سید محمد مولانا

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۸:۱۱ توسط Mohammadi (بحث | مشارکت‌ها) (آرشیو عکس و تصویر)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آیت الله العظمی سید محمد مولانا (۱۲۹۴ - ۱۳۶۳ ق)، فقیه مجاهد شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان فاضل شربیانی بود. وی از جمله عالمانی است که با تألیف کتاب های گوناگون در زمینه های مختلف و پرورش شاگردان ممتاز در حوزه درسی از جمله علامه امینی، خدمت بزرگی به جامعه اسلامی نمود.

۲۳۰px
نام کامل سید محمد موسوی مولانا
زادروز ۱۲۹۴ قمری
زادگاه تبریز
وفات ۱۳۶۳ قمری
مدفن نجف، حرم امام علی

Line.png

اساتید

ملا محمدفاضل شربیانی، آخوند خراسانی، شیخ فتح الله شیخ الشریعه اصفهانی، شیخ محمدحسن ممقانی،...

شاگردان

علامه امینی، سید ابراهیم دروازه‌ای، سید هادی خسروشاهی، سید علی مولانا،...

آثار

اثنا عشره مسأله مهمه، الاجتهاد والتقلید، احکام الوصیه، ارشاد الانام فی اثبات النبوة العامه والخاصه،...

ولادت و خاندان

سید محمد موسوی تبریزی مشهور به «مولانا»، در اول ربیع الاول ۱۲۹۴ ه.ق (مطابق ۲۷ اسفند ۱۲۵۵ ه.ش) در تبریز به دنیا آمد. پدرش، عالم فاضل و وارسته، میر عبدالکریم موسوی تبریزی، مشهور به «مؤتمن الشریعه» از عالمان نام آور آن دیار و دارای خطی زیبا و طبعی روان بود.

نسب شریف این خاندان، به امام کاظم علیه السلام می رسد. آیت الله مرعشی نجفی در مورد نسب آیت الله محمد مولانا می نویسد: «سید جلیل القدر، سید محمد؛ مشهور به مولانا تبریزی فرزند میر عبدالکریم شیخ الاسلام، فرزند میر محمدتقی شیخ الاسلام، فرزند میر جعفر شیخ الاسلام، فرزند علامه ادیب و شاعر خطیب؛ سید احمد شیخ الاسلام، که نسبشان به عارف مشهور معین الدین علی ابوالقاسم موسوی، مشهور به شاه قاسم الانوار تبریزی می رسد».[۱]

تحصیل و اساتید

سید محمد مولانا در تبریز مشغول به تحصیل شد. در جوانی وارد حوزه علمیه گردید و از محضر بزرگان علم و فقاهت همچون، ملا علی علیاری[۲] (۱۲۳۶ ـ ۱۳۲۷ ق)، صاحب «بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال» بهره ها برد. هنوز هیجده بهار از عمرش سپری نشده بود، که در بیستم ربیع الثانی (۱۳۱۲ ه.ق) به همراه پدرش، میر عبدالکریم موتمن الشریعه، برای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت نمود و تا سال (۱۳۲۱ ه.ق) در آن دیار سکنی گزید.

وی بعد از ورود به حوزه نجف اشرف دروس سطح فقه و اصول را از محضر استادنی بهره برد که عبارتند از:

  • ۱. ملا محمدعلی نخجوانی (۱۲۹۸ ـ ۱۳۳۴ ه.ق).
  • ۲. آقا سید آقا قزوینی.
  • ۳. آقا رضا تبریزی.[۳]

همچنین دوره تخصصی فقه و اصول فقه را نزد این اساتید گذرانید:

  • ۳. شیخ هادی تهرانی (متوفای ۱۳۲۱ ه.ق).
  • ۶. میرزا محمدباقر اصطهباناتی.[۴]

محمد مولانا در کنار تحصیل سطوح عالیه، منطق، فلسفه و کلام را پیش استادان زیر آموخت:

