علی بن ریان بن صلت قمی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«علی بن ریّان بن صلت اشعری قمی» (حدود ۲۷۰ ق) فرزند «ریان بن صلت»، محدّث مورد اعتماد شیعه در قرن سوم هجری و از اصحاب و وکیلان امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام است. على بن ریان از جایگاه بلندی در دانش حدیث و معارف اهل بیت علیهم‌السلام برخوردار بود. كتاب «منشور الأحاديث» از جمله آثار علمى اوست.

نام کامل علی بن ریّان بن صلت اشعری قمی
وفات ۲۷۰ قمری
مدفن قم

Line.png

اساتید

احمد بن خلف، حسن بن راشد بغدادى، عبیدالله بن عبدالله دهقان، قاسم الصیقل،...

شاگردان

احمد بن محمد برقى، احمد بن محمد اشعرى قمى، عبدالله بن جعفر حمیرى قمى، محمد بن احمد اشعری قمی، على بن ابراهیم قمى،...

آثار

منشور الأحاديث،...

زندگی‌نامه

تاریخ تولد علی بن ریّان چندان روشن نیست و دانشمندان دانش تراجم کمتر به آن پرداخته اند. ولی مطابق با پاره ای از شواهد، در اوائل سده سوم متولد گردیده است.[۱] پدرش، ابوعلی ریّان بن صلت (م. حدود ۲۶۵ ق) از راویان بلندپایه شیعه بود که در پی وداعش با امام رضا علیه السلام، عازم بغداد و کوفه شد و پس از آن به قم آمد و با سلسله جلیل القدر اشعریان قم رابطه نزدیکی یافت و لقب «اشعری» گرفت.

علی بن ریّان احتمالاً هنگامی که پدرش -پیش از شهادت امام رضا علیه السلام (۲۰۳ ق)- از مرو عازم بغداد بود، وی کودکی بیش نبود.

با اینکه علی بن ریّان در عصر امام هادی علیه السلام فردی میان سال بود، اما موفقیت های علمی و صداقت او در گفتار سبب شدند تا مورد توجه آن امام علیه السلام قرار گیرد و به عنوان وکیل آن حضرت برگزیده شود. وی در مسائل فقهی، مکاتبات متعددی با امام هادی علیه السلام انجام داده و گاهی به سبب فشارهای سیاسی، نام آن امام را به صراحت در مکاتباتش ذکر نمی کرده و تنها به جمله «کتبتُ إلی الماضی الاخیر» اکتفا نموده است.

ممکن است وی در مدت وکالتش، سفرهایی به سامرّاء داشته و از نزدیک با امام هادی علیه السلام ملاقات نموده باشد، اما در این باره گزارشی نرسیده است. همچنین درباره مکاتبه او با امام حسن عسکری علیه السلام نیز گزارشی دیده نشده است.

وفات:

علی بن ریّان صلت ظاهرا در اواخر سده دوم یا در آغاز سده سوم حدود ۲۷۰ ق. در قم وفات یافت. از آنجا که این محدث بزرگوار از یاران حضرت امام حسن عسکرى علیه‌السلام به شمار مى رود، ظاهراً تا سال ۲۶۰ ق. که هنگام رحلت جانگداز امام عسکرى علیه‌السلام است، در قید حیات بوده؛ ولى بعد از این تاریخ معلوم نیست در چه سالى از دنیا رفته است. همچنین یکى از شاگردان او على بن ابراهیم قمى، تا سال ۳۰۷ ق. زنده بود. شاید با توجه به این نشانه ها، بتوان گفت: ایشان در اواخر سده سوم هجرت وفات یافته اند. محل دفن ایشان نیز در پرده ابهام قرار دارد، شاید همانند بسیارى از محدثان قمى در جوار حرم حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپرده شده باشد.

تحصیل و استادان

على بن ریان در زمینه فراگیرى آموزه هاى دینى تلاش پیگیرى داشت و همانند سایر محدثان برخاسته از خاندان با شرف و دانش پرور اشعرى، روح و جان خویش را با تحصیل دانش حدیث جلا و صفایى تازه بخشید. در این راستا وى از شهر قم به مدینه و یا سامرا به محضر امامان معصوم علیهم‌السلام مى شتافت، تا اخبار و روایات را از محضر آنان دریافت کند. علی بن ریّان بخش عمده ای از تحصیلات خود را در بغداد و کوفه گذراند و در فقه و حدیث به حدّ کمال رسید. علاوه بر امامان علیهم‌السلام، وى از محضر جمعى از یاران امامان و استادان مسلم حدیث نیز استفاده برد و از خرمن دانش و فقه آنان بهره مند گشته است، از جمله:

  • ۱- ریان بن صلت: پدر بزرگوارش؛ در موارد اندکی دیده شده که علی بن ریّان از پدرش نقل حدیث کرده است.
  • ۲- احمد بن خلف؛[۲]
  • ۳- حسن بن راشد بغدادى:[۳] حسن بن راشد از گروه محدثان نامور شیعه و از یاران حضرت جواد و حضرت هادى علیه‌السلام بود. کنیه اش ابوعلى، و از قبیله آل ملهب بغداد به شمار مى آمد. وى یکى از چهره هاى حدیثى، موثق و موجه است.[۴]
  • ۴- حسین بن راشد بغدادى: او برادر حسن بن راشد است. شیخ طوسى او را از اصحاب و یاران حضرت هادى علیه‌السلام برمى شمرد. به نظر مى رسد او نیز همانند برادرش از محدثان شیعه باشد.[۵]
  • ۵- عبیدالله بن عبدالله دهقان؛[۶]
  • ۶- على بن محمد، معروف به ابن وهب؛[۷]
  • ۷- قاسم الصیقل:[۸] وى از یاران حضرت موسى بن جعفر علیه‌السلام است. از منظر اعتقادى و باورهاى دینى و گرایش هاى مذهبى به ظاهر باید یک محدث شیعى باشد؛ ولى درباره وجاهت و وثاقت او مطلب ویژه اى را نقل نکرده اند.[۹]

راویان و شاگردان

همچنین على بن ریان خود در منصب استادى قرار گرفت و آموخته هاى خویش را به جمعى از راویان احادیث و معارف اهل بیت علیهم‌السلام تقدیم کرد. نام آن‌ها در کتب تراجم چنین آمده است:

  • ۹- عبدالله بن محمد.[۱۰]

ابن ریان از نگاه عالمان

دانشمندان رجالی شیعه به شخصیت ارزشمند و برجسته این محدث گرانقدر با دیده احترام و عظمت نگریسته و از او تجلیل کرده اند:

  • نجاشى درباره او می گوید: «على بن ریان بن صلت اشعرى قمى، یکى از محدثان مورد اعتماد و موثق است».[۱۱]
  • شیخ طوسى مى نویسد: «محمد بن ریان از محدثان مورد اطمینان شیعه است».[۱۲]
  • علامه حلى در خلاصه و شیخ حر عاملى در وسائل الشیعه نیز مى گویند: «محمد بن ریان بن صلت از یاران امام هادى علیه‌السلام بوده و محدثى برجسته و موثق است».[۱۳]
  • علامه ممقانى: «در این محدث عالى مقام شیعى، هیچ عیب و نقطه منفى وجود ندارد. او قطعاً از دانشوران مورد اعتبار و موثق است و در این سخن جاى هیچ شک و شبهه اى وجود ندارد».[۱۴]

آثار علمی

على بن ریان قمى در راستاى نشر اخبار اهل بیت علیهم‌السلام، کتاب هایى را هم تألیف کرده است: نجاشى مى نویسد: «او از حضرت هادى علیه‌السلام «نسخه»‌اى دارد و علاوه بر آن کتاب: منشور الاحادیث هم از اوست».[۱۵]

شیخ طوسى در «فهرست» خود مى گوید: «على بن ریان به اتفاق برادرش محمد بن ریان کتابى را تصنیف کردند».[۱۶]

آقا بزرگ تهرانى در کتاب ارزشمندش «الذریعة» درباره واژه «نسخه» که در تعبیر نجاشى بکار رفته بود مى گوید: نسخه یک عنوان گسترده و عامى است که چندین رساله و کتاب کوچک را در خود جاى داده و آن‌ها را دربر مى گیرد: همانند کتاب‌هائى که در سده دوم و سوم هجرى به وسیله اصحاب امامان علیه‌السلام تصنیف مى شد. این‌ها مسائل و احکام عملیه دینى - که به عنوان منابع اصلى تشریع و قانون گذارى محسوب مى شوند - را شامل مى شود، مانند اصول اربعمائه‌‌‌ که دانشوران پرتلاش شیعه آن را در سده هاى پیشین جمع آورى کرده اند.[۱۷] وى مى افزاید: «کتاب دیگر ایشان منشور الاحادیث است».[۱۸]

