مالک بن انس
| نام کامل | ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر اصبحی |
| زادروز | ۹۳ق (قولهای دیگر: ۹۰ تا ۹۷ق) |
| زادگاه | مدینه |
| وفات | ۱۷۹ق |
| مدفن | بقیع، مدینه |
| اساتید |
نافع، ربیعة الرأی، ابن شهاب زهری، یحیی بن سعید انصاری، امام صادق (علیهالسلام) |
| شاگردان |
شافعی، عبدالرحمن بن قاسم، عبدالله بن وهب، لیث بن سعد، سفیان ثوری |
| آثار |
الموطّأ، رسالة فی القدر، تفسیر غریب القرآن |
| شناختهشده برای |
بنیانگذار مذهب مالکی و مؤلف الموطّأ، از امامان چهارگانهٔ فقه اهل سنت |
مالک بن انس با نام کامل ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر اصبحی (۹۳–۱۷۹ق)، فقیه و محدث نامدار مدینه و بنیانگذار مذهب مالکی است که یکی از چهار مذهب فقهی اهل سنت به شمار میرود.[۱] او بیشتر عمر خود را در مدینه گذراند و از استادانی چون نافع، ربیعة الرأی، ابن شهاب زهری و امام صادق (علیهالسلام) دانش آموخت.[۲] شاگردانی چون شافعی، عبدالرحمن بن قاسم و عبدالله بن وهب از مکتب او برخاستند.[۳] اثر مشهور او الموطّأ از کهنترین مجموعههای حدیثی برجایمانده از سدهٔ دوم هجری است.[۴] مالک در دورهٔ منصور عباسی، بر پایهٔ یکی از گزارشها، به سبب فتوایش دربارهٔ طلاق اکراهی تازیانه خورد و سپس مورد احترام خلفا قرار گرفت.[۵] او در ۱۷۹ق در مدینه درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد.[۶] عالمان شیعه او را از اصحاب امام صادق (علیهالسلام) شمردهاند، اما فقه او را پیروی نمیکنند.[۷]
محتویات
نام، نسب و ولادت
نام و نسب مالک را چنین آوردهاند: ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر بن عمرو بن حارث بن غیمان بن خثیل بن عمرو بن حارث اصبحی.[۸] خاندان او از تیرهٔ اصبح، شاخهای از حمیر یمن، بودند که در مدینه با قریش همپیمان شدند.[۹] به همین سبب او را «اصبحی» و «حمیری» نیز میخوانند.[۱۰]
مالک بنابر قول مشهور در سال ۹۳ق در مدینه زاده شد.[۱۱] در سال ولادت او اختلاف است و برخی ۹۰، ۹۵ یا ۹۷ق را نوشتهاند.[۱۲] زادگاه او را مدینه دانستهاند؛ برخی نیز زادگاهش را روستای «ذوالمروه» در شمال مدینه نوشتهاند.[۱۳] خانوادهاش وضع مالی مناسبی داشت و او از حدود دهسالگی به آموختن قرآن و حدیث پرداخت.[۱۴]
تحصیل و استادان
مالک در مدینه از محضر شمار زیادی از فقیهان و محدثان بهره گرفت. مهمترین استادان او نافع، غلام عبدالله بن عمر، ربیعة بن ابی عبدالرحمان (ربیعة الرأی)، ابن شهاب زهری، یحیی بن سعید انصاری و ابوالزناد بودند.[۱۵] او سالها در حلقهٔ ربیعه حاضر شد و از نافع، که از راویان برجستهٔ مدینه بود، بسیار روایت کرد.[۱۶]
مالک پس از درگذشت استادانش، در مدینه مجلس درس برپا کرد و به فتوا پرداخت. به گزارش منابع، حلقهٔ درس او چنان پررونق شد که جای استادش را گرفت و مردم مدینه او را پیشوای فقه خود دانستند و شاگردان بسیاری از شهرهای مختلف به آن روی آوردند.[۱۷]
مالک و امام صادق (علیهالسلام)
شیخ طوسی مالک را در شمار اصحاب امام صادق (علیهالسلام) آورده است.[۱۸] مالک خود گفته است که به حضور امام میرسید و امام برای او بالش میگذاشت و میفرمود: «ای مالک، من تو را دوست دارم.»[۱۹] او امام را هیچگاه جز در سه حال ندید: روزهدار، نمازگزار یا ذاکر خدا.[۲۰] مالک در ادامهٔ همین گزارش، از خشوع امام در احرام و لرزش صدای او در گفتن «لبیک» سخن گفته است.[۲۱]
مالک در الموطّأ نیز از امام صادق (علیهالسلام) روایت کرده است.[۲۲] ابن شهرآشوب نیز جملهای در فضل امام از مالک نقل کرده است: «ما رأت عين ولا سمعت أذن ولا خطر على بال بشر بأفضل من جعفر بن محمد (عليهالسلام)»؛ هرچند سند آن را ذکر نکرده است.[۲۳] این گزارشها از پیوند علمی و ارادت مالک به امام صادق (علیهالسلام) حکایت میکند.
شاگردان و جایگاه علمی
از شاگردان نامدار مالک میتوان به شافعی، عبدالرحمن بن قاسم، عبدالله بن وهب، معَن بن عیسی، عبدالله بن مبارک، سفیان ثوری، لیث بن سعد و محمد بن حسن شیبانی اشاره کرد.[۲۴] شافعی مالک را استاد خود میدانست و او را بر بسیاری از فقیهان روزگار برتری میداد.[۲۵] مالک را در منابع اهل سنت «امام دار الهجرة» و «امام اهل المدینه» لقب دادهاند.[۲۶]
الموطّأ
بر پایهٔ گزارشها، منصور عباسی از مالک خواست کتابی برای مسلمانان تدوین کند تا اختلاف فقهی میان شهرها را کاهش دهد.[۲۷] مالک الموطّأ را بر اساس ابواب فقهی و با تکیه بر احادیث و آثار مدینه نوشت.[۲۸] منصور خواست نسخههایی از آن را به همهٔ شهرها بفرستد و مردم را به عمل به آن ملزم کند؛ اما مالک نپذیرفت و گفت: «ای امیر مؤمنان، آیا چنین میکنی؟ مردم پیش از این سخنانی شنیدهاند و هر گروهی به آنچه از اختلاف اصحاب رسول خدا (ص) به او رسیده است، عمل میکند. بازداشتن آنان از باورهایشان دشوار است؛ مردم را با آنچه هستند واگذار.»[۲۹]
مالک کتاب را بر هفتاد فقیه مدینه عرضه کرد و چون همه با آن موافقت کردند، آن را «الموطّأ» (هموار و مورد توافق) نامید.[۳۰] الموطّأ شامل احادیث مسند، مرسل، موقوف و مقطوع است.[۳۱] ابوبکر ابهری شمار روایات آن را ۱۷۲۰ دانسته است: ۶۰۰ مسند، ۲۲۲ مرسل، ۶۱۳ موقوف و ۲۸۵ مقطوع.[۳۲]
از الموطّأ نسخههای متعددی برجای مانده است؛ مشهورترین آنها روایت یحیی بن یحیی لیثی است و روایتهای ابومصعب، ابن وهب و محمد بن حسن شیبانی نیز شناختهشدهاند.[۳۳] به شافعی نسبت دادهاند که الموطّأ را صحیحترین کتاب پس از قرآن دانسته است.[۳۴]
روش فقهی و اندیشه
مالک در استنباط احکام به قرآن، سنت و اجماع و در مواردی به قیاس تکیه میکرد و در کنار آنها برای «عمل اهل مدینه» و مصالح مرسله جایگاه ویژهای قائل بود.[۳۵] او از رأی و قیاس گسترده پرهیز داشت و بیشتر به حدیث و آثار فقیهان مدینه بسنده میکرد.[۳۶] همین روش، فقه او را از فقه اهل رأی در عراق متمایز کرد.[۳۷]
مالک در عقاید از بحثهای کلامی دوری میجست و در برابر قدریه موضع گرفت. رسالهای در رد قدریه و نیز آثاری چون تفسیر غریب القرآن، کتاب النجوم و نامهای به هارون الرشید به او نسبت دادهاند.[۳۸]
سیاست و محنت
مالک حدود چهل سال از عمر خود را در دورهٔ امویان و چهلوشش سال را در دورهٔ عباسیان گذراند.[۳۹] به گزارش برخی پژوهشهای تاریخی، او در آغاز با دعوت محمد نفس زکیه همراهی کرد.[۴۰] این گزارش نشان میدهد که موضع سیاسی او یکدست نبوده است.
در سال ۱۴۶ یا ۱۴۷ق، جعفر بن سلیمان، والی مدینه، مالک را به سبب فتوایش دربارهٔ طلاق اکراهی تازیانه زد.[۴۱] بنابر گزارش مشهور، او را هفتاد ضربه زدند تا آنجا که یکی از کتفهایش از جا دررفت.[۴۲] سبب دقیق این محنت روشن نیست؛ برخی منابع فتوای «بر شخص مجبور، طلاقی نیست» را سبب دانستهاند و برخی دیگر اتهام او را به نپذیرفتن بیعت با خلیفه ذکر کردهاند.[۴۳]
پس از این ماجرا، منصور در سفر حج سال ۱۵۳ق از مالک عذرخواهی کرد و خواست او را همراه خود به بغداد ببرد، اما مالک نپذیرفت که مدینه را ترک کند.[۴۴] منصور او را گرامی داشت و هدایایی به او داد.[۴۵] هارون الرشید نیز با او دیدار کرد و از او اندرز خواست.[۴۶]
مذهب مالکی
پس از درگذشت مالک، شاگردان او فقهش را در سرزمینهای اسلامی گستردند. عبدالرحمن بن قاسم و عبدالله بن وهب آن را در مصر، اسد بن فرات و سحنون در افریقیه و یحیی بن یحیی لیثی در اندلس رواج دادند.[۴۷] مذهب مالکی امروز در مراکش، الجزایر، تونس، لیبی و سودان مذهب اکثریت است و در کویت، بحرین و قطر نیز پیروان بسیاری دارد؛ در بخشهایی از مصر و غرب آفریقا هم پیروانی دارد.[۴۸]
ویژگیهای فقه مالکی، تکیه بر عمل اهل مدینه، توجه به مصالح مرسله و پرهیز از تعمیم قیاس است.[۴۹] مذهب مالکی در مغرب و اندلس به مذهب غالب تبدیل شد و به یکی از ستونهای فقه اهل سنت بدل گشت.[۵۰]
مالک در نگاه شیعه
عالمان شیعه مالک را محدث و فقیهی بزرگ میدانند و به او با احترام مینگرند. شیخ طوسی او را از اصحاب امام صادق (علیهالسلام) شمرده و روایت او دربارهٔ عبادت امام را نقل کرده است.[۵۱] شیخ طوسی در کتاب الخلاف نزدیک به ۹۹۲ فتوا از مالک نقل کرده است.[۵۲] این نشان میدهد که عالمان شیعه در مباحث فقهی به آرای او توجه داشتهاند.
با این حال، مذهب مالکی در شیعه پیرو ندارد و فقه شیعه بر پایهٔ آموزههای امامان اهل بیت (علیهمالسلام) است. برخی نویسندگان شیعه بر مالک نقدهایی دارند؛ از جمله اینکه او در الموطّأ از امام علی (علیهالسلام) و ابن عباس روایتی نیاورده است.[۵۳] در برابر، پاسخ مالک را چنین نقل کردهاند که آن دو در سرزمین او نبودند و او با راویانشان برخوردی نداشت؛ منتقدان این پاسخ را قانعکننده نمیدانند، زیرا امام علی (علیهالسلام) سالها در مدینه زندگی کرده بود.[۵۴]
از سوی دیگر، خویی پس از نقل گزارشهای مربوط به مالک یادآور میشود که سند شیخ طوسی به کتاب او ضعیف است.[۵۵] این داوری رجالی، به معنای انکار جایگاه تاریخی مالک نیست. در مجموع، نگاه شیعه به او ترکیبی از احترام علمی و نقد فقهی و رجالی است.
وفات
مالک در سال ۱۷۹ق در مدینه درگذشت. سن او را در هنگام مرگ حدود هشتاد و شش سال نوشتهاند.[۵۶] والی مدینه، عبدالله بن محمد بن ابراهیم، بر پیکر او نماز گزارد و او در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.[۵۷] آرامگاه او در بقیع است.[۵۸]
پانویس
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۴۸-۵۰؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۵-۱۳۷.
- ↑ مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۱۰۳-۱۰۴؛ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۰۸.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۰؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ الموطّأ، مقدمه، ج۱، ص۴؛ جواهری، دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، ج۱، ص۶۱.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۱، ص۳۲۳.
- ↑ ابن جوزی، المنتظم، ج۹، ص۴۵؛ نووی، تهذیب الاسماء واللغات، ج۲، ص۷۹.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۶۵؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۲، ص۴۷۶.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۳۱۰؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۷۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۶.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۷۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۶.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۴۸؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۱، ص۳۱۸.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۵۷.
- ↑ مکارم شیرازی، «معرفی مالک بن انس»، پایگاه آیین رحمت.
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۴۹.
- ↑ مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۱۰۳-۱۰۴؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۴۹.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۲۱؛ مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۱۰۳.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵.
- ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۰۸.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، باب ۳، ح۲۱۹؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۶۵.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، باب ۳، ح۲۱۹؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۶۵-۱۶۶.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۶۶.
- ↑ مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۹۴.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۷۲.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۰؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۲۸۲؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۰؛ شیرازی، طبقات الفقهاء، ص۶۸.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۵؛ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۰.
- ↑ جواهری، دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، ج۱، ص۶۲؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۲، ص۴۷۶.
- ↑ الموطّأ، مقدمه، ج۱، ص۴.
- ↑ جواهری، دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، ج۱، ص۶۲.
- ↑ الموطّأ، مقدمه، ج۱، ص۴.
- ↑ الموطّأ، مقدمه، ج۱، ص۴.
- ↑ ابهری، به نقل از: ابوریّه، اضواء علی السنة المحمدیه، ص۳۱۱.
- ↑ جواهری، دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، ج۱، ص۶۳.
- ↑ جواهری، دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، ج۱، ص۶۱؛ الموطّأ، مقدمه، ج۱، ص۴.
- ↑ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰؛ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۰.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۶، ص۳۲۴-۳۲۶؛ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰.
- ↑ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۲، ص۹۰؛ ابن فرحون، الدیباج المذهب، ص۱۲۴.
- ↑ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۰.
- ↑ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۲.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۱، ص۳۲۳؛ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۲.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۲.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۱، ص۳۲۳.
- ↑ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۵-۵۲۶.
- ↑ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۵۲۶.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۲، ص۹۵.
- ↑ قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵.
- ↑ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰.
- ↑ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰.
- ↑ مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ص۱۴۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵.
- ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۰۸؛ شیخ صدوق، الخصال، باب ۳، ح۲۱۹.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۲، ص۴۷۶.
- ↑ مکارم شیرازی، «معرفی مالک بن انس»، پایگاه آیین رحمت.
- ↑ مکارم شیرازی، «معرفی مالک بن انس»، پایگاه آیین رحمت.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۶۶.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۴۸.
- ↑ ابن جوزی، المنتظم، ج۹، ص۴۵؛ نووی، تهذیب الاسماء واللغات، ج۲، ص۷۹.
- ↑ ابن جوزی، المنتظم، ج۹، ص۴۵؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷.
منابع
- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی؛ المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ ج۹.
- ابن حزم، علی بن احمد؛ جمهرة انساب العرب، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۳ق.
- ابن خلکان، احمد بن محمد؛ وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، تحقیق احسان عباس، بیروت: دار صادر، ۱۹۷۷م؛ ج۴.
- ابن شهرآشوب، محمد بن علی؛ مناقب آل ابی طالب، قم: انتشارات علامه، بیتا؛ ج۳.
- ابن فرحون، ابراهیم بن علی؛ الدیباج المذهب فی معرفة اعیان علماء المذهب، تحقیق محمد احمدی ابوالنور، قاهره: دار التراث، ۱۳۹۴ق.
- ابوریّه، محمود؛ اضواء علی السنة المحمدیه، قاهره: دار المعارف، بیتا.
- اسد حیدر؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعة، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۹۹ق/۱۹۷۹م؛ ج۱.
- بخاری، محمد بن اسماعیل؛ التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن: مطبعة دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۹۸ق؛ ج۷.
- جواهری، حسن؛ دعوة الی الاصلاح الدینی والثقافی، نسخهٔ الکترونیکی مکتبة مدرسة الفقاهة (lib.eshia.ir)؛ ج۱.
- خویی، سید ابوالقاسم؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم: مؤسسة الخوئی الاسلامیة، بیتا؛ ج۱۵.
- ذهبی، محمد بن احمد؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق؛ ج۱۱.
- ذهبی، محمد بن احمد؛ سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ دهم، ۱۴۱۴ق؛ ج۸.
- زرکلی، خیرالدین؛ الاعلام، بیروت: دار العلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م؛ ج۵.
- سمعانی، عبدالکریم بن محمد؛ الانساب، تحقیق عبدالله عمر بارودی، بیروت: دار الجنان، ۱۴۰۸ق؛ ج۱.
- شیخ صدوق، محمد بن علی؛ الخصال، تحقیق علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن؛ رجال الطوسی، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.
- شیرازی، ابراهیم بن علی؛ طبقات الفقهاء، تحقیق احسان عباس، بیروت: دار الرائد العربی، ۱۹۸۱م.
- قاضی عیاض، عیاض بن موسی؛ ترتیب المدارک و تقریب المسالک لمعرفة اعلام مذهب مالک، تحقیق محمد بن تاویت الطنجی و دیگران، مغرب: وزارة الاوقاف، ۱۹۸۱م؛ ج۱-۲.
- مزی، یوسف بن عبدالرحمن؛ تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، تحقیق بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۰ق؛ ج۲۷.
- مالک بن انس؛ الموطّأ، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق؛ ج۱ (مقدمه).
- مکارم شیرازی، ناصر؛ دائرة المعارف فقه مقارن، قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، ۱۳۸۵ش؛ ج۱.
- مکارم شیرازی، ناصر؛ «معرفی مالک بن انس»، پایگاه آیین رحمت، تاریخ دسترسی: ۵ آبان ۱۴۰۵.
- موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانی، قم: مؤسسة الامام الصادق (ع)، ۱۴۱۸ق؛ ج۲.
- نووی، یحیی بن شرف؛ تهذیب الاسماء واللغات، بیروت: دار الکتب العلمیة، بیتا؛ ج۲.