  • ۱. میرزا احمد آشتیانی.
  • ۲. سید اسدالله فرقانی.
  • ۳. آقا میر حیدر ایروانی.[۵]

ایشان در اثر هوش سرشار و علاقه وافر به کسب علوم آل محمد (صلی الله علیه و آله) به درجه اجتهاد رسید و از استادان خویش اجازه اجتهاد و روایت گرفت. مشایخ روایتی ایشان عبارتند از:

  • ۴. آخوند ملا محمدعلی نخجوانی نجفی (۱۲۶۸ ـ ۱۳۶۱ ه.ق)

وی در دوران نه سال اقامتش در نجف، با همه قشرهای مردم به ویژه با فرهیختگان دینی به خوبی رفتار می کرد و به خوش خلقی معروف بود. او از روی عشق و علاقه ای که به دانشمندان مذهبی نشان می داد، آنان را با لفظ «مولانا» مورد خطاب قرار می داد و کم کم در اثر کثرت استعمال این لفظ به «مولانا» معروف گردید.[۶]

تدریس و شاگردان

سید محمد مولانا در سال ۱۳۲۱ ه.ق به زادگاه خویش تبریز مراجعت نمود و مشغول تدریس فقه جعفری و ترویج احکام شریعت نبوی و تألیف و تصنیف گردید.[۷]

اواسط قرن چهاردهم هجری قمری حوزه علمیه تبریز، از جوشش خاصی برخوردار بود. نام آورانی چون میرزا صادق آقا مجتهد (۱۲۶۹ ـ ۱۳۵۱ ه.ق)، میرزا ابوالحسن انگجی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۵۷ ه.ق) و سید محمد مولانا، هر کدام صاحب مکتب و حوزه درسی خاصی بودند.

سید محمد مولانا در طول چهل سال تدریس، شاگردان فرزانه ای پرورش داد که در این جا از آنان یاد می کنیم:

  • ۲. سید مرتضی ایروانی.[۸] (۱۲۸۴ ـ ۱۳۶۹ ه.ق)
  • ۳. شیخ محمدعلی توحیدی.[۹] صاحب مصباح الفقاهه (۱۳۰۴ ـ ۱۳۵۴ ه.ق)
  • ۴. میرزا عباسعلی توکلی،[۱۰] از مشاهیر عالمان تبریز.
  • ۵. میرزا حسن تیلی تبریزی.[۱۱] (۱۲۸۵ ـ ۱۳۶۴ ه.ق)
  • ۷. سید هادی خسروشاهی.[۱۳] (۱۲۸۷ ـ ۱۳۷۶ ه.ق)
  • ۸. میرزا محمد خیابانی، معروف به «بالا مجتهد».[۱۴] (۱۲۷۰ ـ ۱۳۴۹ ه.ق)
  • ۹. میرزا عباسقلی چرندابی.[۱۵] (۱۲۶۶ ـ ۱۳۴۵ ه.ق)
  • ۱۱. میرزا محمد غروی توتونچی.[۱۷] (۱۲۸۴ ـ ۱۳۵۷ ه.ق)
  • ۱۲. سید حسین قاضی طباطبایی.[۱۸] (۱۲۷۸ ـ ۱۳۵۴ ه.ق)
  • ۱۳. سید مهدی کماری،[۱۹] صاحب کتاب مباحث الالفاظ، در دو جلد.
  • ۱۴. میرزا عبدالرحیم مدرس تبریزی.[۲۰] (متولد ۱۲۸۵ ه.ق)
  • ۱۵. سید محمدعلی موسوی زرین.[۲۱] (۱۲۴۹ ـ ۱۳۲۰ ه.ق)
  • ۱۷. سید مصطفی مولانا، پسر صاحب ترجمه (۱۲۹۵ ـ ۱۳۶۳ ه.ق)
  • ۱۸. میرزا صادق نصیری سرابی.[۲۲]
  • ۱۹. سید یوسف راثی هاشمی.[۲۳] (۱۲۸۷ ـ ۱۳۷۳ ه.ق)

آثار و تألیفات

سید محمد مولانا در طول زندگانی ارزشمند خویش، از هر فرصتی در جهت نگارش و تألیف، سود جسته و حاصل این تلاش و کوشش پیگیر، پیدایش آثار سودمندی است. او در زمینه‌های فقه، اصول، فلسفه، کلام، رجال، تفسیر و ادبیات، اثرات ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است. برخی از آثار وی در زمان حیاتش به چاپ رسیده و برخی دیگر، بعد از وفات او توسط فرزند ارشدش سید علی مولانا چاپ و نشر یافته است.

آثار علمی ایشان عبارت است از:

  • ۱. اثنا عشره مسأله مهمه؛
  • ۲. الاجتهاد والتقلید؛
  • ۳. احکام الوصیه؛
  • ۴. ارشاد الانام فی اثبات النبوة العامه والخاصه؛
  • ۵. الاستصحاب؛
  • ۶. براهین الحق فی عدة رسائل اصولیه و فقهیه؛[۲۴] این کتاب مشتمل بر حجیت خبر واحد، حجیت شهرت، قاعده ضرر، مسأله مالکیت عبد، تعیین حدود کعبه و تعیین ذکر رکوع و سجود است. این کتاب همراه با رساله «الحق والحکم»، تألیف شیخ هادی تهرانی، در سال ۱۳۳۰ در تبریز به چاپ رسیده است.
  • ۷. تداخل الاغسال؛
  • ۸. التفسیر الوجیز؛[۲۵] این کتاب برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ ه.ق در قطع جیبی به چاپ رسیده و چاپ دوم آن با تحقیق مالک محمودی و با مقدمه آیت الله مولانا ـ نوه مفسر ـ در سال ۱۴۱۸ ه.ق از طرف موسسه الامام المنتظر عجل الله تعالی فرجه به زیور چاپ آراسته شده است.
  • ۱۰. حاشیه شوارق الالهام فی الکلام؛
  • ۱۲. حاشیه علی مباحث الالفاظ من الفصول؛
  • ۱۴. حکم الاستطراق؛
  • ۱۵. السحر والعلوم الخمسه المخفیه؛
  • ۱۶. شرح تشریح الافلاک؛
  • ۱۷. طریق الهدایه فی علم الدرایه؛[۲۶] این کتاب با تحقیق محمدرضا جدیدی، در میراث حدیث شیعه، در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است.
  • ۱۸. الطرق بین الحق والحکم؛
  • ۱۹. الفوائد الاربع عشرة فی المسائل الکلامیه والحکمیه؛
  • ۲۰. قاعده لاضرر؛
  • ۲۱. القصر والاتمام؛
  • ۲۲. الماء المستعمل فی دفع الخبث؛
  • ۲۳. مصباح الاعلام فی مدارک الاحکام فی الطهاره والصلاه؛[۲۷]
  • ۲۴. مصباح السالکین و زادالمسافرین فی معرفه القبله؛[۲۸] این کتاب در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسیده است.
  • ۲۵. مصباح الوسائل فغنی شرح الرسائل؛[۲۹]
  • ۲۶. مفتاح المطالب فی شرح المکاسب؛[۳۰] (دو جلد). جلد اول این کتاب، در سال ۱۳۴۰، توسط سید علی مولانا به چاپ رسیده است.
  • ۲۷. رساله فی نصاب النقدین والغلات.
  • ۲۸. رساله فی کیفیه تعلق الخسم بالعین.
  • ۲۹. رساله فی المسائل المتفرقه؛
  • ۳۰. رساله فی بیان احکام الوقوفین فی الحج؛
  • ۳۱. رساله فی حکم الولایه من قبل الجابر؛
  • ۳۲. رساله فی حکم ما جعل طریقا عدواناً؛
  • ۳۳. رساله فی الانفحه و حکمها؛
  • ۳۴. رساله فی بعض مهمات مسائل القصر؛
  • ۳۵. رساله فی حکم الصلوة فی الشعر الملاصق لبدن المصلی و ثوبه؛[۳۱]

فعالیت‌های سیاسی

اولین درگیری عالمان تبریز با حکومت رضاخانی، مربوط به بی عفتی سرلشکر آیرم[۳۲] در عاشورای ۱۳۰۴ ه.ش است. از جمله عواملی که علمای تبریز را به نهضت و قیام علیه حکومت واداشت عبارتند از:

  • ۱. محدود کردن عالمان و جلوگیری از فعالیت حوزه ها.
  • ۲. داستان کلاه پهلوی و متحدالشکل کردن لباس مردم.
  • ۴. وابستگی رضاخان به انگلیس.
  • ۵. تصویب و اجرای قانون نظام وظیفه عمومی در خدمت بیگانگان.[۳۳]

در برابر سیاست های غربی رضاخانی، روحانیت دست به قیام زدند و خواستار لغو سیاست های ضدمذهبی رضاخانی شدند. فقیه مجاهد، سید مولانا، به اتفاق حضرات آیات، میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی[۳۴] (۱۲۶۹ ـ ۱۳۵۱ ه.ق)، میرزا ابوالحسن انگجی[۳۵] (۱۲۸۲ ـ ۱۳۵۷ ه.ق) و میرزا باقر آقا قاضی طباطبایی[۳۶] (۱۲۸۵ ـ ۱۳۶۶ ه.ق) با برنامه های ضددینی رضاخان مخالفت نمود.

رژیم در برابر مخالفت علماء چاره‌ای جز تبعید آن ها ندید، بنابراین مولانا را به همراه میرزا صادق آقا مجتهد و میرزا ابوالحسن انگجی به کردستان تبعید کرد. تبعید علما در تاریکی شب و در ۳ جمادی الاول ۱۳۴۷ ه.ق، (برابر با ۲ آذر ماه ۱۳۰۷ ش) به وقوع پیوست.[۳۷]

معروف است عناصر حکومت رضاخان پس از دستگیری آن ها، مدتی در خارج از شهر توقف کردند و جاسوسی را جهت اطلاع از اوضاع شهر فرستادند؛ اما چون عکس العملی از سوی مردم مشاهده نکردند، آن ها را به تهران حرکت داده و به سردشت کردستان تبعید نمودند.[۳۸]

مولانا، پس از هفتاد و هفت روز تبعید، سرانجام در ۱۳ رجب (۱۳۴۷ ه.ق) از تبعید خلاصی یافت و در بیستم رجب همان سال وارد تبریز گردید.[۳۹]

خصوصیات اخلاقی

نیک مرد زاهد، آیت الله سید محمد مولانا در کارهای روزانه، نظم و ترتیب خاصی داشت. بیشتر وقتش را صرف تألیف، تحشیه، تعلیقه، مطالعه و تدریس می نمود. هیچ گاه بدون مطالعه تدریس نمی کرد و بدون جهت درس های خود را تعطیل نمی نمود. فقط دو ـ سه روز آخر که بیماری اش رو به وخامت گذاشته بود درس ها را تعطیل کرد.[۴۰]

ایشان عشق و علاقه فراوانی به عبادت داشت. در سایه همین عشق و علاقه وافری که به درگاه حضرت احدیت داشت، مدت ها پیش از وفاتش نمازهای یومیه خود را از روی احتیاط اعاده می نمود.[۴۱]

در کنار کارهای علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، در مسجد نزدیک منزلشان؛ به اقامه نماز جماعت می پرداخت و با موعظه‌های شیرین و حکیمانه اش مردم را بهره‌مند می ساخت. از جدل و مناظره پرهیز می نمود. محبوب قلوب مومنان بود و از احترام خاصی در بین مردم برخوردار بود.[۴۲]

در مصرف وجوهات شرعیه دقت کامل داشت. موارد مصرف آن ها دقیقاً مشخص نموده و در دفترچه مخصوص یادداشت می کرد. از رسیدگی به وضع معیشتی اهل علم، فقرا و مستمندان دریغ نمی ورزید و همواره غمخوار و یاور آن ها بود.[۴۳] از جمله در جنگ جهانی دوم که دولت های استعمارگر روسیه، انگلیس و آمریکا به ایران هجوم آورده و خواهان تسلط بر ایران بودند؛ فقرا و مستمندان در وضع بسیار سختی بسر می بردند. گرسنگی و فقر بی داد می کرد. در چنین شرایطی، حضرت آیت الله مولانا، با صدور اعلامیه ای در ۱۰ صفر ۱۳۶۱ ه.ق (مطابق با ۱۹ اسفند ماه ۱۳۲۲ ه.ش) تجار و ثروتمندان را به یاری مظلومان فرا می خواند. متن اعلامیه ایشان بدین شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم، اوضاع حالیه شهر تبریز و اطراف ـ از جهت گرانی قیمت های آذوقه و ناتوانی اغلب اهالی ـ محتاج به بیان نیست. اگر ارباب قدرت و مکنت به این زودی به تکلیف شرعی خود عمل نکنند؛ قطعا باعث اتلاف نفوس محترمه و سبب نزول بلیات خواهد شد. قال الله تعالی: «أفأمن اهل القری أن یأتیهم بأسنا بیاتا و هم نائمون...»[۴۴] ولی بحمدالله؛ از قرار معلوم اشخاص نیکوکار و خیری در صدد عمل به وظایف دینی و شرعی خود برآمده اند و از وجوه شرعیه ای که مثل مال امام علیه السلام محتاج به اذن حاکم شرع است، خواستار اجازه می باشند، که در مورد فقر او مستمندان خرج کنند. و اقل، صریحاً با کمال تشکر از این قبیل اشخاص، اجازه می دهم که از مال امام علیه السلام هر چه زودتر به این امر مهم قیام نموده و وجوه شرعی خود را به آقایان مفصله الاسامی که تعیین شده و مورد اعتماد و وثوق می باشند، پرداخت نمایند و آن ها نیز آن وجوه را در موردش خرج و محتاجین را از ورطه هلاکت نجات دهند و خداوند متعال نیز آن ها را از هلاکت و سوء عاقبت نجات کرامت فرماید!». من الاحقر محمد الموسوی.[۴۵]

مولانا از نظر عالمان

  • مورخ و رجالی معروف ملا علی واعظ خیابانی در مورد صفات پسندیده وی، می نگارد: «آن مرحوم، از اکابر مجتهدین تبریز و مرجع احکام و فتاوی، محقق، مدقق، ثقه، فقیه، اصولی، عالم، فاضل، عادل، متواضع، متخلق به اخلاق حمیده، منصف در مقام مباحثه و غیرمجادل در مواقع مذاکره، نظیر او در این اوصاف ندیدم. مقبول تمام طبقات ناس و محبوب قاطبه انام، با این تفرق آراء و تشتت اهواء و حواس پیوسته، مشغول تدریس و تألیف و تصنیف، بالجمله عالم حقیقی و فقیه واقعی بود. قدس الله سره و اکمل بره».[۴۶]
  • علامه متتبع، میرزا محمدعلی مدرس خیابانی، در مورد ایشان می نویسد: «از علمای تبریز عصر حاضر و از اصدقای این نگارنده می باشد که دارای اخلاق فاضله و ملکات حمیده بود... و دارای اجازه اجتهادی و روایتی از اساتید خود می باشد».[۴۷]
  • مؤلف مفاخر آذربایجان، در مورد ایشان می نگارد: «این مرد بزرگ از جهات گوناگون مانند علوّ طبع، استغنای از همه، بی اعتنایی به ریاست، صراحت لهجه، زبان صدق و گویا، قلم و بیان شیوا و رسا، قیافه جذاب، سیمای دلنشین و آراستگی به صفات کریمه دیگر از قبیل توکل، شجاعت و امثال این ها، در میان اقران خود کم نظیر و ممتاز بودند».[۴۸]
  • آیت الله مرعشی نجفی در اجازه نوه صاحب ترجمه (آیت الله سید ابوالحسن مولانا) چنین می نگارد: «...از کسانی که من از آن ها روایت می کنم، با اجازه و قرائت علامه ذوفنون مولف و مصنف بزرگواری است که مطالب (علمی) را با اسلوب و روش نیکو بیان می کند. فقیه و اصولی و رجالی بلندمرتبه ای است حجه الاسلام، آیت الله سید محمد بن عبدالکریم موسوی تبریزی، مشهور به «مولانا» و این سید جلیل القدر، یکی از حسنات زمان و افتخارات بلاد آذربایجان می باشد».[۴۹]
  • نوه فرزانه اش پرفسور حمید مولانا،[۵۰] در مورد صفات و مبارزات جد عالی قدرش می نویسد: «برای اولین بار در کودکی و در تبریز بود که کلمات و واژه های «دولت غاصب»، «مشروعیت»، «مشروطه» و «حقانیت» را از زبان پدربزرگم، محروم آیت الله العظمی سید محمد مولانا شنیده و آموختم. او به مشروعیت دولت های «ملی» مانند پهلوی اعتقاد نداشت و تا آن جا که می توانست با آن مبارزه می کرد. وی در مدت اقامت و تحصیل در نجف و بین النهرین، از استکبار جهانی و تجاوز انگلستان و سایر قوای اروپایی به مردم و سرزمین های اسلامی شخصاً آگاه بوده و دیده بود که چگونه مشروطه را مسخ کرده و دزدیده اند! او و دانشورانی مانند او نمونه «جامعه مدنی اسلامی» و ابعاد عرضی و شرعی آن بودند. من درس اولیه «جامعه، دولت» و شکاف این دو در ممالک اسلامی را از او آموختم».[۵۱]
  • نوه فاضلش سید ابوالحسن مولانا، در مورد صفات جد بزگوارش می نگارد: «جد بزرگوار ما آیت الله العظمی مولانا از بزرگان علمای تبریز، مرجع احکام و فتاوی، مدقق، فقیه، اصولی، رجالی و در حسن خلق پسندیده و کم نظیر بود».[۵۲]

وفات

عالم ربانی، سید محمد مولانا، سرانجام پس از شصت و نه سال عمر با برکت، در شب جمعه ۱۸ جمادی الاول ۱۳۶۳ ه.ق (برابر با ۲۱ اردیبهشت ۱۳۲۳ ش) بدرود حیات گفت. پیکر مطهر او در تبریز به صورت موقت دفن گردید و پس از مدتی به نجف اشرف منتقل و در جوار مرقد مطهر جد بزرگوارش، امام علی (علیه السلام)، به خاک سپرده شد.[۵۳]

پانویس

  1. المسلسلات فی الاجازات، سید محمود مرعشی نجفی، ج ۲، ص ۳۸۹.
  2. ستارگان درخشان، حسین دوستی، ص ۱۶۶.
  3. زعماء الشیعه، خطی.
  4. همان، زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  5. زعماء الشیعه، خطی.
  6. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  7. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  8. آشنای جانان، محمد الوانساز خویی، خطی؛ گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۳۸۲.
  9. شهر اوجان، ص ۲۹۲.
  10. مقدمه تفسیر و جیز سید محمد مولانا.
  11. آثار الحجه، ج ۲، ص ۹۰؛ آشنای جانان، خطی.
  12. مفاخر آذربایجان، ج ۵، ص ۲۸۵۳.
  13. نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۸.
  14. مفاخر آذربایجان، ج ۵، ص ۲۸۵۲.
  15. عرشیان خاک نشین، خطی.
  16. آشنای جانان، خطی.
  17. نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۴۲.
  18. آشنای جانان، خطی.
  19. مفاخر آذربایجان، ج ۵، ص ۲۸۵۳.
  20. آشنای جانان، خطی.
  21. همان.
  22. گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۲۹۳.
  23. نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۸۰.
  24. شیخ آقا بزرگ تهرانی کتاب یاد شده را تحت عنوان «براهین الفقه» ضبط نموده است. (الذریعه، ج ۳، ص ۸۳، مولفین کتب چاپی، خان بابامشار، ج ۵، ص ۵۷۰.
  25. الذریعه، ج ۴، ص ۳۱۹.
  26. همان، ج ۵، ص ۱۷۰؛ مولفین کتب چاپی، ج ۵، ص ۵۷۱؛ معجم المولفین، ج ۱۰، ص ۱۹۱؛ مصفی المقال فی علم الرجال، ص ۴۳۹.
  27. الذریعه، ج ۲۱، ص ۱۰۲.
  28. همان، ج ۲۱، ص ۱۱۰؛ مولفین کتب چاپی، ج ۵، ص ۵۷۱.
  29. همان، ج ۲۱، ص۱۲۲؛ مولفین کتب چاپی، ج ۵، ص ۵۷۱.
  30. همان، ج ۲۱، ص ۳۴۹.
  31. زعماء الشیعه، سید محسن هدایت خویی، خطی.
  32. سرلشکر آیرم، امیر لشکر تبریز در روز عاشورای ۱۳۰۴ در استخر شاهگلی با زنان بدنام به شراب خواری و الواطی پرداخت. این کار زشت، بر اهالی تبریز گران آمد و دست به تظاهرات و مخالفت زدند و آیت الله انگجی به این کار زشت آیرم اعتراض نمود و فرمود: «من نمی توانم ببینم که یک فرمانده لشکر و یک حاکم که حافظ ناموس و حیثیت عمومی است، شراب خواری کند و شیشه خالی را در استخر بیندازد و برای تفریح هدف گلوله قرار دهد. من حاضرم که این خانه بر سرم فرود آید و بمیریم به شرطی که پای رضاشاه از ایران کنده شود».
  33. زندگی و مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی، رحیم نیکبخت و صمد اسماعیل زاه، ص ۶۲.
  34. مفاخر آذربایجان، ج ۱، ص ۲۷۶.
  35. آشنای جانان، محمد الوانساز خویی، خطی.
  36. مفاخر آذربایجان، ج ۱، ص ۳۰۲.
  37. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  38. سیمای ارسباران، سعید عباس زاده، ص ۵۸.
  39. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  40. همان.
  41. همان.
  42. همان؛ ریحانه الأدب، ج ۲، ص ۸۶.
  43. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  44. سوره اعراف / ۹۷، ۹۸.
  45. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  46. علمای معاصرین ملا علی واعظ خیابانی، ص ۱۹۱؛ معجم الرجال الفکر والادب، هادی امینی، ج ۳، ص ۱۸۳؛ معجم المولفی، عمررضا کحاله، ج ۱۰، ص ۱۹۱.
  47. ریحانه الأدب، میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، ج ۲، ص ۸۶؛ المسلسلات فی الجازات، ج ۲، ص ۳۸۸.
  48. مفاخر آذربایجان، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، ج ۵، ص ۲۸۵۳؛ زعماء الشیعه، خطی.
  49. طنین تعهد، کریم فیضی تبریزی، ص ۲۶.
  50. زندگی نامه آیت الله مولانا، خطی.
  51. همان.
  52. همان.
  53. همان؛ زعماء الشیعه، خطی.

منابع

آرشیو عکس و تصویر