آیه 78 سوره نساء
| <<77 | آیه 78 سوره نساء | 79>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
هر کجا باشید اگر چه در کاخهای بسیار محکم، شما را مرگ فرا رسد. و آنان را اگر خوشی و نعمتی فرا رسد گویند: این از جانب خداست، و اگر زحمتی پیش آید گویند: این از جانب توست! بگو: همه از جانب خدا است. چرا این قوم (جاهل) از فهم هر سخن دورند؟!
هر کجا باشید هر چند در قلعه های مرتفع و استوار، مرگ شما را درمی یابد. و اگر خیری [چون پیروزی و غنیمت] به آنان [که سست ایمان و منافق اند] برسد، می گویند: این از سوی خداست. و اگر سختی وحادثه ای [چون بیماری، تنگدستی، شکست وناکامی] به آنان رسد [به پیامبر اسلام] می گویند: از ناحیه توست. بگو: همه اینها از سوی خداست. این گروه را چه شده که نمی خواهند [معارف الهیّه وحقایق را] بفهمند؟!
هر كجا باشيد، شما را مرگ درمىيابد؛ هر چند در بُرجهاى استوار باشيد. و اگر [پيشامد] خوبى به آنان برسد، مىگويند: «اين از جانب خداست»؛ و چون صدمهاى به ايشان برسد، مىگويند: «اين از طرف توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر ]اين قوم را چه شده است كه نمىخواهند سخنى را [درست] دريابند؟
هر جا كه باشيد ولو در حصارهاى سخت استوار، مرگ شما را درمى يابد. و اگر خيرى به آنها رسد مىگويند كه از جانب خدا بود و اگر شرى به آنها رسد مىگويند كه از جانب تو بود. بگو: همه از جانب خداست. چه بر سر اين قوم آمده است كه هيچ سخنى را نمىفهمند؟
هر جا باشید، مرگ شما را درمییابد؛ هر چند در برجهای محکم باشید! و اگر به آنها [= منافقان] حسنه (و پیروزی) برسد، میگویند: «این، از ناحیه خداست.» و اگر سیّئه (و شکستی) برسد، میگویند: «این، از ناحیه توست.» بگو: «همه اینها از ناحیه خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
بروج: دژ. كاخ. برج در اصل به معنى آشكار شدن است. دژ و كاخ را به واسطه آشكار بودن برج گفته اند. جمع آن بروج است.
مشيده: شيد (بفتح- ش) گچ كارى كردن و بالا بردن. مشيد: محكم يا مرتفع.
يكادون: كاد از افعال مقاربه به معنى نزديكى است. «لا يكادون» يعنى نزديك نيستند يا نمى خواهند. زيرا «كاد» به معنى اراده نيز آمده است.
يفقهون: فقه: فهم و درك. «يفقهون»: درك مى كنند.
حديث: حدوث: به وجود آمدن. حديث: چيز تازه، خبر باشد يا عمل.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
قومى از اعراب به يكديگر گفتند: با محمد هجرت مى كنيم اگر سرزمين او نسبت به ما و چارپايان ما سازگار افتاد او راست مى گويد و دين او هم راست است و اگر با ما سازگار نيفتاد معلوم ميشود دين او درست نيست و خودش هم راستگو نمى باشد چون وارد مدينه شدند حال آنها دگرگون شد و تب عارض آنها گشت و اين آيه نازل گرديد.[۳]
و نيز گويند: وقتى كه پيامبر به مدينه هجرت فرمود اگر گرفتارى و بدبختى براى منافقين و يهوديان ميرسيد و يا احتياج و نقصى در كارشان پديد مى آمد، مى گفتند: از اثر بدى قدم و شومى پيامبر است و اگر را حتى و فراوانى و نفعى بر آنها عائد مى گشت، مى گفتند از ناحيه خداوند است سپس اين آية نازل شد[۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً «78»
جلد 2 - صفحه 112
هر كجا باشيد، مرگ شما را درمىيابد هر چند در دژهاى مستحكم (يا ستارگان) باشيد. اگر به آنان (منافقان) نيكى وپيروزى برسد، مىگويند: اين از سوى خداست، و اگر بدى به ايشان رسد، مىگويند: اين از جانب تو است. بگو: همه چيز از سوى خداست. اين قوم را چه شده كه در معرض فهم هيچ سخنى نيستند؟
نکته ها
اين آيه، هم تشويقى به جهاد و نترسيدن از مرگ در جبههى درگيرى است و هم پاسخى به فال بد زدنهاى منافقان است، كه بجاى بررسى و فهم درست مسائل، تلخىها و شكستها را به گردن پيامبر خدا مىاندازند.
پیام ها
1- با توجّه به قطعى و حتمى بودن مرگ، فرار از جنگ چرا؟ أَيْنَما تَكُونُوا ...
2- بدنام كردن رهبر، از شيوههاى منافقان است. «هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ»
3- نبايد با سلب مسئوليّت از خود، لغزشها را توجيه كرد و گناهان خود را به گردن ديگرى انداخت. «يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ»
4- پيروزى و شكست، مرگ و حيات، تلخىها وشيرينىها همه در مدار مقدرات حكيمانه خداست. «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
5- منشأ همهى حوادث تلخ وشيرين خداست، نه آنچه ثنويّت مىگويد و اهريمن ويزدان را مطرح مىكند. «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
6- منافقان عناد دارند و سخن حقّ را در نمىيابند. «لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً»
7- خداوند را محور همه چيز دانستن (توحيد افعالى) نيازمند تفكّر دقيق و عميق است. «يَفْقَهُونَ»
8- كسى كه توحيد و محوريّت خدا را درك نكند، هيچ يك از معارف را درك نمىكند. «لا يَفْقَهُونَ حَدِيثاً»
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 113
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




