آیه 16 سوره محمد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(معانی کلمات آیه)
 
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«مَن یَسْتَمِعُ»: مراد منافقانی است که در آیه  از آنان سخن می‌رود. «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ»: مراد علمای صحابه کرام، از قبیل: ابن‌عباس و ابن مسعود است. «هذَا ...»: مراد محمد است. «آنِفاً»: چند لحظه پیش. اکنون. «طَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ»: (نگا: توبه / ، نحل / .
+
*'''آنفا''': آنف به معنى الساعة و اكنون است، در مجمع فرموده: اوّلين وقتى كه نزديك به ما است آن فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است.<ref>تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص190</ref>
 +
 
 
==نزول==
 
==نزول==
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۶:۲۹

مشاهده آیه در سوره

وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّىٰ إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ

مشاهده آیه در سوره


<<15 آیه 16 سوره محمد 17>>
سوره : سوره محمد (47)
جزء : 26
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و بعضی از مردم منافق به گفتارت کاملا گوش می‌دهند تا وقتی که از حضورت خارج شوند با اهل علم (اصحابت به تمسخر و اهانت) می‌گویند: رسول باز از سر نو چه گفت؟ اینان هستند که خدا بر دلهاشان مهر (قهر) نهاد و پیرو هوای نفس خود گردیدند.

گروهی از آنان [که منافق اند در ظاهر به گفتارت] گوش می دهند، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون روند به کسانی که آگاهی و معرفت به آنان داده شده [از روی مسخره] می گویند: هم اکنون چه گفت؟ [ما که گفته او را نفهمیدیم.] آنان کسانی هستند که خدا بر دل هایشان مهر [تیره بختی] نهاده واز هواهای نفسانی خود پیروی کرده اند،

و از ميان [منافقان‌] كسانى‌اند كه [در ظاهر] به [سخنان‌] تو گوش مى‌دهند، ولى چون از نزد تو بيرون مى‌روند، به دانش يافتگان مى‌گويند: «هم اكنون چه گفت؟» اينان همانانند كه خدا بر دلهايشان مهر نهاده است و از هوسهاى خود پيروى كرده‌اند.

بعضى به تو گوش مى‌دهند، تا آنگاه كه از نزد تو بيرون روند از دانشمندان مى‌پرسند: اين چه سخنانى بود كه مى‌گفت؟ خدا بر دلهايشان مهر نهاده است و از پى هواهاى خود رفته‌اند.

گروهی از آنان به سخنانت گوش فرامی‌دهند، امّا هنگامی که از نزد تو خارج می‌شوند به کسانی که علم و دانش به آنان بخشیده شده (از روی استهزا) می‌گویند: «(این مرد) الان چه گفت؟!» آنها کسانی هستند که خداوند بر دلهایشان مُهر نهاده و از هوای نفسشان پیروی کرده‌اند (از این رو چیزی نمی‌فهمند)!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There are some among them who prick up their ears at you. But when they go out from your presence, they say to those who have been given knowledge, ‘What did he say just now?’ They are the ones on whose hearts Allah has set a seal, and they follow their own desires.

And there are those of them who seek to listen to you, until when they go forth from you, they say to those who have been given the knowledge: What was it that he said just now? These are they upon whose hearts Allah has set a seal and they follow their low desires.

Among them are some who give ear unto thee (Muhammad) till, when they go forth from thy presence they say unto those who have been given knowledge: What was that he said just now? Those are they whose hearts Allah hath sealed, and they follow their own lusts.

And among them are men who listen to thee, but in the end, when they go out from thee, they say to those who have received Knowledge, "What is it he said just then?" Such are men whose hearts Allah has sealed, and who follow their own lusts.

