قائم(خلیفه عباسی)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بیست و ششمین خلیفه ی عباسی، فرزند قادر ملقب به القائم بأمراﷲ است که در ذی القعده سال ۳۹۱ متولد شد. او مردی دانشمند و خوش صورت و نیکو سیرت و بااقتدار بود. قادر در سال ۴۱۴ ق پسرش را به جانشینی خود برگزید. قائم که به مدت ۹ سال به همراه پدر در خلافت شرکت داشت، در دادگری و انصاف کوشش فراوانی می‌کرد. وی مردی فاضل و دانشمند بود و اشعاری زیبا می‌سرود. مدت خلافت او چهل و چهار سال و دوازده روز بود (۴۲۲-۴۶۷ ق).

رویدادهای مهم در دوران خلافت قائم

  • رونق دولت عباسیان
  • انقراض دولت آل بویه: در زمان خلافت قائم در ۴۳۷ ق، «ملک رحیم» واپسین امیرالامرای آل بویه در بغداد به دست طغرل سلجوقی گرفتار و در دِژ تَبَرک زندانی شد و بدین ترتیب نفوذ امرای آل بویه در دربار خلافت به پایان رسید.
  • تأسیس دولت سلجوقی
  • شورش شافعیان
  • شورش حنبلیان
  • شورش مردم بغداد به گلایه از ستم و بیداد سپاهیان طغرل
  • شورش بساسیری

دربار قائم و سلجوقیان

مقارن ورود طغرل به بغداد، اختیار کارها در دربار قائم در دست نوکرانی از غلامان پیشین بهاءالدوله دیلمی، به نام ابوالحارث ارسلان بساسیری بود که سرکرده و فرمانده لشکریان ترک نیز بود و خلیفه در برابر او و یارانش، نیرو و توانی نداشت به ویژه از سال ۴۴۶ ق به بعد که پنهانی با مستنصر فاطمی علیه خلیفه سازش هایی در نهان کرده بود. از این رو، پایان بخشیدن به کار بساسیری و نفوذ وی در بغداد کار آسانی نبود.

طغرل به مدت ۱۳ ماه در بغداد ماند و به فرمان خلیفه قائم در روز جمعه، هشت روز مانده به آخر ماه مبارک رمضان سال ۴۴۷ ق/۱۰۵۵ م، در بغداد به نام خلیفه خطبه خواند.

خلیفه دختر داود، برادر طغرل و خواهر اَلپ اَرسلان را به همسری گرفت، به این ترتیب بین دو خاندان سلجوقی و عباسی پیوند خویشاوندی برقرار شد.

پایان خلافت قائم بامرالله

قائم در سال ۴۵۲ ق پسر خود عبدالله را با لقب المقتدی به جانشینی برگزید. او تا سال ۴۶۷ق زنده بود تا این که در سن ۷۶ سالگی چشم از جهان فروبست. ابوالفتح منصور شیرازی و ابونصر محمد موصعی از کسانی بودند که وزارت این خلیفه را بر عهده داشتند.

منابع

  • دانشنامه رشد.
  • لغتنامه دهخدا، ذیل مدخل قائم.
خلفای بنی عباس
سفاح (132-136) • منصور (136-158) • مهدى (158-169) • هادى (169-170) • هارون الرشید (170-193) • امین (193-198) • مأمون (198-218) • معتصم (218-227) • واثق (227-232) • متوکل (232-247) • منتصر (247-248) • مستعین (248-251) • معتز (251-255) • مهتدى (255-256) • معتمد (256-279) • معتضد (279-289) • مكتفى (289-295) • مقتدر (295-320) • قاهر (320-322) • راضی (322-329) • متقی (329-333) • مستكفى (333-334) • مطیع (334-363) • طایع (363-381) • قادر (381-422) • قائم (422-467) • مقتدی (467-487) • مستظهر (487-512) • مسترشد (512-529) • راشد (529-530) • مقتفى (530-555) • مستنجد (555-566) • مستضىء (566-575) • ناصر (575-622) • ظاهر (622-623) • مستنصر (623-640) • مستعصم (640-656)