همچنین از پاره اى از روایات استفاده مى شود که على بن ریان علاوه بر حدیث، در ادبیات عرب هم جایگاه بلندى دارد. این مدعا از روایت ذیل قابل استنباط و استنتاج است. او مى گوید: «یکى از شیعیان، به وسیله ابراهیم بن عقبه، نامه اى به محضر حضرت امام جواد علیه‌السلام فرستاد. در آن نامه از حضرت چنین پرسش کرد: آیا مى شود بر نوعى از سجاده ساخت مدینه، نماز خواند؟ حضرت در پاسخ چنین مرقوم داشتند: «فکتَب صلِّ ما کان معمولاً بخیوطة و لا تُصلّ على ماکان معمولا بسیورة؛[۱۹] سجده بر آن سجاده‌هائى که از حصیر بافته شده و با نخ‌هائى به هم متصل شده اند، بى‌اشکال است، ولى بر آن سجاده اى که از پوست درست شده سجده نکن». وقتى نامه امام به شیعیان رسید، از بکارگیرى و استعمال کلمات «خیوطة» و «سیورة» در شگفت شدند که چرا امام علیه‌السلام به جاى خیوط و سیور، از کلمات خیوطة و سیورة استفاده کرده است؟ از این جهت از پذیرش نامه خوددارى کردند که نکند این نامه از امام علیه‌السلام نباشد. على بن ریان مى گوید: من براى این که شبهه آنان را برطرف کنم، براى آنان شعرى از شاعر معروف عرب به نام «تأبّط شرّا» را خواندم. او در یکى از اشعار خود کلمه «خیوطة» را بکار مى برد: «قریساً و مغشیاً علیه کانّه * خیوطة مارى تغار و تضل»؛ مارى مردى بوده که ریسمان درست مى کرد و از نخ ها ریسمان مى ساخت.[۲۰] بنابراین «خیوطة» همراه با تاء در کلام شعراى عرب استعمال شده است و واژه نادرستى نیست.

نمونه روایات:

شيخ صدوق و ثقةالاسلام كلينى برخى از روايات او را نقل كرده اند، مانند:

  • على بن ريان مى گويد: به ابوالحسن امام هادى علیه‌السلام نوشتم مردى است از پدرش خواسته تا وصیت او را قبول كند؛ آيا پدر مى تواند از قبول آن امتناع كند؟ امام علیه‌السلام در پاسخ وى نوشت: خير، نمى تواند.
  • همچنين از یونس بن عبدالرحمن نقل مى كند: از امام رضا علیه‌السلام سؤال كرد: يكى از افراد سرشناس بنى عباس گفته است شما غنا را جايز مى دانيد؟ آيا همين گونه است؟ امام علیه‌السلام فرمود: آن كافر دروغ مى گويد، من چنين نگفتم. سپس فرمود: او درباره غنا از من سؤال كرد، گفتم مردى نزد امام باقر علیه‌السلام آمد و از غنا سوال كرد، امام باقر علیه‌السلام فرمود: اگر خدا بخواهد حق و باطل را از هم جدا كند غنا در كدام طرف است؟ گفت: در طرف باطل. امام فرمود پس تو خود حكم كردى كه غنا از موارد باطل است.

پانویس

  1. رجوع شود به ابوالحسن ربانى سبزوارى، "على بن ریان بن صلت قمى"، ستارگان حرم، جلد ۹
  2. معجم رجال الحدیث، ج ۱۲، ص ۲۵.
  3. همان.
  4. رجال، شیخ، ص ۴۰۰ و ۴۱۳؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۳۷۶.
  5. رجال، شیخ، ص ۳۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۳۲۷.
  6. معجم رجال الحدیث، ج ۱۲، ص ۲۶.
  7. همان.
  8. همان.
  9. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۱، ماده قاف.
  10. معجم الرجال، ج ۲، ص ۲۶؛ جامع الروات، ج ۱، ص ۵۸۰؛ رجال، نجاشى، ص ۱۹۸؛ تهذیب، شیخ طوسى، ج ۱، ص ۳۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۳.
  11. رجال، نجاشى، ص ۱۹۹.
  12. رجال، طوسى، ص ۴۳۳.
  13. خلاصةالاقوال، ص ۱۴۲؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۲۷؛ رجال نجاشى، ص ۲۶۳.
  14. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۸۹.
  15. رجال، نجاشى، ص ۱۹۹؛ الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.
  16. فهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰.
  17. الذریعه، ج ۲۴، ص ۱۴۷.
  18. الذریعه، ج ۲۳، ص ۱۵.
  19. تهذیب، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۳۳۰؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۳.
  20. همان؛ ولسان العرب، ماده خیط و سیر.

منابع

  • ستارگان حرم، "على بن ریان بن صلت قمى"، ابوالحسن ربانى سبزوارى، جلد ۹.
  • "عالمان شیعه"، رحیم ابوالحسینی، مجله شیعه شناسی، شماره ۹، در دسترس در سایت حوزه، بازیابی: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴.
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه