آیه 11 سوره مدثر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا

مشاهده آیه در سوره


<<10 آیه 11 سوره مدثر 12>>
سوره : سوره مدثر (74)
جزء : 29
نزول : مکه

ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

ترجمه های فارسی

به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Leave Me [to deal] with him whom I created alone,

معانی کلمات آیه

«وَحِیداً»: تک و تنها. مراد بدون اموال و اولاد است. اشاره به ولید پسر مُغیره است که یکی از افراد سرشناس مکّه بود و برای اذیّت و آزار مؤمنان تلاش بسیار می‌کرد. در اینجا هر کافر و منافقی مراد است که برای جلوگیری از اسلام و اذیّت مسلمانان در تک و تاز باشد. واژه (وَحِیداً) می‌تواند حال مفعول محذوفی، یا حال فاعل باشد. معنی دیگر آیه: مرا واگذار با کسی که تنها خودم او را آفریده‌ام. مرا تنها واگذار با کسی که او را آفریده‌ام (که برای عذاب و عقاب او من کافی و بسنده‌ام).

نزول

«شیخ طوسى» گویند: مجاهد و سعید بن جبیر گویند: درباره ولید بن مغیرة المخزومى نازل شده و گویند: هزار دینار ثروت داشته، سفیان گوید: چهار هزار دینار دارائى او بوده، نعمان بن سالم گوید: او مردى ابرص بوده و مجاهد گوید: ده پسر داشته است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ «8» فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ «9» عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ «10» ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً «11» وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً «12» وَ بَنِينَ شُهُوداً «13» وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً «14»

پس هنگامى كه در صور دميده شود. پس آن روز، روز سختى است. بر كافران آسان نيست. مرا واگذار با آن كه خود به تنهايى آفريدم. و به او مالى پيوسته و در حال فزونى دادم. و پسرانى كه در كنارش حاضرند. و براى او اسباب كاميابى را به طور كامل آماده كردم.

جلد 10 - صفحه 284

نکته ها

«ناقور» چيزى است كه براى ايجاد صدا بر آن مى‌كوبند، همچون طبل و يا در آن مى‌دمند همچون شيپور و مراد از آن در اينجا همان نفخ در صور است كه در آيات ديگر مى‌فرمايد:

«فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ» «1»* به نوك پرندگان «منقار» گويند، چون وسيله كوبيدن و سوراخ كردن است و صداى شيپور، گويا گوش را سوراخ مى‌كند و در مغز فرو مى‌رود.

در قرآن، به دو نفخ در صور تصريح شده است: نفخه‌ى اوّل كه در اثر آن همه مى‌ميرند و نفخه‌ى دوم كه در اثر آن دوباره همه زنده مى‌شوند.

در نزديكى مسجدالحرام مركزى به نام «دارالنّدوه» بود كه مشركان براى مشورت در آن جمع مى‌شدند. وليد بن مغيره كه فردى سرشناس و به داشتن عقل و درايت معروف بود، در مجلسى در آن مركز گفت: بياييد براى مقابله با محمّد، حرف‌هاى خود را يكى كنيم و به زائران كعبه درباره محمّد يك پاسخ بدهيم. يك نفر گفت: مى‌گوييم: محمّد شاعر است، ديگرى گفت: مى‌گوييم: او كاهن است، سوّمى گفت: مى‌گوييم: او مجنون است. وليد چهره در هم كشيد و گفت: ما شعرهاى بسيارى شنيده‌ايم امّا سخن محمّد شباهتى به شعر ندارد، و در او اثرى از جنون نيست و كلامش نيز با كاهنان تفاوت دارد. بالاخره تصميم گرفتند كه بگويند: محمّد ساحر است و ميان افراد خانواده جدايى مى‌اندازد و حتّى در يك خانه، كسانى كه به او ايمان آورده‌اند از ساير اعضاى خانواده جدا مى‌شوند.

در اين آيات، خداوند، در مورد وليد مى‌گويد: من او را آفريدم و به او مال و فرزند بسيار دادم، اما او از فكر و توان خود سوء استفاده كرد و در برابر پيامبر من ايستاد. پس مرگ بر او باد.

مراد از «وَحِيداً» در «خَلَقْتُ وَحِيداً» يكى از معانى زير است:

1- «وحيد»، صفت مخلوق است، يعنى او تك وتنها وناتوان ونادار بود و من به او نعمت دادم.

2- «وحيد»، صفت خالق است، يعنى من به تنهايى او را آفريدم و اكنون هم خودم به تنهايى به حساب او مى‌رسم.

«1». مؤمنون، 101 و حاقّه، 13.

جلد 10 - صفحه 285

پیام ها

1- پايان اين جهان و آغاز جهان ديگر، با صدايى وحشتناك و عظيم است. «نُقِرَ فِي النَّاقُورِ»

2- قيامت براى كافران بسيار سخت است و با گذشت زمان هم انسان‌كافر با آن سختى‌ها خو نمى‌گيرد و براى او آسان نمى‌شود. عَسِيرٌ ... غَيْرُ يَسِيرٍ

3- خداوند، پيامبرش را دلدارى مى‌دهد كه دشمن را به من واگذار. ذَرْنِي‌ ...

4- هم اصل آفرينش و هم امور زندگى به دست خداوند است. خَلَقْتُ‌ ... جَعَلْتُ‌

5- اگر امروز اموال و فرزندان در اطراف ما هستند، گرفتار غرور نشويم و فراموش نكنيم كه روزى، تنها آمده‌ايم و تنها مى‌رويم. «خَلَقْتُ وَحِيداً»

6- دارايى بشر به اراده و مشيّت خداوند وابسته است، نعمت‌هاى داده شده را در اثر علم و هنر خود ندانيد. جَعَلْتُ‌ ... مَهَّدْتُ‌

پانویس

  1. پرش به بالا صاحبان روض الجنان و مجمع البیان گویند: ولید بن مغیرة داراى ثروت زیادى بود که به هزاران هزار درهم می‌رسید و داراى باغ‌هاى متعدد در مکه و طائف بود و کفار قریش را در دارالندوه جمع کرد و گفت: نمی‌دانیم محمد را چه بنامیم؟ آیا او را جادوگر بگوئیم یا شاعر بنامیم یا دیوانه بخوانیم و این آیات درباره او نازل شد. سرانجام بعد از نزول این آیات در بدبختى افتاد و مال و ثروتش از دست رفت و فرزندان او نیز هلاک شدند و خود با نگونسارى از میان رفت.

منابع