معانی کلمات آیه

  • آنفا: آنف به معنى الساعة و اكنون است، در مجمع فرموده: اوّلين وقتى كه نزديك به ما است آن فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است.[۱]

نزول

این آیه درباره منافقین از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است که کلماتى که از پیامبر مى شنیدند، ایمان نیاورده و هنگامى که از نزد پیامبر بیرون مى آمدند به مؤمنین مى گفتند: محمد تا به حال چه مى گفته است؟[۲]

ابن جریج گوید: مؤمنین و منافقین نزد پیامبر گرد مى آمدند و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله مى فرمود: یکجا مى شنیدند و مؤمنین از گفتار پیامبر لذت برده و او را کمک و معاونت می‌نمودند ولى منافقین به گفتار پیامبر توجه ننموده و به او کمک هم نمى کردند به قسمى که وقتى از خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون مى آمدند از مؤمنین سؤال مى کردند که پیامبر تا به حال چه مى گفته است؟ سپس این آیه نازل گردید.[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ «16»

و گروهى از آنان، كسانى هستند كه (در ظاهر) به تو گوش مى‌سپارند، امّا همين كه از نزد تو بيرون روند، به صاحبان علم و دانش گويند: او هم اكنون چه گفت؟ آنان كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان مُهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى كرده‌اند.

نکته ها

پس از بيان وضعيّت مؤمنان و كافران، اين آيه به شيوه برخورد منافقان با گفتار پيامبر كه برگرفته از وحى آسمان بود اشاره كرده و خطاب به پيامبر مى‌فرمايد: كافرانى كه در ظاهر مسلمان هستند، در مجالس تو شركت مى‌كنند و به قرآن گوش مى‌دهند، امّا چون به حقانيّت تو و كتاب تو ايمان ندارند، قادر به درك و پذيرش آن نيستند و لذا هرگاه به پيروانت كه نسبت به سخنان تو علم دارند مى‌رسند، با تحقير و تمسخر مى‌گويند: اين چه سخنانى است كه اين مرد مى‌گويد؟!

امّا اى پيامبر! گمان نكنى كه سخنان تو قابل درك نيست، بلكه روحيه عناد و لجاجت آنها باعث گرديده كه خداوند بر دل آنها مُهر نهد و آنان قدرت درك حقيقت را نداشته باشند و فقط تابع هوا و هوس‌هاى خويش باشند.

اين كه جمله‌ى‌ «وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ» پس از عبارتِ‌ «طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ» آمده است مى‌توان استفاده كرد كه اگر انسان فهم، بينش و عقل خود را رها كند، تحت فرمان هوا و هوس و شهوت قرار مى‌گيرد. «1»

«1». تفسير هدايت.

جلد 9 - صفحه 79

پیام ها

1- حضور هر قشرى از مردم حتّى كافران و منافقان، نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آزاد بود. «مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ»

2- شناخت و افشاى حركات مرموز مخالفان، براى مردم لازم است. وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ‌ ...

3- منافقان در فكر تشكيك و تفرقه در ميان خواصّ اهل حقّ هستند. يَسْتَمِعُ‌ ...

قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‌

4- سؤال، اگر بر اساس تخريب و تضعيف و سست كردن ايمان و يا تحقير و استهزا باشد، قابل توبيخ است. «ما ذا قالَ آنِفاً»

5- وحى الهى و سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله، علمى و عالم‌پرور بود. «أُوتُوا الْعِلْمَ»

6- تشكيك در ميان مسلمانان، نوعى تهاجم فرهنگى است. «ما ذا قالَ آنِفاً»

7- انسان، با انگيزه و عمل فاسد و هواپرستى، زمينه مهر شدن دل خود را فراهم مى‌كند و قابليّت فهم وحى و معارف الهى را از دست مى‌دهد. «أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ»

8- به انبوه حاضران و مستمعين مغرور نشويم كه چه بسا پذيراى حق نيستند.

