علی بن ریان بن صلت قمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ على بن ريان بن صلت قمى را به علی بن ریان بن صلت قمی منتقل کرد)
جز
 
سطر ۱: سطر ۱:
'''علی بن ریّان بن صلت اشعری قمی''' (حدود ۲۰۰ - ۲۷۰ ق) [[محدث|محدّث]] مورد اعتماد [[شیعه|شیعی]] و از نمایندگان [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] علیه السلام و از اصحاب [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام عسکری]] علیه السلام است. در میان شاگردان او چهره هاى بسیار مشهور و برجسته اى مانند [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى]] و [[علی بن ابراهیم قمی|على بن ابراهیم قمى]] نیز دیده مى شوند که از نشانه هاى موقعیت و پایگاه بلند على بن ریان در دانش [[حدیث]] و معارف [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام است.
+
'''علی بن ریّان بن صلت اشعری قمی''' (حدود ۲۰۰ - ۲۷۰ ق) [[محدث|محدّث]] مورد اعتماد [[شیعه|شیعی]] و از نمایندگان [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] علیه السلام و از اصحاب [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام عسکری]] علیه السلام است. در میان شاگردان او چهره هاى بسیار مشهور و برجسته اى مانند [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى]] و [[علی بن ابراهیم قمی|على بن ابراهیم قمى]] نیز دیده مى شوند که از نشانه هاى موقعیت و پایگاه بلند على بن ریان در دانش [[حدیث]] و معارف [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام می باشد. كتاب «منثور الاحاديث» از جمله آثار علمى اوست.
  
==زندگی نامه==
+
==زندگی‌نامه==
  
 
تاریخ تولد علی بن ریّان چندان روشن نیست و دانشمندان دانش تراجم کمتر به آن پرداخته اند. ولی مطابق با پاره ای از شواهد در اوائل سده سوم متولد گردیده است.<ref> رجوع شود به ابوالحسن ربانى سبزوارى،"على بن ریان بن صلت قمى"، ستارگان حرم، جلد ۹ </ref> پدرش، [[ریان بن صلت|ابوعلی ریّان بن صلت]] (م. حدود ۲۶۵ ق) از راویان بلندپایه [[شیعه]] بود که در پی وداع غمگینش با [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام عازم [[بغداد]] و [[کوفه]] شد و پس از آن به [[قم]] آمد و با سلسله جلیل القدر اشعریان قم رابطه نزدیکی یافت و لقب «اشعری» گرفت. احتمالاً هنگامی که پدرش پیش از وفات امام رضا علیه السلام (م ۲۰۳ ق) از مرو عازم بغداد بود، وی کودکی بیش نبود.
 
تاریخ تولد علی بن ریّان چندان روشن نیست و دانشمندان دانش تراجم کمتر به آن پرداخته اند. ولی مطابق با پاره ای از شواهد در اوائل سده سوم متولد گردیده است.<ref> رجوع شود به ابوالحسن ربانى سبزوارى،"على بن ریان بن صلت قمى"، ستارگان حرم، جلد ۹ </ref> پدرش، [[ریان بن صلت|ابوعلی ریّان بن صلت]] (م. حدود ۲۶۵ ق) از راویان بلندپایه [[شیعه]] بود که در پی وداع غمگینش با [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام عازم [[بغداد]] و [[کوفه]] شد و پس از آن به [[قم]] آمد و با سلسله جلیل القدر اشعریان قم رابطه نزدیکی یافت و لقب «اشعری» گرفت. احتمالاً هنگامی که پدرش پیش از وفات امام رضا علیه السلام (م ۲۰۳ ق) از مرو عازم بغداد بود، وی کودکی بیش نبود.
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
  
