اعتکاف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

اعتکاف به توقف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت گفته می شود که در آن اعتکاف کننده، روزها را به روزه و عبادت به سر می برد. مقصود از این عمل خلوت با خویشتن و تقرب و توجه پبدا کردن پیدا کردن به خدا با دوری موقت از اشتغالات روزمره است. اعتکاف کمک میکند که مسلمان بتواند رابطه خود را با خدا تقویت بنماید و در روزهای بعدی فعالیت خود را با در نظر گرفتن خدا و رضای او انجام دهد. این عمل که برگرفته از قرآن و روایات است احکام خاص خود را دارد.

معنای لغوی[ویرایش]

راغب لغت شناس مشهور در مورد معنای واژه می‌گوید: «اعتكاف به معناى روى آوردن و ملازمت با چیزى، همراه با تعظیم آن است».

معنای اصطلاحی[ویرایش]

در اصطلاح فقهی به توقف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و با شرایط مخصوص، اعتكاف و به شخص به جا آورنده اعتكاف، معتكف گویند.

اعتكاف در قرآن[ویرایش]

از آیات قرآن برمی‌آید که اعتکاف پیش از این در میان پیامبران و شرایع پیشین نیز وجود داشته است. چنانچه قرآن گزارش می‌کند که خداوند به حضرت ابراهیم علیه‌السلام پس از بنیان‌گذاری کعبه دستور می‌دهد تا آن را برای طواف کنندگان و معتکفین آماده سازد: «و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین والعاکفین؛ از ابراهیم و اسماعیل پیمان گرفتیم تا خانه خدا (کعبه) را برای طواف کنندگان و معتکفین پاک و تطهیر نمایند». (سوره بقره/125)

آیه دیگر در مورد اعتکاف آیه 187 سوره بقره است كه در آن حرمت نزدیکی با زنان در حال اعتکاف بیان شده است: «وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ؛ با زنان در زمانی که در مساجد معتکف هستید، مباشرت و نزدیکی نکنید».

اعتكاف در احادیث[ویرایش]

در کنزالعمال از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل گردیده است که: همه گناهان گذشته كسى كه از روى ایمان و براى رسیدن به ثواب الهى معتكف شود، آمرزیده مى شود.[۱]

و نیز از آن حضرت نقل شده است که: معتكف همه گناهان را در بند مى كند و مانند كسى كه همه خوبى ها را انجام داده است، به او پاداش داده مى شود.[۲]

و در کتاب سنن النبی نوشته علامه طباطبائی که به نقل سنت‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله اختصاص دارد به نقل از كافى از امام صادق علیه‌السلام نقل شده كه فرمود: رسول خدا صلى اللَه علیه و آله چون دهه آخر ماه رمضان مى شد، در مسجد اعتكاف مى كرد و برایش خیمه اى موئى مى زدند. حضرت كمرش را براى عبادت مى بست و بستر خوابش را برمى چید.

در پایان حدیث در کافی آمده است که وقتی حضرت این را فرمودند، کسی سوال کرد: آیا در این مدت از زنان عزلت می‌نمود؟ (و اعتزل النساء؟) حضرت جواب دادند: نه عزلت نمی‌نمود. (أمّا اعتزال النساء فلا)

علامه طباطبائی رحمه الله پس از نقل حدیث از کتاب کافی می‌گوید: گفته‌اند كه مقصود از «نفی اعتزال» تجویز معاشرت و مصاحبت كردن با آنان است نه جماع.[۳]

زمان اعتكاف[ویرایش]

اعتكاف از نظر زمان محدود به وقت خاص نیست؛ تنها از آن رو كه لازمه اعتكاف، روزه گرفتن است. باید در زمانى اعتكاف شود كه شرعاً بتوان روزه گرفت. پس هرگاه روزه گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است ولى بهترین زمان براى اعتكاف دهه آخر ماه مبارك رمضان و ایام البیض ماه رجب است.

اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازى انسان براى درك لیلة‌القدر و بهره‌بردارى از فیض این شب گرانقدر، بى ارتباط نیست. در كشور ما اكنون اعتكاف در سه روز از ماه رجب بیش از اعتكاف در دهه پایانى ماه رمضان رواج دارد و این سه روز از چند نظر حائز اهمیت است:

اول آن كه ماه رجب، ماه حرام است و از روایات استفاده مى شود كه اعتكاف در ماه هاى حرام، نسبت به دیگر ماه‌ها از فضیلت بیشترى برخوردار است.

ثانیا: روزه در ماه رجب داراى فضیلتى خاص است، مالك بن انس (پیشواى مذهب مالكى) گفته است: سوگند به خدا، چشمانم تاكنون كسى را كه از نظر وارستگى، فضیلت و عبادت و پرهیزگارى برتر از امام صادق علیه‌السلام باشد، ندیده است.

من به حضور ایشان مى آمدم و او مرا مورد توجه قرار مى داد و احترام مى نمود. روزى به ایشان عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! پاداش كسى كه یك روز از ماه رجب را با ایمان و اخلاص روزه بگیرد، چیست؟ امام صادق علیه‌السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از جدش و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله برایم روایت كرد كه هر كس یك روز از ماه رجب را از سر ایمان و اخلاص روزه بگیرد، گناهانش آمرزیده مى شود.[۴]

بر پایه حدیثى دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله هر كس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند میان او و آتش جهنم به اندازه هفتاد سال راه فاصله مى اندازد. پروردگار مهربان به كسى كه سه روز از ماه رجب را روزه گرفته، خطاب مى كند كه حق تو بر من واجب شد و دوستى و ولایتم برایت حتمى شد. اى فرشتگان! در حضور شما شهادت مى دهم كه گناهان بنده ام را آمرزیده ام.[۵]

علاوه بر روایاتى كه به طور عام نسبت به فضیلت روزه ماه رجب تاكید مى نماید، درباره روزه گرفتن در روزهاى 13، 14 و 15 و انجام عمل «ام‌داود» نیز تاكید شده است.

احکام اعتكاف‌[ویرایش]

حكم تكلیفى[ویرایش]

اعتكاف در اصل شرع، مستحب است، اما به وسیله نذر، عهد، قسم و شرط ضمن عقد لازم مانند اجاره و مانند آن واجب مى‌شود.[۶]. بافضیلت‌ترین زمان براى اعتكاف، ماه مبارك رمضان به ویژه دهه آخر آن است.[۶]

شرایط[ویرایش]

عقل، اسلام، قصد قربت، سه روز یا بیشتر روزه گرفتن، در مسجد به جا آوردن، باقى ماندن در مسجد و از آن خارج نشدن، اذن مولا براى مملوك و اذن شوهر براى زن و اذن پدر و مادر براى فرزند در صورت اذیت شدن پدر و مادر، شرایط صحت اعتكاف است.

در این كه اعتكاف در هر مسجدى صحیح است یا تنها در مسجد جامع شهر و یا تنها در مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد كوفه و مسجد بصره) كه پیامبر یا امامان معصوم علیهم‌السلام در آن‌ها نماز جماعت یا جمعه اقامه كرده‌اند - اختلاف است؛ هر چند قول اخیر به مشهور نسبت داده شده است.[۷] همچنین بر شرط بودن ایمان در صحت همه عبادت‌ها از جمله اعتكاف، ادعاى اجماع شده است.[۸]

احكام[ویرایش]

در روزه اعتكاف، قصد اعتكاف شرط نیست بلكه روزه ماه رمضان یا روزه نذرى و مانند آن نیز كفایت مى‌كند.[۹] در صورت صحیح نبودن روزه - به جهت زمان مانند اعیاد قربان و فطر و یا به جهت شخص مانند حائض، نفساء، بیمار و مسافر - اعتكاف نیز صحیح نیست.[۱۰]

شب‌هاى دوم و سوم از سه روز اعتكاف، جزء مدت اعتكاف است و به قول مشهور، شب اول جزء آن نیست. از این رو، مدت اعتكاف از طلوع فجر روز اول تا غروب روز سوم است.[۱۱]

ناتمام گذاشتن اعتكاف واجب در صورتى كه وقتش معین باشد، جایز نیست اما در این كه ناتمام گذاشتن چنین اعتكافى در صورتى كه وقتش معین نباشد و نیز ناتمام گذاشتن اعتكاف مستحب به طور مطلق جایز است یا به طور مطلق جایز نیست و یا‌ در دو روز اول جایز است و پس از آن جایز نیست، اختلاف است؛ هر چند قول اخیر، مشهور است.[۱۲]

خروج از مسجد به هنگام ضرورت - مانند تخلّى، غسل جنابت و استحاضه و دیگر غسل‌هاى واجب - و نیز انجام امورى مانند برطرف كردن حاجت مؤمنان، تشییع جنازه و عیادت بیمار جایز است.[۱۳] در صورت خروج از مسجد، نماز خواندن جز در مكه و نیز زیر سایه نشستن جایز نیست.[۱۴]

محرّمات[ویرایش]

آمیزش با همسر و به قول مشهور لمس كردن و بوسیدن او با شهوت، بوییدن عطر، گل و گیاهان خوش‌بو به قول مشهور، مجادله با دیگران در امور دنیوى و دینى به قصد فضل‌فروشى و غلبه و خرید و فروش در شب و روز بر معتكف حرام است.[۱۵]

اسباب بطلان[ویرایش]

آنچه روزه را باطل مى‌كند، اعتكاف را نیز باطل مى‌كند.[۱۶] (روزه) همچنین آمیزش در شب، موجب بطلان اعتكاف است[۱۷] و در بطلان آن به سبب ارتكاب دیگر محرّمات یاد شده، اختلاف است.[۱۸]

آثار بطلان[ویرایش]

اگر اعتكاف باطل شده، واجب معین باشد. قضاى آن و اگر غیرمعیّن باشد، اعاده آن واجب است. همچنین اگر اعتكاف مستحب باشد و پس از گذشت دو روز باطل شود، بنابر قول به وجوب اعتكاف مستحبى بعد از گذشت دو روز، قضاى آن واجب است.[۱۹]

باطل كردن اعتكاف واجب به وسیله آمیزش حتى در شب، موجب ثبوت كفاره است و آن به قول مشهور، كفاره روزه ماه رمضان یعنى آزاد كردن برده یا دو ماه روزه گرفتن و یا اطعام شصت فقیر است. در ثبوت كفاره به سبب ارتكاب دیگر محرمات یاد شده، اختلاف است.

اگر اعتكاف در روزه ماه رمضان یا قضاى روزه ماه رمضان پس از زوال به سبب جماع كردن باطل شود، دو كفاره ثابت مى‌گردد؛ یكى براى باطل كردن اعتكاف و دیگرى براى باطل كردن روزه.[۲۰]

فلسفه اعتکاف[ویرایش]

اسلام، دینِ انزوا و گوشه گیری نیست و حتی با آن به مخالفت پرداخته است، ولی از آن جا که دست و پا زدن در مسائل مادّی و مشاغل روزمره و معاشرت با غفلت زدگان جامه، تمایل به دنیا و تجمل گرایی را در انسان افزایش می دهد و گاه آدمی را از یاد حق و روی کردن به حقیقت و توجه به امور معنوی بازداشته و به خود مشغول می کند، در اسلام برنامه ای داوطلبانه برای برطرف ساختن این آفت روحی تدارک دیده شده که «اعتکاف» نام دارد.

اعتکاف، فرصتِ ارتباط[ویرایش]

انسانْ طبق وعده الهی در آیه ششم سوره مبارکه انشقاق، سرانجام به دیدار معبود نایل خواهد شد. او برای رسیدن به محبت خداوند، باید راه عبادتِ حقیقی را در پیش بگیرد و گاهی در اُنس با پروردگارْ به گوشه ای خلوت پناه بَرَد و دور از همه عنوان ها و تعلقات دنیایی، لَختی در حالِ خود بیندیشد و با سوزِ دل و اشک چشم، زنگار و سیاهی را از چهره جان خود بزداید و در زاد و توشه آخرت تأمّل کند. ادیان الهی با توجه به این نیاز روحی، با آن که انسان را به حضور در جامعه و شرکت در فعالیت های اجتماعی فرا می خوانند، فرصت هایی را نیز برای خلوت کردن او با خداوند فراهم ساخته اند که یکی از این فرصت ها، «اعتکاف» است.

اعتکاف، درمانِ فراموشی[ویرایش]

قرآن کریم، در آیه 27 سوره حدید، از گوشه گیری پیروان عیسای مسیح علیه السلام ، سخن به میان آورده و می فرماید: «.. و رهبانیتی را که ابداع پیروان مسیح بود، برای آن ها مقرر کردیم تا خشنودی خداوند را به دست آورند؛ پس حق آن را چنان چه بایسته بود، مراعات نکردند.» علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر این آیه می فرمایند: «از لحن آیه شریفه برمی آید که خداوند، در ابتدا رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسی علیه السلام مقرر نکرده بود، ولی آن را مورد تأیید قرار داد». هرچند مسیحیان به دلیل زیاده روی در این کار مورد نکوهش قرار گرفتند، ولی دین اسلام، عبادتی به نام اعتکاف پیش بینی کرد که نوعی خلوت گزینی و درون اندیشی برای ساختن انسان ها و جلوگیری از خدافراموشی و خودفراموشی است. «اعتکاف» راه کار مناسب و درمان مطلوبی برای بیماری فراموشی خود و خداست.

اعتکاف، توقّفی آگاهانه[ویرایش]

«اعتکاف» توقّفی ناآگاهانه در مسجد، بدون عشق به عبادت و قصد قربت نیست. آن چه می تواند موجب دل کندن از لذایذ زندگی مادّی شود، خود باید لذتی برتر باشد، لذتی چون وصال محبوب، تقرّب و نزدیکی به خدای بزرگ و قرار گرفتن در سایه سار محبّت الهی. مُعتکف، از خانه خویش بیرون رفته و آگاهانه عزمِ حضور در خانه حضرت حق می کند؛ حضوری آگاهانه، عاشقانه و خالصانه بر درگاه پروردگار یکتا.

پیام اعتکاف[ویرایش]

پیام اعتکاف، به یاد خدا زیستن است. اعتکافْ گشت وگذاری است در کوچه پس کوچه های درون و گشتن در دنیای تو در توی دل و شناختن خود و مجاهده با نفس. روزهای اعتکاف، روزهای انس با پروردگار و بریدن از غیر و پیوستن به یار است. اعتکاف، هجرتی درونی برای سیر در دنیای باطنْ و مروری بر نفسانیّات خویش است تا گام تهذیب برداریم و کام بندگی برگیریم. ایام اعتکاف، اهل عبادت را عید حضور است و اهل غفلت را روزنه ای به سوی نور.[۲۱]

پانویس[ویرایش]

  1. كنزالعمّال، ح 24007.
  2. همان، ح 24012.
  3. سنن النبی، باب ما نورده من سننه صلى الله علیه و آله فى الاعتكاف.
  4. شیخ صدوق، فضائل الاشهرالثلاثة، ص 38، روایت 16.
  5. همان، ص 25، بخشى از روایت 12.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ العروة الوثقى 2/246.
  7. جواهرالكلام، 17/ 161-173.
  8. همان،‌ 15/63 و مستمسك العروة 8/539.
  9. مستند الشیعة، 10/545.
  10. همان، 546.
  11. همان، 547-549 و جواهرالكلام 17/ 166-168.
  12. مستمسك العروة، 8/560 و مستندالشیعة، 10/ 561-563.
  13. جواهرالكلام، 17/ 180-182.
  14. مستندالشیعة، 10/560.
  15. جواهرالكلام، 17/ 199-204.
  16. همان، 207.
  17. مستندالشیعة، 10/571.
  18. 568 و العروة‌الوثقى 2/260.
  19. العروة الوثقى 2/260.
  20. همان، 261.
  21. ابراهیم اخوی، در خلوت دوست، گلبرگ، شهریور 1382، شماره 42

منابع[ویرایش]

  • سنن النبی، علامه طباطبائی رحمه الله.
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جمعی از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمی شاهرودی، مؤسسه دائرة‌المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، قم-ایران، اول، 1426 ه‍ـ.ق.
  • ابراهیم اخوی، در خلوت دوست، گلبرگ، شهریور 1382، شماره 42، در دسترس در سایت حوزه، بازیابی: 5 اردیبهشت 1394