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ‌ ... طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ‌

9- مسخره نمودن وحى و قرآن، موجب كدورت قلب شده و انسان را از درك حقايق باز مى‌دارد. ما ذا قالَ آنِفاً ... طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ‌

10- اگر بر دلى مهر خورد، سخنان رسول خدا نيز در او كارساز نخواهد بود.

«طَبَعَ اللَّهُ»

11- قلب و روح آدمى، فطرتاً حقّ‌پذير است. عواملى سبب بسته شدن و مهر خوردن بر آن مى‌شود. (كلمه‌ «طَبَعَ»، معمولًا در مواردى بكار مى‌رود كه ابتدا

جلد 9 - صفحه 80

راه باز بوده و سپس بسته شده است)

12- كسى كه براى تضعيف پيامبر اقدام كند، در حقيقت با خدا طرف شده است.

يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ‌ ... ما ذا قالَ آنِفاً ... طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ‌

13- هوس‌ها و خواهش‌هاى بى پايه بشر متعدّد است. «اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ»

14- هواپرستى با خداپرستى سازگار نيست. «طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ «16»

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ‌: و بعضى از منافقين كسانيند كه گوش فرا مى‌دارند بسوى تو، يعنى به خطبه تو در روز جمعه و غير آن، حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ‌: تا زمانى كه بيرون روند از نزد تو، قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‌: گويند مر آنان را كه داده شده‌اند علم شريعت و فهم و فطانت، يعنى كسانى كه به توفيق الهى علم توحيد و نبوت و معارف دارا شدند از صحابه اخيار مانند عبد الله بن مسعود و امثال او. ابن عباس گويد: من هم از كسانى هستم كه منافقان مى‌پرسيدند: پيغمبر در اين وقت چه گفت و فايده آن را درنيافتيم‌ «1».

«1» تفسير منهج الصّادقين، ج 8، ص 345، چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 12 - صفحه 114

اصبغ بن نباته از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه فرمود: ما هميشه نزديك پيغمبر بوديم تا از وحى به ما اخبار مى‌فرمود، ما آن را خوب در گوش خود نگاه مى‌داشتيم و چون از نزد حضرت مى‌آمديم منافقان به جهت اعلان به عدم توجه و شنيدن وحى و استهانت آن مى‌گفتند (ماذا قال انفا) «1».

أُولئِكَ الَّذِينَ‌: آن گروه آنانند كه به جهت فرط عناد و انكار، طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ‌: مهر نهاد خدا بر دلهاى آنان بسوء اختيار ايشان كفر را، وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ‌: و پيروى كردند هواها و آرزوهاى نفس خود را، و بدين سبب تهاون كنند به كلام سيد انبياء.

تبصره: اين مطلب مبرهن شده كه حق تعالى منزه از فعل قبيح و مبرا از نقص و عيب باشد، بنابراين اسناد طبع به خدا بر سبيل مجاز است به جهت مبالغه و تأكيد؛ و معنى آيه به يكى از وجوه مأول شود: 1- آنكه وضع علامت نفاق و شك نموده در قلوب آنان تا به آن علامت ملائكه علم به نفاق آنها پيدا نموده ايشان را لعنت كنند. 2- اعراض از حق چون راسخ شده در قلوب آنان به سبب فرط عناد و انكار، پس گوئيا اين حالت از صفات طبعى ايشان است كه مجبولند بر آن. 3- تمثيل حال آنهاست به بهائم، چنانچه قلوب بهائم خالى از ادراك و فهم باشد همچنين اين جماعت هم عدم تعقل ثمره قلب از ايشان منتفى و بسوء اختيار طبع گرديده.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ «16» وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ «17» فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ «18» فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ «19» وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‌ لَهُمْ «20»

جلد 5 صفحه 8

ترجمه‌

و بعضى از آنها كسانى باشند كه گوش ميدارند بتو تا چون بيرون روند از نزد تو گويند بآنانكه داده شدند علم را چه گفت در اين وقت آنگروهند آنانكه مهر نهاد خدا بر دلهاشان و پيروى كردند خواهشهاى نفس خود را

