُولَی كُتِبَ لَهُ بَرَاءَتَانِ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ و َبَرَاءَةٌ مِنَ النِّفَاقِ؛ رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند: كسی كه چهل روز در نماز جماعت، از اول نماز شركت كند از آتش دوزخ و از نفاق دور می شود.[۲۹]

پانویس

  1. فرهنگ ابجدى، ترجمه المنجد الابجدى، ص68
  2. ابراهیم مصطفی و دیگران، المعجم الوسیط، دارالدعوه استانبول، 1989 ق، 1410 هـ . ق، ص 942.
  3. سوره منافقون، آیه4
  4. الميزان في تفسير القرآن، ج‏19، ص288
  5. الميزان في تفسير القرآن، ج‏19، ص288
  6. سوره منافقون، آيات 1 تا 8
  7. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‌1، ص303 تا 305 (نقل با تلخیص)
  8. مستدرك الوسائل، ج11، ص367
  9. مستدرك الوسائل، ج14، ص14
  10. مستدرك الوسائل، ج4، ص90
  11. سوره نساء، 143 و 142
  12. الكافي، ج2، ص396
  13. كافی، ج2، ص397
  14. كافی، ج2، ص397
  15. كافي، ج2، ص397
  16. كافی، ج1، ص438
  17. كافی، ج2، ص300
  18. كافی، ج6، ص431
  19. كافی، ج6، ص434
  20. وسايل الشيعه، ج12، ص98
  21. مستدرك الوسائل، ج7، ص123
  22. كافی، ج2، ص499
  23. كافی، ج4، ص337
  24. .من لايحضره الفقيه، ج:1، ص:112
  25. وسائل الشيعه، ج7، ص91
  26. وسائل الشيعه، ج15، ص82
  27. وسائل الشيعه، ج16، ص281
  28. مستدرك الوسائل، ج4، ص239
  29. مستدرك الوسائل، ج6، ص446
قرآن
(اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه ↓ رده ها ↓
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن

سوره های قرآن

آیات قرآن

واژگان قرآنی

شخصیت های قرآنی

قصه های قرآنی

علوم قرآنی

معارف قرآن

علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
متن و ترجمه قرآن