شیخ علی قمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(منابع)
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
==خاندان شیخ علی قمی==
+
'''آیت الله علی قمی''' (۱۲۸۳ - ۱۳۷۱ ق)، عالم ربانی و زاهد وارسته [[شیعه]] است. او شاگرد عالمان بزرگی چون [[آخوند خراسانی]] و [[ملا حسینقلی همدانی]] بود. تاریخ‌نویسان، مقامات علمی و حالات معنوی این دانشور با [[تقوا]] را در آثار خویش به روشنی یاد کرده‌اند. شیخ قمی در پرهیز از بکار بردن کالاهای خارجی و استفاده از محصولات سرزمین‌های اسلامی مقید بود و اعتقاد داشت که باید انسان مسلمان مستقل از بیگانگان زندگی کند.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = علی قمی
 +
||تصویر= [[پرونده:Sheykh ghomi.jpg]]
 +
||زادروز = ۱۲۸۳ قمری
 +
|زادگاه = [[تهران]]
 +
|وفات = ۱۳۷۱ قمری
 +
|مدفن = [[نجف]]
 +
|اساتید =  [[آخوند خراسانی]]، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتی]]، [[ملا حسینقلی همدانی]]، ...
 +
|شاگردان = [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]، [[محمدحسین اعلمی حائری|محمدحسین اعلمی]]، محمدعلی غروی اردوبادی، ...
 +
|آثار = شرح اسانید الکافی، سراج المبتدی، صلوة المسافر، ...
 +
}}
 +
==ولادت و خاندان==
  
محمدعلي قمي در شهر مقدس [[قم]] به لحاظ علم و تقوا نزد عموم اقشار؛ شهرت داشت. وي صاحب فرزندي گرديد كه او را محمدابراهيم ناميد. تحصيلات خويش را در قم و تهران سپري نمود و پس از طي مدارج علمي، توانايي‌هاي علمي و كسب در رديف عالمان بزرگ ايران قرار گرفت.
+
شیخ علی فرزند شیخ محمدابراهیم قمی در هفتم ماه مبارک [[رمضان]] سال ۱۲۸۳ ق. در [[تهران]] به دنیا آمد. او دوران کودکی را در دامان مادری پاک و اهل فضیلت سپری کرد، پدر پارسا و فاضلش در تربیت وی بسیار کوشید تا فرزندش در مسیر صدق، [[اخلاص]] و [[تقوا]] گام بردارد و برای فراگرفتن [[علوم اسلامی|علوم اسلامی]]، از همان ایام خود را مهیا کند.  
  
عالم عامل شيخ محمدابراهيم براي تكميل تحصيلات به عتبات عاليات كوچ نمود و در [[كربلا]] از محضر سيد ابراهيم قزويني؛ صاحب ضوابط و نيز در [[نجف]] اشرف از حوزه درسي شيخ محمدحسن نجفي صاحب جواهرالكلام و [[شیخ مرتضی انصاری]]‌ بهره برد. همچنين وي اين توفيق را بدست آورد كه در درس آيت الله شيخ مشكور حولاوي حضور يابد و با اين استاد انس و الفت ويژه‌اي برقرار نمايد، اين ارتباط علمي و عاطفي موجب شد تا محمدابراهيم با دختر اين استادش ازدواج نمايد و بدين گونه علاقه به وي را با خويشاوندي سببي استوار سازد.
+
پدرش محمدابراهیم قمی در [[کربلا]] از محضر سید ابراهیم قزوینی ([[صاحب ضوابط]]) و نیز در [[نجف]] اشرف از حوزه درسی [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمدحسن نجفی]] (صاحب جواهر) و [[شیخ مرتضی انصاری]]‌ بهره برد. همچنین وی این توفیق را بدست آورد که در درس آیت الله شیخ مشکور حولاوی حضور یابد و با این استاد انس و الفت ویژه‌ای برقرار نماید، این ارتباط علمی و عاطفی موجب شد تا محمدابراهیم با دختر این استادش ازدواج نماید و بدین گونه علاقه به وی را با خویشاوندی سببی استوار سازد. شیخ محمدابراهیم با کوله‌باری از معرفت، معنویت و کسب رتبه‌های بلند فقهی به عنوان نماینده [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] به [[ایران|ایران]] بازگشت و [[تهران]] را مرکز تدریس، ارشاد و تبلیغ خود قرار داد.<ref>اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۵؛ الماثره الآثار، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، ج اول، ص ۱۸۸ و ص ۲۴۲؛ المسلسلات فی الاجازات، به کوشش سید محمود مرعشی، ج ۲، ص ۳۶۹، مکارم الاثار، ج ۶، ص ۲۰۳.</ref>
  
شيخ محمدابراهيم قمي با كوله‌باري از معرفت، معنويت و كسب رتبه‌هاي بلند فقهي در نزد استاداني كه بدان اشاره كرديم به عنوان نماينده شيخ مرتضي انصاري به ايران بازگشت و تهران را مركز تدريس، ارشاد و تبليغ خود قرار داد.<ref> [[اعيان الشيعه]]، سيد محسن امين، ج 5؛ الماثره الآثار، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، ج اول، ص 188 و ص 242؛ المسلسلات في الاجازات، به كوشش سيد محمود مرعشي، ج 2، ص 369، مكارم الاثار، ج 6، ص 203.</ref> وي دانش فقهي خود را به رشته نگارش درآورده است. از ميان آثارش به كتاب صوم و كتاب اجاره مي‌توان اشاره كرد. شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]] نسخه دست نوشت اين دو اثر را مشاهده نموده است. اين نوشتار به طريق استدلالي تنظيم گرديده و مباحث فقهي در خصوص امساك از طعام و ساير مسائل [[روزه]] را مورد بررسي قرار مي‌دهد.<ref> الذريعه الي تصانيف الشيعه، شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، ج 15، ص 99.</ref>
+
==تحصیلات و استادان==
  
اثر ديگر وي كه در فهرست‌ها با عنوان كتاب اجاره معرفي شده حاوي مطالبي مستدل و منطقي؛ اما نه چندان مبسوط و نه مختصر فقهي در موضوع اجاره نوشته شده است. مؤلف براي تأليف اين اثر اهتمام زيادي بكار برده و در منابع فقهي بسيار تفحص نموده است. صاحب الذريعه نسخه خطي اين اثر را به خط مؤلف، نزد شيخ علي قمي در نجف ملاحظه كرده است.<ref> همان، ج 1، ص 122.</ref> اين مرد فاضل در 28 [[جمادی الثانی]] سال 1301 هـ.ق در تهران دار فاني را وداع گفت. پيكر اين عالم بزرگ به [[عراق]] انتقال داده شد و پس از تشييعي باشكوه با حضور علما، طلاب و ساير اقشار در صحن مطهر حضرت [[امام علی]] عليه‌السلام در نجف اشرف در حجره متصل به عباجيه، از سوي شمال به خاك سپرده شد.<ref> المسلسلات في الاجازات، ج ص 369.</ref>
+
شیخ علی قمی مقدمات علوم دینی، ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش فراگرفت. او دوره سطح را در محضر جماعتی از اهل علم در [[تهران]] آموخت.<ref> اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۱۵۰؛ معارف الرجال، جزء ثانی، ص ۱۴۳.</ref>
  
==ولادت و ايام كودكي شیخ علی==
+
در هجده سالگی پدرش به سرای باقی شتافت، ولی از کسب دانش و تحصیل معارف و مکارم دست برنداشت. او پس از رحلت پدر، [[ایران|ایران]] را به قصد [[عتبات عالیات|عتبات]] ترک نمود و دو سال در آنجا اقامت گزید. وی به شهر مقدس [[نجف]] رفت و تصمیم گرفت برای تکمیل تحصیلات به محضر استادان حوزه نجف راه یابد.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج ۴، ص ۱۳۲۳، قم ۱۸۵۹.</ref> شیخ علی در تمامی مراحل تدریس چه در تهران و چه در نجف، جدیت فوق‌العاده‌ای برای درک مباحث علمی داشت و در واقع بهترین ایام عمر را در راه فراگرفتن معارف [[قرآن|قرآنی]]، روایی و علوم اسلامی سپری ساخت و در این راه همت و تلاش را با ذوق و شوق توأم نمود.<ref> المسلسلات فی الاجازات، ج ۲، ص ۳۶۹.</ref>
  
در هفتمين روز از روزهاي ماه مبارك [[رمضان]] سال 1283 ق. محمدابراهيم از دختر شيخ مشكور حولاوي صاحب فرزند شد. اين فرزند كه علي ناميده شد دوران كودكي‌اش را در دامان مادري پاك و اهل فضيلت سپري كرد، پدر پارسا و فاضلش در تربيت وي بسيار كوشيد تا فرزندش در مسير صدق، [[اخلاص]] و تقوا گام بردارد و براي فراگرفتن علوم اسلامي، از همان ايام خود را مهيا كند، سرانجام تلاش اين پدر و مادر به ثمر رسيد و علي به شكوفايي رسيد. وي مقدمات علوم ديني، ادبيات فارسي و عربي را نزد پدرش فراگرفت. او دوره سطح را در محضر جماعتي از اهل علم در تهران آموخت.<ref> اعيان الشيعه، ج ص 150؛ معارف الرجال، جزء ثاني، ص 143.</ref>
+
در مسائل علمی فراوان مذاکره می‌کرد و به قول شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در علوم دینی به مرتبه‌ای والا نایل آمد و قبل از چهل سالگی در زمره مجتهدان و بزرگان [[فقه]] قلمداد گردید و نزد استادان خویش و نیز مشاهیر علمی نجف منزلتی ویژه همراه با تکریم و احترام بدست آورد.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴.</ref> استادان وی عبارتند از:
  
وقتي علي هجده بهار از عمرش را پشت سر نهاد پاييز غم‌انگيزي آسمان ذهن و انديشه‌اش را دچار خزان ساخت و غمي جانكاه همچون ابري تيره در قلبش جاي گرفت؛ زيرا پدرش به سراي باقي شتافت. عليِ جوان اين ناگواري نگران كننده را با شكيبايي تحمل كرده و اگرچه نهال وجودش در دوران طراوت زندگي با ناملايمات عجين گشت؛ ولي از كسب دانش و تحصيل معارف و مكارم دست برنداشت. وي اطمينان داشت با عبور از اين سختي‌ها، مقاوم‌تر گشته و به لطف خداوند چشمه زلال انديشه و معرفت از لابلاي اين صخره‌هاي سخت جاري خواهد شد و در پس اين تنگناها صبح صادق خواهد دميد و خورشيد سعادت طلوع خواهد كرد.
+
'''<I>۱. میرزا حبیب‌الله رشتی (۱۳۱۲-۱۲۳۴):</I>'''
  
==استادان علی قمی==
+
شیخ علی قمی در نخستین روزهای اقامت در نجف آوازه موشکافی علمی، [[زهد]] و عبادت [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتی]] را شنیده بود. از این رو با اشتیاقی وصف‌ناپذیر به مجلس درس وی شتافت. شیوه بیان مرحوم رشتی در قواعد اصولی و مباحث فقهی برای او بسیار جالب بود. وی با جدیت کوشید تقریرات درس این استاد را به رشته تحریر درآورد. شیخ علی قمی در محفل علمی شکوهمند میرزا حبیب‌الله رشتی، با عالمانی چون [[شيخ فضل الله نورى|شیخ فضل‌الله نوری]]، سید علی‌اکبر فال اسیری، حاج آقا نورالله اصفهانی، آیت الله خالصی، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نایینی]] آشنا شد و این در حالی بود که او به لحاظ سن بسیار کوچکتر از آنان بود.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۳ و نیز نک: حدیث پارسایی، رضا مظفری.</ref>
  
شيخ علي پس از رحلت پدر، ايران را به قصد عتبات ترك نمود و دو سال در آنجا اقامت گزيد. وي به شهر مقدس [[نجف]] رفت و تصميم گرفت براي تكميل تحصيلات به محضر استادان حوزه نجف راه يابد و پرتوافشاني آن مشعل‌هاي فروزان را مغتنم شمارد.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 369؛ نقباءالبشر، شيخ آقا بزرگ تهراني، ج 4، ص 1323، قم 1859.</ref> شيخ علي قمي محضر اين فقيهان پرآوازه را در حالي درك نمود كه هنوز سنش به چهل سالگي نرسيده بود.<ref> شهاب شريعت، ص 155.</ref> او در تمامي مراحل تدريس چه در تهران و چه در نجف جديت فوق‌العاده‌اي براي درك مباحث علمي داشت و در واقع بهترين ايام عمر را در راه فراگرفتن معارف قرآني، روايي و علوم اسلامي سپري ساخت و در اين راه همت و تلاش را با ذوق و شوق توأم نمود.<ref> المسلسلات في الاجازات، ج 2، ص 369.</ref>
+
'''<I>۲. شیخ عبدالله مازندرانی (۱۳۳۱-۱۲۵۹ ق):</I>'''
  
در مسائل علمي فراوان مذاكره مي‌كرد و به قول شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در علوم ديني به مرتبه‌اي والا نايل آمد و قبل از چهل سالگي در زمره مجتهدان و بزرگان فقه قلمداد گرديد و نزد استادان خويش و نيز مشاهير علمي نجف منزلتي ويژه همراه با تكريم و احترام بدست آورد.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1324.</ref> استادان وي عبارتند از:
+
شیخ علی قمی در اوایل ورود به جلسات درسی میرزا حبیب‌الله رشتی به مراتب فضل و کمال این استاد پی برد و مشتاقانه به محضرش شتافت. وی در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] از تابش اندیشه وی استفاده نمود و مجموعه مباحث او را به نگارش درآورد.<ref> ریحانةالادب، مدرس تبریزی، ج ۵، ص ۱۴۶؛ شهاب شریعت، علی رفیعی، ص ۱۵۵.</ref>
  
'''<I>1. ميرزا حبيب‌الله رشتي (1312-1234):</I>'''
+
'''<I>۳. آخوند خراسانی (۱۳۲۹-۱۲۵۵ ق):</I>'''
  
شيخ علي قمي در نخستين روزهاي اقامت در نجف آوازه دقت‌ها، موشكافي‌ها، زهد و عبادت ميرزا حبيب‌الله رشتي را شنيده بود. از اين رو با اشتياقي وصف‌ناپذير به مجلس درس وي شتافت. شيوه بيان مرحوم رشتي در قواعد اصولي و مباحث فقهي براي او بسيار جالب بود. وي با جديت كوشيد تقريرات درس اين استاد را به رشته تحرير درآورد. شيخ علي قمي در محفل علمي شكوهمند ميرزا حبيب‌الله رشتي كه دلدادگان آن پس از كامجويي هر يك چون ستاره‌اي روشنگر در جامعه درخشيدند، با عالماني چون شيخ فضل‌الله نوري، سيد علي‌اكبر فال اسيري، حاج آقا نورالله اصفهاني، آيت الله خالصي، آقا ضياءالدين عراقي، سيد محمدكاظم يزدي و ميرزا حسين ناييني آشنا شد و اين در حالي بود كه او به لحاظ سن بسيار كوچكتر از آنان بود.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1323 و نيز نك: حديث پارسايي، رضا مظفري.</ref>
+
شیخ علی به عنوان طلبه‌ای جوان در بسیاری از جلسات درسی [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانی]] حضور یافت و از بیان رسا، گستره اطلاعات و جامعیت دانش وی در [[اصول فقه]] استفاه کرد. او در این محفل علمی و پربار صدها شاگرد را مشاهده می‌کرد که بعدها به عنوان مجتهدانی پرآوازه معروف گردیدند و بسیاری از آنان در زمره مراجع تقلید به شیعیان فروغ بخشیدند. برای شیخ علی قمی این مسائل خاطره‌انگیز بود؛ اما نیمه دیگر زندگی آخوند خراسانی برایش طراوتی دیگر داشت؛ آن موقع که برای شاگردان درس [[اخلاق]] می‌گفت و پندهای پرمایه مطرح می‌کرد، خود در عمل آن گونه بود که در این درس به آن تکیه داشت.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ معجم رجال الفکر والادب فی النجف، محمدهادی امینی، ج ۳، ص ۱۰۱۳؛ آخوند خراسانی آفتاب نیمه شب، محمدرضا سماک امانی، ص ۴۰، ۴۳ و ۱۰۶.</ref>
  
'''<I>2. شيخ عبدالله مازندراني (1331-1259 ق):</I>'''
+
'''<I>۴. میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰-۱۳۲۶ هـ.ق):</I>'''
  
شيخ علي قمي در اوايل ورود به جلسات درسي ميرزا حبيب‌الله رشتي به مراتب فضل و كمال اين استاد پي برد و مشتاقانه به محضرش شتافت. وي در [[فقه]] و [[اصول]] از تابش انديشه وي استفاده نمود و مجموعه مباحث او را به نگارش درآورد.<ref> ريحانةالادب، مدرس تبريزي، ج ص 146؛ شهاب شريعت، علي رفيعي، ص 155.</ref>
+
شیخ علی قمی از مهارت فوق‌العاده این استاد در [[فقه]] و اصول و سبک تدریسش در فقه؛ به ویژه تفکیک این دو علم از یکدیگر و نیز آرا و افکار وی استفاده شایان توجهی نمود. [[حسن خلق]]، سیرت نیکو، محضری پرجاذبه و تلاش و تکاپوی وی برای گشایش گره‌های علمی و برطرف نمودن گرفتاری‌های اجتماعی-سیاسی نیز برای این شاگرد فاضلش ارزش فوق‌العاده‌ای داشت. قمی بیشتر از حالات عبادی این شخصیت الهام می‌گرفت و به روش وی در انس با مراکز عبادی و زیارتی و [[اعتکاف]] در [[مسجد کوفه]] و سهله تأسی نمود.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴؛ آقا بزرگ تهرانی اقیانوس پژوهش، محمد صحتی، ص ۴۴-۴۳.</ref> شیخ علی با دقت و نکته‌سنجی خاصی تقریرات درس میرزا حسین خلیلی را به رشته تحریر درآورد.
  
'''<I>3. آخوند خراساني (1329-1255 ق):</I>'''
+
===فراگیری علم حدیث===
  
شيخ علي به عنوان طلبه‌اي جوان در بسياري از جلسات درسي آخوند خراساني حضور يافت و از بيان رسا، گستره اطلاعات و جامعيت دانش وي در [[اصول فقه]] استفاه كرد. او در اين محفل علمي و پربار صدها شاگرد را مشاهده مي‌كرد كه بعدها به عنوان مجتهداني پرآوازه معروف گرديدند و بسياري از آنان در زمره مراجع تقليد به شيعيان فروغ بخشيدند. براي شيخ علي قمي اين مسائل خاطره‌انگيز بود؛ اما نيمه ديگر زندگي آخوند خراساني برايش طراوتي ديگر داشت؛ آن موقع كه براي شاگردان درس اخلاق مي‌گفت و پندهاي پرمايه مطرح مي‌كرد، خود در عمل آن گونه بود كه در اين درس به آن تكيه داشت. اعراض از جلوه‌هاي دنيا، ارتباطي استوار با خداوند از طريق [[عبادت]]، [[دعا]] و ذكر و محكم نمودن ارتباط خويش با خاندان عصمت و طهارت با [[زيارت]] و تأسي به آن بزرگواران در رسيدگي به امور بندگان خدا و گره‌گشايي از مشكلات آنان و شكيبايي بر مصائب و گرفتاري‌ها از سيره‌هاي اخلاقي آخوند به شمار مي‌آمد.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 369؛ معجم رجال الفكر والادب في النجف، محمدهادي اميني، ج 3، ص 1013؛ آخوند خراساني آفتاب نيمه شب، محمدرضا سماك اماني، ص 40، 43 و 106.</ref>
+
شیخ قمی به توانایی‌هایش در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و آموخته‌های خود قانع نگردید. وی در محضر [[محدث نوری|میرزا حسین نوری]] به فراگیری دانش [[حدیث|حدیث]] و معارف این رشته از علوم حوزوی روی آورد.<ref> محدث نوری روایت نور، محمد صحتی سردوردی، ص ۸۴.</ref> وی در این محفل پر نور علاوه بر دانش‌اندوزی نزد محدث نوری با رجال‌شناس و فهرست‌ نگار معروف [[آقا بزرگ تهرانی]] نیز آشنا گردید. هنوز مدتی از آشنایی با این دو دانشمند فرهیخته نگذشته بود که [[محدث قمی]] نیز به جمع آن دو پیوست.
  
'''<I>4. ميرزا حسين خليلي (1230-1326 هـ.ق):</I>'''
+
شیخ آقا بزرگ تهرانی در این مورد می‌گوید: «من او را در شهر مقدس [[نجف]] اشرف و به سال ۱۳۱۴ ق. شناختم و این هنگامی بود که من و شیخ علی قمی نزد میرزا حسین نوری به تلمذ مشغول بودیم. با گذشت چند سال، حاج [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] از طریق وی به مقام علمی محدث نوری پی برد و به حلقه درس وی پیوست. ما سه نفر از دیگران با استادمان ارتباط داشتیم و زیادتر از دیگر شاگردان از محضرش استفاده می‌نمودیم و همراهی و همدلی ما با وی عمیق‌تر و شدیدتر بود تا زمانی که او بسرای جاوید شتافت. روابط عاطفی ما سه نفر با گذشت زمان افزایش می‌یافت و ریشه‌دارتر می‌شد...».<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵-۱۳۲۴.</ref>
  
شيخ علي قمي از مهارت فوق‌العاده اين استاد در [[فقه]] و اصول و سبك تدريسش در فقه؛ به ويژه تفكيك اين دو علم از يكديگر و نيز آرا و افكار وي استفاده شايان توجهي نمود. حسن خلق، سيرت نيكو، محضري پرجاذبه و تلاش و تكاپوي وي براي گشايش گره‌هاي علمي و برطرف نمودن گرفتاري‌هاي اجتماعي-سياسي نيز براي اين شاگرد فاضلش ارزش فوق‌العاده‌اي داشت. قمي بيشتر از حالات عبادي اين شخصيت الهام مي‌گرفت و به روش وي در انس با مراكز عبادي و زيارتي و [[اعتكاف]] در [[مسجد كوفه]] و سهله تأسي نمود.<ref> نقباءالبشر، ج 4، ص 1324؛ آقا بزرگ تهراني اقيانوس پژوهش، محمد صحتي، ص 44-43.</ref> شيخ علي با دقت و نكته‌سنجي خاصي تقريرات درس ميرزا حسين خليلي را به رشته تحرير درآورد.
+
شیخ علی قمی در محضر [[محدث نوری|محدث نوری]] کتاب «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک الوسایل]]» را از بدو تا ختم خواند و بدین گونه در خصوص [[احادیث]] و [[سند حدیث|سندهای]] آن مهارتی ویژه و ژرف‌ بینی خاصی بدست آورد.<ref> مجله علوم الحدیث، سال اول (۴۱۸) ش دوم، ص ۲۳۶.</ref> وی از میرزا حسین نوری و شاگردش شیخ عباس قمی [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت دریافت کرده است. شیخ علی قمی، بر پشت جلد دوم کتاب شرح مقبره اجازه مفصلی را که از شیخ عباس قمی دریافت نموده، آورده است که تاریخ آن ۱۳۲۳ ق. است.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸.</ref>
  
==فراگیری علم حديث==
+
===حضور در محفل عارفان===
  
قمي به توانایي‌هايش در فقه و اصول و آموخته‌هاي خود قانع نگرديد. وي در محضر ميرزا حسين نوري به فراگيري دانش حديث و معارف اين رشته از علوم حوزوي روي آورد.<ref> محدث نوري روايت نور، محمد صحتي سردوردي، ص 84.</ref> وي در اين محفل پر نور علاوه بر دانش‌اندوزي نزد محدث نوري با رجال‌شناس و فهرست‌ نگار معروف [[آقا بزرگ تهرانی]] نيز آشنا گرديد. هنوز مدتي از آشنايي با اين دو دانشمند فرهيخته نگذشته بود كه [[محدث قمی]] نيز به جمع آن دو پيوست.  
+
شیخ علی قمی همچنین به آموخته‌های فقهی و روایی اکتفا نکرد و برای تقویت بنیان‌های معنوی و موفقیت در [[تزکیه نفس|تزکیه نفس]] و پالایش درون، عزم خویش را جزم نمود تا به محفل اهل معنا راه یابد و از خرمن این وارستگان خوشه‌ها برچیند. یکی از شخصیت‌هایی که او توانست از پرتو پرفروغش استفاده کند، [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسینقلی همدانی]] است. مجلس درس وی آکنده از عطر روحانی و رایحه‌ای ملکوتی بود.
  
شيخ آقا بزرگ تهراني در اين مورد مي‌گويد: من او را در شهر مقدس [[نجف]] اشرف و به سال 1314 ق. شناختم و اين هنگامي بود كه من و شيخ علي قمي نزد ميرزا حسين نوري به تلمذ مشغول بوديم. با گذشت چند سال، حاج شيخ عباس قمي از طريق وي به مقام علمي محدث نوري پي برد و به حلقه درس وي پيوست. ما سه نفر از ديگران با استادمان ارتباط داشتيم و زيادتر از ديگر شاگردان از محضرش استفاده مي‌نموديم و همراهي و همدلي ما با وي عميق‌تر و شديدتر بود تا زماني كه او بسراي جاويد شتافت. روابط عاطفي ما سه نفر با گذشت زمان افزايش مي‌يافت و ريشه‌دارتر مي‌شد. با رحلت آخوند خراساني در سال 1329 ق. من براي استفاده از آموزه‌هاي ميرزا محمدتقي شيرازي به [[سامرا]] مهاجرت نمودم، شيخ علي قمي هم به اين شهر مي‌آمد و در منزل ما براي مدتي زياد سكونت اختيار مي‌كرد. وي در اين ايام در جلسات درسي برخي از استادان حوزه سامرا حاضر مي‌گرديد.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1325-1324.</ref>
+
آخوند همدانی شاگردان خویش را از تعلقات دینوی جدا کرده و آنان را با علم و عمل آمیخته بود به طوری که اثرات این تربیت نیکو را به صورتی واضح در چهره افرادی چون شیخ علی قمی می‌توان ملاحظه کرد. قمی همراه با عارفانی چون [[شیخ محمد بهاری|شیخ محمد بهاری همدانی]]، [[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی تهرانی]]، [[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|جواد آقا ملکی تبریزی]]، [[سید محمدسعید حبوبی|سید محمدسعید حبوبی]] و ده‌ها نفر از دانشوران از محضر [[عرفان|عرفانی]] آخوند همدانی بهره برد و در تصفیه باطن و [[زهد]] و [[تقوا]] به مقامات بالایی رسید.<ref> همان، ج ۲، ص ۶۷۵؛ اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۱۳۶؛ گلشن ابرار، ج ۳، ص ۱۶۴؛ شرح حالی از نامداران تاریخ، ج ۱، عمران علیزاده، ص ۱۹۶-۱۹۵.</ref>
  
شيخ علي قمي در محضر محدث نوري كتاب «مستدرك الوسايل» را از بدو تا ختم خواند و بدين گونه در خصوص [[احاديث]] و سندهاي آن مهارتي ويژه و ژرف‌ بيني خاصي بدست آورد.<ref> مجله علوم الحديث، سال اول (418) ش دوم، ص 236.</ref> وي از ميرزا حسين نوري و شاگردش شيخ عباس قمي اجازه روايت دريافت كرده است. شيخ علي قمي، بر پشت جلد دوم كتاب شرح مقبره اجازه مفصلي را كه از شيخ عباس قمي دريافت نموده، آورده است كه تاريخ آن 1323 ق. است.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1328.</ref>
+
قمی سپس به محضر حاج [[آقا رضا همدانی|آقا رضا همدانی]] شتافت و ضمن استفاده از دانش وی در [[فقه]]، زهد، تقوا و مقامات معنوی این استاد حوزه [[نجف]] را اسوه خویش قرار داد؛ زیرا حاج آقا رضا همدانی با رفتار و کردار خویش به روح و جان شاگردان اثر می‌گذاشت و آنان را از درون متحول می‌نمود و بدین گونه دل‌های آنان را صفا می‌داد. ساده‌زیستی، پرهیز از شهرت اجتماعی و اجتناب از دنیاگرایی از ویژگی‌های بارز این استاد بود، خصلت‌هایی که شیخ علی قمی بدان آراسته و مشهور گردید.<ref> مقدمه مصباح الفیه، حاج آقا رضا همدانی؛ نقباءالبشر، ج ۲، ص ۷۷۷؛ گلشن ابرار، ج ۳، ص ۲۱۱؛ علمای شیعه از کلینی تا خمینی، م جرفادقانی، ص ۳۲۷.</ref>
  
==حضور شیخ علی در محفل عارفان==
+
[[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضی کشمیری]] (۱۳۲۳-۱۳۶۸ ق) استاد دیگر شیخ علی قمی است که مصداق حقیقی عالم ربانی بود و در دانش دینی جامعیت داشت، این شخصیت اسوه‌ای شایسته در پارسایی، زهد و گریز از دنیای فانی بود که شیخ علی به سیره علمی وی تأسی نمود.<ref> میرزای شیرازی، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ترجمه محمود دزفولی، ص ۱۹۴، آقا بزرگ تهرانی اقیانوس پژوهش، ص ۴۱.</ref>
  
شيخ علي قمي به آموخته‌هاي فقهي و روايي اكتفا نكرد و براي تقويت بنيان‌هاي معنوي و موفقيت در تزكيه نفس و پالايش درون، عزم خويش را جزم نمود تا به محفل اهل معنا راه يابد و از خرمن اين وارستگان خوشه‌ها برچيند. يكي از شخصيت‌هايي كه او توانست از پرتو پرفروغش استفاده كند ملا حسينقلي همداني است. مجلس درس وي آكنده از عطر روحاني و رايحه‌اي ملكوتي بود. شيخ علي چنان تحت تأثير سخنان وي قرار گرفت كه ساعت‌ها محو معنويت كلام او مي‌گرديد.
+
==شاگردان==
  
آخوند همداني شاگردان خويش را از تعلقات دينوي جدا كرده و آنان را با علم و عمل آميخته بود به طوري كه اثرات اين تربيت نيكو را به صورتي واضح در چهره افرادي چون شيخ علي قمي مي‌توان ملاحظه كرد. قمي همراه با عارفاني چون شيخ محمد بهاري همداني، سيد احمد كربلايي تهراني، جواد آقا ملكي تبريزي، سيد محمدسعيد حبوبي و ده‌ها نفر از دانشوران از محضر عرفاني آخوند همداني بهره برد و در تصفيه باطن و زهد و تقوا به مقامات بالايي رسيد.<ref> همان، ج 2، ص 675؛ اعيان الشيعه، ج 6، ص 136؛ گلشن ابرار، ج 3، ص 164؛ شرح حالي از نامداران تاريخ، ج 1، عمران عليزاده، ص 196-195.</ref>
+
آیت الله شیخ علی قمی به دلیل [[زهد]] و [[تقوا|تقوای]] فوق‌العاده و پرهیز از شهرت اجتماعی، به خود اجازه نداد به طور رسمی، حوزه درسی تشکیل دهد؛ اما عده‌ای از مشتاقان موفق گردیدند به طور خصوصی محضرش را دریابند و از مراتب فضل و کمالش بهره گیرند که عبارتند از:
  
قمي سپس به محضر حاج آقا رضا همداني شتافت و ضمن استفاده از دانش وي در [[فقه]]، زهد، تقوا و مقامات معنوي اين استاد حوزه [[نجف]] را اسوه خويش قرار داد؛ زيرا حاج آقا رضا همداني با رفتار و كردار خويش به روح و جان شاگردان اثر مي‌گذاشت و آنان را از درون متحول مي‌نمود و بدين گونه دل‌هاي آنان را صفا مي‌داد. ساده‌زيستي، پرهيز از شهرت اجتماعي و اجتناب از دنياگرايي از ويژگي‌هاي بارز اين استاد بود خصلت‌هايي كه شيخ علي قمي بدان آراسته و مشهور گرديد.<ref> مقدمه مصباح الفيه، حاج آقا رضا همداني؛ نقباءالبشر، ج 2، ص 777؛ گلشن ابرار، ج 3، ص 211؛ علماي شيعه از كليني تا خميني، م جرفادقاني، ص 327.</ref>
+
'''<I>۱. سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی:</I>'''
  
سيد مرتضي كشميري (1323-1368 ق) استاد ديگر شيخ علي قمي است كه مصداق حقيقي عالم رباني بود و در دانش ديني جامعيت داشت، اين شخصيت اسوه‌اي شايسته در پارسايي، زهد و گريز از دنياي فاني بود كه شيخ علي به سيره علمي وي تأسي نمود.<ref> ميرزاي شيرازي، شيخ آقا بزرگ تهراني، ترجمه محمود دزفولي، ص 194، آقا بزرگ تهراني اقيانوس پژوهش، ص 41.</ref>
+
[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی]] نزد آیت الله شیخ علی زاهد قمی به فراگیری [[علوم حدیث|علوم حدیث]] پرداخت و موفق گردید از او [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایی دریافت کند که متن آن در مجموعه اجازات آن مرجع عالی‌قدر موجود است.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ شهاب شریعت، ص ۱۵۵.</ref>
  
==شاگردان ایشان==
+
'''<I>۲. شیخ محمدعلی غروی اردوبادی (۱۳۸۰-۱۳۱۲ ق):</I>'''
  
آيت الله شيخ علي قمي به دليل زهد و تقواي فوق‌العاده و پرهيز از شهرت اجتماعي به خود اجازه نداد به طور رسمي، حوزه درسي تشكيل دهد؛ اما عده‌اي از مشتاقان موفق گرديدند به طور خصوصي محضرش را دريابند و از مراتب فضل و كمالش بهره گيرند كه عبارتند از:
+
شیخ محمدعلی ضمن این که موفق گردید از پرتو دانش و اندیشه شیخ علی استفاده کند، این توفیق را بدست آورد تا از شیخ قمی اجازه روایت دریافت کند. شیخ محمدعلی می‌گوید: اسوه دانش و تقوا حاج شیخ علی قمی در تاریخ دوم [[شوال]] سال ۱۳۵۳ ق. در حرم حضرت [[امام حسین]] علیه‌السلام در [[کربلا]] پس از [[نماز صبح]] در مورد کتاب [[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک الوسایل]] به من اجازه روایت داد که بسیار باارزش است. در این اجازه‌نامه تمام فوائد اجازه، مندرج است و چنین کرامتی فقط به آن شیخ با قداست اختصاص دارد. اردوبادی از شاگردان [[شیخ الشریعه اصفهانی|شیخ الشریعه اصفهانی]]، میرزا علی آقا شیرازی (فرزند [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]])، میرزا محمدحسین نایینی، آقا ضیاءالدین عراقی و... نیز هست. وی پس از گذراندن مراحل مقدماتی، سطح و خارج به مقام اجتهاد رسید. امتیاز این فقیه فرزانه به بلاغت و فصاحت است. نیز ذوق ادبی و توانایی‌های شعری وی از نظر اهل فن پوشیده نیست. کتاب‌هایی چون الامام علی ولید الکعبة (که مکررد به طبع رسیده است)، رسالة فی الرد علی الوهابیة، انوار الساطعة تسمیة حجةالله القاطعة، تفسیرالقرآن (که تنها جزء اول آن را نوشته است) و... از آثار ارزشمند اوست.<ref> السبیل الجدد الی حلقات السند، میرزا محمدعلی اردوبادی، مجله علوم (حدیث، شماره دوم).</ref>
  
'''<I>1. سيد شهاب‌الدين مرعشي نجفي:</I>'''
+
'''<I>۳. سید حسن موسوی خرسان (۱۴۰۵-۱۳۲۲ ق):</I>'''
  
سيد شهاب‌الدين پس از سپري كردن تحصيلات مقدماتي به فراگيري [[فقه]] و [[اصول]] پرداخت و اين دوران را با موفقيت پشت سر نهاد در همين دوران از محدثان وقت بهره گرفت. وي نزد آيت الله شيخ علي زاهد قمي به فراگيري علوم [[حديث]] پرداخت و موفق گرديد از او اجازه روايي دريافت كند كه متن آن در مجموعه اجازات آن مرجع عالي‌قدر موجود است.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 369؛ شهاب شريعت، ص 155.</ref>
+
وی صاحب تألیفاتی چون: شرح مشیخه [[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]] و [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]] و نیز کتاب حیاة الشیخ الطوسی است.<ref> المنتخب، کاظم عبود فتلاوی، ص ۱۲۵.</ref>
  
'''<I>2. شيخ محمدعلي غروي اردوبادي (1380-1312 ق):</I>'''
+
'''<I>۴. سید حسین الحسینی الهمدانی النجفی (۱۳۹۳-۱۲۹۶ ق):</I>'''
  
شيخ محمدعلي ضمن اين كه موفق گرديد از پرتو دانش و انديشه شيخ علي استفاده كند، اين توفيق را بدست آورد تا از قمي اجازه روايت دريافت كند. شيخ محمدعلي مي‌گويد: اسوه دانش و تقوا حاج شيخ علي قمي در تاريخ دوم [[شوال]] سال 1353 ق. در حرم حضرت [[امام حسين]] عليه‌السلام در [[كربلا]] پس از [[نماز صبح]] در مورد كتاب مستدرك الوسايل به من اجازه روايت داد كه بسيار باارزش است.  
+
وی پیوند بسیار نزدیکی با استاد خود داشت و از اصحاب خاص وی به شمار می‌رفت و بسیاری از علوم اسلامی را نزد وی آموخت. این آثار اوست: هدیةالملوک فی السیر والسلوک، من آداب المصلّی، تنبیه العصاة ممن ترک الصلوة.<ref> همان؛ الذریعه، ج ۲۵، ص ۲۱۴.</ref>
  
در اين اجازه‌نامه تمام فوائد اجازه، مندرج است و چنين كرامتي فقط به آن شيخ باقداست اختصاص دارد. اردوبادي از شاگردان شيخ الشريعه اصفهاني، ميرزا علي آقا شيرازي (فرزند ميرزاي شيرازي)، ميرزا محمدحسين ناييني، آقا ضياءالدين عراقي و... نيز هست. وي پس از گذراندن مراحل مقدماتي، سطح و خارج به مقام اجتهاد رسيد. امتياز اين فقيه فرزانه به بلاغت و فصاحت است. نيز ذوق ادبي و توانايي‌هاي شعري وي از نظر اهل فن پوشيده نيست. كتاب‌هايي چون الامام علي وليد الكعبة (كه مكررد به طبع رسيده است)، رسالة في الرد علي الوهابية، انوار الساطعة تسميّة حجةالله القاطعة، تفسيرالقرآن (كه تنها جزء اول آن را نوشته است) و... از آثار ارزشمند اوست.<ref> السبيل الجدد الي حلقات السند، ميرزا محمدعلي اردوبادي، مجله علوم (حديث، شماره دوم).</ref>
+
'''<I>۵. شیخ محمدحسین اعلمی حایری (۱۳۹۳-۱۳۲۰ ق):</I>'''
  
'''<I>3. سيد حسن موسوي خرسان (1405-1322 ق):</I>'''
+
[[محمدحسین اعلمی حائری|شیخ محمدحسین اعلمی]] صاحب «مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر» در سی مجلد است. وی علاوه بر استفاده از درس خصوصی استاد در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حدیث|حدیث]]، موفق به دریافت اجازه روایی از او گردید.
  
وي صاحب تأليفاتي چون: شرح مشيخه تهذيب و استبصار و نيز كتاب حياةالشيخ الطوسي<ref> المنتخب، كاظم عبود فتلاوي، ص 125.</ref> است.
+
علاوه بر شاگردانی که نام برده شد عده‌ای از مشاهیر [[نجف]] اگرچه توفیق درک محضر وی را نداشتند، توانستند از این فقیه زاهد اجازه روایی دریافت کنند. از این عده می‌توان از شیخ محمدرضا طبسی نجفی (۱۴۰۵-۱۳۲۲ ق)، سید محمدمهدی موسوی کاظمی (۱۳۹۱-۱۳۱۹ ق) صاحب احسن الودیعة فی تراجم مشاهیر مجتهدی الشیعه را نام برد. نیز آیت الله شیخ محمدرضا جرقویه‌ای اصفهانی (۱۳۷۳-۱۳۰۵ ق) در ۱۲ [[جمادی الثانی]] ۱۳۴۴ ق. موفق به دریافت اجازه روایی از شیخ علی قمی گردید.<ref> رجال اصفهان در علم و عرفان، ادب و هنر، سید محمدباقر کتابی، ج اول، ص ۴۰۵؛ لسان الارض یا تاریخ تخت فولاد اصفهان، سید مصلح الدین مهدوی، ص ۱۴۳.</ref>
  
'''<I>4. سيد حسين بن علي بن ابي‌طالب الحسيني الهمداني النجفي (1393-1296 ق):</I>'''
+
==آثار و تألیفات==
  
وي پيوند بسيار نزديكي با استاد خود داشت و از اصحاب خاص وي به شمار مي‌رفت و بسياري از علوم اسلامي را نزد وي آموخت. اين آثار اوست: هديةالملوك في السير والسلوك، من آداب المصلّي، تنبيه العصاه ممن ترك الصلوة.<ref> همان؛ الذريعه، ج 25، ص 214.</ref>
+
شیخ قمی در دوران زندگی بابرکت خود آثاری در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[حدیث]] و علوم دیگر به رشته تحریر درآورد که عبارتند از:
  
'''<I>5. شيخ محمدحسين اعلمي حايري (1393-1320 ق):</I>'''
+
'''<I>۱. شرح اسانید الکافی:</I>'''
  
شيخ محمدحسين صاحب مقتبس الاثر و مجدد مأثر در سي مجلد است. وي علاوه بر استفاده از درس خصوصي استاد در [[فقه]]، اصول و حديث موفق به دريافت اجازه روايي از او گرديد.
+
وی کتاب [[مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول (کتاب)|مرآت العقول]] علامه [[علامه مجلسى|محمدباقر مجلسی]] را که در شرح اصول و فروع کتاب [[الکافی (کتاب)|کافی]] است مورد بررسی قرار داد و با توجه به شرح اصول کافی [[ملاصدرا|ملاصدرای شیرازی]] و نیز شرح این اثر به قلم [[ملا صالح مازندرانی|ملا صالح مازندرانی]] به قدرت تتبع و احاطه علمی این دانشور گرانمایه پی برد و تصمیم گرفت به بیان احوال رجال مذکور در [[سند حدیث|سند]] احادیث کتاب کافی بر اساس کتاب مرآةالعقول بپردازد که متاسفانه موفق به اتمام آن نگردید. شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] نسخه‌ای از این اثر را به خط مؤلف دیده است. این کتاب به تنویرالمرآة نیز نامگذاری شده است.<ref> زندگینامه علامه مجلسی، ج ۲، سید مصلح الدین مهدوی، ص ۲۱۱؛ الذریعه، ج ۱۳، ص ۸۲ و ج ۴، ص ۴۷۱.</ref>
  
علاوه بر شاگرداني كه نام برده شد عده‌اي از مشاهير [[نجف]] اگرچه توفيق درك محضر وي را نداشتند، توانستند از اين فقيه زاهد اجازه روايي دريافت كنند. از اين عده مي‌توان از شيخ محمدرضا طبسي نجفي (1405-1322 ق)، سيد محمدمهدي موسوي كاظمي (1391-1319 ق) صاحب احسن الوديعة في تراجم مشاهير مجتهدي الشيعه را نام برد. نيز آيت الله شيخ محمدرضا جرقويه‌اي اصفهاني (1373-1305 ق) در 12 [[جمادی الثانی]] 1344 ق. موفق به دريافت اجازه روايي از شيخ علي قمي گرديد.<ref> رجال اصفهان در علم و عرفان، ادب و هنر، سيد محمدباقر كتابي، ج اول، ص 405؛ لسان الارض يا تاريخ تخت فولاد اصفهان، سيد مصلح الدين مهدوي، ص 143.</ref>
+
'''<I>۲. تدوین حواشی کتاب وسایل الشیعه:</I>'''
  
==وارستگي شیخ==
+
شیخ علی قمی در مدت اقامت در شهر مقدس [[کاظمین]] با نسخه‌ای از کتاب [[وسایل الشیعه]] به خط مؤلف برخورد نمود که [[شیخ حر عاملی|شیخ حر عاملی]] بر آن مطالبی در حاشیه اضافه کرده بود. وی در سال ۱۳۴۱ ق. این حواشی را تدوین نمود.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱.</ref>
  
رجال‌نگاران و تاريخ‌نويسان، حالات معنوي و مقامات علمي اين دانشور باتقوا را در آثار خويش به روشني ياد كرده‌اند. شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در نقباءالبشر ذيل شرح‌حال وي و نيز در كتاب [[الذريعه]] هنگام معرفي آثارش از او به عنوان عالم زاهد و فقيه جليل‌القدر ياد مي‌‌كند و برجسته‌ترين خصوصيات اخلاقي و سيره عملي وي را براي خوانندگان ترسيم مي‌نمايد.<ref> الذريعه، ج 83 ص 82، ج 1، ص 122؛ نقباءالبشر، ج 4، ص 1324.</ref>
+
'''<I>۳. شرح الهدایة:</I>'''
  
ميرزا محمدعلي حبيب‌آبادي ذيل تولد حاج شيخ علي قمي، او را در زمره عالمان و فقيهان معاصر برمي‌شمارد.<ref> مكارم الآثار، ج 7 ص 2538.</ref>
+
این کتاب شرحی است بر کتاب هدایةالامة الی احکام الائمة علیهم‌السلام به قلم [[شیخ حر عاملی]] (۱۱۰۴-۱۰۳۳ هـ.ق) که منتخبی از [[وسایل الشیعه]] است. البته در این کتاب سندها و مکررات حذف گردیده است، شیخ علی قمی این نوشتار را با توجه به اصل آن که در دوازده فصل است، تنظیم کرده است. اثر مورد اشاره در دو جلد نگارش یافته و شیخ آقا بزرگ تهرانی، نسخه‌ای از آن را به خط مؤلف مشاهده کرده است.<ref> مقدمه کتاب هدایةالامة والذریعه، ج ۱۴، ص ۱۷۳-۱۷۲.</ref>
  
آيت الله مرعشي نجفي شيخ علي قمي را مردي اهل زهد، صلاح و علم معرفي مي‌كند.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 369.</ref> و دكتر شيخ محمدهادي اميني او را اين گونه معرفي مي‌كند: فقيه بارع از مجتهدين و افاضل فقها، محدث رجالي، محقق متتبع، زاهد معروف كه مدام به جهاد به نفس، مراقبت و سلوك عرفاني مشغول بود.<ref> معجم رجال الفكر والادب في النجف خلال الف عام، ج 3، ص 1013.</ref>
+
'''<I>۴. سراج المبتدی:</I>'''
  
شيخ محمد حرزالدين در اثر معروف خود مي‌نويسد: شيخ علي قمي اهل فضل و زهد بود و به [[عبادت]] اهتمام داشت و از زخارف دنيا اعراض نموده بود.<ref> معارف الرجال، حرزالدين، علقه عليه حفيده الناسر محمدحسين حرزالدين، جزء ثاني، ص 143.</ref>
+
این اثر شرح بدایةالهدایة شیخ حر عاملی است که در آن [[احادیث]] مربوط به [[واجب|واجبات]] و [[حرام|محرمات]] و نیز پاره‌ای از روایات درباره [[مستحب|مستحبات]]، [[مکروه|مکروهات]] و [[مباح|مباحات]] جمع‌آوری شده است. شارح در سال ۱۳۴۳ ق. از نگارش این اثر فراغت یافته است. نوشتار مذکور تمامی ابواب معاملات؛ از متاجر تا دیات را دربرمی‌گیرد، ولی ابواب عبادات آن ناتمام مانده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌گوید بخشی از این کتاب را به خط شیخ علی قمی نزد فرزندش دیدم که شامل آغاز مباحث تجارت تا آخر دیات بود که بعدها مباحثی از عبادات را پی گرفت اما موفق به تکمیل آن نشد.<ref> بدایةالهدایة و لب الوسایل، ج ۱، ص ۱؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸، الذریعه، ج ۱۲، ص ۱۶۰.</ref>
  
سيد محسن امين خاطر نشان مي‌نمايد شيخ علي قمي پرهيزگارترين فرد بين معاصران بود، در سيرت نيك خود استقامت داشت، مدام به دانش‌اندوزي مشغول و با هواهاي نفساني و تمايلات فناپذير در ستيز بود.<ref> اعيان الشيعه، سيد محسن امين،حققه و اخرجه و استدرك عليه، حسن امين، ج 4، ص 150.</ref>
+
'''<I>۵. مصباح الانیس:</I>'''
  
==ویژگی اخلاقی شیخ علی==
+
شیخ علی قمی مشاهده نمود کتاب انیس التجار به قلم [[ملا محمد مهدی نراقی|ملا مهدی نراقی]] به دلیل عدم اعراب‌گذاری، برای برخی یا قابل استفاده نیست یا به سختی قابل استفاده است. به همین جهت این کتاب را از ابتدا تا پایان اعراب‌گذاری نمود و آن را مصباح الانیس نامید. در پایان کتاب آمده است: «عرّبه الحاج الشیخ علی بن ابراهیم القمی بامر استاده السید الصدر و فرغ من التعریب فی یوم الجمعة ۷ [[رمضان]] ۱۳۲۵ فی بلدة الکاظمیة». از این نسخه نیز شیخ آقا بزرگ تهرانی نسخه‌ای به خط مؤلف دیده است. فتاوای [[سید اسماعیل صدر|سید اسماعیل صدر]] (۱۳۳۸-۱۲۵۸ ق) نیز ضمیمه این کتاب است.
  
'''<I>1. عابد مُتقي:</I>'''
+
'''<I>۶. شرح تبصره:</I>'''
  
بيشتر اوقات اين مرد خدا به [[نماز]]، ذكر و [[دعا]] مي‌گذشت. قرائت [[قرآن]]، شيوه مستمرش بود و لحظه‌اي از ياد خدا غفلت نداشت و سيره پسنديده‌اش در امور معنوي و عبادي به حدي بود كه خاص و عام و اهل علم و دين؛ اعم از عرب و عجم و نيز ساير طبقات نجف وي را به پرهيزگاري مي‌شناختند و در اين مورد بين هيچكدام مناقشه و اختلافي نبود. وي با اشتياق ويژه‌اي به سفر عبادي-سياسي [[حج]] مشرف گشت و در ايام اقامت در حرمين شريفين اوقاتش را به [[عبادت]]، بحث‌هاي علمي مفيد، رشددهنده و نگارش گذارنيد. او بارها به [[مسجد كوفه]] مي‌رفت و در آنجا معتكف مي‌گشت.<ref> نقباءالبشر، ج 4، ص 1327-1326.</ref>
+
این نوشتار شرحی مبسوط است بر کتاب تبصرة المتعلمین فی احکام الدین از آثار [[علامه حلی]]. اصل کتاب یک دوره مختصر؛ اما کامل فقه را دربرمی‌گیرد و حدود چهار هزار مسئله و حکم فقهی در اثر مزبور مندرج است. شیخ علی قمی این [[احکام شرعی|احکام]] را در ۴ مجلد شرح نموده است:
  
آيت الله مرعشي نجفي درباره حالات عبادي و بُعد تقواي استادش شيخ علي قمي نوشته است: وي از افرادي بود كه خداوند متعال او را به عمل به آداب و مستحبات شرعي حتي مجاورت [[مكه]] و [[مدينه]] موفق نمود. من از او دعاي حرز يماني معروف به دعاي سيفي را با اجازه ويژه روايت مي‌كنم، او نمونه‌اي مجسم از پرهيزگاري به شمار مي‌رفت كه در اين عرصه به سلف صالح و گذشتگان شايسته اقتدا نموده بود، در تهجد و شب‌ زنده‌داري اهتمام داشت.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 371.</ref> بنا به نوشته شيخ آقا بزرگ تهراني، دائم كشيك نفس مي‌كشيد و مراقب بود از مسير حق بيرون نرود و جز رضاي خالق در پي چيزي بناشد. در مسجد هندي نماز جماعت اقامه مي‌نمود و گروهي از اهل زهد و تقوا و علم و معرفت به او اقتدا مي‌نمودند. براي درك نمازش معروفين به فضل و تقوا بر يكديگر سبقت مي‌گرفتند.<ref> نقباء البشر، ج 4، ص 1326.</ref>
+
*جلد اول: از طهارت تا نهی از منکر.
  
شيخ محمد شريف رازي مي‌نويسد: مدت‌ها ناظر و شاهد بودم كه آيات عظام آقا ضياءالدين عراقي، محمدحسين كمپاني، حاج شيخ موسي خوانساري، حاج شيخ محمدعلي كاظميني، حاج سيد محسن حكيم، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد محمود شاهرودي، سيد ابوالقاسم خويي، كاظم شيرازي و صدها نفر امثال آنان به وي اقتدا نموده و درك جماعت او را فوز و فيض عظيم مي‌دانستند.<ref> گنجينه دانشمندان، ج 6، ص 213.</ref>
+
*جلد دوم: از متاجر تا پایان وصایا که در تاریخ ششم [[ذی القعده]] سال ۱۳۲۱ ق. از آن فارغ گردیده است.
  
آثار [[سجده]] بر پيشاني و بين چشمانش نمايان بود و در اواخر عمر درس و تدريس را ترك كرد و به طور كامل به عبادت روي آورد.<ref> معارف الرجال، ج 2، ص 144.</ref>
+
*جلد سوم: نکاح.
  
