دافع: تفاوت بین نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
'''«دَافِع»''' از صفات فعلى [[خداوند]] سبحان، به معناى دوركردن و ردّ كردن و بازداشتن است.<ref>اسماء و صفات الهى فقط در قرآن، ج۱، ص۴۶۹.</ref> اين صفت الهى يک بار در [[قرآن]] به صورت فعلی آمده است: {{متن قرآن|«اِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا...»}}.<ref>[[سوره حج]]، آیه ۳۸.</ref> (مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند...). کلمه «یُدافِعُ» مبالغه در دفع است، زيرا كه «يَدفعُ» نيز آن معنى را مىرساند؛ يعنى «يدفع المشركين عن الذين آمنوا».<ref>تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۷، ص۵۳.</ref> | '''«دَافِع»''' از صفات فعلى [[خداوند]] سبحان، به معناى دوركردن و ردّ كردن و بازداشتن است.<ref>اسماء و صفات الهى فقط در قرآن، ج۱، ص۴۶۹.</ref> اين صفت الهى يک بار در [[قرآن]] به صورت فعلی آمده است: {{متن قرآن|«اِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا...»}}.<ref>[[سوره حج]]، آیه ۳۸.</ref> (مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند...). کلمه «یُدافِعُ» مبالغه در دفع است، زيرا كه «يَدفعُ» نيز آن معنى را مىرساند؛ يعنى «يدفع المشركين عن الذين آمنوا».<ref>تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۷، ص۵۳.</ref> | ||
| − | همچنین در «[[دعای جوشن کبیر]]»، این کلمه -به صورت اسمی- به عنوان یکی از اسماء الهی آمده است:{{متن حدیث| | + | همچنین در «[[دعای جوشن کبیر]]»، این کلمه -به صورت اسمی- به عنوان یکی از اسماء الهی آمده است:{{متن حدیث|«یَا دَافِعُ»}} و {{متن حدیث|«یَا دَافِعَ الْبَلِیَّاتِ»}}.<ref>مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، دعای جوشن کبیر.</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۶
«دَافِع» از صفات فعلى خداوند سبحان، به معناى دوركردن و ردّ كردن و بازداشتن است.[۱] اين صفت الهى يک بار در قرآن به صورت فعلی آمده است: «اِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا...».[۲] (مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند...). کلمه «یُدافِعُ» مبالغه در دفع است، زيرا كه «يَدفعُ» نيز آن معنى را مىرساند؛ يعنى «يدفع المشركين عن الذين آمنوا».[۳]
همچنین در «دعای جوشن کبیر»، این کلمه -به صورت اسمی- به عنوان یکی از اسماء الهی آمده است:«یَا دَافِعُ» و «یَا دَافِعَ الْبَلِیَّاتِ».[۴]
پانویس
منابع
- فرهنگ قرآن، ج۱۳، ص۳۱۰.
- مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
- تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۷.




