آیه 61 سوره قصص
| <<60 | آیه 61 سوره قصص | 62>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آیا آن کس که ما به او وعده نیکو (ی بهشت ابدی) دادهایم مانند کسی است که او را از متاع دنیا (ی فانی) بهرهمند ساختیم سپس در قیامت او را (برای حساب و مجازات) حاضر آرند.
پس آیا کسی که وعده نیک به او داده ایم و حتماً به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کرده ایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!
آيا كسى كه وعده نيكو به او دادهايم و او به آن خواهد رسيد، مانند كسى است كه از كالاى زندگى دنيا بهرهمندش گردانيدهايم [ولى] او روز قيامت از [جمله] احضارشدگان [در آتش] است؟
آيا آن كس كه او را وعدههاى نيك دادهايم و آن وعدهها را خواهد ديد، همانند كسى است كه او را از متاع اينجهانى برخوردار كردهايم و در روز قيامت هم به بازخواستش فرا مىخوانيم؟
آیا کسی که به او وعده نیکو دادهایم و به آن خواهد رسید، همانند کسی است که متاع زندگی دنیا به او دادهایم سپس روز قیامت (برای حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«لاقِیهِ»: رسنده بدان است. «الْمُحْضَرِینَ»: احضار شدگان. گرد آورده شدگان. مراد کسانی است که فرشتگان آنان را به پای حساب و کتاب میآورند و برای عذاب حاضرشان میگردانند.
نزول
«شیخ طوسى» گویند: این آیه درباره رسول خدا صلى الله علیه و آله و ابوجهل نازل گردیده است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ «61»
پس آيا كسى كه به او وعدهاى نيكو دادهايم و او آن را خواهد ديد، مانند كسى است كه او را از بهرهى زندگى دنيا بهرهمند ساختيم (و) سپس او درروز قيامت از احضارشدگان (براى حساب و جزا) خواهد بود؟!
«1». طه، 131.
«2». بقره، 86.
«3». توبه، 38.
«4». رعد، 26.
«5». ابراهيم، 3.
«6». حجر، 88.
«7». نجم، 29.
«8». نازعات، 38 و 39.
جلد 7 - صفحه 82
نکته ها
اين آيه در ادامهى آيات قبل، پيرامون كسانى است كه به خاطر حفظ زندگانى دنيا، بر كفر باقى ماندند.
وعدهاى كه در اين آيه به آن اشاره گرديده، همان وعدهاى است كه در آيات مختلف قرآن به اهلايمان و عمل صالح داده شده است، از جمله آيهى نهم سورهى مائده: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ».
مخالفان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام، افراد مرفّه و كامياب بودهاند.
پیام ها
1- وعدههاى الهى و پاداشهاى اخروى، هم بزرگ است و هم نيكو. «وَعْداً حَسَناً» (كلمه «وَعْداً» كه با تنوين آمده، اشاره به بزرگى امر و كلمه «حَسَناً» نشان از نيكويى دارد.)
2- وعدههاى الهى، قطعى و مسلّم است. وَعَدْناهُ ... فَهُوَ لاقِيهِ
3- شيوهى مقايسه، از بهترين اسلوبهاى تبليغ و تربيت است. أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ ... كَمَنْ مَتَّعْناهُ (كسانى كه وعدههاى الهى را دريافت مىكنند، قابل مقايسه با ديگران نيستند)
4- توفيق بهرهگيرى از متاع دنيا نيز به دست خداست. «مَتَّعْناهُ»
5- كاميابى دنيوى، نشانهى آسودگى اخروى نيست. مَتَّعْناهُ ... مِنَ الْمُحْضَرِينَ
6- بهرهمندىهاى دنيوى، حساب و كتاب دارد. مَتَّعْناهُ ... مِنَ الْمُحْضَرِينَ
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب» «1» در حلال دنيا حساب و در حرام آن عقاب است.
7- كاميابى غافلانه، احضار ذليلانهى اخروى در پىدارد. «مِنَ الْمُحْضَرِينَ» آرى در لذّتى كه پايانش آتش است، خيرى نيست.
«1». نهجالبلاغه، خطبه 82.
تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 83
پانویس
- ↑ طبرى صاحب جامع البیان آن را از مجاهد نقل نموده است و طبرسى صاحب مجمع البیان گوید: درباره حمزه بن عبدالمطلب و على بن ابىطالب و درباره ابوجهل نازل شده است چنان که سدى و محمد بن کعب گویند و نیز گویند: درباره عمار و ولید بن مغیرة نازل شده است و بهتر آنست که آیه را عمومیت داده و بگوئیم درباره هر کسى که مشمول این گونه صفات است، شامل گردد».
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




