آیه 67 سوره مائده
<<66 | آیه 67 سوره مائده | 68>> | ||||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکردهای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
بلغ: تبليغ و ابلاغ به معنى رساندن. بلوغ به معنى رسيدن است.
رسالت: رسول: پيام آور. رسالت: پيام.
يعصمك: عصم: حفظ و امساك. «يعصمك» حفظ مى كند تو را.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: در سبب نزول آيه پنج قول است:
اول، محمد بن كعب القرظى و ديگران گويند كه يك نفر از اعراب در صدد قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله برآمد و خواست پيامبر را با شمشير بكشد شمشير از دست وى افتاد.
دوم، رسول خدا صلى الله عليه و آله از قريش در بيم و هراس بود، خداوند به وسيله اين آيه ترس از قريش را از دل او برداشت.
سوم، رسول خدا صلی الله علیه و آله را نگهبانانى حراست و حفاظت مينمودند وقتى كه اين آيه آمد، پيامبر به نگهبانان مزبور دستور داد كه بروند و فرمود: خداوند مرا حفظ خواهد كرد.[۳]
چهارم، عائشه گويد: مقصود آيه از بين بردن توهم است زيرا پيامبر بعضى از امور وحى را به عنوان تقيه ابراز نمى نمود.
پنجم، امامين باقر و صادق عليهماالسلام روايت نمايند كه خداوند به رسول خويش وحى فرستاد كه على بن ابىطالب عليهالسلام را جانشين خود قرار دهد. پيامبر مى ترسيد كه اين موضوع بر بعضى از صحابه گران آيد لذا خداوند براى تشجيع به آشكار شدن اين امر و تهديد به اين كه اگر آن را انجام ندهد، تبليغ رسالت ننموده است، فرمان عملى ساختن جانشينى على عليهالسلام را صادر فرمود[۴][۵][۶].[۷]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ «67»
اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولايت و جانشينى حضرت على) اعلام كن واگر چنين نكنى، رسالت الهى را نرساندهاى و (بدان كه) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و كسانى كه تحمّل شنيدن اين پيام مهم را ندارند) حفظ مىكند. همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند.
نکته ها
اين آيه به دلايلى كه خواهد آمد مربوط به جانشينى حضرت على عليه السلام و نصب او به ولايت در غدير خم به هنگام برگشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از سفر حج در سال دهم هجرى است. جالب اينكه اين آيه در ميان دو آيهاى قرار گرفته كه مربوط به اقامهى كتاب آسمانى است و شايد اشاره به اين باشد كه ميان رهبر معصوم و اقامهى كتاب آسمانى، پيوند محكمى برقرار است. آرى، امام است كه مىتواند كتاب آسمانى را به پا دارد و اين كتاب خداست كه مىتواند امام واقعى را معرّفى كند.
همهى مفسّران شيعه به اتكاى روايات اهل بيت عليهم السلام و نيز بعضى از مفسّران اهلسنت به عنوان يكى از مصاديق، آيه را مربوط به نصب حضرت على عليه السلام در غدير خم به ولايت و
جلد 2 - صفحه 336
امامت دانستهاند. «1» جالب آنكه صاحب تفسير المنار از مُسند احمد و ترمذى و نسائى و ابن ماجه، حديثِ «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه» را با سند صحيح و موثّق بيان كرده است و سپس با دو جمله به خيال خود در آن تشكيك نموده است: اوّل اينكه مراد از ولايت، دوستى است. (غافل از آنكه دوستى نياز به بيعت گرفتن و تبريك گفتن و آن همه تشريفات در غدير خم نداشت) دوم آنكه اگر حضرت على عليه السلام امام و رهبر بعد از رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود، چرا فرياد نزد و ماجراى نصب خود را در غدير نگفت؟! (غافل از آنكه در سراسر نهجالبلاغه و كلمات حضرت على عليه السلام نالهها و فريادها مطرح است؛ ولى صاحب المنار گويا آن نالهها و فريادها را نشنيده است). «2»
در تمام قرآن تنها در اين آيه است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت به كتمان پيام، تهديد شده كه اگر نگويى، تمام آنچه را كه در 23 سال رسالت گفتهاى هدر مىرود. پس بايد ديد چه پيام مهمى است كه اين گونه بيان مىشود؟
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمود: «لو لم ابلغ ما امرت به من ولايتك لحبط عملى» اگر آنچه درباره ولايت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو مىشود. «3»
در اين آيه، چند نكته است كه جهتگيرى محتوايى آن را روشن مىكند:
1. سورهى مائده، در اواخر عمر شريف پيامبر اسلام نازل شده است.
2. در اين آيه، بجاى «يا أيّها النّبى»، تعبير «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ» آمده است، كه نشانهى يك رسالت مهم است.
3. به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلِّغْ» آمده كه نشانهى ابلاغ قطعى ورسمى ومهم است.