 
==اساتید و شاگردان==
 
==اساتید و شاگردان==
على بن ریان در زمینه فراگیرى آموزه هاى دینى که مربوط به حوزه عملى و رفتارى یک انسان مسلمان است، تلاش پیگیرى داشت. او همانند سایر [[محدث|محدثان]] برخاسته از خاندان با شرف و دانش پرور اشعرى، روح و جان خویش را با تحصیل دانش [[حدیث|حدیث]] جلا و صفایى تازه بخشید. در این راستا وى از شهر [[قم]] به [[مدینه]] و یا [[سامرا]] به محضر [[امامان معصوم]] شیعه علیهم‌السلام مى شتافت، تا اخبار و روایات را از محضر آنان دریافت کند. علاوه بر امامان علیهم‌السلام وى از محضر جمعى از یاران امامان و استادان مسلم حدیث نیز استفاده برد و از خرمن دانش و فقه آنان بهره مند گشته است. در این نوشتار کوتاه به نام برخى از آنان اشاره مى شود.
+
على بن ریان در زمینه فراگیرى آموزه هاى دینى که مربوط به حوزه عملى و رفتارى یک انسان مسلمان است، تلاش پیگیرى داشت. او همانند سایر [[محدث|محدثان]] برخاسته از خاندان با شرف و دانش پرور اشعرى، روح و جان خویش را با تحصیل دانش [[حدیث|حدیث]] جلا و صفایى تازه بخشید. در این راستا وى از شهر [[قم]] به [[مدینه]] و یا [[سامرا]] به محضر [[امامان معصوم]] شیعه علیهم‌السلام مى شتافت، تا اخبار و روایات را از محضر آنان دریافت کند. علاوه بر امامان علیهم‌السلام وى از محضر جمعى از یاران امامان و استادان مسلم حدیث نیز استفاده برد و از خرمن دانش و فقه آنان بهره مند گشته است، از جمله:
  
 
*۱- پدر بزرگوارش: [[ریان بن صلت|ریان بن صلت]]؛
 
*۱- پدر بزرگوارش: [[ریان بن صلت|ریان بن صلت]]؛
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
على بن ریان خود در منصب کرسى استادى قرار گرفت و آموخته هاى خویش را به جمعى از تشنگان معارف اهل بیت علیهم‌السلام تقدیم کرد. نام آن‌ها در کتب تراجم چنین آمده است:
 
على بن ریان خود در منصب کرسى استادى قرار گرفت و آموخته هاى خویش را به جمعى از تشنگان معارف اهل بیت علیهم‌السلام تقدیم کرد. نام آن‌ها در کتب تراجم چنین آمده است:
  
*۱- [[احمد بن ابی عبدالله برقی|احمد بن ابى عبدالله برقى]]؛
+
*۱- [[احمد بن محمد بن خالد برقى|احمد بن ابى عبدالله برقى]]؛
  
 
*۲- [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قمى]]؛
 
*۲- [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قمى]]؛
سطر ۵۲: سطر ۵۲:
 
*۱۰- عبدالله بن محمد.<ref> معجم الرجال، ج ۲، ص ۲۶؛ جامع الروات، ج ۱، ص ۵۸۰؛ رجال، نجاشى، ص ۱۹۸؛ تهذیب، شیخ طوسى، ج ۱، ص ۳۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۳.</ref>
 
*۱۰- عبدالله بن محمد.<ref> معجم الرجال، ج ۲، ص ۲۶؛ جامع الروات، ج ۱، ص ۵۸۰؛ رجال، نجاشى، ص ۱۹۸؛ تهذیب، شیخ طوسى، ج ۱، ص ۳۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۳.</ref>
  
==علی بن ریان از نگاه عالمان==
+
==ابن ریان از نگاه عالمان==
 
دانشمندان تراجم به شخصیت ارزشمند و برجسته این محدث گرانقدر با دیده احترام و عظمت نگریسته و از او تجلیل کرده اند:
 
دانشمندان تراجم به شخصیت ارزشمند و برجسته این محدث گرانقدر با دیده احترام و عظمت نگریسته و از او تجلیل کرده اند:
  
* [[شیخ طوسی|شیخ طوسى]] مى نویسد: «محمد بن ریان از محدثان مورد اطمینان [[شیعه|شیعه]] است».<ref> رجال، طوسى، ص ۴۳۳.</ref>
+
*[[شیخ طوسی|شیخ طوسى]] مى نویسد: «محمد بن ریان از محدثان مورد اطمینان [[شیعه|شیعه]] است».<ref> رجال، طوسى، ص ۴۳۳.</ref>
* [[علامه حلى]] در [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصه]] و [[شیخ حر عاملى]] در [[وسائل الشیعه]] نیز مى گویند: «محمد بن ریان بن صلت از یاران حضرت هادى علیه‌السلام بوده و محدثى برجسته و موثق است».<ref> خلاصةالاقوال، ص ۱۴۲؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۲۷؛ و رجال نجاشى، ص ۲۶۳.</ref>
+
*[[علامه حلى]] در [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصه]] و [[شیخ حر عاملى]] در [[وسائل الشیعه]] نیز مى گویند: «محمد بن ریان بن صلت از یاران حضرت هادى علیه‌السلام بوده و محدثى برجسته و موثق است».<ref> خلاصةالاقوال، ص ۱۴۲؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۲۷؛ و رجال نجاشى، ص ۲۶۳.</ref>
* [[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] درباره او می گوید: «على بن ریان بن صلت اشعرى قمى، یکى از محدثان مورد اعتماد و موثق است».<ref> رجال، نجاشى، ص ۱۹۹.</ref>
+
*[[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] درباره او می گوید: «على بن ریان بن صلت اشعرى قمى، یکى از محدثان مورد اعتماد و موثق است».<ref> رجال، نجاشى، ص ۱۹۹.</ref>
* [[عبدالله مامقانی|علامه ممقانى]]: «در این محدث عالى مقام شیعى، هیچ عیب و نقطه منفى وجود ندارد. او قطعاً از دانشوران مورد اعتبار و موثق است و در این سخن جاى هیچ شک و شبهه اى وجود ندارد».<ref> تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref>
+
*[[عبدالله مامقانی|علامه ممقانى]]: «در این محدث عالى مقام شیعى، هیچ عیب و نقطه منفى وجود ندارد. او قطعاً از دانشوران مورد اعتبار و موثق است و در این سخن جاى هیچ شک و شبهه اى وجود ندارد».<ref> تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref>
  
 
==آثار علمی==
 
==آثار علمی==
  
على بن ریان قمى در راستاى نشر اخبار [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام کتاب هائى را هم تألیف کرده است: [[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] مى نویسد: «او از حضرت هادى علیه‌السلام «نسخه»‌اى دارد و علاوه بر آن کتاب: منشور الاحادیث هم از اوست».<ref> رجال، نجاشى، ص ۱۹۹؛ الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.</ref>  
+
على بن ریان قمى در راستاى نشر اخبار [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام کتاب هائى را هم تألیف کرده است: [[احمد بن علی نجاشی|نجاشى]] مى نویسد: «او از [[امام هادی علیه السلام|حضرت هادى]] علیه‌السلام «نسخه»‌اى دارد و علاوه بر آن کتاب: منشور الاحادیث هم از اوست».<ref> رجال، نجاشى، ص ۱۹۹؛ الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.</ref>  
  
 
[[شیخ طوسی|شیخ طوسى]] در فهرست مى گوید: «على بن ریان به اتفاق برادرش محمد بن ریان کتابى را تصنیف کردند».<ref> فهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰.</ref>
 
[[شیخ طوسی|شیخ طوسى]] در فهرست مى گوید: «على بن ریان به اتفاق برادرش محمد بن ریان کتابى را تصنیف کردند».<ref> فهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰.</ref>
سطر ۶۸: سطر ۶۸:
 
پژوهشگر معروف شیعه [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ تهرانى]] در کتاب ارزشمندش [[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة]] درباره واژه «نسخه» که در تعبیر نجاشى بکار رفته بود مى گوید نسخه یک عنوان گسترده و عامى است که چندین رساله و کتاب کوچک را در خود جاى داده و آن‌ها را دربر مى گیرد: همانند کتاب‌هائى که در سده دوم و سوم هجرى به وسیله اصحاب امامان علیه‌السلام تصنیف مى شد. این‌ها مسائل و احکام عملیه دینى - که به عنوان منابع اصلى تشریع و قانون گذارى محسوب مى شوند - را شامل مى شود، مانند [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول چهارصدگانه]] که دانشوران پرتلاش شیعه آن را در سده هاى پیشین جمع آورى کرده اند.<ref> الذریعه، ج ۲۴، ص ۱۴۷.</ref> وى مى افزاید: «کتاب دیگر ایشان منشور الاحادیث است».<ref> الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.</ref>
 
پژوهشگر معروف شیعه [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ تهرانى]] در کتاب ارزشمندش [[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة]] درباره واژه «نسخه» که در تعبیر نجاشى بکار رفته بود مى گوید نسخه یک عنوان گسترده و عامى است که چندین رساله و کتاب کوچک را در خود جاى داده و آن‌ها را دربر مى گیرد: همانند کتاب‌هائى که در سده دوم و سوم هجرى به وسیله اصحاب امامان علیه‌السلام تصنیف مى شد. این‌ها مسائل و احکام عملیه دینى - که به عنوان منابع اصلى تشریع و قانون گذارى محسوب مى شوند - را شامل مى شود، مانند [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول چهارصدگانه]] که دانشوران پرتلاش شیعه آن را در سده هاى پیشین جمع آورى کرده اند.<ref> الذریعه، ج ۲۴، ص ۱۴۷.</ref> وى مى افزاید: «کتاب دیگر ایشان منشور الاحادیث است».<ref> الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.</ref>
  
همچنین از پاره اى از روایات استفاده مى شود که على بن ریان با این که در حوزه [[حدیث]] از فرزانگان دوران است، در [[ادبیات عرب|ادبیات عرب]] هم جایگاه بلندى دارد. این مدعا از روایت ذیل قابل استنباط و استنتاج است.
+
همچنین از پاره اى از روایات استفاده مى شود که على بن ریان علاوه بر [[حدیث]]، در [[ادبیات عرب|ادبیات عرب]] هم جایگاه بلندى دارد. این مدعا از روایت ذیل قابل استنباط و استنتاج است.
  
 
او مى گوید: «یکى از شیعیان، به وسیله ابراهیم بن عقبه، نامه اى به محضر حضرت [[امام جواد]] علیه‌السلام فرستاد. در آن نامه از حضرت چنین پرسش کرد: آیا مى شود بر نوعى از سجاده ساخت [[مدینه]] [[نماز]] خواند؟ حضرت در پاسخ چنین مرقوم داشتند: «فکتَب صلّ ما کان معمولاً بخیوطة و لا تصل على ماکان معمولا بسیورة؛<ref> تهذیب، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۳۳۰؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۳.</ref> [[سجده]] بر آن سجاده‌هائى که از حصیر بافته شده و با نخ‌هائى به هم متصل شده اند، بى‌اشکال است، ولى بر آن سجاده اى که از پوست درست شده سجده نکن».
 
او مى گوید: «یکى از شیعیان، به وسیله ابراهیم بن عقبه، نامه اى به محضر حضرت [[امام جواد]] علیه‌السلام فرستاد. در آن نامه از حضرت چنین پرسش کرد: آیا مى شود بر نوعى از سجاده ساخت [[مدینه]] [[نماز]] خواند؟ حضرت در پاسخ چنین مرقوم داشتند: «فکتَب صلّ ما کان معمولاً بخیوطة و لا تصل على ماکان معمولا بسیورة؛<ref> تهذیب، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۳۳۰؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۳.</ref> [[سجده]] بر آن سجاده‌هائى که از حصیر بافته شده و با نخ‌هائى به هم متصل شده اند، بى‌اشکال است، ولى بر آن سجاده اى که از پوست درست شده سجده نکن».
  
وقتى نامه آقا به شیعیان رسید، از بکارگیرى و استعمال کلمات «خیوطة» و «سیورة» در شگفت شدند که چرا امام علیه‌السلام به جاى خیوط و سیور، از کلمات خیوطة و سیورة استفاده کرده است؟ از این جهت از پذیرش نامه خوددارى کردند که نکند این نامه از امام علیه‌السلام نباشد.
+
وقتى نامه امام به شیعیان رسید، از بکارگیرى و استعمال کلمات «خیوطة» و «سیورة» در شگفت شدند که چرا امام علیه‌السلام به جاى خیوط و سیور، از کلمات خیوطة و سیورة استفاده کرده است؟ از این جهت از پذیرش نامه خوددارى کردند که نکند این نامه از امام علیه‌السلام نباشد.
  
على بن ریان مى گوید: من براى این که شبهه آنان را برطرف کنم، براى آنان شعرى از شاعر معروف عرب به نام «تأبط شرا» را خواندم. او در یکى از اشعار خود کلمه «خیوطة» را بکار مى برد:
+
على بن ریان مى گوید: من براى این که شبهه آنان را برطرف کنم، براى آنان شعرى از شاعر معروف عرب به نام «تأبّط شرّا» را خواندم. او در یکى از اشعار خود کلمه «خیوطة» را بکار مى برد:
  
 
قریساً و مغشیاً علیه کانّه * خیوطة مارى تغار و تضل  
 
قریساً و مغشیاً علیه کانّه * خیوطة مارى تغار و تضل  
سطر ۸۱: سطر ۸۱:
  
 
بنابراین «خیوطة» همراه با تاء در کلام شعراى عرب استعمال شده است و واژه نادرستى نیست.
 
بنابراین «خیوطة» همراه با تاء در کلام شعراى عرب استعمال شده است و واژه نادرستى نیست.
 +
 +
[[شيخ صدوق]] و [[شیخ کلینی|ثقةالاسلام كلينى]] برخى از روايات او را نقل كرده اند، مانند:
 +
 +
*على بن ريان مى گويد: به ابوالحسن [[امام هادی علیه السلام|امام هادى]] علیه‌السلام نوشتم مردى است از پدرش خواسته تا [[وصیت]] او را قبول كند آيا پدر مى تواند از قبول آن امتناع كند؟ امام علیه‌السلام در پاسخ وى نوشت: خير، نمى تواند.
 +
 +
*همچنين از [[یونس بن عبدالرحمن|يونس بن عبد]]<span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>[[یونس بن عبدالرحمن|ال]]<span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>[[یونس بن عبدالرحمن|رحمن]] نقل مى كند: از امام رضا علیه‌السلام سؤال كرد: يكى از افراد سرشناس بنى عباس گفته است شما غنا را جايز مى دانيد؟ آيا همين گونه است؟ امام علیه‌السلام فرمود: آن كافر [[دروغ]] مى گ<span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>ويد، من چنين نگفتم. سپس ف<span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>رمود: او درباره غنا از من سؤال كرد، گفتم مردى نزد [[امام باقر]] علیه‌السلام آمد و از غنا سوال كرد، امام باقر علیه‌السلام فرمود: اگر خدا بخواهد [[حق]] و [[باطل]] را از هم جدا كند غنا در كدام طرف است؟ گفت: در طرف باطل. امام فرمود پس تو خود حكم كردى كه غنا از موارد باطل است.
 +
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۰۵

علی بن ریّان بن صلت اشعری قمی (حدود ۲۰۰ - ۲۷۰ ق) محدّث مورد اعتماد شیعی و از نمایندگان امام هادی علیه السلام و از اصحاب امام عسکری علیه السلام است. در میان شاگردان او چهره هاى بسیار مشهور و برجسته اى مانند احمد بن محمد بن عیسى و على بن ابراهیم قمى نیز دیده مى شوند که از نشانه هاى موقعیت و پایگاه بلند على بن ریان در دانش حدیث و معارف اهل بیت علیهم‌السلام می باشد. كتاب «منثور الاحاديث» از جمله آثار علمى اوست.

زندگی‌نامه

تاریخ تولد علی بن ریّان چندان روشن نیست و دانشمندان دانش تراجم کمتر به آن پرداخته اند. ولی مطابق با پاره ای از شواهد در اوائل سده سوم متولد گردیده است.[۱] پدرش، ابوعلی ریّان بن صلت (م. حدود ۲۶۵ ق) از راویان بلندپایه شیعه بود که در پی وداع غمگینش با امام رضا علیه السلام عازم بغداد و کوفه شد و پس از آن به قم آمد و با سلسله جلیل القدر اشعریان قم رابطه نزدیکی یافت و لقب «اشعری» گرفت. احتمالاً هنگامی که پدرش پیش از وفات امام رضا علیه السلام (م ۲۰۳ ق) از مرو عازم بغداد بود، وی کودکی بیش نبود.

