آیه 23 سوره جاثیة

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<22 آیه 23 سوره جاثیة 24>>
سوره : سوره جاثیة (45)
جزء : 25
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

(ای رسول ما) آیا می‌نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده و خدا او را دانسته (و پس از اتمام حجت) گمراه ساخته و مهر (قهر) بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده؟ پس او را بعد از خدا دیگر که هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر این معنی نمی‌شوید؟

پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مُهرِ [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پرده ای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکّر [حقایق] نمی شوید؟

پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نمى‌گيريد؟

آيا آن كس را كه هوسش را چون خداى خود گرفت و خدا از روى علم گمراهش كرد و بر گوش و دلش مُهر نهاد و بر ديدگانش پرده افكند، ديده‌اى؟ اگر خدا هدايت نكند چه كسى او را هدايت خواهد كرد؟ چرا پند نمى‌گيريد؟

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Have you seen him who has taken his desire to be his god and whom Allah has led astray knowingly, set a seal upon his hearing and heart, and put a blindfold on his sight? So who will guide him after Allah [has consigned him to error]? Will you not then take admonition?

Have you then considered him who takes his low desire for his god, and Allah has made him err having knowledge and has set a seal upon his ear and his heart and put a covering upon his eye. Who can then guide him after Allah? Will you not then be mindful?

Hast thou seen him who maketh his desire his god, and Allah sendeth him astray purposely, and sealeth up his hearing and his heart, and setteth on his sight a covering? Then who will lead him after Allah (hath condemned him)? Will ye not then heed?

Then seest thou such a one as takes as his god his own vain desire? Allah has, knowing (him as such), left him astray, and sealed his hearing and his heart (and understanding), and put a cover on his sight. Who, then, will guide him after Allah (has withdrawn Guidance)? Will ye not then receive admonition?

معانی کلمات آیه

«مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ»: کسی که هوا و هوس خود را معبود و خدای خود نموده است. «عَلی عِلْمٍ»: با وجود علم به حق و باطل و شناخت راه درست و نادرست. خدا با علم به این که طرف استحقاق هدایت ندارد و در فسق و فجور غرق است. در صورت اوّل، حال ضمیر (ه) در (أَضَلَّهُ اللهُ) است. در صورت دوم، حال (اللهُ) است.

نزول

این آیه درباره قریش و چیزهائى که مورد پرستش قرار داده بودند، نازل شده است.[۱]

سعید بن جبیر گوید: عرب در مرحله اول سنگ و طلا و نقره را پرستش می‌کرد و اگر چیزى مى یافت که از آن بهتر باشد به عبادت و پرستش آن مى پرداخت سپس درباره این گونه هواپرستى آنان این آیه نازل گردید.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ «23»

پس آيا ديدى كسى را كه هواى خويش را معبود خود قرار داده و خداوند او را با وجود آگاهيش به بيراهه گذاشت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پرده‌اى نهاد. پس بعد از خدا كيست كه او را هدايت كند، پس آيا پند نمى‌گيريد؟

نکته ها

قرآن درباره‌ى دو گروه تعبير «خَتَمَ اللَّهُ» آورده است: يكى كفّار كه مى‌فرمايد: «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‌ سَمْعِهِمْ» «1» و ديگرى هواپرستان كه مى‌فرمايد: «خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ»

مراد از هوى‌پرستى ناديده گرفتن وظيفه و پيروى از غريزه است.

هوى پرستى ابزار شناخت را از كار مى‌اندازد، نه چشم حقيقت را مى‌بيند و نه گوش حقّ را مى‌شنود و نه دل درك صحيح دارد.

يكى از عوامل هوى پرستى، گرايش به مادّيات است. چنانكه در جاى ديگر مى‌خوانيم:

«أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ» «2»

هوا پرستى اساس محنت‌هاست: «الهوى اس المحن» «3» هوسها مركب فتنه‌هاست.

«انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع» «4» سرچشمه‌ى فتنه‌ها، پيروى از هوس‌هاست.

هوى پرستى مانع عدالت است. «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‌ أَنْ تَعْدِلُوا» «5»

سبب انحراف از راه خداست. «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «6»

سبب سقوط انسان است. «وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‌» «7»

و در اين آيه مى‌خوانيم كه هوى‌پرستى سبب مهر خوردن بر گوش و دل است. «اتَّخَذَ إِلهَهُ‌

«1». بقره، 7.

«2». اعراف، 176.

«3». غررالحكم.

«4». كافى، ج 1، ص 54.

«5». نساء، 135.

«6». ص، 26.

«7». طه، 16.

جلد 8 - صفحه 534

هَواهُ‌ ... وَ خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ»

پیام ها

1- هوى پرستى نوعى شرك و هوى‌پرست سزاوار توبيخ است. «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»

2- با اينكه هوس‌ها در درون است ولى بازتاب هوا پرستى در اعمال انسان هويداست. «أَ فَرَأَيْتَ»

3- انسان ذاتاً موجودى پرستش‌گر است امّا در انتخاب معبود منحرف مى‌شود و به جاى خدا به سراغ هوس‌ها مى‌رود. «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»

4- كيفر كسى كه خدا را رها كرده و به دنبال تمايلات نفسانى خود باشد آن است كه خداوند او را گمراه نمايد. «أَضَلَّهُ اللَّهُ»

5- اگر هوى پرستى حاكم شد، علم از كارآيى مى‌افتد. هوا پرستى حتّى دانشمندان را منحرف مى‌كند. «وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ»

6- گمراهى و كوردلى، كيفر الهى براى هوى‌پرستان است. اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ‌ ... أَضَلَّهُ اللَّهُ‌ ... خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ‌

7- هوى پرستى، سبب مسدود شدن درهاى هدايت به روى انسان است. مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ‌ ... فَمَنْ يَهْدِيهِ‌

8- جز هدايت الهى، هر راهى به ضلالت مى‌انجامد. «فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ»



پانویس

  1. تفسیر على بن ابراهیم.
  2. تفاسیر طبرى و ابن المنذر و کشف الاسرار.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه