رضا روزبه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(آرشیو عکس و تصویر)
جز (مهدی موسوی صفحهٔ استاد رضا روزبه را به رضا روزبه منتقل کرد)
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''استاد رضا روزبه''' (۱۳۰۰ - ۱۳۵۲ ش) استاد قرآن، مدرس فیزیک، از پیش گامان تعلیم و تربیت نوین اسلامی در ایران و نخستین مدیر دبیرستان علوی می باشد که به گمان عده ای بر اثر ترور بیولوژیک، دار فانی را در [[تهران]] وداع گفت.
+
'''«استاد رضا روزبه زنجانی»''' (۱۳۰۰-۱۳۵۲ ش)، مدرس فیزیک، از پیش‌گامان تعلیم و تربیت نوین اسلامی در [[ایران]] و نخستین مدیر «مدرسه علوی»  تهران بود. استاد روزبه، علاوه بر تخصص در علم [[فیزیک و مکانیک|فیزیک]]، در علوم [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[کلام]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[علوم قرآنى]] نیز متبحر بود و تدریس می‌نمود. «عربی آسان» و «خداشناسی» از تألیفات اوست.
  
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
 
||نام کامل = رضا روزبه زنجانی
 
||نام کامل = رضا روزبه زنجانی
||تصویر= [[پرونده:Ruzbeh.jpg|200px]]
+
||تصویر= [[پرونده:Ruzbeh.jpg|۲۰۰px]]
 
||زادروز =  ۱۳۰۰ شمسی
 
||زادروز =  ۱۳۰۰ شمسی
 
|زادگاه = زنجان
 
|زادگاه = زنجان
 
|وفات =  ۱۳۵۲ شمسی
 
|وفات =  ۱۳۵۲ شمسی
|مدفن = [[قم]] - قبرستان نو
+
|مدفن = [[قم]]، قبرستان نو
|اساتید =  حسين دين محمدى، سيد محمد امام‌جمعه، سيد محمود موسوى زنجانى
+
|اساتید =  حسین دین‌محمدى، سید محمد امام‌جمعه، سید محمود موسوى زنجانى، کمال الدین جناب،...
 
|شاگردان = دانش آموزان مدرسه علوی تهران
 
|شاگردان = دانش آموزان مدرسه علوی تهران
|آثار =  خداشناسى، عربى آسان، روش آسان در تعليم [[قرآن]]
+
|آثار =  خداشناسى، عربى آسان، روش آسان در تعلیم قرآن،...
 
}}
 
}}
  
==تولد و تحصيلات==
+
==تولد و تحصیلات==
  
فقيد سعيد استاد رضا روزبه ارديبهشت سال 1300 ش، مصادف با ولادت حضرت [[امام رضا]] علیه السلام در خانواده اى متدين و با فضيلت و مبارز در شهر زنجان پا به عرصه وجود نهاد. پدرش كربلايى محمود خياط فرزند حجة الاسلام شيخ جواد زنجانى، از شاگردان آيت  الله ميرزا محمدتقى شيرازى بود و مادرش سيده ربابه دخت حاج سيدتقى، از سادات مشهور و صاحب كرامت آن سامان شمرده مى شد.
+
رضا روزبه اردیبهشت سال ۱۳۰۰ ش، مصادف با ولادت [[امام رضا]] علیه السلام در خانواده اى متدین و با فضیلت و مبارز در شهر زنجان پا به عرصه وجود نهاد. پدرش کربلایى محمود خیاط فرزند حجة الاسلام شیخ جواد زنجانى، از شاگردان آیت الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقى شیرازى]] بود.
  
وى در كنار تعليمات ابتدايى و آموزش متوسطه، علوم حوزوى را تا سطوح عالى نزد پدر و عمويش و استادان مشهورى چون حاج شيخ حسين دين محمدى، حاج  آقا سيد محمد امام‌جمعه، سيد محمود موسوى زنجانى و... به پايان برد. و در هر كلاس و پايه اى دانش آموز و طلبه ممتاز شناخته شد.
+
وى در کنار تعلیمات ابتدایى و آموزش متوسطه، علوم حوزوى را تا سطوح عالى نزد پدر و عمویش و استادان مشهورى چون حاج شیخ حسین دین محمدى، حاج  آقا سید محمد امام‌جمعه، سید محمود موسوى زنجانى و... به پایان برد. و در هر کلاس و پایه اى دانش آموز و طلبه ممتاز شناخته شد. او به استادان خود، اعم از روحانی و غیرروحانی، احترام می گذاشت و همواره از استادش دکتر کمال الدین جناب به تکریم یاد می کرد.
  
با اتمام دوره متوسطه، چند سالى در دبستان «توفيق» زنجان به تعليم و تربيت دانش آموزان پرداخت. سپس به [[تهران]] مهاجرت كرد. در سال تحصيلى 1331-1330، وارد دانشكده علوم شد و با انتخاب رشته فيزيك تحصيلات عالى خود را آغاز كرد. او اين دوره را با نگارش «مطالعه در آثار ميدان الكتريك و رادياسيون و گاز ازت روى موجودات زنده» به پايان برد. در اين سال‌ها نيز از دانشجويان ممتاز و برجسته شمرده مى شد و مورد توجه بيش از حد استادان بود و سرانجام به خاطر دقت و موشكافى عميق در مسايل علمى محقق و استاد رشته فيزيك شناخته شد.
+
با اتمام دوره متوسطه، چند سالى در دبستان «توفیق» زنجان به تعلیم و تربیت دانش آموزان پرداخت. سپس به [[تهران]] مهاجرت کرد. در سال تحصیلى ۱۳۳۱-۱۳۳۰، وارد دانشکده علوم شد و با انتخاب رشته [[فیزیک و مکانیک|فیزیک]] تحصیلات عالى خود را آغاز کرد.  
  
مرحوم روزبه، علاوه بر كسب اطلاعات علمى روز، در معارف اسلامى، [[فقه]] و [[اصول]]، [[فلسفه]] و [[كلام]]، ادبيات عرب و تفسير [[قرآن]] مطالعات عميق و وسيعى داشت و زبان‌هاى عربى و فرانسه را خوب مى دانست.
+
مرحوم روزبه، علاوه بر کسب اطلاعات علمى روز، در معارف اسلامى، [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[فلسفه]] و [[کلام]]، [[ادبیات عرب]] و [[تفسیر قرآن]] مطالعات عمیق و وسیعى داشت و زبان‌هاى عربى و فرانسه را خوب مى دانست.
  
==ويژگي‌هاى استاد==
+
==ویژگی‌هاى اخلاقی==
  
شخصيت استاد روزبه از جهات مختلف شايسته بررسى و مطالعه است. نوشته ها، خاطرات و مصاحبه هاى برخى از آشنايان، همكاران و شاگردان استاد نشان مى دهد كه آن دانشور فرزانه از حدود هفتاد صفت نيك بهره مى برد. بخشى از صفات و خوي‌هاى پسنديده او عبارت است از:
+
شخصیت استاد روزبه از جهات مختلف شایسته بررسى و مطالعه است. نوشته ها، خاطرات و مصاحبه هاى برخى از آشنایان، همکاران و شاگردان استاد نشان مى دهد که آن دانشور فرزانه از صفات نیک اخلاقی بهره مى برد.  
  
'''<I>ايمان:</I>'''
+
'''ایمان:'''
  
مرحوم روزبه فردى متعبد، مخلص و عاشق خدا بود. جلوه هاى بارز اين عشق را در [[نماز]] او مى يابيم. چون وقت نماز مى شد از هر كارى، هر چند مهم، دست مى كشيد و مقيد بود آن را در اول وقت به جاى آورد. او در نماز تمام توجهش به خدا بود و حالش دگرگون مى شد.
+
مرحوم روزبه در نظر و عمل و گفتار و کردار مسلمانی درست اعتقاد بود. او فردى متعبد، مخلص و عاشق خدا بود. جلوه هاى بارز این عشق را در [[نماز]] او مى یابیم. چون وقت نماز مى شد از هر کارى، هر چند مهم، دست مى کشید و مقید بود آن را در اول وقت به جاى آورد. او در نماز تمام توجهش به خدا بود و حالش دگرگون مى شد. شاگردان و همکاران او، متفقاً، معتقدند که او مصداق عینی و عملی آیه «اِنَّ صلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لِلّهِ ربِّ العالمین» ([[سوره انعام|انعام]]، ۱۶۲) بود. روزبه با زندگی و شخصیت فکری و علمی خود نشان داد که می توان در دنیای «جدید» زندگی کرد و در عین حال عمیقاً دیندار و مسلمان بود.
  
'''<I>علم :</I>'''
+
'''اخلاق اسلامى:'''
  
روزبه فردى به تمام معنا جامع مى نمود هر چند تخصص اصلى اش در علم فيزيك بود و در اين رشته تحقيقات ارزنده اى داشت؛ ولى اين امر استاد را از پرداختن به ديگر رشته هاى علمى بازنداشت. او در فقه، اصول، كلام، تفسير و علوم قرآنى بسيار مطالعه كرده بود.
+
استاد در برنامه ها و کارهاى روزانه اش بسیار منظم و دقیق بود. در رفتار و کردار بسیار متین و مؤدب، در گفتار کم گوى و گزیده گوى شمرده مى شد و از بیان مسایل و مطالب مشکوک و ضعیف خوددارى مى کرد. از برخوردها و کلمات تند و دور از [[ادب]] و غیرانسانى سرباز مى زد و هرگز [[غیبت (گناه)|غیبت]] نمى کرد. او انسانى آرام، [[متواضع]] و در عین حال با ابهت بود و آن چه که قصد گفتن داشت نه با زبان، بلکه با عملش بیان مى کرد. در مقابل پدر و روحانیان و حتى طلبه هاى معمم و مبتدى بسیار فروتن مى نمود و در جلساتى که پدرش حضور داشت، دو زانو مى نشست.
  
'''<I>اخلاق اسلامى :</I>'''
+
لباس‌هاى او بسیار ساده و تمییز و مرتب بود. سال‌هاى بسیار تنها یک دست کت و شلوار داشت. این صفت در آن روزگار شاگردان و حتى استادان مدرسه اش را تحت تأثیر قرار داد؛ به گونه اى که در آن مدرسه نه از مد خبرى بود و نه از شیک پوشى. غذایش ساده و مختصر و خانه اش محقر در محله قدیمى و مذهبى خیابان رى بود. از جسارت و بى ادبى مردم چشم مى پوشید و از این طریق، درس بزرگى به دیگران مى داد.
  
استاد در برنامه ها و كارهاى روزانه اش بسيار منظم و دقيق بود. در رفتار و كردار بسيار متين و مؤدب، در گفتار كم گوى و گزيده گوى شمرده مى شد و از بيان مسايل و مطالب مشكوك و ضعيف خوددارى مى كرد. از برخوردها و كلمات تند و دور از ادب و غيرانسانى سرباز مى زد و هرگز [[غيبت]] نمى كرد. او انسانى آرام، افتاده  حال، متواضع و در عين حال با ابهت بود و آن چه كه قصد گفتن داشت نه با زبان، بلكه با عملش بيان مى كرد. در مقابل پدر و روحانيان و حتى طلبه هاى معمم و مبتدى بسيار فروتن مى نمود و در جلساتى كه پدرش حضور داشت، دو زانو مى نشست.
+
به روحانیون اصیل [[شیعه]] و [[سادات]] ارادت و احترام خاص مى گذاشت و در برابر علما و [[مرجعیت|مراجع]] تقلید اخلاص و تعبد ویژه داشت. اگر در حضور او کسى از عالمى بد مى گفت و یا از روحانیت انتقاد مى کرد چهره درهم مى کشید و آزرده خاطر مى شد. به بیچارگان و زیردستان کمک مى کرد و ضمن احترام به خدمتگزاران، کارها را در قالب پرسش از آن ها درخواست مى کرد.
  
لباس‌هاى او بسيار ساده و كم‌قيمت و تمييز و مرتب بود. سال‌هاى بسيار تنها يكدست كت و شلوار داشت. اين صفت در آن روزگار شاگردان و حتى استادان مدرسه اش را تحت تأثير قرار داد؛ به گونه اى كه در آن مدرسه نه از مد خبرى بود و نه از شيك پوشى. غذايش ساده و مختصر و خانه اش محقر در محله قديمى و مذهبى خيابان رى بود. از جسارت و بى ادبى مردم چشم مى پوشيد و از اين طريق، درس بزرگى به ديگران مى داد.
+
== فعالیت‌های اجتماعی ==
 +
'''مدیریت مدرسه علوی:'''
  
به روحانيون اصيل [[شيعه]] و [[سادات]] ارادت و احترام خاص مى گذاشت و در برابر علما و مراجع تقليد اخلاص و تعبد ويژه داشت. اگر در حضور او كسى از عالمى بد مى گفت و يا از روحانيت انتقاد مى كرد. چهره درهم مى كشيد و آزرده خاطر مى شد. به بيچارگان و زيردستان كمك مى كرد و ضمن احترام به خدمتگزاران، كارها را در قالب پرسش از آن ها درخواست مى كرد؛ براى مثال مى گفت: مشهدى محمد، براى ما يك ليوان آب نمى آورى؟
+
یکى دیگر از ابعاد زندگى مرحوم روزبه، داستان مدرسه علوى است. این واحد آموزش متوسطه در سال ۱۳۳۵ به همت مردان صالح و خوشنام و به مدیریت استاد روزبه شروع به فعالیت کرد. دبیرستان علوى و شعب آن از نظر پذیرش محصل، انتخاب استاد و برنامه هاى آموزشى ویژه بودند و روحانیون بزرگى همچون [[شهید بهشتی|شهید دکتر بهشتى]]، [[مرتضی مطهری|شهید مطهری]]، [[شهید علی قدوسی|شهید قدوسى]]، [[محمدجواد باهنر|شهید باهنر]]، [[علامه محمدتقی جعفری|علامه محمدتقى جعفرى]]، [[محمدرضا مهدوی کنی|مهدوى کنى]] و... با هیأت مدیره و استاد روزبه همکارى نزدیک داشتند. استاد از آغاز فعالیت این مدرسه تا آخرین روزهاى زندگى اش یکسره به تعلیم و تربیت شاگردانش پرداخت و در طول این مدت هرگز احساس خستگى نکرد.
  
'''مبارزات '''
+
وی دبیرستان علوی را هفده سال با اقتدار و پشتکار زیاد و با روش علمی بر اساس مبانی و دیدگاههای اسلامی اداره کرد و توانست الگویی مناسب برای دیگرانی که در اندیشه تأسیس چنین مدارسی بودند به دست دهد.
  
با آن كه استاد زاهد و درونگرا مى نمود، عنصرى آگاه به زمان و مقتضيات روزگار بود، به جا و به موقع مبارزه مى كرد. سابقه مبارزه او به سال‌هاى 1324 ش برمى گردد. در اين سال، كه فتنه آذربايجان به زنجان كشيده شد، دموكرات‌ها استاد را به خاطر اعتقادات راسخ به مبانى دينى و مذهبى به زندان افكندند؛ احتمال اعدامش قوت گرفت و در مدتى كه محبوس بود، موهاى سرش به سفيدى گراييد. او سرانجام آزاد شد. در مقابله با رژيم، چه در مدرسه و چه در خارج آن تا آن جا كه قدرت داشت، ايستادگى مى كرد. در آن زمان چنان فرمان داده بودند كه عكس شاه بايد در همه ادارات و مدارس، حتى مدارس ملى و اسلامى، نصب شود. او تا توانست اين فرمان را اجرا نكرد و وقتى به بستن مدرسه تهديد شد، تنها با نصب يك عكس در دفتر مدرسه موافقت كرد.
+
استاد علاقه داشت که شاگردان و دوستان و آشنایان و همکارانش، خصوصاً معلمان و دبیران معارف دینى، مطالب مذهبى را از مأخذ اصلى آن فراگیرند و در این راستا با هر گونه انحراف، [[التقاط]] و تفسیر به رأى در [[آیه|آیات]] و [[احکام]] به شدت مخالفت مى کرد. او مى خواست حقایق دین محفوظ بماند، انحرافى پیش نیاید و کسانى که مطلبى را مى گفتند، اگر به درستى آن اطمینان نداشت، با فروتنى به گوینده تذکر مى داد و راهنمایى اش مى کرد.
  
ساواك مكرر به مدرسه هجوم مى آورد و مدرسه را تهديد مى كرد. او در برابر تهديدات بى وقفه مزدوران شاه اظهار مى داشت: آنها خيلى دير به فكر ما افتاده اند. اگر اين مدرسه را ببندند، ما كار خود را كرده ايم و به اهداف خود رسيده ايم. هر يك از شاگردان ما در هر كجا كه باشند، آن جا خود يك مدرسه علوى خواهد بود. هرگاه يكى از مزدوران رژيم ترور و معدوم مى شد، به شاگردانش شيرينى مى داد و در مناسبت‌هاى مهمى چون شهادت مدرس و...، به عناوين مختلف، مراسم سالگرد و بزرگداشت برگزار مى كرد.
+
او از نخستین کسانى بود که صبحگاه به مدرسه وارد مى شد و شبانگاه با آخرین گروه مدرسه را ترک مى کرد. محیط تربیتى دبیرستان علوى، بخش بزرگى از زندگى او، بلکه تمام زندگى او شده بود. استاد به شاگردان مدرسه آن قدر نزدیک بود که به راحتى مى شد حس کرد که چگونه از درد آن ها رنج مى کشد و در شادى آنان از خود آن ها شادمان تر است. بسیارى از اوقات، در زنگ‌هاى تفریح به جاى رفتن به دفتر مدرسه و استراحت، به میان شاگردان مى رفت و براى آن ها پدر، استاد، مربى [[اخلاق]] و الگوى فضایل اخلاقى بود. بسیارى از شاگردان مطالبى را که حتى با پدران و مادران خود در میان نمى گذاشتند، به او مى گفتند و او را محرم اسرار خود مى دانستند. بسیارى وقت‌ها، شب‌ها تا دیروقت همراه گروهى از شاگردان در آزمایشگاه فیزیک مدرسه به تحقیق مى پرداخت تا پاسخ پرسش دانش آموزى را بدهد و اشکال وى را ریشه کن سازد.
  
==مدرسه علوى==
+
استاد گاهی در غیبت بعضى همکاران، کلاس درس آن ها را به خوبى اداره مى کرد و همه شاگردان مى گفتند، به سبب نوآورى اش در تدریس، از محضر او بیش از استاد همیشگى شان بهره برده اند. جلسات [[تفسیر قرآن]]، از فعالیت‌هاى ارزنده او در مدرسه بود. او مى دانست هنگامى که فتنه ها چون شب‌هاى تیره هجوم آورند، [[قرآن]] فریادرس انسانهاست، پس با برگزارى کلاس‌هاى معارف قرآنى دانش آموزان را به قرآن فرامى خواند.
  
يكى ديگر از ابعاد زندگى وى داستان مدرسه علوى است. اين واحد آموزش متوسطه در سال 1335 به همت مردان صالح، خوشنام و متدينى چون آقايان حاج على اصغر كرباسچيان (علامه) و حاج مقدس تهرانى و شالچيان و به مديريت استاد روزبه شروع به فعاليت كرد. دبيرستان علوى و شعب آن از نظر پذيرش محصل، انتخاب استاد و برنامه هاى آموزشى ويژه بودند و روحانيون بزرگى همچون شهيد دكتر بهشتى، [[شهيد مطهرى]]، [[شهيد قدوسى]]، شهيد باهنر، علامه محمدتقى جعفرى، مهدوى كنى و... با هيأت مديره و استاد روزبه همكارى نزديك داشتند. استاد از آغاز فعاليت اين مدرسه تا آخرين روزهاى زندگى اش يكسره به تعليم و تربيت شاگردانش پرداخت و در طول اين مدت هرگز احساس خستگى نكرد. او اطمينان داشت كه دست پروردگانش در اجتماع و محيط‌هاى گسترده منشأ آثار و خدمات مفيدى خواهند بود.
+
او اولین دوره مسابقات قرآن مجید را در این مدرسه برگزار کرد و با بیانات گرم و نافذ خود رنگ و عطر دیگرى به آن بخشید. این مجلس و مراسم، همه ساله به یاد او برگزار مى گردد. بهره مادى استاد از دبیرستان، بنا به تقاضاى خود او، بسیار محدود و تنها به مبلغى اندک، که زندگى ساده و بى پیرایه اش را با آن که همشیره ها و بعضى بستگان در کنارش بودند، در سطح پایین اداره مى کرد، و این در حالى بود که از او پیوسته تقاضا مى شد، در دانشگاه با حقوق کلان تدریس کند. این نوع گذران معیشت هرگز او را از هدفى که ضرورى تشخیص داده بود، بازنداشت.  
  
البته بسيارى از تربيت يافتگان مكتب او چنين شدند؛ چه آنان كه زير شكنجه هاى رژيم سفاك گذشته به شهادت رسيدند؛ چه آنان كه سال‌ها در زندان مقاومت كردند و چه گروهى كه به صحنه اجتماع گام نهادند. شهيد دكتر محمود قندى، شهيد محمدعلى فياض بخش، شهيد مجيد حداد‌عادل، شهيد كاظميان و... و فرزانگانى چون دكتر حدادعادل و نهاونديان، سيد احمد مدرس زاده و سيد حسين مجتهدى، هادى نژادحسينيان و... در شمار شاگردان مكتب استاد جاى داشتند.  
+
[[اخلاق]] نیک، روحیه [[قناعت]] و عشق و علاقه بسیار او به مدرسه علوى سبب شد تا بسیارى از شخصیت هاى علمى و روحانى متعهد شاغل در دانشگاه و غیره دست کم بخشى از اوقات خود را به تدریس افتخارى در آن جا اختصاص دهند. این امر سطح علمى دبیرستان را چنان ارتقا داد که از نظر علمى و مذهبى محیطى صد در صد ایده آل گردید و حتى از نظر میزان قبولى در دانشگاه‌ها در ردیف نخست قرار گرفت. این مرکز آموزشى، علاوه بر برنامه هاى ذکر شده، مرکز تربیت مبلغانى بود که پس از آموزش دوره اى کوتاه به خارج از کشور اعزام مى شدند.  
  
استاد علاقه داشت كه شاگردان و دوستان و آشنايان و همكارانش، خصوصاً معلمان و دبيران معارف دينى، مطالب مذهبى را از مأخذ اصلى آن فراگيرند و در اين راستا با هر گونه انحراف، التقاط و تفسير به رأى در آيات و [[احكام]] به شدت مخالفت مى كرد. او مى خواست حقايق دين محفوظ بماند، انحرافى پيش نيايد و كسانى كه مطلبى را مى گفتند، اگر به درستى آن اطمينان نداشت، با فروتنى به گوينده تذكر مى داد و راهنمايى اش مى كرد.
+
'''مبارزات سیاسی:'''
  
صبحگاه او از نخستين كسانى بود كه به مدرسه وارد مى شد و شبانگاه با آخرين گروه مدرسه را ترك مى كرد. محيط تربيتى دبيرستان علوى، بخش بزرگى از زندگى او، بلكه تمام زندگى او شده بود. استاد به شاگردان مدرسه آن قدر نزديك بود كه به راحتى مى شد حس كرد كه چگونه از درد آن ها رنج مى كشد و در شادى آنان از خود آن ها شادمان تر است. بسيارى از اوقات، در زنگ‌هاى تفريح به جاى رفتن به دفتر مدرسه و استراحت، به ميان شاگردان مى رفت و براى آن ها پدر، استاد، مربى اخلاق و الگوى فضايل اخلاقى بود. بسيارى از شاگردان مطالبى را كه حتى با پدران و مادران خود در ميان نمى گذاشتند، به او مى گفتند و او را محرم اسرار خود مى دانستند. بسيارى وقت‌ها، شب‌ها تا ديروقت همراه گروهى از شاگردان در آزمايشگاه فيزيك مدرسه به تحقيق مى پرداخت تا پاسخ پرسش دانش آموزى را بدهد و اشكال وى را ريشه كن سازد.
+
با آن که استاد فردی زاهد و درونگرا مى نمود، عنصرى آگاه به زمان و مقتضیات روزگار بود، به جا و به موقع مبارزه مى کرد. روزبه به عنوان فعال سیاسی در مبارزه با حکومت پهلوی شناخته نشده بود. اما همه شاگردان او می دانستند که او از نظر سیاسی با حکومت پهلوی قطعاً مخالف است. سابقه مبارزه او به سال‌هاى ۱۳۲۴ ش. برمى گردد. در این سال، که فتنه آذربایجان به زنجان کشیده شد، دموکرات‌ها استاد را به خاطر اعتقادات راسخ به مبانى دینى و مذهبى به زندان افکندند؛ احتمال اعدامش قوت گرفت و در مدتى که محبوس بود، موهاى سرش به سفیدى گرایید. او سرانجام آزاد شد.  
  
استاد گاه در غيبت بعضى همكاران، كلاس درس آن ها را به خوبى اداره مى كرد و همه شاگردان مى گفتند، به سبب نوآورى اش در تدريس، از محضر او بيش از استاد هميشگى شان بهره برده اند. جلسات تفسير [[قرآن]]، از فعاليت‌هاى ارزنده او در مدرسه بود. او مى دانست هنگامى كه فتنه ها چون شب‌هاى تيره هجوم آورند، قرآن فريادرس انسانهاست، پس با برگزارى كلاس‌هاى معارف قرآنى دانش آموزان را به قرآن فرامى خواند.  
+
در مقابله با رژیم شاه، چه در مدرسه و چه در خارج آن تا آنجا که قدرت داشت، ایستادگى مى کرد. در آن زمان چنان فرمان داده بودند که عکس شاه باید در همه ادارات و مدارس، حتى مدارس ملى و اسلامى، نصب شود. او تا توانست این فرمان را اجرا نکرد و وقتى به بستن مدرسه تهدید شد، تنها با نصب یک عکس در دفتر مدرسه موافقت کرد.
  
او اولين دوره مسابقات قرآن مجيد را در اين مدرسه برگزار كرد و با بيانات گرم و نافذ خود رنگ و عطر ديگرى به آن بخشيد. اين مجلس و مراسم، همه ساله به ياد او برگزار مى گردد. بهره مادى استاد از دبيرستان، بنا به تقاضاى خود او، بسيار محدود و تنها به مبلغى اندك، كه زندگى ساده و بى پيرايه اش را با آن كه همشيره ها و بعضى بستگان در كنارش بودند، در سطح پايين اداره مى كرد، و اين در حالى بود كه از او پيوسته تقاضا مى شد، در دانشگاه با حقوق كلان تدريس كند. اين نوع گذران معيشت هرگز او را از هدفى كه ضرورى تشخيص داده بود، بازنداشت.  
+
[[ساواک|ساواک]] مکرر به «مدرسه علوى» هجوم مى آورد و مدرسه را تهدید مى کرد. او در برابر تهدیدات بى وقفه مزدوران شاه اظهار مى داشت: آنها خیلى دیر به فکر ما افتاده اند. اگر این مدرسه را ببندند، ما کار خود را کرده ایم و به اهداف خود رسیده ایم. هر یک از شاگردان ما در هر کجا که باشند، آن جا خود یک مدرسه علوى خواهد بود. هرگاه یکى از مزدوران رژیم ترور و معدوم مى شد، به شاگردانش شیرینى مى داد و در مناسبت‌هاى مهمى چون شهادت [[سید حسن مدرس|شهید مدرس]] و...، به عناوین مختلف، مراسم سالگرد و بزرگداشت برگزار مى کرد.
  
[[اخلاق]] نيك، روحيه [[قناعت]] و عشق و علاقه بسيار او به مدرسه علوى سبب شد تا بسيارى از شخصیت هاى علمى و روحانى متعهد شاغل در دانشگاه و غيره دست كم بخشى از اوقات خود را به تدريس افتخارى در آن جا اختصاص دهند. اين امر سطح علمى دبيرستان را چنان ارتقا داد كه از نظر علمى و مذهبى محيطى صد در صد ايده آل گرديد و حتى از نظر ميزان قبولى در دانشگاه‌ها در رديف نخست قرار گرفت. اين مركز آموزشى، علاوه بر برنامه هاى ذكر شده، مركز تربيت مبلغانى بود كه پس از آموزش دوره اى كوتاه به خارج از كشور اعزام مى شدند.
+
==آثار و تألیفات==
  
جناب حجةالاسلام والمسلمين آقاى هاشمى رفسنجانى، درباره حضور خويش در اين مدرسه، چنين مى گويد: «براى تحصيل علوم جديد كه با خواست آيت  الله العظمى بروجردى در مدرسه علوى براى ده نفر از طلاب زبده تنظيم شده بود و من جزء آن ها بودم يكى دو تابستان در تحصيلات جديد مدرسه علوى شركت كرديم براى تربيت مبلغ براى خارج از ايران اساتيد اين دوره ها مرحوم روزبه و جمعى ديگر بودند».('''')'''
+
استاد روزبه با آنکه در نگارش کتاب و مقاله، قلمی کمابیش توانا داشت، کثیرالتألیف نبود. او عمر نسبتاً کوتاه خود را بیش از آنکه صرف تألیف کند، صرف تعلیم و تربیت نسل جوان کرد. با این حال، آثار معدودی از وی به جا مانده است:
 
+
[[پرونده:Khodashenasy.jpg|thumb|left|خداشناسی - از آثار استاد رضا روزبه]]
'''از چشم دوستان'''
+
# عربی آسان (دو جلد)؛ در [[صرف]] و [[نحو]] که روزبه با همکاری سیدکاظم موسوی برای درس عربی دبیرستان علوی و احتمالاً با الهام از فعالیت مشابهی که عمویش شیخ جواد زنجانی در [[عراق]] انجام داده بود تألیف کرد و چون در تألیف آنها هم از تجربه مؤلفان پیشین و هم از شیوه های نوین تعلیم و تربیت و نیز از تدریس آزمایشی آن کتابها در دبیرستان علوی بهره گرفته بود، آن مجموعه به زودی جای خود را در مدارس اسلامی [[ایران]] باز کرد و سرآغاز تألیفات روشمند بعدی دیگر در این زمینه ازجمله کتابهای آموزش عربی مدارس راهنمایی و دانشسرای راهنمایی شد.
 
+
# روش آسان در تعلیم قرآن؛ علاوه بر عربی آسان، استاد روزبه و سیدکاظم موسوی کتابی هم برای آموزش قرآن تألیف کرده اند که در ۱۳۵۱ش در تهران منتشر شده است.  
يكى از همكاران استاد مى گويد: در مدت هشت سال، كه با ايشان در يك مدرسه بودم، مى ديدم كه او هميشه غذايش را با مستخدمين مدرسه يا دانش آموزان مى خورد و بيشتر اوقات نهارش نان و ماست يا نان و پنير و يا نان و خرما بود. روحى بزرگ مى خواهد كه كسى سال‌ها جمع مستخدمين و دانش آموزان را بر جمع فضلا و مردان علم ترجيح دهد. وقتى درباره اين كار از او پرسيدند، گفت: بچه ها غذاهاى مختلف مى آورند؛ گروهى غذاى گرم و مطبوع مى آورند و دسته اى توان آوردن غذاهاى خوب ندارند. من غذاى ساده خود را با آن ها مى خورم تا كسى كه ساده ترين غذا را آورده، در برابر آن كه غذاى گرم و پختنى مى آورد احساس حقارت نكند. از سويى، احساس مى كنم ممكن است هر يك از آن ها بعدها منشأ كارى در اين اجتماع باشند؛ مى خواهم، با اكتفا كردن به ساده ترين تنعمات، آن ها را به اين كار عادت دهم.
+
# خداشناسی؛ این کتاب را روزبه به صورت درسنامه در سالهای پایانی عمر تدوین و در پایه های آخر دبیرستان تدریس کرد که در ۱۳۶۱ش در قم به صورت کتاب منتشر شد.
 
+
# پایان نامه دوره فوق لیسانس (چاپ نشده) و نیز مشارکت در تألیف یکی ـ دو مقاله در حوزة فیزیک زیر نظر استادش کمال الدین جناب.
يكى از دوستان درباره [[روح]] بزرگ استاد اين خاطره جالب را نقل كرده است: «به اتفاق ايشان در جمعى از دوستان، كه همه از مردان علم و عمل بودند و هر يك تتبعات و نوشته هاى مختلف از خود به جاى گذارده بودند، نشسته بوديم. هر يك از دوستان با افسوس مى گفت: اگر من دوباره به دنيا بيايم؛ فلان كار را شروع مى كنم و يا فلان اشتباهى را كه كرده ام جبران مى كنم. به هر حال هر يك درباره كارى كه مى خواست در زندگى جديد خود بكند، مطلبى گفت تا نوبت به استاد روزبه رسيد. او گفت: من حاضر نيستم دوباره به دنيا بيايم؛ زيرا در اين زندگى ام هميشه همان كارى را كردم كه بايد مى كردم و اگر دوباره به دنيا بيايم، همان كارها را دوباره انجام مى دهم».
+
# مقالاتی در مکتب تشیع، از جمله در شماره اول این نشریه.  
 
+
# دست نوشته هایی مشتمل بر مطالب تربیتی و آموزشی که روزبه آنها را به قصد انتشار ننوشته بود و نیز مذاکراتی که با [[مرتضی مطهری]] در جلسات انجمن اسلامی پزشکان کرده است.
اين نمونه اى از شكوه و جلال يك مرد الهى است كه قلبش به عشق خدا مطمئن است و حتى حسرت لحظات عمر خود را نمى خورد؛ زيرا همه آن لحظات را در ذكر و ياد و راه خدا سپرى كرده است.
 
 
 
==آثار==
 
 
 
از استاد روزبه تأليفات و تحقيقات متعددى در موضوع‌هاى [[فقه]]، معارف اسلامى و علوم روز به جا مانده كه استاد در پايان عمر همه آن ها را به يكى از شاگردان فاضلش سپرد تا در فرصت مناسبى به چاپ برساند. موضوع تحقيقات و يادداشت‌هاى آن بزرگوار عبارت است از: «اثبات جهان ماوراء»، «اثبات وجود خدا»، «عصمت [[پيامبران]]»، «ولايت» و «فقه».
 
[[پرونده:Khodashenasy.jpg|thumb|left|خداشناسی - یکی از آثار استاد رضا روزبه]]
 
 
 
همچنین در سال‌هاى آخر عمر، با همكارى شهيد حجة الاسلام سيد كاظم موسوى، به تدوين يك دوره كتاب عربى پرداخت.
 
 
 
*عربى آسان
 
*روش آسان در تعليم [[قرآن]]
 
*خداشناسى
 
 
 
===سخنان ماندنى===
 
 
 
وقتى مى خواست كتاب عربى آسان را براى اولين بار چاپ كند، با مشكلاتى روبرو شد. پس از رفع موانع و مشكلات گفت: «يهودي‌ها در همه جاهاى حساس مهره دارند از جمله در چاپخانه ها و چاپ كتاب‌هاى تاريخ كه سعى دارند تاريخ يهودى را تزريق كنند.» چون امكانات سفر به خارج و ادامه تحصيل برايش فراهم شد، پدرش ابراز ناراحتى يا نگرانى كرد. استاد از اين سفر منصرف شد و گفت: «تحصيل و ادامه آن براى من مستحب است؛ ولى احترام به پدر واجب.» روزى به شاگردانش گفت: «براى هر صفحه درسى كه جهت تدريس در كلاس آماده مى كنم، ده ساعت وقت مى گذارم».
 
 
 
متن وصيتنامه معلم [[اخلاص]] و تلاش بهترين يادگار وى براى دوستان و علاقه مندان تربيت مكتبى است، اينك اين شما و اين وصيتنامه:
 
 
 
بسم اللّه الرحمن الرحيم، هذه وصيتى:
 
 
 
*1- اضافات حقوقى كه از فرهنگ دريافت مى شود، آن چه قبل از [[رمضان]] سال گذشته است بايد خمسش داده شود و آن چه متعلق به بعد آن است به ضميمه وصولى از رفاه معلم قروض از آن داده خواهد شد. اگر علاوه ماند، [[خمس]] آن داده شود.
 
 
 
*2- هزار تومان به آقاى حاج سيد احمد زنجانى به [[قم]] داده شود. (از بابت اجازه تصرف كه در حقوق داده اند و قرار است اين مبلغ به ايشان پرداخت شود تا ماه رمضان آتى 93)
 
 
 
*3- صد تومان از بابت قيمت چاى و شربت كه صرف مهمان‌هاى خصوصى من مى شد، به مدرسه پرداخت شود و تقريباً صد و پنجاه تومان بيشتر (با نظر آقاى بيات) از بابت پلى كپى هايى كه براى گروه شاه چراغى مرحوم كرد و تحويل من داده است، به مدرسه داده شود.
 
 
 
*4- كتاب شرح اشارات در كمد اطاق بالا به جناب آقاى ميرزا محمدتقى شريعتمدارى و دو جلد كتاب حساب فرانسه در همان كمد به آقاى بهشتى... و كتاب ولايت (فتوكپى) به [[علامه طباطبايى]] تحويل شود. (توسط آقاى موسوى)
 
 
 
*5- يك جلد كتاب كه اسمش درست يادم نيست درباره علوم طبيعت از نظر مسلمين متعلق به آقاى حداد است و در كمد ميز دفتر است، به ايشان مسترد شود.
 
 
 
*6- آقاى موسوى قبول زحمت فرموده كتاب‌هاى كمد بالا و دفتر و اطاق آقاى بيات را ببيند؛ اگر كتابى متعلق به كسى است، اظهار لطف فرموده به صاحبش رد كنند؛ و همين كار را آقاى اخوى نسبت به كتابهاى منزل انجام دهد.
 
 
 
*7- عموم رفقاى گرامى سلام [[اخلاص]] بنده را پذيرفته، از بدي‌هاى من و هر گونه حقى كه نسبت به من دارند بگذرند و از دعاى خير فراموشم نفرمايند. العذر عند كرام الناس مقبول . لبيك به دعوت حق و مدفن .
 
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
استاد در سال 1347، به سبب تماس با تشعشعات راديواكتيو در آزمايشگاه، بيمار شد. در سال‌هاى 48 و 49 حالش رو به وخامت گذاشت. شاگردان و دوستان و همكارانش بسيار برايش [[دعا]] كردند و شايد همين دعاها [[مرگ]] او را چند سالى به تأخير انداخت. در اين سال‌ها، با آن كه از تدريس و فعاليت منع شده بود، پرتوانتر از هميشه كار مى كرد و از واپسين فرصت‌ها نيز بهره مى برد.
+
مرحوم استاد رضا روزبه در سال ۱۳۴۷، به سبب تماس با تشعشعات رادیواکتیو در آزمایشگاه، بیمار شد و در سال‌هاى ۴۸ و ۴۹ حالش رو به وخامت گذاشت. در این سال‌ها، با آن که از تدریس و فعالیت منع شده بود، پرتوان‌تر از همیشه کار مى کرد و از واپسین فرصت‌ها نیز بهره مى برد.
 
 
سرانجام سرطان استاد را رنجور ساخت و در بستر ناتوانى فروافكند. در آخرين لحظات زندگى، هر بار كه نفسى برمى آورد، مى گفت: [[فقه]] را جلو بيندازيد. هنگام احتضار به درد اجتماع و مصالح اجتماعى مردم فكر مى كرد و سرانجام در راه تدريس و ارشاد جان سپرد. اين شمع پرفروغ و گل شاداب بوستان علوى در ساعت 7 صبح روز 21 آبان سال 1352 برابر با نيمه [[شوال]] سال 1393 قمرى خاموش و پژمرده شد و جامعه اسلامى يكى از خدمتگزاران صديق و ارزنده اش را از دست داد.  
 
  
در مراسم وداع با پيكر او فضاى دبيرستان علوى شاهد بود كه چگونه مربيان، دوستان و شاگردان و اولياى آن ها بر مرگ وى مى گريستند و دانشمندانى چون مرحوم [[علامه طباطبايى]] و استاد [[شهيد مطهرى]] و [[شهيد بهشتى]] اشك مى ريختند. مراسم تشييع جنازه او كه در [[قم]] انجام شد، علما و بزرگانى چون آيات عظام گلپايگانى و نجفى شركت داشتند و آيت  الله گلپايگانى بر او [[نماز]] گزارد. سپس او را در گورستان حاج شيخ به خاك سپردند.  
+
سرانجام سرطان استاد را رنجور ساخت و در بستر ناتوانى فروافکند. در آخرین لحظات زندگى، هر بار که نفسى برمى آورد، مى گفت: [[فقه]] را جلو بیندازید. هنگام [[احتضار]] به درد اجتماع و مصالح اجتماعى مردم فکر مى کرد. او سرانجام در روز ۲۱ آبان سال ۱۳۵۲ (نیمه [[شوال]] ۱۳۹۳ قمرى) دار فانی را وداع گفت.  
  
بر سنگ قبر او اين جملات حك شده است: «ولكل عصر و احد يَسمو به و انت لباق الدّهر ذاك الواحد. مرقد استاد عاليقدر الحاج رضا روزبه زنجانى، تولد 1300، وفات  52/8/21» يادش گرامى، نامش جاودان و راهش پررهرو باد.
+
مراسم [[تشییع جنازه|تشییع جنازه]] او در [[قم]] انجام شد، و [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|آیت الله گلپایگانى]] بر پیکر او [[نماز میت|نماز]] گزارد. سپس او را در قبرستان حاج شیخ (قبرستان نو) به خاک سپردند.  
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
*حبيب الله سلمانى آرانى، ستارگان حرم، جلد9.
+
*[[ستارگان حرم]]، حبیب الله سلمانى آرانى، جلد۹.
 +
*[https://rch.ac.ir/article/Details/13386 "رضا روزبه"، دانشنامه جهان اسلام].
 
*سیزدهمین یادواره بزرگداشت مقام معلم، اداره آموزش و پرورش استان زنجان، ۱۳۷۵.
 
*سیزدهمین یادواره بزرگداشت مقام معلم، اداره آموزش و پرورش استان زنجان، ۱۳۷۵.
  
سطر ۱۳۶: سطر ۱۰۲:
 
</gallery>
 
</gallery>
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای معاصر]]
 +
[[رده:مدفونین در قبرستان نو]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۶:۴۹

«استاد رضا روزبه زنجانی» (۱۳۰۰-۱۳۵۲ ش)، مدرس فیزیک، از پیش‌گامان تعلیم و تربیت نوین اسلامی در ایران و نخستین مدیر «مدرسه علوی» تهران بود. استاد روزبه، علاوه بر تخصص در علم فیزیک، در علوم فقه، اصول، کلام، تفسیر و علوم قرآنى نیز متبحر بود و تدریس می‌نمود. «عربی آسان» و «خداشناسی» از تألیفات اوست.

۲۰۰px
نام کامل رضا روزبه زنجانی
زادروز ۱۳۰۰ شمسی
زادگاه زنجان
وفات ۱۳۵۲ شمسی
مدفن قم، قبرستان نو

Line.png

اساتید

حسین دین‌محمدى، سید محمد امام‌جمعه، سید محمود موسوى زنجانى، کمال الدین جناب،...

شاگردان

دانش آموزان مدرسه علوی تهران

آثار

خداشناسى، عربى آسان، روش آسان در تعلیم قرآن،...


تولد و تحصیلات

رضا روزبه اردیبهشت سال ۱۳۰۰ ش، مصادف با ولادت امام رضا علیه السلام در خانواده اى متدین و با فضیلت و مبارز در شهر زنجان پا به عرصه وجود نهاد. پدرش کربلایى محمود خیاط فرزند حجة الاسلام شیخ جواد زنجانى، از شاگردان آیت الله میرزا محمدتقى شیرازى بود.

وى در کنار تعلیمات ابتدایى و آموزش متوسطه، علوم حوزوى را تا سطوح عالى نزد پدر و عمویش و استادان مشهورى چون حاج شیخ حسین دین محمدى، حاج آقا سید محمد امام‌جمعه، سید محمود موسوى زنجانى و... به پایان برد. و در هر کلاس و پایه اى دانش آموز و طلبه ممتاز شناخته شد. او به استادان خود، اعم از روحانی و غیرروحانی، احترام می گذاشت و همواره از استادش دکتر کمال الدین جناب به تکریم یاد می کرد.

با اتمام دوره متوسطه، چند سالى در دبستان «توفیق» زنجان به تعلیم و تربیت دانش آموزان پرداخت. سپس به تهران مهاجرت کرد. در سال تحصیلى ۱۳۳۱-۱۳۳۰، وارد دانشکده علوم شد و با انتخاب رشته فیزیک تحصیلات عالى خود را آغاز کرد.

مرحوم روزبه، علاوه بر کسب اطلاعات علمى روز، در معارف اسلامى، فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادبیات عرب و تفسیر قرآن مطالعات عمیق و وسیعى داشت و زبان‌هاى عربى و فرانسه را خوب مى دانست.

ویژگی‌هاى اخلاقی

شخصیت استاد روزبه از جهات مختلف شایسته بررسى و مطالعه است. نوشته ها، خاطرات و مصاحبه هاى برخى از آشنایان، همکاران و شاگردان استاد نشان مى دهد که آن دانشور فرزانه از صفات نیک اخلاقی بهره مى برد.

ایمان:

مرحوم روزبه در نظر و عمل و گفتار و کردار مسلمانی درست اعتقاد بود. او فردى متعبد، مخلص و عاشق خدا بود. جلوه هاى بارز این عشق را در نماز او مى یابیم. چون وقت نماز مى شد از هر کارى، هر چند مهم، دست مى کشید و مقید بود آن را در اول وقت به جاى آورد. او در نماز تمام توجهش به خدا بود و حالش دگرگون مى شد. شاگردان و همکاران او، متفقاً، معتقدند که او مصداق عینی و عملی آیه «اِنَّ صلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لِلّهِ ربِّ العالمین» (انعام، ۱۶۲) بود. روزبه با زندگی و شخصیت فکری و علمی خود نشان داد که می توان در دنیای «جدید» زندگی کرد و در عین حال عمیقاً دیندار و مسلمان بود.

اخلاق اسلامى:

استاد در برنامه ها و کارهاى روزانه اش بسیار منظم و دقیق بود. در رفتار و کردار بسیار متین و مؤدب، در گفتار کم گوى و گزیده گوى شمرده مى شد و از بیان مسایل و مطالب مشکوک و ضعیف خوددارى مى کرد. از برخوردها و کلمات تند و دور از ادب و غیرانسانى سرباز مى زد و هرگز غیبت نمى کرد. او انسانى آرام، متواضع و در عین حال با ابهت بود و آن چه که قصد گفتن داشت نه با زبان، بلکه با عملش بیان مى کرد. در مقابل پدر و روحانیان و حتى طلبه هاى معمم و مبتدى بسیار فروتن مى نمود و در جلساتى که پدرش حضور داشت، دو زانو مى نشست.

لباس‌هاى او بسیار ساده و تمییز و مرتب بود. سال‌هاى بسیار تنها یک دست کت و شلوار داشت. این صفت در آن روزگار شاگردان و حتى استادان مدرسه اش را تحت تأثیر قرار داد؛ به گونه اى که در آن مدرسه نه از مد خبرى بود و نه از شیک پوشى. غذایش ساده و مختصر و خانه اش محقر در محله قدیمى و مذهبى خیابان رى بود. از جسارت و بى ادبى مردم چشم مى پوشید و از این طریق، درس بزرگى به دیگران مى داد.

به روحانیون اصیل شیعه و سادات ارادت و احترام خاص مى گذاشت و در برابر علما و مراجع تقلید اخلاص و تعبد ویژه داشت. اگر در حضور او کسى از عالمى بد مى گفت و یا از روحانیت انتقاد مى کرد چهره درهم مى کشید و آزرده خاطر مى شد. به بیچارگان و زیردستان کمک مى کرد و ضمن احترام به خدمتگزاران، کارها را در قالب پرسش از آن ها درخواست مى کرد.

فعالیت‌های اجتماعی

مدیریت مدرسه علوی:

یکى دیگر از ابعاد زندگى مرحوم روزبه، داستان مدرسه علوى است. این واحد آموزش متوسطه در سال ۱۳۳۵ به همت مردان صالح و خوشنام و به مدیریت استاد روزبه شروع به فعالیت کرد. دبیرستان علوى و شعب آن از نظر پذیرش محصل، انتخاب استاد و برنامه هاى آموزشى ویژه بودند و روحانیون بزرگى همچون شهید دکتر بهشتى، شهید مطهری، شهید قدوسى، شهید باهنر، علامه محمدتقى جعفرى، مهدوى کنى و... با هیأت مدیره و استاد روزبه همکارى نزدیک داشتند. استاد از آغاز فعالیت این مدرسه تا آخرین روزهاى زندگى اش یکسره به تعلیم و تربیت شاگردانش پرداخت و در طول این مدت هرگز احساس خستگى نکرد.

وی دبیرستان علوی را هفده سال با اقتدار و پشتکار زیاد و با روش علمی بر اساس مبانی و دیدگاههای اسلامی اداره کرد و توانست الگویی مناسب برای دیگرانی که در اندیشه تأسیس چنین مدارسی بودند به دست دهد.

استاد علاقه داشت که شاگردان و دوستان و آشنایان و همکارانش، خصوصاً معلمان و دبیران معارف دینى، مطالب مذهبى را از مأخذ اصلى آن فراگیرند و در این راستا با هر گونه انحراف، التقاط و تفسیر به رأى در آیات و احکام به شدت مخالفت مى کرد. او مى خواست حقایق دین محفوظ بماند، انحرافى پیش نیاید و کسانى که مطلبى را مى گفتند، اگر به درستى آن اطمینان نداشت، با فروتنى به گوینده تذکر مى داد و راهنمایى اش مى کرد.

او از نخستین کسانى بود که صبحگاه به مدرسه وارد مى شد و شبانگاه با آخرین گروه مدرسه را ترک مى کرد. محیط تربیتى دبیرستان علوى، بخش بزرگى از زندگى او، بلکه تمام زندگى او شده بود. استاد به شاگردان مدرسه آن قدر نزدیک بود که به راحتى مى شد حس کرد که چگونه از درد آن ها رنج مى کشد و در شادى آنان از خود آن ها شادمان تر است. بسیارى از اوقات، در زنگ‌هاى تفریح به جاى رفتن به دفتر مدرسه و استراحت، به میان شاگردان مى رفت و براى آن ها پدر، استاد، مربى اخلاق و الگوى فضایل اخلاقى بود. بسیارى از شاگردان مطالبى را که حتى با پدران و مادران خود در میان نمى گذاشتند، به او مى گفتند و او را محرم اسرار خود مى دانستند. بسیارى وقت‌ها، شب‌ها تا دیروقت همراه گروهى از شاگردان در آزمایشگاه فیزیک مدرسه به تحقیق مى پرداخت تا پاسخ پرسش دانش آموزى را بدهد و اشکال وى را ریشه کن سازد.

