آیه 8 سوره یس
| <<7 | آیه 8 سوره یس | 9>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
ما هم بر گردن آنها تا زنخ زنجیرهای عذاب نهادیم در حالی که (از جهل و عناد مانند شتر) سر بلند کرده و چشم بر بستهاند.
مسلماً ما غل هایی بر گردنشان نهاده ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،
ما در گردنهاى آنان، تا چانههايشان، غُلهايى نهادهايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشتهاند.
و ما بر گردنهايشان تا زنخها غُلها نهاديم، چنان كه سرهايشان به بالاست و پايينآوردن نتوانند.
ما در گردنهای آنان غلهایی قرار دادیم که تا چانهها ادامه دارد و سرهای آنان را به بالا نگاه داشته است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- اغلال: غل: طوقى كه بر گردن نهند «الغلّ: طوق يدخل فى العنق للذلّ و الالم» جمع آن اغلال است.
- اذقان: چانهها. مفرد آن ذقن است.
- مقمحون: قمح: سر بلند كردن. «قمح البعير: رفع رأسه»، «مقمح» به صيغه مفعول: سر بالا گرفته شده، اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است.[۱]
نزول
«شیخ طوسى» گویند: این آیه درباره ابوجهل نازل شده زیرا تصمیم به کشتن رسول خدا صلى الله علیه و آله گرفته بود و هر وقت که شب براى کشتن پیامبر بیرون مى آمد او را نمیدید و خداوند میان آن دو نفر حائلى قرار میداد.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ «7»
به يقين فرمان (عذاب) بر بيشتر آنان سزاوار گشته است پس ايشان ايمان نمىآورند.
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ «8»
به راستى كه ما در گردنهاى آنان غلهايى قرار داديم، كه تا چانهشان را مىپوشاند در نتيجه سرهاى آنان بالا مانده است (و نمىتوانند اطراف و پيش پاى خود را ببينند).
نکته ها
«اذقان» جمع «ذقن» به معناى چانه و «مُقْمَحُونَ» از «قمح البعير» به معناى سر بالا كردن شتر است. يعنى همان گونه كه به شتر آب عرضه مىشود ولى او سر خود را بالا مىبرد، به اين مردم نا اهل نيز حقّ ارائه مىشود، امّا آنان سر خود را بالا گرفت و در برابر حقّ سر تعظيم فرود نمىآورند.
مراد از زدن غل بر گردن آنان، يا كيفر آخرت آنهاست، نظير آيهى «إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ» «1» و يا مراد وجود عقايد خرافى است كه همچون غلهاى سنگين بر گردنشان
«1». غافر، 71.
جلد 7 - صفحه 521
است، نظير آيه 157 اعراف كه مىفرمايد: «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ» كه از وظايف انبيا برداشتن خرافاتى است كه همچون غلهاى سنگين آنان را به بند كشيده است. آرى، انبيا مىخواهند غلها را بردارند ولى خود مردم نمىخواهند.
مراد از «الْقَوْلُ» به قرينه آيه 13 سوره سجده كه فرمود: «وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ»، فرمان خداوند در مورد عذاب پيروان شيطان است.
پیام ها
1- اكثر مردم غافل، به حقّ گرايش ندارند. «فَهُمْ غافِلُونَ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ»
2- مخالفت اكثريّت، نبايد مبلّغ و رهبر را دلسرد كند. أَكْثَرِهِمْ ... لا يُؤْمِنُونَ
3- غفلت، زمينهى كفر است. «فَهُمْ غافِلُونَ- فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
4- گرچه خداوند بر گردن كافران غلهايى مىنهد، ولى زمينهى آن را خودشان فراهم كردهاند. «لا يُؤْمِنُونَ إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا»
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص58
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