در منابع معتبر، هرچند گزارش دقیقی از دخالت پدرش در تربیت او دیده نمی شود، اما در موارد اندکی دیده شده که وی از پدرش نقل حدیث کرده است. همچنین به دلیل اینکه برخی از شاگردان پدرش نزد او نیز شاگردی نموده اند، گمان می رود که عامل اصلی در پرورش او، اشارات و راهنمایی های پدرش بوده است.

علی بن ریّان بخش عمده ای از تحصیلات خود را در بغداد و کوفه گذراند و در فقه و حدیث به حدّ کمال رسید. با اینکه وی در عصر امام هادی علیه السلام فردی میان سال بود، اما موفقیت های علمی و صداقت او در گفتار سبب شدند تا مورد توجه آن امام علیه السلام قرار گیرد و به عنوان وکیل آن حضرت برگزیده شود. وی در مسائل فقهی، مکاتبات متعددی با امام هادی علیه السلام انجام داده و گاهی به سبب فشارهای سیاسی، نام آن امام را به صراحت در مکاتباتش ذکر نمی کرده و تنها به جمله «کتبتُ الی الماضی الاخیر» اکتفا نموده است.

ممکن است وی در مدت وکالتش، سفرهایی به سامرّاء داشته و از نزدیک با امام هادی علیه السلام ملاقات نموده باشد، اما در این باره گزارشی نرسیده است. همچنین درباره مکاتبه او با امام حسن عسکری علیه السلام نیز گزارشی دیده نشده است.

علی بن ریّان صلت ظاهرا در اواخر سده دوم یا در آغاز سده سوم حدود ۲۷۰ ه در قم وفات یافت. از آنجا که این محدث بزرگوار از یاران حضرت امام حسن عسکرى علیه‌السلام به شمار مى رود، ظاهراً تا سال ۲۶۰ که هنگام رحلت جانگداز امام عسکرى علیه‌السلام است، در قید حیات بوده؛ ولى بعد از این تاریخ معلوم نیست در چه سالى از دنیا رفته است. یکى از شاگردان او على بن ابراهیم قمى، تا سال ۳۰۷ زنده بود. شاید با توجه به این نشانه ها، بتوان گفت: ایشان در اواخر سده سوم هجرت وفات یافته اند. محل دفن ایشان نیز در پرده ابهام قرار دارد، شاید همانند بسیارى از محدثان قمى در جوار حضرت معصومه به خاک سپرده شده باشد.

اساتید و شاگردان

على بن ریان در زمینه فراگیرى آموزه هاى دینى که مربوط به حوزه عملى و رفتارى یک انسان مسلمان است، تلاش پیگیرى داشت. او همانند سایر محدثان برخاسته از خاندان با شرف و دانش پرور اشعرى، روح و جان خویش را با تحصیل دانش حدیث جلا و صفایى تازه بخشید. در این راستا وى از شهر قم به مدینه و یا سامرا به محضر امامان معصوم شیعه علیهم‌السلام مى شتافت، تا اخبار و روایات را از محضر آنان دریافت کند. علاوه بر امامان علیهم‌السلام وى از محضر جمعى از یاران امامان و استادان مسلم حدیث نیز استفاده برد و از خرمن دانش و فقه آنان بهره مند گشته است، از جمله:

  • ۲- احمد بن خلف؛[۲]
  • ۳- حسن بن راشد بغدادى:[۳] حسن بن راشد از گروه محدثان نامور شیعه و از یاران حضرت جواد و حضرت هادى علیه‌السلام بود. کنیه اش ابوعلى، و از قبیله آل ملهب بغداد به شمار مى آمد. وى یکى از چهره هاى حدیثى، موثق و موجه است.[۴]
  • ۴- حسین بن راشد بغدادى: او برادر حسن بن راشد است. شیخ طوسى او را از اصحاب و یاران حضرت هادى علیه‌السلام برمى شمرد. به نظر مى رسد او نیز همانند برادرش از محدثان شیعه باشد.[۵]
  • ۵- عبیدالله بن عبدالله دهقان؛[۶]
  • ۶- على بن محمد معروف به ابن وهب؛[۷]
  • ۷- قاسم الصیقل:[۸] وى از یاران حضرت موسى بن جعفر علیه‌السلام است. از منظر اعتقادى و باورهاى دینى و گرایش هاى مذهبى به ظاهر باید یک محدث شیعى باشد؛ ولى درباره وجاهت و وثاقت او مطلب ویژه اى را نقل نکرده اند.[۹]

على بن ریان خود در منصب کرسى استادى قرار گرفت و آموخته هاى خویش را به جمعى از تشنگان معارف اهل بیت علیهم‌السلام تقدیم کرد. نام آن‌ها در کتب تراجم چنین آمده است:

  • ۱۰- عبدالله بن محمد.[۱۰]

ابن ریان از نگاه عالمان

دانشمندان تراجم به شخصیت ارزشمند و برجسته این محدث گرانقدر با دیده احترام و عظمت نگریسته و از او تجلیل کرده اند:

  • شیخ طوسى مى نویسد: «محمد بن ریان از محدثان مورد اطمینان شیعه است».[۱۱]
  • علامه حلى در خلاصه و شیخ حر عاملى در وسائل الشیعه نیز مى گویند: «محمد بن ریان بن صلت از یاران حضرت هادى علیه‌السلام بوده و محدثى برجسته و موثق است».[۱۲]
  • نجاشى درباره او می گوید: «على بن ریان بن صلت اشعرى قمى، یکى از محدثان مورد اعتماد و موثق است».[۱۳]
  • علامه ممقانى: «در این محدث عالى مقام شیعى، هیچ عیب و نقطه منفى وجود ندارد. او قطعاً از دانشوران مورد اعتبار و موثق است و در این سخن جاى هیچ شک و شبهه اى وجود ندارد».[۱۴]

آثار علمی

على بن ریان قمى در راستاى نشر اخبار اهل بیت علیهم‌السلام کتاب هائى را هم تألیف کرده است: نجاشى مى نویسد: «او از حضرت هادى علیه‌السلام «نسخه»‌اى دارد و علاوه بر آن کتاب: منشور الاحادیث هم از اوست».[۱۵]

شیخ طوسى در فهرست مى گوید: «على بن ریان به اتفاق برادرش محمد بن ریان کتابى را تصنیف کردند».[۱۶]

پژوهشگر معروف شیعه آقا بزرگ تهرانى در کتاب ارزشمندش الذریعة درباره واژه «نسخه» که در تعبیر نجاشى بکار رفته بود مى گوید نسخه یک عنوان گسترده و عامى است که چندین رساله و کتاب کوچک را در خود جاى داده و آن‌ها را دربر مى گیرد: همانند کتاب‌هائى که در سده دوم و سوم هجرى به وسیله اصحاب امامان علیه‌السلام تصنیف مى شد. این‌ها مسائل و احکام عملیه دینى - که به عنوان منابع اصلى تشریع و قانون گذارى محسوب مى شوند - را شامل مى شود، مانند اصول چهارصدگانه که دانشوران پرتلاش شیعه آن را در سده هاى پیشین جمع آورى کرده اند.[۱۷] وى مى افزاید: «کتاب دیگر ایشان منشور الاحادیث است».[۱۸]

همچنین از پاره اى از روایات استفاده مى شود که على بن ریان علاوه بر حدیث، در ادبیات عرب هم جایگاه بلندى دارد. این مدعا از روایت ذیل قابل استنباط و استنتاج است.

او مى گوید: «یکى از شیعیان، به وسیله ابراهیم بن عقبه، نامه اى به محضر حضرت امام جواد علیه‌السلام فرستاد. در آن نامه از حضرت چنین پرسش کرد: آیا مى شود بر نوعى از سجاده ساخت مدینه نماز خواند؟ حضرت در پاسخ چنین مرقوم داشتند: «فکتَب صلّ ما کان معمولاً بخیوطة و لا تصل على ماکان معمولا بسیورة؛[۱۹] سجده بر آن سجاده‌هائى که از حصیر بافته شده و با نخ‌هائى به هم متصل شده اند، بى‌اشکال است، ولى بر آن سجاده اى که از پوست درست شده سجده نکن».

وقتى نامه امام به شیعیان رسید، از بکارگیرى و استعمال کلمات «خیوطة» و «سیورة» در شگفت شدند که چرا امام علیه‌السلام به جاى خیوط و سیور، از کلمات خیوطة و سیورة استفاده کرده است؟ از این جهت از پذیرش نامه خوددارى کردند که نکند این نامه از امام علیه‌السلام نباشد.

على بن ریان مى گوید: من براى این که شبهه آنان را برطرف کنم، براى آنان شعرى از شاعر معروف عرب به نام «تأبّط شرّا» را خواندم. او در یکى از اشعار خود کلمه «خیوطة» را بکار مى برد:

قریساً و مغشیاً علیه کانّه * خیوطة مارى تغار و تضل

مارى مردى بوده که ریسمان درست مى کرد و از نخ ها ریسمان مى ساخت.[۲۰]

بنابراین «خیوطة» همراه با تاء در کلام شعراى عرب استعمال شده است و واژه نادرستى نیست.

شيخ صدوق و ثقةالاسلام كلينى برخى از روايات او را نقل كرده اند، مانند:

  • على بن ريان مى گويد: به ابوالحسن امام هادى علیه‌السلام نوشتم مردى است از پدرش خواسته تا وصیت او را قبول كند آيا پدر مى تواند از قبول آن امتناع كند؟ امام علیه‌السلام در پاسخ وى نوشت: خير، نمى تواند.
  • همچنين از يونس بن عبدالرحمن نقل مى كند: از امام رضا علیه‌السلام سؤال كرد: يكى از افراد سرشناس بنى عباس گفته است شما غنا را جايز مى دانيد؟ آيا همين گونه است؟ امام علیه‌السلام فرمود: آن كافر دروغ مى گويد، من چنين نگفتم. سپس فرمود: او درباره غنا از من سؤال كرد، گفتم مردى نزد امام باقر علیه‌السلام آمد و از غنا سوال كرد، امام باقر علیه‌السلام فرمود: اگر خدا بخواهد حق و باطل را از هم جدا كند غنا در كدام طرف است؟ گفت: در طرف باطل. امام فرمود پس تو خود حكم كردى كه غنا از موارد باطل است.

پانویس

  1. رجوع شود به ابوالحسن ربانى سبزوارى،"على بن ریان بن صلت قمى"، ستارگان حرم، جلد ۹
  2. معجم رجال الحدیث، ج ۱۲، ص ۲۵.
  3. همان.
  4. رجال، شیخ، ص ۴۰۰ و ۴۱۳؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۳۷۶.
  5. رجال، شیخ، ص ۳۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۳۲۷.
  6. معجم رجال الحدیث، ج ۱۲، ص ۲۶.
  7. همان.
  8. همان.
  9. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۱، ماده قاف.
  10. معجم الرجال، ج ۲، ص ۲۶؛ جامع الروات، ج ۱، ص ۵۸۰؛ رجال، نجاشى، ص ۱۹۸؛ تهذیب، شیخ طوسى، ج ۱، ص ۳۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۳.
  11. رجال، طوسى، ص ۴۳۳.
  12. خلاصةالاقوال، ص ۱۴۲؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۲۷؛ و رجال نجاشى، ص ۲۶۳.
  13. رجال، نجاشى، ص ۱۹۹.
  14. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۸۹.
  15. رجال، نجاشى، ص ۱۹۹؛ الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.
  16. فهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰.
  17. الذریعه، ج ۲۴، ص ۱۴۷.
  18. الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.
  19. تهذیب، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۳۳۰؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۳.
  20. همان؛ ولسان العرب، ماده خیط و سیر.

منابع

  • ابوالحسن ربانى سبزوارى، "على بن ریان بن صلت قمى" ستارگان حرم، جلد ۹.
  • رحیم ابوالحسینی، عالمان شیعه، مجله شیعه شناسی، شماره ۹، در دسترس در سایت حوزه، بازیابی: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴.