عاص بن وائل: تفاوت بین نسخهها
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«عاص بن وائل سهمی»''' -پدر [[عمرو بن عاص|عمرو عاص]]- از مشرکان قبیله [[قریش|قریش]] و از تیره سهم بود.<ref>السّیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۰۹؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۶۳.</ref> او از جمله کسانی است که [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى الله علیه وآله را بسیار مورد اذیت و [[استهزاء]] خود قرار میداد.<ref>السّیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۰۹.</ref> مفسران، [[شأن نزول]] برخی آیات [[قرآن]] را در مورد او دانستهاند. | |
| − | + | ==دشمنی عاص با پیامبر صلى الله علیه وآله== | |
| − | + | دشمنی عاص بن وائل با [[پیامبر اسلام]] (صلیاللهعلیهوآله) به حدی بود که وی در هر اجتماعی که علیه پیامبر صلى الله علیه وآله برگزار میشد، حضور مییافت؛ لذا زمانی که تعدادی از کفار به خانه [[ابوطالب]] رفتند و از پیامبر صلى الله علیه وآله خواستند تا در قبال مال و مقام از دعوت خود دست بکشد، عاص نیز با آنها همراه بود و پیامبر صلى الله علیه وآله در جواب آنها فرمود: «اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهید از دعوت خود دست نخواهم کشید».<ref>مطهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۴۶-۱۴۷.</ref> | |
| − | + | عاص چند ماهی پس از [[هجرت پیامبر اسلام به مدینه|هجرت پیامبر صلى الله علیه وآله به مدینه]] در سن هشتاد و پنج سالگی مرد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۹.</ref> در مورد مرگ عاص بن وائل سخنان متفاوتی وجود دارد؛ در نقلی آمده است که خر یا قاطری به او لگد زد و در اثر آن ضربت هلاک شد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۸.</ref> و یا گفته شده: او برای انجام کاری به کدا (کوهی در ارتفاعات [[مکه]]) رفت، سنگی که روی آن نشسته بود از زیرش غلطید و از کوه پرت شد و به شدت آسیب دید و ناله میکرد که پروردگار [[محمد]] مرا کشت و در اثر همان حادثه مرد.<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۹.</ref> | |
| − | + | از عاص فرزندانی نیز باقی ماندند که در تاریخ نام آنها آمده است، معروفترین آنها [[عمرو بن عاص]] مشاور [[معاویه]] است،<ref>ابن اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۷۴۱.</ref> که بعدها به حکومت [[مصر]] نیز رسید. | |
| + | |||
| + | ==عاص در شأن نزول آیات== | ||
| + | مفسّران و محقّقان اسلامی، نزول [[آیه]] {{متن قرآن|«{{آیه|15|95}}»}}<ref>[[آیه 95 سوره حجر|سوره حجر، آیه ۹۵.]]</ref> را درباره عاص بن وائل سهمی و دیگر مشرکان دانستهاند که پیوسته [[پیامبر اکرم]] صلى الله علیه و آله را [[استهزاء|استهزا]] مى کردند.<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۹؛ طبری، جامع البیان، ج۸، جزء ۱۴، ص ۹۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۳؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۹، ص۱۶۵.</ref> | ||
| + | |||
| + | بسیاری از مفسّران نیز، [[شأن نزول]] «[[سوره کوثر]]» را در جواب عاص بن وائل دانستهاند؛ چنانکه می فرماید: {{متن قرآن|«{{آیه|108|3}}»}}<ref>[[آیه 3 سوره کوثر|سوره کوثر، آیه ۳.]]</ref> <ref>زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۸۰۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۹-۱۰، ص۸۳۶.</ref> [[ابن عباس]] میگوید: «عاص بن وائل که از سران مشرکان بود، با پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هنگام خارج شدن از [[مسجدالحرام]] برخورد کرد و مدتی با یکدیگر صحبت کردند. گروهی از سران [[قریش]] در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامی که عاص بن وائل وارد مسجد شد، به او گفتند: با که صحبت میکردی؟ گفت با این مرد «[[ابتر]]»! این تعبیر را به خاطر این انتخاب کرد که عبداللَّه پسر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) -که از [[حضرت خدیجه]] سلام الله علیها متولد شده بود- از دنیا رفته بود، و عرب کسی را که پسر نداشت ابتر (بدون عقب) مینامید».<ref>واحدی نیشابوری، اسباب نزول القرآن، ص۴۹۴؛ ابن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۴۷۷.</ref> | ||
| + | |||
| + | همچنین آیات {{متن قرآن|«{{آیه|17|90}} 💠<ref>[[آیه 90 سوره اسراء|سوره اسراء، آیه 90.]]</ref> {{آیه|17|91}} 💠<ref>[[آیه 91 سوره اسراء|همان، آیه 91.]]</ref> {{آیه|17|92}} 💠<ref>[[آیه 92 سوره اسراء|همان، آیه 92.]]</ref> {{آیه|17|93}}<ref>[[آیه 93 سوره اسراء|همان، آیه 93.]]</ref>»}} را درباره بهانهجویی عاص و دیگر سران [[شرک|شرک]] و [[جدال و مراء|جدال]] بیهوده آنان با [[پیامبر]] صلى الله علیه وآله دانسته اند.<ref>جامع البیان، ج۹، جزء ۱۵، ص ۲۰۵؛ مجمع البیان، ج۵-۶، ص۶۷۸.</ref> [[شیخ طوسى]] از قول ابن عباس می گوید: این آیات درباره اقوامى نازل گردیده که در مقام اقتراح با رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده و به او گفته بودند، ما هرگز به تو [[ایمان]] نخواهیم آورد و [[نبوت]] تو تصدیق نخواهیم نمود، تا از براى ما چیزهایى که میخواهیم انجام بدهى. اینان [[ابوسفیان]]، [[ولید بن مغیره]]، [[ابوجهل]]، امیة بن خلف، '''عاص بن وائل''' و... از جماعت [[قریش]] بودند.<ref>محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی، ص ۵۱۲.</ref> | ||
| + | |||
| + | و در برخی از منابع، عاص را جزو افرادی چون ولید بن مغیره، اسود بن مطلب و امیة بن خلف دانستهاند که به پیامبر صلى الله علیه وآله پیشنهاد دادند تا او خدای آنها را بپرستد و آنها نیز خدای او را بپرستند؛ که در جواب این افراد، خداوند «[[سوره کافرون]]» را نازل فرمود.<ref>ابن هشام حمیری، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۶۲؛ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات.</ref> | ||
| + | |||
| + | بهعلاوه مفسران، شأن نزول برخی آیات دیگر را نیز درباره کارها و مواضع قبیح عاص بن وائل بیان کرده اند.<ref>سهل بن عبدالله تستری، تفسیر التستری، ص۲۰۶.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | فرهنگ | + | *"عاص بن وائل سهمی"، پایگاه اسلام کوئست. |
| + | * [[فرهنگ قرآن]]، اکبر هاشمی، ج۱۹، ص۴۹۲. | ||
| + | *نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، محمدباقر محقق. | ||
[[رده: شخصیتهای شان نزول آیات قرآن]] | [[رده: شخصیتهای شان نزول آیات قرآن]] | ||
[[رده:دشمنان پیامبر]] | [[رده:دشمنان پیامبر]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۰۰
«عاص بن وائل سهمی» -پدر عمرو عاص- از مشرکان قبیله قریش و از تیره سهم بود.[۱] او از جمله کسانی است که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله را بسیار مورد اذیت و استهزاء خود قرار میداد.[۲] مفسران، شأن نزول برخی آیات قرآن را در مورد او دانستهاند.
دشمنی عاص با پیامبر صلى الله علیه وآله
دشمنی عاص بن وائل با پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به حدی بود که وی در هر اجتماعی که علیه پیامبر صلى الله علیه وآله برگزار میشد، حضور مییافت؛ لذا زمانی که تعدادی از کفار به خانه ابوطالب رفتند و از پیامبر صلى الله علیه وآله خواستند تا در قبال مال و مقام از دعوت خود دست بکشد، عاص نیز با آنها همراه بود و پیامبر صلى الله علیه وآله در جواب آنها فرمود: «اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهید از دعوت خود دست نخواهم کشید».[۳]
عاص چند ماهی پس از هجرت پیامبر صلى الله علیه وآله به مدینه در سن هشتاد و پنج سالگی مرد.[۴] در مورد مرگ عاص بن وائل سخنان متفاوتی وجود دارد؛ در نقلی آمده است که خر یا قاطری به او لگد زد و در اثر آن ضربت هلاک شد.[۵] و یا گفته شده: او برای انجام کاری به کدا (کوهی در ارتفاعات مکه) رفت، سنگی که روی آن نشسته بود از زیرش غلطید و از کوه پرت شد و به شدت آسیب دید و ناله میکرد که پروردگار محمد مرا کشت و در اثر همان حادثه مرد.[۶]
از عاص فرزندانی نیز باقی ماندند که در تاریخ نام آنها آمده است، معروفترین آنها عمرو بن عاص مشاور معاویه است،[۷] که بعدها به حکومت مصر نیز رسید.
عاص در شأن نزول آیات
مفسّران و محقّقان اسلامی، نزول آیه «إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ»[۸] را درباره عاص بن وائل سهمی و دیگر مشرکان دانستهاند که پیوسته پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را استهزا مى کردند.[۹]
بسیاری از مفسّران نیز، شأن نزول «سوره کوثر» را در جواب عاص بن وائل دانستهاند؛ چنانکه می فرماید: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»[۱۰] [۱۱] ابن عباس میگوید: «عاص بن وائل که از سران مشرکان بود، با پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هنگام خارج شدن از مسجدالحرام برخورد کرد و مدتی با یکدیگر صحبت کردند. گروهی از سران قریش در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامی که عاص بن وائل وارد مسجد شد، به او گفتند: با که صحبت میکردی؟ گفت با این مرد «ابتر»! این تعبیر را به خاطر این انتخاب کرد که عبداللَّه پسر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) -که از حضرت خدیجه سلام الله علیها متولد شده بود- از دنیا رفته بود، و عرب کسی را که پسر نداشت ابتر (بدون عقب) مینامید».[۱۲]
همچنین آیات «وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا 💠[۱۳] أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا 💠[۱۴] أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا 💠[۱۵] أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَىٰ فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ ۗ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا[۱۶]» را درباره بهانهجویی عاص و دیگر سران شرک و جدال بیهوده آنان با پیامبر صلى الله علیه وآله دانسته اند.[۱۷] شیخ طوسى از قول ابن عباس می گوید: این آیات درباره اقوامى نازل گردیده که در مقام اقتراح با رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده و به او گفته بودند، ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد و نبوت تو تصدیق نخواهیم نمود، تا از براى ما چیزهایى که میخواهیم انجام بدهى. اینان ابوسفیان، ولید بن مغیره، ابوجهل، امیة بن خلف، عاص بن وائل و... از جماعت قریش بودند.[۱۸]
و در برخی از منابع، عاص را جزو افرادی چون ولید بن مغیره، اسود بن مطلب و امیة بن خلف دانستهاند که به پیامبر صلى الله علیه وآله پیشنهاد دادند تا او خدای آنها را بپرستد و آنها نیز خدای او را بپرستند؛ که در جواب این افراد، خداوند «سوره کافرون» را نازل فرمود.[۱۹]
بهعلاوه مفسران، شأن نزول برخی آیات دیگر را نیز درباره کارها و مواضع قبیح عاص بن وائل بیان کرده اند.[۲۰]
پانویس
- ↑ السّیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۰۹؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۶۳.
- ↑ السّیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۰۹.
- ↑ مطهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۴۶-۱۴۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۸.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۹.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۷۴۱.
- ↑ سوره حجر، آیه ۹۵.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۹؛ طبری، جامع البیان، ج۸، جزء ۱۴، ص ۹۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۳؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۹، ص۱۶۵.
- ↑ سوره کوثر، آیه ۳.
- ↑ زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۸۰۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۹-۱۰، ص۸۳۶.
- ↑ واحدی نیشابوری، اسباب نزول القرآن، ص۴۹۴؛ ابن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۴۷۷.
- ↑ سوره اسراء، آیه 90.
- ↑ همان، آیه 91.
- ↑ همان، آیه 92.
- ↑ همان، آیه 93.
- ↑ جامع البیان، ج۹، جزء ۱۵، ص ۲۰۵؛ مجمع البیان، ج۵-۶، ص۶۷۸.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی، ص ۵۱۲.
- ↑ ابن هشام حمیری، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۶۲؛ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات.
- ↑ سهل بن عبدالله تستری، تفسیر التستری، ص۲۰۶.
منابع
- "عاص بن وائل سهمی"، پایگاه اسلام کوئست.
- فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی، ج۱۹، ص۴۹۲.
- نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، محمدباقر محقق.