'''<I>2. زهد در انديشه و عمل:</I>'''
+
*جلد چهارم: طلاق که مؤلف آن را جلد فراق نامیده است، تاریخ خاتمه این آثار نیز سال ۱۳۲۶ ق. است.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸؛ الذریعه، ج ۱۳، ص ۱۳۳ و ۱۳۶.</ref>
  
شيخ علي قمي از همان دوران نوجواني پوينده راه زهد و وارستگي بود. وي چيزهايي را كه از سرزمين‌هاي غيراسلامي مي‌آوردند مصرف نمي‌‌كرد. حتي قلم و كاغذي را كه در بلاد غيرمسلمان توليد نموده بودند بكار نمي‌برد. او از امور شبهه‌ناك به شدت اجتناب مي‌نمود و در بسياري از مباحات هم زهد را رعايت مي‌كرده از طعام لذيذ، لباس‌هاي زيبا و فرش‌هاي نرم و راحت دوري مي‌نمود. بيشتر وقت‌ها به غذايي ساده قناعت مي‌كرد، لباس خشن مي‌پوشيد و بر بستري كه از برگ درخت خرما بافته بود، آرام مي‌گرفت. در اماكن و مساجدي كه طهارت آن‌ها برايش مسلم بود از روي فروتني، خاكساري عبادي خويش را مي‌گسترانيد و روي آن مي‌نشست و يا به عبادت مشغول مي‌شد. هيچ وقت اتفاق نيفتاد كه به ظاهر و چگونگي جامه از لحاظ رنگ، شكل و نوع دوخت اعتنايي نشان دهد و به همين دليل در مجالس كوچه و بازار در نظر مردم به صورت فقيري غريب يا فردي بيابان‌نشين جلوه مي‌نمود. او اين امور را براي مخالفت با نفس و تواضع در برابر [[حق]] و نيز همراهي و همگامي با محرومترين اقشار جامعه انجام مي‌داد. او به شدت با ظاهرسازي و دوگانگي در شيوه زندگي مخالف بود. البته با وجود لباس ساده‌اي كه مي‌پوشيد بر نظافت بدن و پاكيزگي جامه‌اش اهتمام داشت. وي محاسنش را با حنا خضاب مي‌كرد و شارب و ناخن‌هايش را همواره كوتاه نگاه مي‌داشت و در اين امور نيز مستحبات شرعي را به طور كامل مراعات مي‌نمود.
+
'''<I>۷. کتاب الصلاة و کتاب الحج:</I>'''
  
رجال‌شناس معروف حرزالدين مي‌نويسد: از زهد و اجتناب از تجملات دنيايي‌اش اين بود كه براي خوراك و پوشاكش ارزشي قائل نبود. لباس درشتي را كه در شهرهاي اسلامي و به دست مسلمانان بافته مي‌شد بر تن مي‌كرد؛ به ويژه لباس پشمي و پنبه‌اي كه در ايران تهيه مي‌شد، مي‌پوشيد.
+
این دو اثر نسبت به شرح قبلی در موضوع خود گسترده‌تر هستند، در واقع تألیف این دو اثر نیز شرح دیگری بر تبصرةالمتعلمین با تکیه بر [[نماز]] و [[حج]] است که از تألیف آن دو، در سال ۱۳۳۲ ق. فراغت یافته است.<ref> همان.</ref>
  
او در زهد و اعراض از جلوه‌هاي دنيايي چنان پيش رفت كه اكثر اهل علم و بسياري از طبقات ديگر او را به غير زهد نشناسند. اين ويژگي، مقام علمي و توانايي فكري او را در عرصه‌هايي چون [[فقه]]، [[اصول]]، [[حديث]] و [[عرفان]] تحت‌الشعاع قرار داد. شيخ علي اوقات را به كم‌گويي و سكوت مي‌گذرانيد و در شئون آخرت لب به سخن گفتن مي‌گشود. وي فقط [[احاديث]] اهل بيت، معارف ديني، موازين شرعي و نكات آموزنده و عبرت آميز را بيان مي‌كرد. او از غيبت به شدت تنفر داشت و در سراسر عمر بابركتش كسي نديد او پشت سر كسي حرف بزند.
+
'''<I>۸. صلوة المسافر:</I>'''
  
'''<I>3. دفاع از ديانت:</I>'''
+
کتابی است مُفصل در موضوع [[نماز مسافر]] با روشی استدلالی که وی در [[جمادی الاول]] سال ۱۳۱۸ ق. آن را به پایان برده است.<ref> مکارم الاثار، ج ۷، ص ۲۵۳۸، همان، ص ۱۳۲۸، مجله علوم الحدیث، سال اول، شماره دوم، ص ۲۳۶.</ref>
  
اگرچه شيخ علي قمي به معناي واقعي و در انديشه و عمل زاهد بود و نه تنها دل به دنيا نبست؛ بلكه از تمتع و لذت‌گرايي هم امتناع مي‌نمود، هيچ‌گاه عزلت اختيار نكرد و به جامعه و مسايل گوناگون آن پشت ننمود، او زندگي ساده و بدون تكلفي داشت اما براي تحقق ارزش‌هاي الهي و گرايش افراد اجتماع به خير و صلاح و روي آوردن به فضايل و مكارم به شدت احساس مسئوليت نمود و خود را در مقابل قوانين الهي و جامعه متعهد ديد.
+
'''<I>۹. رافع الغواشی عن بعض شبهات الحواشی:</I>'''
  
در واقع او بر اين باور بود كه دنيا و آخرت بهم پيوسته‌اند و اگر مردم مي‌خواهند در صفا و امنيت و آرامش قرار گيرند بايد ملاك‌هاي اخروي را در زندگي خويش پياده كنند؛ از گناه و خلاف احتراز جويند و باايمان و پاكي به جاده تقوا قدم نهند. از اين جهت وقتي مشاهده مي‌نمود كسي مرتكب خلافي شده به شدت ناراحت مي‌شد. وي در امر به معروف و نهي از منكر بسيار جدي بود و براي اقامه قوانين آسماني از هيچ چيز هراس نداشت. او به ملامت افراد وقعي نمي‌نهاد؛ زيرا دفاع از ديانت را وظيفه اصلي و مقصد اساسي خود تلقي مي‌كرد، در امر دين و پايبندي به اعتقادات كوتاهي، سستي و هر گونه سهل‌انگاري و غفلت را برنمي‌تابيد و هر كس از مسير حق منحرف مي‌شد با خشم و عصبانيت نفرت خويش را از رفتار او بروز مي‌داد، هيچ‌گاه اتفاق نيفتاد كه براي تأمين اهداف افراد در هر مقامي كه باشند خشم خداوند را فراهم سازد و هميشه در پي خشنودي حضرت باري تعالي روزگار مي‌گذرانيد و سكوت در برابر گناه را نشانه ضعف و علامت بي‌تعهدي مي‌دانست. البته او مي‌كوشيد با عمل، مردم را به سوي خوبي‌ها فراخواند و چون ايمان در اعماق وجودش ريشه داونيده بود حاضر بود براي دفاع از حق، جان خويش را در مخاطره افكند. رضايت اغيار را به قيمت قهر قهار نمي‌خريد و هيچ چيز و هيچ كس را بر دين ترجيح نمي‌داد.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1325؛ المسلسلات، ج ص 370؛ [[محدث نوری]] روايت نور، ص 97.</ref>
+
شیخ علی قمی در این کتاب پاره‌ای از حاشیه‌های استادش میرزا حسین خلیلی تهرانی بر کتاب نجاة العباد را مورد ارزیابی قرار داده و پس از یک بررسی علمی دلایل و مدارک آن‌ها را ذکر کرده است.<ref> اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۵۰؛ الذریعه، ج ۱۰، ص ۶۰؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸.</ref>
  
'''<I>4. اهتمام علمي:</I>'''
+
'''<I>۱۰. تقریرات درس آیت الله [[آقا رضا همدانی|آقا رضا همدانی]] در اخلاق</I>'''؛
  
شيخ علي قمي از دوران نوجواني لحظه‌اي از يادگرفتن، ياددادن و نگارش و نوشتن بازنماند. او هنگامي كه از محضر استادان بهره مي‌گرفت، با دقت و كنجكاوي دروس آن فرزانگان را به رشته تحرير كشيد و نشانه‌هاي آگاهي و اجتهاد خود را در تاليفاتي گرانبها به اثبات رسانيد. موقعي كه به [[سامرا]] مي‌رفت ضمن حضور در جلسات علمي به وفور اهل بحث و مذاكره بود و در تأليف و مراجعه به آثار ديگران و استنساخ نوشته‌هاي ارزشمند جديت داشت و از تحقيق و نگارش حتي در سفر غربت خسته نمي‌شد. وي به همين دليل برخي از كتاب‌هاي خود را در نجف، تعدادي را هنگام [[اعتكاف]] در مسجد كوفه و پاره‌اي را در [[كاظمين]] و سامرا نوشت و در ايام تشرف به [[حج]] نيز از نوشتن باز نماند. وي دانش‌اندوزي و تحصيل علوم را با زهد و رياضت در تضاد نمي‌ديد، با وجود گستردگي دامنه اطلاعات و وسعت دانش، وقتي در مجالس و محافل پاسخ سؤالي به وي اعاده مي‌گرديد، با درنگ و تأمل و نهايت فروتني آن را جواب مي‌داد. در اين گونه تجمع‌هاي علمي و فرهنگي سخن توأم با موعظه خويش را چنين بيان مي‌كرد. هر كس از خدا بترسد ميزان معرفتش رو به فزوني مي‌رود. وي اگر خلوت مي‌گزيد اوقات را به تلاوت [[قرآن]]، تأليف يا انديشه در آينده‌اش سپري مي‌ساخت.<ref> معارف الرجال، جزء ثاني، ص 144، نقباءالبشر، ج 4، ص 1325-1324.</ref>
+
'''<I>۱۱. تقریرات درس فقه و اصول [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانی]]؛</I>'''
  
'''<I>5. شكوه شكيبايي:</I>'''
+
'''''۱۲. تقریرات درس حاج میرزا حسین خلیلی؛'''''  
  
شيخ علي قمي صبر بر طاعت الهي را با عبادت خالصانه و مقاومت در برابر معاصي را با [[تقوا]] و زهد به اثبات رسانيد؛ اما ويژگي وي در هنگام روبرو شدن با گرفتاري‌ها و مصائب فرساينده، شگفت‌آور و شكوهمند است؛ زيرا در شدائد و سختي‌ها بسيار بردباري نشان مي‌داد اموري كه كمتر فردي در برابر آن‌ها صبور است.
+
'''''۱۳. تقریرات درس [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]]؛'''''
  
يكي از فرزندانش در [[نجف]] اشرف به دار باقي شتافت و او اگرچه به لحاظ عواطف پدر و فرزندي، بسيار در درون خويش محزون و متأسف بود به هيچ عنوان جزع و فزع از خود نشان نداد و در قضاي الهي صبر پيشه نمود، موقعي كه از مراسم تشييع و تدفين اين فرزند بازمي‌گشت به او خبر دادند پسر ديگرش شيخ شريف كه در ايران بسر مي‌برد از دنيا رفته است. وي با شنيدن اين خبر خداوند را سپاس گفت و به [[سجده]] افتاد و براي دو فرزند از دست رفته‌اش مجلس ترحيم و فاتحه برگزار نمود. او از اين كه خداوند از در حكمت چنين مصائب و بلاهايي را برايش مقدر نموده، نه تنها شكوه‌اي بر زبان جاري نساخت بلكه پروردگار خويش را شاكر بود؛ زيرا اعتقاد داشت اين حوادث، ميداني براي آزمايش و وسيله‌اي براي پاك شدن از گناهان است.  
+
'''<I>۱۴. تقریرات درس اخلاق آخوند ملا حسینقلی همدانی</I>'''؛
  
گواه ديگر بر ميزان استقامت و شكيبايي وي بيماري فرساينده‌اي بود كه او را در بستر افكند و بر اثر آن اختلال سختي در بدنش پديد آورده بود. اگرچه پزشكان او را جراحي كردند؛ اما اين حركت موفقيت‌آميز نبود و ناگزير شدند براي رفع اين مشكل از خاصره‌اش مجرايي ببينند. وي چندين بار براي معالجه به ايران آمد و به پزشكان متعددي مراجعه نمود؛ اما درمان آنان كارساز واقع نشد و همچنان بيماري رو به وخامت گذاشت. او ده سال با اين مرض در ستيز بود. و اين بيماري رنجي جانكاه و اوضاعي ناگوار را متوجه اش ساخت، بسياري از اهل علم و فضل و نيز دوستان و ساير مردم اهل ايمان به عيادتش مي‌رفتند، اما هيچ كدام از آنان حتي كلمه‌اي از ملال، گلايه و بي‌تابي از آن مرد تقوا نشنيدند. زبانش خالصانه به حمد و ذكر الهي، كه گواه رضايتش به قضاي الهي بود، مداومت داشت<ref> نقباءالبشر، ج 4، ص 1327-1326.</ref> و پيوسته فرمايش رسول اكرم صلي الله عليه وآله را به خاطر مي‌آورد كه فرمود: نزد پروردگار براي بنده‌اش درجه‌اي است كه با اعمال و رفتارش بدان نخواهد رسيد تا آن كه بدنش مبتلا به بيماري قرار گيرد و از اين رهگذر به آن رتبه و درجه نائل شود.<ref> [[بحارالانوار]]، [[علامه مجلسی]]، ج 81، ص 174.</ref>
+
'''<I>۱۵. کشکول، که در آن نکات متفرقه در زمینه علوم گوناگون آمده است؛</I>'''
  
==آثار ماندگار شیخ علی قمی==
+
و...<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱؛ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۵۰؛ گنجینه دانشمندان، ج ۶، محمدشریف رازی، ص ۲۱۴؛ معجم رجال الفکر والادب فی النجف، ج ۳، ص ۱۰۱۳.</ref>
  
شيخ علي قمي در دوران زندگي بابركت خود آثاري در [[فقه]]، [[اصول]]، [[حديث]] و علوم ديگر به رشته تحرير درآورد كه عبارتند از:
+
شیخ علی قمی تمامی این آثار را بر کاغذهایی که از بخارا می‌آمد، می‌نوشت و در پرهیز از بکار بردن کالاهای خارجی و استفاده از محصولات سرزمین‌های اسلامی به سیره سلف صالح خویش اقتدا نمود. او بر این اعتقاد بود که به مصداق کریمه: «ولن یعجل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً»، باید انسانِ مسلمان مستقل از بیگانگان زندگی کند و حس خودباوری و استقلال خواهی را در میان مردم زنده نگه دارد.<ref> نقباءالبشر، ج ۱، ص ۳۴۹؛ ج ۴، ص ۱۳۲۸؛ فوائدالرضویه، محدث قمی، ص ۵۳.</ref>
  
'''<I>1. شرح اسانيد الكافي:</I>'''
+
==در نگاه عالمان==
  
وي كتاب مرآت العقول في شرح اخبار آل الرسول علامه محمدباقر مجلسي را كه در شرح اصول و فروع كتاب كافي است مورد بررسي قرار داد و با توجه به شرح اصول كافي ملاصدراي شيرازي و نيز شرح اين اثر به قلم ملا صالح مازندراني به قدرت تتبع و احاطه علمي اين دانشور گرانمايه پي برد و تصميم گرفت به بيان احوال رجال مذكور در سند [[احاديث]] كتاب كافي بر اساس كتاب مرآةالعقول بپردازد كه متاسفانه موفق به اتمام آن نگرديد. شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]] نسخه‌اي از اين اثر را به خط مؤلف ديده است. اين كتاب به تنويرالمرآة نيز نامگذاري شده است.<ref> زندگينامه علامه مجلسي، ج 2، سيد مصلح الدين مهدوي، ص 211؛ الذريعه، ج 13، ص 82 و ج ص 471.</ref>
+
*شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در [[نقباء البشر (کتاب)|نقباءالبشر]] ذیل شرح‌حال وی و نیز در کتاب [[الذریعه]] هنگام معرفی آثارش از او به عنوان عالم زاهد و [[فقیه|فقیه]] جلیل‌القدر یاد می‌‌کند و برجسته‌ترین خصوصیات اخلاقی و سیره عملی وی را برای خوانندگان ترسیم می‌نماید.<ref> الذریعه، ج ۸۳ ص ۸۲، ج ۱، ص ۱۲۲؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴.</ref>
 +
*میرزا محمدعلی حبیب‌آبادی ذیل تولد حاج شیخ علی قمی، او را در زمره عالمان و فقیهان معاصر برمی‌شمارد.<ref> مکارم الآثار، ج ۷ ص ۲۵۳۸.</ref>
 +
*[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله مرعشی نجفی]] شیخ علی قمی را مردی اهل [[زهد]]، صلاح و علم معرفی می‌کند.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹.</ref>
 +
*دکتر شیخ محمدهادی امینی او را این گونه معرفی می‌کند: فقیه بارع از مجتهدین و افاضل فقها، [[محدث]] رجالی، محقق متتبع، زاهد معروف که مدام به جهاد به نفس، مراقبت و سلوک عرفانی مشغول بود.<ref> معجم رجال الفکر والادب فی النجف خلال الف عام، ج ۳، ص ۱۰۱۳.</ref>
 +
*شیخ محمد حرزالدین در اثر معروف خود می‌نویسد: شیخ علی قمی اهل فضل و زهد بود و به [[عبادت]] اهتمام داشت و از زخارف دنیا اعراض نموده بود.<ref> معارف الرجال، حرزالدین، علقه علیه حفیده الناسر محمدحسین حرزالدین، جزء ثانی، ص ۱۴۳.</ref>
 +
*[[سید محسن امین|سید محسن امین]] خاطر نشان می‌نماید شیخ علی قمی پرهیزگارترین فرد بین معاصران بود، در سیرت نیک خود استقامت داشت، مدام به دانش‌اندوزی مشغول و با هواهای نفسانی و تمایلات فناپذیر در ستیز بود.<ref> اعیان الشیعه، سید محسن امین،حققه و اخرجه و استدرک علیه، حسن امین، ج ۴، ص ۱۵۰.</ref>
  
'''<I>2. تدوين حواشي كتاب وسايل الشيعه:</I>'''
+
==ویژگی‌های اخلاقی==
  
شيخ علي قمي در مدت اقامت در شهر مقدس [[كاظمين]] با نسخه‌اي از كتاب [[وسايل الشيعه]] به خط مؤلف برخورد نمود كه شيخ حر عاملی بر آن مطالبي در حاشيه اضافه كرده بود. وي در سال 1341 ق. اين حواشي را تدوين نمود.<ref> المسلسلات، ج 2، ص 371.</ref>
+
'''<I>۱. عابد متقی:</I>'''
  
'''<I>3. شرح الهداية:</I>'''
+
بیشتر اوقات این مرد خدا به [[نماز]]، [[ذکر|ذکر]] و [[دعا]] می‌گذشت. قرائت [[قرآن]]، شیوه مستمرش بود و لحظه‌ای از یاد [[الله|خدا]] غفلت نداشت و سیره پسندیده‌اش در امور معنوی و عبادی به حدی بود که خاص و عام و اهل علم و دین؛ اعم از عرب و عجم و نیز سایر طبقات [[نجف]] وی را به پرهیزگاری می‌شناختند. وی با اشتیاق ویژه‌ای به سفر عبادی-سیاسی [[حج]] مشرف گشت و در ایام اقامت در حرمین شریفین اوقاتش را به [[عبادت]]، بحث‌های علمی مفید، رشددهنده و نگارش گذارنید. او بارها به [[مسجد کوفه]] می‌رفت و در آنجا [[اعتکاف|معتکف]] می‌گشت.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۷-۱۳۲۶.</ref>
  
اين كتاب شرحي است بر كتاب هدايةالامة الي احكام الائمة عليهم‌السلام به قلم [[شیخ حر عاملی]] (1104-1033 هـ.ق) كه منتخبي از تفصيل [[وسايل الشيعه]] است. البته در اين كتاب سندها و مكررات حذف گرديده است، شيخ علي قمي اين نوشتار را با توجه به اصل آن كه در دوازده فصل است، تنظيم كرده است. اثر مورد اشاره در دو جلد نگارش يافته و شيخ آقا بزرگ تهراني، نسخه‌اي از آن را به خط مؤلف مشاهده كرده است.<ref> مقدمه كتاب هدايةالامة والذريعه، ج 14، ص 173-172.</ref>
+
آیت الله مرعشی نجفی درباره حالات عبادی و بُعد تقوای استادش شیخ علی قمی نوشته است: وی از افرادی بود که خداوند متعال او را به عمل به [[آداب و سنن اسلامی|آداب]] و [[استحباب|مستحبات]] شرعی حتی مجاورت [[مکه]] و [[مدینه]] موفق نمود. من از او دعای حرز یمانی معروف به دعای سیفی را با اجازه ویژه روایت می‌کنم، او نمونه‌ای مجسم از پرهیزگاری به شمار می‌رفت که در این عرصه به سلف صالح و گذشتگان شایسته اقتدا نموده بود، در [[تهجد]] و شب‌ زنده‌داری اهتمام داشت.<ref> المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱.</ref> بنا به نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی، دائم کشیک نفس می‌کشید و مراقب بود از مسیر حق بیرون نرود و جز رضای خالق در پی چیزی بناشد. در [[مسجد هندی|مسجد هندی]] نماز جماعت اقامه می‌نمود و گروهی از اهل زهد و تقوا و علم و معرفت به او اقتدا می‌نمودند. برای درک نمازش معروفین به فضل و تقوا بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند.<ref> نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۲۶.</ref>
  
'''<I>4. سراج المبتدي:</I>'''
+
شیخ محمد شریف رازی می‌نویسد: مدت‌ها ناظر و شاهد بودم که آیات عظام [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[محمدحسین غروی اصفهانی|محمدحسین کمپانی]]، حاج شیخ موسی خوانساری، حاج شیخ محمدعلی کاظمینی، حاج [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]]، [[سید عبدالهادی شیرازی|سید عبدالهادی شیرازی]]، [[آیت الله سید محمود شاهرودی|سید محمود شاهرودی]]، [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویی]]، کاظم شیرازی و صدها نفر امثال آنان به وی اقتدا نموده و درک جماعت او را فوز و فیض عظیم می‌دانستند.<ref> گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۱۳.</ref>
  
اين اثر شرح بدايةالهداية شيخ حر عاملي است كه در آن [[احاديث]] مربوط به واجبات و محرمات و نيز پاره‌اي از روايات درباره مستحبات، مكروهات و مباحات جمع‌آوري شده است. شارح در سال 1343 ق. از نگارش اين اثر فراغت يافته است. نوشتار مذكور تمامي ابواب معاملات؛ از متاجر تا ديات را دربرمي‌گيرد، ولي ابواب عبادات آن ناتمام مانده است. شيخ آقا بزرگ تهراني مي‌گويد بخشي از اين كتاب را به خط شيخ علي قمي نزد فرزندش ديدم كه شامل آغاز مباحث تجارت تا آخر ديات بود كه بعدها مباحثي از عبادات را پي گرفت اما موفق به تكميل آن نشد.<ref> بدايةالهداية و لب الوسايل، ج 1، ص 1؛ نقباءالبشر، ج 4، ص 1328، الذريعه، ج 12، ص 160.</ref>
+
آثار [[سجده]] بر پیشانی و بین چشمانش نمایان بود و در اواخر عمر درس و تدریس را ترک کرد و به طور کامل به عبادت روی آورد.<ref> معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۴۴.</ref>
  
'''<I>5. مصباح الانيس:</I>'''
+
'''<I>۲. زهد در اندیشه و عمل:</I>'''
  
شيخ علي قمي مشاهده نمود كتاب انيس التجار به قلم ملا مهدي نراقي به دليل عدم اعراب‌گذاري، براي برخي يا قابل استفاده نيست يا به سختي قابل استفاده است. به همين جهت اين كتاب را از ابتدا تا پايان اعراب‌گذاري نمود و آن را مصباح الانيس ناميد. در پايان كتاب آمده است: عرّبه الحاج الشيخ علي بن ابراهيم القمي بامر استاده السيد الصدر و فرغ من التعريب في يوم الجمعة 7 [[رمضان]] 1325 في بلدة الكاظمية.
+
شیخ علی قمی از همان دوران نوجوانی پوینده راه [[زهد]] و وارستگی بود. وی چیزهایی را که از سرزمین‌های غیراسلامی می‌آوردند مصرف نمی‌‌کرد. حتی قلم و کاغذی را که در بلاد غیرمسلمان تولید نموده بودند بکار نمی‌برد. او از امور شبهه‌ناک به شدت اجتناب می‌نمود و در بسیاری از مباحات هم زهد را رعایت می‌کرده و از طعام لذیذ، لباس‌های زیبا و فرش‌های نرم و راحت دوری می‌نمود. بیشتر وقت‌ها به غذایی ساده [[قناعت]] می‌کرد، لباس خشن می‌پوشید و بر بستری که از برگ درخت خرما بافته بود، آرام می‌گرفت. در اماکن و مساجدی که طهارت آن‌ها برایش مسلم بود از روی فروتنی، خاکساری عبای خویش را می‌گسترانید و روی آن می‌نشست و یا به عبادت مشغول می‌شد.  
  
از اين نسخه نيز شيخ آقا بزرگ تهراني نسخه‌اي به خط مؤلف ديده است. فتاواي سيد اسماعيل صدر (1338-1258 ق) نيز ضميمه اين كتاب است.
+
هیچ وقت اتفاق نیفتاد که به ظاهر و چگونگی جامه از لحاظ رنگ، شکل و نوع دوخت اعتنایی نشان دهد و به همین دلیل در مجالس کوچه و بازار در نظر مردم به صورت فقیری غریب یا فردی بیابان‌نشین جلوه می‌نمود. او این امور را برای مخالفت با [[نفس]] و [[تواضع]] در برابر [[حق]] و نیز همراهی و همگامی با محرومترین اقشار جامعه انجام می‌داد. او به شدت با ظاهرسازی و دوگانگی در شیوه زندگی مخالف بود. البته با وجود لباس ساده‌ای که می‌پوشید بر نظافت بدن و پاکیزگی جامه‌اش اهتمام داشت. وی محاسنش را با حنا خضاب می‌کرد و شارب و ناخن‌هایش را همواره کوتاه نگاه می‌داشت و در این امور نیز مستحبات شرعی را به طور کامل مراعات می‌نمود.
  
'''<I>6. شرح تبصره:</I>'''
+
رجال‌شناس معروف حرزالدین می‌نویسد: از زهد و اجتناب از تجملات دنیایی‌اش این بود که برای خوراک و پوشاکش ارزشی قائل نبود. لباس درشتی را که در شهرهای اسلامی و به دست مسلمانان بافته می‌شد بر تن می‌کرد؛ به ویژه لباس پشمی و پنبه‌ای که در [[ایران|ایران]] تهیه می‌شد، می‌پوشید.
  
اين نوشتار شرحي مبسوط است بر كتاب تبصرة المتعلمين في احكام الدين از آثار [[علامه حلی]]. اصل كتاب يك دوره مختصر؛ اما كامل فقه را دربرمي‌گيرد و حدود چهار هزار مسئله و حكم فقهي در اثر مزبور مندرج است. شيخ علي قمي اين احكام را در 4 مجلد شرح نموده است:
+
او در زهد و اعراض از جلوه‌های دنیایی چنان پیش رفت که اکثر اهل علم و بسیاری از طبقات دیگر او را به غیر زهد نشناسند. این ویژگی، مقام علمی و توانایی فکری او را در عرصه‌هایی چون [[فقه]]، [[اصول]]، [[حدیث]] و [[عرفان]] تحت‌الشعاع قرار داد. شیخ علی اوقات را به کم‌گویی و سکوت می‌گذرانید و در شئون آخرت لب به سخن گفتن می‌گشود. وی فقط احادیث [[اهل البیت|اهل بیت]]، معارف دینی، موازین شرعی و نکات آموزنده و عبرت آمیز را بیان می‌کرد. او از [[غیبت (گناه)|غیبت]] به شدت تنفر داشت و در سراسر عمر بابرکتش کسی ندید او پشت سر کسی حرف بزند.
  
* جلد اول: از طهارت تا نهي از منكر.
+
'''<I>۳. دفاع از دیانت:</I>'''
  
* جلد دوم: از متاجر تا پايان وصايا كه در تاريخ ششم [[ذی القعده]] سال 1321 ق. از آن فارغ گرديده است.
+
اگرچه شیخ علی قمی به معنای واقعی و در اندیشه و عمل زاهد بود و نه تنها دل به دنیا نبست؛ بلکه از تمتع و لذت‌گرایی هم امتناع می‌نمود، هیچ‌گاه عزلت اختیار نکرد و به جامعه و مسایل گوناگون آن پشت ننمود، او زندگی ساده و بدون تکلفی داشت اما برای تحقق ارزش‌های الهی و گرایش افراد اجتماع به خیر و صلاح و روی آوردن به فضایل و مکارم به شدت احساس مسئولیت نمود و خود را در مقابل قوانین الهی و جامعه متعهد دید.
  
* جلد سوم: نكاح.
+
در واقع او بر این باور بود که دنیا و [[آخرت]] بهم پیوسته‌اند و اگر مردم می‌خواهند در صفا و امنیت و آرامش قرار گیرند باید ملاک‌های اخروی را در زندگی خویش پیاده کنند؛ از [[گناه]] و خلاف احتراز جویند و باایمان و پاکی به جاده تقوا قدم نهند. از این جهت وقتی مشاهده می‌نمود کسی مرتکب خلافی شده به شدت ناراحت می‌شد. وی در [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهی از منکر]] بسیار جدی بود و برای اقامه قوانین آسمانی از هیچ چیز هراس نداشت. او به ملامت افراد وقعی نمی‌نهاد؛ زیرا دفاع از دیانت را وظیفه اصلی و مقصد اساسی خود تلقی می‌کرد، در امر [[دین|دین]] و پایبندی به اعتقادات کوتاهی، سستی و هر گونه سهل‌انگاری و غفلت را برنمی‌تابید و هر کس از مسیر [[حق]] منحرف می‌شد با خشم و عصبانیت نفرت خویش را از رفتار او بروز می‌داد.  
  
* جلد چهارم: طلاق كه مؤلف آن را جلد فراق ناميده است، تاريخ خاتمه اين آثار نيز سال 1326 ق. است.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1328؛ الذريعه، ج 13، ص 133 و 136.</ref>
+
هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد که برای تأمین اهداف افراد در هر مقامی که باشند خشم خداوند را فراهم سازد و همیشه در پی خشنودی حضرت باری تعالی روزگار می‌گذرانید و سکوت در برابر گناه را نشانه ضعف و علامت بی‌تعهدی می‌دانست. البته او می‌کوشید با عمل، مردم را به سوی خوبی‌ها فراخواند و چون ایمان در اعماق وجودش ریشه داونیده بود حاضر بود برای دفاع از حق، جان خویش را در مخاطره افکند. رضایت اغیار را به قیمت قهر قهار نمی‌خرید و هیچ چیز و هیچ کس را بر دین ترجیح نمی‌داد.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۰؛ محدث نوری روایت نور، ص ۹۷.</ref>
  
'''<I>7. كتاب الصلاة و كتاب الحج:</I>'''
+
'''<I>۴. اهتمام علمی:</I>'''
  
اين دو اثر نسبت به شرح قبلي در موضوع خود گسترده‌تر هستند، در واقع تأليف اين دو اثر نيز شرح ديگري بر تبصرةالمتعلمين با تكيه بر [[نماز]] و [[حج]] است كه از تأليف آن دو، در سال 1332 ق. فراغت يافته است.<ref> همان.</ref>
+
شیخ علی قمی از دوران نوجوانی لحظه‌ای از یادگرفتن، یاددادن و نگارش و نوشتن بازنماند. او هنگامی که از محضر استادان بهره می‌گرفت، با دقت و کنجکاوی دروس آن فرزانگان را به رشته تحریر کشید و نشانه‌های آگاهی و [[اجتهاد]] خود را در تالیفاتی گرانبها به اثبات رسانید. موقعی که به [[سامرا]] می‌رفت ضمن حضور در جلسات علمی به وفور اهل بحث و مذاکره بود و در تألیف و مراجعه به آثار دیگران و استنساخ نوشته‌های ارزشمند جدیت داشت و از تحقیق و نگارش حتی در سفر غربت خسته نمی‌شد. وی به همین دلیل برخی از کتاب‌های خود را در نجف، تعدادی را هنگام [[اعتکاف]] در [[مسجد کوفه|مسجد کوفه]] و پاره‌ای را در [[کاظمین]] و سامرا نوشت و در ایام تشرف به [[حج]] نیز از نوشتن باز نماند. وی دانش‌اندوزی و تحصیل علوم را با زهد و ریاضت در تضاد نمی‌دید. با وجود گستردگی دامنه اطلاعات و وسعت دانش، وقتی در مجالس و محافل پاسخ سؤالی به وی اعاده می‌گردید، با درنگ و تأمل و نهایت فروتنی آن را جواب می‌داد. در این گونه تجمع‌های علمی و فرهنگی سخن توأم با موعظه خویش را چنین بیان می‌کرد: «هر کس از خدا بترسد میزان معرفتش رو به فزونی می‌رود». وی اگر خلوت می‌گزید اوقات را به [[تلاوت قرآن]]، تألیف و یا اندیشه در آینده‌اش سپری می‌ساخت.<ref> معارف الرجال، جزء ثانی، ص ۱۴۴، نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵-۱۳۲۴.</ref>
  
'''<I>8. صلوة المسافر:</I>'''
+
'''<I>۵. صبر و شکیبایی:</I>'''
  
كتابي است مُفصل در موضوع [[نماز مسافر]] با روشي استدلالي كه وي در [[جمادی الاول]] سال 1318 ق. آن را به پايان برده است.<ref> مكارم الاثار، ج 7، ص 2538، همان، ص 1328، مجله علوم الحديث، سال اول، شماره دوم، ص 236.</ref>
+
شیخ علی قمی [[صبر]] بر طاعت الهی را با [[عبادت]] خالصانه و مقاومت در برابر معاصی را با [[تقوا]] و [[زهد]] به اثبات رسانید؛ اما ویژگی وی در هنگام روبرو شدن با گرفتاری‌ها و مصائب فرساینده، شگفت‌آور و شکوهمند است؛ زیرا در شدائد و سختی‌ها بسیار بردباری نشان می‌داد اموری که کمتر فردی در برابر آن‌ها صبور است.
  
'''<I>9. رافع الغواشي عن بعض شبهات الحواشي:</I>'''
+
یکی از فرزندانش در [[نجف]] اشرف به دار باقی شتافت و او اگرچه به لحاظ عواطف پدر و فرزندی، بسیار در درون خویش محزون و متأسف بود به هیچ عنوان جزع و فزع از خود نشان نداد و در قضای الهی صبر پیشه نمود. موقعی که از مراسم [[تشییع جنازه|تشییع]] و تدفین این فرزند بازمی‌گشت به او خبر دادند پسر دیگرش شیخ شریف که در [[ایران|ایران]] بسر می‌برد از دنیا رفته است. وی با شنیدن این خبر خداوند را سپاس گفت و به [[سجده]] افتاد و برای دو فرزند از دست رفته‌اش مجلس ترحیم و فاتحه برگزار نمود. او از این که خداوند از در حکمت چنین مصائب و بلاهایی را برایش مقدر نموده، نه تنها شکوه‌ای بر زبان جاری نساخت بلکه پروردگار خویش را شاکر بود؛ زیرا اعتقاد داشت این حوادث، میدانی برای آزمایش و وسیله‌ای برای پاک شدن از گناهان است.  
  
شيخ علي قمي در اين كتاب پاره‌اي از حاشيه‌هاي استادش ميرزا حسن خليلي تهراني بر كتاب نجاةالعباد را مورد ارزيابي قرار داده و پس از يك بررسي علمي دلايل و مدارك آن‌ها را ذكر كرده است.<ref> اعيان الشيعه، ج ص 150؛ الذريعه، ج 10، ص 60؛ نقباءالبشر، ج ص 1328.</ref>
+
گواه دیگر بر میزان استقامت و شکیبایی وی بیماری فرساینده‌ای بود که او را در بستر افکند و بر اثر آن اختلال سختی در بدنش پدید آورده بود. اگرچه پزشکان او را جراحی کردند؛ اما این حرکت موفقیت‌آمیز نبود و ناگزیر شدند برای رفع این مشکل از خاصره‌اش مجرایی ببینند. وی چندین بار برای معالجه به ایران آمد و به پزشکان متعددی مراجعه نمود؛ اما درمان آنان کارساز واقع نشد و همچنان بیماری رو به وخامت گذاشت. او ده سال با این مرض در ستیز بود. و این بیماری رنجی جانکاه و اوضاعی ناگوار را متوجه اش ساخت، بسیاری از اهل علم و فضل و نیز دوستان و سایر مردم اهل ایمان به [[عیادت بیماران|عیادتش]] می‌رفتند، اما هیچ کدام از آنان حتی کلمه‌ای از ملال، گلایه و بی‌تابی از آن مرد تقوا نشنیدند. زبانش خالصانه به حمد و ذکر الهی، که گواه رضایتش به قضای الهی بود، مداومت داشت<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۷-۱۳۲۶.</ref> و پیوسته فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وآله را به خاطر می‌آورد که فرمود: نزد پروردگار برای بنده‌اش درجه‌ای است که با اعمال و رفتارش بدان نخواهد رسید تا آن که بدنش مبتلا به بیماری قرار گیرد و از این رهگذر به آن رتبه و درجه نائل شود.<ref> بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۸۱، ص ۱۷۴.</ref>
  
'''<I>10. تقريرات درس آيت الله رضا همداني در اخلاق</I>'''؛
+
==وفات==
 +
شیخ علی قمی به علت ابتلا به بیماری، چندین سال از این ناراحتی رنج می‌برد و معالجاتش در [[بغداد]] و [[ایران|ایران]] مؤثر واقع نشد و در تمام این ایام در خانه بسر می‌برد و به همین علت کمتر در جماعات و محافل اجتماعی و علمی حاضر می‌گردید، تا آن که در شب چهارشنبه ۲۲ [[جمادی الثانی]] سال ۱۳۷۱ ق. (مطابق ۲۸ اسفند ۱۳۳۰ ش) دیده از جهان فروبست و روح پاکش میهمان عرشیان و قدسیان گردید.
  
'''<I>11. تقريرات درس آخوند خراساني:</I>'''
+
حضرت آیت الله [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]] بر پیکر آن فقید وارسته [[نماز]] خواند. آنگاه برحسب وصیت شیخ نصرالله حویزی (متوفی ۱۳۴۶ ق) بدن وی در مقبره او - مقابل مرقد [[صاحب جواهر]] - در محله عماره [[نجف]] به خاک سپرده شد.<ref> مکارم الآثار، ج ۷، ص ۱۳۲۷؛ المسلسلات فی الاجازات، ج ۲، ص ۳۷۱.</ref>
 
 
و نيز تقريرات درس فقه و اصول حاج ميرزا حسين خليلي، ميرزا حبيب الله رشتي كه به شيوه‌اي شايسته و دقيق و اصولي تدوين شده‌اند.
 
 
 
'''<I>12. تقريرات درس اخلاق آخوند ملا حسينقلي همداني</I>'''؛
 
 
 
'''<I>13. كشكول، كه در آن نكات متفرقه در زمينه علوم گوناگون آمده است.</I>'''
 
 
 
'''<I>14. نوشته‌هاي پراكنده كه حاوي بحث‌هاي اصولي، مطالب فقهي و مضامين روايي است كه مدون نشده‌اند.</I>'''<ref> المسلسلات، ج 2، ص 371؛ اعيان الشيعه، ج 4، ص 150؛ گنجينه دانشمندان، ج 6، محمدشريف رازي، ص 214؛ معجم رجال الفكر والادب في النجف، ج 3، ص 1013.</ref>
 
 
 
شيخ علي قمي تمامي اين آثار را بر كاغذهايي كه از بخارا مي‌آمد، مي‌نوشت و در پرهيز از بكار بردن كالاهاي خارجي و استفاده از محصولات سرزمين‌هاي اسلامي به سيره سلف صالح خويش اقتدا نمود. او بر اين اعتقاد بود كه به مصداق كريمه: «ولن يعجل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلاً»، بايد انسانِ مسلمان مستقل از بيگانگان زندگي كند و حس خودباوري و استقلال خواهي را در ميان مردم زنده نگه دارد.<ref> نقباءالبشر، ج 1، ص 349؛ ج 4، ص 1328؛ فوائدالرضويه، محدث قمي، ص 53.</ref>
 
 
 
==وفات شیخ علی قمی
 
 
 
شيخ علي قمي به علت ابتلا به بيماري، چندين سال از اين ناراحتي رنج مي‌برد و معالجاتش در [[بغداد]] و ايران مؤثر واقع نشد در تمام اين ايام در خانه بسر مي‌برد. وي به همين علت كمتر در جماعات و محافل اجتماعي و علمي حاضر مي‌گرديد، تا آن كه در شب چهارشنبه 22 [[جمادی الثانی]] سال 1371 ق. مطابق 28 اسفند 1330 ش. ديده از جهان فروبست و روح پاكش ميهمان عرشيان و قدسيان گرديد و در باغ ملكوت به پرواز درآمد. پس از انتشار خبر ارتحال اين عالم عامل در [[نجف]] اشرف، اين شهر مقدس در سوگ و ماتم فرو رفت و عَلَم‌هاي تعزيت در معابر و بر سر در مراكز حوزوي و مراكز ديگر برافراشته شد. درس‌هاي علوم ديني تعطيل گرديد. بازاريان كسب و كار را رها كردند و تمامي اقشار، اعم از علماي اعلام، مدرسان حوزه، طلاب علوم ديني، اصناف و... در مراسم تشييع پيكر اين فقيه پرهيزگار حضور يافتند و حضرت آيت الله سيد محسن حكيم بر پيكر آن فقيد وارسته [[نماز]] خواند. آنگاه برحسب وصيت شيخ نصرالله حويزي متوفي 1346 ق. بدن وي در مقبره او - مقابل مرقد [[صاحب جواهر]] - در محله عماره نجف به خاك سپرده شد. بين مرحوم حويزي و شيخ علي قمي انس و الفتي عميق و ديرينه برقرار بود و شيخ علي پس از رحلت حويزي به دست خويش، دوست خود را [[غسل]] داد و كفن نمود و در قبر نهاد.<ref> مكارم الآثار، ج ص 1327؛ المسلسلات في الاجازات، ج 2، ص 371.</ref>
 
 
 
به مناسبت بزرگداشت مقام علمي و معنوي شيخ علي قمي مجالس ترحيم و فاتحه در برخي شهرهاي ايران و نيز بلاد مقدس [[عراق]] از سوي علما، هيئت‌هاي مذهبي و طبقات مختلف مردم برگزار گرديد و اين مراسم تا مدت‌ها ادامه داشت، مشاهير علم و ادب در محافل مذكور از درجات معرفتي و مقامات معنوي وي سخن گفتند و شاعران در رثايش شعرها سرودند. دانشور فرهيخته سيد محمدحسن آل طالقاني در سروده‌اي شدت مصيبت و ناگواري ناشي از فقدان چنين دانشمند وارسته‌اي را بازگفت و در پايان سروده‌اش ماده تاريخ رحلتش را در مصرعي چنين آورد. ارّخ «اجل و غاب بدا الكمال» (1371 هـ.ق)
 
 
 
==فرزندان و داماد ایشان==
 
 
 
ثمره ازدواج شيخ علي قمي پنج پسر و يك دختر است كه عبارتند از:
 
 
 
'''<I>1. شيخ حسن قمي:</I>'''
 
 
 
وي داماد شيخ مشكور صغير است كه در راه [[كربلا]] بدست سارقان - در زماني كه پدرش در قيد حيات بود - كشته شد.
 
 
 
'''<I>2. شيخ شريف:</I>'''
 
 
 
وي در ايام زندگي پدر به بيماري سل مبتلا گرديد و در اثر عفونت‌هاي شديد ناشي از اين بيماري در تهران وفات يافت و در مقبره ابن بابويه قمي دفن گرديد.
 
 
 
'''<I>3. شيخ محمد كه در زمان حيات پدر، رحلت نمود.</I>'''
 
 
 
'''<I>4. حاج محمدجعفر كه مشغول فعاليت‌هاي بازرگاني است.</I>'''
 
 
 
'''<I>5. حاج شيخ موسي:</I>'''
 
 
 
شيخ موسي به جمع‌آوري ميراث علمي و فرهنگي پدر همت گماشت و در فضل و كمال راه او را ادامه داد. شيخ موسي در سال 1327 ق. در [[نجف]] اشرف از دختر محمدتقي قائم مقام نوري ديده به جهان گشود و در بيت زهد و معرفت پرورش يافت و پس از خواندن مقدمات و سطوح نزد پدر و برخي فضلا در دروس فقه و اصول آيات: سيد عبدالهادي شيرازي، ميرزا محمود شيرازي سامرايي و شيخ محمدتقي آل راضي حضور يافت و از كمالات علمي و معنوي اين بزرگواران بهره برد. شيخ موسي براي رفع مشكلات اجتماعي و اقتصادي برادران ايماني و مساعدت به مستمندان سعي وافر و همتي عالي داشت. وي داراي سه فرزند پسر است كه عبارتند از: آقا عبدالصاحب خياط، شيخ محمدرضا و شيخ عبدالرسول.
 
 
 
از شيخ علي قمي يك دختر باقي مانده است كه همسر علامه شيخ محمد مؤمني قوچاني نجفي بوده است. در ضمن خواهر شيخ علي قمي نيز به عقد شيخ مشكور بن محمدجواد حولاوي (1353-1285 ق) درآمد.<ref> گنجينه دانشمندان، ج 6، ص 215-214؛ ماضي النجف، ج 2، ص 177؛ مكارم الآثار، ج 7، ص 2539؛ معجم رجال الفكر والادب في النجف، ج 3، ص 1013.</ref>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۲۳۰: سطر ۲۱۰:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
غلامرضا گلي‌زواره, ستارگان حرم، جلد 20، صفحه 129-154
+
*غلامرضا گلی‌زواره، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۲۰، صفحه ۱۲۹-۱۵۴.
[[رده: علمای قرن چهاردهم]]
+
 
 +
[[رده: علمای قرن چهاردهم|قمی،علی]]
 +
[[رده:مجتهدین]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:مدفونین در نجف]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۵۲

آیت الله علی قمی (۱۲۸۳ - ۱۳۷۱ ق)، عالم ربانی و زاهد وارسته شیعه است. او شاگرد عالمان بزرگی چون آخوند خراسانی و ملا حسینقلی همدانی بود. تاریخ‌نویسان، مقامات علمی و حالات معنوی این دانشور با تقوا را در آثار خویش به روشنی یاد کرده‌اند. شیخ قمی در پرهیز از بکار بردن کالاهای خارجی و استفاده از محصولات سرزمین‌های اسلامی مقید بود و اعتقاد داشت که باید انسان مسلمان مستقل از بیگانگان زندگی کند.

Sheykh ghomi.jpg
نام کامل علی قمی
زادروز ۱۲۸۳ قمری
زادگاه تهران
وفات ۱۳۷۱ قمری
مدفن نجف

Line.png

اساتید

آخوند خراسانی، میرزا حبیب‌الله رشتی، ملا حسینقلی همدانی، ...

شاگردان

سید شهاب الدین مرعشی نجفی، محمدحسین اعلمی، محمدعلی غروی اردوبادی، ...

آثار

شرح اسانید الکافی، سراج المبتدی، صلوة المسافر، ...

ولادت و خاندان

شیخ علی فرزند شیخ محمدابراهیم قمی در هفتم ماه مبارک رمضان سال ۱۲۸۳ ق. در تهران به دنیا آمد. او دوران کودکی را در دامان مادری پاک و اهل فضیلت سپری کرد، پدر پارسا و فاضلش در تربیت وی بسیار کوشید تا فرزندش در مسیر صدق، اخلاص و تقوا گام بردارد و برای فراگرفتن علوم اسلامی، از همان ایام خود را مهیا کند.

پدرش محمدابراهیم قمی در کربلا از محضر سید ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط) و نیز در نجف اشرف از حوزه درسی شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) و شیخ مرتضی انصاری‌ بهره برد. همچنین وی این توفیق را بدست آورد که در درس آیت الله شیخ مشکور حولاوی حضور یابد و با این استاد انس و الفت ویژه‌ای برقرار نماید، این ارتباط علمی و عاطفی موجب شد تا محمدابراهیم با دختر این استادش ازدواج نماید و بدین گونه علاقه به وی را با خویشاوندی سببی استوار سازد. شیخ محمدابراهیم با کوله‌باری از معرفت، معنویت و کسب رتبه‌های بلند فقهی به عنوان نماینده شیخ انصاری به ایران بازگشت و تهران را مرکز تدریس، ارشاد و تبلیغ خود قرار داد.[۱]

تحصیلات و استادان

شیخ علی قمی مقدمات علوم دینی، ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش فراگرفت. او دوره سطح را در محضر جماعتی از اهل علم در تهران آموخت.[۲]

در هجده سالگی پدرش به سرای باقی شتافت، ولی از کسب دانش و تحصیل معارف و مکارم دست برنداشت. او پس از رحلت پدر، ایران را به قصد عتبات ترک نمود و دو سال در آنجا اقامت گزید. وی به شهر مقدس نجف رفت و تصمیم گرفت برای تکمیل تحصیلات به محضر استادان حوزه نجف راه یابد.[۳] شیخ علی در تمامی مراحل تدریس چه در تهران و چه در نجف، جدیت فوق‌العاده‌ای برای درک مباحث علمی داشت و در واقع بهترین ایام عمر را در راه فراگرفتن معارف قرآنی، روایی و علوم اسلامی سپری ساخت و در این راه همت و تلاش را با ذوق و شوق توأم نمود.[۴]

در مسائل علمی فراوان مذاکره می‌کرد و به قول شیخ آقا بزرگ تهرانی در علوم دینی به مرتبه‌ای والا نایل آمد و قبل از چهل سالگی در زمره مجتهدان و بزرگان فقه قلمداد گردید و نزد استادان خویش و نیز مشاهیر علمی نجف منزلتی ویژه همراه با تکریم و احترام بدست آورد.[۵] استادان وی عبارتند از:

۱. میرزا حبیب‌الله رشتی (۱۳۱۲-۱۲۳۴):

شیخ علی قمی در نخستین روزهای اقامت در نجف آوازه موشکافی علمی، زهد و عبادت میرزا حبیب‌الله رشتی را شنیده بود. از این رو با اشتیاقی وصف‌ناپذیر به مجلس درس وی شتافت. شیوه بیان مرحوم رشتی در قواعد اصولی و مباحث فقهی برای او بسیار جالب بود. وی با جدیت کوشید تقریرات درس این استاد را به رشته تحریر درآورد. شیخ علی قمی در محفل علمی شکوهمند میرزا حبیب‌الله رشتی، با عالمانی چون شیخ فضل‌الله نوری، سید علی‌اکبر فال اسیری، حاج آقا نورالله اصفهانی، آیت الله خالصی، آقا ضیاءالدین عراقی، سید محمدکاظم یزدی و میرزا حسین نایینی آشنا شد و این در حالی بود که او به لحاظ سن بسیار کوچکتر از آنان بود.[۶]

۲. شیخ عبدالله مازندرانی (۱۳۳۱-۱۲۵۹ ق):

شیخ علی قمی در اوایل ورود به جلسات درسی میرزا حبیب‌الله رشتی به مراتب فضل و کمال این استاد پی برد و مشتاقانه به محضرش شتافت. وی در فقه و اصول از تابش اندیشه وی استفاده نمود و مجموعه مباحث او را به نگارش درآورد.[۷]

۳. آخوند خراسانی (۱۳۲۹-۱۲۵۵ ق):

شیخ علی به عنوان طلبه‌ای جوان در بسیاری از جلسات درسی آخوند خراسانی حضور یافت و از بیان رسا، گستره اطلاعات و جامعیت دانش وی در اصول فقه استفاه کرد. او در این محفل علمی و پربار صدها شاگرد را مشاهده می‌کرد که بعدها به عنوان مجتهدانی پرآوازه معروف گردیدند و بسیاری از آنان در زمره مراجع تقلید به شیعیان فروغ بخشیدند. برای شیخ علی قمی این مسائل خاطره‌انگیز بود؛ اما نیمه دیگر زندگی آخوند خراسانی برایش طراوتی دیگر داشت؛ آن موقع که برای شاگردان درس اخلاق می‌گفت و پندهای پرمایه مطرح می‌کرد، خود در عمل آن گونه بود که در این درس به آن تکیه داشت.[۸]

۴. میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰-۱۳۲۶ هـ.ق):

شیخ علی قمی از مهارت فوق‌العاده این استاد در فقه و اصول و سبک تدریسش در فقه؛ به ویژه تفکیک این دو علم از یکدیگر و نیز آرا و افکار وی استفاده شایان توجهی نمود. حسن خلق، سیرت نیکو، محضری پرجاذبه و تلاش و تکاپوی وی برای گشایش گره‌های علمی و برطرف نمودن گرفتاری‌های اجتماعی-سیاسی نیز برای این شاگرد فاضلش ارزش فوق‌العاده‌ای داشت. قمی بیشتر از حالات عبادی این شخصیت الهام می‌گرفت و به روش وی در انس با مراکز عبادی و زیارتی و اعتکاف در مسجد کوفه و سهله تأسی نمود.[۹] شیخ علی با دقت و نکته‌سنجی خاصی تقریرات درس میرزا حسین خلیلی را به رشته تحریر درآورد.

فراگیری علم حدیث

شیخ قمی به توانایی‌هایش در فقه و اصول و آموخته‌های خود قانع نگردید. وی در محضر میرزا حسین نوری به فراگیری دانش حدیث و معارف این رشته از علوم حوزوی روی آورد.[۱۰] وی در این محفل پر نور علاوه بر دانش‌اندوزی نزد محدث نوری با رجال‌شناس و فهرست‌ نگار معروف آقا بزرگ تهرانی نیز آشنا گردید. هنوز مدتی از آشنایی با این دو دانشمند فرهیخته نگذشته بود که محدث قمی نیز به جمع آن دو پیوست.

شیخ آقا بزرگ تهرانی در این مورد می‌گوید: «من او را در شهر مقدس نجف اشرف و به سال ۱۳۱۴ ق. شناختم و این هنگامی بود که من و شیخ علی قمی نزد میرزا حسین نوری به تلمذ مشغول بودیم. با گذشت چند سال، حاج شیخ عباس قمی از طریق وی به مقام علمی محدث نوری پی برد و به حلقه درس وی پیوست. ما سه نفر از دیگران با استادمان ارتباط داشتیم و زیادتر از دیگر شاگردان از محضرش استفاده می‌نمودیم و همراهی و همدلی ما با وی عمیق‌تر و شدیدتر بود تا زمانی که او بسرای جاوید شتافت. روابط عاطفی ما سه نفر با گذشت زمان افزایش می‌یافت و ریشه‌دارتر می‌شد...».[۱۱]

شیخ علی قمی در محضر محدث نوری کتاب «مستدرک الوسایل» را از بدو تا ختم خواند و بدین گونه در خصوص احادیث و سندهای آن مهارتی ویژه و ژرف‌ بینی خاصی بدست آورد.[۱۲] وی از میرزا حسین نوری و شاگردش شیخ عباس قمی اجازه روایت دریافت کرده است. شیخ علی قمی، بر پشت جلد دوم کتاب شرح مقبره اجازه مفصلی را که از شیخ عباس قمی دریافت نموده، آورده است که تاریخ آن ۱۳۲۳ ق. است.[۱۳]

حضور در محفل عارفان

شیخ علی قمی همچنین به آموخته‌های فقهی و روایی اکتفا نکرد و برای تقویت بنیان‌های معنوی و موفقیت در تزکیه نفس و پالایش درون، عزم خویش را جزم نمود تا به محفل اهل معنا راه یابد و از خرمن این وارستگان خوشه‌ها برچیند. یکی از شخصیت‌هایی که او توانست از پرتو پرفروغش استفاده کند، ملا حسینقلی همدانی است. مجلس درس وی آکنده از عطر روحانی و رایحه‌ای ملکوتی بود.

آخوند همدانی شاگردان خویش را از تعلقات دینوی جدا کرده و آنان را با علم و عمل آمیخته بود به طوری که اثرات این تربیت نیکو را به صورتی واضح در چهره افرادی چون شیخ علی قمی می‌توان ملاحظه کرد. قمی همراه با عارفانی چون شیخ محمد بهاری همدانی، سید احمد کربلایی تهرانی، جواد آقا ملکی تبریزی، سید محمدسعید حبوبی و ده‌ها نفر از دانشوران از محضر عرفانی آخوند همدانی بهره برد و در تصفیه باطن و زهد و تقوا به مقامات بالایی رسید.[۱۴]

قمی سپس به محضر حاج آقا رضا همدانی شتافت و ضمن استفاده از دانش وی در فقه، زهد، تقوا و مقامات معنوی این استاد حوزه نجف را اسوه خویش قرار داد؛ زیرا حاج آقا رضا همدانی با رفتار و کردار خویش به روح و جان شاگردان اثر می‌گذاشت و آنان را از درون متحول می‌نمود و بدین گونه دل‌های آنان را صفا می‌داد. ساده‌زیستی، پرهیز از شهرت اجتماعی و اجتناب از دنیاگرایی از ویژگی‌های بارز این استاد بود، خصلت‌هایی که شیخ علی قمی بدان آراسته و مشهور گردید.[۱۵]

سید مرتضی کشمیری (۱۳۲۳-۱۳۶۸ ق) استاد دیگر شیخ علی قمی است که مصداق حقیقی عالم ربانی بود و در دانش دینی جامعیت داشت، این شخصیت اسوه‌ای شایسته در پارسایی، زهد و گریز از دنیای فانی بود که شیخ علی به سیره علمی وی تأسی نمود.[۱۶]

شاگردان

آیت الله شیخ علی قمی به دلیل زهد و تقوای فوق‌العاده و پرهیز از شهرت اجتماعی، به خود اجازه نداد به طور رسمی، حوزه درسی تشکیل دهد؛ اما عده‌ای از مشتاقان موفق گردیدند به طور خصوصی محضرش را دریابند و از مراتب فضل و کمالش بهره گیرند که عبارتند از:

۱. سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی:

سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی نزد آیت الله شیخ علی زاهد قمی به فراگیری علوم حدیث پرداخت و موفق گردید از او اجازه روایی دریافت کند که متن آن در مجموعه اجازات آن مرجع عالی‌قدر موجود است.[۱۷]

۲. شیخ محمدعلی غروی اردوبادی (۱۳۸۰-۱۳۱۲ ق):

شیخ محمدعلی ضمن این که موفق گردید از پرتو دانش و اندیشه شیخ علی استفاده کند، این توفیق را بدست آورد تا از شیخ قمی اجازه روایت دریافت کند. شیخ محمدعلی می‌گوید: اسوه دانش و تقوا حاج شیخ علی قمی در تاریخ دوم شوال سال ۱۳۵۳ ق. در حرم حضرت امام حسین علیه‌السلام در کربلا پس از نماز صبح در مورد کتاب مستدرک الوسایل به من اجازه روایت داد که بسیار باارزش است. در این اجازه‌نامه تمام فوائد اجازه، مندرج است و چنین کرامتی فقط به آن شیخ با قداست اختصاص دارد. اردوبادی از شاگردان شیخ الشریعه اصفهانی، میرزا علی آقا شیرازی (فرزند میرزای شیرازی)، میرزا محمدحسین نایینی، آقا ضیاءالدین عراقی و... نیز هست. وی پس از گذراندن مراحل مقدماتی، سطح و خارج به مقام اجتهاد رسید. امتیاز این فقیه فرزانه به بلاغت و فصاحت است. نیز ذوق ادبی و توانایی‌های شعری وی از نظر اهل فن پوشیده نیست. کتاب‌هایی چون الامام علی ولید الکعبة (که مکررد به طبع رسیده است)، رسالة فی الرد علی الوهابیة، انوار الساطعة تسمیة حجةالله القاطعة، تفسیرالقرآن (که تنها جزء اول آن را نوشته است) و... از آثار ارزشمند اوست.[۱۸]

۳. سید حسن موسوی خرسان (۱۴۰۵-۱۳۲۲ ق):

وی صاحب تألیفاتی چون: شرح مشیخه تهذیب و استبصار و نیز کتاب حیاة الشیخ الطوسی است.[۱۹]

۴. سید حسین الحسینی الهمدانی النجفی (۱۳۹۳-۱۲۹۶ ق):

وی پیوند بسیار نزدیکی با استاد خود داشت و از اصحاب خاص وی به شمار می‌رفت و بسیاری از علوم اسلامی را نزد وی آموخت. این آثار اوست: هدیةالملوک فی السیر والسلوک، من آداب المصلّی، تنبیه العصاة ممن ترک الصلوة.[۲۰]

۵. شیخ محمدحسین اعلمی حایری (۱۳۹۳-۱۳۲۰ ق):

شیخ محمدحسین اعلمی صاحب «مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر» در سی مجلد است. وی علاوه بر استفاده از درس خصوصی استاد در فقه، اصول و حدیث، موفق به دریافت اجازه روایی از او گردید.

علاوه بر شاگردانی که نام برده شد عده‌ای از مشاهیر نجف اگرچه توفیق درک محضر وی را نداشتند، توانستند از این فقیه زاهد اجازه روایی دریافت کنند. از این عده می‌توان از شیخ محمدرضا طبسی نجفی (۱۴۰۵-۱۳۲۲ ق)، سید محمدمهدی موسوی کاظمی (۱۳۹۱-۱۳۱۹ ق) صاحب احسن الودیعة فی تراجم مشاهیر مجتهدی الشیعه را نام برد. نیز آیت الله شیخ محمدرضا جرقویه‌ای اصفهانی (۱۳۷۳-۱۳۰۵ ق) در ۱۲ جمادی الثانی ۱۳۴۴ ق. موفق به دریافت اجازه روایی از شیخ علی قمی گردید.[۲۱]

آثار و تألیفات

شیخ قمی در دوران زندگی بابرکت خود آثاری در فقه، اصول، حدیث و علوم دیگر به رشته تحریر درآورد که عبارتند از:

۱. شرح اسانید الکافی:

وی کتاب مرآت العقول علامه محمدباقر مجلسی را که در شرح اصول و فروع کتاب کافی است مورد بررسی قرار داد و با توجه به شرح اصول کافی ملاصدرای شیرازی و نیز شرح این اثر به قلم ملا صالح مازندرانی به قدرت تتبع و احاطه علمی این دانشور گرانمایه پی برد و تصمیم گرفت به بیان احوال رجال مذکور در سند احادیث کتاب کافی بر اساس کتاب مرآةالعقول بپردازد که متاسفانه موفق به اتمام آن نگردید. شیخ آقا بزرگ تهرانی نسخه‌ای از این اثر را به خط مؤلف دیده است. این کتاب به تنویرالمرآة نیز نامگذاری شده است.[۲۲]

۲. تدوین حواشی کتاب وسایل الشیعه:

شیخ علی قمی در مدت اقامت در شهر مقدس کاظمین با نسخه‌ای از کتاب وسایل الشیعه به خط مؤلف برخورد نمود که شیخ حر عاملی بر آن مطالبی در حاشیه اضافه کرده بود. وی در سال ۱۳۴۱ ق. این حواشی را تدوین نمود.[۲۳]

۳. شرح الهدایة:

این کتاب شرحی است بر کتاب هدایةالامة الی احکام الائمة علیهم‌السلام به قلم شیخ حر عاملی (۱۱۰۴-۱۰۳۳ هـ.ق) که منتخبی از وسایل الشیعه است. البته در این کتاب سندها و مکررات حذف گردیده است، شیخ علی قمی این نوشتار را با توجه به اصل آن که در دوازده فصل است، تنظیم کرده است. اثر مورد اشاره در دو جلد نگارش یافته و شیخ آقا بزرگ تهرانی، نسخه‌ای از آن را به خط مؤلف مشاهده کرده است.[۲۴]

۴. سراج المبتدی:

این اثر شرح بدایةالهدایة شیخ حر عاملی است که در آن احادیث مربوط به واجبات و محرمات و نیز پاره‌ای از روایات درباره مستحبات، مکروهات و مباحات جمع‌آوری شده است. شارح در سال ۱۳۴۳ ق. از نگارش این اثر فراغت یافته است. نوشتار مذکور تمامی ابواب معاملات؛ از متاجر تا دیات را دربرمی‌گیرد، ولی ابواب عبادات آن ناتمام مانده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌گوید بخشی از این کتاب را به خط شیخ علی قمی نزد فرزندش دیدم که شامل آغاز مباحث تجارت تا آخر دیات بود که بعدها مباحثی از عبادات را پی گرفت اما موفق به تکمیل آن نشد.[۲۵]

۵. مصباح الانیس:

شیخ علی قمی مشاهده نمود کتاب انیس التجار به قلم ملا مهدی نراقی به دلیل عدم اعراب‌گذاری، برای برخی یا قابل استفاده نیست یا به سختی قابل استفاده است. به همین جهت این کتاب را از ابتدا تا پایان اعراب‌گذاری نمود و آن را مصباح الانیس نامید. در پایان کتاب آمده است: «عرّبه الحاج الشیخ علی بن ابراهیم القمی بامر استاده السید الصدر و فرغ من التعریب فی یوم الجمعة ۷ رمضان ۱۳۲۵ فی بلدة الکاظمیة». از این نسخه نیز شیخ آقا بزرگ تهرانی نسخه‌ای به خط مؤلف دیده است. فتاوای سید اسماعیل صدر (۱۳۳۸-۱۲۵۸ ق) نیز ضمیمه این کتاب است.

۶. شرح تبصره:

این نوشتار شرحی مبسوط است بر کتاب تبصرة المتعلمین فی احکام الدین از آثار علامه حلی. اصل کتاب یک دوره مختصر؛ اما کامل فقه را دربرمی‌گیرد و حدود چهار هزار مسئله و حکم فقهی در اثر مزبور مندرج است. شیخ علی قمی این احکام را در ۴ مجلد شرح نموده است:

  • جلد اول: از طهارت تا نهی از منکر.
  • جلد دوم: از متاجر تا پایان وصایا که در تاریخ ششم ذی القعده سال ۱۳۲۱ ق. از آن فارغ گردیده است.
  • جلد سوم: نکاح.
  • جلد چهارم: طلاق که مؤلف آن را جلد فراق نامیده است، تاریخ خاتمه این آثار نیز سال ۱۳۲۶ ق. است.[۲۶]

۷. کتاب الصلاة و کتاب الحج:

این دو اثر نسبت به شرح قبلی در موضوع خود گسترده‌تر هستند، در واقع تألیف این دو اثر نیز شرح دیگری بر تبصرةالمتعلمین با تکیه بر نماز و حج است که از تألیف آن دو، در سال ۱۳۳۲ ق. فراغت یافته است.[۲۷]

۸. صلوة المسافر:

کتابی است مُفصل در موضوع نماز مسافر با روشی استدلالی که وی در جمادی الاول سال ۱۳۱۸ ق. آن را به پایان برده است.[۲۸]

۹. رافع الغواشی عن بعض شبهات الحواشی:

شیخ علی قمی در این کتاب پاره‌ای از حاشیه‌های استادش میرزا حسین خلیلی تهرانی بر کتاب نجاة العباد را مورد ارزیابی قرار داده و پس از یک بررسی علمی دلایل و مدارک آن‌ها را ذکر کرده است.[۲۹]

۱۰. تقریرات درس آیت الله آقا رضا همدانی در اخلاق؛

۱۱. تقریرات درس فقه و اصول آخوند خراسانی؛

۱۲. تقریرات درس حاج میرزا حسین خلیلی؛

۱۳. تقریرات درس میرزا حبیب الله رشتی؛

۱۴. تقریرات درس اخلاق آخوند ملا حسینقلی همدانی؛

۱۵. کشکول، که در آن نکات متفرقه در زمینه علوم گوناگون آمده است؛

و...[۳۰]

شیخ علی قمی تمامی این آثار را بر کاغذهایی که از بخارا می‌آمد، می‌نوشت و در پرهیز از بکار بردن کالاهای خارجی و استفاده از محصولات سرزمین‌های اسلامی به سیره سلف صالح خویش اقتدا نمود. او بر این اعتقاد بود که به مصداق کریمه: «ولن یعجل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً»، باید انسانِ مسلمان مستقل از بیگانگان زندگی کند و حس خودباوری و استقلال خواهی را در میان مردم زنده نگه دارد.[۳۱]

در نگاه عالمان

  • شیخ آقا بزرگ تهرانی در نقباءالبشر ذیل شرح‌حال وی و نیز در کتاب الذریعه هنگام معرفی آثارش از او به عنوان عالم زاهد و فقیه جلیل‌القدر یاد می‌‌کند و برجسته‌ترین خصوصیات اخلاقی و سیره عملی وی را برای خوانندگان ترسیم می‌نماید.[۳۲]
  • میرزا محمدعلی حبیب‌آبادی ذیل تولد حاج شیخ علی قمی، او را در زمره عالمان و فقیهان معاصر برمی‌شمارد.[۳۳]
  • آیت الله مرعشی نجفی شیخ علی قمی را مردی اهل زهد، صلاح و علم معرفی می‌کند.[۳۴]
  • دکتر شیخ محمدهادی امینی او را این گونه معرفی می‌کند: فقیه بارع از مجتهدین و افاضل فقها، محدث رجالی، محقق متتبع، زاهد معروف که مدام به جهاد به نفس، مراقبت و سلوک عرفانی مشغول بود.[۳۵]
  • شیخ محمد حرزالدین در اثر معروف خود می‌نویسد: شیخ علی قمی اهل فضل و زهد بود و به عبادت اهتمام داشت و از زخارف دنیا اعراض نموده بود.[۳۶]
  • سید محسن امین خاطر نشان می‌نماید شیخ علی قمی پرهیزگارترین فرد بین معاصران بود، در سیرت نیک خود استقامت داشت، مدام به دانش‌اندوزی مشغول و با هواهای نفسانی و تمایلات فناپذیر در ستیز بود.[۳۷]

ویژگی‌های اخلاقی

۱. عابد متقی:

بیشتر اوقات این مرد خدا به نماز، ذکر و دعا می‌گذشت. قرائت قرآن، شیوه مستمرش بود و لحظه‌ای از یاد خدا غفلت نداشت و سیره پسندیده‌اش در امور معنوی و عبادی به حدی بود که خاص و عام و اهل علم و دین؛ اعم از عرب و عجم و نیز سایر طبقات نجف وی را به پرهیزگاری می‌شناختند. وی با اشتیاق ویژه‌ای به سفر عبادی-سیاسی حج مشرف گشت و در ایام اقامت در حرمین شریفین اوقاتش را به عبادت، بحث‌های علمی مفید، رشددهنده و نگارش گذارنید. او بارها به مسجد کوفه می‌رفت و در آنجا معتکف می‌گشت.[۳۸]

آیت الله مرعشی نجفی درباره حالات عبادی و بُعد تقوای استادش شیخ علی قمی نوشته است: وی از افرادی بود که خداوند متعال او را به عمل به آداب و مستحبات شرعی حتی مجاورت مکه و مدینه موفق نمود. من از او دعای حرز یمانی معروف به دعای سیفی را با اجازه ویژه روایت می‌کنم، او نمونه‌ای مجسم از پرهیزگاری به شمار می‌رفت که در این عرصه به سلف صالح و گذشتگان شایسته اقتدا نموده بود، در تهجد و شب‌ زنده‌داری اهتمام داشت.[۳۹] بنا به نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی، دائم کشیک نفس می‌کشید و مراقب بود از مسیر حق بیرون نرود و جز رضای خالق در پی چیزی بناشد. در مسجد هندی نماز جماعت اقامه می‌نمود و گروهی از اهل زهد و تقوا و علم و معرفت به او اقتدا می‌نمودند. برای درک نمازش معروفین به فضل و تقوا بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند.[۴۰]

شیخ محمد شریف رازی می‌نویسد: مدت‌ها ناظر و شاهد بودم که آیات عظام آقا ضیاءالدین عراقی، محمدحسین کمپانی، حاج شیخ موسی خوانساری، حاج شیخ محمدعلی کاظمینی، حاج سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، سید محمود شاهرودی، سید ابوالقاسم خویی، کاظم شیرازی و صدها نفر امثال آنان به وی اقتدا نموده و درک جماعت او را فوز و فیض عظیم می‌دانستند.[۴۱]

آثار سجده بر پیشانی و بین چشمانش نمایان بود و در اواخر عمر درس و تدریس را ترک کرد و به طور کامل به عبادت روی آورد.[۴۲]

۲. زهد در اندیشه و عمل:

شیخ علی قمی از همان دوران نوجوانی پوینده راه زهد و وارستگی بود. وی چیزهایی را که از سرزمین‌های غیراسلامی می‌آوردند مصرف نمی‌‌کرد. حتی قلم و کاغذی را که در بلاد غیرمسلمان تولید نموده بودند بکار نمی‌برد. او از امور شبهه‌ناک به شدت اجتناب می‌نمود و در بسیاری از مباحات هم زهد را رعایت می‌کرده و از طعام لذیذ، لباس‌های زیبا و فرش‌های نرم و راحت دوری می‌نمود. بیشتر وقت‌ها به غذایی ساده قناعت می‌کرد، لباس خشن می‌پوشید و بر بستری که از برگ درخت خرما بافته بود، آرام می‌گرفت. در اماکن و مساجدی که طهارت آن‌ها برایش مسلم بود از روی فروتنی، خاکساری عبای خویش را می‌گسترانید و روی آن می‌نشست و یا به عبادت مشغول می‌شد.

هیچ وقت اتفاق نیفتاد که به ظاهر و چگونگی جامه از لحاظ رنگ، شکل و نوع دوخت اعتنایی نشان دهد و به همین دلیل در مجالس کوچه و بازار در نظر مردم به صورت فقیری غریب یا فردی بیابان‌نشین جلوه می‌نمود. او این امور را برای مخالفت با نفس و تواضع در برابر حق و نیز همراهی و همگامی با محرومترین اقشار جامعه انجام می‌داد. او به شدت با ظاهرسازی و دوگانگی در شیوه زندگی مخالف بود. البته با وجود لباس ساده‌ای که می‌پوشید بر نظافت بدن و پاکیزگی جامه‌اش اهتمام داشت. وی محاسنش را با حنا خضاب می‌کرد و شارب و ناخن‌هایش را همواره کوتاه نگاه می‌داشت و در این امور نیز مستحبات شرعی را به طور کامل مراعات می‌نمود.

رجال‌شناس معروف حرزالدین می‌نویسد: از زهد و اجتناب از تجملات دنیایی‌اش این بود که برای خوراک و پوشاکش ارزشی قائل نبود. لباس درشتی را که در شهرهای اسلامی و به دست مسلمانان بافته می‌شد بر تن می‌کرد؛ به ویژه لباس پشمی و پنبه‌ای که در ایران تهیه می‌شد، می‌پوشید.

او در زهد و اعراض از جلوه‌های دنیایی چنان پیش رفت که اکثر اهل علم و بسیاری از طبقات دیگر او را به غیر زهد نشناسند. این ویژگی، مقام علمی و توانایی فکری او را در عرصه‌هایی چون فقه، اصول، حدیث و عرفان تحت‌الشعاع قرار داد. شیخ علی اوقات را به کم‌گویی و سکوت می‌گذرانید و در شئون آخرت لب به سخن گفتن می‌گشود. وی فقط احادیث اهل بیت، معارف دینی، موازین شرعی و نکات آموزنده و عبرت آمیز را بیان می‌کرد. او از غیبت به شدت تنفر داشت و در سراسر عمر بابرکتش کسی ندید او پشت سر کسی حرف بزند.

۳. دفاع از دیانت:

اگرچه شیخ علی قمی به معنای واقعی و در اندیشه و عمل زاهد بود و نه تنها دل به دنیا نبست؛ بلکه از تمتع و لذت‌گرایی هم امتناع می‌نمود، هیچ‌گاه عزلت اختیار نکرد و به جامعه و مسایل گوناگون آن پشت ننمود، او زندگی ساده و بدون تکلفی داشت اما برای تحقق ارزش‌های الهی و گرایش افراد اجتماع به خیر و صلاح و روی آوردن به فضایل و مکارم به شدت احساس مسئولیت نمود و خود را در مقابل قوانین الهی و جامعه متعهد دید.

در واقع او بر این باور بود که دنیا و آخرت بهم پیوسته‌اند و اگر مردم می‌خواهند در صفا و امنیت و آرامش قرار گیرند باید ملاک‌های اخروی را در زندگی خویش پیاده کنند؛ از گناه و خلاف احتراز جویند و باایمان و پاکی به جاده تقوا قدم نهند. از این جهت وقتی مشاهده می‌نمود کسی مرتکب خلافی شده به شدت ناراحت می‌شد. وی در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی بود و برای اقامه قوانین آسمانی از هیچ چیز هراس نداشت. او به ملامت افراد وقعی نمی‌نهاد؛ زیرا دفاع از دیانت را وظیفه اصلی و مقصد اساسی خود تلقی می‌کرد، در امر دین و پایبندی به اعتقادات کوتاهی، سستی و هر گونه سهل‌انگاری و غفلت را برنمی‌تابید و هر کس از مسیر حق منحرف می‌شد با خشم و عصبانیت نفرت خویش را از رفتار او بروز می‌داد.

هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد که برای تأمین اهداف افراد در هر مقامی که باشند خشم خداوند را فراهم سازد و همیشه در پی خشنودی حضرت باری تعالی روزگار می‌گذرانید و سکوت در برابر گناه را نشانه ضعف و علامت بی‌تعهدی می‌دانست. البته او می‌کوشید با عمل، مردم را به سوی خوبی‌ها فراخواند و چون ایمان در اعماق وجودش ریشه داونیده بود حاضر بود برای دفاع از حق، جان خویش را در مخاطره افکند. رضایت اغیار را به قیمت قهر قهار نمی‌خرید و هیچ چیز و هیچ کس را بر دین ترجیح نمی‌داد.[۴۳]

۴. اهتمام علمی:

شیخ علی قمی از دوران نوجوانی لحظه‌ای از یادگرفتن، یاددادن و نگارش و نوشتن بازنماند. او هنگامی که از محضر استادان بهره می‌گرفت، با دقت و کنجکاوی دروس آن فرزانگان را به رشته تحریر کشید و نشانه‌های آگاهی و اجتهاد خود را در تالیفاتی گرانبها به اثبات رسانید. موقعی که به سامرا می‌رفت ضمن حضور در جلسات علمی به وفور اهل بحث و مذاکره بود و در تألیف و مراجعه به آثار دیگران و استنساخ نوشته‌های ارزشمند جدیت داشت و از تحقیق و نگارش حتی در سفر غربت خسته نمی‌شد. وی به همین دلیل برخی از کتاب‌های خود را در نجف، تعدادی را هنگام اعتکاف در مسجد کوفه و پاره‌ای را در کاظمین و سامرا نوشت و در ایام تشرف به حج نیز از نوشتن باز نماند. وی دانش‌اندوزی و تحصیل علوم را با زهد و ریاضت در تضاد نمی‌دید. با وجود گستردگی دامنه اطلاعات و وسعت دانش، وقتی در مجالس و محافل پاسخ سؤالی به وی اعاده می‌گردید، با درنگ و تأمل و نهایت فروتنی آن را جواب می‌داد. در این گونه تجمع‌های علمی و فرهنگی سخن توأم با موعظه خویش را چنین بیان می‌کرد: «هر کس از خدا بترسد میزان معرفتش رو به فزونی می‌رود». وی اگر خلوت می‌گزید اوقات را به تلاوت قرآن، تألیف و یا اندیشه در آینده‌اش سپری می‌ساخت.[۴۴]

۵. صبر و شکیبایی:

شیخ علی قمی صبر بر طاعت الهی را با عبادت خالصانه و مقاومت در برابر معاصی را با تقوا و زهد به اثبات رسانید؛ اما ویژگی وی در هنگام روبرو شدن با گرفتاری‌ها و مصائب فرساینده، شگفت‌آور و شکوهمند است؛ زیرا در شدائد و سختی‌ها بسیار بردباری نشان می‌داد اموری که کمتر فردی در برابر آن‌ها صبور است.

یکی از فرزندانش در نجف اشرف به دار باقی شتافت و او اگرچه به لحاظ عواطف پدر و فرزندی، بسیار در درون خویش محزون و متأسف بود به هیچ عنوان جزع و فزع از خود نشان نداد و در قضای الهی صبر پیشه نمود. موقعی که از مراسم تشییع و تدفین این فرزند بازمی‌گشت به او خبر دادند پسر دیگرش شیخ شریف که در ایران بسر می‌برد از دنیا رفته است. وی با شنیدن این خبر خداوند را سپاس گفت و به سجده افتاد و برای دو فرزند از دست رفته‌اش مجلس ترحیم و فاتحه برگزار نمود. او از این که خداوند از در حکمت چنین مصائب و بلاهایی را برایش مقدر نموده، نه تنها شکوه‌ای بر زبان جاری نساخت بلکه پروردگار خویش را شاکر بود؛ زیرا اعتقاد داشت این حوادث، میدانی برای آزمایش و وسیله‌ای برای پاک شدن از گناهان است.

گواه دیگر بر میزان استقامت و شکیبایی وی بیماری فرساینده‌ای بود که او را در بستر افکند و بر اثر آن اختلال سختی در بدنش پدید آورده بود. اگرچه پزشکان او را جراحی کردند؛ اما این حرکت موفقیت‌آمیز نبود و ناگزیر شدند برای رفع این مشکل از خاصره‌اش مجرایی ببینند. وی چندین بار برای معالجه به ایران آمد و به پزشکان متعددی مراجعه نمود؛ اما درمان آنان کارساز واقع نشد و همچنان بیماری رو به وخامت گذاشت. او ده سال با این مرض در ستیز بود. و این بیماری رنجی جانکاه و اوضاعی ناگوار را متوجه اش ساخت، بسیاری از اهل علم و فضل و نیز دوستان و سایر مردم اهل ایمان به عیادتش می‌رفتند، اما هیچ کدام از آنان حتی کلمه‌ای از ملال، گلایه و بی‌تابی از آن مرد تقوا نشنیدند. زبانش خالصانه به حمد و ذکر الهی، که گواه رضایتش به قضای الهی بود، مداومت داشت[۴۵] و پیوسته فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وآله را به خاطر می‌آورد که فرمود: نزد پروردگار برای بنده‌اش درجه‌ای است که با اعمال و رفتارش بدان نخواهد رسید تا آن که بدنش مبتلا به بیماری قرار گیرد و از این رهگذر به آن رتبه و درجه نائل شود.[۴۶]

وفات

شیخ علی قمی به علت ابتلا به بیماری، چندین سال از این ناراحتی رنج می‌برد و معالجاتش در بغداد و ایران مؤثر واقع نشد و در تمام این ایام در خانه بسر می‌برد و به همین علت کمتر در جماعات و محافل اجتماعی و علمی حاضر می‌گردید، تا آن که در شب چهارشنبه ۲۲ جمادی الثانی سال ۱۳۷۱ ق. (مطابق ۲۸ اسفند ۱۳۳۰ ش) دیده از جهان فروبست و روح پاکش میهمان عرشیان و قدسیان گردید.

حضرت آیت الله سید محسن حکیم بر پیکر آن فقید وارسته نماز خواند. آنگاه برحسب وصیت شیخ نصرالله حویزی (متوفی ۱۳۴۶ ق) بدن وی در مقبره او - مقابل مرقد صاحب جواهر - در محله عماره نجف به خاک سپرده شد.[۴۷]

پانویس

  1. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۵؛ الماثره الآثار، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، ج اول، ص ۱۸۸ و ص ۲۴۲؛ المسلسلات فی الاجازات، به کوشش سید محمود مرعشی، ج ۲، ص ۳۶۹، مکارم الاثار، ج ۶، ص ۲۰۳.
  2. اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۱۵۰؛ معارف الرجال، جزء ثانی، ص ۱۴۳.
  3. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج ۴، ص ۱۳۲۳، قم ۱۸۵۹.
  4. المسلسلات فی الاجازات، ج ۲، ص ۳۶۹.
  5. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴.
  6. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۳ و نیز نک: حدیث پارسایی، رضا مظفری.
  7. ریحانةالادب، مدرس تبریزی، ج ۵، ص ۱۴۶؛ شهاب شریعت، علی رفیعی، ص ۱۵۵.
  8. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ معجم رجال الفکر والادب فی النجف، محمدهادی امینی، ج ۳، ص ۱۰۱۳؛ آخوند خراسانی آفتاب نیمه شب، محمدرضا سماک امانی، ص ۴۰، ۴۳ و ۱۰۶.
  9. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴؛ آقا بزرگ تهرانی اقیانوس پژوهش، محمد صحتی، ص ۴۴-۴۳.
  10. محدث نوری روایت نور، محمد صحتی سردوردی، ص ۸۴.
  11. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵-۱۳۲۴.
  12. مجله علوم الحدیث، سال اول (۴۱۸) ش دوم، ص ۲۳۶.
  13. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸.
  14. همان، ج ۲، ص ۶۷۵؛ اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۱۳۶؛ گلشن ابرار، ج ۳، ص ۱۶۴؛ شرح حالی از نامداران تاریخ، ج ۱، عمران علیزاده، ص ۱۹۶-۱۹۵.
  15. مقدمه مصباح الفیه، حاج آقا رضا همدانی؛ نقباءالبشر، ج ۲، ص ۷۷۷؛ گلشن ابرار، ج ۳، ص ۲۱۱؛ علمای شیعه از کلینی تا خمینی، م جرفادقانی، ص ۳۲۷.
  16. میرزای شیرازی، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ترجمه محمود دزفولی، ص ۱۹۴، آقا بزرگ تهرانی اقیانوس پژوهش، ص ۴۱.
  17. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹؛ شهاب شریعت، ص ۱۵۵.
  18. السبیل الجدد الی حلقات السند، میرزا محمدعلی اردوبادی، مجله علوم (حدیث، شماره دوم).
  19. المنتخب، کاظم عبود فتلاوی، ص ۱۲۵.
  20. همان؛ الذریعه، ج ۲۵، ص ۲۱۴.
  21. رجال اصفهان در علم و عرفان، ادب و هنر، سید محمدباقر کتابی، ج اول، ص ۴۰۵؛ لسان الارض یا تاریخ تخت فولاد اصفهان، سید مصلح الدین مهدوی، ص ۱۴۳.
  22. زندگینامه علامه مجلسی، ج ۲، سید مصلح الدین مهدوی، ص ۲۱۱؛ الذریعه، ج ۱۳، ص ۸۲ و ج ۴، ص ۴۷۱.
  23. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱.
  24. مقدمه کتاب هدایةالامة والذریعه، ج ۱۴، ص ۱۷۳-۱۷۲.
  25. بدایةالهدایة و لب الوسایل، ج ۱، ص ۱؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸، الذریعه، ج ۱۲، ص ۱۶۰.
  26. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸؛ الذریعه، ج ۱۳، ص ۱۳۳ و ۱۳۶.
  27. همان.
  28. مکارم الاثار، ج ۷، ص ۲۵۳۸، همان، ص ۱۳۲۸، مجله علوم الحدیث، سال اول، شماره دوم، ص ۲۳۶.
  29. اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۵۰؛ الذریعه، ج ۱۰، ص ۶۰؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۸.
  30. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱؛ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۵۰؛ گنجینه دانشمندان، ج ۶، محمدشریف رازی، ص ۲۱۴؛ معجم رجال الفکر والادب فی النجف، ج ۳، ص ۱۰۱۳.
  31. نقباءالبشر، ج ۱، ص ۳۴۹؛ ج ۴، ص ۱۳۲۸؛ فوائدالرضویه، محدث قمی، ص ۵۳.
  32. الذریعه، ج ۸۳ ص ۸۲، ج ۱، ص ۱۲۲؛ نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۴.
  33. مکارم الآثار، ج ۷ ص ۲۵۳۸.
  34. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۶۹.
  35. معجم رجال الفکر والادب فی النجف خلال الف عام، ج ۳، ص ۱۰۱۳.
  36. معارف الرجال، حرزالدین، علقه علیه حفیده الناسر محمدحسین حرزالدین، جزء ثانی، ص ۱۴۳.
  37. اعیان الشیعه، سید محسن امین،حققه و اخرجه و استدرک علیه، حسن امین، ج ۴، ص ۱۵۰.
  38. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۷-۱۳۲۶.
  39. المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۱.
  40. نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۳۲۶.
  41. گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۲۱۳.
  42. معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۴۴.
  43. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۳۷۰؛ محدث نوری روایت نور، ص ۹۷.
  44. معارف الرجال، جزء ثانی، ص ۱۴۴، نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۵-۱۳۲۴.
  45. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۳۲۷-۱۳۲۶.
  46. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۸۱، ص ۱۷۴.
  47. مکارم الآثار، ج ۷، ص ۱۳۲۷؛ المسلسلات فی الاجازات، ج ۲، ص ۳۷۱.

منابع