و آنانكه هدايت يافتند زياد گرداند هدايت آنان را و دادشان پرهيزكارى‌

پس آيا انتظار ميكشند جز قيامت را كه آيد آنها را ناگاه پس بتحقيق آمد نشانه‌هايش پس از كجا باشد براى آنها وقتى كه آمد آنها را پند گرفتنشان‌

پس بدان بدرستيكه نيست معبودى جز خدا و آمرزش‌خواه براى گناهت و از براى گروندگان از مردان و زنان گرونده و خدا ميداند منازل پيمودنى شما و جايگاه ماندنى شما را

و ميگويند آنانكه ايمان آوردند چرا نبايد فرستاده شود سوره‌اى پس چون فرستاده شود سوره‌اى واضح و متين و ذكر شود در آن كارزار مى‌بينى آنانرا كه در دلهاشان مرض است مينگرند بسوى تو نگريستن كسى كه بيهوش شده از ترس مرگ پس واى بحال آنها.

تفسير

- بعضى از كفّار سابق الذّكر كه بنفاق در بين مسلمانان زيست كرده بودند ميآمدند و بمواعظ و نصايح و بيانات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم گوش ميدادند و چون از نزد آنحضرت بيرون ميرفتند بمسلمانان با علم و ايمان ميگفتند چه گفت پيغمبر در زمان سابق يا در اين زمان يعنى وقتى مشغول بتكلّم بود و مقصودشان ظاهرا اين بود كه ما نفهميديم چه گفت چون قابل فهميدن نبود و اين سخن را براى توهين بامثال امير المؤمنين عليه السّلام و سلمان و أبو ذر كه كاملا در مقام فهم و حفظ بيانات آنحضرت بودند ميگفتند لذا خداوند فرموده اين اشخاص كسانى هستند كه خدا مهر نفهمى را بر دلهاى آنها نهاده و خيالات مشوّش هواپرستى مانع آنها از ادراك معانى و حقائق شده و امّا آنكسانى كه بهدايت الهيّه مهتدى شده‌اند اين مواعظ و بيانات موجب مزيد هدايت و درايت و ثبات بر تقوى و پرهيزكارى آنان خواهد بود و محتمل است واقعا گوش نداده و نفهميده باشند چون بقصد تعلّم و اتّعاظ حاضر

جلد 5 صفحه 9

نشده بودند و خواسته باشند دانشمندان بيانات را ثانيا براى آنها تقرير كنند تا بكلّى از عمل بآن ظاهرا باز نمانند چنانچه قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم دعوت بحق ميفرمود اصحابش را پس كسيكه خدا براى او خير خواسته بود گوش ميداد و ميفهميد مواعظ آنحضرت را و كسيكه خدا براى او شر خواسته بود مهر مينهاد بر دلش گوش نميداد و نمى‌فهميد و آن قول خداوند است اولئك الّذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا اهوائهم و ظاهرا مهر الهى همان نفهمى است كه در نتيجه انس بلهو و لعب و اعراض از علم و ادب براى انسان حاصل ميشود و نيز خداوند فرموده آيا اين قبيل اشخاص هواپرست منتظر چيزى جز آمدن ناگهانى قيامت ميباشند كه بملاحظه عواقب و خيمه امم سابقه كه با انبياء و اوليا مخالفت نمودند. اكتفا نكردند و بمواعظ و نصايح پيغمبرشان متنبّه نشدند با آنكه علائم و آثار قيامت ظاهر شده پيغمبر آخر الزّمان كه دين و كتابش ناسخ اديان و كتب سماوى است آمده و بعد از اين بتدريج ظاهر ميگردد علائم بسيارى كه در روايات ائمه اطهار مفصّلا ذكر شده و جامع آنها اقبال مردم بدنيا و اعراض از آخرت است پس كجا و كى مهلت تذكّر و توبه پيدا ميكنند وقتى قيامت برپا شود و چه فائده‌ئى بحال آنها دارد تذكّر بعد از انقضاء زمان تكليف و چون معلوم شد كه سعادت در ايمان است به پيغمبر خود دستور فرموده كه ثابت باشد بر عقيده توحيد و ساير عقائد حقّه و استغفار نمايد براى قصور امكانى خود و تقصير اهل ايمان از مرد و زن تا آنها باو تأسّى نمايند و از ذكر خدا غافل نباشند و اين موجب تذكر و كمال نفس آنان گردد و شرط ادب از بنده در پيشگاه حضرت احديّت كه اعتراف بقصور و تقصير است بعمل آمده باشد چون بنده بهر مقامى نائل شود باز در اداء شكر نعمت بى‌منتهاى خداوند قاصر يا مقصّر است و خداوند ميداند تمام مراحل زندگى بندگانرا در دنيا و تغييراتى را كه در گردش روزگار در منازل آنها روى ميدهد و جايگاه ابدى آنانرا در آخرت از بهشت و دوزخ و غيره در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر (ص) فرمود استغفار و قول لا اله الا اللّه بهترين عبادت است و باين آيه استدلال فرمود و بنظر حقير با قطع نظر از روايات و اقوال مفسّرين محتمل‌

