ظهیر الدین همدانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نیازمند ویرایش فنی}}
+
'''«سید ابراهیم قاضی‌زاده همدانی»''' ملقّب به «ظهیرالدین» (م، ۱۰۲۶ ق)، حکیم، فیلسوف، متکلم، محدث و ادیب بزرگ [[شیعه]] در زمان شاه عباس صفوی و از شاگردان [[شیخ بهایی|شیخ بهائى]] است. ظهیرالدین همدانی جامع علوم عقلی و نقلی بود و در [[اصول فقه]] و [[تفسیر]] و [[حدیث]] و [[حکمت]] و [[فلسفه]] و [[منطق]] و [[علم کلام|کلام]] مهارت داشت و آثار متعددی به‌ویژه در حکمت و فلسفه نگاشت.
ابراهیم بن حسین ملقب به ظهیرالدین همدانی(م 1026 ق)، حكیم متأله، ادیب و جامع فنون مختلف در زمان شاه عباس صفوی بوده است.
+
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = ظهیرالدین سید ابراهیم قاضی‌زاده همدانی
 +
||تصویر=
 +
||زادروز =
 +
|زادگاه = همدان
 +
|وفات =  ۱۰۲۶ قمری
 +
|مدفن = همدان
 +
|اساتید =  میر فخرالدین سماکى، میرزا مخدوم اصفهانى، [[شیخ بهایی|شیخ بهائى]]، محمد بن احمد بن نعمت‌الله عاملى،...
 +
|شاگردان = مراد بن‌ علیخان‌ تفرشی‌، [[سید مصطفی تفرشی|میر مصطفی‌ تفرشی]]، [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقى مجلسى]]، جسمی‌ همدانی، ملا زکی‌ همدانی‌، ملا عبدالباقی‌ شکوهی‌ همدانی،...
 +
|آثار = رساله‌ اثبات الواجب، حاشیه بر اثبات الواجب القدیم، حاشیه بر [[شفا (کتاب)|الهیات شفا]]، انموذجة ابراهیمیة، حاشیه بر شرح اشارات،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
  
==زندگی نامه==
+
از سال ولادت سید ابراهیم بن حسین همدانی اطلاعی در دست نیست. پدرش میرزا قوام‌ الدین حسین در عهد شاه طهماسب در همدان عهده‌‌دار منصب [[قضاوت]] و متصدى امور [[شرع]] بود؛ بدین جهت میرزا ابراهیم به قاضی‌زاده نیز مشهور است.
  
از سال ولادت او اطلاعی در دست نیست. پدرش میرزا قوام‌ الدین حسین در عهد شاه طهماسب در همدان عهده‌‌دار منصب قضاوت و متصدى امور شرع بود، بدین جهت میرزا ابراهیم به قاضی‌زاده نیز مشهور است. وى به همراه پدرش مدتى در قزوین بود لذا توانست در محضر میر فخرالدین سماكى تلمذ كند و علوم عقلى را فرا گیرد.
+
ابراهیم‌ همدانی‌ سفرهایی‌ به‌ گیلان، [[مکه]] ‌و گرجستان ‌داشته‌ است‌. وى به همراه پدرش مدتى در قزوین بود، لذا توانست در محضر میر فخرالدین سماکى استرابادی‌ تلمّذ کند و علوم عقلى را فرا گیرد و سمّاکی‌ اجازه‌ای‌ برای‌ او نوشت‌ و در آن‌ وی‌ را ستود. چون به همراه پدر به [[اصفهان]] رفت، شاگرد میرزا مخدوم اصفهانى شد.  
  
چون به همراه پدر به [[اصفهان]] رفت، شاگرد میرزا مخدوم اصفهانى شد. وى تحصیلات را در[[ فقه]] و [[ادب]] و [[حكمت]] و [[كلام]] و[[ بلاغت]] ادامه داد تا سرآمد شد.
+
همدانى تحصیلات خود را در [[فقه]] و ادب و [[حکمت]] و [[کلام]] و [[بلاغت]] ادامه داد. او [[حدیث]] را از [[شیخ بهایی|شیخ بهائى]] فراگرفت و از او [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت دریافت کرد. در سفرى که سال ۱۰۰۸ ق‌. به [[مکه]] داشت، با شیخ محمد بن احمد بن نعمت‌الله خاتون عاملى ملاقات کرد و از او نیز اجازه‌ نقل روایت دریافت کرد.  
  
مراتب علمى او با زهد و تقوى توأم بود. حدیث را از شیخ بهائى فراگرفت و از او اجازه‌ى روایت دریافت كرد.  در سفرى كه به مكه داشت، با شیخ محمد بن احمد بن نعمت‌الله عاملى ملاقات كرد و از او نیز اجازه‌ى روایت دریافت كرد. او بعد از وفات پدر، قاضى همدان شد، لیكن اكثر اوقات خود را در درس و مطالعه و مباحثه می‌گذراند.  
+
ظهیرالدین بعد از وفات پدر، قاضى همدان شد، لیکن به‌ گفته اسکندر منشی‌، «خود کمتر متحمل‌ امر قضا می‌شد و مرافعات‌ به‌ دست‌ نایبانش‌ قطع‌ و فصل‌ می‌شد و میرزا اوقات‌ خود را صرف‌ مطالعه و مباحثه ‌می‌کرد و جمعی‌ کثیر از حوزه درس‌ او مستفیض‌ می‌شدند».  
 +
 
 +
ابراهیم‌ همدانی‌ بعد از جلوس‌ شاه‌ عباس‌ اول‌، نزد او تقرب‌ یافت‌ و بارها به‌ اردوی‌ پادشاه‌ رفته‌، در پیشگاه‌ او معزّز و محترم‌ بوده‌ است‌.  
 +
   
 +
ابراهیم ظهیرالدین همدانی در اواخر عمر با اردوی‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ به‌ گرجستان ‌رفت‌ و پس‌ از چندی‌ رخصت‌ مراجعت‌ یافت‌ و روانه همدان ‌گردید؛ امّا در بین‌ راه‌، به سال ۱۰۲۵ یا ۱۰۲۶ قمری وفات نمود و ظاهرا در همدان مدفون شد.  
  
 
==جایگاه علمی==
 
==جایگاه علمی==
  
همدانی جامع علوم عقلی و نقلی بود در اصول فقه و تفسير و حديث حکمت و فلسفه منطق و کلام مهارت داشت. [[شیخ بهایى]] او را بر میرداماد ترجیح مى‌‌داد و مكاتباتى بین آن دو جریان داشت. صاحب تراجم علما می نويسد روزی عباس صفوی به ملاقات شيخ بهائی آمد در اطاق شيخ کتب متعددی به چشم می خورد سؤال کرد آيا از علما کسی هست که به مندرجات تمام اين کتابها با خبر باشد شيخ فرمود خير اگر هم کسی باشد او ميرزا ابراهيم همدانی است.
+
ظهیرالدین ابراهیم‌ همدانی جامع علوم عقلی و نقلی بود و در [[اصول فقه]] و [[تفسیر]] و [[حدیث]] و [[حکمت]] و [[فلسفه]] و [[منطق]] و [[علم کلام|کلام]] مهارت داشت؛ چنانکه‌ نظریاتش‌ نزد معاصران‌ با اعتبار تلقی‌ می‌شد و با القابی‌ چون‌ عقل‌ حادی‌ عشر، استادالبشر، سلطان‌ العلما، سید حکمای‌ متکلم‌، علامه زمان‌، ملجأ فقرا و مساکین‌، افلاطون‌ و ابوعلی‌ عصر، وی‌ را ستوده‌اند.
  
==شاگردان==
+
[[شیخ بهایى]] او را بر [[میرداماد|میرداماد]] ترجیح مى‌‌داد و مکاتباتى بین آن دو جریان داشت. صاحب «تراجم علما» می نویسد: روزی شاه عباس صفوی به ملاقات شیخ بهائی آمد؛ در اطاق شیخ کتب متعددی به چشم می خورد، سؤال کرد آیا از علما کسی هست که به مندرجات تمام این کتابها با خبر باشد؟ شیخ فرمود خیر؛ اگر هم کسی باشد، او میرزا ابراهیم همدانی است.
  
ظهیر همدانى از دانشمندان بزرگ عصر خود بود و جمع كثیرى از علماى زمان از محضر وى استفاده كردند. از شاگردان‌ و تربیت‌ یافتگان‌ حوزه درس‌ وی‌، این‌ افراد را نام‌ برده‌اند:
+
شیخ‌ محمد بن‌ خاتون‌ عاملی او را جامع‌ علوم‌ و سید سند می‌داند. و شیخ‌ بهایی‌ در نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ ابراهیم‌ او را آگاه‌ از رموز اسرار [[عرفان|عرفانی‌]] می‌داند. [[میرزا عبدالله افندی]] به‌ مهارت‌ ابراهیم‌ همدانی‌ در علوم‌ عقلی‌ اشاره‌ کرده است‌. همچنین وی‌ را به‌ [[زهد]]، [[تقوا|تقوى]]، عفاف ‌و صلح ‌ستوده‌اند.
  
۱- عبدالغنی‌ تفرشی
+
==شاگردان==
  
۲-مرادبن‌ علیخان‌ تفرشی‌ نویسنده کتاب‌ تعلیقة السجادیة که‌ شرحی‌ بر من‌ لایحضره‌ الفقیه ‌ است‌.
+
ظهیرالدین همدانى از دانشمندان بزرگ عصر خود بود و جمع کثیرى از علماى زمان از محضر وى استفاده کرده و جمعی دیگر از وى [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه روایت]] داشته اند. برخی از شاگردان‌ و تربیت‌ یافتگان‌ حوزه درس‌ وی‌، این‌ افراد را نام‌ برده‌اند:
  
۳-میر مصطفی‌ تفرشی ‌ مؤلف‌ نقد الرجال ‌ که‌ از ابراهیم‌ با تعبیر «استادی‌ و استاد البشر» یاد کرده‌ است.
+
* مراد بن‌ علیخان‌ تفرشی‌، نویسنده کتاب‌ «تعلیقة السجادیة» که‌ شرحی‌ بر «[[من لایحضره الفقیه (کتاب)|من‌ لایحضره‌ الفقیه]]» است‌.
  
۴- جسمی‌ همدانی‌ ، از ایرانیهای‌ مهاجر به‌ هند که‌ اکثر اوقات‌ به‌ شاگردی‌ و مصاحبت‌ ابراهیم‌ سرافراز بود.
+
* [[سید مصطفی تفرشی|میر مصطفی‌ تفرشی]]، مؤلف‌ «[[نقد الرجال (کتاب)|نقد الرجال]]» که‌ از ابراهیم‌ همدانی با تعبیر «استادی‌» و «استاد البشر» یاد کرده‌ است.
 +
* [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقى مجلسى]] (مجلسی اول)
  
۵- ملازکی‌ همدانی‌ ، غزل‌سرایی‌ که‌ تخلّصش‌ با نامش‌ یکی‌ است‌ .
+
* جسمی‌ همدانی، از ایرانیان مهاجر به‌ هند که‌ اکثر اوقات‌ به‌ شاگردی‌ و مصاحبت‌ ابراهیم‌ همدانى سرافراز بود.
  
۶- ملاعبدالباقی‌ شکوهی‌ همدانی‌ ، شاعر و خوشنویس‌ معاصر شاه‌ عباس‌.
+
* ملا زکی‌ همدانی‌، [[غزل]] ‌سرایی‌ که‌ [[تخلص|تخلّص]] او‌ با نامش‌ یکی‌ است‌.
  
7-علامه ملا محمد تقى مجلسى (مجلسی اول)، و جمعی دیگر از وى اجازه‌‌ى روایت داشته اند.
+
* ملا عبدالباقی‌ شکوهی‌ همدانی، شاعر و خوشنویس‌ معاصر شاه‌ عباس‌ صفوی
  
==تالیفات==
+
* عبدالغنی‌ تفرشی.
  
ظهیر الدین همدانی تألیفات و تصنیفات بسیار دارد كه از آن جمله است :
+
==آثار و تألیفات==
*رساله‌ى «اثبات الواجب».
 
*حاشیه بر «اثبات الواجب» جلال ‌الدین دوانى.
 
*حاشیه بر «الهیات شفا».
 
*«انموذجه الابراهیمیه»، تلعیقات بر دو كتاب «شفا» و «نجاه» ابن‌ سینا.
 
*حاشیه بر «شرح اشارات» خواجه نصیر.
 
*حاشیه بر «شرح جدید تجرید»؛ حاشیه بر «كشاف».
 
  
==اشعار==
+
ظهیرالدین همدانی تألیفات و تصنیفات بسیاری دارد که از آن جمله است:
  
ابراهیم‌ همدانی‌ شعر نیز می‌سرود. نمونه‌ای‌ از اشعار فارسی‌ او را می‌توان‌ در جُنگ‌ متعلق‌ به‌ جنابذی ‌، ملاحظه‌ کرد.  
+
*رساله‌ى «اثبات الواجب».
 +
*[[حاشیه]] بر «اثبات الواجب القدیم» اثر [[جلال الدین محمد دوانی]].
 +
*حاشیه بر «[[شفا (کتاب)|الهیات شفا]]» اثر [[ابن سینا]].
 +
*انموذجة ابراهیمیة، تلعیقات بر دو کتاب «[[شفا (کتاب)|شفا]]» و «نجاة» از ابن‌ سینا.
 +
*حاشیه بر «شرح اشارات» اثر [[خواجه نصیرالدین طوسی]].
 +
*حاشیه بر «شرح جدید تجرید».
 +
*حاشیه بر «کشاف».
 +
*رسائل‌ الکلامیه.
 +
*رسالة فی‌ توجیه‌ کلام‌ الشیخ‌ فی‌ «ان‌ّ الواحدَ لایصدرُ عنه‌ الاّ الواحد»، رساله‌ای‌ است‌ در توجیه‌ و تفسیر کلام‌ ابن‌ سینا در پاسخ‌ به‌ بهمنیار، در باب‌ قاعده مذکور.
  
==وفات==
+
نامه‌هایی‌ نیز از ابراهیم‌ همدانی‌ در دست‌ است‌، از جمله‌ نامه خطاب‌ به‌ [[شیخ بهایی]]. او [[شعر]] نیز می‌سرود؛ نمونه‌ای‌ از اشعار فارسی‌ او را می‌توان‌ در جُنگ‌ متعلق‌ به‌ جنابذی‌، ملاحظه‌ کرد.
  
ظهیر الدین همدانی به سال 1026 وفات نموده و ظاهرا در همدان مدفون است.
+
==منابع==
  
== منابع ==
+
*[http://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/1248، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۲، مدخل "ابراهیم همدانی" از ناصر شعار]، بازیابی: ۱۹ مهر ۱۳۹۳.
*سيد ابراهيم حسينی همدانی، پایگاه شعائر
+
*[[اثر آفرینان]]، جلد چهارم، "ظهیر همدانی، میرزا سید ابراهیم".
*اثر آفرینان، جلد چهارم، "ظهیر همدانی، میرزا سید ابراهیم"
+
*"سید ابراهیم حسینی همدانی"، پایگاه شعائر.
*[http://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/1248، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد مدخل "ابراهیم همدانی" از ناصر شعار]، بازیابی: 19 مهر 1393
+
*لغتنامه دهخدا، مدخل "ابراهیم بن حسین"، در دسترس در [http://api.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85+%D8%A8%D9%86+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86 واژه یاب]، بازیابی: ۱۹ مهر ۱۳۹۳.
* لغت نامه دهخدا، واژه "ابراهیم بن حسین"، در دسترس در [http://api.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85+%D8%A8%D9%86+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86 واژه یاب]، بازیابی: 19 مهر 1393
 
  
[[رده:علمای قرن یازدهم]]
+
[[رده:علمای قرن یازدهم]][[رده:علماء شیعه]]
 
[[رده:فیلسوفان]]
 
[[رده:فیلسوفان]]
[[رده:متکلمان]]
+
[[رده:متکلمان]][[رده:محدثان]]
 
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن یازدهم]]
 
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن یازدهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۵۷

«سید ابراهیم قاضی‌زاده همدانی» ملقّب به «ظهیرالدین» (م، ۱۰۲۶ ق)، حکیم، فیلسوف، متکلم، محدث و ادیب بزرگ شیعه در زمان شاه عباس صفوی و از شاگردان شیخ بهائى است. ظهیرالدین همدانی جامع علوم عقلی و نقلی بود و در اصول فقه و تفسیر و حدیث و حکمت و فلسفه و منطق و کلام مهارت داشت و آثار متعددی به‌ویژه در حکمت و فلسفه نگاشت.

نام کامل ظهیرالدین سید ابراهیم قاضی‌زاده همدانی
زادگاه همدان
وفات ۱۰۲۶ قمری
مدفن همدان

Line.png

اساتید

میر فخرالدین سماکى، میرزا مخدوم اصفهانى، شیخ بهائى، محمد بن احمد بن نعمت‌الله عاملى،...

شاگردان

مراد بن‌ علیخان‌ تفرشی‌، میر مصطفی‌ تفرشی، ملا محمدتقى مجلسى، جسمی‌ همدانی، ملا زکی‌ همدانی‌، ملا عبدالباقی‌ شکوهی‌ همدانی،...

آثار

رساله‌ اثبات الواجب، حاشیه بر اثبات الواجب القدیم، حاشیه بر الهیات شفا، انموذجة ابراهیمیة، حاشیه بر شرح اشارات،...

زندگی‌نامه

از سال ولادت سید ابراهیم بن حسین همدانی اطلاعی در دست نیست. پدرش میرزا قوام‌ الدین حسین در عهد شاه طهماسب در همدان عهده‌‌دار منصب قضاوت و متصدى امور شرع بود؛ بدین جهت میرزا ابراهیم به قاضی‌زاده نیز مشهور است.

ابراهیم‌ همدانی‌ سفرهایی‌ به‌ گیلان، مکه ‌و گرجستان ‌داشته‌ است‌. وى به همراه پدرش مدتى در قزوین بود، لذا توانست در محضر میر فخرالدین سماکى استرابادی‌ تلمّذ کند و علوم عقلى را فرا گیرد و سمّاکی‌ اجازه‌ای‌ برای‌ او نوشت‌ و در آن‌ وی‌ را ستود. چون به همراه پدر به اصفهان رفت، شاگرد میرزا مخدوم اصفهانى شد.

همدانى تحصیلات خود را در فقه و ادب و حکمت و کلام و بلاغت ادامه داد. او حدیث را از شیخ بهائى فراگرفت و از او اجازه روایت دریافت کرد. در سفرى که سال ۱۰۰۸ ق‌. به مکه داشت، با شیخ محمد بن احمد بن نعمت‌الله خاتون عاملى ملاقات کرد و از او نیز اجازه‌ نقل روایت دریافت کرد.

ظهیرالدین بعد از وفات پدر، قاضى همدان شد، لیکن به‌ گفته اسکندر منشی‌، «خود کمتر متحمل‌ امر قضا می‌شد و مرافعات‌ به‌ دست‌ نایبانش‌ قطع‌ و فصل‌ می‌شد و میرزا اوقات‌ خود را صرف‌ مطالعه و مباحثه ‌می‌کرد و جمعی‌ کثیر از حوزه درس‌ او مستفیض‌ می‌شدند».

ابراهیم‌ همدانی‌ بعد از جلوس‌ شاه‌ عباس‌ اول‌، نزد او تقرب‌ یافت‌ و بارها به‌ اردوی‌ پادشاه‌ رفته‌، در پیشگاه‌ او معزّز و محترم‌ بوده‌ است‌.

ابراهیم ظهیرالدین همدانی در اواخر عمر با اردوی‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ به‌ گرجستان ‌رفت‌ و پس‌ از چندی‌ رخصت‌ مراجعت‌ یافت‌ و روانه همدان ‌گردید؛ امّا در بین‌ راه‌، به سال ۱۰۲۵ یا ۱۰۲۶ قمری وفات نمود و ظاهرا در همدان مدفون شد.

جایگاه علمی

ظهیرالدین ابراهیم‌ همدانی جامع علوم عقلی و نقلی بود و در اصول فقه و تفسیر و حدیث و حکمت و فلسفه و منطق و کلام مهارت داشت؛ چنانکه‌ نظریاتش‌ نزد معاصران‌ با اعتبار تلقی‌ می‌شد و با القابی‌ چون‌ عقل‌ حادی‌ عشر، استادالبشر، سلطان‌ العلما، سید حکمای‌ متکلم‌، علامه زمان‌، ملجأ فقرا و مساکین‌، افلاطون‌ و ابوعلی‌ عصر، وی‌ را ستوده‌اند.

شیخ بهایى او را بر میرداماد ترجیح مى‌‌داد و مکاتباتى بین آن دو جریان داشت. صاحب «تراجم علما» می نویسد: روزی شاه عباس صفوی به ملاقات شیخ بهائی آمد؛ در اطاق شیخ کتب متعددی به چشم می خورد، سؤال کرد آیا از علما کسی هست که به مندرجات تمام این کتابها با خبر باشد؟ شیخ فرمود خیر؛ اگر هم کسی باشد، او میرزا ابراهیم همدانی است.

شیخ‌ محمد بن‌ خاتون‌ عاملی او را جامع‌ علوم‌ و سید سند می‌داند. و شیخ‌ بهایی‌ در نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ ابراهیم‌ او را آگاه‌ از رموز اسرار عرفانی‌ می‌داند. میرزا عبدالله افندی به‌ مهارت‌ ابراهیم‌ همدانی‌ در علوم‌ عقلی‌ اشاره‌ کرده است‌. همچنین وی‌ را به‌ زهد، تقوى، عفاف ‌و صلح ‌ستوده‌اند.

شاگردان

ظهیرالدین همدانى از دانشمندان بزرگ عصر خود بود و جمع کثیرى از علماى زمان از محضر وى استفاده کرده و جمعی دیگر از وى اجازه روایت داشته اند. برخی از شاگردان‌ و تربیت‌ یافتگان‌ حوزه درس‌ وی‌، این‌ افراد را نام‌ برده‌اند:

  • جسمی‌ همدانی، از ایرانیان مهاجر به‌ هند که‌ اکثر اوقات‌ به‌ شاگردی‌ و مصاحبت‌ ابراهیم‌ همدانى سرافراز بود.
  • ملا زکی‌ همدانی‌، غزل ‌سرایی‌ که‌ تخلّص او‌ با نامش‌ یکی‌ است‌.
  • ملا عبدالباقی‌ شکوهی‌ همدانی، شاعر و خوشنویس‌ معاصر شاه‌ عباس‌ صفوی
  • عبدالغنی‌ تفرشی.

آثار و تألیفات

ظهیرالدین همدانی تألیفات و تصنیفات بسیاری دارد که از آن جمله است:

  • رساله‌ى «اثبات الواجب».
  • حاشیه بر «اثبات الواجب القدیم» اثر جلال الدین محمد دوانی.
  • حاشیه بر «الهیات شفا» اثر ابن سینا.
  • انموذجة ابراهیمیة، تلعیقات بر دو کتاب «شفا» و «نجاة» از ابن‌ سینا.
  • حاشیه بر «شرح اشارات» اثر خواجه نصیرالدین طوسی.
  • حاشیه بر «شرح جدید تجرید».
  • حاشیه بر «کشاف».
  • رسائل‌ الکلامیه.
  • رسالة فی‌ توجیه‌ کلام‌ الشیخ‌ فی‌ «ان‌ّ الواحدَ لایصدرُ عنه‌ الاّ الواحد»، رساله‌ای‌ است‌ در توجیه‌ و تفسیر کلام‌ ابن‌ سینا در پاسخ‌ به‌ بهمنیار، در باب‌ قاعده مذکور.

نامه‌هایی‌ نیز از ابراهیم‌ همدانی‌ در دست‌ است‌، از جمله‌ نامه خطاب‌ به‌ شیخ بهایی. او شعر نیز می‌سرود؛ نمونه‌ای‌ از اشعار فارسی‌ او را می‌توان‌ در جُنگ‌ متعلق‌ به‌ جنابذی‌، ملاحظه‌ کرد.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه