شیخ محمود عراقی میثمی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ محمود عراقی میثمی (۱۳۰۸-۱۲۴۰ ق) از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۳-۱۴ هجری است. شیخ عراقی فقیهی اصولی و مجتهدی محدث و عالم به علم رجال بود. مرحوم عراقی سالها از محضر شیخ انصاری برخوردار گشت تا به مقام اجتهاد و استادی نائل شد. تألیفات او دلالت بر احاطه علمی و دانشهای فراوان او دارد؛ «قوامع» او در علم اصول و «لوامع» در علم فقه و «خزائن» در شرح قواعد است. وی همچنین کتاب «دار السلام» را در احوال امام زمان (علیه السلام) و کسانی که به محضر آن حضرت شرفیاب شده اند، نوشته است.

نام کامل شیخ محمود عراقی میثمی
زادروز ۱۲۴۰ قمری
زادگاه اراک
وفات ۱۳۰۸ قمری
مدفن نجف

Line.png

اساتید

شیخ انصاری، سید شفیع موسوی بروجردی، ملا اسدالله بروجردی، ...


آثار

جوامع الشتات، قوامع الفضول فی علم اصول، لوامع النکات، دار السلام،...

ولادت و خاندان

ملا محمود فرزند جعفر بن باقر اراکی، در سال ۱۲۴۰ قمری در روستای «رشان» اراک به دنیا آمد. نقل شده که پدرش، نزدیکی های ولادت او خواب می بیند که از آستین او ستاره ای طلوع کرد و در افق به گردش در آمد و سپس در مغرب استقرار یافت .

اینکه وی به «شیخ محمود میثمی» معروف می باشد، به این جهت است که از خاندانی است که نسب آن ها به میثم تمار از صحابه امیرمؤمنان علیه السلام می رسد.

تحصیلات و استادان

شیخ محمود تا هشت سالگی در همان روستای «رشان» بود و سپس همراه پدرش به «کرهرود» هجرت کرد. او تا پانزده سالگی در کرهرود مقدمات را می خواند و در سال ۱۲۵۵ ق به حوزه علمیه بروجرد رفت و معالم الاصول را نزد برخی از بزرگان آن حوزه خواند و سپس به درس حاج سید شفیع موسوی بروجردی - صاحب کتاب الروضة البهیة در رجال و تراجم و القواعد الشریفیة در اصول فقه که هر دو چاپ شده است - حاضر شد و مدت پنج سال یک دوره اصول را از ایشان استفاده کرد .

وی همچنین فقه را از درس مرحوم ملا اسدالله بروجردی - که از او به «شیخی و استادی العالم الاواه» تعبیر می کند - استفاده کند و در سال ۱۲۶۵ ق که بیست وپنج ساله بود هر دو استاد برایش اجازه اجتهاد نوشتند .

شیخ محمود سپس در سال ۱۲۷۱ ق (یا ۱۲۷۲ ق) با خانواده خود به نجف اشرف مشرف شد و از ابتدای ورود تا سال ۱۲۸۱ ق، یعنی مدت حدود ده سال، از درس استاد اعظم و شیخ الفقهاء - که از او به شیخنا الاکرم و استادنا الاعظم و ملاذنا الافخم نخبة ائمة الاصول و قدوة ارباب المعقول و المنقول مصطفی المرتضی و مرتضی المصطفی، الشیخ مرتضی التستری الحائری النجفی الانصاری مولدا و تحصیلا و موطنا و نسبا یاد کرده - بهره مند شد .

وی بعد از وفات شیخ انصاری رحمه الله در سال ۱۲۸۱ ق، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران آمد و پس از زیارت، به نجف مراجعت و تا حدود سال ۱۲۹۳ ق در نجف به تألیف کتاب هایی در فقه و اصول اشتغال داشت. سپس به ایران آمد و مدتی در همدان اقامت کرد. پس از آن به تهران آمد، اما به این قصد که پس از بر طرف شدن برخی از گرفتاری ها و مشکلات زندگیش، باز به نجف برگردد که توفیق نیافت و تا پایان عمر در تهران بود . منزل وی در تهران محله پامنار - نزدیک بازار - بود و در مسجد آقابهرام - که در همان پامنار بود - اقامه نماز جماعت می کرد .

آثار و تألیفات

۱. مشکاة النیرین:

این کتاب شامل چهل حدیث در مناقب و چهل حدیث در مصائب است. تاریخ تالیف آن ۱۲۷۹ ق می باشد.

در پایان دارالسلام گوید: «حقیر بعد از آن که اراده کردم که در مقام تصنیف و تالیف برآیم و افادات و تحقیقاتی که از مشایخ خود التقاط کرده و استفاده نموده به اضافه افکار بدیعه که به خاطر رسیده از برای تذکر خود و انتفاع برادران به قید تحریر در آورم، چنان که بزرگان گفته اند که «العلم صید و الکتابة قید» چنان دیدم که باید اول امر تحفه ای لایق، هدیه موالی خود که بزرگان دینند نمایم تا آن که به توجه و نظر و شفاعت ایشان موفق به این امر شوم، لهذا کتاب مشکاة النیرین را که در مناقب و مصائب معصومین علیهم السلام است تالیف کردم».

۲. جوامع الشتات:

مؤلف در اواخر کتاب دارالسلام گوید: «بعد از وفات شیخ انصاری آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری بزرگ جاری بود ایستاده ظرفی که در دست داشت به من داد و فرمود از این نهر آب بیاور . چون بر لب نهر رفتم آب، تمیز و صاف نبود، برگشتم به عرض رسانیدم . فرمودند: تدبیری کن و بیاور که دانستم مقصود صاف کردن آب است و از خواب بیدار شدم . خواب را برای برخی از علما نقل کردم، گفت مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده، زمانی نگذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فقهیه شیخ استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم . پس جمیع مسودات خود آن مرحوم را با تقریرات تلامذه ایشان از خود و غیر خود جمع آوری کرده با دقت تمام تنقیح نموده در اصول کتاب «جوامع» و در فقه کتاب «لوامع» را نوشتم و بعد از آن دیگر بار موفق شده در اصول کتاب «قوامع» و در فقه کتاب «خزائن» نوشته شد و تمام این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب به آوردن آب بود . اعلی الله قدره و رفع درجته و شکر سعیه و جزاه الله فضل جزاء المطیعین».

با این که نام این کتاب «جوامع الشتات فی ما برز من العلامة الانصاری من الافادات فی المباحث الاصولیة» است، ولی همان طور که در الذریعه فرموده: این کتاب شامل آن بخش هایی از مباحث اصول فقه است که به قلم خود شیخ انصاری نگاشته نشده، یعنی بحث های حجیت ظن و برائت و استصحاب و تعادل و تراجیح را ندارد و گویا این استثنا دنبال نام کتاب هم باشد .

۳. قوامع الفضول فی علم اصول:

این کتاب دوره کامل اصول فقه و به منزله تقریرات درس اصول شیخ انصاری است و این کتاب چون علاوه بر آن چه در فرائد الاصول (رسائل) شیخ انصاری و مطارح الانظار (تقریرات درس اصول شیخ انصاری به قلم میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی) آمده، بخش های دیگر اصول را هم دارد، مورد توجه و استفاده قرار گرفته و مؤلف به خاطر همین کتاب شهرتی پیدا کرده، تا جایی که او را بیش تر به عنوان «صاحب قوامع» می شناسند و معرفی می کنند .

این کتاب بعد از جوامع الشتات و لوامع النکات، تالیف شده و تاریخ پایان تالیف آن ۱۲۹۲ ق در نجف اشرف بوده است . تقریظ هایی حاکی از اهمیت این تالیف و مجتهد و محقق بودن مؤلف آن بر این کتاب نوشته شده است، از جمله:

سید مهدی قزوینی متوفای ۱۳۰۰ ق و صاحب کرامات و از شاگردان میرزای شیرازی رحمه الله در باره قوامع می نویسد: سرحت نظری فی هذا الکتاب فوجدته کعقد قد انفصم فتناثرت لآلیه ... کیف و قد صدر عن قریحة وقادة و فکرة نقادة و قوة ربانیة و ملکة قدسیة تشهد لصاحبه بالاقتدار علی رد الفروع الی الاصول و الاحاطة بالمعقول و المنقول وفقه الله لمراضیه و جعل مستقبله خیرا من ماضیه و بلغه ما یتمناه و ما الفضل الا من عندالله .

و میرزای بزرگ شیرازی متوفای ۱۳۱۲ ق می نویسد: چه قدر خوب است که نسخ این کتاب مستطاب بسیار شود که علما و طلاب از آن منتفع شوند و ان شاء الله بانی خواهند شد . حرره الاحقر محمدحسن الحسینی .

۴. لوامع النکات الجامع لجمیع ما برز من الشیخ الانصاری فی الفقه سوی ما کتبه فی الطهارة و المکاسب:

علامه تهرانی که نسخه خطی این کتاب را دیده و می فرماید: شرح شرایع است در چهار [یا شش] جلد، جلد اول صلاة و جلد دوم زکاة و خمس و صوم (تاریخ پایان تالیف جلد دوم ۱۲۸۸ق) است... .[۱]

این کتاب در شش جلد بزرگ نوشته شده و تاریخ پایان تالیف جلد ششم ۱۲۸۷ ق می باشد که نسخه حاضر جلد ششم است و مشتمل بر قسم چهارم از شرح شرایع است .

۵. خزائن الکلام فی شرح قواعد الاحکام:

بخش طهارت آن نوشته شده. علامه تهرانی می نویسد: «شرح کتاب طهارت تا وضو را در یک مجلد و شرح دماء ثلاثه را در مجلدی دیگر نزد نواده او - شیخ جمال الدین - در تهران دیدم .»

۶. میاه العیون:

در فقه و شرح منهاج الهدایه حاجی کلباسی است . علامه تهرانی گوید: نسخه اصل به خط مؤلف شامل مقداری از طهارت و بخشی از خیارات و بحث نقد و نسیه و شروط و متفرقاتی از ابواب معاملات و قضا و رهن را در نجف نزد آیة الله سید محمد حجت کوه کمری دیدم که مجموعا حدود ده هزار بیت بود . ظاهرا همین نسخه است که اکنون در کتابخانه آیة الله مرعشی قم است .[۲]

۷. کفایة الراشدین فی الرد علی جماعة من المبدعین:

حاج کریم خان کرمانی رئیس شیخیه در زمان خود کتابی به نام هدایة الطالبین دارد که خواسته است در آن ایرادهای یکی از علمای یزد بر طایفه شیخیه را پاسخ گوید . کفایة الراشدین ردی است بر هدایة الطالبین حاج کریم خان که در سال ۱۲۸۳ ق نگارش آن به پایان رسیده است و حدود ۱۵۰ صفحه وزیری است .

۸. مسند الاخبار:

مثنوی فارسی است در فضایل و مناقب گرفته شده از کتاب دیگرش مشکاة النیرین (عربی). این مثنوی تا حالات امام حسن علیه السلام را دارد و تاریخ پایان آن ۱۲۸۷ ق است .

۹. دارالسلام فی من فاز بسلام الامام علیه السلام:

تا چند سال قبل که هنوز در باره حضرت ولی عصر علیه السلام کتاب های فارسی متعدد نگاشته نشده بود از میان کتاب های فارسی سه کتاب بیش تر مورد توجه دانشمندان بود: ترجمه سیزدهم بحار و دارالسلام عراقی و نجم الثاقب از حاجی نوری.

دارالسلام پیش از نجم الثاقب تالیف شده و در سال ۱۳۰۱ ق تالیف و در ۱۳۰۳ ق چاپ سنگی و بار دیگر در ۱۳۷۴ ق چاپ حروفی شده است . درباره دارالسلام گفته شده: گویا ترجمه و مستدرکی است بر باب «من رای الحجة علیه السلام» از جلد سیزدهم بحارالانوار .

مؤلف در آغاز کتاب گوید: «چون طول غیبت و قصور و نقصان بصیرت کل مسلمین، بلکه مؤمنین اثنا عشری را که در ظاهر معتقد به امامت و وجود و غیبت آن بزرگوارند به طوری غافل نموده که گویا اعتقاد ندارند والا رعیت را لازم آن است که حاجات خود را به سلطان عصر عرضه کنند و مهمات خود را به او مرجوع دارند و از او یاری خواهند نه آن که اعتنا ندارند . لهذا این حقیر سر تا پا تقصیر بر خود واجب داشتم که مختصر کتابی که مشتمل بر امور متعلقه به آن جناب و ذکر کسانی که در بیداری یا آن که در خواب به شرف دریافت حضور آن بزرگوار فایز شرفیاب شده اند و ذکر بعض امور واقعه در عصر او - و غیر ذلک مما یناسبه - به زبان فارسی و بیان واضح نزدیک به فهم عموم که به ارشاد محتاج ترند نوشته تا آن که باعث تذکر غافلان و ارشاد گمراهان و روشنایی چشم زنده دلان و رغم انوف معاندان و کفاره وقوف در بلده تهران[۳] و سبب اصلاح امور این حیران سرگردان پریشان محترق به نار هجران گردد، ان شاءالله . و چون عمده مقصود در آن ذکر اشخاصی بود که فایز به لقای آن امام عالی مقام شده اند، مناسب آمد که موسوم باشد به "دارالسلام المشتمل علی ذکر من فاز بسلام الامام"...».

تعدادی از این داستان ها مربوط به خود مؤلف دارالسلام و حاکی از صدق و صفای روحی وی و این که خدمت امام زمان علیه السلام رسیده و نیز مورد عنایت اهل بیت علیهم السلام بوده است می باشد .

در نظر عالمان و بزرگان

  • علامه تهرانی در اعلام الشیعه می نویسد: شیخ و علامه اجل، فقیه اصولی، محقق مدقق ورع، تقی، آخوند ملا محمود بن جعفر بن باقر بن قاسم میثمی عراقی نجفی همدانی نزیل تهران، متوفای جمعه آخر جمادی الاولی ۱۳۰۸ ق، از اجلای شاگردان علامه انصاری است و مقدار زیادی از تقریرات فقه و اصول او را نوشته است ... چند سال پس از وفات شیخ انصاری به ایران مراجعت و در همدان ساکن شد . در آن زمان شیخیه بر همدان تسلط داشتند و از این رو نتوانست آن جا بماند و در سال حدود ۱۲۹۳ ق به تهران رفت و علما و طلاب آن جا اطراف او جمع شده به درس و بحث و اقامه جماعت و وعظ و قضاوت و سایر وظایف شرعی و نیز پاک نویس کردن مطالبی که قبلا نوشته بود مشغول شد و با این که در اواخر، چشمش ضعیف شده بود، اما تا پایان عمر به تدریس و وظایف دیگر خود ادامه داد.[۴]
  • محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در «المآثر و الآثار» می نویسد: از مجتهدین مسلم دارالخلافه (تهران) است . در مسجد مرحوم آغابهرام به امامت جماعت و ترویج احکام می پردازد . تقریرات درس شیخ الطائفه استاد الکل مرتضی الانصاری را فقها و اصولا بر وجه اشباع ضبط کرده و تدوین فرموده است . علمای عظام و فقهای فخام از این رهگذر به تالیفاتش محتاجند و در این سنوات کتابی به نام دارالسلام در احوال حضرت حجة الله القائم علیه السلام به فارسی تالیف کرد و مطبوع افتاد .[۵]
  • صاحب کتاب علمای معاصرین بعد از نقل عبارت کتاب المآثر و الآثار که نقل شد، می نویسد: چون صاحب مآثر و آثار در ترجمه این عالم خبیر و فاضل نحریر به اجمال کوشیده و از آثار جلیله و مآثر نفیسه او اسمی نبرده، لذا مناسب دیدم که به جهت مزید معرفت به مقام و رفعت آن مرحوم مغفور و ترغیب و تشویق مطالعه کنندگان از اهل علم و فقه و حدیث، و تاسی و اقتدای ایشان بدین گونه علمای اعلام جمله ای از حالات و چندی از مؤلفات و مصنفات آن حبر معظم مذکور آید ... .[۶]
  • در ریحانة الادب آمده: از اکابر علمای امامیه اوایل سده چهاردهم هجری می باشد .[۷]
  • در کتاب زندگانی شیخ انصاری، ایشان را در فصل شاگردان شیخ یاد کرده و می نویسد: یکی از رجال نامی شیعه در اوایل سده چهاردهم و از بزرگان اهل علم و دانش و از اجله فقها و اصولیون، متقی، زاهد، خبیر، رجالی، مورخ و جامع معقول و منقول بود و از کسانی است که خدمت حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - رسیده و آن حضرت را زیارت نموده و به این سعادت عظمی نایل گشته است .[۸]
  • سید محسن امین می نویسد: در سال ۱۲۹۳ ق از نجف به ایران آمد و در همدان و سپس در تهران اقامت گزید و بقی فی طهران عالما رئیسا الی ان مات .[۹]

وفات

سال وفات مرحوم عراقی در الذریعه، ۱۳۰۸ قمری نوشته شده است. پیکر مطهر ایشان از تهران به نجف منتقل شد و در خانه او که جنب خانه آیة الله آخوند خراسانی رحمه الله بود دفن گردید.

پانویس

  1. الذربعة، ج ۱۸، ص ۳۵۸ .
  2. فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیة الله مرعشی، ج ۱۵، ص ۱۹ .
  3. این فقیه بزرگوار از نجف به ایران به قصد مراجعت - نه توقف در تهران - آمده بود که توفیق آن را نیافت و از این رو خود را در خسران می بیند با اینکه در تهران هم منشا برکاتی بوده و از او استفاده ها شده است .
  4. اعلام الشیعه، قرن ۱۴، ج ۱، ص ۲۶۸ و ج ۵، ص ۱۳۸.
  5. المآثر و الآثار، ص ۱۶۶، چاپ سنگی .
  6. علمای معاصرین، ۳۲۶ .
  7. ریحانة الادب، ۲/۳۸۳ .
  8. زندگانی شیخ انصاری، ص ۳۱۰ .
  9. اعیان الشیعة، چاپ جدید، ج ۱۰، ص ۱۰۳ .

منابع

  • پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  • پایگاه شعائر