صبوری خراسانی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی '{{مدخل دائرة المعارف|اثر آفرینان}} '''صبوری خراسانی، محمدکاظم''' * ملیت: ایرانی *...' ایجاد کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | [[پرونده:صبوری خراسانی.jpg|بندانگشتی|]] | |
| + | '''«محمدکاظم صبوری خراسانی»''' (۱۳۲۲-۱۲۷۰ ق)، شاعر [[ایران|ایرانی]] در قرن ۱۴ هجری، [[تخلص|متخلّص]] به «صبورى» و ملقّب به «[[ملک الشعرا]]» بود. صبورى [[قصیده|قصایدى]] در [[مرثیه]] و مدح [[اهل بیت]] علیهمالسلام سروده است. [[ملک الشعرای بهار|محمدتقی ملک الشعرای بهار]] فرزند اوست. | ||
| − | + | ==زندگینامه== | |
| + | میرزا محمدکاظم صبوری از نوادگان میرزا احمد صبوری کاشانی و برادرزادهی فتحعلیخان صباست. جدّ وی در روزگار محمدشاه به [[خراسان]] آمد و صبوری در حدود سال ۱۲۵۹ یا ۱۲۷۰ قمری در خانوادهای که به صنعت حریر بافی اشتغال داشتند و تازه از شهر کاشان به [[مشهد]] هجرت کرده بودند، متولد گردید و در آنجا نشأت یافت. | ||
| − | + | محمدکاظم پس از تحصیل مقدماتی به تکمیل ادبیات فارسی، عربی، [[فقه]] و [[فلسفه]] -که معمول زمان بود-، در نزد اساتید زمان پرداخت. او در پى شغل پدر که حریر بافى بود، نرفت و به سخنسرایى پرداخت. | |
| − | |||
| − | + | صبوری دارای چهار پسر بود که محمدتقی معروف به [[ملک الشعرای بهار]] بزرگترین فرزند ایشان است. ملکالشعرای بهار در مقدمهی «گلشن صبا» مینویسد که [[تخلص]] پدرم از میرزا احمد صبوری کاشانی برادرزادهی فتحعلیخان صبا گرفته شدهاست. | |
| − | + | مرحوم محمدکاظم صبوری خراسانی، سرانجام به علت بیماری وبا در سال ۱۳۲۲ قمری (۱۲۸۲ ش) در [[مشهد]] درگذشت و در حرم مطهر [[امام رضا]] (علیه السلام) در صحن عتیق، به خاک سپرده شد. پس از وفات صبوری، لقب «ملک الشعرائی» او به فرمان [[مظفرالدین شاه قاجار]] به پسرش محمدتقی بهار واگذار شد. | |
| − | + | ==شعر صبوری== | |
| + | محمدکاظم صبورى از ابتدای جوانی به سرودن [[شعر]] اشتغال ورزید و در [[قصیده]] سرایی ماهر گشت. غلامحسینخان افضلالملک که با صبورى دوست و معاشر بوده، دربارهى وى چنین مىنویسند: «اصل ترقى [[شعر]] جناب ملکالشعراء، تشویق و تربیت مرحوم ابونصر فتحاللهخان شیبانى مؤلف کتابهاى «گنج گهر» و «درج درر» بوده است. روزى شیبانى کتاب معزى را در دست صبورى مىبیند، مىگوید: جز «[[شاهنامه]]» و دیوان شعر [[مسعود سعد سلمان|مسعود سعد]] و [[فرخی|فرخى]] و عنصرى مخوان تا طبعت ترقى کند و ملک الشعراء صبورى چنان کرد. هر چند «پزشک نامه» و «بحران نامه» وى به [[سبک عراقی|سبک عراقى]] است، لیکن سبک صبوری در شعر ترکستانى است. | ||
| − | + | وى قصایدى در مدح سلطان وقت و حکام و رجال [[خراسان]] دارد و در قبال این امر صِله و جایزه مىگرفته است. صبورى در مدح ناصرالدین شاه قصیده اى سرود و با خلعت به [[تهران]] فرستاد و تقاضاى لقب کرد و از دربار به وى لقب «[[ملک الشعرا|ملک الشعرایى]]» [[آستان قدس رضوی|آستان قدس]] با فرمان و حقوق دادند. | |
| − | + | [[دیوان (شعر)|دیوان]] صبورى مشتمل بر [[قصیده|قصاید]]، [[غزل|غزلیات]] و [[قطعه|مقطّعات]] میباشد که به طبع رسیده است. «دیوان» او که به همت فرزندش محمد ملکزاده برادر کوچکتر استاد [[ملک الشعرای بهار]] چاپ شده، در حدود دوازده هزار [[بیت (شعر)|بیت]] مى باشد. | |
| + | صبوری به اصول [[عقاید]] اسلامی و مذهب [[اثنا عشریه|اثنا عشری]] بسیار پایبند بود و به [[ائمه اطهار]] (علیهم السلام) اخلاص میورزید، چنان که اغلب قصاید او در مدح ائمه و پیشوایان [[دین اسلام]] سروده شده است. صبوری چهارده قصیده [[غدیر|غدیریه]] دارد. همچنین در [[مرثیه]] حضرت [[امام حسین|ابا عبداللّهالحسین]] (علیه السلام) دوازده بند دارد که از شاهکارهای مراثی است. نمونهای از اشعار او درباره واقعه [[عاشورا]] چنین است: | ||
| + | |||
| + | فلک را کین به آل [[احمد]] مختار یعنی چه؟ * خصومت این همه با [[عترت]] اطهار یعنی چه؟ | ||
| + | |||
| + | برای کشتن یک تن که جان عالمش قربان * مهیّا صد هزاران لشکر جرّار یعنی چه؟ | ||
| + | |||
| + | گشاده چنگ و دندان بر هلاک یوسف [[حضرت زهرا|زهرا]] * به هامون گلّه گلّه گرگ آدمخوار یعنی چه؟ | ||
| + | |||
| + | نخست اقرار بیعت از چه با سلطان دین کردی * پس از اقرار بیعت، این همه انکار یعنی چه؟ | ||
| + | |||
| + | گرفتم نامه ننوشتند و خود آمد به مهمانی * به مهمانی چنین، یا رب چنان رفتار یعنی چه؟... | ||
| + | |||
| + | الا ای خاتم پیغمبران، فریاد از این امّت * بر اولادت جفا بگذشت از حد، داد از این امّت | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | |||
| − | [[رده: | + | *[[اثرآفرینان]]، [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، ج۴، ص۲۷. |
| + | *دانشنامهی شعر عاشورایی، مرضیه محمدزاده، ج۲، ص۹۹۹-۱۰۰۴. | ||
| + | {{شعر فارسی}} | ||
| + | [[رده:شعرای پارسی گو]] | ||
| + | [[رده:شعرای پارسی گوی قرن چهاردهم]] | ||
| + | [[رده:شعرای اهل البیت]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۸
«محمدکاظم صبوری خراسانی» (۱۳۲۲-۱۲۷۰ ق)، شاعر ایرانی در قرن ۱۴ هجری، متخلّص به «صبورى» و ملقّب به «ملک الشعرا» بود. صبورى قصایدى در مرثیه و مدح اهل بیت علیهمالسلام سروده است. محمدتقی ملک الشعرای بهار فرزند اوست.
زندگینامه
میرزا محمدکاظم صبوری از نوادگان میرزا احمد صبوری کاشانی و برادرزادهی فتحعلیخان صباست. جدّ وی در روزگار محمدشاه به خراسان آمد و صبوری در حدود سال ۱۲۵۹ یا ۱۲۷۰ قمری در خانوادهای که به صنعت حریر بافی اشتغال داشتند و تازه از شهر کاشان به مشهد هجرت کرده بودند، متولد گردید و در آنجا نشأت یافت.
محمدکاظم پس از تحصیل مقدماتی به تکمیل ادبیات فارسی، عربی، فقه و فلسفه -که معمول زمان بود-، در نزد اساتید زمان پرداخت. او در پى شغل پدر که حریر بافى بود، نرفت و به سخنسرایى پرداخت.
صبوری دارای چهار پسر بود که محمدتقی معروف به ملک الشعرای بهار بزرگترین فرزند ایشان است. ملکالشعرای بهار در مقدمهی «گلشن صبا» مینویسد که تخلص پدرم از میرزا احمد صبوری کاشانی برادرزادهی فتحعلیخان صبا گرفته شدهاست.
مرحوم محمدکاظم صبوری خراسانی، سرانجام به علت بیماری وبا در سال ۱۳۲۲ قمری (۱۲۸۲ ش) در مشهد درگذشت و در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) در صحن عتیق، به خاک سپرده شد. پس از وفات صبوری، لقب «ملک الشعرائی» او به فرمان مظفرالدین شاه قاجار به پسرش محمدتقی بهار واگذار شد.
شعر صبوری
محمدکاظم صبورى از ابتدای جوانی به سرودن شعر اشتغال ورزید و در قصیده سرایی ماهر گشت. غلامحسینخان افضلالملک که با صبورى دوست و معاشر بوده، دربارهى وى چنین مىنویسند: «اصل ترقى شعر جناب ملکالشعراء، تشویق و تربیت مرحوم ابونصر فتحاللهخان شیبانى مؤلف کتابهاى «گنج گهر» و «درج درر» بوده است. روزى شیبانى کتاب معزى را در دست صبورى مىبیند، مىگوید: جز «شاهنامه» و دیوان شعر مسعود سعد و فرخى و عنصرى مخوان تا طبعت ترقى کند و ملک الشعراء صبورى چنان کرد. هر چند «پزشک نامه» و «بحران نامه» وى به سبک عراقى است، لیکن سبک صبوری در شعر ترکستانى است.
وى قصایدى در مدح سلطان وقت و حکام و رجال خراسان دارد و در قبال این امر صِله و جایزه مىگرفته است. صبورى در مدح ناصرالدین شاه قصیده اى سرود و با خلعت به تهران فرستاد و تقاضاى لقب کرد و از دربار به وى لقب «ملک الشعرایى» آستان قدس با فرمان و حقوق دادند.
دیوان صبورى مشتمل بر قصاید، غزلیات و مقطّعات میباشد که به طبع رسیده است. «دیوان» او که به همت فرزندش محمد ملکزاده برادر کوچکتر استاد ملک الشعرای بهار چاپ شده، در حدود دوازده هزار بیت مى باشد.
صبوری به اصول عقاید اسلامی و مذهب اثنا عشری بسیار پایبند بود و به ائمه اطهار (علیهم السلام) اخلاص میورزید، چنان که اغلب قصاید او در مدح ائمه و پیشوایان دین اسلام سروده شده است. صبوری چهارده قصیده غدیریه دارد. همچنین در مرثیه حضرت ابا عبداللّهالحسین (علیه السلام) دوازده بند دارد که از شاهکارهای مراثی است. نمونهای از اشعار او درباره واقعه عاشورا چنین است:
فلک را کین به آل احمد مختار یعنی چه؟ * خصومت این همه با عترت اطهار یعنی چه؟
برای کشتن یک تن که جان عالمش قربان * مهیّا صد هزاران لشکر جرّار یعنی چه؟
گشاده چنگ و دندان بر هلاک یوسف زهرا * به هامون گلّه گلّه گرگ آدمخوار یعنی چه؟
نخست اقرار بیعت از چه با سلطان دین کردی * پس از اقرار بیعت، این همه انکار یعنی چه؟
گرفتم نامه ننوشتند و خود آمد به مهمانی * به مهمانی چنین، یا رب چنان رفتار یعنی چه؟...
الا ای خاتم پیغمبران، فریاد از این امّت * بر اولادت جفا بگذشت از حد، داد از این امّت
منابع
- اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۴، ص۲۷.
- دانشنامهی شعر عاشورایی، مرضیه محمدزاده، ج۲، ص۹۹۹-۱۰۰۴.
![]() | |
| شعرشناسی | * شعر * علم عروض * قافیه * تخلص * دیوان * مصراع * بیت * مقفا * قالب * مطلع * تغزل * بحور شعری |
| قالبهای شعر | *مثنوی * قصیده * غزل * مسمط * مستزاد * ترجیعبند * ترکیببند * قطعه * رباعی |
| سبکهای شعر فارسی | * سبک خراسانی * سبک عراقی * سبک هندی * سبک بازگشت ادبی * شعر نو |
| شاعران پارسی گو: | همه*قرن 4 * قرن 5 * قرن 6 * قرن 7 * قرن 8 * قرن 9 * قرن 10 * قرن 11 * قرن 12 * قرن 13 * قرن 14 |