4. پيامبر نسبت به نرساندن يك پيام مهم تهديد شده كه اگر نگويد، همهى زحماتش به هدر مىرود.
5. رسول خدا صلى الله عليه و آله از عواقب كارى هراس دارد كه خداوند او را دلدارى مىدهد كه ما تو را از شر مردم نگه مىداريم.
«1». تفاسير كبير فخررازى و المنار.
«2». اين سطرها را در شب شهادت حضرت على عليه السلام، نيمه شب 21 ماه رمضان 1380 نوشتم.
«3». تفسير نورالثقلين وامالى صدوق، ص 400.
جلد 2 - صفحه 337
6. پيامبر، از جان خود نمىترسد. زيرا در روزگار تنهايى كه با بتپرستان مبارزه مىكرد و در جنگهايى كه با مشركان درگيرى نظامى داشت، از خطرها نمىترسيد. (در حالى كه سنگباران مىشد، و يارانش شكنجه مىشدند، حالا در اواخر عمر و در ميان اين همه يار بترسد؟!)
7. در آيه، پيامى است كه به لحاظ اهميّت، با همه پيامهاى دوران نبوّت و رسالت، برابر است كه اگر اين پيام به مردم نرسد، گويا همهى پيامها محو مىشود.
8. محتواى پيام، بايد مسألهاى اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، اين همه تهديد و دلدارى لازم نيست.
9. پيام آيه، مربوط به توحيد و نبوّت و معاد نيست، چون اين اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مكّه بيان شده و نيازى به اين همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.
10. پيام آيه، مربوط به نماز، روزه، حج، زكات، خمس و جهاد هم نيست، چون اينها در طول 23 سال دعوت پيامبر بيان شده و مردم نيز به آن عمل كردهاند و هراسى در كار نبوده است.
پس، محتواى اين پيام مهم كه در اواخر عمر شريف پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده چيست؟
روايات بسيارى از شيعه و سنّى، ما را از تحيّر نجات داده و راه را نشان مىدهد. روايات مىگويد: آيه مربوط به هجدهم ذيحجه سال دهمهجرى در سفر حجةالوداع پيامبر اسلام است، كه آن حضرت در بازگشت به سوى مدينه، در مكانى به نام «غدير خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در اين منطقه جمع شدند. مكانى كه هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، كارساز بود و هم محلّ جداشدن كاروانهاى زائران مكّه بود و اهل يمن، عراق، شام، مدينه و حبشه از هم جدا مىشدند.
در آنجا، پيامبر خدا در ميان انبوه ياران، بر فراز منبرى از جهاز شتران قرار گرفت و خطبهاى طولانى خواند. ابتداى خطبه، توحيد، نبوّت و معاد بود كه تازگى نداشت. سخن تازهاى كه بود اين بود كه پيامبر، خبر از رحلت خود داد و نظر مسلمانان را نسبت به خود جويا شد. همه نسبت به كرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار كردند. وقتى مطمئن شد
جلد 2 - صفحه 338
كه صدايش به همهى مردم، در چهار طرف مىرسد، پيام مهم خود را نسبت به آينده بيان كرد. و فرمود: «مَن كنتُ مولاه فهذا فعلىّ مولاه» هر كه من مولاى اويم، علىّ مولاى اوست و بدين وسيله جانشينى حضرت على عليه السلام را براى پس از خود به صراحت اعلام داشت.
امّا پس از وفاتش، وقتى حضرت زهرا عليها السلام به در خانههاى مردم مىرفت و مىگفت: مگر نبوديد و نشنيديد كه رسول خدا در غدير خم چه فرمود؟ مىگفتند: ما در غدير خم، در فاصله دورى بوديم و صداى پيامبر را نمىشنيديم!! اللّه اكبر از كتمان، از ترس، از بىوفايى و از دروغ گفتن به دختر پيامبر خدا.
آرى، مردم با دو شاهد، حقّ خود را مىگيرند، ولى حضرت على عليه السلام با وجود دهها هزار شاهد، نتوانست حقّ خود را بگيرد. امان از حبّ دنيا، حسادت و كينههاى بدر و خيبر و حنين كه نسبت به حضرت علىّ عليه السلام در دل داشتند.
امام باقر عليه السلام فرمودند: «بُنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزّكاة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشىء كما نودى بالو لاية فاخذ النّاس بارباع و تركوا هذه»، اسلام بر پنج چيز استوار است: بر نماز، زكات، روزه، زكات و ولايت اهلبيت و چيزى به اندازهى ولايت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذيرفتند و ولايت را ترك كردند! «1»
امام رضا عليه السلام فرمود: بعد از نزول اين آيه كه خداوند ضامن حفظ رسول اكرم صلى الله عليه و آله شد، «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» پيامبر هر نوع تقيّه را از خود دور كرد. «2»
پیام ها
1- نوع خطاب، بايد با نوع هدف، هماهنگ باشد. چون هدف، رسالت و پيام رسانى است، خطاب هم «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ» است.
2- انتخاب رهبر اسلامى (امام معصوم) بايد از سوى خداوند باشد. «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»
3- گاهى ابلاغ پيام الهى بايد در حضور مردم و در مراسم عمومى و با بيعتگرفتن
«1». كافى، ج 2، ص 18.
«2». تفسير نورالثقلين و عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 130.
جلد 2 - صفحه 339
همراه باشد، ابلاغ ولايت با سخن گفتن تنها كافى نيست؛ بلكه بايد با عمل همراه باشد. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ» به جاى «ان لم تبلغ»
4- احكام و پيامهاى الهى، همه در يك سطح نيست. گاهى كتمان يك حقيقت، با كتمان تمام حقايق برابر است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
5- اگر رهبرى صحيح نباشد، مكتب نابود و امّت گمراه مىشود. «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
6- ركن اصلى اسلام، امامت و حكومت است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
7- انكار ولايت، نوعى كفر است. «إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»
8- عنصر زمان و مكان، دو اصل مهم در تبليغ است. (با توجّه به اينكه اين آيه در هجدهم ذىالحجّه و در محل جدا شدن كاروانهاى حج نازل شد)
پانویس
- پرش به بالا ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- پرش به بالا ↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
- پرش به بالا ↑ حاكم و ترمذى از عائشه نقل نمايند كه عده اى از پيامبر حفاظت و حراست مى كردند وقتى كه آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» نازل گرديد، دستور داد كه از آن پس كسى از وى حراست ننمايد و نيز طبرانى از ابوسعيد الخدرى روايت كند كه عباس عموى پيامبر از زمره كسانى بود كه از پيامبر حراست مينمود وقتى كه اين آيه آمد به دستور پيامبر ترك حراست نمود و نيز ابن مردويه در تفسير خود و طبرانى از ابن عباس روايت كنند كه به دستور ابوطالب عموى رسول خدا صلی الله علیه و آله عده اى پيامبر را حراست مى كردند بعد از نزول آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خواست نگهدارى و حراست او را ادامه بدهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اى عمّ، خداوند مرا از گزند جن و انس محفوظ ميدارد.
- پرش به بالا ↑ صاحب مجمع البيان گويد: عياشى در تفسير خود از ابن عمير او از ابن اذينه او از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس و جابر بن عبدالله نقل نموده كه گفته اند: خداوند به رسول خود امر كرد كه على بن ابىطالب را به جانشينى خود منصوب نمايد و پيامبر از اين موضوع مى ترسيد. از اين كه پسرعموى خود را به اين مقام منصوب نمايد، مورد طعن قرار گيرد. خداوند طى انزال اين آية وحى فرستاد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم به ولايت على عليهالسلام قيام نمود و نيز ابوالحمد از حاكم ابوالقاسم الحسكانى در كتاب شواهد التّنزيل لقواعد التفصى والتأويل طى اسنادى از ابوعمير و نيز در همين كتاب به سندى از حيان بن على العلوى او از ابوصالح او از ابن عباس روايت كرده كه گفته اند: اين آيه در شأن على عليهالسلام نازل شده و رسول خدا على بن ابىطالب را بر روى دست بلند كرد و فرمود: (من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه).
- پرش به بالا ↑ در تفسير ثعلبى كه از علماء عامّه است از جعفر بن محمدالصادق و محمد بن على الباقر در معنى اين آيه روايت شده كه فرمودند معنى آن چنين است: (يا ايّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك في فضل علىّ)، چنان كه ابن شهر آشوب نيز از تفسير ثعلبى نقل كرده است چنان كه در تفاسير ابن جريج و عطا و ثورى كه از علماء عامه اند نقل شده كه درباره على بن ابىطالب نازل گرديده است.
- پرش به بالا ↑ صاحب كشف الاسرار از مفسرين عامه گويد: اين آيه درباره على عليهالسلام نازل شده و منظور از آيه «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ من فضل) على بن ابىطالب بوده است، براء بن عازب گويد: چون اين آيه نازل شد موقعى بود كه رسول خدا از حجةالوداع بازگشته بود ياران خود را در موضعى فرود آورد كه به آن غدير خم مى گفتند. پيامبر فرمود تا ندا كنند (الصّلوة جامعة) در اين جا دست على عليهالسلام را بگرفت و بفرمود: (الست اولى بالمؤمنين من انفسهم فقالوا بلى يا رسول اللّه) و فرمود: (الست اولى بكلّ مؤمن من نفسه قالوا بلى)، سپس فرمود: (هذا مولى من انا مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه) در اين جا عمر بن الخطاب با وى ملاقات كرد و گفت: (هنيئا لك يابن ابى طالب اصبحت و امسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة).
- پرش به بالا ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 300.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.