لَظى: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
==«لظى» در قرآن== | ==«لظى» در قرآن== | ||
| − | واژه «لَظى» یک بار در [[قرآن]] آمده است: «{{متن قرآن|{{آیه|70|15}} 💠<ref>[[آیه 15 سوره معارج|سوره معارج، آیه ۱۵.]]</ref> {{آیه|70|16}}<ref>[[آیه 16 سوره معارج|همان، آیه ۱۶.]]</ref>}}؛ نه چنین است! آن شعله هاى سوزان آتش است؛ بر کننده پوست سر و اندام است». | + | واژه «لَظى» یک بار در [[قرآن]] آمده است: «{{متن قرآن|{{آیه|70|15}} 💠<ref name=":۰">[[آیه 15 سوره معارج|سوره معارج، آیه ۱۵.]]</ref> {{آیه|70|16}}<ref>[[آیه 16 سوره معارج|همان، آیه ۱۶.]]</ref>}}؛ نه چنین است! آن شعله هاى سوزان آتش است؛ بر کننده پوست سر و اندام است». |
| − | البته یک بار هم به صورت فعلی آمده است: «{{متن قرآن|فَأَنْذَرْتُكُمْ نَاراً تَلَظَّىٰ}}<ref | + | البته یک بار هم به صورت فعلی آمده است: «{{متن قرآن|فَأَنْذَرْتُكُمْ نَاراً تَلَظَّىٰ}}<ref>[[آیه 14 سوره لیل|سوره لیل، آیه ۱۴.]]</ref>؛ و من شما را از آتشى که زبانه مى کشد، بیم مى دهم». |
| − | مرجع ضمیر «إنّها» در این [[آیه]] اگر «نار» باشد، «لظى» معناى وصفى آن را دربر دارد و دیگر نام [[دوزخ]] نخواهد بود، مانند: {{متن قرآن|«فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ»}}<ref | + | مرجع ضمیر «إنّها» در این [[آیه]] اگر «نار» باشد، «لظى» معناى وصفى آن را دربر دارد و دیگر نام [[دوزخ]] نخواهد بود، مانند: {{متن قرآن|«فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ»}}<ref>همان</ref>. |
اما اگر ضمیر «إنّها» ضمیر مبهم و یا ضمیر قصّه باشد -چنان که بسیارى از واژهشناسان<ref>ر.ک: العین: ج۸، ص۱۶۹؛ الصحاح: ج۶، ص۲۴۸۲؛ لسان العرب: ج۱۵، ص۲۴۸؛ القاموس المحیط: ج۴، ص۳۸۶؛ مجمع البحرین: ج۴، ص۱۲۲ (مادّه «لظى»).</ref> و مفسران<ref>ر.ک: التبیان فى تفسیر القرآن: ج۱۰، ص۱۱۷؛ تفسیر غریب القرآن: ص۶۵؛ تفسیر الطبرى: ج۱۴، ص۷۴.</ref> گفته اند-، «لظى» نامى از نامهاى دوزخ است. | اما اگر ضمیر «إنّها» ضمیر مبهم و یا ضمیر قصّه باشد -چنان که بسیارى از واژهشناسان<ref>ر.ک: العین: ج۸، ص۱۶۹؛ الصحاح: ج۶، ص۲۴۸۲؛ لسان العرب: ج۱۵، ص۲۴۸؛ القاموس المحیط: ج۴، ص۳۸۶؛ مجمع البحرین: ج۴، ص۱۲۲ (مادّه «لظى»).</ref> و مفسران<ref>ر.ک: التبیان فى تفسیر القرآن: ج۱۰، ص۱۱۷؛ تفسیر غریب القرآن: ص۶۵؛ تفسیر الطبرى: ج۱۴، ص۷۴.</ref> گفته اند-، «لظى» نامى از نامهاى دوزخ است. | ||
| − | در [[الکشاف عن حقائق غوامض التنزئل (کتاب)|تفسیر الکشّاف]] درباره مرجع این ضمیر | + | در [[الکشاف عن حقائق غوامض التنزئل (کتاب)|تفسیر الکشّاف]] درباره مرجع این ضمیر {{متن قرآن|«كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ»}}<ref name=":۰" /> آمده: «والضمیر للنار و لم یجر لها ذکر، لأنّ ذکر العذاب دلّ علیها. ویجوز أن یکون ضمیرا مبهما ترجم عنه الخبر، أو ضمیر القصة»؛ مرجع ضمیر نار است. این که از نار اسم برده نشده، براى این است که عذاب ذکر شده بر آن دلالت مى کند. این هم درست است که گفته شود: ضمیر مبهم است و خبر حکایتگر آن است. نیز ممکن است ضمیر قصه باشد.<ref> الکشّاف: ج۶، ص۲۰۷.</ref> |
گفتنى است که برخى از [[حدیث|احادیث]] نیز معنای دوم را تأیید مى نماید؛ یعنی اینکه «لظى» نامى از نامهاى دوزخ باشد.<ref>ر.ک: ص۳۵ (فصل یکم: نامهاى دوزخ/ لظى «آتشِ زبانه کش»).</ref> | گفتنى است که برخى از [[حدیث|احادیث]] نیز معنای دوم را تأیید مى نماید؛ یعنی اینکه «لظى» نامى از نامهاى دوزخ باشد.<ref>ر.ک: ص۳۵ (فصل یکم: نامهاى دوزخ/ لظى «آتشِ زبانه کش»).</ref> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۰۶
«لَظى» از واژگان قرآنی، به معنی آتش یا شعله آتش، و یکی از نامهای جهنم یا وصف آتش جهنم است.
محتویات
واژهشناسى
برخى از واژه شناسان، واژه «لَظى» را به زبانه و شعله آتش تفسیر کرده اند و برخى از آنان آن را به معناى آتش مى دانند. خلیل بن احمد فراهیدى مى گوید: «لظى: هو اللهب الخالص»؛[۱] لظى، شعله خالص (بدون دود) است.
اما ابن منظور مى گوید: «اللظى: النار و قیل: اللهب الخالص... و لظى: اسم جهنم -نعوذ باللّه منها- غیرمصروف و هى معرفة لاتنوّن ولاتنصرف للعلمیة والتأنیث، و سمّیت بذلک لأنّها أشدّ النیران»؛[۲] لظى، آتش است و گفته شده شعله خالص است. لظى، نام جهنم است که از آن به خدا پناه مى بریم. این کلمه غیرمنصرف است و تنوین نمى گیرد. غیرمنصرف بودنش به خاطر عَلَم بودن و مؤنّت بودن است. نامیده شدن دوزخ به «لظى» به سبب سختترین آتش بودن آن است.
بنابراین از نظر واژهشناسى، کلمه «لظى» اگر با تنوین بیاید، صفت آتش است؛ ولى اگر بدون تنوین بیاید، نام عام و یا نام خاصّ آن است. البته از بعضى احادیث استفاده مى شود که لظى نام یکى از درکات جهنّم است.[۳]
«لظى» در قرآن
واژه «لَظى» یک بار در قرآن آمده است: «كَلَّا ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ 💠[۴] نَزَّاعَةً لِلشَّوَىٰ[۵]؛ نه چنین است! آن شعله هاى سوزان آتش است؛ بر کننده پوست سر و اندام است».
البته یک بار هم به صورت فعلی آمده است: «فَأَنْذَرْتُكُمْ نَاراً تَلَظَّىٰ[۶]؛ و من شما را از آتشى که زبانه مى کشد، بیم مى دهم».
مرجع ضمیر «إنّها» در این آیه اگر «نار» باشد، «لظى» معناى وصفى آن را دربر دارد و دیگر نام دوزخ نخواهد بود، مانند: «فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ»[۷].
اما اگر ضمیر «إنّها» ضمیر مبهم و یا ضمیر قصّه باشد -چنان که بسیارى از واژهشناسان[۸] و مفسران[۹] گفته اند-، «لظى» نامى از نامهاى دوزخ است.
در تفسیر الکشّاف درباره مرجع این ضمیر «كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ»[۴] آمده: «والضمیر للنار و لم یجر لها ذکر، لأنّ ذکر العذاب دلّ علیها. ویجوز أن یکون ضمیرا مبهما ترجم عنه الخبر، أو ضمیر القصة»؛ مرجع ضمیر نار است. این که از نار اسم برده نشده، براى این است که عذاب ذکر شده بر آن دلالت مى کند. این هم درست است که گفته شود: ضمیر مبهم است و خبر حکایتگر آن است. نیز ممکن است ضمیر قصه باشد.[۱۰]
گفتنى است که برخى از احادیث نیز معنای دوم را تأیید مى نماید؛ یعنی اینکه «لظى» نامى از نامهاى دوزخ باشد.[۱۱]
پانویس
- ↑ العین: ج۸، ص۱۶۹ (مادّه «لظى»).
- ↑ لسان العرب: مادّه «لظى».
- ↑ ر.ک: ص۳۷، ح۲۲.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ سوره معارج، آیه ۱۵.
- ↑ همان، آیه ۱۶.
- ↑ سوره لیل، آیه ۱۴.
- ↑ همان
- ↑ ر.ک: العین: ج۸، ص۱۶۹؛ الصحاح: ج۶، ص۲۴۸۲؛ لسان العرب: ج۱۵، ص۲۴۸؛ القاموس المحیط: ج۴، ص۳۸۶؛ مجمع البحرین: ج۴، ص۱۲۲ (مادّه «لظى»).
- ↑ ر.ک: التبیان فى تفسیر القرآن: ج۱۰، ص۱۱۷؛ تفسیر غریب القرآن: ص۶۵؛ تفسیر الطبرى: ج۱۴، ص۷۴.
- ↑ الکشّاف: ج۶، ص۲۰۷.
- ↑ ر.ک: ص۳۵ (فصل یکم: نامهاى دوزخ/ لظى «آتشِ زبانه کش»).
منابع
- بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث، محمد محمدی ریشهری، ج۲، ص۶۱، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.




