آیه 28 سوره نحل
| <<27 | آیه 28 سوره نحل | 29>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آنها که فرشتگان در حالی جانشان را میگیرند که (در دنیا) به نفس خود ستم کردند، در آن حال مرگ (اجبارا) سر تسلیم پیش دارند (و گویند) که ما ابدا کار بد نمیکردیم؛ چرا، خدا به هر چه میکردید آگاه است.
همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بوده اند، می گیرند؛ پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند [و گویند:] ما هیچ کار بدی انجام نمی دادیم. [به آنان گویند: یقیناً انجام می دادید] ومسلماً خدا به آنچه همواره انجام می دادید، داناست.
همانان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند در حالى كه بر خود ستمكار بودهاند. پس، از درِ تسليم درمىآيند [و مىگويند:] «ما هيچ كار بدى نمىكرديم.» آرى، خدا به آنچه مىكرديد داناست.
كسانى هستند كه بر خود ستم روا داشتهاند؛ چون فرشتگان جانشان را بستانند، سر تسليم فرود آرند و گويند: ما هيچ كار بدى نمىكرديم. آرى، خدا از كارهايى كه مىكرديد آگاه است.
همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را میگیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم میشوند (و بدروغ میگویند:) ما کار بدی انجام نمیدادیم! آری، خداوند به آنچه انجام میدادید عالم است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
تتوفاهم: توفى: تحويل گرفتن و اخذ كامل. تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ : تحويل مى گيرند و قبض روح مى كنند آنها را ملائكه.
السلم: سلم (بر وزن شرف): تسليم شدن و انقياد. آن ، چهار بار در قرآن آمده است:( نساء/ 90- 91، نحل/ 28- 87 ).[۱]
نزول
عکرمة گوید: این آیه درباره قومى نازل گردید که در مکه به زبان اداى شهادت نمودند و اقرار به وحدانیت خداى متعال کردند و مسلمان شدند ولى به مدینه هجرت نکردند و در جنگ بدر قریش آنان را به زور به جنگ با مسلمین وادار کردند و اینان جنگ نمودند تا همه در جنگ مزبور کشته شدند و خداوند درباره ایشان فرمود که اینان به خود ظلم و ستم نمودند که در مکه اقامت کرده و به مدینه هجرت نکردند در واقع چون هجرت ننمودند اسلام آنها از براى آنان سودى و بهره اى دربرنداشت[۲].[۳]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «28»
آن كسانىكه فرشتگان جانشان را مىگيرند (در حالى كه) به خود ستمكار بودهاند، پس (در آن موقع آنان) سر تسليم فرو آرند (وبه دروغ گويند:) ما هيچگونه كار بدى انجام ندادهايم. چنين نيست، بلكه قطعاً خداوند به آنچه انجام دادهايد، آگاه است.
فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ «29»
پس، از درهاى دوزخ وارد شويد كه جاودانه در آنجا خواهيد ماند، و براستى چه بد است جايگاه متكبّران.
نکته ها
كفّار، به هنگام مرگ كه فرشتگان جان آنها را مىگيرند، هم اظهار اسلام و تسليم مىكنند و هم گذشتهى بد خود را انكار مىكنند، امّا نه آن ايمان ارزش دارد، چون از روى اضطرار است نه اختيار و نه اين انكار مورد قبول است چرا كه خداوند به كارهاى آنان آگاه است.
پیام ها
1- مرگ، نابودى نيست، بلكه قبض روح و جدا شدن روح از جسم است. «تَتَوَفَّاهُمُ»
2- سنّت خداوند آن است كه كارها را باواسطه انجام دهد. «تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ»
3- كفر و شرك، ظلم به انسانيّت خويش است. «ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ»
جلد 4 - صفحه 512
4- انسان روزى مجبور به تسليم است، امّا ديگر چه سود؟ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ... فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ
5- لحظهى جان دادن، لحظهى حسّاسى براى مؤمن و كافر است. در مورد كافر مىفرمايد: «تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ» و در مورد مؤمن در آيهى 32 نحل مىفرمايد: «تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ»
6- جهنّم درهاى متعدّدى دارد وهر خلافكار از طريق خاصى، به دوزخ مىرود. «أَبْوابَ جَهَنَّمَ»
7- ريشهى اصلى كفر، روحيّهى تكبرّ است. الْكافِرِينَ ... الْمُتَكَبِّرِينَ*
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ تفسیر کشف الاسرار.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص478.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




