شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

محمدحسین غروی اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۰۴ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها) (رده مدفونین در حرم امام علی علیه السلام)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی (۱۳۶۱-۱۲۹۶ ق) معروف به کمپانی، از عرفا و علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان آخوند خراسانی بود. مکتب علامه غروی را چه در علم اصول و فقه و چه در حکمت و فلسفه باید از مکتب های بسیار پربرکت شیعه به حساب آورد. عالمان بزرگی چون علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از شاگردان او هستند.

Ayatollah-gharavi.jpg
نام کامل محمدحسین غروی اصفهانی
زادروز ۱۲۹۶ قمری
زادگاه کاظمین
وفات ۱۳۶۱ قمری
مدفن نجف، حرم امام علی

Line.png

اساتید

آقا رضا همدانی، آخوند خراسانی، سید محمد طباطبایی فشارکی، محمدباقر اصطهباناتی شیرازی،...

شاگردان

سید محمد حجت کوه کمری، سید محمدهادی میلانی، آیت الله محمدتقی بهجت، علامه طباطبایى،...

آثار

الاجتهاد والتقلید والعداله، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، حاشیه بر مکاسب، تحفة ‌الحکیم،...

ولادت و خاندان

محمدحسین غروی اصفهانی، در ۲ محرم ۱۲۹۶ هـ.ق در کاظمین دیده به جهان گشود. خاندان محقق غروی از آن خانواده‌های متدینی بودند که میان مردم جایگاه ممتازی را دارا بودند. پدرش «حاج محمدحسن»‌ که تاجری درست کار و دیندار بود فرزند «علی اکبر» و نواده «حاج محمد حاتم نخجوانی» است.

پس از آنکه در سال ۱۲۴۳ ق. قرارداد ترکمانچای با دستهای خیانت پیشه قاجاریان امضا شد و در نتیجه شوم آن، بخشی از سرزمین پاک ایران (قفقاز و نخجوان و قسمتی از آذربایجان) از آن جدا گشت، مسلمانان آن سوی رود ارس دچار بلاهای بزرگ و درد و رنجهای سنگینی گشتند. حاج محمداسماعیل نخجوانی (پدر بزرگ محمدحسین) ناچار به همراه خانواده‌اش به شهر تبریز کوچید. اما در تبریز هم اوضاع را مساعد ندید و پس از چند صباحی به شهر اصفهان روی آورد. سالیانی را در آن شهر سپری ساخت تا آنجا که خود و فرزندانش به «اصفهانی» شهرت یافتند. ولی دیری نپایید که خاندان نخجوانی از اصفهان هم کوچ کردند تا بالاخره به شهر زیارتی و مذهبی کاظمین پناه بردند و همانجا را برای خود وطن اختیار کردند و در آنجا حاج محمدحسن اصفهانی (پدر محمدحسین) برای خود اسم و رسمی یافت.

تحصیلات و استادان

حاج محمدحسن معین التجار تنها همان یک پسر را داشت و دلخوش بود که وی می تواند پس از مرگش راه او را در جهان تجارت دنبال کند. اما پسرش محمدحسین آرزویش این بود که پدرش اجازه دهد تا راه کمال طلبی و دانشجویی پیش گیرد. محمدحسین هرگاه فرصت را مناسب می دید، آرزوی خود را با پدر در میان می نهاد و با اصرار از او می خواست که رضایت دهد تا وارد حوزه‌ معارف اسلامی شود، اما پدر راضی به این کار نمی شد. چیزی که این مشکل را از سر راه مرحوم کمپانی برداشت، توسل او به حضرت باب الحوائج امام کاظم علیه السلام بود.

او خود می گوید: «آن روز هم مثل هر روز با پدرم در نماز جماعتی که عصرها در صحن مطهر کاظمین برپا می شد شرکت جسته بودم. نماز تمام شده بود اما صفوف نمازگزاران هنوز به هم نخورده بود. من در حالی که زانوی غم در بغل گرفته بودم، با فاصله اندکی پدرم را می پاییدم که دیدم با یکی از تجار بغداد گرم صحبت است. همچنان که نشسته بودم داشتم در آتش اشتیاق می سوختم. چشمم در گنبد زیبای امام کاظم علیه السلام بود که... عنان از کف هر صاحب دلی می ربود. در این حال از دلم گذشت که ای باب الحوائج، ای موسی بن جعفر، تو عبد صالح و از بندگان برگزیده خدایی و در پیش حضرت حق آبروداری، تو را چه می شد اگر از خدا می خواستی دل پدرم را به من نزدیکتر می کرد تا با تصمیم من که چیزی جز تحصیل علم و کمال در مکتب شما نیست - راضی می شد... در همین اندیشه ها بودم که دیدم پدرم صدایم می کند: محمدحسین! محمدحسین، پسرم! اگر هنوز هم آرزومندی که به حوزه بروی تا دروس اسلامی بخوانی برو! از طرف من خاطرت جمع باشد، ناراحت نمی شوم... اگر دلت می خواهد به نجف اشرف بروی برو![۱]

اساتید و مشایخ:

محمدحسین در دهه‌ دوم زندگی (در سال ۱۳۱۴ یا ۱۳۱۵ ق) بود که پا به حوزه‌ بزرگ نجف نهاد و چیزی نگذشت که مراحل کمال را در دروس مقدماتی یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و بزودی در حلقه درس بزرگترین اساتید حوزه آن روز شرکت جست. استادان او در مرحله سطح و خارج، به ترتیب که در تاریخ و کتاب های تراجم نوشته اند، عبارتند از:

مدفن علمای حرم امیرالمومنین علیه السلام
  • ۱. شیخ حسن تویسرکانی (متوفای ۱۳۲۰ ق): محمدحسین غروی، پیش از همه، پله های نخست ترقی و تعالی را به پیروی از او پیمود، درس تلاش و تقوا را از او یاد گرفت و بیست و چهار بهار از عمرش می گذشت که استادش تویسرکانی رحلت کرد.
  • ۲. آیت الله سید محمد طباطبایی فشارکی (۱۲۵۳-۱۳۱۶ ق) محقق غروی نتوانست بیش از دو سال از محضر پرفیض این استاد خلیق و بزرگوار بهره مند گردد. آیت الله فشارکی تا سال ۱۳۱۲ ق. در سامرا سکونت داشت.
  • ۳. حاج آقا رضا همدانی (۱۲۵۰-۱۳۲۲ ق) حضور در درس و بحث آیت الله همدانی که بیشتر با اثر بزرگش کتاب «مصباح الفقیه» شناخته می شود، چندان طولی نکشید و محقق غروی بیست و ششمین سال از زندگانی را سپری می ساخت که این استاد بزرگوارش هم به دیار باقی شتافت.
  • ۴. آیت الله آخوند خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ ق) آقا محمدحسین جوانی بیست ساله بود که به حوزه درس آخوند خراسانی راه یافت و تا آخر عمر آخوند که سیزده سال پس از آن به درازا کشید به طور مرتب در حلقه درس اصول آخوند شرکت جست و در همین سال ها بود که بیشترین بخش از شرحش بر کفایه‌الاصول را نگاشت. او از شاگردان طراز اول آخوند بود و تا ایشان زنده بود به احترام او از تدریس مستقل و متشکل اجتناب می کرد و روزی که آخوند درگذشت آقا محمدحسین مردی بزرگ سرشناس شده بود و در حالی که تنها سی و سه سال از عمرش می گذشت پس از وفات آخوند در جای وی نشست و از مدرسان بنام و پرآوازه نجف گشت.

محقق غروی در نزد این چهار استاد بزرگوارش بیشتر علم فقه و اصول خواند. اما استادان وی در حکمت و فلسفه عبارتند از:

  • ۵. حکیم محمدباقر اصطهباناتی شیرازی (متوفای ۱۳۲۶ ق) حکیم اصطهباناتی تنها تا سال ۱۳۱۹ ق. در نجف بود و آقا محمدحسین در حدود چهار یا پنج سال از محضر این استاد فرزانه، استفاده کرده است.[۲]
  • ۶. شیخ احمد شیرازی (متوفای ۱۳۳۲ ق) با عنایت به تاریخ وفات وی می توان گفت که محقق غروی بیشترین بهره را از این استاد حکیم می توانست ببرد ولی عجیب این است که حتی بیشتر کسانی که زندگانی علامه غروی را نوشته اند از این استاد نام نبرده اند![۳]

بزرگان بسیاری نیز برای علامه غروی اجازه نامه روایتی نوشته اند که برای نمونه دانشمندان و اندیشوران زیرا را می توان نام برد:

  1. محدث بزرگ معاصر، میرزا حسین نوری طبرسی، گردآوردنده مجموعه روایتی مستدرک الوسائل.[۴]
  2. آیت الله سید حسن صدرالدین موسوی معروف به صدر کاظمی نویسنده ‌کتاب تأسیس الشیعه.[۵]
  3. میرزا محمدباقر اصطهباناتی شیرازی
  4. شیخ احمد شیرازی مشهور به «شانه ساز»
  5. شیخ الشریعه اصفهانی.[۶]

تدریس و شاگردان

حدود یکصد و پنجاه عالم بزرگوار افتخار شاگردی در مکتب علامه غروی را داشته اند. در این میان، از مرجع تقلید و فقیه و فیلسوف گرفته تا مفسر و محدث و متفکر و نویسنده و عارف و واعظ و... را می توان دید. از جمله شاگردان ایشان عبارتند از:

  • سید محمد حجت کوه کمری (۱۳۱۰-۱۳۷۲ ق)
  • سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۹۲-۱۳۸۰ ق)
  • سید محمدهادی میلانی (۱۳۱۳-۱۳۹۵ ق)
  • سید ابوالقاسم خویی (۱۳۱۷-۱۴۱۳ ق)
  • سید عبدالاعلی سبزواری (۱۳۲۸-۱۴۱۴ ق)
  • سید محمدکاظم موسوی حسینی (۱۳۲۲-۱۴۰۵ ق)
  • شیخ سلمان خاقانی (۱۳۳۱-۱۴۰۸ ق)
  • شیخ محمدتقی بهجت فومنی (متولد ۱۳۳۲ ق)
  • سید محمدباقر طباطبایی سلطانی بروجردی (متولد ۱۳۳۲ ق)
  • شیخ ابوالفضل خوانساری (متولد ۱۳۳۴ ق)
  • سید علی بهشتی بابلی (متولد ۱۳۲۴ ق)
  • میرزا غلامحسین جعفری همدانی (۱۳۲۴-۱۴۱۶)
  • شیخ علی خوزانی اصفهانی معروف به «آیت الله مشکات»
  • حاج شیخ علی محمد بروجردی (۱۳۱۵-۱۳۹۵ ق)
  • شیخ عبداللطیف سمامی حائری (۱۳۳۰-۱۴۰۰ ق)
  • شیخ ابوالحسن شیرازی
  • آقا میرزا کاظم دینوری تبریزی (۱۳۲۰-۱۴۱۶ ق)
  • سید مهدی اشکوری نجفی (متولد ۱۳۳۶ ق)
  • شیخ احمد اهری (۱۳۰۵-۱۳۸۸ ق)
  • علامه سید محمدحسین طباطبایی (۱۳۲۱-۱۴۰۲ ق)[۷]
  • سید محمدحسن الهی طباطبائی[۸]
  • علامه شیخ عبدالحسین امینی (۱۳۲۰-۱۳۹۰ ق)
  • محمدعلی اردوبادی (۱۳۱۲-۱۳۸۰ ق)
  • شیخ محمدرضا مظفر (۱۳۲۲-۱۳۸۴ ق)
  • شیخ محمدحسین مظفر (۱۳۱۲-۱۳۸۱ ق)
  • میرزا شیخ نجم الدین جعفر عسکری (۱۳۱۳-۱۳۹۵ ق)
  • سید عبدالحسین طیب (۱۳۱۲-۱۴۱۲ ق)
  • سید محمد حسینی همدانی (۱۳۲۲-۱۴۱۷ ق)
  • شیخ محمدحسین اعلمی (۱۳۲۰-۱۳۹۳ ق)
  • سید میرزا محمود موسوی زنجانی (۱۳۰۹-۱۳۷۴ ق)
  • سید امیرمحمد کاظمی قزوینی (۱۳۳۵-۱۴۱۴ ث)
  • شیخ محمدجواد یثری (۱۳۳۰-۱۴۱۵ ق)
  • سید محمدتقی آل بحرالعلوم (۱۳۱۸-۱۳۹۳ ق)
  • شیخ عبدالرحیم سامت قزوینی (متولد ۱۲۸۱ ش)
  • شیخ محمود شریعت مهدوی (متولد ۱۳۳۵ ق)
  • شیخ محمدرضا غراوی (۱۳۰۳-۱۳۸۵ ق)
  • سید نورالدین میلانی حائری (متولد ۱۳۳۶ ق)
  • سید صدرالدین شوشتری جزایری (۱۳۱۳-۱۳۸۵ ق)
  • سید محمد شبر (متولد ۱۳۳۰ ق)
  • محمدطاهر آل شیخ راضی (۱۳۲۲-۱۴۰۰ ق)
  • شیخ کاتب طریحی (۱۳۰۳-۱۳۹۰ ق)
  • محمدطه کرمی هویزی (۱۳۱۷-۱۳۸۸ ق)
  • شیخ محمدامین زین العابدین بصری (متولد ۱۳۳۳ ق)
  • شیخ عبدالمهدی مطر (۱۳۱۸-پس از ۱۳۹۰ ق)
  • شیخ حسین انواری همدانی
  • سید سجاد علوی گرگانی (۱۳۲۲-۱۴۰۷ ق)
  • سید علی مولانا تبریزی (۱۳۲۰-۱۳۹۲ ق)
  • شیخ نصرالله شبستری (متولد ۱۳۳۰ ق)

شاگردان برگزیده عرفان:

حکیم غروی اصفهانی، مدت زمانی طولانی حوزه درس عرفانی خصوصی داشتند که در خانه خود برگزار می کرد. بزرگمردانی که در این حلقه‌ حال و اشراق، گرد هم می آمدند، عبارت بودند از:

آثار و تألیفات

مهمترین امتیاز آثار مرحوم کمپانی، استدلالی و ابتکاری بودن آنهاست که حکایت از ژرف نگری و دقت نظر او می کند. بخشی از آثار ماندگار او در رشته های مختلف عبارتند از:

الف) علم اصول:

  1. الاجتهاد والتقلید والعداله
  2. الاصول علی النهج الحدیث
  3. الطلب والاراده عند الامامیه والمعتزله والاشاعره؛ این سه کتاب در یک مجلد بزرگ با نام «بحوث فی الاصول» چاپ شده است.
  4. چندین رساله در مباحث مختلف اصولی
  5. حاشیه بر رساله قطع شیخ انصاری
  6. نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، در چهار جلد؛ در مورد این کتاب که بزرگترین اثر علامه غروی در علم اصول است تجلیل و تعظیم بسیار شده است. به راستی که این شرح، نهایت درایت را داراست و اگر برتر از کتاب کفایه نباشد کمتر از آن نیست.

ب) علم فقه:

  1. کتاب الاجاره
  2. صلاة الجماعه
  3. صلاة المسافر؛ این سه کتاب هم به تازگی در یک مجلد با نام «بحوث فی الفقه» انتشار یافته است.
  4. حاشیه‌ کتاب المکاسب؛ حاشیه بر مکاسب شیخ اعظم انصاری، معروفترین اثر فقهی علامه غروی است که پس از گذشت دو سال از وفاتش در دو جلد بزرگ به قطع رحلی انتشار یافت.
  5. حاشیه بر کتاب الطهاره شیخ انصاری
  6. چندین رساله فقهی
  7. سه منظومه درباره ‌اعتکاف، روزه و نماز جماعت
  8. الوسیله، توضیح المسائل به زبان عربی
  9. ذخیرة العباد، توضیح المسائل فارسی

ج) فلسفه و حکمت:

  1. تحفة ‌الحکیم: منظومه ای است به سبک منظومه حکیم سبزواری در حکمت متعالیه. تحفةالحکیم از همان روزهای نخستین انتشارش مورد توجه اهل فن بوده و بعضی از حکما و نویسندگان به شرح آن دست زده اند.
  2. رساله فی اثبات المعاد الجسمانی
  3. حاشیه بر «اسفار» ملاصدرا
  4. مکاتبات فلسفی و عرفانی: مجموعه ای است از ۱۴ نامه در شرح و تحلیل دو بیت شعر از عطار نیشابوری آن جا که می گوید:

دائماً او پادشاه مطلق است در کمال عزّ خود مستغرق است

او بسر ناید زخود آنجا که اوست کی رسد عقل وجود آن جا که اوست

نیمی از این نامه ها از حکیم غروی اصفهانی و نیمی دیگر از عارف معروف سید احمد کربلایی است که دیدگاه یکدیگر را به نقد و بررسی نشسته اند. حاصل آن مناظرات علمی این اثر جاوید گشته است.

د) اشعار:

  • الانوار القدسیه؛ مجموعه دل انگیزی از اشعار عربی آیت الله غروی است.
  • دیوان مفتقر؛ این کتاب که شعرهای فارسی حکیم غروی را در خود گردآورده است، با نام نامناسبی که هیچ برازنده ایشان نیست، دهها بار چاپ شده و انتشار یافته است و این اشتباه از آن جا ناشی شده است که پدر این شاعر حکیم و عارف، حاج محمدحسن اصفهانی معروف به معین التجار، کمپانی یعنی شرکت راه آهن بغداد - کاظمین را به عهده داشت و او بود که برای نخسین بار بانی این کار خیر گشت. از اینجا و تنها به همین علت است که دیوان اشعار فرزندش با نام «دیوان کمپانی» و نام آن حکیم الهی به نام «آیت ‌الله کمپانی» معروف گشت! ولی چنان که شماری نقل کرده اند او از این اسم ناراضی بود و از شنیدن این کلمه بیگانه ناراحت می شد.
  • دیوان غزلیات یا مجموعه‌ عارفانه ها.[۱۰] دیوان اشعار فارسی و عربی او به چاپ رسیده است. غروی اصفهانی از جمله شاعرانی است که در مصیبت سید و سالار شهیدان، امام حسین علیه‌السلام اشعار پرسوز و گدازی دارد. هم اکنون ترجیع بندی در مرثیه‌ سیدالشهداء علیه‌السلام از او بجای مانده است. غروی اصفهانی در این ترجیع بند به استقبال ترجیع بند محتشم کاشانی رفته و از او پیروی نموده که بیت اول آن چنین است:

باز این چه آتش است که بر جان عالم است؟ باز این چه شعله‌ی غم و اندوه و ماتم است؟

علامه غروی اثری نیز در تفسیر قرآن دارد؛ این تفسیر که گویا نیمه‌تمام مانده تاکنون چاپ نشده است.

وفات

مرحوم آیت الله غروی اصفهانی، سرانجام در پنجم ماه ذی الحجه سال ۱۳۶۱ قمری دار فانی را وداع گفت و در آستان قدس علوی، زیر ایوان طلا، جنب مناره شمالی در کنار مقبره علامه حلی به خاک سپرده شد.[۱۱]

پانویس

  1. آیت الله غروی از این توسل که نقشی بسیار حیاتی در زندگانی ایشان داشت، بارهای به مناسبت های مختلفی سخن به میان می آورد و خود را همیشه مدیون این لطف حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می دانست.
  2. درباره زندگینامه استادان علامه غروی به ترتیب نگاه کنید به: نقباءالبشر، ج ۱، ص ۲۱۲ و ۳۶۵؛ الرسائل الفشارکیه، ص ۵-۱۱، چاپ جامعه مدرسین قم، علماء معاصرین، ص ۷۵؛ دائرة المعارف تشیع، ج ۲، ص ۲۱۵ و سیمای سامرا، سینای سه موسی از نگارنده این سطور.
  3. مسلسلات، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۳۶۳، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق، از انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی، تنها در اینجاست که از این استاد علامه غروی نام برده شده است.
  4. زندگینامه این محدث متقی در کتاب مستقلی نوشته ایم و با نام «محدث نوری، رویات نور» انتشار یافته است.
  5. متن اجازه نامه ای که آیت الله صدر کاظمی نوشته اند دارای مطالب سودمند و مهمی است که در شش صفحه و در آخر کتاب «غروی اصفهانی غدیر اندیشه» که این مقاله تلخیص آن است، آورده شده است.
  6. مسلسلات، آیت الله مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۳۶۳.
  7. کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش ۲۶، ص ۱۰، به نقل از استاد آیت الله حسن زاده آملی، نگاه حوزه؛ ش ۹-۸، س ۳۴، (ویژه‌نامه وحدت حوزه و دانشگاه).
  8. کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش ۲۶، ص ۷-۸ (مهر و آبان ۱۳۶۸).
  9. گنجینه دانشمندان، ج ۵، ص ۲۳۶؛ عرفان اسلامی، شیخ حسین انصاریان، ج ۵، ص ۱۶۶.
  10. در مورد آثار علامه غروی مراجعه شود به: حاشیه علامه غروی بر مکاسب، مقدمه، به قلم علامه مظفر؛ بحوث فی الاصول، غروی اصفهانی، چاپ دوم، قم، جامعه‌ مدرسین، ۱۴۱۶ ق؛ نور علم، ش ۴، از دوره چهارم(۴۰) ص ۵۳ و ش ۵ از دوره ششم(۲۲) ص ۲۱۳؛ نهایه الدرایه فی شرح الکفایه، غروی اصفهانی، مقدمه، مجله الموسم، ش ۱۶، ص ۲۴۱-۲۵۷، چاپ هلند، ۱۴۱۴ ق و...
  11. نوار مصاحبه با استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی قدس سره.

منابع

آرشیو عکس و تصویر