جلد 5 صفحه 10

است مراد از ساعت زمان مرگ باشد كه ناگهان گريبان منافقين مشار اليهم را بگيرد و مراد از علائم و آثار آن از قبيل سفيدى مو و كسر قواء باشد كه در آنها ظاهر بوده و معلوم است كه تذكر بعد از مرگ فائده ندارد و بنابراين ذكر ثبات در دين حق كه توحيد است و توبه و استغفار أنسب بمراد و بيان علم الهى بمراحل زندگى و جايگاه ابدى ملايم با مقصود است و معمولا اهل ايمان صدر اسلام مانند مردم اينزمان ميگفتند چرا سوره و آيه‌اى نازل نميشود كه در آن حكم بجهاد با كفّار شود و ما اطاعت كنيم و بعزّت دارين نائل شويم ولى چون سوره يا آيه صريح غير قابل ترديدى نازل ميشد كه در آن حكم بجهاد شده بود دلهاى مريض اهل نفاق بطپش مى‌افتاد و مانند شخص محتضر به پيغمبر (ص) نگاه ميكردند از ترس لذا خداوند فرموده پس واى بر آنها عقوبت و عذاب براى آنها چون جمله اولى لهم گفته‌اند در اينمقامات استعمال ميشود و بعضى آنرا مربوط بآيه بعد دانسته‌اند و كلمه اولى را بمعناى شايع خود باقى گذارده‌اند چنانچه بيايد انشاء اللّه تعالى و بنظر حقير مراد آنستكه پس مرگ سزاوارتر است از زندگى براى چنين كسانى كه منافق و جبونند و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ مِنهُم‌ مَن‌ يَستَمِع‌ُ إِلَيك‌َ حَتّي‌ إِذا خَرَجُوا مِن‌ عِندِك‌َ قالُوا لِلَّذِين‌َ أُوتُوا العِلم‌َ ما ذا قال‌َ آنِفاً أُولئِك‌َ الَّذِين‌َ طَبَع‌َ اللّه‌ُ عَلي‌ قُلُوبِهِم‌ وَ اتَّبَعُوا أَهواءَهُم‌ «16»

و بعض‌ ‌اينکه‌ كفار ‌که‌ شايد منافقين‌ باشند كساني‌ هستند ‌که‌ استماع‌ فرمايشات‌ ‌شما‌ ‌را‌ ميكنند ‌تا‌ آنكه‌ ‌از‌ نزد ‌شما‌ بيرون‌ مي‌روند ميگويند بكساني‌ ‌که‌ بآن‌ها علم‌ داده‌ ‌شده‌ چه‌ چيز ميگفت‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ زمان‌ ‌که‌ نزد ‌او‌ بوديم‌ اينها كساني‌ هستند ‌که‌ دل‌ هاي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ خداوند طبع‌ فرموده‌ و متابعت‌ ميكند هواهاي‌ نفس‌ ‌خود‌ ‌را‌ وَ مِنهُم‌ مَن‌ يَستَمِع‌ُ إِلَيك‌َ ‌من‌ تبعيضيه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ بعض‌ ‌از‌ كساني‌ ‌که‌ مخلد ‌در‌ آتش‌ هستند.

‌از‌ ‌علي‌ ‌بن‌ ابراهيم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌ «نزلت‌ ‌في‌ المنافقين‌» زيرا ‌آنها‌ مي‌آمدند

جلد 16 - صفحه 176

حضور پيغمبر و استماع‌ ميكردند فرمايشات‌ ‌آن‌ حضرت‌ ‌را‌ و آيات‌ شريفه‌ قرآن‌ ‌را‌.

حَتّي‌ إِذا خَرَجُوا مِن‌ عِندِك‌َ چون‌ ‌از‌ خدمتت‌ بيرون‌ ميرفتند.

قالُوا لِلَّذِين‌َ أُوتُوا العِلم‌َ مثل‌ أمير المؤمنين‌ و بعض‌ خواص‌ مؤمنين‌.

ما ذا قال‌َ آنِفاً ‌يعني‌ ‌ما نفهميديم‌ و درك‌ نكرديم‌ فرمايشات‌ ‌او‌ ‌را‌ اشاره‌ باين‌ ‌که‌ بيهوده‌ و بي‌مغز ‌بود‌ چيزي‌ بدست‌ ‌ما نيامد.

أُولئِك‌َ الَّذِين‌َ طَبَع‌َ اللّه‌ُ عَلي‌ قُلُوبِهِم‌ بواسطه قساوت‌ قلب‌ و سياهي‌ دل‌ قلب‌ ‌آنها‌ مهر ‌شده‌ ‌از‌ قابليت‌ افتاده‌ و نسبت‌ بخدا اينكه‌ خداوند ‌آنها‌ ‌را‌ بخود واگذارده‌ و عنايتي‌ بآنها ندارد وَ اتَّبَعُوا أَهواءَهُم‌ اينها متابعت‌ ميكنند هواهاي‌ نفسانيه‌ ‌خود‌ ‌را‌.

«بگذار ‌تا‌ بميرند ‌در‌ عين‌ ‌خود‌ پرستي‌»

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 16)- در اینجا ترسیمی از وضع منافقان در برخوردشان با وحی الهی و آیات و سخنان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و مسأله جنگ و مبارزه با دشمنان اسلام کرده، می‌گوید:

«گروهی از آنان (نزد تو می‌آیند) به سخنانت گوش فرا می‌دهند، اما هنگامی که از نزد تو خارج می‌شوند به کسانی که (خداوند به آنها) علم و دانش بخشیده (از روی استهزاء) می‌گویند: (این مرد) الآن چه گفت»؟! (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتَّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً).

تعبیر آنها در مورد شخص پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سخنان پر محتوای آن حضرت به قدری زشت و زننده و تحقیر آمیز بود که نشان می‌داد آنها اصلا به وحی آسمانی ایمان نیاورده‌اند.

ولی قرآن در پایان آیه پاسخ دندان شکنی به آنها گفته، می‌فرماید: سخنان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله نامفهوم نبوده و پیچیدگی خاصی ندارد، بلکه «آنها کسانی هستند که خداوند بر قلبهایشان مهر نهاده و از هوی و هوسهایشان پیروی کرده‌اند» لذا چیزی از آن نمی‌فهمند! (أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص190
  2. تفاسیر على بن ابراهیم و برهان.
  3. تفسیر ابن المنذر.

منابع