استاد گاهی در غیبت بعضى همکاران، کلاس درس آن ها را به خوبى اداره مى کرد و همه شاگردان مى گفتند، به سبب نوآورى اش در تدریس، از محضر او بیش از استاد همیشگى شان بهره برده اند. جلسات تفسیر قرآن، از فعالیت‌هاى ارزنده او در مدرسه بود. او مى دانست هنگامى که فتنه ها چون شب‌هاى تیره هجوم آورند، قرآن فریادرس انسانهاست، پس با برگزارى کلاس‌هاى معارف قرآنى دانش آموزان را به قرآن فرامى خواند.

او اولین دوره مسابقات قرآن مجید را در این مدرسه برگزار کرد و با بیانات گرم و نافذ خود رنگ و عطر دیگرى به آن بخشید. این مجلس و مراسم، همه ساله به یاد او برگزار مى گردد. بهره مادى استاد از دبیرستان، بنا به تقاضاى خود او، بسیار محدود و تنها به مبلغى اندک، که زندگى ساده و بى پیرایه اش را با آن که همشیره ها و بعضى بستگان در کنارش بودند، در سطح پایین اداره مى کرد، و این در حالى بود که از او پیوسته تقاضا مى شد، در دانشگاه با حقوق کلان تدریس کند. این نوع گذران معیشت هرگز او را از هدفى که ضرورى تشخیص داده بود، بازنداشت.

اخلاق نیک، روحیه قناعت و عشق و علاقه بسیار او به مدرسه علوى سبب شد تا بسیارى از شخصیت هاى علمى و روحانى متعهد شاغل در دانشگاه و غیره دست کم بخشى از اوقات خود را به تدریس افتخارى در آن جا اختصاص دهند. این امر سطح علمى دبیرستان را چنان ارتقا داد که از نظر علمى و مذهبى محیطى صد در صد ایده آل گردید و حتى از نظر میزان قبولى در دانشگاه‌ها در ردیف نخست قرار گرفت. این مرکز آموزشى، علاوه بر برنامه هاى ذکر شده، مرکز تربیت مبلغانى بود که پس از آموزش دوره اى کوتاه به خارج از کشور اعزام مى شدند.

مبارزات سیاسی:

با آن که استاد فردی زاهد و درونگرا مى نمود، عنصرى آگاه به زمان و مقتضیات روزگار بود، به جا و به موقع مبارزه مى کرد. روزبه به عنوان فعال سیاسی در مبارزه با حکومت پهلوی شناخته نشده بود. اما همه شاگردان او می دانستند که او از نظر سیاسی با حکومت پهلوی قطعاً مخالف است. سابقه مبارزه او به سال‌هاى ۱۳۲۴ ش. برمى گردد. در این سال، که فتنه آذربایجان به زنجان کشیده شد، دموکرات‌ها استاد را به خاطر اعتقادات راسخ به مبانى دینى و مذهبى به زندان افکندند؛ احتمال اعدامش قوت گرفت و در مدتى که محبوس بود، موهاى سرش به سفیدى گرایید. او سرانجام آزاد شد.

در مقابله با رژیم شاه، چه در مدرسه و چه در خارج آن تا آنجا که قدرت داشت، ایستادگى مى کرد. در آن زمان چنان فرمان داده بودند که عکس شاه باید در همه ادارات و مدارس، حتى مدارس ملى و اسلامى، نصب شود. او تا توانست این فرمان را اجرا نکرد و وقتى به بستن مدرسه تهدید شد، تنها با نصب یک عکس در دفتر مدرسه موافقت کرد.

ساواک مکرر به «مدرسه علوى» هجوم مى آورد و مدرسه را تهدید مى کرد. او در برابر تهدیدات بى وقفه مزدوران شاه اظهار مى داشت: آنها خیلى دیر به فکر ما افتاده اند. اگر این مدرسه را ببندند، ما کار خود را کرده ایم و به اهداف خود رسیده ایم. هر یک از شاگردان ما در هر کجا که باشند، آن جا خود یک مدرسه علوى خواهد بود. هرگاه یکى از مزدوران رژیم ترور و معدوم مى شد، به شاگردانش شیرینى مى داد و در مناسبت‌هاى مهمى چون شهادت شهید مدرس و...، به عناوین مختلف، مراسم سالگرد و بزرگداشت برگزار مى کرد.

آثار و تألیفات

استاد روزبه با آنکه در نگارش کتاب و مقاله، قلمی کمابیش توانا داشت، کثیرالتألیف نبود. او عمر نسبتاً کوتاه خود را بیش از آنکه صرف تألیف کند، صرف تعلیم و تربیت نسل جوان کرد. با این حال، آثار معدودی از وی به جا مانده است:

خداشناسی - از آثار استاد رضا روزبه
  1. عربی آسان (دو جلد)؛ در صرف و نحو که روزبه با همکاری سیدکاظم موسوی برای درس عربی دبیرستان علوی و احتمالاً با الهام از فعالیت مشابهی که عمویش شیخ جواد زنجانی در عراق انجام داده بود تألیف کرد و چون در تألیف آنها هم از تجربه مؤلفان پیشین و هم از شیوه های نوین تعلیم و تربیت و نیز از تدریس آزمایشی آن کتابها در دبیرستان علوی بهره گرفته بود، آن مجموعه به زودی جای خود را در مدارس اسلامی ایران باز کرد و سرآغاز تألیفات روشمند بعدی دیگر در این زمینه ازجمله کتابهای آموزش عربی مدارس راهنمایی و دانشسرای راهنمایی شد.
  2. روش آسان در تعلیم قرآن؛ علاوه بر عربی آسان، استاد روزبه و سیدکاظم موسوی کتابی هم برای آموزش قرآن تألیف کرده اند که در ۱۳۵۱ش در تهران منتشر شده است.
  3. خداشناسی؛ این کتاب را روزبه به صورت درسنامه در سالهای پایانی عمر تدوین و در پایه های آخر دبیرستان تدریس کرد که در ۱۳۶۱ش در قم به صورت کتاب منتشر شد.
  4. پایان نامه دوره فوق لیسانس (چاپ نشده) و نیز مشارکت در تألیف یکی ـ دو مقاله در حوزة فیزیک زیر نظر استادش کمال الدین جناب.
  5. مقالاتی در مکتب تشیع، از جمله در شماره اول این نشریه.
  6. دست نوشته هایی مشتمل بر مطالب تربیتی و آموزشی که روزبه آنها را به قصد انتشار ننوشته بود و نیز مذاکراتی که با مرتضی مطهری در جلسات انجمن اسلامی پزشکان کرده است.

وفات

مرحوم استاد رضا روزبه در سال ۱۳۴۷، به سبب تماس با تشعشعات رادیواکتیو در آزمایشگاه، بیمار شد و در سال‌هاى ۴۸ و ۴۹ حالش رو به وخامت گذاشت. در این سال‌ها، با آن که از تدریس و فعالیت منع شده بود، پرتوان‌تر از همیشه کار مى کرد و از واپسین فرصت‌ها نیز بهره مى برد.

سرانجام سرطان استاد را رنجور ساخت و در بستر ناتوانى فروافکند. در آخرین لحظات زندگى، هر بار که نفسى برمى آورد، مى گفت: فقه را جلو بیندازید. هنگام احتضار به درد اجتماع و مصالح اجتماعى مردم فکر مى کرد. او سرانجام در روز ۲۱ آبان سال ۱۳۵۲ (نیمه شوال ۱۳۹۳ قمرى) دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع جنازه او در قم انجام شد، و آیت الله گلپایگانى بر پیکر او نماز گزارد. سپس او را در قبرستان حاج شیخ (قبرستان نو) به خاک سپردند.

منابع

آرشیو عکس و تصویر