آیه 10 سوره مدثر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ

مشاهده آیه در سوره


<<9 آیه 10 سوره مدثر 11>>
سوره : سوره مدثر (74)
جزء : 29
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.

بر کافران آسان نیست،

بر كافران آسان نيست.

و براى كافران ناآسان.

و برای کافران آسان نیست!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

not at all easy for the faithless.

For the unbelievers, anything but easy.

Not of ease, for disbelievers.

Far from easy for those without Faith.

معانی کلمات آیه

«یَسِیرٍ»: آسان. ساده. «غَیْرُ یَسِیرٍ»: سخت و پرمشقّت.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ «8» فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ «9» عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ «10» ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً «11» وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً «12» وَ بَنِينَ شُهُوداً «13» وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً «14»

پس هنگامى كه در صور دميده شود. پس آن روز، روز سختى است. بر كافران آسان نيست. مرا واگذار با آن كه خود به تنهايى آفريدم. و به او مالى پيوسته و در حال فزونى دادم. و پسرانى كه در كنارش حاضرند. و براى او اسباب كاميابى را به طور كامل آماده كردم.

جلد 10 - صفحه 284

نکته ها

«ناقور» چيزى است كه براى ايجاد صدا بر آن مى‌كوبند، همچون طبل و يا در آن مى‌دمند همچون شيپور و مراد از آن در اينجا همان نفخ در صور است كه در آيات ديگر مى‌فرمايد:

«فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ» «1»* به نوك پرندگان «منقار» گويند، چون وسيله كوبيدن و سوراخ كردن است و صداى شيپور، گويا گوش را سوراخ مى‌كند و در مغز فرو مى‌رود.

در قرآن، به دو نفخ در صور تصريح شده است: نفخه‌ى اوّل كه در اثر آن همه مى‌ميرند و نفخه‌ى دوم كه در اثر آن دوباره همه زنده مى‌شوند.

در نزديكى مسجدالحرام مركزى به نام «دارالنّدوه» بود كه مشركان براى مشورت در آن جمع مى‌شدند. وليد بن مغيره كه فردى سرشناس و به داشتن عقل و درايت معروف بود، در مجلسى در آن مركز گفت: بياييد براى مقابله با محمّد، حرف‌هاى خود را يكى كنيم و به زائران كعبه درباره محمّد يك پاسخ بدهيم. يك نفر گفت: مى‌گوييم: محمّد شاعر است، ديگرى گفت: مى‌گوييم: او كاهن است، سوّمى گفت: مى‌گوييم: او مجنون است. وليد چهره در هم كشيد و گفت: ما شعرهاى بسيارى شنيده‌ايم امّا سخن محمّد شباهتى به شعر ندارد، و در او اثرى از جنون نيست و كلامش نيز با كاهنان تفاوت دارد. بالاخره تصميم گرفتند كه بگويند: محمّد ساحر است و ميان افراد خانواده جدايى مى‌اندازد و حتّى در يك خانه، كسانى كه به او ايمان آورده‌اند از ساير اعضاى خانواده جدا مى‌شوند.

در اين آيات، خداوند، در مورد وليد مى‌گويد: من او را آفريدم و به او مال و فرزند بسيار دادم، اما او از فكر و توان خود سوء استفاده كرد و در برابر پيامبر من ايستاد. پس مرگ بر او باد.

مراد از «وَحِيداً» در «خَلَقْتُ وَحِيداً» يكى از معانى زير است:

1- «وحيد»، صفت مخلوق است، يعنى او تك وتنها وناتوان ونادار بود و من به او نعمت دادم.

2- «وحيد»، صفت خالق است، يعنى من به تنهايى او را آفريدم و اكنون هم خودم به تنهايى به حساب او مى‌رسم.

«1». مؤمنون، 101 و حاقّه، 13.

جلد 10 - صفحه 285

پیام ها

1- پايان اين جهان و آغاز جهان ديگر، با صدايى وحشتناك و عظيم است. «نُقِرَ فِي النَّاقُورِ»

2- قيامت براى كافران بسيار سخت است و با گذشت زمان هم انسان‌كافر با آن سختى‌ها خو نمى‌گيرد و براى او آسان نمى‌شود. عَسِيرٌ ... غَيْرُ يَسِيرٍ

3- خداوند، پيامبرش را دلدارى مى‌دهد كه دشمن را به من واگذار. ذَرْنِي‌ ...

4- هم اصل آفرينش و هم امور زندگى به دست خداوند است. خَلَقْتُ‌ ... جَعَلْتُ‌

5- اگر امروز اموال و فرزندان در اطراف ما هستند، گرفتار غرور نشويم و فراموش نكنيم كه روزى، تنها آمده‌ايم و تنها مى‌رويم. «خَلَقْتُ وَحِيداً»

6- دارايى بشر به اراده و مشيّت خداوند وابسته است، نعمت‌هاى داده شده را در اثر علم و هنر خود ندانيد. جَعَلْتُ‌ ... مَهَّدْتُ‌



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه