|
|
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۴۸: |
سطر ۴۸: |
| | این آیه در [[مدینه]] بر [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. <ref> طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.</ref> | | این آیه در [[مدینه]] بر [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. <ref> طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.</ref> |
| | | | |
| − | '''شأن نزول:'''<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بينات در شأن نزول آيات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 13.</ref> | + | '''شأن نزول:''' |
| | + | |
| | + | «[[شیخ طوسی]]» گوید: از [[امام باقر|امام محمدباقر]] عليهالسلام و نيز جماعتى از اهل تأويل روايت شده كه احبار يهود صفات [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله را در [[تورات]] تغيير دادند تا اين كه در ميان عوام يهود نسبت به محمد ايجاد شك و شبهه نمايند و اين آيه بدان مناسبت نازل گرديد<ref> نسائى اين شأن و نزول را از ابن عباس روايت كرده است.</ref><ref> صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان از خاصه در تفصيل آن چنين گويند: كه در تورات در وصف محمد چنين نوشته شده بود كه وى مردى نيكوروى و سياهچشم و داراى موى مجعد و سياه مى باشد. علماء يهود وقتى كه ديدند اين صفات با محمد مطابقت دارد، در صدد تحريف آن برآمده و چنين نوشتند كه وى مردى بلندقد و ازرقچشم و سرخ موى است وقتى كه رسول خدا از [[مكه]] به [[مدينه]] هجرت فرمود، يهوديان كه وصف او را از علماء خود شنيده بودند، گفتند: اين، آن محمد نيست كه وصف او را در تورات خوانده ايم، و ابن ابى حاتم از مفسرين عامه نيز اين موضوع را از طريق عكرمة از ابن عباس نقل نموده است.</ref>. |
| | + | <ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بينات در شأن نزول آيات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 13.</ref> |
| | | | |
| − | «[[شیخ طوسی]]» گوید: از [[امام باقر|امام محمدباقر]] عليهالسلام و نيز جماعتى از اهل تأويل روايت شده كه احبار يهود صفات [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله را در [[تورات]] تغيير دادند تا اين كه در ميان عوام يهود نسبت به محمد ايجاد شك و شبهه نمايند و اين آيه بدان مناسبت نازل گرديد.<ref> نسائى اين شأن و نزول را از ابن عباس روايت كرده است.</ref><ref> صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان از خاصه در تفصيل آن چنين گويند: كه در تورات در وصف محمد چنين نوشته شده بود كه وى مردى نيكوروى و سياهچشم و داراى موى مجعد و سياه مى باشد. علماء يهود وقتى كه ديدند اين صفات با محمد مطابقت دارد، در صدد تحريف آن برآمده و چنين نوشتند كه وى مردى بلندقد و ازرقچشم و سرخ موى است وقتى كه رسول خدا از [[مكه]] به [[مدينه]] هجرت فرمود، يهوديان كه وصف او را از علماء خود شنيده بودند، گفتند: اين، آن محمد نيست كه وصف او را در تورات خوانده ايم، و ابن ابى حاتم از مفسرين عامه نيز اين موضوع را از طريق عكرمة از ابن عباس نقل نموده است.</ref>
| |
| | == تفسیر آیه == | | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="2" ayeh="79" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| − | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| |
| − | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | «79» فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
| |
| − | | |
| − | پس واى بر كسانى كه مطالبى را با دست خود مىنويسند، سپس مىگويند: اين از طرف خداست، تا به آن بهاى اندكى بستانند، پس واى بر آنها از آنچه دستهايشان نوشت و واى بر آنها از آنچه (از اين راه) به دست مىآورند!
| |
| − | | |
| − | ===نکته ها===
| |
| − | | |
| − | تنها آيهاى كه در آن سه بار كلمه «ويل» بكار رفته، همين آيه 79 است كه خطر علما و دانشمندان دنياپرست را مطرح مىكند.
| |
| − | | |
| − | «1». در سورههاى نساء آيات 80 و 120 و بقره، آيه 109 و مائده آيه 21 نمونهاى از اين آرزوها بيان شده است.
| |
| − | | |
| − | جلد 1 - صفحه 146
| |
| − | | |
| − | ===پیام ها===
| |
| − | | |
| − | 1- دينسازى، جريانى خطرناك در طول تاريخ بوده است. «يَكْتُبُونَ الْكِتابَ ...»
| |
| − | | |
| − | 2- بدعت، دين سازى، دين فروشى و استحمار مردم، از جمله خطراتى است كه از ناحيهى دانشمندان فاسد، جامعه را تهديد مىكند. «يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» | |
| − | | |
| − | 3- مواظب قلمها، كتابها، مقالات زهرآلود، تحريفگر و بدعتگزار باشيد و به هر عالمى اعتماد نكنيد. «يَكْتُبُونَ ... يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
| |
| − | | |
| − | 4- مردم به صورت فطرى علاقمند به مذهب هستند، لذا بسيارى از شيّادان، سخنان خود را به نام دين و مذهب به مردم تحويل مىدهند. «يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
| |
| − | | |
| − | 5- يكى از انگيزههاى بدعت و افترا، رسيدن به دنياست. «ثَمَناً قَلِيلًا»
| |
| − | | |
| − | 6- از بدترين درآمدها، درآمدِ دينفروشى است. «وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ»
| |
| − | | |
| − | 7- شديدترين عذابها متوجّه كسانى است كه به تفكّر واعتقاد مردم خيانت مىكنند. تكرار كلمه «ويل ... ويل ... ويل»
| |
| − | | |
| − | 8- هر انحرافى كه در طول تاريخ در اثر بدعتى بوجود آيد، گناهش به گردن بدعتگزار است. «يَكْسِبُونَ» دلالت بر استمرار دارد.
| |
| − | }}
| |
| − | | |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − | | |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − | | |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | | |
| − | | |
| − | فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (79)
| |
| − | | |
| − | فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ: پس واى و اندوه و حسرت و هلاكت و عقوبت، يا وادى كه در جهنم براى كسانى است كه مىنويسند كتاب تحريف شده را به دستهاى خود.
| |
| − | | |
| − | در منهج ويل، وادى است در جهنم كه چون كافر را در آن اندازند تا چهل سال به قعر آن نرسد.
| |
| − | | |
| − | از سعيد بن جبير نقل است كه: اگر تمام كوههاى عالم را در آن اندازند هيچ شود.
| |
| − | | |
| − | چنين مكان براى كسانى است كه تغيير و تبديل دهند كتاب الهى را.
| |
| − | | |
| − | ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ: پس مىگويند محرّفين: اين كتاب و نوشته از جانب خدا است. گويا سائلى سؤال كند كه چرا چنين كنند، مىفرمايد: لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا: براى اين كه بدل كنند به آن كلام تحريف شده قيمت كمى را، يعنى به آن تحصيل غرضى از اغراض دنيوى نمايند. و اين قيمت هر چند جليل باشد، نسبت به عقاب دائمى قليل است، زيرا اين فانى و آن باقى است.
| |
| − | | |
| − | خلاصه علماى يهود براى رياست و گرفتن رشوه، اوصاف حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را- كه در تورات بر اين وجه مروى است: نيكو روى، جعد موى، گندم گون، سياه چشم، ميانه بالا- تغيير دادند و به جاى آن نوشتند: پيغمبر آخر الزمان شخصى باشد، دراز قامت، ازرق چشم، سفيد پوست، فروهشته موى. و به عوام گفتند: پانصد سال بعد مبعوث شود، و اين پيغمبر موعود نيست، به جهت آنكه در شك اندازند.
| |
| − | | |
| − | فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ: پس واى و ويل براى ايشان است از آنچه
| |
| − | | |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج1، ص: 184
| |
| − | | |
| − | نوشته دستهاى ايشان، يعنى كلام محرّف. وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ: و واى برايشان از آنچه كسب مىكنند، يعنى رشوه و مال حرام را. و اين جماعت عالما و عامدا اوصاف حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تغيير دادند و بعد از بعثت پيغمبر، جماعتى شناختند كه اين همان پيغمبر موعود و موصوف در تورات است. نزد رؤسا و احبار آمدند، واقعه را گفتند. آنها كتابهاى محرّف را آوردند، نشان دادند و آنها را گمراه نمودند.
| |
| − | | |
| − | عياشى از ابى بصير روايت نموده كه فرمود حضرت صادق عليه السلام:
| |
| − | | |
| − | بيرون آمد عبد اللّه پسر عمرو عاص از نزد عثمان، پس ملاقات نمود حضرت امير المؤمنين عليه السلام را. عرض كرد: بيدارى كشيديم شب را در امرى، اميدواريم خدا ثابت بدارد اين امت را. پس حضرت فرمود: هرگز براى من پنهان نباشد آنچه را كه بيدارى كشيديد در آن، تحريف كرديد و تغيير داديد و تبديل نموديد نهصد حرف را. سيصد تا را تحريف و سيصد تا را تغيير و سيصد تا را تبديل نموديد. پس واى و ويل مر كسانى را كه مىنويسند نوشته را به دستهاى خود و گويند از جانب خدا است، براى آنكه بدل كنند به آن كلام محرّف قيمت كمى را، پس واى بر آنچه نوشتند و واى بر آنچه كسب كردند «1».
| |
| − | | |
| − | تنبيه: آيه شريفه عام است نسبت به هر عصرى و هر جماعتى كه تغيير و تبديل دهند كتاب آسمانى و احكام الهى را، يا افترا و دروغ بندند بر خدا.
| |
| − | | |
| − | بنابراين پس از خاتميت حضرت پيغمبر اسلام، ديگر پيغمبرى مبعوث نخواهد شد تا انقراض عالم. و بعد از نزول قرآن ديگر كتابى از آسمان نازل نخواهد شد. پس واى بر كسانى كه معتقد شوند پيغمبرى بعد از حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كتابى بعد از قرآن مجيد آمده و نسبت دهند آن را به خداى تعالى.
| |
| − | | |
| − | «1» تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 119، حديث دوّم.
| |
| − | | |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج1، ص: 185
| |
| − | | |
| − | | |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (79)
| |
| − | | |
| − | ترجمه
| |
| − | | |
| − | پس واى بحال آنانكه مينويسند كتاب را بدستهاشان پس ميگويند اين از نزد خدا است تا بگيرند بعوض آن بهاى اندكى را پس واى بآنها از آنچه نوشت دستهاشان و واى بآنها از آنچه كسب ميكنند..
| |
| − | | |
| − | تفسير
| |
| − | | |
| − | ويل عذاب شديدى است در بدترين دركات جهنم و از پيغمبر (ص) روايت شده كه نام وادىئيست در جهنم كه مهيا شده است از براى آنانكه مينويسند كتاب را و تغيير ميدهند احكام تورية را در آن و نسبت بخدا ميدهند و اين براى آنستكه آنها صفت پيغمبر را بدلخواه خودشان مينويشتند با آنكه برخلاف صفت او بود و ميگفتند بمردمان ضعيف العقل اين صفت پيغمبر مبعوث در آخر الزمان است كه بلند قد است و بدن
| |
| − | | |
| − | جلد 1 صفحه 118
| |
| − | | |
| − | و شكمش بزرگ است و رنگ مويش مايل بسرخى است و محمد برخلاف اين است و او ميآيد بعد از پانصد سال تا باقى بماند بر آن ضعفاء العقول رياست آنها و ادامه پيدا كند استفادات آنها از آنمردم و بازدارند خود را از زحمت اطاعت پيغمبر (ص) پس ويل براى آنها است يعنى عذاب شديد اولا از تحريف كتاب و ثانيا از آنچه كسب ميكنند از اموالى كه ميگيرند آنرا در وقتى كه ثابت داشتند عوام خودشان را بر كفر نعوذ باللّه از حب مال و جاه.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | فَوَيلٌ لِلَّذِينَ يَكتُبُونَ الكِتابَ بِأَيدِيهِم ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِن عِندِ اللّهِ لِيَشتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيلٌ لَهُم مِمّا كَتَبَت أَيدِيهِم وَ وَيلٌ لَهُم مِمّا يَكسِبُونَ (79)
| |
| − | | |
| − | پس واي بر كساني که بدستهاي خود كتاب را مينويسند و ميگويند اينکه كتاب از طرف خدا است براي اينكه ببهاي كمي بفروشند پس واي بر اينان از جهت آنچه بدستهاي خود مينويسند و واي بر اينان از جهت آنچه بدست ميآورند.
| |
| − | | |
| − | «ويل» دو معني دارد: يكي وصفي که در فارسي از آن به واي و بدا بحال او تعبير ميشود و اينکه معني شامل جميع انحاء عذاب دنيوي و اخروي بهمه مراتب آن ميشود بنحوي که هيچ خير و خوبي در آن نباشد.
| |
| − | | |
| − | و ديگر اسمي که نامي از وادي جهنم است چنانچه در مجمع البيان از حضرت رسول صلّي اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود «
| |
| − | | |
| − | ويل وادي است در جهنم که چون كافران را در آن افكنند چهل سال ميروند و هنوز بقعر آن نرسيده باشند
| |
| − | | |
| − | »
| |
| − | | |
| − | جلد 2 - صفحه 73
| |
| − | | |
| − | و در مجمع البحرين است که «هو واد في جهنّم لو ارسلت اليه (فيه) الجبال لماعت»«1».
| |
| − | | |
| − | چنانچه طوبي هم دو معني دارد يكي وصفي که بمعني خوشا بحال اوست که جميع خيرات دنيوي و اخروي را شامل ميشود.
| |
| − | | |
| − | و ديگر اسمي که نام درختي است در بهشت که اصل آن در خانه امير المؤمنين عليه السّلام و شاخههاي آن در قصرهاي بهشت آويزان است و شرح آن بيايد الكتاب مصدر بمعني اسم مفعول يعني مكتوب است و الف و لام آن عهد است و اشاره بكتب منسوبه بوحي است بقرينه يَقُولُونَ هذا مِن عِندِ اللّهِ و مقيد نمودن يَكتُبُونَ را بِأَيدِيهِم با اينكه كتابت و نوشتن جز بدست نيست براي اشعار باينست که اينکه كار را بدست خود و از پيش خود مينمودند و سپس نسبت آن را بخدا ميدادند، و از اينکه جمله استفاده ميشود که كتب منسوبه بوحي که نزد يهود و نصاري بنام كتب عهد قديم و جديد متداول است بالاخص تورية و زبور و انجيل ساخته و پرداخته يهود و نصاري است و مربوط بانبياء عظام مثل موسي و داود و عيسي (ع) نيست چنانچه قبلا متذكر شديم و در كلم الطيب اينکه مطلب را اثبات نمودهايم و چنانچه از متون اينکه كتب استفاده ميشود تورات رايج مكتوب يك كافر قصي القلب متمايل بشرك و بت پرستي و انجيل مكتوب يك فاسق شهوت پرست بيعلاقه بدين است و اينکه كلام با حديث مروي از حضرت باقر عليه السّلام که فرمود «
| |
| − | | |
| − | عمدوا الي التورية و حرفوا صفة النبي ليواقعوا الشك بذلك للمستضعفين من اليهود
| |
| − | | |
| − | » منافات ندارد زيرا آن تحريف يكي از مصاديق تحريفات آنهاست.
| |
| − | | |
| − | و مراد از اشتراء بثمن قليل، استفادههاي علماء آنها است از عوامشان از
| |
| − | | |
| − | «1» ماعت بمعني ذابت «گداخته شود»
| |
| − | | |
| − | جلد 2 - صفحه 74
| |
| − | | |
| − | زخارف دنيوي و رياست و مقام و نحو اينها و تعبير بقليل از جهت اينست که تمام متاع و زخارف دنيوي را خدا قليل شمرده است قُل مَتاعُ الدُّنيا قَلِيلٌ«1» و مراد از «يكسبون» ممكن است امرار معاششان از اينکه عمل حرام باشد يعني بد راهي براي معاش خود بدست آوردهاند و ممكن است مراد گناهان و اضلال و كفري باشد که براي خود بواسطه اينکه عمل تحصيل كردهاند.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − | | |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | (آیه 79)- دستهای دیگر دانشمندان آنها بودند که حقایق را به سود خود تحریف میکردند چنانکه قرآن میگوید: «وای بر آنها که مطالب خود را به دست خود مینویسند، و بعد میگویند اینها از سوی خداست» (فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ).
| |
| − | | |
| − | ج1، ص92
| |
| − | | |
| − | «و هدفشان این است که با این کار، بهای کمی به دست آورند» (لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا). «وای بر آنها از آنچه با دست خود مینویسند» (فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ).
| |
| − | | |
| − | «و وای بر آنها از آنچه با این خیانتها به دست میآورند» (وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ).
| |
| − | | |
| − | از جملههای اخیر این آیه بخوبی استفاده میشود که آنها هم وسیله نامقدسی داشتند، و هم نتیجه نادرستی میگرفتند.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | | |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| | | | |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| | | | |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=2 |آیه=79}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| − | ==روایات مرتبط با تفسیر آیه==
| |
| − | ۱۶ - «و قیل کتابتهم بأیدیهم انهم عمدوا إلى التوراة و حرفوا صفة النبى (ص) لیوقعوا الشک بذلک للمستضعفین من الیهود و هو المروى عن ابى جعفر(ع) ...;<ref>مجمع البیان، ج ۱; ص ۲۹۲; نورالثقلین، ج ۱- ، ص ۹۳، ح ۲۵۶.</ref> از امام باقر(ع) روایت شده که: «علماى یهود به سراغ تورات رفتند و اوصاف حضرت محمّد(ص) را در آن تغییر دادند تا به این وسیله در دل مستضعفان فکرى یهود، شک ایجاد کنند».
| |
| | | | |
| − | ۱۷ - از رسول خدا(ص) درباره «فویل لهم مما کتبت أیدیهم» روایت شده که فرموده اند: «الویل جبل فى النار و هو الذى انزل فى الیهود لانهم حرفوا التوراة زادوا فیها ما احبوا و محوا منها ما یکرهون و محوا إسم محمّد(ص) من التوراة;<ref>الدر المنثور، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref> «ویل کوهى است در جهنم که [در آیات قرآن] در مورد یهود نازل گشته است; زیرا آنان تورات را با افزودن آنچه دوست داشتند و از بین بردن آنچه ناخوشایند داشتند، تحریف کردند و نام حضرت محمّد(ص) را از تورات محو نمودند».
| |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |
| | <div style="font-size:smaller"><references/></div> | | <div style="font-size:smaller"><references/></div> |