آیه 4 سوره محمد

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۹ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ ۗ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ

مشاهده آیه در سوره


<<3 آیه 4 سوره محمد 5>>
سوره : سوره محمد (47)
جزء : 26
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

شما مؤمنان چون (در میدان جنگ) با کافران رو به رو شوید باید (شجاعانه) آنها را گردن زنید تا آن گاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پا در آوردید پس از آن، اسیران جنگ را محکم به بند کشید که بعدا یا بر آنها منّت نهید (و آنها را آزاد گردانید) یا فدا گیرید تا در نتیجه جنگ سختیهای خود را فروگذارد. این حکم فعلی است، و اگر خدا بخواهد خود از کافران انتقام می‌کشد (و همه را بی زحمت جنگ شما هلاک می‌کند) و لیکن (با این جنگ کفر و ایمان) می‌خواهد شما را به یکدیگر امتحان کند، و آنان که در راه خدا کشته شدند خدا هرگز اعمالشان را ضایع نگرداند.

پس هنگامی که [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردن هایشان را به شدت بزنید تا آن گاه که بسیاری از آنان را با سختی و غلظت از پای درآورید، در این هنگام [از دشمن اسیر بگیرید و] آنان را محکم ببندید، [پس از اسیر گرفتن] یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید]، یا از آنان [در برابر آزاد کردنشان] فدیه و عوض بگیرید تا آنجا که جنگ بارهای سنگینش را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا می خواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام می گرفت [ولی به جنگ فرمان داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمی کند.

پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‌اند برخورد كنيد، گردنها[يشان‌] را بزنيد. تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد، پس [اسيران را] استوار در بند كشيد؛ سپس يا [بر آنان‌] منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد]، تا در جنگ، اسلحه بر زمين گذاشته شود. اين است [دستور خدا]؛ و اگر خدا مى‌خواست، از ايشان انتقام مى‌كشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد، و كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‌كند.

چون با كافران روبرو شديد، گردنشان را بزنيد. و چون آنها را سخت فرو كوفتيد، اسيرشان كنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه. تا آنگاه كه جنگ به پايان آيد. و اين است حكم خدا. و اگر خدا مى‌خواست، از آنان انتقام مى‌گرفت، ولى خواست تا شما را به يكديگر بيازمايد. و آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند اعمالشان را باطل نمى‌كند.

و هنگامی که با کافران (جنایت‌پیشه) در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When you meet the faithless in battle, strike their necks. When you have thoroughly decimated them, bind the captives firmly. Thereafter either oblige them [by setting them free] or take ransom, until the war lays down its burdens. That [is Allah’s ordinance]. Had Allah wished He could have taken vengeance on them, but that He may test some of you by means of others. As for those who were slain in the way of Allah, He will not let their works go fruitless.

So when you meet in battle those who disbelieve, then smite the necks until when you have overcome them, then make (them) prisoners, and afterwards either set them free as a favor or let them ransom (themselves) until the war terminates. That (shall be so); and if Allah had pleased He would certainly have exacted what is due from them, but that He may try some of you by means of others; and (as for) those who are slain in the way of Allah, He will by no means allow their deeds to perish.

Now when ye meet in battle those who disbelieve, then it is smiting of the necks until, when ye have routed them, then making fast of bonds; and afterward either grace or ransom till the war lay down its burdens. That (is the ordinance). And if Allah willed He could have punished them (without you) but (thus it is ordained) that He may try some of you by means of others. And those who are slain in the way of Allah, He rendereth not their actions vain.

Therefore, when ye meet the Unbelievers (in fight), smite at their necks; At length, when ye have thoroughly subdued them, bind a bond firmly (on them): thereafter (is the time for) either generosity or ransom: Until the war lays down its burdens. Thus (are ye commanded): but if it had been Allah's Will, He could certainly have exacted retribution from them (Himself); but (He lets you fight) in order to test you, some with others. But those who are slain in the Way of Allah,- He will never let their deeds be lost.

معانی کلمات آیه

  • رقاب: رقبه: گردن. جمع آن رقاب است.
  • اثخنتموهم: ثخن (بر وزن عنب) غليظ شدن و محكم شدن است راغب گويد:«ثخن الشي‏ء» آن گاه گويند كه چيزى غليظ شود و از جريان باز ماند (مثل غليظ شدن شيره) و به آنكه زخم زنند و از حركت باز ماند به طور استعاره گويند «ثخنته ضربا» منظور از آن در آيه زخمى كردن و عاجز نمودن است.
  • شدوا: فعل امر است از شد به معنى محكم بستن.
  • وثاق: (بفتح واو و كسر آن) چيزى است كه با آن مى‌‏بندند مانند زنجير و ريسمان. به معنى بستن نيز آيد نظير وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ.
  • منا: منت گذاشتن، تقدير آن «تمنون منا» است.
  • فداء: فداء و فديه: عوض، مصدر نيز آيد به معنى عوض گرفتن تقدير آن «تفدون فداء» است.
  • اوزار: اوزار در آيه به معنى اسباب و سلاحهاى جنگ است طبرسى فرموده: وزر به معنى محمول و بار است، علت اين تسميه آنست كه سلاح جنگ به وسيله جنگاوران حمل مى‏‌شود.
  • انتصر: انتصار به معنى انتقام است «انتصر منه: انتقم».[۱]

نزول

قتادة گوید: این آیه در جنگ احد نازل گردیده در حالتى که پیامبر در شعب قرار گرفته بود[۲] و وقتى که قتل و جراحات در لشکر اسلام وارد شده بود. مشرکین فریاد می‌زدند و بت هاى خود را به اعل هبل یاد می‌کردند و مسلمین در جواب آن‌ها به جملات الله اعلى و اجل یاد نموده و فریاد می‌زدند و مشرکین به صداى بلند مى گفتند: ما بت عزّى داریم و شما عزّى ندارید.

پیامبر در جواب آن‌ها مى فرمود که خداى یکتا مولاى ما است و شما مشرکین چنین مولائى ندارید.[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِكَ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ «4»

پس هرگاه با كسانى كه كافر شدند (در ميدان جنگ) روبرو شديد، گردن‌هايشان را بزنيد تا آن كه آنان را از پا درآوريد (و چون در دست شما اسير شوند) پس آنان را سخت ببنديد (تا فرار نكنند) سپس، يا بر آنان منّت نهيد (و آزادشان كنيد) و يا با گرفتن فديه و عوض، رهايشان كنيد تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد. اين است (دستور خداوند) و اگر خداوند اراده مى‌كرد، (از طريق صاعقه و زلزله و ديگر بلايا) از آن كفّار انتقام مى‌كشيد، ولى خدا (فرمان جنگ داد) تا برخى از شما را به وسيله برخى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را از بين نمى‌برد.

جلد 9 - صفحه 64

نکته ها

«أَثْخَنْتُمُوهُمْ» از «ثخن» به معناى غلبه كامل و زمين‌گير كردن دشمن است. «وثاق»، وسيله بستن مثل طناب است.

فلسفه جهاد در اسلام، چند امر است:

الف) براى دفاع از خود يا ديگر مظلومان. «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» «1»، «كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» «2»

ب) به جهت برانداختن فساد و فتنه. «قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» «3»

ج) براى حفظ مراكز توحيدى. «لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ» «4»

د) براى دفاع از احكام و حدود الهى. «قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ» «5»

اين آيه مربوط به ميدان نبرد است، يعنى در صحنه‌ى جنگ كه كافران در برابر شما ايستاده‌اند و قصد از ميان برداشتن شما را دارند، شما با قاطعيّت و صلابت بجنگيد و آنان را بكشيد و پس از غلبه كامل بر آنان و اطمينان از درهم شكستن قواى دشمن، اسير بگيريد و پس از پايان جنگ، هرگونه كه رهبر اسلامى مصلحت دانست، جنگ، در قبال گرفتن عوض يا بدون آن، اسيران را آزاد كنيد.

لذا برخى كه گمان كرده‌اند آيه مى‌گويد: هر كافرى را هركجا يافتيد بكشيد، به واژه «حرب» به معناى جنگ و مسئله اسارت كه در جنگ پيش مى‌آيد، توجّهى نكرده‌اند.

از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال شد كه شهيد در راه خدا كيست؟ آيا كسى كه با انگيزه به رخ كشيدن شجاعت خود و يا به خاطر تعصّبات خانوادگى و قومى و يا از روى ريا و خودنمايى جنگيده و جان خود را از دست داده، شهيد است؟

حضرت فرمودند: «من قاتل لتكون كلمة الله هى العليا فهو فى سبيل الله» «6» شهيد، كسى است كه براى اعتلاى راه خدا جنگيده باشد.

«1». حج، 39.

«2». توبه، 36.

«3». بقره، 193.

«4». حج، 40.

«5». توبه، 29.

«6». تفسير فرقان.

جلد 9 - صفحه 65

پیام ها

1- از ميان كافران، تنها آنان را كه در برابر شما به جنگ ايستاده‌اند، از ميان برداريد. «فَإِذا لَقِيتُمُ»

2- رزمنده مسلمان بايد آماده، آموزش ديده و شجاع باشد. «فَضَرْبَ الرِّقابِ»

3- هدف اصلى در حمله به دشمن، نقاط كليدى و حساس باشد. «الرِّقابِ»

4- تا دشمن از پاى در نيامده و زمين‌گير نشده، به فكر اسير گرفتن و جمع غنائم نباشيد. «حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ»

5- در هنگام نبرد محكم كارى كنيد تا دشمن سوء استفاده نكند و اسيران فرار نكنند. «فَشُدُّوا الْوَثاقَ»

6- در جبهه بايد اختياراتى به فرمانده تفويض شود. «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً»

7- هدف از جهاد، جلوگيرى از ظلم و يا از بين بردن ظلم و ستم است و لذا عفو و بخشش اسيران از سفارش‌هاى اسلام است. «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً»

8- در جهاد اسلامى، هم قدرت لازم است، «فَضَرْبَ الرِّقابِ» و هم عطوفت و مهربانى. «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً»

9- آزاد كردن اسيران، بدون گرفتن عوض، بر آزاد كردن با عوض مقدّم است.

«فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً»

10- جنگ و جهاد، يكى از زمينه‌هاى آزمايش الهى است. «لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»

11- جهاد در اسلام، براى حفظ دين خداست، نه كشورگشايى، استعمار، تهديد، رقابت، انتقام، حسادت و .... «فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

12- گرچه در جنگ بعضى شهيد مى‌شوند ولى خداوند اهدافشان را به ثمر مى‌رساند و زحمات آنان هرگز تباه نمى‌شود. «قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ»

13- جنگ، ميدان آزمايش الهى و كفّار، وسيله آزمايش و شهدا، پيروزمندان اين آزمايشند. لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُوا ... فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ‌

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 66



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص176
  2. تفاسیر ابن ابى حاتم و کشف الاسرار.
  3. تفسیر ابن ابى حاتم.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه