آیه 2 سوره منافقون

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<1 آیه 2 سوره منافقون 3>>
سوره : سوره منافقون (63)
جزء : 28
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

قسمهای (دروغ) خود را سپر جان خویش (و مایه فریب خلق) قرار داده‌اند و بدین وسیله راه خدا را (به روی خلق) بسته‌اند، آنان آنچه می‌کنند بسیار بد می‌کنند.

سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشته اند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام می دهند!

سوگندهاى خود را [چون‌] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشته‌اند. راستى كه آنان چه بد مى‌كنند.

از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقيقت، آنچه مى‌كنند ناپسند است.

آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

They make a shield of their oaths, and bar from the way of Allah. Evil indeed is what they used to do.

They make their oaths a shelter, and thus turn away from Allah's way; surely evil is that which they do.

They make their faith a pretext so that they may turn (men) from the way of Allah. Verily evil is that which they are wont to do,

They have made their oaths a screen (for their misdeeds): thus they obstruct (men) from the Path of Allah: truly evil are their deeds.

معانی کلمات آیه

  • جنه: سپر. جن بفتح اول به معنى مستور كردن است سپر را از آن جهت جنه گفته‏‌اند كه صاحب سپر زير آن مستور مى‏‎شود.
  • صدوا: صدّ به معنى منع و اعراض هر دو آمده است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«3 - 2» سوگندهاى خود را سپر ساخته و (مردم را) از راه خدا باز داشتند، به راستى آنچه انجام مى دهند ناپسند است.

آن (نفاق) براى آن است كه آنان ايمان آورده سپس كفر ورزيدند، پس بر دل هايشان مهر (شقاوت) زده شد و از اين رو نمى فهمند.

نكته ها

«جُنَّةً» به معناى سپر است كه بدن را از تير دشمن مى پوشاند؛ «مجنون» به كسى گويند كه عقلش پوشيده شده باشد؛ «جن» به موجود پوشيده از چشم مردم و «جنين» به بچه پوشيده در رحم مادر گويند و «جُنَّةً» باغى كه سايه و شاخه درختانش، زمين آن را پوشانده باشد.

تفسير نور، ج 10، ص: 53

قرآن، بارها از سوگندهاى دروغ منافقان سخن به ميان آورده است: آنان سوگند ياد مى كنند تا شما را راضى كنند. «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ» ؛«1» سوگند ياد مى كنند كه ما جز خيرخواهى هدفى ديگر براى ساختن مسجد ضرار نداشتيم. «لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى» ؛«2» آنان براى شما سوگند مى خورند كه ما توان شركت در جنگ (تبوك) را نداشتيم وگرنه شركت مى كرديم. «وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ» «3»

در سراسر قرآن، هر كجا نام منافقان مطرح شده، تعابير تندى وارد شده است از جمله:

«طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ»* خداوند بر دل هاى آنان مهر زده است؛«4» «لا يَفْقَهُونَ» آنان شناخت ندارند:«5» «لا يَعْلَمُونَ» آنان نمى دانند؛«6» «لَكاذِبُونَ» آنان دروغ مى گويند؛«7» «ما يَشْعُرُونَ» آنان درك ندارند؛«8» «الْمُفْسِدُونَ» فسادگرند؛«9» «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» در سركشى خود سر درگمند؛«10» «ما كانُوا مُهْتَدِينَ» آنان هدايت يافته نيستند؛«11» «لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» خداوند هرگز آنان را نمى بخشد.«12»

بستن راه خدا گاهى به دست منافقان است كه از طريق سوگند انجام مى گيرد. أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا ... و گاهى به دست كفار است كه از طريق بودجه ها انجام مى شود. «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «13» همانا كسانى كه كفر ورزيدند اموال خود را براى باز داشتن مردم از راه خدا هزينه مى كنند.

منافقان، از هر طريقى كه بتوانند راه خدا را مى بندند، نظير: شكستن وحدت مسلمانان با ساختن مسجد ضرار، ضربه نظامى به بهانه هواى گرم، ضربه اقتصادى با نهى از كمك به اطرافيان پيامبر، ضربه جانى با توطئه شهادت امام حسن و امام جواد عليهما السلام از طريق همسر.

رهبر جامعه اسلامى، بيش از همه بايد مراقب توطئه هاى منافقان باشد. در اين سوره

(1). توبه، 62.

(2). توبه، 107.

(3). توبه، 42.

(4). محمد، 16.

(5). منافقون، 3.

(6). توبه، 93.

(7). منافقون، 1.

(8). بقره، 9.

(9). بقره، 12.

(10). بقره، 15.

(11). بقره، 16.

(12). منافقون، 6.

(13). انفال، 36.

تفسير نور، ج 10، ص: 54

شخص پيامبر مخاطب قرار گرفته است، گرچه همه مسلمانان مسئولند: «إِذا جاءَكَ ، نَشْهَدُ إِنَّكَ ، رَأَيْتَهُمْ ، تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ ، تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ، فَاحْذَرْهُمْ ، أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ»

پيام ها

1- سوء استفاده از مقدّسات و استفاده ابزارى از ارزش ها، شيوه منافقان است. «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً»

2- كار فرهنگىِ منافقان، استفاده از دين عليه دين است. اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً ... فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ

3- منافقان در تلاشند تا ديگران را از هدايت الهى محروم سازند. «فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» (هدف منافقان، بستن راه خداست، امّا اينكه مردم به چه راه ديگرى بروند، مهم نيست.)

4- عملكرد منافقان، سراسر زشت و ناپسند است. «ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»

5- سرانجام نفاق، كفر است. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا»

6- انسان با نفاق، بر قلب خود مهر مى زند و آن را از درك حقايق محروم مى سازد. «فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج11، ص175

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه